کارکردهای اتحاد اجتماعی در آموزه های قرآنی

rahbar86payam3قرآن به مساله اتحاد از زوایای مختلف نگریسته و به تبیین و تحلیل آن پرداخته است؛ زیرا در بینش قرآنی، اتحاد از اصول بنیادینی است که قوام جامعه بر آن نهاده شده است و بدون اتحاد به یک معنا جامعه مفهوم و معنا نمی یابد.

اما آن چه در این نوشتار مورد نظر است ، اتحاد به عنوان یک برنامه در راستای دست یابی به اهداف بلند انسانی است. قرآن به کارکردهای اتحاد از آن رو توجه دارد که امنیت و آرامش و قدرت جامعه بدان بستگی دارد و این ها اموری است که زمینه برای رشد جمعی و تعالی عمومی انسان را فراهم می آورد و جامعه برتری را ایجاد می کند که هر یک از انسان ها می توانند در سایه سار آن ظرفیت های خدادادی خویش را بروز و ظهور دهند و به مقام خلافت و انسان کامل بودن دست یابند.

مفهوم اتحاد

اتحاد به معنای یکی شدن ، یگانگی داشتن ( لغت نامه دهخدا ج ۱ ص ۸۴۴) از ریشه (و ح د) به مفهوم یکتایی و یگانگی است.(ترتیب العین ص ۸۴۲ و نیز صحاح اللغه ج ۲ ص ۵۴۷ و نهایه ابن اثیر ج ۵ ص ۱۶۰)

نگریستن در کارکرد مفهومی واژه اتفاق ( لسان العرب ابن منظور ؛ ج ۱۵ ص ۳۵۷) نشان می دهد که مفهوم این واژه با واژه اتحاد بسیار نزدیک است و تا اندازه ای همان معنا و مفهوم را بر می تاباند هر چند که نمی توان گفت که دو واژه در زبان عربی به صورت مترادف به کار می رود بلکه همواره نوعی تمایز و اختلاف جزیی در دو واژه می توان ردگیری و شناسایی کرد؛ با این همه در آیاتی که واژه اتفاق به کار رفته نیز معنای اتحاد به معنا و مفهومی که گفته شده اراده شده است.

اتحاد می تواند به دو صورت حقیقی و مجازی تصور شود. اتحاد حقیقی به معنای تبدیل دو چیز به یک چیز است؛ اگر چه تحقق چنین اتحادی در بیرون و خارج محال است.

اما اتحاد مجازی تبدیل یک چیز به چیز دیگر است که خود بر دو نوع است: گاه با پیوستگی چیزی به چیز دیگر در فرآیندی محصول سومی پدید می آید که می توان به پیوستگی آب با خاک اشاره کرد که گل محصول آن است؛ و گاه دیگر چیزی بدون امتزاج و پیوستگی با چیز دیگر صورت جدیدی به خود می پذیرد که نمونه آن تبدیل شدن آب به بخار در صورت حرارت دیدن است.

اتحاد در اصطلاح سیاسی به معنای یگانه شدن دو یا چند گروه قومی و یا چند کشور و پذیرش نظام سیاسی ، نظامی و اقتصادی واحد است که در پی آن ، به همه آن ها یک کشور و یا کشورهای متحد و یا امت اطلاق می شود. نمونه اتحاد اقوام مختلف و پذیرش نظام واحد سیاسی را می توان در ایران یافت که از گروهای قومی چندی تشکیل شده است. نمونه چند کشور و یا ایالت را می توان در ایالت متحده آمریکا و نیز امارات متحده عربی و کشور پادشاهی بریتانیا به دست داد.(المعجم الوسیط ج ۱ ص ۱۰۱۷ و نیز دایره المعارف بستانی ج ۲ ص ۴۴۰)

پیشینه اتحاد

به نظر می رسد که انسان به جهاتی گرایش به اتحاد دارد، هر چند که دشوار بتوان اتحاد در میان انسان ها را امری فطری دانست ولی انسان به سبب رهایی از زیان های جدایی و بهره مندی از سود و فواید همگرایی و یگانگی، می کوشد تا با دیگران متحد شود. از این رو نخستین اتحاد انسان بیرون از خانواده در بهشت آدم گزارش شده است. در گزارش قرآن به این نکته اشاره شده است که آدم و همسرش برای دست یابی به هدفی خاص با ابلیس که با ایشان در بهشت خاص آنان به سر می برد متحد می شوند. هر چند که خداوند پیش از این ایشان را از همرایی و همدلی با ابلیس باز داشته و وی را به عنوان دشمن آشکار معرفی کرده بود ولی ابلیس با چاره جویی توانست آن دو را همراه و همدل با خود گرداند و اتحادی در میان ایشان پدیدار شد. هدف از این اتحاد دست یابی به ملک جاودانه ( ملک لایبلی ) و مقام فنایی بوده است. بنابراین نخستین اتحاد با شخص و یا گروهی بیرون از خانواده در آن جا شکل گرفت و به جهاتی فروپاشید و به موفقیت دست نیافت.

قرآن در جایی دیگر به اتحاد میان مردمان اشاره می کند و تبیین می نماید که چگونه انسان ها پس از هبوط در زمین برای دست یابی به منافع و رهایی از مشکلات با یک دیگر متحد شده و امت یگانه ای را شکل دادند. در این جا سخن از تحقق امت یگانه به مفهوم اتحاد و امت دینی نیست بلکه به نظر می رسد که به اتحاد میان مردمان و ایجاد جامعه هم هدف اشاره شده است. آنان می کوشند تا با وحدت در هدف و وحدت در رویه و روش به اهدافی که مشخص داشته اند دست یابند. با این همه این امت و جامعه یگانه و هم قصد و هم هدف به جهاتی دچار اختلاف در برخی از مسایل جزیی می شود که برخاسته از اختلاف در منافع و یا روش است. از این رو خداوند برای هدایت ایشان و رهایی از اختلافاتی که در میان ایشان پدید آمده بود و ممکن بود جامعه انسانی بلکه خود انسان را تهدید به نیستی نماید پیامبران را همراه با قانون نوشته شده فرستاد تا با قانون در میان ایشان داوری کند. فایده قانون نوشته شده آن است که از پیش هر فرد وظیفه خویش می شناسد و موارد و مصادیق جرم و مقدار و اندازه تنبیه و مجازات آن را نیز می داند. از این رو هر کسی هم می داند که محدوده عمل او در جامعه کجاست و چه مواردی می تواند تجاوز به حقوق شمرده و مجازاتی را به همراه داشته باشد. هم چنین قانون نوشته شده که از آن به کتاب یاد شده کمک می کند تا داوری منصفانه و عادلانه باشد و در چارچوب خاصی انجام پذیرد.(بقره آیه ۲۱۳)

بنابراین قرآن گزارش کاملی را وضعیت اتحاد امت ها و ملت ها به میان می آورد که چگونه این اتحاد به جهت مسایلی به اختلاف کشیده شد و چگونه خداوند به یاری ایشان شتافت و برای رهایی از اختلاف و تشدید آن قانون نوشته و کتاب به همراه پیامبران به عنوان تبیین کنندگان و تفسیر و اجرا کنندگان و داوران فروفرستاده تا اتحاد در میان ایشان باقی و برقرار بماند.

آنان تا پیش از آن که به شکل امت ها در آیند شماری کوچکی از انسان ها بودند که در یک جامعه گرد آمده بودند و بر پایه آموزه های شفاهی پیامبرانی چون آدم (ع)و شیث (ع) و ادریس (ع) عمل می کردند. اما پس از آن که جمعیت انبوهی از ایشان در زمین پدیدار شد و در گستره زمین پراکنده شدند، ارتباط مستقیم با پیامبران از میان رفت و اختلاف کوچک میان ایشان به اختلاف بزرگ تبدیل شد. بزرگ شدن جوامع و افزایش تضاد منافع و اختلافات موجب شد تا تنها به قوانین فطری و عقلی و شفاهی شرعی بسنده نشود بلکه قوانین مکتوب جایگزین قوانین شفاهی شود. به ویژه آن که با افزایش جوامع و افزایش محدودیت ها و تنش ها ، نیاز به قوانین پیچیده تر برای مهار و تعدیل اختلاف و کاهش آن ضروری به نظر می رسید. از این روست که قرآن گزارش می کند که در آغاز مردمان امت کوچک و یگانه ای بودند ولی به زودی با افزایش جمیعتی و پراکندگی گستره زمین و تشدید اختلاف میان ایشان لازم شد تا پیامبرانی با ویژگی ای بیشتری از تبشیر و انذار فرستاده شوند . این دسته پیامبران می بایست به جامعه شکل درست و صحیحی می بخشیدند و آنان را به سوی جوامع برتر هدایت می کردند از این روست که نخستین قوانین مکتوب را می بایست شرایع آسمانی دانست ؛ زیرا انسان ها قوانین عقلانی خویش را مکتوب نمی ساختند. بنابراین می توان چنین نظری را مطرح ساخت که پیامبران به هدف ساخت جوامع برتر از سوی خداوند ماموریت یافتند که با آوردن قوانین مکتوب و نوشته شده آن را به گونه ای سامان دهند که مردمان بتواند به کمالات خویش دست یابند و به سوی خدا گرایش و ازخشم و غضبش پرهیز کنند.

از این جاست که می توان گفت که پیامبران نخستین جوامع مدنی و دولت شهرهای با قانون را بنیاد نهادند و آنان بودند که به اختلافات رسیدگی می کردند و حکومت و داوری و مدیریت شهری را به عهده داشتند. آنان نخستین پادشاهان و حاکمان واقعی بشر بوده اند.

بنابراین ققدان قانون و شریعت در هیچ دوره ای ثابت نیست بلکه تنها قرآن اشاره می کند که در بخشی از دوره های تاریخی بشر، قانون و شریعت مکتوبی وجود نداشته است؛ زیرا در این دوره مردمان جامعه و امت کوچکی را شکل می دادند که به طور مستقیم از سوی پیامبران اداره و مهار می شد و آدم و دیگر پیامبران آن را اداره و مدیریت می کردند. ( فاطر آیه ۳۴) در این دوره جامعه کوچک و ساده بود و مردمان با فطرت سالم خویش و رهنمودهای عقل و راهنمایی های شفاهی و مستقیم پیامبران اداره می شد . اما با افزایش جمعیت و پراکندگی انسانی و ایجاد اقوام در مکان های مختلف زمین و پیچیده شدن وضعیت اجتماعی و زندگی بشر است که می بایست جوامع مدنی و دولت شهرها شکل بگیرد؛ از این رو نیازمند پیامبرانی برای هر قوم و دولت شهرهمراه با قوانین مکتوب بوده است تا این جوامع را مدیریت کنند؛ به ویژه که در این زمان اختلافات نیز افزایش پیدا کرده و به خاطر تضاد منافع درگیری های نیز به وقوع پیوسته است. بنابراین لازم شد تا پیامبرانی با قانون مکتوب و حاکمیت اداری و قضایی در دولت شهرها و جوامع مدنی حضور یابند که این مطلب را قرآن در آیه ۲۱۳ سوره بقره گزارش می کند. به نظرمی رسد که دوره پیش مدنی انسان ها یعنی ایجاد جوامع مدنی با قوانین مکتوب از آدم تا زمان نوح (ع) ادامه داشته است. در این دوره است که انسان ها به جوامع مختلف تبدیل شده اند و بیشترین گستره میانرودان را اشغال کرده و دولت شهرهای بزرگ بنیاد نهاده اند.(جامع البیان مج ۲ ج ۲ ص ۴۵۶)

نقش پیامبران در ایجاد اتحاد

اختلاف به سبب بنیادی بودن و به نوعی فطری بودن، دغدغه انسان و کسانی است که به مساله انسان و مشکلاتش اهمیت می دهند. از این روست که آیات وحیانی الهی به مساله اختلافات در میان انسان توجه ویژه ای مبذول داشته و با ردگیری علل و عوامل اختلاف به چاره جویی در این حوزه پرداخته اند. به عنوان نمونه قرآن در آیه ۹۱ سوره مائده به عامل بیرونی اشاره می کند که تلاش و همت آن عامل بر این است تا دشمنی و کینه را در میان انسان ها دامن بزند و مردمان را به سوی اختلاف و تفرقه بکشاند: انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضاء.

به این معنا که اگر اختلاف در میان انسان ها را به دو دسته اصلی در حوزه عقیده و عمل اجتماعی دسته بندی کنیم ، شیطان در این میان نقش بسیار حساسی را ایفا می کند. او با دسیسه و می کوشد تا انسان ها به یک دیگر کینه ورزند و دشمنی و بغض در میان ایشان فراگیر شود. این مساله موجب می شود تا امکان همگرایی و بهره مندی از توانمندی های یک دیگر فراهم نیاید و نه تنها جامعه بزرگ بشری شکل نگیرد بلکه حتی جامعه کوچک و هسته هر اجتماعی یعنی خانواده از هم فرو پاشد. از این رو در میان همسران به عنوان عامل اصلی اختلاف ظاهر می شود.

در این میان قرآن نیز افزون بر عامل اتحاد در درون انسان به مساله عامل و یا عوامل بیرونی اشاره می کند و به نقش بسیار سازنده و موثر پیامبران و آموزه های آنان در راستای رهایی و یا حتی جلوگیری از اختلاف و رسیدن به اتحاد واقعی توجه می دهد؛ زیرا پیامبران با آوردن قوانین مکتوب آسمانی از سوی آفریدگار و پروردگارشان که مطابق عقل و فطرت انسانی است ( اعراف آیه ۱۵۷) ایشان را از اختلاف در عقاید رهایی می سازند و با ارایه شریعت و قوانین کامل و نوشته شده زندگی اجتماعی ایشان را مدیریت و در عمل اجتماعی آنان دخالت مثبت و سازنده ای می کنند و با اجرای حدود الهی و قوانین استوار و منطقی و مفید با اختلافات و یا ریشه های آن مبارزه و مقابله می نمایند.( بقره آیه ۲۱۳) و با تربیت مردم و تزکیه دل ها و آموزش مبانی اخلاق و اصول آن ( جمعه ایه ۲) با دسیسه و توطئه های اختلاف بر انگیز شیطان به مقابله بر می خیزند.

قرآن یکی از وظایف پیامبری را مدیریت اجتماعی و حکومت و داوری بر می شمارد و بیان می دارد که چگونه پیامبران در راستای ایجاد جامعه برتر و یا حفظ جوامع از اختلافات به مبارزه با افراد قانون شکن پرداخته اند. این وظیفه ای است که خداوند درباره شخص پیامبر بزرگوار اسلام بر آن تاکید می ورزد و او را به حکومت و داوری بر پایه قانون موظف می کند.

تبیین و تفسیر حقایق و روشنگری درباره موارد اختلافی به ویژه در حوزه بینش و نگرش از وظایف پیامبر اسلام (ص) شمرده شده است و آن حضرت موظف شده است تا بر پایه آموزه های وحیانی و قوانین نوشته شده الهی به تبیین مواردی بپردازد که مردمان درباره آن اختلاف کرده و با ارایه برداشت های مختلف و متنوع موجب تفرقه و اختلاف در امت می شوند. خداوند در این باره می فرماید: و ما انزلنا علیک الکتاب الا لتبین لهم الذی اختلفوا فیه ؛ ما این قانون و کتاب نوشته شده را بر تو فرو نفرستادیم جز آن که درباره اموری که مردمان در آن اختلاف کرده اند روشنگری کنی و حقیقت مطلب را بیان داری.(نحل آیه ۶۴)

پیامبر در عمل نیز بر پایه این فرموده و دستور الهی میان دو قبیله اوس و خزرج که سالیانی دور و دراز به جنگ و خون ریزی با یک دیگر مشغول بوده اند، الفت و برداری و یگانگی پدید آورد و مسائل اختلافی در میان ایشان را بر پایه آموزه های وجیانی حل و فصل نمود.

از این روست که خداوند به مومنان به ویژه دولت شهر مدینه النبی این نعمت بزرگ را یاد آور می شود که چگونه در میان ایشان الفت انداخت و دشمنی و کدورت میان آنان را به صلح و صفا و برداری تبدیل کرد.(آل عمران آیه ۱۰۳) بنابراین یکی از نعمت ها و ایام الله آن است که انسان با توجه به وضعیت کذشته به وضعیت کنونی خویش بنگرد و از این که جنگ و ناامنی به صلح و امنیت دگرگونه شده خداوند را سپاس و ستایش نماید.

این برداری و الفتی که میان مومنان به اراده و مشیت الهی پدید آمده همراه با ابزارها و روش هایی بوده است که هم انگیزه های ایجادی آن را تقویت می کرد و هم بر عناصر پایداری و دوام آن نیز می افزود. از این رو در نخستین برنامه های اجتماعی خود، پس از ورود به یثرب و ایجاد دولت شهر مدینه النبی بر پایه قانون اساسی قرآن و کتاب الهی میان انصار و مهاجران نیز عقد برداری و اخوت بست( بنابیع الموده ج ۲ ص ۲۸۹) و تقسیم بیت المال و درآمدهای عمومی میان مومنان ( انفال آیه ۱) و از میان بردن ریشه های اختلاف و دشمنی که از سوی منافقان ایجاد می شد( منافیان آیه ۸) دوستی و برادری را میان ایشان تقویت کردند.

اصول روشی پیامبر بر این پایه و اساس قرار داشت که در برابر دشمنان سخت و شدید و در برابر مومنان نرم بود. این روش بر خورد که خداوند از آن به خوش خلقی وی یاد می کند و نعمتی از سوی خدا بر می شمارد.(آل عمران آیه ۱۵۹) گاه تا آن اندازه نرم است که برخی از منافقان پیامبر را به اذن نکوهش می کنند و می گویند که او انسانی گوش به فرمان و خوش باور است و ما هر چه بگوییم آن را باور می کنند. این گونه است که خداوند با یاد کرد این خلق خوش ایشان به منافقان هشدار می دهد که این رفتار پیامبر با آن که به نیت و باطن شما آگاه است از آن روست که وی خیر شما را می خواهد از این رو پیامبر برای شما اذن خیر است که خوش باوری اش را برای نیکوکاری به شما انجام می دهد. این گونه است که پیامبر مورد ستایش خداوند قرار گرفته و به خلق عظیم ایشان وی را بزرگ می دارد.

این گونه رفتار پیامبر است که دامنه وحدت و اتحاد را در میان امت گسترش می دهد و همه حتی منافقان و مخالفان از آن سود می برند.

آثار اتحاد و یگانگی

در هر سطحی از اتحاد انسانی و شریعتی و ایمانی می توان فواید و آثاری را یاد کرد. به عنوان نمونه اتحاد و یگانگی درسطح انسانی موجب می شود تا جنگ و خون ریزی از میان انسان ها رخت بر بندد و فساد در خشکی و دریا و در محیط زیست انسانی کاهش و یا از میان برود. جوامع انسانی با صلح و صفا در کنار هم قرار گیرند و از دستاوردهای علمی و فرهنگی یک دیگر بهره مند شوند و اطلاعات و داده های علمی در میانشان به آسانی رد و بدل شود و زمینه و بستری برای رشد و بالندگی جمعی بشر فراهم آید.

در سطح شرایع نیز اتحاد موجب می شود که انسان ها درک متقابلی از یک دیگر و اصول ارزشی و دینی هم دیگر پیدا کنند و تنها خداوند به عنوان معبود پرستش شود و اتحاد کلمه موجب اتحاد در عمل و رویه و کنش و واکنش شود.

به هر حال در هر سطحی از سطوح اتحاد می توان آثاری عام و خاص را ردگیری و شناسایی کرد. در این جا به مهم ترین آثاری که قرآن برای اتحاد و یگانگی بر می شمرد اشاره می شود و به تحلیل و تبیین آن از نگرش قرآن توجه داده می شود.

نخست: امنیت و آرامش

مهم ترین دستاورد اتحاد در همه انواع و اقسام و سطوح پیش گفته ، حفظ صلح ، صفا ، آرامش و امنیت و دوری از جنگ و خون ریزی و رهایی از اختلاف و تفرقه و پیامدهای زیانبار آن است؛ زیرا اتحاد در جامعه جهانی و در سطح بشری و انسانی ، حس نوع دوستی و هم کاری متقابل را تقویت می ند و همه فتنه های اجتماعی را که از برتری جویی و اختلاف های قومی و نژادی و تعصبات کور قبیله ای سرچمشه می گیرد ، از میان می برد؛ چنان که اتحاد در سطح شرایع و پیروان ادیان آسمانی، از تنش میان آنان کاسته و اتحاد میان مومنان نیز زمینه هر گونه نزاع و درگیری را در میانشان از میان بر می دارد. به نظر می رسد که در تحلیل قرآنی اتحاد و وحدت در نهاد خانواده به عنوان کوچک ترین جامعه انسانی و هسته اصلی اجتماع ، موجب می شود تا مانع از بروز طلاق و جدایی و قطع پیوند خویشاوندی شود و در نتیجه آن جامعه ای سالم با افراد سالم پدید آید.

از این قرآن از اختلاف و تفرقه به عنوان کرانه گودال آتش جنگ و خون ریزی یاد می کند می توان دانست که چگونه اتحاد موجب می شود تا انسان وجوامع انسانی از این گودال خطرساز و هراسناک دور شوند و به ساحل امن و امنیت برسند.(آل عمران آیه ۱۰۳)

بنابراین مهم ترین دستاورد اتحاد و یگانگی را می بایست در سطوح مختلف از خانه تا امنیت جامعه تا امنیت ملی تا امنیت بین المللی و جهانی بر شمرد که بدون آن هرگز امکان آن وجود نداشت تا انسان ها به آرامش و صلح و صفا دست یابند؛ زیرا اختلاف و تششت در هر سطح موجب می شود تا دشمنان درون و بیرون وسوسه شوند و به اقداماتی دست زنند که دست کم آن سلب آرامش روحی و روانی جامعه و در سطح عالی و برتر نابودی جامعه و ملت و یا امت و یا حتی بشریت است.

دوم : رهایی از سلطه بیگانگان :

دومین اثری که قرآن برای اتحاد و یگانگی بر می شمارد، رهایی از سلطه بیگانگان ، مستکبران ، ستمگران و استعمارگران و بهره کشان و برچیده شدن حکومت و قدرت ایشان است. قرآن با اشاره به داستان فرعون و روش استعمارگری و سلطه گری او بیان می دارد که چگونه فرعون با در پیش گرفتن سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن توانسته بود سالیانی دراز بر قوم بنی اسرائیل چیره شده و بر ایشان حکومت کند و با تمام قدرت و شدت آنان را استعمار کرده و بر گرده ایشان سوار شود.

قرآن بیان می دارد که فرعون سیاست خویش را بر تفرقه اندازی میان قوم یهود بنیاد نهاده بود: و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفه منهم ؛ مردمان مصر را به گروه های چندی تقسیم کرده و گروهی را به خواری و استعضاف کشانده بود( قصص آیه ۴)

بنابراین دشمنان انسانیت همانند فرعون با استفاده از اهرم تفرقه می کوشند تا مردمان را به استضعاف کشانده از آنان بهره کشی نمایند. مفهوم این آیه نشان می دهد که در صورتی که مردمان با عوامل اختلاف مبارزه کنند و یا تن به اختلاف و تفرقه ندهند و متحد و یگانگی را در میان خویش حفظ و تقویت کنند هرگز کرفتار زورگویی و ستم ستمگران و استعمار ایشان نمی شوند. از این رو گفته شده است که از آثار اتحاد نه تنها حفظ قدرت و مکنت جامعه است بلکه در صورت وجود قدرت های استعماری می توان با اتحاد بساط ایشان را برچید و حکومتی با قدرت و جامعه ای با شوکت و عزت و اقتدار داشت.

سوم : حفظ استواری و استحکام :

بی گمان یکی از مهم ترین کارکردهای اتحاد ، استحکام و استواری در میان افراد و اقشار و صفوف مختلف جامعه است به گونه ای که دشمن در اندیشه نفوذ در این دبواره محکم دفاعی نمی افتد . دامن زدن به اختلافات کوچک و به ظاهر جزیی می تواند این دیواره را فروریزد و امکان نفوذ دشمن به لایه ای از لایه های جامعه را فراهم آورد.

قرآن هر گونه درگیری و منازعه را باعث راه یابی سستی و ضعف در صف جامعه بر می شمارد و آن را عاملی مهم در فروپاشی درونی و شکست بیرونی بر می شمارد. از این رو از هر گونه اختلاف و درگیری پرهیز می دهد و از مسلمانان می خواهد که صفوف خویش را متحد کرده و از درگیری در میان خود دوری ورزند: و لاتنازعوا فتفشلوا( انفال آیه ۴۶)

از مفهوم آیه این معنا بر می آید که اتحاد باعث استواری و استحکام صفوف مسلمانان در برابر دشمن می شود که در این صورت امکان پیروزی در برابر دشمن افزایش می یابد.

قرآن جامعه برتر را جامعه ای ترسیم می کند که همگان در آن در کنار هم آن چنان استوار در صف یگانه ای قرار می گیرند که همانند بنیان مرصوص می شوند که هیچ جیزی نمی تواند در این دیواره استوار و محکم نفوذ کند و خللی در آن پدید آورد.(صف آیه ۴۶)

چهارم : حفظ قدرت و هیمنه ؛

خداوند در قرآن از مسلمانان می خواهد که با تقویت نیرو و توان مادی و معنوی و جسمی و نظامی خویش ، جامعه ای را ایجاد کنند که دشمنان را به وحشت اندازد و زمینه و بستر رعب و هراس دشمنان را فراهم آورد.( انفال آیه ۶۰)

تصویرسازی از قدرت و شوکت دولت اسلامی حضرت سلیمان نبی(ع) و سان دیدن و رژه هر روزه از لشکر بزرگ انسان و جانور و بازدید از اسبان جنگی و نیروهای لجستگی و آماد و پشتیبان از آن رو صورت می گیرد تا قدرت دولت اسلامی و جامعه برتر به رخ دیگران کشیده شود.

قرآن هر گونه درگیری در میان مسلمانان را عاملی مهم و سرنوشت ساز مطرح ساخته و از این که مسلمانان به جان هم افتند و زمینه اختلاف در ایشان تشدید شود ، پرهیز می دهد و با اشاره به آثار اختلاف می فرماید که تنازع و درگیری موجب می شود که جامعه چنان از هم فرو پاشد که از ایشان چیزی باقی نماند . اشاره به چون رفتن باد به این نکته اشاره دارد که هیچ سودی برای مردمان نخواهد گذاشت و جامعه را اثری به جا نخواهد ماند.

اتحاد و یگانگی میان مومنان و جامعه اسلامی باعث می شود تا هیمنه و قدرت اسلامی باقی و برقرار بماند. بنابراین تنها راه قدرت و هیمنه مسلمانان آن است که اتجاد را سرلوح امور خویش قرار داده و از هر گونه نزاع و درگیر به هر عنوان و توجیهی پرهیز کنند.( انفال آیه ۴۶)

پنجم: پیروزى؛

اتّحاد مؤمنان، زمینه پیروزى آنان در صحنه هاى مبارزه با دشمنان خواهد بود. کمى و زیاد جمعیت اهمیت چندانى ندارد، مهم یکى بودن و همدلى و ترک اختلافات و نزاع هاى مخرب اتحاد یک ملت است. قرآن کریم مى فرماید:

«یأیُّهَا الَّذِینَ ءامَنُوا إذا لَقِیتُمْ فِئَهً فَاثْبُتُوا… * وَ أطیعُوا اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إنّ اللهَ مَعَ الصّابِرین»..( انفال آیه ۴۵ و ۴۶)؛ اى کسانى که ایمان آورده اید، هنگامى که با گروه دشمنان برخورد مى کنید، همه با هم ثابت قدم بمانید…و از خدا و رسول او اطاعت کنید و از نزاع و درگیرى بپرهیزید تا سست و بى آبرو نشوید و با همبستگى کامل، پایدارى کنید که خدا با صابران است.

همه مى دانیم که خدا با هر که باشد، او پیروز است؛ زیرا «وَ مَا النَّصرُ الاّ من عند الله»؛ پیروزى تحقق پیدا نمى کند، مگر به اراده ى الهى.

در جاى دیگر قرآن اتحاد و همبستگى بر محور ولایت خدا و رسول و مؤمنان را، عامل تحقق حزب(حزب به یاران موافق، هم رأى و همبسته ى کامل و به هر گروهى که خواست ها و اهداف آنان یکسان باشد، گفته مى شود) واحد دانسته و به دنبال آن وعده ى قطعى مى دهد که این حزب که همان «حزب الله» است، پیروز میدان خواهد بود. در سوره ى مائده مى خوانیم: «وَ مَنْ یَتَولَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذینَ ءامَنُوا فَإنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُون»..( مائده آیه ۵۶)

ششم: عزّت و آبرومندى؛

همبستگى و اتّحاد مؤمنان، سبب قوّت و عزّت و عظمت جامعه اسلامى است. آن چنان که گذشت، خواندیم که قرآن کریم فرمود: «وَ أطیعُوا اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ…» .( انفال آیه ۴۶)؛ و از خدا و رسول او اطاعت کنید و از نزاع و درگیرى بپرهیزید تا سست و بى آبرو نشوید.

به روشنى از آیه دریافت مى شود که اگر جامعه اختلافات را کنار بگذارد و همه با هم گوش به فرمان خدا و رسول باشند، عزت و آبروى آنان حفظ خواهد شد.

هفتم: تقواى فردى و اجتماعى؛

بسیارى دوست دارند اهل تقوا باشند، قرآن یکى از عوامل رسیدن به تقوا را همبستگى و اتّحاد بر محور دین خدا مى داند. یک مشارکت همگانى و حرکت در یک راه روشن و نورانى که همان راه خداست، ما را به مقصد تقوا مى رساند. قرآن مجید مى فرماید: «وَ إنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذلِکُمْ وصّاکُمْ بِهِ لِعَلَّکُمْ تَتَّقُون.( انعام آیه ۱۵۳)؛ و این راه مستقیم من است از آن پیروى کنید و از راههاى مختلف و متعدد (و انحرافى ) پیروى نکنید که شما را از راه حق دور مى سازد، این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش مى کند تا پرهیزگار و اهل تقوا شوید.

هشتم: نجات از درگیرى هاى مخرب؛

یافتن محور واحد براى مشارکت، همدلى و همبستگى عامل نجات از آتش جنگ هاى داخلى، نزاع و دشمنى با یکدیگر. درگیرى هایى که سد راه پیشرفت است و امکانات و نیروى انسانى را به نابودى مى کشاند.

قرآن کریم در این زمینه مى فرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَت اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّف بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَ کُنتُمْ عَلى شفَا حُفْرَه مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنهَا کَذَلِک یُبَینُ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَتِهِ لَعَلَّکمْ تهْتَدُونَ».( آل عمران آیه ۱۰۳)؛ همگى به ریسمان خدا (قرآن و اسلام و اهل بیت و هر وسیله ى ارتباطى دیگر با خدا) چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود بیاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او در میان دل هاى شما همدلى و الفت ایجاد کرد، و به برکت نعمت او برادر شدید، در حالى که بر لب حفره اى از آتش بودید، خدا شما را از آنجا برگرفت (و نجات داد)؛ این چنین خداوند آیات خود را براى شما آشکار مى سازد شاید هدایت شوید.

اعتصام به حبل الهى بالاترین مرتبه ى اتحاد ، مشارکت عمومى و همبستگى است و یکى از نتایج آن چنان که قرآن مى فرماید، رهایى از درگیرى ها، خون ریزى ها و اختلافات مخرب نظام اجتماعى و اقتصادى است.

نهم: نجات از جهنم؛

در آیه ى قبل گفته شد که خداوند همه را به همبستگى و اتحاد کرد و یاد آور شد که این اتحاد و همبستگى چه آثار ارزشمندى دارد. یکى از آثار گران بهاى دیگر که براى این همدلى و همگامى مسلمانان با یکدیگر برمى شمارد، نجات از آتش سوزاننده ى جهنم فتنه ها و اختلافات در دنیا و آخرت است: «وَ اعْتَصِمُوا بحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا… وَ کُنتُمْ عَلى شفَا حُفْرَه مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنهَا…»؛ همگى به ریسمان خدا (قرآن و اسلام و اهل بیت و هر وسیله ى ارتباطى دیگر با خدا) چنگ زنید و پراکنده نشوید… در حالى که بر لب حفره اى از آتش بودید، خدا شما را از آنجا برگرفت (و نجات داد)….

دهم: هدایت؛

نکته دیگرى که در آیه ى بالا مطرح، مطلبى است که ذیل آیه آمده است. قرآن مى فرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا… لَعَلَّکمْ تهْتَدُونَ»، یعنى اتّحاد و همبستگى بر محور خدا و بر اساس تعالیم الهى، زمینه هدایت و دستیابى به حق است. جامعه اى که بخواهد راه رشد و تکامل را پیدا و از سرگردانى و دور خود چرخیدن نجات یابد، باید همدلى و همبستگى و مشارکت عمومى را منش و روش خود قرار دهد و از فتنه ى اختلاف و منازعات سیاسى و اجتماعى بپرهیزد.

یازدهم: روسفیدى در دنیا و آخرت؛

آیات بعد از آیه اى که گذشت، باز هم به آثار ارزشمند همبستگى مى پردازد و یکى از آثار اعتصام به حبل الله و همبستگى مؤمنان را روسفیدى آنان در دنیا و آخرت مى داند:

«وَ اعْتَصِمُوا بحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا… لَعَلَّکمْ تهْتَدُونَ* … * یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِینَ اسوَدَّت وُجُوهُهُمْ أَ کَفَرْتُم بَعْدَ إِیمَنِکُمْ فَذُوقُوا الْعَذَاب بِمَا کُنتُمْ تَکْفُرُونَ * وَ أَمَّا الَّذِینَ ابْیَضت وُجُوهُهُمْ فَفِى رَحْمَهِ اللَّهِ هُمْ فِیهَا خَلِدُونَ».( آل عمران آیه ۱۰۳ تا ۱۰۶)؛ همگى به ریسمان خدا (قرآن و اسلام و اهل بیت و هر وسیله ى ارتباطى دیگر با خدا) چنگ زنید و پراکنده نشوید… روزى خواهد بود که صورت هایى سفید و صورت هایى سیاه مى گردد: اما آنها که چهره هایشان سیاه شده (به آنها گفته مى شود) آیا بعد از ایمان (و اخوت و برادرى در سایه آن) کافر شدید؟ پس (اکنون) بچشید عذاب را در برابر آنچه کفر ورزیدید؛ و اما آنها که چهره هایشان سفید شده در رحمت خداوند خواهند بود، و جاودانه در آن مى مانند. قرآن اختلاف و درگیرى را موجب کفر معرفى مى کند و تنها راه روسفیدى را که جز در سایه ى ایمان به دست نمى آید، همدلى و همبستگى مى داند.

دوازدهم: جلب رحمت الهى؛

در همین آیات قرآن کریم مشارکت همگانى بر محور واحد را موجب بهره مندى از رحمت جاودانه الهى مى داند: «وَ اعْتَصِمُوا بحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا… * … وَ أَمَّا الَّذِینَ ابْیَضت وُجُوهُهُمْ فَفِى رَحْمَهِ اللَّهِ هُمْ فِیهَا خَلِدُونَ»( آل عمران آیه ۱۰۳ تا ۱۰۷)همگى به ریسمان خدا (قرآن و اسلام و اهل بیت و هر وسیله ى ارتباطى دیگر با خدا) چنگ زنید و پراکنده نشوید… * و اما آنها که چهره هایشان سفید شده در رحمت خداوند خواهند بود، و جاودانه در آن مى مانند.

گفته شد که روسفیدى فقط در سایه ى همبستگى به دست مى آید و انسان و جامعه ى روسفید، در سایه ى رحمت الهى قرار مى گیرد و از آثار و برکات رحمت گسترده ى الهى بهره مند مى شود.

سیزدهم: محبّت خدا؛

خداوند تبارک و تعالى خطاب به نیروهاى مسلح و سربازان آماده ى مبارزه با دشمنان سعادت بشر مى فرماید: «إنَّ اللهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلُون فِی سَبیلِهِ صفّاً کَانَّهُمْ بُنیانٌ مَرْصُوص» ( صف آیه ۴)؛ خداوند کسانى را که در راه او پیکار مى کنند در حالى که همچون بنائى آهنین به پیوسته و متحدند، دوست مى دارد؛ یعنى اگر در راه خدا جان هم بدهى، باید «صفاً» باشد تا محبت خدا و دوستى او را در پى داشته باشد. به واقع اگر با نگاه دقیق به مسئله نگاه کنیم در مى یابیم که در صورت نبود همبستگى و اتحاد که در اینجا تعبیر به «صف» شده است، تمام امکانات و تجهیزات به هدر خواهد رفت. پس، نیروهاى نظامى و انتظامى که در طول عمر خود اسلحه به کف آماده ى مبارزه با دشمنان خدا و بشریت هستند، باید بدانند که باید همدل و به پیوسته و به تعبیر قرآن «بنیان مرصوص» و دژ آهنینى باشند که هیچ چیز نتواند در صفوف آنان شکاف ایجاد کند تا بتوانند به نتیجه ى مطلوب که همان جلب محبت الهى است، دست یابند و الا عمر و هستى بر باد رفته است.

عوامل اتحاد

قرآن به دو دسته از امور به عنوان عوامل اصلی اتحاد می نگرد؛ اموری که به حوزه اعتقادی و بینشی انسان باز می گردد و اموری که به شیوه رفتاری او مرتبط است. به سخنی دیگر عوامل اصلی اتحاد ، اموری هستند که به حوزه هستی شناختی و جهان بینی افراد باز می گردد و یا ارتباط تنگاتنگی با حوزه ایدئولوژی او پیدا می کند. بنابراین در دو حوزه بینشی و منشی انسان توجه می دهد و عوامل را در این دو حوزه شناسایی و ردگیری می کند.

در حوزه بینشی ( هستی شناختی و جهان شناختی ) به مساله توحید و باورهای توحیدی اشاره می کند و تبیین می کند که چگونه بینش و نگرش هستی شناختی انسان در حوزه کنش ها و منش های وی تاثیرگذار است. اگر انسان خدا را به عنوان آفریدگاری حکیم و فرزانه شناسایی کند و به عنوان پروردگاری دارای هدف بشناسد، به این مساله می رسد که اصولا هستی با هدف و انگیزه ای خاص آفریده و هدایت می شود و درگیر و تنازع در میان افراد انسانی بر خلاف هدف و انگیزه ای است که جهان آفریده شده است. از سویی به این مساله می رسد که در برابر خداوند سر تسلیم فرود آورد و به آموزه های وحیانی او عمل کند و از سوی دیگر می کوشد تا به هدف خلقت دست یابد و در مدار و محور آن حرکت کند تا بیرون از آن قرار نگیرد و به تباهی و هلاکت نیافتد. از این روست که نقش دین به عنوان مهم ترین عامل وحدت انسانی نمودار می شود و خود را بر عمل انسانی تحمیل می کند.

قرآن با توجه به این مسائل پذیرش دین کامل را عاملی مهم در وحدت و اتحاد بر می شمارد و بیان می کند که پذیرش ناقص دین به معنای اختلاف و دوری از اتحاد است. دین در مفهوم قرآنی باور به اندیشه و بینش توحیدی و هدفمندی آفرینش و باور به آموزه های وحیانی و اصول هدایتی تکوینی و تشریعی است. بنابراین دین در حقیقت تاکیدی بر همان هستی شناسی و جهان بنیی است که انسان عاقل و سالم به فطرت پاک خویش به آن دست می یابد.

پذیرش کامل دین به معنا و مفهوم پذیرش همه آن چیزی است که عقل و فطرت آن را یافته و تایید کرده است؛ از این نفی هر یک از بخش های دین نیز چیزی جز دوری از محور و مدار عقل و فطرت نخواهد بود که در نتیجه آن آدمی گرفتار اختلاف و تضاد و تنازع می شود که برآیند آن دوری از محور توحید و اصول دین است.

از نظر قرآن مهم ترین عامل در پدیداری اختلاف در میان جوامع انسانی ، عدم پذیرش اصول عقل و فطرت سالم است که به نام دین از آن یاد می شود. اختلاف در هر یک از اصول موجب می شود تا از دین کامل و حقیقی دور افتاده و دچار تبعات و پیامدهای آن گردد که اختلاف یکی از آثار طبیعی آن خواهد بود. خداوند با هشدار باش به مومنان از آنان می خواهد که دین را به طور کامل بپذیرند و از پذیرش بخشی و وازنش بخش دیگر خودداری ورزند( حجر آیه ۹۱) تا در حوزه عمل نیز گرفتار تشتت و پراکندگی نشوند: و لاتکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جائهم البینات؛ شما مومنان همانند کسانی نباشید که گرفتار تفرقه شده و در دین اختلاف نمودند پس از آن که دلایل روشن و بینات به ایشان رسید.( آل عمران ایه ۱۰۵) این بینات و دلایل روشن همان آیات وحیانی است که به تایید عقل و فطرت آمده است و آدمی را نسبت به وضعیت خود در هستی آگاه و وظیفه وی را تبیین و مشخص ساخته است تا در مسیر سازندگی و بالندگی حرکت نموده و خود را به هدف آفرینش نزدیک و یا برسانند.

بنابراین عامل اصلی اتحاد در نگرش قرآنی ، توجه کامل به دین و اصول عقل و فطرت سالم است که وی را نسبت به موقعیت ، وظیفه و هدف وی آگاه می سازد.

دومین عاملی که قرآن برای اتحاد و وحدت شناسایی و ردگیری می کند، عامل درونی در حوزه منش و کنش انسانی است. به این معنا که سلامت روح و روان فردی مهم ترین چیزی است که اتحاد انسانی را سبب می شود و انسان ها را در گرد محور و مدار واحد و یگانه ای به گردش می اندازد و از دور شدن باز می دارد. جامعه مجموعه ای از افراد سالم و عاقل و با روان پاک و سرشت وفطرت الهی است که در راستای اهداف الهی و انسانی گرد هم می آیند. انسان های ناسالم هرگز نمی تواند در محوری واحد و یگانه گرد آیند و به سوی هدف مشخصی حرکت کنند. از این رو تنها جامعه زمانی پدید می آید که انسان هایی سالم و عاقل با هدف و رویه خاص دور هم گرد آیند. بنابراین سلامت روحی و عقلی افراد به عنوان اصل مهم و مقوم اساسی در هر جامعه و اتحادی ضروری و لازم است.

بنابراین لازم است که انسان سالم با شخصیت سالم وجود داشته باشد تا جامعه و اتحادی تحقق یابد. انسان سالم نیز زمانی تحقق خواهد یافت که بر پایه فطرت و عقل حرکت کند و قوای خود را در راستای اصول بینشی و نگرشی سالم و درست تعدیل و سامان دهی نماید. این گونه است که ایدئولوژی به عنوان سیاست های اساسی انسان خود را بر جامعه و فرد سالم تحمیل می کند. هر انسانی می بایست بر پایه اصول هستی شناسی و جهان بینی خود دارای ایدئولوژی ای باشد که اهداف او را سامان دهی کرده و برنامه و سیاست های اجرایی را به او نشان دهد. دین در این حوزه نیز نقش خود را به عنوان ایدئولوژی نشان می دهد و افزون بر گزاره های هستی شناختی ، آموزه هایی را به او یاد می دهد تا بتواند خود را در راستای جهان بینی اش بسازد و به انسان سالم و درستی تبدیل گردد.

این جاست که دین به عنوان تنظیم کننده منش و کنش انسانی وارد صحنه می شود و موجبات تصحیح رفتاری و منشی و کنشی وی را فراهم می آورد. با آموزه هایی خاص قوای مخرب او را مهار و تعدیل و کنترل می کند و آن را به ابزارهای سازنده ای دگرگون می سازد. این گونه است که نخست به بازسازی درون انسان پرداخته تا نخست انسانی سالم را بپروراند تا در نتیجه آن جامعه ای سالم تحویل دهد.

این گونه است که اسلام و قرَآن به بازسازی شخصیت افراد انسانی توجه بسیاری نشان می دهد و از او می خواهد تا بر پایه آموزه های وحیانی باطن خویش را تزکیه نماید و از بیماری های اخلاقی و خصلت های ناپسند رهایی دهد تا زمینه برای رشد و بالندگی انسان کامل فراهم آید؛ زیرا بسیاری از امور فردی و باطنی که به ظاهر بستگی به روحیات فردی و شخصی دارد آثار اجتماعی مهمی دارد که می توان گفت که اهمیت اجتماعی آن بیشتر از امور شخصی آن است. به عنوان نمونه حسادت و کینه ورزی و لجاجت و شهرت طلبی و تکبر و دنیاپرستی از خصوصیات و منش ها و کنش های شخصی و فردی به شمار می آید در حالی که آثار اجتماعی آن فراتر از آن است که بتوان آن را در حوزه هنجارشناسی اجتماعی نادیده گرفت و یا در روان شناسی اجتماعی بدان ها نپرداخت. از این روست که قرآن به مسایل اخلاقی و باطنی از دریچه آثار و کارکردهای اجتماعی آن می نگرد و خواهان مهار و تعدیل و هدایت آن هاست.

بی گمان بسیار از مسایل اخلاقی به شکل هنجاری موجب می شود تا در جامعه اختلاف و نزاع پدید آید و اتحاد انسانی را دچار بحران نماید. از این روست که قرآن پیروی از القائات و وسوسه های شیطانی را عاملی مهم در تفرقه بر می شمارد.(بقره آیه ۲۰۸) و با معرفی ابلیس به عنوان دشمن آشکار بشر (مائده آیه ۹۱) بهره گیری شیطان را از توان ها و ظرفیت موجود در بشر را عاملی مهم برای تفرقه و اختلاف معرفی می کند و از سودجویی ابلیس پرهیز می دهد.( اعراف آیه ۳۸)

با نگاهی گذرا به آیات قرآن می توان دریافت که شخصیت انسانی کامل تا چه انداره در ایجاد جامعه برتر می تواند نقش مهمی ایفا کند. از این رو ، قرآن بر مباحث منشی و کنشی اشخاص به عنوان مقومات و سازندگان جامعه تاکید می ورزد و اصول جامعه شناختی خود را بر پایه روان شناسی بنیاد نهاده است. از این رو سخن گفتن از جامعه برتر بدون توجه به انسان برتر و کامل بی معنا و مفهوم است . این گونه است که قرآن پیش از سخن گفتن از آزادی اجتماعی و حقوقی و سیاسی از آزادی انسان از قید و بندهای شهوات و بند بندگی های نفس سخن می گوید و رهایی از زنجیرهای نفسانی را وظیفه نخستین هر انسانی بر می شمارد.