کار، برترین فعالیت اقتصادی

کار

بسم الله الرحمن الرحیم

کار به معنای عمل نوعی فعالیت انسانی است که بیش تر ناظر به عمل بدنی است؛ هر چند گاه در هر نوع عمل بدنی و غیر بدنی چون کار فکری نیز به کار برده می شود. از نظر قرآن، آن چه جان، جامعه و جهان را می سازد، اعمال انسانی و کارهایی است که انجام می دهد. بر همین اساس کار مهم ترین و اساسی ترین فعالیتی است که انسان از خود بروز می دهد و زندگی دنیوی و اخروی خود را بر اساس این اعمال که برخاسته از افکار و فلسفه زندگی است، می سازد و شکل می دهد. اصولا از نظر قرآن، هر انسانی بر اساس شاکله شخصیتی خود عمل و کار می کند که خود بازتابی از افکار و اعمال خود اوست. بنابراین، کار و عمل در همه جنبه های حیات مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی انسان نقش اساسی و کلیدی را ایفا می کند. در حوزه اقتصادی نیز این کار است که تعیین کننده اساسی است.

مفهوم شناسی کار

واژه کار در زبان فارسی به معنای هر آن چیزی است که از شخص یا چیزی صادر گردد یا هر آن چیزی است که شخص خود را بدان مشغول سازد. واژگان عمل و کردار نیز به عنوان مترادف این واژه به کار می رود.

در زبان عربی، واژه عمل به معنای کار استعمال می شود و عامل همان کارگر است. البته برخی فعل را نیز به معنای کار و عمل دانسته اند؛ اما میان این دو واژه فرق هایی است چنان که از استعمالات و کاربردهای قرآنی به دست می آید؛ زیرا در فرهنگ عربی، فعل عام، عمل خاص و صنع اخص است. هم چنین فعل به عاقل و غیر عاقل حتی جمادات نسبت داده می شود؛ در حالی که کم تر واژه عمل به غیر عاقل اطلاق می شود.

راغب اصفهانی در کتاب مفردات القرآن می نویسد: فعل به معنای تاثیر از سوی جهت موثر است و آن برای کار مفید و غیر مفید به کار می رود، حال با علم یا بی عمل یا با قصد یا بی قصد انجام شود و فرقی میان انسان و حیوان و جماد نیست. البته عمل مثل آن است در حالی صنع و صنعت اخص از آن فعل و عمل است. فرق میان فعل و عمل این است که عمل ایجاد اثری در چیزی است مانند گل را آجر کردن یا گیاه را زنبیل و حصیر بافتن. در این موارد واژه عمل به کار می رود نه واژه فعل ؛ زیرا فعل عبارت از هر آن چیزی است که در حالتی یافت شود که قبل آن مقدور باشد چه با سبب یا بی سبب؛ از این روست که فعل به حیوانات نیز نسبت داده می شود؛ زیرا حیوانات فعل را بدون قصد و علم انجام می دهند؛ هم چنان که به جمادات نیز نسبت داده می شود؛ در حالی که عمل به حیوان و جماد نسبت داده نمی شود، بلکه به صاحبان عقول از انسان و خدا و فرشتگان و مانند آن ها عمل نسبت داده می شود.

با نگاهی به کاربردهای قرآنی می توان گفت: صنعت به معنای احداث ابتکاری و نوآوری و بدعت در چیزی است که سابقه ای نداشته باشد ؛ البته صنعت می تواند نیک و بد باشد چنان که می تواند حسی و غیر حسی از معلوم و معقول باشد.

اما فعل به معنای احداث چیزی بریده در یک بار بدون شرط تکر است؛ در حالی که در عمل شرط تکرار مطرح است و کاری که تکرار شود دیگر به آن فعل گفته نمی شود، بلکه به آن عمل گفته می شود. پس در تحقق مفهوم عمل، شرط تکرار و استمرار مطرح است. هم چنین عمل شامل اعمال دنیوی و اخروی مانند اعمال عبادی می شود؛ پس از یک جهت عمل تعبیری عامل و در برگیرنده است؛ از همین روست که گاه خود فعل نیز به عنوان عمل مطرح می شود؛ اما صنعت به چیزی گفته شده که ممکن است تکرار و استمرار داشته باشد، اما فرق آن با عمل این است که صنعت عمل یا فعلی بی سابقه است. از این رو، به کارهایی اطلاق می شود که سابقه نداشته و در آن نوآوری و بدعت و ابتکار مطرح باشد.

به هر حال، عمل به معنای ایجاد و احداث چیزی همراه با تکرار و استمرار همراه با علم و قصد است؛ از این رو، واژه عمل را درباره ذوی العقول مانند انسان و خدا به کار می برند. در آیات قرآنی بیش از ۲۷۵ بار واژه عمل و مشتقات آن به کار رفته است.

اما واژه فعل به معنای ایجاد و احداث چیزی بدون تکرار و استمرار و هم چنین قصد و علم به کار می رود؛ از همین روست که این واژه درباره غیر ذوی العقول از حیوان و جماد نیز به کار می رود. خدا در قرآن، خود را به «فعّال لما یرید» و « ویفعل ما یشاء» ستوده است. این خود گواه بر عدم تکرار در فعل است؛ زیرا افعال الهی تکرار بردار نیست.

کلمه عمل از یک سو اعم است؛ زیرا در برگیرنده و شامل افعال و انفعال و صنعت نیز است. هم چننی کسی که عمل مستمری را دارد منتظر اجر و مزدی در نهایت است؛ از این روست که کاری را انجام می دهد؛ زیرا علم و قصد موجب شده تا عملی را انجام دهد و به طور طبیعی عامل حکیم و هدف مند است و دنبال پاداش و اجری از عمل خویش است. از همین روست که اعمال عبادی چون نماز و زکات به عنوان عمل مطرح است که اعمال مستمر و تکرار شونده است. باید توجه داشت که عملی که تکرار نشود به عنوان فعل مطرح است؛ چنان که صنعتی که تکرار شود به عنوان عمل مطرح می شود. پس مبتکر را صانع و تکرار کننده آن را عامل می گویند.

از آن چه بیان شد به خوبی می توان دریافت که مراد از کار در این جا همان مفهوم واژه عمل در زبان عربی است؛ زیرا فعلی که تکرار نشود یا صنعتی که به تکرار نیانجامد، نمی تواند کار باشد؛ از سوی دیگر، انسان کار را به هدف اجر و پاداش انجام می دهد و تکرار می کند، پس مراد از کار اقتصادی همان مفهوم عمل است که بیان شد.

کار اقتصادی هر گونه عمل تکرار شونده ای است که از روی علم و قصد برای رسیدن به اهدافی از جمله مزد و پاداش انجام می شود. بنابراین، کار اقتصادی همان عمل اقتصادی است.

در آیات قرآنی افزون بر واژه عمل و مشتقات آن، واژگانی دیگر چون سعی(بقره، آیه ۲۰۵؛ اسراء، آیه ۱۹؛ نازعات، آیه ۳۵؛ نجم، آیات ۳۹ تا ۴۱)، ابتغاء(اسراء، آیات ۱۲ و ۶۶؛ قصص، آیه ۷۳)، کسب(بقره، آیات ۱۳۴ و ۲۲۵ و ۲۸۱ و ۲۸۶؛ آل عمران، آیه ۱۶۱) و مانند آن ها برای بیان مفهوم کار استفاده شده است.

ارزش و اهمیت کار در اسلام

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر چیزی در جان، جامعه و جهان آدمی بستگی به کار و عمل انسانی دارد؛ زیرا انسان با کارهای خویش، خود ، جامعه و جهان را می سازد؛ زیرا جهان آخرت هر انسانی جز اعمال خوب و بد او نیست؛ چرا که هر کسی بهشت و دوزخ خویش را می سازد و در آخرت اعمال خویش را حاضر(وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا : کهف، آیه ۱۸) و محضر (یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ : آل عمران، آیه ۳۰) یافته ، بلکه خودش چیزی جز اعمالش نخواهد بود؛ از این رو، شخص بهشت(فَرَوْحٌ وَرَیْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِیمٍ : واقعه، آیه ۸۹) یا دوزخ (وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا: جن ، آیه ۱۵؛ إِنَّکُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ: انبیاء، آیه ۹۸) خودش می شود.

انسان هم چنین با اعمال خویش اجتماعی را می سازد که خود و دیگران در آن بده و بستان دارد و نیازهای یک دیگر را برطرف می سازنند. از همین روست که اعمال هر کسی نه تنها بر خودش و جانش تاثیر دارد، بلکه بر جامعه و اجتماعی که در آن زندگی می کند نیز تاثیر مستقیم دارد.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ اعراف، آیه ۹۶)

از نظر قرآن، اعمال انسانی بر محیط زیست و جهان نیز تاثیر می گذارد؛ از این رو می فرماید: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ؛ به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده، فساد در خشکى و دریا نمودار شده است تا سزاى بعضى از آنچه را که کرده‏ اند به آنان بچشاند باشد که بازگردند. (روم، آیه ۴۱)

بنابراین، کار و عمل انسانی نقش اساسی و تعیین کننده در همه ابعاد فردی و اجتماعی و نیز دنیوی و اخروی بشر دارد. بر همین اساس، در آیات قرآنی به مساله کار و عمل بسیار توجه و اهتمام شده و بارها در قرآن در اشکال گوناگون از مردم می خواهد به جای اعمال طالح و فساد انگیز به اعمال صالح بپردازند تا نه تنها به عنوان خلیفه الله زمین و آفریده های الهی را با کارها و اعمال خویش به کمال برسانند، بلکه خود را برای ابدیت چنان بسازند که شایسته زندگی در قرب الهی باشند.

خدا می فرماید: هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا؛ او شما را از زمین ایجاد و انشایی کرده که سابقه نداشته است و شما را برای استعمار و آبادانی در زمین به کار گماشته است.(هود، آیه ۶۱) پس آن چه باعث تغییر مثبت عمرانی نه فسادانگیز در زمین می شود، کارها و فعالیت هایی است که انسان به عنوان خلیفه الله انجام می دهد. به طور طبیعی خلیفه الهی همان اسماء و صفات مثبت و حسنای الهی را به کار می گیرد که موجب کمال و رشد موجودات و آفریده های زمینی است.

از نظر قرآن، هر موجودی رزق مقسوم و تقسیم شده ای دارد که از آن برخوردار خواهد بود(زخرف، آیه ۳۲)؛ اما اگر بخواهد بیش تر از آن رزق نصیب او شود که در اصطلاح قرآنی از آن به «فضل» یاد می شود، باید خود کار و تلاش کند و برای کسب آن به جست و جو بپردازد که در اصطلاح قرآنی از آن به «ابتغاء» یاد می شود.(اسراء، آیه ۶۶؛ قصص، آیه ۷۳؛ روم، آیه ۴۶؛ فاطر، آیه ۱۲؛ جمعه، آیه ۱۰)

کار از نظر قرآن مهم ترین و اساسی ترین کلید واژه زندگی بشر است. بنابراین، هماره بر انجام کار و عمل به ویژه صالح تاکید خاصی دارد و مردم را بدان تشویق و ترغیب می کند.(همان)

البته در این میان کارهای اقتصادی به معنای تولید و توزیع و خدمات رسانی به عنوان یک کار صالح و سازنده اجتماع انسانی مورد تاکید است؛ زیرا از نظر قرآن، قوام و ستون اصلی خیمه و چادر اجتماع، اقتصاد و اموالی است که در دست بشر است.(نساء، آیه ۵) بنابراین، برای تحقق یک اجتماع سالم بشری، لازم است تا اقتصادی شکوفا و پیشرفته با فعالیت ها و کارهای اقتصادی تحقق یابد.

از نظر قرآن، اصولا بسیاری از کارهای صالح و نیک در گرو داشتن ثروت و مالی است که با فعالیت ها و اعمال اقتصادی به دست می آید؛ زیرا اگر در کنار عبادت خاص الهی چون نماز، پرداخت زکات و انفاقات مالی مطرح است(بقره، آیه ۳)، به طور طبیعی انجام چنین رفتار هنجاری و عمل صالح در گرو و رهن اعمال اقتصادی و کارهای تولیدی و مانند آن است. از همین روست که کار و تلاش و انفاق از درآمد آن، امرى ارزشمند و مورد ستایش خدا در آیات قرآنی است.(توبه، آیه ۷۹)

ارزش گذاری کار بر اساس عرف اجتماعی

البته از نظر قرآن، هر کاری درجه و سطحی از ارزش گذاری را به خود اختصاص می دهد و این گونه نیست که همه کارها در یک سطح از ارزش گذاری باشد. از این رو، برای ارزش گذاری اعمال و کارهای نیک باید به سراغ قرآن رفت و درجه ارزش گذاری آن را یافت و بر اساس آن عمل کرد.

هم چنین در فعالیت های اقتصادی اگر بخواهیم مزد و ارزشی برای کارهای اقتصادی تعیین کنیم، باید به عرف اجتماعی و معروف مراجعه کرده و بر اساس آن نرخ گذاری داشته باشیم.(بقره، آیه ۲۲۳) بر این اساس، در کارهای اقتصادی و نرخ گذاری و تقییم و ارزش گذاری باید به سراغ عرف اجتماعی هر جامعه ای رفت و نمی توان به یک نرخ معین و مشخص جز از راه مراجعه به عرف دست یافت. این عرف اجتماعی است که قیمت گذاری می کند و نرخ کارها و ارزش گذاری آن را به عهده دارد.

حق کار و کارگری

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر انسانی دارای حق کار و عمل است. به این معنا که ساختار هستی این گونه سامان یافته که هر انسانی در گرو کار و عملش باشد؛ بر این اساس، حق کارکردن برای همگان از مرد و زن ثابت است. پس همان طوری که مردان حق دارند کار و عملی داشته و از اجر و مزد آن بهره گیرند، زنان نیز از چنین حق کاری برخوردارند و کسی نمی توانند ایشان را از کار کردن محروم کند.(نساء، آیه ۳۲)

البته به سبب تفاوت های میان مرد و زن از نظر کالبدی و اندام جسمانی نه روانی و نفسی، کارهایی که هر یک عهده دار می شوند می بایست مناسب و متناسب با کالبد و اندام ایشان باشد تا بی زحمت و عسر و حرجی بتوانند کاری را انجام و از مزد و پاداش آن بهره مند شوند. این تفاوت ها در ساختار انسانی حتی میان افراد اجتماع امری طبیعی است و نمی توان منکر این تفاوت ها و برتری ها شد. از این روست که در آیه ۳۲ سوره زخرف از برتری و فضلیت طبیعی برخی از مردم نسبت به برخی دیگر سخن به میان آمده است. همین برتری و فضلیت طبیعی موجب تسخیر و استخدام افراد جامعه نسبت به یک دیگر است. البته تسخیر و استخدام می بایست در چارچوب عدالت قسطی باشد و هر یک قسط و سهم خویش را مطالبه و اخذ کند.(حدید، آیه ۲۵)

انسان ها در انتخاب شغل متناسب و مناسب با شخصیت و جایگاه خود آزاد بوده و این از حقوق طبیعی هر انسانی است. انسان ها می توانند انواع و اقسام کارها و اشتغالات را داشته باشند که شامل معماری(قصص، آیه ۳۸)، بنایی(همان)، معدن کاری(کهف، آیه ۹۶) فلزکاری(همان؛ انبیاء، آیات ۷۸ و ۸۰؛ سباء، آیات ۱۰ و ۱۱)، سدسازی(کهف، آیات ۹۴ و ۹۶)، سنگ تراشی(حجر، آیه ۸۲)، نجاری(هود، ایه ۳۷؛ قمر، آیه ۱۳)، کشتیرانی(کهف، آیه ۷۹)، کشاورزی(بقره، آیه ۲۵)، دامداری(قصص، آیات ۲۴ تا ۲۷)، پزشکی، آموزگاری ، تعلیم صنایع (انبیاء، آیات ۷۸ و ۸۰) و مانند آن ها است.

از نظر قرآن، تعلیم و آموزش فنون و حرفه ها از کارهای مهم و ضروری است(انبیاء، آیات ۷۸ و ۸۰) که اجرت خاص خودش را دارد که بر اساس آیه ۲۲۳ سوره بقره عرف اجتماعی میزان و نرخ آن را مشخص می کند.

چنان که گفته شد، هر کسی حق دارد که هر کار و شغلی را انتخابق کند. از آن جایی که عمل و کار به هدف اجر و مزد انجام می شود، هر کاری دارای ارزشی است که عرف اجتماع آن را تعیین و مشخص می کند.(بقره، آیه ۲۲۳) بنابراین، هر کاری، داراى ارزش و بهایی است که سبب استحقاق اجرت و مزد می شود.(توبه، آیه ۶۰) در این میان، زنان و مردان، داراى حق دستمزد و تلاش خویش بوده و نمی توان به سبب جنسیت حق و حقوق عرفی آنان را نادیده گرفت.(نساء، آیه ۳۲)

این مساله یک امر جهانی بوده و اختصاص به مردمی ندارد، بلکه در همه شرایع اسلام مورد تاکید و توجه و عمل بوده است؛ چنان که اجرت گرفتن در برابر کار، مشروع در شریعت شعیب علیه السلام نیز مطرح بوده است.(قصص، آیه ۲۵)

هم چنین تعیین و اخذ اجرت در مقابل کار، در دوران یوسف علیه السلام(یوسف، آیه ۷۲) ، حضرت موسی علیه السلام (کهف، آیات ۷۷ و ۷۹)، ذوالقرنین(کهف، آیه ۹۴) و حتی امری پذیرفته شده و متعارف در دوران فرعون نسبت به اموری چون سحر بوده است(اعراف، آیه ۱۱۳؛ شعراء، آیه ۴۱)

البته از نظر آموزه های وحیانی قرآن، برخی از کارها از جمله سحر و آموزش و عمل به آن از مصادیق مکاسب حرام است که از انجام آن کارها و اعمال نهی شده است. به سخن دیگر، اسلام برخی از اعمال و کارها را نادرست دانسته و نسبت به اخذ اجرت و مزد نسبت به آن هشدار داده است.

سرمایه های کار

کارهای اقتصادی نیازمند سرمایه های گوناگونی است. از جمله این سرمایه ها می توان به توان و قدرت علمی و بدنی اشاره کرد. اگر کسی توانایی علمی یا بدنی نداشته باشد نمی تواند عهده دار کاری شود. بنابراین، ضروری است که سرمایه ای چون قدرت بدنی و غیر بدنی در اختیار باشد. البته این سرمایه ها نسبت به کارهای متفاوت و گوناگون یکسان نخواهد بود و تغییر می کند. به عنوان نمونه برای فعالیت های نظامی در سطح رهبری و مدیریت لازم است تا قدرت علمی و بدنی با هم باشد.(بقره، آیه ۲۴۷) یا برای مدیریت فعالیت های اقتصادی لازم است تا علم اقتصاد به عنوان یک سرمایه در اختیار باشد.(یوسف، آیه ۵۵)

هم چنین غیر از قدرت و توان انسانی که یک سرمایه انسانی در کارهای اقتصادی است، گاه لازم است تا انسان ابزارها و سرمایه های دیگری چون کشتی(کهف، آیه ۷۹) و اموال نقدی یا زمین و آب و مانند آن ها در اختیار داشته باشد تا بتواند به یک کار اقتصادی بپردازد.

از آیات قرآنی این معنا به دست می آید که توانایى و امانتدارى، دو شرط لازم براى استخدام کارگر است(قصص، آیه ۲۶)؛ زیرا اگر این شروط فراهم نباشد نمی تواند امید به نتیجه داشت. در حقیقت تعهد و تخصص باید در کنار هم باشد تا کار به نتیجه و سامان برسد. انسان کارگری را با شرایط خاص برای کارهای مورد نیاز استخدام کرده و به کار می گیرد و نباید بی توجه به این امور اقدام به استخدام کارگر گرفت.

هم چنین در شرایط کارگر گفته شده که با کارگر لازم است مدارا شود و و از سختگیرى بر او پرهیز.(قصص، آیه ۲۷) بنابراین، نباید به سبب وجود شرایط سخت یا بحران اقتصادی یا مشکلات فردی، از اوضاع به نفع خود سود برد و به عنوان کارفرما بر کارگر سخت گرفت. در تعیین مزد و دیگر شرایط باید انصاف را مراعات کرد و از اوضاع نابسامان فردی یا اجتماعی علیه کارگر استفاده نکرد؛ چنان که حضرت شعیب(ع) با آن که حضرت موسی(ع) از دولت فرعونی گریخته و بی پناه و تحت تعقیب بود، سوء استفاده نکرد و او را وادار به پذیرش مفاد قرارداد سخت و دشوار ننمود؛ بلکه اجازه داد تا به شکلی رضایتمندانه قرارداد کار و کارگری بسته شود.(همان)

با توجه به ساختار فیزیکی و کالبدی بشر ، بهترین زمان کار کردن روز است(اسراء، آیه ۱۲؛ قصص، آیه ۷۳؛ روم، آیه ۲۳) هر چند که برخی برای شرایط اضطراری باید از توان کار کردن در شب برخوردار باشد؛ چنان که نماز شب مثلا نیازمند توانایی بیداری درشب است.(مزمل، آیه۲۰)

لازم است تا در کارها افزون بر آغاز با نام خدا و بسم الله (هود، آیه ۴۱؛ نمل، آیه ۳۰) و لزوم توجه به مشیت الهی (کهف، آیه ۲۳) در کارهای مهم و خطیر با دیگران اهل صلاحیت مشورت کرد.(آل عمران، آیه ۱۵۹؛ نمل، آیه ۳۲؛ شوری، آیه ۳۸)

کار اسباب مالکیت

در آموزه های وحیانی قرآنی، اسباب گوناگونی چون خرید و فروش، ارث و ازدواج به عنوان اسباب مالکیت اعتباری انسان نسبت به اموال بیان شده است؛ زیرا با خرید و فروش رضایتمندانه ملکیت از شخصی به شخصی دیگر منتقل می شود و هم چنین وارثان مالک ما ترک میت می شوند و با ازدواج نه تنها همسران نسبت به یک دیگر از حق ارث برخوردارند بلکه صداق و مهریه زن راهکارهایی برای مالکیت است.

قرآن هم چنین بر نقش کار، در مالکیّت افراد بر دسترنج خود تاکید داشته و آن را از اسباب مالکیت دانسته است.(نساء، آیه ۳۲) خدا به صراحت می فرماید: وَأَنْ لَیْسَ لِلإِنْسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى؛ و این که برای انسان نیست جز آن چه کار و سعی می کند.(نجم ، آیه ۳۹) باید توجه داشت که «لام» در «لِلإِنْسَانِ» براى ملکیّت است. (المیزان، ج ۱۹، ص ۴۶) و آیه شریفه در صدد بیان قانون و قاعده اى کلّى است. برخى از مفسران بیان داشته اند: این آیه به قرینه قبل و بعد، ناظر به تلاشهاى انسان براى امور آخرت است، ولى چون بر اساس یک حکم مستقل عقلى است مى توان نتیجه آن را تعمیم داد و نسبت به هر کار و تلاشی این حکم را جاری و ساری دانست. (تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص ۵۵۳)

چنان که گفته شد زنان مانند مردان، برخوردار از حق تملّک نسبت به حاصل کار و تلاش خویش هستند.(نساء، آیه ۳۲) از نظر قرآن، کسب و کار بر روى زمین، راهى براى تأمین زندگى و روزى است.(ملک، آیه ۱۵)