چیستی علوم انسانی اسلامی

samamosیکی از پرسش های اساسی این است که آیا ما علوم انسانی اسلامی داریم که با علوم انسانی غیر اسلامی متفاوت باشد؟ با نگاهی به آموزه های قرآنی می توان به صراحت پاسخ مثبت به این پرسش داد؛ زیرا رویکرد اسلام به انسان و علوم های انسانی بلکه حتی علوم ها چه انسانی و چه تجربی با رویکرد دیگرانی که مسلمان نیستند بسیار متفاوت است. ریشه این تفاوت را می بایست در عنوانی چون «حق» یافت.

از نظر آموزه های قرآنی خداوند حق است و هر چیزی که از او برآید نیز حق خواهد بود.(بقره، آیه ۱۴۷؛ آل عمران، آیه ۶۰؛ حج، آیه ۵۴ و مانند آن ) در برابر، هر آن چیزی که حق نیست باطل است. بر این اساس انسان می بایست در هستی در پی حق باشد که همان خداوند و هرچیزی که برخاسته از اوست. نگاه انسان می بایست به هستی بر اساس این موضوع محوری باشد و بخواهد در پس هر چیزی حق را ببیند و بشناسد و در مسیر آن گام بردارد تا از باطل دور شود. انسانی که بتواند به چنین جایگاهی برسد همان انسان کامل و متکامل است؛ چنان که امیرمومنان علی(ع) به چنین جایگاهی رسیده و می فرماید: ما رَأَیْتُ شَیْئًا إلَّا رَأَیْتُ اللَهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَهُ؛ چیزی را ندیدم مگر آن که خداوند را قبل و همراه و پس از آن دیدم.(لقاء الله ، ملکی،‌ ص ۷؛ أسفار أربعه‌، چاپ سنگی‌، ج‌ ۱، ص‌ ۲۶؛ و چاپ سربی‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۷؛ أسرار الصّلوه‌، ص‌ ۶۵)

بنابراین، انسانی که در مقام خلافت الهی و مظهر اسمای خداوندی و صفاتش است، می بایست به جایی برسد که ملکوت و باطن هر چیزی را ببیند و گرفتار ظاهر آن نشود. چنین علم و دانشی است که انسان را به حقیقت رهنمون می کند و از باطل دور می دارد.

خداوند در آیات قرآنی بارها به این نکته توجه داده که انسان از توانایی علمی بسیار بالایی برخوردار است که هیچ موجودی در هستی از جمله فرشتگان از آن بهره مند نیستند.(بقره، ایات ۳۱ تا ۳۳) انسان به سبب همین استعداد ذاتی می تواند نه تنها از علوم حسی و تجربی برخوردار شود،‌ بلکه به علوم عقلانی و حتی شهودی نیز دست یابد و در همین دنیا ملکوت هستی را همانند ظواهر مادی دنیا مشاهده و تجربه کند.(انعام،‌آیه ۷۵؛ اعراف، ایه ۱۸۵ و آیات دیگر)

انسان به گونه ای آفریده شده است که همه ابزارها و منابع شناختی را در اختیار دارد. این ابزارها و منابع شناختی برای کسب علوم اختصاص به ابزارهای مادی و حسی ندارد، بلکه شامل دیگر منابع و ابزارهای شناختی علوم دیگر نیز است.(نحل، ایه ۷۸؛ مومنون، آیه ۷۸؛ و آیات دیگر)

از نظر قرآن، انسان می بایست شاکر نعمت های الهی باشد و از همه ابزارها و منابعی که در اختیار اوست برای شناخت حقایق حتی حقایق غیبی که دور از دسترس فرشتگان است و آنان نمی توانند بدان ها علم و آگاهی یابند و برای آنان غیب است(بقره، آیات ۳۱ تا ۳۳) به درستی استفاده کنند و این گونه شکرگزار نعمت های خداوندی باشد.

از نظر قرآن شکر نعمت به استفاده درست از هر نعمتی است. پس اگر بخواهیم از نعمت هایی چون گوش و چشم و دیگر حواس و نیز قلب و قوه ادراکی خود به درستی بهره گیریم می بایست آنها را در راه شناخت حق به کار گیریم تا ضمن شناخت حقایق در مسیر آن ها حرکت کرده و خود را به آن ها برسانیم و عنوان خلیفه الهی در مقام مظهریت ربوبیت آن ها را نیز به کمال شایسته و بایسته آن ها برسانیم که یکی از جلوه های آن، حرکت های آبادسازی بشر در زمین به عنوان خلیفه خداوندی است.(هود، ایه ۶۱)

بنابراین، از نظر آموزه های قرآنی، همه علوم از جمله علوم انسانی و تجربی می بایست در مقام شناخت حق و حرکت در مسیر آن و تربیت ربوبی آن حقایق ما سوی اللهی باشد.

سیر من الخلق فی الخلق بالحق

وقتی ما سخن از علوم اسلامی می کنیم اختصاص به علوم مرتبط با فقه و تفسیر و مانند آن نیست،‌ بلکه مراد همه دانش هایی است که انسان را در مسیر شناخت حق و سیر کمالی قرار می دهد؛ چرا که انسان موجودی کمال گرا و نقص گریز است و می خواهد به کمال مطلقی دست یابد که همان حق مطلق است. پس شناخت حقایق برای رسیدن به آن مقام امری طبیعی برای بشر است. اما مشکل عمده بشر آن است که در سیر خود به ویژه در علوم تجربی و بلکه حتی انسانی، عنوان حق را نادیده می گیرد و این گونه به جای شکر نعمت سر از کفران نعمت بیرون می آورد.

وقتی در علوم تجربی و انسانی حتی انسان به عنوان یک پدیده نه آفریده نگاه می شود، چنین رویکردی نگاه حقی نیست؛ این گونه است که انسان به جایی این موجودی متاله دیده شود، حیوان ناطق در بهترین حالت یا حیوان اقتصادی و یا حیوان جنسی در بدترین حالات آن دیده می شود. از این روست که سیرهای علمی ما در مداری باطل می گردد که همان سیر من الخلق الی الخلق بدون حق است. خداوند در نقد چنین سیر علمی بشر می فرماید: وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعاً وَأَبْصاراً وَأَفْئِدَهً فَمَا أَغْنَی عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلاَ أَبْصَارُهُمْ وَلاَ أَفِئِدَتُهُم مِن شَیْ‏ءٍ إِذْ کَانُوا یَجْحَدُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ؛ و به راستى در چیزهایى به آنان امکانات داده بودیم که به شما در آنها چنان‏ امکاناتى نداده‏ایم، و براى آنان گوش و دیده‏ها و دلهایى نیرومندتر از شما قرار داده بودیم، ولى‏ چون به نشانه‏هاى خدا انکار ورزیدند نه‏ گوششان و نه دیدگانشان و نه دلهایشان، به هیچ وجه به دردشان نخورد، و آنچه ریشخندش مى‏کردند به سرشان آمد.(احقاف، ایه ۲۶)

در حقیقت ابزارهای و منابع شناختی ایشان به یک معنا به شکل باطلی مورد استفاده قرار گرفته و نتوانسته از پاسخ های مناسب و ارزشمندی برای آن ها برای شناخت حقایق هستی و حرکت درمسیر آن داشته باشد. از این روست که پدیده های هستی را به عنوان آیات الله و آیات حق نمی بینند بلکه تنها به عنوان مظاهر مادی فاقد هر گونه ملکوت و باطنی می یابند و بر اساس این نگرش با آن ها تعامل داشته و بهره می برند. از این روست که تنها خود را به مظاهر دنیوی سرگرم می کنند و مسیر نهایی خود را نمی شناسند و به آن سو حرکت نمی کنند.

چنین علم و دانشی که فاقد عنصر حق باشد نمی تواند کسی را به جایی برساند و موجب کمال و تکامل شخص و جامعه شود. از این روست که روز به روز انسان را در منجلاب گناه و ظلم و باطل بیش تر غرق می کند و اجازه بهره مندی شاکرانه از نعمت را نمی دهد. بر اساس همین رویکرد به هستی به دور از دیدن حق است که تنها به کوه تراشی و کسب معادن می پردازند و خانه سازی را برای خوشبختی و سعادتی می جویند که مادی و ناپایدار و همراه با فقدان آرامش و آسایش واقعی است.

در حالی که لازم است که در نگاه خود ما همواره عنصر حق را در نظر داشته باشیم تا بتوانیم سیر درست بر مدار «مِن الخَلق إلی الخلق بالحق» داشته باشیم. اگر چنین رویکردی در همه علوم از جمله علوم انسانی و تجربی داشته باشیم در آن زمان است که شاکر نعمت خواهیم بود و به یک معنا علوم ما اسلامی خواهد بود. پس وقتی سخن از علوم انسانی اسلامی یا علوم تجربی اسلامی از جمله فیزیک اسلامی، شیمی اسلامی و مانند آن داریم به این معنا که این مواد را در راستای شناخت حق بشناسیم و برای رسیدن به آن بهره گیریم. این گونه است که دیگر فرآورده های این علوم انسان را نابود نمی سازد بلکه موجب کمال انسان می شود. از درون فیزیک و شیمی بمب های هسته ای و شیمایی بیرون نمی آید.

پس بهره برداری از همه ابزارهای شناختی و دانشی از منظر بهره برداری در چارچوب حق ، همان شکر و علم صحیحی حق شناس و کمال شناسی است که انسان را به خدا می رساند؛ اما اگر در شناخت خلق از عنصر حق محروم شویم و همواره عنصر حق را در همه ابزارها ومنابع و اهداف شناختی به کار نگیریم، چنین علمی باطل و غیر اسلامی خواهد بود.