چیستی، نشانه ها، آثار و کارکردهای تقوا

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

تقوا در آموزه های قرآنی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا دست یابی به مقامات انسانی در گرو تقوا دانسته شده است و خداوند تقوا را معیار ارزشگذاری انسان قرار داده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا کارکردها و آثار تقوا را بر اساس آموزه های قرآنی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

چیستی تقوا از منظر قرآن

تقوا از ریشه «وقی یقی وقایه» به معناى حفظ کردن خویشتن از چیزى است که انسان از آن مى‌ترسد. در اصطلاح شرع به معناى نگهدارى نفس از چیزى است که موجب گناه مى‌شود و این معنا با پرهیز از آنچه خداوند نهى نموده است، حاصل مى‌گردد و کمال آن به وسیله ترک برخى مباحات تحقّق مى‌یابد.( مفردات، الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص‌۸۸۱‌، «وقى»)

البته تقوای حقیقی به معنای ترک هر آن چیزی است که خداوند آن را ناپسند داشته و عمل به هر آن چیزی است که خداوند آن را پسند می دارد؛ از این روست که ترک واجبات و مستحبات نیز می تواند به معنای بی تقوایی باشد؛ زیرا حقیقت تقوا وقایه داشتن از جلال الهی است و انسان با بهره گیری از اعمالی که مورد رضایت خداوندی است از جلال و خشم الهی و غضبش وقایه می گیرد و خود را در سپری قرار می دهد که با رضایت مندی خداوند حاصل می شود.

به سخن دیگر، تقوا، سپر گرفتن در برابر غضب الهی از راه اعمالی است که موجب می شود تا انسان از جلال الهی به جمال الهی بگریزد و در آن پناه گیرد. پس بر خلاف تصوری که گفته شد تقوا محدود به ترک محرمات و مکروهات است، باید گفت که ترک واجبات و نیز مستحبات در درجاتی از مراتب تقوا خود گناهی است که موجب ناخشنودی و غضب الهی می شود؛ از این روست که گفته شده که گاه کمال تقوا به وسیله ترک برخی از مباحات نیز تحقق می یابد؛ زیرا در برخی از مراتب تقوا حتی انجام برخی از مباحات می تواند خشنودی خداوند را موجب شود؛ زیرا انسان هر اندازه که به خدا نزدیک تر می شود به همان میزان باید مراعات ادب بیشتری را داشته باشد و از برخی مباحات دوری ورزد؛ از این رو گفته اند: حسنات الابرار سیئات المقربین است؛ چرا که در مراتب تقرب انسان نمی بایست برخی کارها که در مرتبه ابرار جزو نیکی ها به شمار می رود، انجام دهد؛ زیرا در مرتبه تقرب جزو بدی ها محسوب می شود.

به هر حال این گونه نیست که تقوای الهی را محدود به اجتناب از محرمات و حتی مکروهات بدانیم، بلکه چنان که در روایات است تقوای الهی با ترک بدی ها و انجام نیک ها تحقق می یابد. از این روست که امام صادق (ع) می فرماید: اِعمَل بِفرائِض اللهِ تکن أتقَی النّاس؛ به واجبات الهی عمل کن تا پرهیزکارترین مردمان باشی.(جهاد النفس، ح ۲۴۲)

از همین روست که در روایات آمده است: إِنَّهُ یُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ یُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِد؛ به درستی که خداوند می آمرزد از جاهل ۷۰ ذنب قبل از این که از عالم یک گناه بیامرزد. (بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج‏۲، ص ۲۶، باب ۹ استعمال العلم و الإخلاص فی طلبه و تشدید الأمر على العالم )

البته مراد از جاهل قاصر است که توانایی علم آموزی و یادگیری را نداشته است؛ اما اگر جاهل مقصر باشد وضعیت عکس می شود چنان که در روایت دیگر آمده است: إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لِلْعَالِمِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ سَبْعَمِائَهِ ذَنْبٍ مَا لَمْ یَغْفِرْ لِلْجَاهِلِ ذَنْباً وَاحِداً؛ به درستی که خداوند می آمرزد از عالم روز قیامت ۷۰ گناه قبل از این که از جاهل یک گناه بیامرزد(جامع الأخبار، ص ۳۹ ، الفصل العشرون فی العلم)؛ زیرا جاهل مقصر کوتاهی کرده در حالی عالم تلاش علمی داشته، هر چند که از نظر عزم و اراده همانند حضرت آدم(ع) سستی ورزیده و گناهی را مرتکب شده است.(طه، آیه ۱۱۵)

به هر حال، تقوای حقیقی تقوا از خداست؛ از همین روست که در آیات قرآنی آمده : اتقوا الله. (بقره، آیات ۱۸۹ و ۱۹۴ و ۱۹۶ و ۲۰۳ و ۲۲۳ و ۲۳۱ و ۲۳۳ و ۲۷۸ و ۲۸۲ و آیات بسیار دیگر) این تقوای حقیقی با هر آن چیزی به دست می آید که انسان را از خشم و غضب الهی در امان نگه می دارد و از جلال الهی به سوی جمال الهی سوق می دهد. بنابراین، متقی کسی است که جز به رضایت و خشنودی خداوند نمی اندیشد و جز برای رضایت خداوندی گام بر نمی دارد و تنا برای خشنودی خداوند کاری را انجام می دهد یا ترک می کند.

ابوبصیر مى‏گوید از حضرت صادق از معناى آیه: «اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ‏» پرسیدم، حضرت در پاسخ فرمود: «یطاع فلا یعصى، و یذکر فلا ینسى، و یشکر فلا یکفر؛ از اوامرش اطاعت شود، و از منهیاتش سرپیچى نشود، یادش کنند و فراموشش ننمایند، و به شکر و سپاسش برخیزند، و از کفران نعمتش بپرهیزند.» (غررالحکم، ج۲، ص۴۵۱، ح۳۲۶۰)

اهمیت تقوا و آثار آن

یکی از راه های درک اهمیت چیزی توجه به آثار و کارکردهای آن چیز است؛ زیرا هر چیزی آثار و کارکرد مهم تر و بیش تر و سازنده تری داشته باشد، به همان میزان اهمیت و ارزش آن در زندگی انسان دانسته می شود.

از پیامبر(ص) در اهمیت تقوا آمده است: مَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَهِ؛ هر کس تقوا روزى اش شود، خیر دنیا و آخرت روزى او شده است. (کنزالعمال، ج۱۳، ص ۱۵۱، ح۳۶۴۷۲)

همان طوری که بیان شد تقوا، انجام عمل یا ترک کاری است که رضایت خداوندی در آن است. از همین روست که امیرمومنان علی(ع) در بیان اهمیت تقوا می فرماید: اِنَّ التَّقوى مُنتَهى رِضَى اللّه مِن عِبادِهِ وَ حاجَتُهُ مِن خَلقِهِ فَاتَّقُوا اللّه الَّذى اِن اَسرَرتُم عَلِمَهُ وَ اِن اَعلَنتُم کَتَبَهُ؛ نهایت خشنودى خداوند از بندگانش و خواسته او از آفریدگانش تقواست، پس تقوا از خداوندى بکنید که اگر پنهان کنید مى داند و اگر آشکار سازید مى نویسد. (کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۴۳، ح۲۸۷۳۱)

اما در آیات و روایات کارکرد و آثار بسیاری برای تقوا بیان شده که شامل آثار مادی و معنوی دنیوی، آثار فردی و اجتماعی، آثار مادی و معنوی اخروی است. در این جا به برخی از آثار تقوا و کارکردهای آن اشاره می شود.

  1. روزی بی احتساب: هر انسانی رزق و روزی مقدری دارد که از راه های خاص و حساب شده ای به او می رسد؛ اما اگر انسان تقوا پیشه کند، روزی از جایی که گمان نمی برد به او می رسد. خداوند در آیه ۲ و ۳ سوره طلاق می فرماید: ‌ومَن یَتَّقِ اللّهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجـا ویَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِبُ؛ هر کسی تقوای خدا پیشه گیرد خداوند برای او برونرفت قرار داده و از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد. امام علی(ع) در این باره می فرماید: لَو اَنَّ السَّماواتِ وَالارضَ کانَتا عَلى عَبدٍ رَتقا ثُمَّ اتَّقَى اللّه لَجَعَلَ اللّه لَهُ مِنها مَخرَجا وَرَزَقَهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِبُ؛ اگر آسمان ها و زمین راه را بر بنده اى ببندند و او تقواى الهى پیشه کند، خداوند حتما راه گشایشى براى او فراهم خواهد کرد و از جایى که گمان ندارد روزى اش خواهد داد.(نهج البلاغه، خطبه ۱۸۴)
  2. گشایش روزی و درهای بسته: از همین آیات و روایات پیشین این اثر و کارکرد تقوای الهی نیز معلوم شد. پس اگر کسی گرفتار تنگدستی است و می بیند که تمام درهای بر روی او بسته است می تواند با تقوای الهی درهایی را بگشاید که اصلا گمان نمی کند که از آن جا دری گشوده شود و یا کاری انجام گیرد که به نفع و سود او باشد.
  3. یقین: از آثار تقوای دست یابی به یقین است. البته یقین دارای مراتب سه گانه علم الیقین، عین الیقین(تکاثر، آیات ۵ تا ۷) حق الیقین (واقعه، آیه ۹۵؛ حاقه، آیه ۵۱) است که ارتباط تنگاتنگی با تقوای عام، تقوای خاص و تقوای اخص دارد.
  4. علم لدنی : بهره مندی از علم لدنی از آثار تقواست؛ انسانی که اهل تقوا باشد می تواند در مراتب تقوایی به جایی برسد که از علم الهی به طور مستقیم استفاده کند که از آن به علم لدنی یاد می شود؛ این علم لدنی اختصاص به حوزه ای خاص از علوم ندارد، بلکه همه معلومات هستی به طور کامل در برابر او خواهد بود که می تواند از راه رویت یا ارایه به او عنایت شود.
  5. رهایی از کوردلی و نادانی: از دیگر کارکردهای تقوا رهایی از جهالت علمی و عملی است که از راه های عادی به دست نمی آید. امام باقر (ع) می فرماید: اِنَّ اللّه عَزَّ وَجَلَّ یَقى بِالتَّقوى عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ وَ یُجَلّى بِالتَّقوى عَنهُ عَماهُ وَ جَهلَهُ؛ خداوند به وسیله تقوا بنده را حفظ مى کند از آنچه که عقلش به آن نمى رسد و کور دلى و نادانى او را بر طرف مى سازد.( کافى، کلینی ، ج ۸، ص ۵۲، ح ۱۶ ؛ التوحید، صدوق، ص۱۲۷)
  6. بهره مندی از همه خیرات: انسان با بهره مندی از تقوا از برکات الهی از آسمانی و زمینی آن بهره مند خواهد شد.(اعراف، ایه ۹۶) پیامبر(ص) می فرماید: لا یَزالُ النّاسُ بِخَیرٍ ما اَمـَروا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنـکَرِ وَ تَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَ التَّقوى فَاِذا لَم یَفعَلوا ذلِکَ نُزِعَت مِنهُمُ البَرَکاتُ وَ سُلِّطَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ وَ لَم یَکُن لَهُم ناصِرٌ فِى الارضِ وَ لا فِى السَّماءِ؛ تا زمانى که مردم، امر به معروف و نهى از منکر نمایند و در کارهاى نیک و تقوا به یارى یکدیگر بشتابند، در خیر و سعادت خواهند بود، اما اگر چنین نکنند، برکت ها از آنان گرفته شود و گروهى بر گروه دیگر سلطه پیدا کنند. نه در زمین یاورى دارند و نه در آسمان.(تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۱۸۱، ح ۲۲)
  7. افزایش عمر: یکی از آثار تقوای الهی افزایش عمر است. به این معنا که هر انسانی دو اجل معلق و مسمی دارد که اجل معلق به رفتار شخص بستگی دارد. به این معنا که می تواند آن را کاهش یا افزایش دهد. پیامبر(ص) درباره کارکرد تقوا نسبت به افزایش عمر می فرماید: مَن سَرَّهُ اَن یُنسَاَلـَهُ فى عُمُرِهِ وَ یُوَسَّعَ لَهُ فى رِزقِهِ فَلیَتَّقِ اللّه وَ لیَصِل رَحِمَهُ؛ هر کس دوست دارد که عمرش طولانى و روزى اش زیاد شود، تقواى الهى پیشه کند و صله رحم نماید.(بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۱۰۲، ح ۵۶)

نشانه های اهل تقوا

اگر بخواهیم خود یا دیگران را بشناسیم که آیا اهل تقوا هستیم یا نیستیم؟ یا در کدام مرتبه از مراتب تقوا قرار داریم، راه هایی برای شناخت این امر باطنی است که در ظاهر و گفتار و رفتار و کردار ما و دیگران خود را نشان می دهد؛ چنان که امیرمومنان امام على (ع) می فرماید: وَرَعُ الْمُؤْمِنِ یَظهَرُ فی عَمَلِهِ، وَرَعُ الْمُنافِقِ لا یَظهَرُ إلاّ عَلى لِسانِهِ؛ پرهیزکارى مؤمن در رفتارش آشکار مى‏شود و پرهیزکارى منافق جز در زبانش ظاهر نمى‏شود.(غررالحکم، ۱۰۱۲۹ و ۱۰۱۳۰)

از جمله این نشانه ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. صداقت در گفتار: راستی در گفتار و کلام امری است که هر انسانی به حکم عقل و فطرت باید داشته باشد. پس حکم تقوای عقلانی آن است که انسان راست گفتار باشد.(توبه، آیه ۱۱۹؛ مریم، آیه ۵۴) البته از آیات و روایات به دست می آید که انسان باید در همه امور صادق باشد ولی صداقت در گفتار ظاهرترین و آسان ترین نشانه در تقوای شخص است.
  2. ادای امانت: ادای امانت نیز گرایش فطری هر انسانی است و به طور طبیعی تقوای عقلانی مقتضی آن است.(نساء، آیه ۵۸؛ احزاب، آیه ۷۲) امام صادق (ع) درباره جایگاه امانت داری در حوزه تقوای الهی می فرماید: اِتَّقُوا اللّه ، وَعَلَیکُم بِأَداءِ الامانَهِ إِلى مَنِ ائتَمَنَکُم فَلَو أَنَّ قاتِلَ أَمیرِالمُؤمِنینَ علیه السلام ائتَمَنَنى عَلى أَمانَهٍ لأَدَّیتُها إِلَیهِ؛ تقواى الهى پیشه کنید و امانت را به کسى که شما را امین دانسته است، باز گردانید، زیرا حتّى اگر قاتل امیرالمؤمنین علیه السلام امانتى را به من بسپرد هر آینه آن را به او بر مى گردانم.(امالى صدوق، ص۳۱۸)
  3. وفای به عهد: هم چنین وفای به عهد نسبت به هر کسی حتی دشمن نیز از تقوای عقلانی و فطری بشر است که به طور طبیعی انسان مومن به عنوان یک ویژگی فطری و طبیعی بشر باید دارا باشد مگر آن که فطرت پاک خویش را دفن و دسیسه کرده و گرفتار فجور شده باشد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ اسراء، آیه ۳۴) امیرمومنان علی(ع) در این باره فرموده است: اِنَّ لاَهلِ التَّقوى عَلاماتٍ یُعرَفونَ بِها: صِدقُ الحَدیثِ وَاَداءُ الامانَهِ وَالوَفاءُ بِالعَهدِ و … ؛تقواپیشگان نشانه هایى دارند که با آنها شناخته مى شوند: راستگویى، امانتدارى، وفاى به عهد و… . (التوحید، شیخ صدوق، ص۶۳)
  4. سبقت در کار خیر: از دیگر نشانه های اهل تقوا سبقت جویی در کار خیر است. اصولا انسان باید در کارهای خیر هم سرعت بگیرد و هم از دیگران پیشی.(حدید، آیه ۲۱؛ آل عمران، آیه ۱۳۳؛ مائده، آیه ۴۸) امیرمومنان علی(ع) یکی از نشانه های متقی سبقت جویی اوست. ایشان می فرماید: اَلتَّقِىُّ سابِقٌ اِلى کُلِّ خَیرٍ؛ تقواپیشه براى انجام هر کار خیرى سبقت مى گیرد.( نهج الفصاحه، ح۷۸۱)
  5. حق گویی : از دیگر نشانه های اهل تقوا این است که در همه حال حق گوست و هرگز خلاف حق نمی گوید و رفتار نمی کند. امیرمومنان علی(ع) از پیامبر(ص) نقل می کند که ایشان می فرماید: اَتقَى النّاسِ مَن قالَ الحَقَّ فیما لَهُ وَعَلَیهِ؛ باتقواترین مردم، کسى است که در آنچه به نفع یا ضرراوست، حق را بگوید.(نهج البلاغه، خطبه ۱۷۸ )
  6. عدالت : شاید یکی از مهم ترین نشانه های تقوا، عدالت است؛ زیرا خداوند در آیه ۸ سوره مائده می فرماید: اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛ عدالت ورزید که آن به تقوا نزدیک تر است و تقوای الهی پیشه کنید به راستی که خداوند آن چه می کنید خبیر است. البته از آن جایی که عدالت ورزی در باره خود وخویشان سخت تر است خداوند در آیه ۱۵۲ سوره انعام بر این قسم از عدالت تاکید خاص ورزیده است.
  7. علم آموزی: یکی دیگر از نشانه های اهل تقوا علم آموزی است؛ زیرا جهل انسان را به سوی کردارهای زشت و ناپسند می برد و شخص نادانسته و از روی جهالت سخن یا کرداری را بروز می دهد که رضایت خدا و خلق در آن نیست. از همین روست که علم آموزی نشانه تقوا دانسته شده است چنان که در حدیث پیامبر(ص) آمده است.( نهج البلاغه، خطبه ۹۱)
  8. عمل مطابق علم: امیرمومنان علی(ع) از پیامبر(ص) نقل می کند که ایشان فرموده است: تَمامُ التَّقوى اَن تَتَعَلَّمَ ما جَهِلتَ وَ تَعمَلَ بِما عَلِمتَ؛ تمام و کمال تقوا این است که آنچه را نمى دانى بیاموزى و بدانچه مى دانى عمل کنى.(نهج البلاغه، خطبه ۹۱)
  9. شکرگزاری: از دیگر نشانه های اهل تقوا شکرگزاری نسبت به نعمت است. کسی که شکر نعمت را از ولی نعمت به جا نمی آورد از تقوا بهره ای نبرده است. از همین روست که از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: سُئِلَ الصّادِقُ علیه السلام عَن قَولِ اللّه عَزَّ وَجَلَّ: (اِتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ) قال: یُطاعُ فَلا یُعصى و یُذکَرُ فَلا یُنسى وَیُشکَرُ فَلا یُکفَرُ؛ از قال صادق علیه السلام درباره آیه (تقواى الهى داشته باشید آنگونه که حقّ تقواست) سئوال شد، فرمودند: از خدا فرمان مى برد و نافرمانى نمى کند، به یاد اوست و فراموشش نمى کند، شکرگزار اوست و کفران نمى کند. (غررالحکم، ج۲، ص۴۵۱، ح۳۲۶۰)
  10. محاسبه نفس در حلال و حرام: از دیگر نشانه هایی که برای متقی بیان شده محاسبه نفس نسبت به حلال و حرامی است که در زندگی اش وارد می شود. پیامبر(ص) می فرماید: لا یَکونُ الرَّجُلُ مِنَ المُتَّقینَ حَتّى یُحاسِبَ نَفسَهُ اَشَدَّ مِن مُحاسَبَهِ الشَّریکِ لِشَریکِهِ فَیَعلَمَ مِن اَینَ مَطعَمُهُ وَ مِن اَینَ مَشرَبُهُ وَ مِن اَینَ مَلبَسُهُ اَ مِن حِلٍّ ذلِکَ اَم مِن حَرامٍ؛ انسان از تقواپیشگان نیست مگر آن که سخت تر از حسابرسى شریک از شریک، از خود حساب بکشد و بداند خوردنى، نوشیدنى و پوشیدنى اش از کجاست آیا از حلال است یا حرام؟ (غررالحکم، ج۶، ص۴۴۱، ح۱۰۹۲۶)
  11. صفا و خلوص: از دیگر نشانه های اهل تقوا آن است که کردارش همه با صفا و خلوص است و در آن هیچ ریا و نیرنگی نیست. امام علی(ع) در وصف متقین می فرماید: فى صِفَهِ المُتَّقینَ ـ : بُعدُهُ عَمَّن تَباعَدَ عَنهُ زُهدٌ وَنَزاهَهٌ وَدُنُوُّهُ مِمَّن دَنا مِنهُ لینٌ وَرَحمَهٌ لَیسَ تَباعُدُهُ بِکِبرٍ وَعَظَمَهٍ وَلا دُنُوُّهُ بِمَکرٍ وَخَدیعَهٍ؛ در وصف پرهیزگاران، مى فرماید: اگر از کسى دورى مى کند، به خاطر دنیاگریزى و پاکدامنى است و اگر به کسى نزدیک مى شود، از سر خوشخویى و مهربانى است، نه دورى کردنش از روى تکبر و نخوت است و نه نزدیک شدنش از روى مکر و فریب. (نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳)
  12. پرهیز از معاصی: انسانی که اهل معصیت است نمی تواند مدعی تقوا باشد. این اجتناب و پرهیز می بایست در میان مومنان به برترین حد خود برسد که از آن به ورع یاد می شود. از این روست که پیامبر (ص) می فرماید: ثَلاثٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ فیهِ فَلَیْسَ مِنّى وَ لا مِنَ اللّه‏ِ عَزَّ وَ جَلَّ. قیلَ: یا رَسولَ اللّه‏ِ، وَ ما هُنَّ؟ قالَ: حِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجاهِلِ وَ حُسْنُ خُلْقٍ یَعیشُ بِهِ فِى النّاسِ وَ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعاصِى اللّه‏ِ عَزَّوَ جَلَّ؛ سه چیز است که هر کس نداشته باشد نه از من است و نه از خداى عزّوجلّ. عرض شد: اى رسول خدا! آنها کدامند؟ فرمودند: بردبارى که به وسیله آن جهالت نادان را دفع کند، اخلاق خوش که با آن در میان مردم زندگى کند و پارسایى که او را از نافرمانى خدا باز دارد.(خصال، ص ۱۴۵، ح ۱۷۲) امام محمد باقر (ع) نیز می فرماید: اتَّقوا اللّهَ و صُونوا دینَکُم بِالوَرَع ؛ تقوای خدا پیشه کنید و دینتان را با ورع و تقوا حفظ کنید.(جهاد النفس، ح ۱۸۸)   امام صادق (ع) نیز می فرماید: لَایَنفَعُ اجتِهادٌ لَا وَرَعَ فیه؛ کوششی که پارسایی و ورع در آن رعایت نشود، سودی نخواهد داشت.(جهاد النفس، ح ۱۸۷)
  13. تقوای از بزرگان: یکی از راه های شناخت متقی و پرهیزگار آن است که نگاه کنیم تا چه اندازه نسبت به بزرگان تقوا پیشه می گیرد و نسبت به عظمت آنان واکنش نشان می دهد؛ زیرا کسی که نسبت به بزرگان عظیم الشان تقوا را مراعات نمی کند نسبت به خداوندی عظیم نیز بی تقوا خواهد بود. امام عسکری (ع) می فرماید: مَن لَم یَتّقِ وُجوهَ النّاسِ لَم یَتّقِ اللهَ؛ آن که از مردم پروا نکند از خدا نیز پروا نمی کند.(بحارالانوار ج۷۱ ص۳۳۸)
  14. غنای الهی : انسان متقی دارای غنایی است که از خداوند به او می رسد. از این روست که امام صادق (ع) می فرماید: ما نَقَلَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَبداً مِن ذُلِّ المَعَاصِی إلَی التَّقوَی إلَّا أغنَاهُ مِن غَیرِ مَالٍ وَ أعَزَّهُ مِن غَیرِ عَشِیرَهٍ وَ آنَسَهُ مِن غَیرِ بَشَرٍ؛ خدای عزوجل بنده ای را از خواری گناهان به عزت تقوا منتقل نمی کند، مگر اینکه بدون مال و ثروت، بی نیازش می سازد و بدون خویشان و بستگان عزیزش می گرداند و وجود آدمی، او را (با خود) مأنوس قرار می دهد.(اصول کافی ج۲ ص۷۶ باب اطاعه التقوی حدیث۸)
  15. نشانه های دیگر تقوا: در خطبه متقین امام امیرمومنان علی(ع) که معروف به خطبه همام نیز است، اوصاف و احوالی برای متقین بیان شده است. آن حضرت(ع) در احوال و اوصاف متقین می فرماید: متقین در دنیا اهل فضیلت اند، سخن به صواب می‌گویند، شیوه شان اعتدال و مشی آنان تواضع است، دیده بر حرام می‌بندند و گوش به علم نافع می‌سپارند، در سختی و بلا چنان‌اند که در آسایش و راحتی، خدا چنان در نظرشان بزرگ است که غیر او را کوچک می‌بینند، تَنِشان نحیف و نیازهایشان اندک و نفسشان عفیف است، بیننده آنان را بیمار و گیج و دیوانه می‌پندارد و حال آن‌که بیمار یا دیوانه نیستند بلکه امر عظیمی با جانشان آمیخته و عقل و هوش از ایشان ربوده است، از اعمال اندک خویش خرسند نیستند و عمل بسیار خود را بسیار نمی‌پندارند، نفس را متهم می‌دارند و به رغم نیکوکاریشان نگران اعمال خویشند، اگر در ستایش ایشان چیزی گفته شود از آن سخن می‌ترسند و با خود می‌گویند «من به خویش از دیگری آگاهترم و خداوند به من از من آگاهتر است»، به آنچه باقی و زوال ناپذیر است امیدوارند و از آنچه فانی است دل بریده اند، آرزوهایشان کوتاه و خطاهایشان اندک و نفسشان قانع و خوراک‌شان مختصر و خشم‌شان خاموش و شهوت‌شان مرده است، بی تکلف و آسان‌گیرند و همواره به نیکی‌شان امید هست، به سبب دشمنی با کسانی ستم و به سبب دوستی با کسانی دیگر گناه نمی‌کنند، از دست خویش در رنج و مردم از ایشان آسوده اند، اگر از کسی دوری کنند از سر کبر نیست و اگر به کسی رو کنند از روی مکر و خدعه نیست.(نهج البلاغه، خطبه متقین) در نهج البلاغه در فقرات متعددی ، وصف تقوا آمده که در اغلب این فقرات امام به ذکر صفات اهل تقوا پرداخته است.

راه های کسب تقوا

در آیات و روایات راه های بسیاری برای کسب تقوا بیان شده است که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود.

  1. اعمالی عبادی: خداوند در آیات بسیاری اعمالی عبادی را به طور مطلق به عنوان راه کسب تقوا بیان کرده (بقره، ایه ۲۱؛ انعام، آیه ۱۵۳) و سپس در آیاتی به برخی از مصادیق آن اعمال از جمله نماز، روزه(بقره، آیه ۱۸۳)، حج(حج، آیه ۳۷) و مانند آن ها به عنوان ها راه های کسب تقوا اشاره نموده است. امام صادق (ع) می فرماید: اِعمَل بِفرائِض اللهِ تکن أتقَی النّاس؛ به واجبات الهی عمل کن تا پرهیزکارترین مردمان باشی.(جهاد النفس، ح ۲۴۲)
  2. ازدواج: از راه هایی که موجب می شود که انسان به تقوا برسد، ازدواج است. پیامبر(ص) می فرماید: ما مِن شابٍ تَزَوَّجَ فى حَداثَهِ سِنِّهِ اِلاّ عَجَّ شَیطانُهُ : یا وَیلَهُ ، یا وَیلَهُ! عَصَمَ مِنّى ثُلُـثَى دینِهِ ، فَلیَتَّقِ اللّه العَبدُ فِى الثُّـلُثِ الباقى ؛ هر جوانى که در سن کم ازدواج کند ، شیطان فریاد بر مى آورد که : واى برمن ، واى بر من! دو سوم دینش را از دستبرد من ، مصون نگه داشت . پس بنده باید براى حفظ یک سومِ باقى مانده دینش ، تقواى الهى پیشه سازد .(نوادر راوندى، ص ۱۱۲)
  3. دوست صالح: از راه های کسب تقوای الهی انتخاب دوست صالح است. لقمان حکیم (ع) می فرماید: یا بُنَىَّ لاتَعدُ بَعدَ تَقوَى اللّه مِن اَن تَتَّخِذَ صاحِبا صالِحا؛ فرزندم! بعد از تقواى الهى، از گرفتن دوستِ شایسته نگذر.(الاخوان، ص ۱۱۰، ح ۲۵)
  4. جهاد در راه خدا: جهاد در راه خدا از اعمال عبادی است که همانند نماز و روزه و حج موجب تقوای الهی می شود. امیرمومنان امام على (ع) می فرماید: إِنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّهِ فَتَحَهُ اللّه لِخاصَّهِ أَولیائِهِ وَ هُوَ لِباسُ التَّقوى وَ دِرعُ اللّه الحَصینَهِ وَ جُنَّتُهُ الوَثیقَهُ؛ براستى که جهاد یکى از درهاى بهشت است که خداوند آن را براى اولیاى خاص خود گشوده است. جهاد جامه تقوا و زره استوار خداوند و سپر محکم اوست.(نهج البلاغه، خطبه ۲۷)
  5. توکل: راه دیگری که در روایات برای کسب تقوا بیان شده همان توکل است. پیامبر (ص) می فرماید: مَن أحَبَّ أن یَکونَ أتقَی النّاس فَلیَتَوَکَّل عَلَی اللهِ تَعالَی؛ هر که دوست دارد با تقواترین مردم باشد به خدای تعالی توکل کند.(من لا یحضره فقیه ج۴ ص۴۰)

البته در آیات و روایات روش کسب تقوا، نشانه ها، آثار و کارکردهای بسیار دیگری بیان شده که نمی توان در این مقال به همه آن ها پرداخت. در آیات قرآنی بیش از ۵۰ اثر و کارکرد برای تقوا بیان شده که در جایی دیگر به آن پرداخته خواهد شد.