چگونه زندگی را آسان کنیم؟

ثروت

بسم الله الرحمن الرحیم

بسیاری از مردم، زندگی را بر خود سخت می گیرند و زندگی نیز بر آنان سخت گیری می کند، به طوری که لسان الغیب حافظ شیرازی نیز می گوید: «سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش.» گاه دیگر، آغاز کاری آسان است، ولی در میانه یا پایان کار به سختی و مشکل می افتد و انسان را به شدت گرفتار کرده و به رنج و شقاوت می افکند؛ چنان که حافظ در این باره نیز می فرماید: «که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها.»

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، بخشی از سختی ها، مشکلات، دشواری ها، رنج ها و شقاوت ها، پیامد رفتارهای خود انسان و انتخاب های نادرست است، به طوری که اگر انتخاب یا رفتار مناسب و درستی باشد، آسانی تا آخر کار با ما خواهد بود و به جای احساس شقاوت، احساس سعادت و خوشبختی در انسان پدید می آید.

اگر کسی بخواهد از شقاوت به سعات و از سختی به آسانی برسد می بایست بر اساس معیارهایی عمل کند که سنت های حاکم بر هستی اقتضای آن را دارد. قرآن به عنوان کتاب راهنمای انسان به زندگی سعادتمند در دنیا و آخرت، بهترین مجموعه ای است که می توان به آن استناد کرد و زندگی آسانی و خوشبختی را در دنیا و آخرت تجربه کرد.

تیره بختی و بدبختی سرانجام بی خدایی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسی که خدا شناس نیست و از خدا اطاعت نمی کند، در دنیا و آخرت به بدبختی و سختی و تیره بختی دچار می شود. البته ممکن است کسی خدا را قبول داشته باشد، ولی در عمل هیچ نقشی این ایمان و باور در زندگی او نداشته باشد؛ چنین شخصی نیز دچار سختی و بدبختی می شود.(مومنون، آیات ۱۰۵ و ۱۰۶) البته خدا در قرآن تبیین می کند، این پذیرش خدا به معنای پذیرش اسلام و شرایع اسلامی و اطاعت از پیامبران و اولیای معصوم(ع) است؛ بنابراین، عدم پذیرش یا عدم اعتنا به این امور نیز خود عامل بدبختی و سختی و مشکلات خواهد بود.(شمس، آیات ۱۱ تا ۱۴)

این افراد به سبب این که در فکر و عمل، خدا را از زندگی کنار گذاشته و بر اساس هواهای نفسانی خویش، فلسفه و سبک زندگی خویش را سامان داده اند، خدا در زندگی آنان نقشی نخواهد داشت و به یک معنا خدا را از زندگی خویش کنار نهاده و نسبت به آن خود را به کوری و نابینایی زده اند؛ چنین افرادی موجب خشم الهی قرار گرفته و پیامد آن نیز زندگی سخت و بدبختی در دنیا و آخرت خواهد بود.(طه، آیات ۱۲۳ و ۱۲۴)

به سخن دیگر، زندگى سخت و نکبت بار در دنیا و آخرت، اعراض از یاد خدا در فکر و عمل است؛ زیرا چنین شخصی ربوبیت و پروردگاری خدا را نادیده گرفته و هیچ گونه ارتباطی را با پروردگار خویش برقرار نمی کند تا از مقام ربوبیت و پروردگاری خدا بهره مند شود.

عوامل و بسترهای آسانی و سختی و بدبختی

از نظر قرآن، کسانی از آسانی به رنج و سختی گرفتار می آیند که گرفتار بی خدایی یا بی اعتقادی به اسلام و شرایع آن و عدم اطاعت از رهبران الهی هستند. این گونه خدا نسبت به آنان خشم گرفته و آنان را در زندگی دنیوی و اخروی به شقاوت و رنج می افکند. به عنوان نمونه حضرت آدم(ع) با آن که خداشناس بود، ولی به سبب پیروی از هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی به جای عمل به احکام الهی، از زندگی آسان و خوشبخت خود خارج می شود و گرفتار شقاوت می شود. بر اساس آیات قرآنی، حضرت آدم(ع) در بوستانی زندگی می کرد که از نظر آب و هوایی و امکانات و غذا و پوشاک و مسکن و مانند آن ها به هیچ چیزی نیاز نداشت؛ چرا که همه چیز بدون هیچ رنج و دردی به سادگی و آسانی در دسترس بود؛ اما آن حضرت(ع) با سبب مخالفت با فرمان الهی نسبت به عدم چشیدن میوه درخت ممنوع، خود را به رنج افکند: قُلْنَا یَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَکَ وَلِزَوْجِکَ فَلَا یُخْرِجَنَّکُمَا مِنَ الْجَنَّهِ فَتَشْقَى؛ إِنَّ لَکَ أَلَّا تَجُوعَ فِیهَا وَلَا تَعْرَى وَأَنَّکَ لَا تَظْمَأُ فِیهَا وَلَا تَضْحَى… فَأَکَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّهِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى؛ پس گفتیم: اى آدم در حقیقت این ابلیس براى تو و همسرت دشمنى خطرناک است زنهار تا شما را از بهشت به در نکند تا شقی و تیره‏ بخت گردى. در حقیقت براى تو در آنجا این امتیاز است که نه گرسنه مى ‏شوى و نه برهنه مى‏ مانى و هم اینکه در آنجا نه تشنه مى‏ گردى و نه آفتاب‏زده… پس به وسوسه شیطان وقتی از آن درخت ممنوع خوردند و برهنگى آنان برایشان نمایان شد و شروع کردند به چسبانیدن برگهاى بهشت بر خود و این گونه آدم به پروردگار خود عصیان ورزید و بیراهه رفت.(طه، آیات ۱۱۷ تا ۱۲۱)

پس از نظر قرآن، رفتار انسان است که آسانی را به سختی تبدیل کرده و خوشبختی را به بدبختی؛ چنان که حضرت آدم(ع) خودش با رفتارهای ضد شریعت و خلاف قانون خدا خود را از بسیاری از امور محروم کرد و از آسانی به رنج و بدبختی انداخت.

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان دریافت که چه عواملی موجب می شود تا انسان از آسانی به سختی یا از سختی به آسانی برسد. از جمله این موارد می توان به این امور اشاره کرد:

  1. احساس نیاز یا بی نیازی: از نظر قرآن، انسان موجودی فقیر و نیازمند است؛ زیرا فقر وجودی وهویتی او موجب می شود تا در ایجاد و بقا نیازمند خدای غنی باشد.(فاطر، آیه ۱۵) اما برخی از انسان ها بلکه اکثریت آنان، گرفتار احساس دروغین استغنا و بی نیازی هستند. این حالت بیش تر در کسانی ظهور و بروز می کند که از نظر مالی و ثروت از وضعیت خوبی برخوردار هستند. این گونه است که در دام احساس استغنا می افتند و دیگر خدا را بنده نیستند و هیچ انفاق و صدقه ای نمی کنند تا نیازمندی را دستگیری کنند و به یاری و کمک او بشتابند.(لیل، آیات ۸ و ۱۵) از نظر قرآن، چنین احساس دروغینی موجب می شود تا گرفتار خشم الهی شده و از آسانی به رنج و سختی افتد و خوشبختی را از دست دهد؛ بنابراین، لازم است تا برای حفظ آسانی یا تغییر وضعیت سختی به آسانی، فکر و عمل خویش را اصلاح کند و جایگاه فقر وجودی خویش را بشناسد و بنده خدا بوده و با انفاق و صدقات محبت الهی را به سوی خویش جلب یا حفظ کند. خدا در آیاتی از قرآن از جمله همین آیات پیش گفته، به مومنان می فرماید برای حفظ آسانی و سعادت و دوری از شقاوت و رنج بهتر آن است که انسان انفاقات مالی داشته باشد.(همان) البته شکی نیست که انفاقات مالی و صدقات می تواند واجب و مستحب باشد. شکی نیست که انسان باید به این نکته توجه داشته باشد که انفاقات واجب چون پرداخت زکات بسیار مهم و اساسی تر است و تلاش کند تا هماره به واجبات مالی خویش در قالب خمس و زکات عمل کند تا شرایط آسانی حفظ یا از سختی به آسانی تبدیل شود. از نظر قرآن، کسانی که زکات واجب مالی خویش را انجام می دهند از هر گونه رنج و شقاوت و سختی در امان خواهند ماند.(مریم، آیات ۳۱ و ۳۲)
  2. تقوا یا بی تقوایی: از نظر قرآن، تقوای الهی عامل بسیار مهم در ایجاد شرایط خوب و مناسب برای بشر است. کسانی که اهل تقوا باشند، اگر در شرایط سخت عسر و حرج باشند، با تقوا می توانند خود را از عسر و سختی نجات دهند و به آسانی برساند؛ چرا که خدا راه های برونرفت از مشکلات و سختی ها را به او نشان می دهد تا به شرایط مناسب و آسانی برسد. (طلاق، آیات ۲ و ۳) در برابر کسی که بی تقوایی پیشه می کند گرفتار شقاوت و رنج و سختی خواهد شد(لیل، آیات ۱۵ و ۱۷) چرا که خدا در این آیات با تقابل «اشقى» با «اَتقى» بر آن است تا فاصله گرفتن از تقوا، به عنوان عامل شقاوت معرفی کرده است.
  3. حضور یا غفلت از یاد خدا: از نظر قرآن کسی که اهل حضور قلب و یادخدا و ذکر الله باشد، وضعیت مناسبی خواهد داشت و زندگی آسانی را تجربه می کند؛ اما کسی که گرفتار غفلت از خدا باشد، شرایط بر او سخت خواهد شد و گرفتار شقاوت و سختی می شود.(طه، آیات ۱۲۴ تا ۱۲۶) خدا در جایی دیگر به این نکته توجه می دهد که ذکر الله و عدم یاد کرد خدا از مهم ترین عوامل در سعادت و شقاوت انسان است. پس اگر انسان گرفتار سختی و رنج و مشکلات می شود به سبب همین غفلت از ذکر الله است.(اعلی، آیات ۱۱ تا ۱۵)
  4. محبت والدین یا عاق والدین: کسی که والدین احسان کند مورد عنایت الهی قرار می گیرند و زندگی خوب و خوشی را تجربه کرده و از شقاوت و رنج در امان مانند؛ اما با عاق الوالدین شخص گرفتار شقاوت و بدبختی خواهد شد.(مریم، آیه ۳۲) البته این معنا بر اساس روایت امام صادق(علیه السلام) است که آن حضرت براى عاقّ والدین به این آیه استدلال کردند. (تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۳۳۵، ح ۷۱؛ تفسیر الصافى، ج ۳، ص ۲۸۱) پس کسی که نیکی به والدین نداشته باشد، گرفتار شقاوت بوده و اگر نیکی و احسان کند، بهره مند از سعادت بوده و از شقاوت رهایی یافته یا اصلا گرفتار آن نمی شود.
  5. تزکیه یا عدم تزکیه: از نظر قرآن، تزکیه نفس و تزکیه مال با پرداخت زکات عامل مهم در حفظ آسانی و سعادت و خوشبختی و ترک آن ها عامل بدبختی و شقاوت است. بنابراین، اگر کسی بخواهد سعادت و آسانی را حفظ یا از سختی به آسانی برسد می بایست تزکیه نفس و تزکیه مال را در نظر داشته باشد و به خودسازی و پاکسازی نفس و مال بپردازد.(اعلی، آیات ۱۱ تا ۱۴؛ شمس، آیات ۹ تا ۱۲؛ لیل، آیات ۱۵ تا ۱۸)
  6. توجه به پروردگار یا عدم توجه: از نظر قرآن، خدا در مقام ربوبیت و پروردگاری است که شرایط را سخت یا آسان می کند و شقاوت یا سعادت را رقم می زند. کسی که به ربوبیت و پروردگاری خدا توجه و اهتمام دارد و با قلب و زبان و عمل خویش خدا را به عنوان پروردگار و رب می خواند، زندگی آسانی و خوشی خواهد داشت؛ و گرنه با غفلت و بی توجه به پروردگار سختی و رنج و شقاوت برای رقم می خورد.(مریم، آیات ۴ و ۴۸)
  7. عمل یا عدم عمل به شریعت: کتاب های آسمانی حاوی معارف و احکام هستند که فلسفه و سبک زندگی انسان را سامان می دهد. کسانی که به کتاب الله و شرایع عمل می کنند زندگی آسان و خوشی خواهند داشت و اگر بر خلاف آن عمل کنند به سختی و شقاوت می افتند.(مریم، آیات ۳۰ و ۳۲)
  8. دعا و عدم دعای عبادی به پیشگاه خدا: از نظر قرآن، دعا و نیایش به پیشگاه خدا بیانگر گرایش ذاتی شخص به عبودیت و بندگی و رهایی از استکبار و استنکاف از بندگی است.(غافر، آیه ۶۰) خدا در قرآن به این نکته توجه می دهد که اگر کسی بخواهد در آسانی و خوشبختی باشد می بایست دعا و نیایش را در دستور کار خویش قرار گیرد؛ زیرا عدم دعا و نیایش به معنای استکبار ورزی است که شقاوت و رنج را به دنبال خواهد داشت(مریم، آیات ۴ و ۴۸)؛ زیرا «با» در «بدعائک» براى مصاحبت است و معناى آیه این است که با دعا به درگاه تو از خواسته ام محروم نمى شدم و همواره مستجاب الدّعوه بوده و گرفتار شقاوت و رنج نمی شوم. (تفسیر التحریروالتنویر، ج ۸ ، جزء ۱۶، ص ۶۵ – ۶۶؛ تفسیر الصافى، ج ۳، ص ۲۷۳) پس از نظر قرآن هر گونه ترک عبادت از جمله دعا و نیایش که ابزار و وسایل جلب رضایت الهی است، می تواند شقاوت را به دنبال داشته باشد؛ چنان که دعا و عبادت های دیگر می تواند موجب آسانی و خوشی و خوشبختی شود.(همان؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج ۸ ، جزء ۱۶، ص ۱۲۲ – ۱۲۳؛ الجوهر الثمین، ج ۴، ص ۱۲۳)
  9. نماز یا ترک نماز: از نظر قرآن انسان برای بندگی آفریده شده و غایت مخلوق آن باشد که عبادت خدا کند.(ذاریات، آیه ۵۶) بر این اساس هر گونه عبادتی موجب آسانی و خوشی و خوشبختی می شود؛ چنان که ترک عبادت از هر نوعی موجب شقاوت و سختی و رنج می شود. البته برخی از اعمال عبادی هم چون نماز، زکات و دعا از اهمیت بیش تری برخوردار است؛ زیرا نوعی اتصال انسان به خدا و رهایی از چنگال ثروت و قدرت را موجب می شود و انسان را از غرور و استکبار در می آورد. از همین روست که در آیات قرآنی ارتباط تنگاتنگی میان خوشبختی با نماز و مانند آن ها برقرار شده تا بنده بداند که عامل و بستر دست یابی به آسانی و خوشی و خوشبختی نماز و مانند آن ها است.(مریم، ایات ۳۱ و ۳۲؛ اعلی، آیات ۱۱ تا ۱۵)
  10. معاشرت یا عدم معاشرت با کافران: از نظر قرآن، معاشرت اجتماعی امری پسندیده و خوب است؛ زیرا نیاز عاطفی انسان بدان برآورده می شود؛ اما باید توجه داشت که افکار و اندیشه ها و رفتارها نیز تحت تاثیر همین معاشرت خواهد بود؛ بنابراین، لازم است تا در ارتباط و معاشرت به این نکته توجه شود که برای دست یابی به سعادت و آسانی و خوشی لازم است با مومنان ارتباط و معاشرت داشته و از معاشرت با کافران اعتزال کرده و این معاشرت را ترک کند.(کهف، آیات ۱۶ و ۵۰؛ مریم، آیه ۴۸)
  11. هدایت و عدم هدایت: از مهم ترین عوامل موثر در آسانی و سختی را می بایست در هدایت و ضلالت افراد جست. از نظر قرآن کسانی که بر هدایت الهی بوده و بر اساس اسلام و شرایع آن عمل می کنند، نه تنها به آسانی می رسند، بلکه این آسانی و خوشی در قیامت نیز با آنان خواهد بود؛ برعکس هر کسی گرفتار ضلالت شود، گرفتار شقاوت و سختی در دنیا و آخرت خواهد شد.(طه، آیه ۱۲۳) البته در این امر مشیت و عنایت الهی نیز نقش بسیاری دارد و باید از خدا خواست تا مشیت خویش را بر هدایت و رهایی از ضلالت قرار داده و نیز برکت را به انسان عنایت کند تا در سایه برکت الهی از سعادت بهره مند بود و زندگی خوش و آسانی داشته باشد.(مریم، آیات ۳۱ و ۳۲)