چگونه با طیبات، طیب شویم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان نیازهایی دارد که باید به آن ها پاسخ های مناسب و شایسته ای بدهد؛ زیرا در غیر این صورت آسیب جدی به خود و دیگران وارد می سازد. پاسخ به نیازهای واقعی نیازمند شناخت خود، نیازها و نیز ابزارهای برآورد نیاز است. اگر انسان نیازهای واقعی خود را نشناسند، ممکن است خود را سرگرم و معطل نیازهای کاذب و غیر واقعی کرده و از نیازهای واقعی خود غافل شود؛ چنان که عدم شناخت نسبت به ابزارهای پاسخ به نیازهای واقعی ممکن است، وی را از پاسخگویی شایسته و مناسب بازدارد و هم چنان نیازهای واقعی، پاسخ های واقعی دریافت نکند. بنابراین، شناخت از نیازهای واقعی و ابزارهای واقعی پاسخ به نیاز، از مهم ترین دغدغه های هر انسانی است.

یکی از اصطلاحات قرآنی، طیبات است. طیبات جمع طیب به معنای چیزى است که با نفس سازگار بوده و بر طبیعت اولیّه خود باقی و بر قرار باشد که خالق و آفریدگار هستی آن را آفریده است ، بدون این که با چیزى مخلوط گردد که سبب فساد و تیرگى آن است. پس وقتی از انسان طیّب سخن به میان می آید به معنای آن است که خالى از هر گونه پلیدى جهل، فسق و اعمال زشت بوده، و آراسته به علم، ایمان و اعمال نیک باشد.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۵۲۷، «طیب»؛ المیزان، علامه طباطبایی، ج ۱۲، ص ۲۳۶.)

واژه طیب در مقابل خبیث است که به معنای امری ناسازگار با طبیعت بشر است و آثار سوء و بدی را بر انسان به جا می گذارد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان در اصل خلقت، موجودی طیب است و برای بقای در این حالت لازم است تا از طیبات بهره مند شود و از خبائث اجتناب کند.

البته باید توجه داشت که اصطلاح طیب در دایره وسیعی به کار برده می شود؛ از این روست که از اجسام طیب مانند زمین(اعراف، آیه ۵۸)، درخت طیب(ابراهیم، آیات ۲۴ و ۲۵)، حیات طیب(نحل، آیه ۹۶)، خوردنی های طیب(بقره، آیات ۵۷ و ۱۶۸ و ۱۷۲)، سخن و تحیت طیب(نور، آیه ۶۱)، کلمه طیب(فاطر، آیه ۱۰؛ حج، آیه ۲۴؛ ابراهیم، آیات ۲۴ و ۲۵)، مال طیب(بقره، آیه ۲۶۷) مردان و زنان طیب(نور، آیه ۲۶)، مرگ طیب(نحل، آیات ۳۱ و ۳۲) و مانند آن ها سخن به میان آمده است.

به سخن دیگر، هر چیزی که بر فطرت الهی باقی باشد، چیز طیب است؛ اما با تغییراتی که در فطرت هر چیز ایجاد می شود، به خبیث تبدیل شده و کارکرد اصلی خود را از دست می دهد. البته برخی از چیزها با آن که بر فطرت خود هستند، برای انسان مناسب و سازگار نیست؛ زیرا طبیعت آنان در تضاد با طبیعت انسانی است. از این روست که شناخت طیبات از خبائث لازم است و از آن جایی که عقل انسانی به تنهایی توانایی شناخت طیب از خبیث را ندارد، نقل به کمک عقل آمده است و وحی الهی به تبیین طیب از خبیث پرداخته است. بنابراین، راه شناخت طیب از خبیث شامل راه های عقلی و نقلی می شود. بر همین اساس است که قرآن گاه در مقام تبیین گری به معرفی طیبات و خبائث می پردازد و گاه به عقل انسانی ارجاع می دهد و از صاحبان خرد و اندیشه می خواهد تا با توجه عقلانیت به جداسازی پرداخته کند.(مائده، آیه ۱۰۰)

اهمیت و آثار ارزشی طیبات

برای درک بهتر موضوع بهتر آن است تا به اهمیت و آثار ارزشی طیبات در برابر خبائث پرداخته شود؛ زیرا این گونه می توان دریافت که چرا شناخت طیب از خبیث و بهره مندی از طیب و اجتناب از خبیث لازم و ضروری در زندگی انسان است. البته چنان که از تعریف طیب دانسته شد، انسان اگر بخواهد در مسیر سلامت و صلاح حرکت کند، لازم است تا شناختی نسبت به طیبات و مصادیق آن داشته باشد؛ زیرا طیب هر آن چیزی است که با نفس انسان سازگار است و در سلامت و صلاح او نقش اساسی ایفا می کند و این امکان را برای انسان فراهم می آورد تا زندگی سالم و صالح را در دنیا و آخرت تجربه کند. بنابراین، شناخت و بهره مندی از طیبات می بایست در دستور کار هر انسانی قرار گیرد که به سلامت و صلاح خویش اهتمام می ورزد. البته غیر از این امر کلی که بیان شد، در آیات قرآنی آثاری برای طیبات بیان شده است که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. بهره دهی: از نظر قرآن، بهره مندی از طیب موجب بهره دهی فراوان است؛ یعنی همان طوری که زمین طیب بهره های بسیاری دارد و گیاهان مفید و فراوانی را پرورش می دهد، هر کار یا چیز طیب از چنین خاصیتی برخوردار است.(اعراف، آیه ۵۸؛ ابراهیم، آیات ۲۴ و ۲۵) این بهره دهی با فراوانی بسیار خویش خود نشانه ای از این امر است که انسان از چیز طیبی بهره گرفته است؛ زیرا اصولا چیز خبیث یا بهره ای نمی دهد یا کم بازده است.(همان) علت این که طیبات بهره دهی بسیار فراوانی دارد، ریشه دار بودن امر طیب هم چون درختان پرثمر است؛ اما خبیث به سبب بی پایه و بنیاد بودنش از چنین خواصی برخوردار نیست.(همان)
  2. مانایی و پایایی: از نظر قرآن، هر امر طیب از بقا و ماندگاری برخوردار است؛ زیرا ریشه دار هم چون درختان پرثمر بوده و هماره آثار و برکات خویش را بروز و ظهور می دهند.(همان) ارتباط مستقیم طیبات با خدا و ربوبیت الهی موجب می شود تا امور طیب هماره ثمره دهی دایمی داشته باشند و آثار آن هرگز پایانی نداشته باشد.(همان)
  3. عزت: حالت عزت به معنای تفوق و برتری و استواری چیزی به طوری که غیر قابل نفوذ یا سلطه و چیره باشد، از مهم ترین خواسته هر انسان و اجتماع انسانی است. از نظر قرآن، چنین امکانی تنها برای کسانی است که از عقیده و ایمان طیب که بهره مند باشند همان اسلام است.(فاطر، آیه ۱۰) باید توجه داشت که عقیده اسلام موجب ارتباط انسان با خدایی عزیز است که عزت را برای مومنان فراهم می آورد.(همان)
  4. قبولی اعمال: از نظر قرآن، پذیرش و قبولی اعمال، ریشه در عقیده طیب دارد؛ بنابراین قبولی اعمال را باید هم از نشانه های عقیده طیب دانست و هم از آثار آن برشمرد.
  5. رستگاری: از نظر قرآن، گرایش به طیبات و استفاده از آن عامل مهمی در سلامت نفس و جسم انسان و دست یابی به فلاح و رستگاری ابدی است.(مائده، آیه ۱۰۰؛ اعراف، آیه ۱۵۷)

تحلیل و تحریم طیبات

از نظر قرآن، استفاده از طیبات مباح و مجاز است؛ یعنی همان طوری که انسان برای پاسخ به نیازهای بدنی خویش هر گاه که بخواهد از غذای طیب و مناسب و سازگار با بدن می خورد و از نوشیدنی طیب می آشامد، هم چنین می بایست این امور را به عنوان حلال الهی بشناسد و از آن ها بهره گیرد.

به سخن دیگر، از نظر قرآن، هر امر طیبی به طور طبیعی حلال است و انسان مجاز به استفاده از آن ها برای برآورد نیازهای طبیعی خویش است؛ بنابراین، کسی نمی بایست امور حلال و مباح را بر خود حرام کند و در ساختار امر شرعی و باید و نبایدهای شرعی آن را تحریم کند که خود بدعتی در دین و حرام است.(اعراف، آیه ۳۲)

از نظر قرآن، اصولا انسان های با فطرت طیب و پاک به طور طبیعی دنبال امور طیب می روند و از آن بهره می گیرند؛ چنان که افرادی که طبیعت خویش را فاسد و تباه کرده اند، دنبال خبائث می روند و بدان گرایش می یابند. انسان های مومن به سبب آن که برفطرت الهی خود باقی هستند(روم، آیه ۳۰) در دنیا گرایش به طیبات داشته و همانند اکثریت مردم از آن بهره مند می شوند، البته از آن جایی که در آخرت طیبات تنها برای مومنان است، کافران از آن بی بهره هستند و چون در دنیا گرفتار خباثت گرایی بودند در آخرت نیز خبائث نصیب آنان می شود(اعراف، آیه ۳۲) و غذا و طعام آنان از نجاست و آلودگی ها و آب جوشان و چرکابه و مانند آن ها خواهد بود.( حاقه، آیات ۳۶ و ۳۷؛ غاشیه، آیات ۶ و ۷)

البته خدا همین طیبات مباح و حلال را ممکن است برای اهدافی در زمان و مقطعی محدود تحریم کند، چنان که بهره مندی از حلال و طیبات از خوردنی ها و نوشیدنی ها و آمیزشی ها را در روزهای ماه مبارک رمضان تحریم کرده است.(بقره، آیات ۱۸۳ تا ۱۸۷) اما این ممنوعیت و تحریم، هرگز دایمی و فراگیر نیست.(همان)

از نظر قرآن، خدای کریم و اکرم بر آن است تا همه انسان ها از طیبات بهره مند شوند؛ زیرا خلقت انسان را به گونه ای قرار داده است که کریم باشد و کریمانه در دنیا و آخرت زندگی کند(اسراء، آیه ۷۰)، هر چند که اکثریت مردم به این مقام کرامت ذاتی خویش توجه و اهتمامی نداشته و به جای بهره مندی از زندگی کریمانه و طیبات، به زندگی خباثت آمیز و خبائث گرایش می یابند و این گونه کرامت ذاتی خویش را زیر پای امیال و هواهای نفسانی لگد مال می سازند.

البته از نظر قرآن، در این امر گرایش و گریزش انسان به سوی طیبات مادی، عقاید طیب و عقاید خبیث نقش اساسی دارد؛ زیرا این عقاید انسانی است که اعمال او را سازماندهی و جهت دهی می کند. پس کسانی که عقاید طیب مبتنی بر فطرت دارند به سوی طیبات گرایش می یابند و کسانی که به عقاید خبیث ضد اسلامی گرایش می یابند به خبائث گرایش می یابند و از طیبات گریزش دارند.(فاطر، آیه ۱۰)

هم چنین از نظر قرآن، این عقل و خرد انسانی اگر بر ساختار فطری و طبیعی خویش باقی باشد، به طور طبیعی به داوری و قضاوت میان طیبات و خبائث می پردازد و حکم به طهارت و بهره مندی ازطیبات و گرایش به آن ها و ترک و اجتناب از خبائث و گریزش از آن ها می کند.(مائده، آیه ۱۰۰)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، شیطنت ابلیس و شیاطین در گرایش به خبائث و گریزش از طبیات نقش اساسی دارد؛ زیرا شیطان گام به گام با خطا و خطیئه انسان را از خدا و طیبات و فطرت الهی دور می سازد و نفس انسانی را چنان پرورش می دهد تا به جای طیب از خبیث بهره گیرد و به آن گرایش داشته باشد. این گونه است که معده انسان ها به جای امور مناسب و سازگار به اموری گرایش می یابد که جز ضرر و زیان به سلامت جسم و روح چیزی نصیب او نمی کند.(بقره، آیه ۱۶۸)

به هر حال، کسی که حلال خدا را حرام می کند و در دین خدا و شریعت الهی بدعت می آفریند، گام در راه شیطان گذاشته است که او را به ورطه سقوط و هلاکت می کشاند و کسانی که که حلال طیب خدا را تحریم می کنند، در خدمت شیطان و اهداف او هستند و به یک معنا نیز گرفتار کار زشت و بد و ناپسندی هستند که باید آن را ترک کرده و به مسیر درست هدایت عقلی و نقلی بازگردند.(بقره، آیات ۱۶۸ و ۱۶۹)

از نظر وحی قرآنی، هر انسانی به طور طبیعی می بایست از طیبات به عنوان امری حلال و مباح بهره گیرد؛ زیرا سازگار با سلامت و صلاح انسان است. استفاده صحیح از طیبات ازسوی انسان چیزی جز شکر حقیقی و واقعی از نعمت نیست. اصولا شکر هر نعمتی بهره مندی درست و صحیح از نعمت است.(بقره، آیه ۱۷۲؛ نحل، آیه ۱۱۴)

البته در استفاده از هر امر طیب و حلالی انسان هماره می بایست به دور از افراط و تفریط عمل کرده و اعتدال و میانه روی را مراعات کند؛ زیرا اسراف و تبذیردر استفاده از هر چیزی ممنوع و حرام است و خداوند اسرافگرایان و ریخت و پاش کنندگان را دوست نمی دارد.(مائده، آیه ۸۷؛ طه، آیه ۸۱)

از نظر قرآن کسانی به تحریم طیبات اقدام می کنند که گرفتار شیطنت شیطان هستند. این رویه و رفتار تحریم گری از سوی افراد گاه به اهدافی چون جلوگیری از گرایش مردم به دین خدا است؛ به سخن دیگر، برخی از افراد حتی از مدعیان اسلام و ایمان ممکن است تا حلال الهی را تحریم کنند تا این گونه راه را بر دیگران برای ایمان آوری و اسلام آوری ببنند. در حقیقت یکی از اهداف و فلسفه های تحریم طبیات الهی از سوی یهودیان ، بستن راه ایمان بر مردم بوده تا به اسلام ایمان نیاورند.(نساء، آیه ۱۶۰)

محرومیت از طیبات

خدا دنیا را به گونه ای آفریده که همه طیبات را می تواند به سادگی در اختیار داشته باشد، اما برخی از مردمان به سبب رفتارهای غلط ونادرست خویش، کاری می کنند که از طیبات محروم می شوند. از نظر قرآن اموری در این محرومیت نقش اساسی دارد که می بایست آن ها را شناخت و از آن ها اجتناب کرد. این امور عبارتند از:

  1. اعراض از اسلام و ایمان: از نظر قرآن، هر کسی که اسلام و ایمان اعراض کند، ازطیبات الهی محروم خواهد شد و شرایط را برای خود سخت و سخت تر می کند؛ چنان که قوم سبا به دنبال کفر و کفران از طیبات محروم شدند.(سباء، آیات ۱۵ و ۱۶)
  2. کفران نعمت: از دیگر عواملی که می تواند طیب را به خبیث تبدیل کند و انسان را از طیبات محروم سازد، کفران نعمت و عدم استفاده درست از نعمت های الهی است.(همان)
  3. ظلم : کسانی که بر خلاف آموزه های وحیانی اسلام عمل می کنند و رفتاری ظالمانه را در پیش می گیرند، به طور طبیعی از طیبات الهی محروم می شوند و خدا بر ایشان خشم گرفته و آنان را محروم می سازد؛ چنان که بر یهودیان خشم گرفته و آنان را از طیبات محروم ساخت.(نساء، آیه ۱۶۰)
  4. ممانعت از راه خدا: کسانی که در راه خدا قرار می گیرند و مانع رسیدن دیگران به حق و حقیقت می شوند، از طیبات الهی محروم می شوند و خدا حلال های طیب را بر ایشان حرام کرده و محروم می سازد.(همان)

به هر حال، با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن معلوم می شود که انسان با بهره گیری از طیبات فکری و رفتاری و نیز استفاده از چیزهای طیب که خدا حلال کرده است، می تواند انسانی طیب و پاک شود و با زندگی و حیات طیب در دنیا در آخرت نیز از حیات طیب بهره مند شده و فلاح و رستگاری را برای ابدی داشته باشد.