چهره نگاری علما و شهداء

بسم الله الرحمن الرحیم

گاهی شخص از روی عکسی، نقاشی و نگارگری می کند. این تصویری که کشیده می شود، از روی عکس است که خود تنزل درجه سوم یک حقیقت است. در حقیقت گاه شخص از روی حقیقتی تصویری می کشد و گاه از روی عکسی.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اسمای الهی همان اسم الاسم حقیقتی است؛ یعنی نقاشی از عکس حقیقت الله. به این معنا که ضوء خورشید حقیقت، بر ماه می تابد و و نور ماه جهان را روشن می کند. براین اساس، همه هستی همان تصویر نقاشی از عکسی است که از حقیقت گرفته شده است.(نور، آیه ۳۵)

 به سخن دیگر، حقیقت وجودی هویت احدیت، در مقام واحدیت به عنوان صفات الله خودنمایی می کند و نور آن صفات الهی عالم هستی را روشن می کند. این بدان معناست که آیات تکوینی همان نشانه ای از نورصفات الهی است که خود بازتاب دهنده حقیقت اوست.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان با اسمای الهی ارتباط دارد، که همان اسم الاسم یک حقیقت و تنزلات آن است. اسم را به سبب آن که «سمه» و نشانه ای از یک حقیقت است، اسم گفته اند؛ این اسمای حقیقی، نشانه هایی است که انسان از طریق هر یک به نوری می رسد که از آن نور به صفت و اسمی در وسط دست می یابد که آن اسم وسطی انسان را به خدا می رساند؛ گویی شخص وقتی به هستی نگاه می کند، به تصویری نگاه می کند که نقاشی آن را از روی عکس نگاره گری کرده است که آن عکس بیان کننده آن حقیقت خارجی است.

پس اگر انسان بخواهد در قالب روان شناسی چهره و زبان اندام و مانند آنها کسی را تفسیر و تحلیل کند، نیاز دارد که به جای نقاشی یا عکس، خود آن شخص را در برابر داشته باشد؛ با این همه، کسانی هستند که نقاشی دقیقی از روی عکسی می کشند که از یک حالت و وضعیت خاص شخصی عکسی برداشته شده است.

این چهره نگاری با کلمات و تحلیل و تفسیر شخص، تنها نسبت به وضعیتی است آن که شخص در آن وضعیت خاص و هنگام عکس داشته است؛ زیرا نقاش و نگاره گر، چهره و اندامی را تصویرگری می کند که ملکه و مقوم آن شخص شده باشد.

به سخن دیگر، هر شخصی چه بخواهد یا نخواهد، یک ملکات و مقومات خاصی دارد که بیانگر صفات وجودی اوست. از این صفات وجودی نوری ساطع می شود که بیانگر آن شخص در آن موقعیت و لحظه است که نقاشی یا عکس از او برداشته شده است.

در آموزه های قرآنی خدا به «مصور» تعبیر شده است:هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ؛ اوست‏ خداى خالق نوساز صورتگر [که] بهترین نامها [و صفات] از آن اوست آنچه در آسمانها و زمین است [جمله] تسبیح او مى‏ گویند و او عزیز حکیم است.(حشر، آیه ۲۴)

از نظر قرآن همان طوری که خدا در رحم تصویرگری می کند: هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحَامِ کَیْفَ یَشَاءُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ؛ اوست کسى که شما را آن گونه که مى‏ خواهد در رحمها صورتگرى مى ‏کند هیچ معبودى جز آن تواناى حکیم نیست.(آل عمران، آیه ۶)

هم چنین هر شخصی در رحم دنیا در حال تصویرگری از شخصیت خویش است که همان ملکات و صفات مقوم ذات او خواهد بود. این تصویرگری در طول عمر ادامه می یابد. این گونه است که «سمه» و نشانه هایی را از خود می سازد که می توان با آن شخص را شناخت و تحلیل و تفسیر کرد. یعنی اگر نشانه شناسان چون باستان شناسان به تفکر و تدبر در وجود شخص بپردازند، از دریچه چهره و اندام و به ویژه چشم که دریچه قلب و حقیقت نفس انسان است می توانند او را تحلیل کرده و ملکات و مقومات صفات او را از نوری که از صفات ملکه و مقوم ساطع می شود، تشخیص دهند و تحلیل کنند. خدا می فرماید: إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ ؛ به یقین در این امر براى نشانه شناسان، نشانه هایی است.(حجر، آیه ۷۵)

در جایی دیگر می فرماید: سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ؛ علامت ها و نشانه های مشخص آنان بر اثر سجود، در چهره ‏هایشان است.(فتح، آیه ۲۹)

پس از نظر قرآن در چهره هر کسی نشانه هایی را می توان یافت که بیانگر اهل سجود است و از آن سجده نوری ساطع می شود که نشانه شناس آن را می ببیند و تشخیص می دهد.

نگاهی گذرا به ملکات و مقومات سیما و نشانه های عالمان

چنان که گفته شد، هر چهره ای از چهره های انسان به عنوان وجه همان جهت اصلی ظهور و بروز نور صفات جلالی و جمالی (اکرامی) دارای سیما و نشانه های مشخصی است که بیانگر درجه ظهور و بروز آن نور صفات است. بنابراین هر کسی نشان می دهد که از نور چه صفاتی از صفات جلالی و اکرامی خدا بهره برده است؛ چون آن که باقی است همان وجه الله است که در قالب نور صفات و ملکات به عنوان سیما و نشانه خاص در آمده است: وَیَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ ؛ وجه و جهت پروردگار صاحب جلال و اکرام تو تنها باقى خواهد ماند.(الرحمن، آیه ۲۷)

در این جا برخی از صفات کمالی عالمان براساس عکس یعنی شرح الاسم بیان می شود که از نور آنان ساطع شده است؛ یعنی آن صفاتی که ملکه یا مقوم شخص شده و نور آن از عکس نیز بیرون می زند و در قالب چهره نگاری بلکه چشم نگاری بیان می شود:

  1. آیت الله بهاء الدینی: دشواریاب، نافذ، دارای تصرف ارادی، عمیق، دقیق، متفکر، در حال خودش، اعتزال جو، ساکت، صامت، خلوت گرا، فهم و درک دیگران، دارای ادبیات خاص خودش که غیر قابل درک برای همگان است؛ ناتوان در بیان و توصیف دیده ها، قابل شناخت برای ناظر، دارای نور علماء، چشم سیادتی، مهار کننده خشم و غضب، متفکر در ابدیت، دارای خوف شدید از هول عظیم قیامت همانند علامه طباطبایی، درک عمیق، قدرت، صلابت، هیبت، قاطعیت، دستگیر اهل سلوک.
  2. آیت الله سید محمد حسن الهی طباطبایی: دریا، بخشنده، دارای سعه صدر، نافذ شدید، قدرت تصرف، میخکوب کننده و کن فیکون، حقیقت شناس، پاک و مزکی، تفکر پایین تر از علامه طباطبایی.
  3. علامه طباطبایی: عدم حضور در دنیا، دربیشتر حالات خلع کرده و در دنیا نیست، جسم فاقد نفس ، تفکر صد درصدی به بلندای ابدیت، نافذ و قدرت تصرف، بسیار مهربان، پرهیز از آزار، لطافت صد درصدی حتی فراتر از امام و شاه آبادی.
  4. امام خمینی: جامعیت( اکمالی نه اتمامی)، نافذ، تصرف غیر ارادی فکن فیکون، تاثیر خوفی و شوقی در سطح شعاع نوری به نسبت به افراد از ۱۰ تا ۸۰، نورخورشیدی و ضیاء شمسی جلالی، تمایز برجسته با همه علماء، فردی منحصر به فرد و انحصاری، ارتباط فاطمی، بسیار دقیق، متفکر و ریزبین، چیزی از او نهان نیست، آینده نگر، مهربان با خانواده، غیر قابل درک از سوی خانواده، قاطع ترین عالم، دارای آرامش و اطمینان در اوج، عارف حقیقی.
  5. سید موسی زرآبادی: غیر قابل شناخت، پیچیده. به نگارگر می گوید: برو بچه ! دنبال کارت. غیر قابل شناخت و بسته.
  6. آیت الله شاه آبادی استاد امام: جامعیت، نافذ و تصرف کننده، ابعاد غیرقابل شناخت برای عموم، آدمی پُر و باسواد، درک نشده رفته، همه چیز دار، دارای صلابت و قاطعیت، از تبار شجره طیبه و اصلها ثابت و فرعها فی السماء.
  7. آیت الله شیخ علی اکبر الهیان: قلب سلیم، جامعیت، جاذبه شدید، قاطعیت متوسط، مجذوب شدنی، آدمی حسابی، خیر وکمک کننده به همگان، دستگیر دیگران، عبادت هایشغیر قابل درک، اخلاص بالا، محبت اهل بیت(ع) ، مهربان، واصل، اهل توکل، اهل تفکر، عمق وجود افراد را درک می کرد ولی نمی گفت، ناشناخته رفته ، از آن چه درباره اش فکر کنید بالاتر بوده، «غ. غ»، شبیه ترین افراد به او و سپس «خ. ر. م» ، پختگی تمام، ذووجوه، زاهد.
  8. «خ. ر. م»: اهل تواضع، فروتن، بریده از دنیا، دارای نور علماء وال هندی، پیچیدگی خاص، ابعاد وجودی مجهول، جبل راسخ، نور ثابت دایمی و با رشد مستمر اندک رو به بالا، بسیار بسیارعجول، مطالبش برای سیصد سال آینده قابل درک است، موشکاف و ریزبین، تیزبین، دقت بالا، اصلا مثل او نداریم در دقت، وصل از طریق استشاره، بیرون از قابلیت فهم امروزی ها، نوشته ها و مطالبش برای پانصد سال آینده، غیر قابل فهم و درک برای علمای کنونی، استنباط از قرآن و  نوآوری به طوری که به مخیله کسی خطور نمی کند، الهامی، حضورش در این دوره کانه اشتباهی است، بسیار سالم، قابل اعتماد، بسیار سهل گیر نسبت به خانواده، مهارکننده خشم و عصبانیت، عاشقی فراتر از فهم و سطح خانواده، خانواده ناتوان از درک رابطه عاشقانه او، عشق لطیف، لطافت وجودی، نهایت مهربانی نسبت به خانواده، درک کامل بچه ها، ناتوانی خانواده از درک وجودی او، خیلی از مسائل را می گوید که به صلاح آنان است، ولی آنان نمی فهمند، دقت نظر، آورده های از قرآن با یک سطح بالاتر از سطح کنونی، فهم نوین وارایه جدید از دین و قرآن به عنوان ماموریت اصلی، درعمق مطالب و نوشته ها نسخه ای از فاطمی نیا در این ساحت، از نوابغ روزگار، یعنی نسخه ای دیگر از علامه جعفری در نبوغ؛ تیزبین و محی الدین همانند امام خمینی. از وصیت ها و سفارش های او به برخی از افراد چون «غ.غ»: «چرا می خواهید با کسی ازدواج کنید که بگویید: ما با او خوشبخت شدیم؛ چرا با کسی ازدواج نمی کنید، که او بگوید: من خوشبخت شدم.» در یک کلمه اهل ایثار باشید.
  9. «غ . غ . م»: اهل اخلاص، نزدیک فرد به ملکی تبریزی (۵۰ درصد) و الهیان(۷۰ درصد)، اهل اکرام و ایثارگری، جایگاه و منصب بزرگ، حجت برفامیل و بستگان، درست کرده امت واحده، آرامش توسط روح القدس، نوری در دل دارد، فرشته ها خاص جهت محافظت دارد، حرکت در مسیر الهی، ارایه حق و باطل به او، اهل ایمان، اهل توکل، اهل صبر و احسان، حیات طیب، تکلم خدا با او از طریق قرآن و الهام، اولین بچه اش دختر است، آدم با سواد، حکیم، برجسته، مورد عنایت الهی، مراعات کننده حقوق دیگران، برای رضایت همسر هرکاری می کند، از حق خود برای دیگران می گذرد و ایثارگر است. شرایط سخت تر را برای خود می خواهد، امین، استخوان بندی قوی، اهل امانت، خوفی از مقام عظمت و خشیت دارد، نوری ضیائی، خوف نهان، اندام خوبی دارد، قبل از این که کاری کند تفضل شده ، نعمت بسیاری را از سوی خدا دریافت کرده، استفاده درست از نعمت ها، آدمی آرام، اهل جزع و فزع نیست، فرشتگان به ملاقاتش می آیند، حور العین را دیده ، امید قوی، از بهشت می گوید، اهل بهشت است، از آتش دوزخ دوراست، خدا او را برای خودش انتخاب کرده است، دارای عصمت از طریق فرشتگان، خدا از او خوشش آمده، احساس شعاع نور. در یک کلمه آیه ۲۹ سوره فتح.
  10. آیت الله بهجت: العبد، همانند انصاری همدانی، ۹۸ درصد یاد خدا، دایم الذکر، دایم الفکر، رسیده به کنه عبودیت و حقیقت، بیننده ملکوت و حقایقی که بیرون خطورات دیگران است، حضور در بهشت برزخی، حالت خلع و تن بدون نفس، رویت فرشتگان، نگاه به ملکوت ، فاقد قدرت بیان و توصیف دیده ها، در برخی از حالات شگفت زده از کثرت حضور فرشتگان یا فرشته عظیم یا اعظم، تعجب عمیق از دیدار و رویت، بسیار لطیف و رحیم(کمی پایین تر از علامه طباطبایی)، مهربان با خانواده، ناشناخته در خانواده و خلق، دارای قلب سلیم.
  11. آیت الله ملکی تبریزی: شباهت ۹۰ درصدی با نگاره گر در سبک زندگی و اخلاق با تفاوتی در درجات و سطوح، متعادل در همه چیز، استوای کامل، مهربان با خانواده و دوست آنها، اخلاص صد درصد، عبادت مخفی و نهان، انجام کارهای نیک مخفی، عزیز ملائکه و فرشتگان، محبوب فرشتگان، خلوت با خدا، شب زنده داری کامل و بهترین سلوک و تهجد شبانه، مرتب، منظم، دقیق، استفاده کامل از تمام عمر همانند «ع . ا»، شوخی با حورالعین، جلال و جمال در اعتدال، نمای وجه الله ذوالجلال و الاکرام، جاذبه قوی، ابهت، فاقد دافعه قوی، تبسم همیشگی، اصل تفکر شبانه، خیلی زحمت کشیده، دستگیر سالکان ، کمک سریع به افراد پس از مرگ با حضور در قبرستان و سر قبر ایشان، اهل قنوت، موشکاف حقایق هنگام اراده.
  12. آیت الله کشمیری: اهل محبت به اهل بیت(ع) همانند ناصری و دولابی، محبت صد درصدی، لطافت فرشتگان، معرفت به امامان(ع)، بریده کامل از دنیا، شناخت کامل از افراد، دارای ویژگی خاص غیر قابل فهم، هم نشین با فرشتگان، رویت فرشتگان، اهل تفکر، اهل توکل، اهل یقین، دارای نور علما، وصل به امامان معصوم(ع).
  13. آقای دولابی: وصل به امامان(ع، گفته ها و صحبت های غیر عادی، علم وراثتی و ارثی نه درسی.
  14. آیت الله نخودکی اصفهانی: پیچیده ناشناخته مثل قاضی، اجازه شناخت نمی دهد، انسانی دارای نفوذ و تصرف.
  15. آیت الله انصاری همدانی: العبد مانند آیت الله بهجت، اهل تواضع، خضوت، بریده از دنیا، تمام عمرش صرف عبادت و شناخت کرده، اهل معرفت الله، روی خودش خیلی کار کرده ، خیلی زحمت زیادی کشیده .
  16. آیت الله سید علی خامنه ای : وصل به غیب، دارای علم ارثی نه درسی، وصل شده از زمان رهبری، نور خورشیدی طلایی، عزیز نزد خدا و فرشتگان، عظمت کارش در دنیا و فهم در عالم ملکوت، نافذ، بصیر صد درصد، تصرف ارادی، فهم ریز مسائل غیر قابل برای دیگران، آینده نگر، آینده بین، بسیار شیرین و حلوا، لطیف در خانه ، بریده از دنیا، به زور اینجاست، محبت شدید به اهل بیت(ع)، خیلی چیزها را به سبب رهبری به او داده اند، صفات بسیاری در اوست، دارای ابعاد بسیاری است اگر بخواهیم صفات او را بنویسم حالا حالا باید درباره اش بگوییم. مثنوی هفتاد من کاغذ.
  17. حضرت هاشم حداد: آدم بسیار با سواد، حقیقت شناس، مثل کوه استوار، خستگی ناپذیر، محبت صددرصدی اهل بیت(ع)، از تبار سادات و اهل بیت(ع)، نافذ ، دارای تصرف ارادی ، کن فیکون کننده، ناشناخته رفته، عالمی که تمام عمرش در محبت اهل بیت(ع) به ویژه امام حسین و امام علی(ع) صرف کرده، اهل بکاء در ظاهر و باطن، عشق شدید به اهل بیت(ع) به حدی کسی متعرض می شد او را می کشت، دارای صلابت و قاطعیت.
  18. آیت الله جاودان: حلوا شده، می خواهد همه عالم به بهشت در آیند، بسیار مهربان، آزارش به مورچه نرسد، نسبت به گلها و برگها مهربان، با گل سلام و علیک می کند؛ لطافت در اوج، لطافت تمام روح ، به زور در این عالم است، حرص دارد تا افراد را به راه بیاورد، اهل تفکر، مقید به نماز شب با تمام ریزکاری ها، اهل مراقبه، محاسبه، معاتبه، دقیق، بررسی جزء جزء امور، محبت حقیقی به اهل بیت(ع)، از علمای حقیقی، نور علماء، نورانیت خاص همانند «ع. ا» نوری هم چون وال تایلندی سفید متمایل به کبود. نوری دلچسب، جاذبه قوی در نور، ابهت، قاطعیت، دارای طی الارض، دیده شده با جسم سالم در قم بدون ویلچر.
  19. آیت الله سید جواد حیدری: نورافکن چشم زننده و تیز حدیدی، عالم ربانی، خشیت جلالی و ضیاء شمسی، به حقیقت مطالب رسیده، پرده ها را کنار زده و کشف الغطاء شده، خیلی چیزهای ندیدنی را دیده، بسیار خوش اخلاق، متعبد، بسیار عالی و فوق العاده، جاذبه قوی، لطیف، مهربان، باخع نفسک، بهترین موعظه گر، اثرگذار بر مردم، میخکوب کننده.
  20. آیت الله ضیایی مشهد: نهایت اوج گیری در لطافت فراتر از لطافت زنان، نور افکن، خوش اخلاق، عالم محقق، عالم ربانی ، دارای نور علماء، جامعیت.
  21. آیت الله مرتضی تهرانی: چشم نافذ و تصرف کننده کن فیکون، بسیار قدرتمند همانند سید علی قاضی، نورافکن، شگفت انگیز، ناشناخته رفته، کوه کالجبل الراسخ، خیلی کارکرده، متعبد، دارای ابهت، خوف و خشیت جلالی و ضیاء شمسی از مقام احدیت و عظمت الهی، دارای همینه و سلطه، دافعه قوی و شدید.
  22. آیت الله مجتبی تهرانی: متعبد شرعی، عالم سنتی، دارای بیان و جاذبه.
  23. آیت الله شهید دست غیب: در یک کلمه دارنده قلب سلیم.
  24. مصطفی رستمی: نورانی، متفاوت از طلاب، دارای امری فوق العاده ناشناخته مثل ارتباط با امام زمان(عج)، جاذبه شدید، بیان لطیف و اثر گذار، منحصر به فرد، دارای چشمانی خاص و منحصر به فرد به طوری که در هشتاد میلیون سه نفرند یکی ایشان و دیگری «ع.آ» و دیگری«کودک گیلانی که آبشار را در کربلا» دیده.
  25. علامه جعفری: سرآمد نابغه ها و متفکرین و علمای نابغه مانند میرباقری، نورانیت علماء، رسیده به عمق مطالب، غیر قابل درک برای اکثریت مردم و حتی علماء، دارای تفکر نتیجه بخش، شلختگی به سبب بریدگی از این عالم.
  26. سید حسین حسینی قمی: دارای نور علمای در سطح رنگ سفید کبود همانند وال تایلندی، اعرافی کوچک، در حال تشدید و نورانیت روز به روز، در حالت حرکت و سلوک دایم، نور شفاف.
  27. آیت الله فاطمی نیا: دارای جاذبه، بسیار نورانی، نورانیت علمایی از جنس وال تایلندی، دانا به چیزهایی که کسی نمی داند، اهل مکاشفه، دیدنی ها دیده، دقت نظر تمام و خیلی بالا، مو را از ماست می کشد، نافذ، درک درجه یک دیگران، با مردم علی قدر عقولهم به حسب عقول و فهم ایشان سخن می گوید نه فهم و عقل خودش. شبیه «خ . ر. م» اما بسیار فراتر و بالاتر، در قاب قوسین و ادنی سیر می کند، درک فوق علمایی دارد. دانایی در سطح دارایی علامه طباطبایی، مطالبش برای پانصد سال آینده قابل درک است، نور افکن، بسیار لطیف، شیرین و حلوای تنترانی، از هم نشینی با او خسته نمی شوید.
  28. آیت الله ناصری اصفهانی: سرشار از محبت دوست صددرصد، به طوری که اگر تقسیم کنند به همه می رسد.
  29. آیت الله سید علی قاضی: نافذ و قدرت تصرف ، پیچیده غیر قابل شناخت، مستور و محجوب از خلق.
  30. عباس موسوی مطلق: نورانی ، از تبار سادات، بسیار دقیق، معتقد به گفته های خودش، اهل یقین، برخوردار از آرامش فوق العاده، در وسط راه، آینده ای چون قاضی یا علامه طباطبایی دارد، پاک و پاکیزه و طاهر.
  31. آیت الله تقوایی: همانند موسوی مطلق، یک درجه بالاتر در تقوا.
  32. آیت الله حق شناس: حد اعلی خوف جلالی و خشیت ضیایی، بسیار نورانی، مراقبه شدید، محاسبه و معاتبه شدید. چشم نافذ و تصرف در افکار و رفتار، ملکوت همه را می دید، چشم بصیرت. عالم ربانی. با سواد به معنای واقعی کلمه، فاقد مدیریت.
  33. آیت الله نظری خادم الشریعه ساروی: وجود خاص، جامعیت، خیلی از مسائل را دیده و نگفته، کتوم، ناشناخته رفته، راه درست رفته، همه چیزش منظم بوده، همه چیزش درست و یکسره براساس میزان بوده.
  34. آیت الله سید رحیم توکل: نزدیک ترین فرد در مظهریت جمال و هیبت ائمه(ع) ، عالم ربانی، علم متوسط، معادشناسی تمام، ولایت تمام، تلاش و سعی تمام در تصدیق قول و فعل، اهل تهجد، اهل بکاء درخلوت، اهل مجالس روضه اهل بیت(ع)، اهل ذاکر دایم ، خوش اخلاق ، بسیار استوار و محکم، اهل یقین.
  35. آیت الله شهید سعیدی: مثل عباس موسوی مطلق ولی دقیق تر و عالی تر از او، دارای چهره علما و نورآن، ارتباط خیلی قوی با اهل بیت(ع) و صمیمیت احتمالا با امیرمومنان (ع)، تعادل در همه چیز، خوش اخلاق، زبر و زرنگ، به میزان عقول افراد سخن می گفت، حیف شد که رفت.
  36. شهید مرتضی مطهری: علامه سرمشق و اسوه او بود، ولی مثل او نشد، در ابعاد کوچک به آن رسید، سخنگو علامه طباطبایی، بسیار خوش فهم، اهل تفکر، اهل مناجات، اهل گریه و تهجد شبانه، منظم.(خوب شد که شهید شد)
  37. شهید محمد حسین بهشتی: دارای چهره علماء، بسیار خوش فهم، زبان گویای اسلام، استوار چون کوه، زبان تند و تیز و برنده، از احدی نمی ترسید، بسیار خوش اخلاق، خوش پسند، منظم، جمال الهی در اوج، بسیار باسواد، با کلاس ترین روحانی، دارای نور علما(خوب شد که شهید شد)
  38. شهید محمد باقر صدر: عالم باسواد و نورانی، متواضع، خوش فهم ، تیز بین مثل «خ. ر. م» ، اهل تواضع، نترس به معنای واقعی کلمه، ولایی.
  39. حاج آقا منصوری: از اهل بیت(ع)، لطافت تمام، جمالی، خوش اخلاق، نورانی درجه یک، اهل تصدیق در قول و فعل، اخلاص، باخع، رووف و رحیم.
  40. حاج مهدی توکلی: اهل عزلت و گوشه نشینی، زنده مرده نما، بهره مند از طوبی، بهترین روضه خوان موجود.
  41. حاج آقا صبر آمیز: اهل صبر، اهل ذکر، اهل تصدیق قول و فعل، عالم ربانی، نورانی، دارای آینده درخشان و فوق العاده، کتوم وتنها به اهلش می گوید، دارای اخبار غیب، ناشناخته و کشف نشده.