چشم چرانی در آموزه های قرآنی

یکی ازنابهنجاری های اجتماعی که عامل بسیاری از فسادهای اخلاقی واجتماعی و درگیری ها و خشونت ها و حتی قتل هاست، چشم چرانی است.

در مطبوعات و به ویژه مطبوعات زرد که به حوادث ریز و درشت می پردازند و زوایای نهان و آشکار مسائل اجتماعی و نابهنجاری ها را می نگارند، هر روزه با نمونه های بسیاری از قتل ها وتجاوزها رو به رو هستیم که ریشه در مساله چشم چرانی دارد. هر چند نگارش مسایلی از این دست در حوزه وسیع مطبوعات به حکم ترویج فحشاء و منکر، خود نابهنجاری و ازمصادیق جرم به شمار می آید، با این همه برخورد فنی وعلمی با این مساله می تواند ضمن تبیین ریشه های بسیاری از خشونت ها و تجاوزهای اجتماعی، عوامل پدیداری و شناسایی راهکارهای ریشه کنی و یا کاهش و مهار آن را نیز روشن سازد.
بازخوانی مساله از منظر آیات قرآنی، به معنای بررسی عوامل پدید آمدن و راهکارهای رهایی ازاین معضل اجتماعی از زبان پروردگاری است که هم انسان ها و عوامل وسوسه ساز و بحران آفرین آنها را می شناسد و هم راهکارهای برون رفت را بر مبنای فطرت و غرایز انسانی به درستی تبیین می کند و در این حوزه راه افراط و یا تفریط را نمی پیماید. به این معنا که نه اجازه می دهد تا غرایز طبیعی سرکوب شود و نه فطرت پاک در معرض آلودگی هایی قرار گیرد که هویت و شخصیت انسانی را تهدید می کند. بنابراین نگاه ما در این مقاله به پدیده اجتماعی چشم چرانی از این منظر خواهد بود تا مساله را از منظر آفریدگار و پروردگار بازخوانی کنیم.

ماهیت پدیده چشم چرانی
چشم چرانی، خیره چشمی و هرزه نگری ، نگاه از روی لذت به روی خوب کردن و نظر بازی است. (لغت نامه دهخدا ج ۵ ص ۷۱۴۷) مقصود از این تعریف، هر گونه نگاه شهوت آمیز به نامحرم و نیز نگاهی است که انسان را در معرض خطر وقوع در حرام نسبت به نامحرم قرار می دهد.
به نظر می رسد که چشم چرانی اختصاص به مردان نداشته و ندارد، هر چند که مردان بیش از زنان در معرض این پدیده اجتماعی هستند؛ زیرا مردان برخلاف زنان، متاثر از زیبایی ها هستند و به شدت در برابر آن واکنش عاطفی واحساسی نشان می دهند. به این معنا که مردان با نگاه کردن و دیدن متاثر شده و عوامل عاطفی واحساسی در آنان برانگیخته می شود.
از سوی دیگر گرایش به جنس مخالف هر چند که در مرد وزن و مذکر و مونث وجود دارد ولی گرایش به جنس مخالف در میان مردان قوی تر است. ازاین رو در آیات قرآن به نکته ای اشاره شده است که دوستی و محبت زن در مردان تزیین داده شده و در چشم ایشان گرایش و عشق به زنان آراسته گردیده است: زین للناس حب الشهوات من النساء (آل عمران. ۱۴) در این آیه مراد از ناس، تنها جنس مردان است که گرایش به شهوت جنسی وعلاقه مندی به زنان در ایشان تزیین شده است. اما این بدان معنا نیست که چشم چرانی در زنان معنا و مفهومی ندارد، بلکه آنان نیز به حکم فطرت و غریزه به این امر گرایش داشته و متمایل هستند. بنابراین زنان نیز همانند مردان، در وسوسه و الهامات نفسانی و الهامات فجوری قرار می گیرند و به گناه و فساد می افتند و در بند شهوات گرفتار می آیند.
چشم چرانی نه ویژگی و خصیصه مردان است و نه مشکل این بخش از جامعه، بلکه مشکل انسان اجتماعی است که می بایست از منظر روان شناسی و جامعه شناسی انسانی بدان پرداخته شود و راهکارهای برونرفت از این معضل اجتماعی شناسایی و به کار گرفته شود.
در ادبیات روان شناسی اجتماعی، پدیده چشم چرانی به جهت پیامدهای بسیار مخرب و زیانباری که در حوزه امنیت اجتماعی ایجاد می کند مورد توجه و تحلیل است.
چشم چرانی نگاه های شهوت آمیز مردان و زنانی است که می کوشند به گونه ای وارد حریم خصوصی افراد شوند. این ورود که گاه به شکل کلامی و گاه به شکل نگاه تند و تیز انجام می شود، امنیت روحی و روانی شخص مورد تعرض را در معرض خطر قرار می دهد و گاه زمینه های فروپاشی خانواده ها و حتی خشونت های جنسی و فیزیکی و حتی قتل را به دنبال دارد.
از این روست که برخورد علمی و فرهنگی و حتی عملی در این حوزه از ضرورت هایی است که می بایست بدان توجه خاص مبذول شود و در حوزه امنیت اجتماعی از سوی همه عوامل علمی و عملی و دست اندرکاران مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
چشم چرانی در آموزه های قرآنی
قرآن، چشم چرانی را زمینه ساز آلودگی به فحشا و فساد جنسی می داند. از این رو از مومنان می خواهد که برای دست یابی به شخصیت سالم و کمال فردی و تعدیل در همه امور، با چشم پوشی و غض العین، خود را از آفات فردی و اجتماعی آن حفظ کنند. (نور آیه ۳۰و ۳۱)
در این آیه، حکم حرمت چشم چرانی و نگاه به نامحرمان به روشنی بیان شده است. از امام صادق علیه السلام نقل شده که مقصود از هر آیه ای که در قرآن به حفظ فروج اشاره دارد، در حقیقت حفظ از زناست جز در این آیه که منظور از حفظ فرج، حفظ آن از نظر و چشم چرانی دیگران است.(تفسیر نورالثقلین ج ۳ص ۵۸۸حدیث۹۱)
خداوند به پیامبر گرامی(ص) فرمان می دهد تا به مومنان دستور دهد خود را از گناه و بیماری چشم چرانی برهانند؛ زیرا یکی از راه های دست یابی به تزکیه نفس، دوری از عوامل ایجادی و پدیداری آن است. نگاه به نامحرمان از زن و مرد به ویژه مناطق حساس بدن مقدمه گرفتار شدن در دام شهوت و تجاوز از حدود است.(نور آیه ۳۰)
قرآن در آیه ۳۱ سوره نور، مساله را از اختصاص یافتن حکمی به مردان فراتر می برد و به زنان و چشم چرانی آنان نیز تعمیم می دهد به این معنا که در حکم نخست به مردان اختصاص می دهد تا بنمایاند که مردان در این مساله بیش تر در معرض خطر هستند و در آیه ۳۱روشن می سازد که حکم، اختصاص به مردان نداشته و زنان نیز دست کم از جهاتی در معرض این خطر می باشند. از این رو لازم است که آنان نیز همانند مردان مومن عمل کنند.
قرآن در آیه ۳۰سوره نور توضیح می دهد که چشم چرانی سلامت نفس و پاکی آن را در معرض خطر قرار می دهد و انسان را از فطرت سالم دور می سازد و گرفتار شهوات نفسانی فراتر از غرایز می نماید. کسانی که به چشم چرانی عادت کنند، خواسته های فزون تری را می جویند و به آن چه در اختیار دارند بسنده نمی کنند. این گونه است که زمینه آلودگی به زنا و فحشا و فساد اجتماعی در آنها فراهم می شود.
زمینه های چشم چرانی
اما چه عواملی موجب می شود تا شخص، گرفتار چشم چرانی شود و آفات و آسیب های فردی و اجتماعی گریبان وی را بگیرد؟
قرآن، مهم ترین زمینه چشم چرانی را روبه رو شدن با زنان بر می شمارد. افزایش حضور مرد و زن و تکرار این حضور و برخورد موجب می شود تا فضایی مناسب برای چشم چرانی پدید آید. اگر مرد و زنی در محیطی خلوت قرار گیرند و یا ارتباط و تماس های کلامی و حضوری ایشان افزایش یابد، گمان این می رود که شخص دچار پدیده چشم چرانی شود. این مسئله در مردان بسیار قابل تامل است. مردان به طور طبیعی گرایش و علاقه بیش تری به زنان داشته و متمایل به ایشان هستند و به زن به عنوان یکی از زیبایی های جلوه انگیز متمایل می شوند؛ زیرا زنان و عشق و دوستی به ایشان در نهاد مردان آراسته شده است و مردان به طور طبیعی گرایش به شهوت جنسی و دست کم زیبایی ها و آراستگی های آنان دارند. دیدن اندام زنان موجب انگیزش شهوت و دوستی به ایشان می شود. از این رو قرآن بیان می دارد که زنان باید خود را بپوشانند و از پس پرده از ایشان چیزی بخواهند. (احزاب آیه ۵۳)
اگر فرض را بر این قرار دهیم که در مدینه عصر پیامبر(ص) درب های خانه ها با پرده بوده و دست کم درهای چوبی نداشت و یا اگر داشت روزها باز بوده و تنها حایل میان بیرونی و درونی، پرده ها بوده است، این آیه حکم می کند که مردان نه تنها وارد خانه نشوند بلکه در هنگامی که خواسته ای دارند و به خانه کسی مراجعه می کنند و تنها زن خانه حاضر است وارد نشده و در بیرون بمانند و حتی زنان از پس پرده با ایشان سخن گویند و نیاز ایشان را برآورده سازند و پرده را به کناری نزنند.این همه سخت گیری از آن روست تا شخص زن کم تر، دیده شود. کاهش دیدارها موجب می شود تا شناختی میان مرد و زن نامحرم پدید نیاید و مرد از اندام و هیکل زن آگاه نشود؛ زیرا آگاهی از اندام و هیکل زن خود عاملی برای گرایش شدید قلبی مردان به زنان می شود. (همان)
آیه ۳۱ سوره نور عامل بی حجابی و یا بدحجابی زنان را پدیده چشم چرانی و تبعات نابهنجار آن برمی شمارد. تاکید بر واژه اولی الاربه می نمایاند که مردان به طور طبیعی گرایش شدیدی به زنان دارند. واژه اربه در زبان عربی به معنای حاجت و نیاز شدید و افراطی است. شخصی که به بلوغ جنسی برسد به طور طبیعی نیاز شدیدی به جنس زن پیدا می کند و امکان رهایی جز به وصال برای او نیست. از این رو زن فقط در مقابل کسانی مجاز است که خود را نپوشاند که به بلوغ جنسی و تمایلات شدید به زن نرسیده باشند.
البته ممکن است پسری که به بلوغ نرسیده گرایش به زنان پیدا کند و بخواهد به نوعی حاجت روحی و عاطفی خویش را از راه ایشان برآورده سازد؛ از این رو زنان باید از کسانی که به اصطلاح ممیز هستند و بد و خوب را می فهمند نیز خود را پوشیده دارند. پوشیده داشتن به معنای آن است که انگیزه های برآوردن حاجت در ایشان انگیخته نشود. زنانی که خود را در نزد پسران ممیز می آرایند و خود را نمی پوشانند قوای جنسی پسران را تحریک می کنند و این گونه است که آنان صاحبان اربه یعنی حاجت شدید به زن می شوند و در دام فساد می افتند. به هرحال بی حجابی موجب می شود که حاجت و نیاز جنسی در مردان تقویت و انگیخته شود و آنان را به فحشا و زنا سوق دهد.
قرآن راهکار برونرفت از این نابهنجاری اجتماعی را پوشش مردان و زنان و حفظ فروج و چشم پوشی و غض آن که به معنای عدم خیره شدن است. می داند خداوند همچنین برای مبارزه با این نابهنجاری، چشم چرانان را تهدید به مجازات می کند (نور آیه ۳۰ و غافر آیه ۱۷ و ۱۹) و بیان می کند که خدا به چشم چرانی و آن چه در دل های آنان می گذرد آگاه است تا به این وسیله مومنان را از چشم چرانی بازدارد. (نور آیه ۳۰)
به هرحال چشم چرانی مسئله و پدیده ای زشت و نابهنجار اجتماعی است که سلامت روانی و روحی فرد و جامعه را در معرض خطر قرار می دهد و می بایست از آن پرهیز کرد و زمینه های بروز و ظهور آن را از میان برد.