چرا و چگونه گمراه می شویم؟

samamosهر انسانی به طور فطری خواهان کمال ، حق و رسیدن به آن است و از نقص و باطل می گریزد. با این همه ، گاه می بینیم که به سوی امور باطل و ضد کمالی گرایش می یابیم و از مسیر کمال بیرون می رویم. گاه نیز چنان بر راه خویش پامی فشریم که گویی جز این راهی نیست.

چرا و چگونه می شود که به این بیماری دچار می شویم و از مسیر کمالی بیرون می رویم و تا زمانی که سرمان به سنگ نخورده است، از جاده انحرافی باز نمی گردیم و تغییر مسیر نمی دهیم؟

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی، تحلیل قرآن را درباره چرایی و چگونگی این خروج از فطرت را تبیین کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

چرا گمراه؟

هر کسی به سبب آن که گرایش به کمال دارد، به طور فطری و طبیعی نمی خواهد تا در مسیری گام بردارد که وی را به جایی می برد که چیزی جز پلیدی و زشتی بهره ای از آن نخواهد برد. از این روست که تلاش می کند تا نسبت به خود ، خواسته های خود، محیط بیرونی و پیرامون خود ، شناخت کامل و جامع ای به دست آورد تا بتواند بهترین بهره را از زندگی خویش ببرد و به همه خواسته های واقعی خود پاسخ درست و کاملی بدهد. این گونه است که گرایش به دانستن و دانش و هم چنین شناخت از خود و محیط و حتی چگونگی تسلط بر محیط و بهره گیری هر چه تمام تر از آن برای خواسته ها و برآورد نیازها، به یک اصل و دغدغه اصلی در بشر تبدیل شده است.

انسان می داند که اگر این گونه عمل نکند و شناخت درست و قدرت تاثیر و بهره برداری کامل نداشته باشد، در این مدت و فرصت کوتاه عمر نمی تواند به همه خواسته هایش برسد و به همه نیازهایش پاسخ دهد. کوتاهی عمر از سویی و بلندای خواسته ها و نیازها، چنان عرصه را بر انسان تنگ می کند که هر کسی می کوشد راه میانبری را بیابد تا بتواند در کم ترین زمان و آسان ترین راه و کوتاه ترین آن به هدف برسد و بیش ترین بهره را از عمر ببرد؛ زیرا اگر این گونه عمل نکند ناچارست از با اموری بسازد و کنار بیاید که از نظر وی بدترین شکل زندگی است.

به سخن دیگر، هر کسی می داند اگر شناخت درستی از حقایق هستی نداشته باشد و در مسیر آن گام بر ندارد، دچار گمراهی و ضلالتی خواهد شد که پیامدی جز سرگردانی و تحیر در زندگی (اعراف آیه ۱۸۶)، خسران و زیان و از دست دادن فرصت طلایی و تکرار نشدنی زندگی (بقره آیات ۲۶ و ۲۷ و اعراف آیات ۱۴۸ و ۱۴۹ و مومنون آیات ۱۰۳ و ۱۰۶ و آیات دیگر)، غلبه و چیرگی پلیدی و زشتی بر وی (انعام آیه ۱۲۵)، محرومیت از هدایت ها و نعمت های خاص الهی (فاتحه آیات ۶ و ۷ و آل عمران ایات ۸۶ و ۹۰ و آیات دیگر)، نومیدی از رحمت الهی و سرخوردگی در زندگی و احساس بی معنایی از آن(حجر آیه ۵۶)، محرومیت از امدادها و هر گونه کمک و یاری خداوندی (بقره آیه ۱۲۰ و نحل آیه ۳۶ و ۳۷ و آیات دیگر)، لعنت دنیایی و آخرتی (هود آیات ۹۷ و ۹۹) گرفتار شدن در گناه، زشتی ها، پلیدی ها و رفتارهای نابه هنجار و ضد عقلانی و شرعی (کهف آیه ۵۵) ، ناتوانی در دست یابی به حق (فرقان آیه ۹)، گرفتاری و غرق شدن در متشابهات و ناتوانی از درک درست و تشخیص حق از باطل (آل عمران آیه ۷)، پیروی از هر فتنه و گرایش به آن (همان )، گرایش به طغیان و تجاوز از حدود متعارف در هر کار و امری در زندگی دنیوی و مخالف با قوانین و حدود (ق آیه ۲۷) انجام کارهای زشتی چون قتل(انعام آیه ۱۴۰)، تردید در معناداری زندگی و هدفمندی آن و انکار رستاخیز و حساب و کتاب آن (شوری آیه ۱۸)، عدم دست یابی به کمالات وجودی و سبک وزنی وجودی در قیامت و رستاخیز که خسران و زیانی بزرگ برای بشر است(مومنون آیه ۱۰۳ تا ۱۰۶) و در نهایت مغضوب الهی شدند(طه آیات ۸۵ و ۸۶) نخواهد داشت؛ از این روست که می کوشد، خود را از گمراهی که انحراف از جاده حق و کمال است دور نگه دارد.

با این همه می بینیم که بسیاری از مردم به شکل و نوعی آگاهانه و خود خواسته و یا ناآگاهانه و ناخواسته گرفتار گمراهی می شوند و به جای گذر از مسیر هدایت و حق و کمال در جاده ضلالت و گمراهی می روند. پرسش این است که اگر انسان به سوی حق می رود و گرایش به کمال دارد، چرا گمراهی را به جان می خرد و به سویی می رود که پیامدهای طبیعی آن برخی یا همه آن چیزهایی است که در پیش گفته شده است؟

عوامل ضلالت

این که انسان با آن که گرایش به کمال و حق دارد در مسیر ضد آن قرار می گیرد، عواملی چند دارد که از مهم ترین آن ها می توان به هواهای نفسانی و خواسته های بی پایان آن که از درون به آدمی فشار می آورد و ابلیس و وسوسه های شیطانی که از بیرون تاثیر می گذارد، اشاره کرد.

خداوند در آیه ۵۶ سوره انعام بیان می کند که علت گمراهی بشر از مسیر کمال و حق آن است که از هواهای نفسانی و خواسته های آن پیروی و تبعیت می کنند. این گونه است که در یک فرآیندی دل های بشر بیمار می شود و فطرت سالم و عقل سلیم تباه می گردد و حتی قدرت تشخیص حق از باطل و نقص از کمال را نمی یابد و این گونه است که در مسیر ضلالت و گمراهی به سادگی و آسانی گام بر می دارد و واهمه و ترسی از آن ندارد.(مدثر آیه ۳۱)

خداوند در آیاتی از جمله آیات ۱۱ تا ۱۷ سوره اعراف و ۳۲ و ۳۹ سوره حجر و ۶۱ تا ۶۵ سوره اسراء ، ابلیس را از عوامل گمراهی انسان ها معرفی می کند؛ زیرا ابلیس سوگند یاد کرد که هماره در سر راه راست انسان می نشیند و از همه جوانب به او یورش می برد تا او را گمراه کند. از این رو ابلیس با ابزارهای مختلف می کوشد تا به هدف خود که گمراهی انسان است دست یابد. یکی از ابزارها و روش هایی که ابلیس برای دست یابی به هدف خویش اجرا می کند، تزیین عمل زشت و بد به عنوان اعمال خوب و نیک می باشد. این گونه است که انسان ها دچار اشتباه شده و در مسیر گمراهی و پلشتی گام بر می دارند و از جاده حق و حقیقت بیرون می روند.(نمل آیات ۲۲ تا ۲۴ و نیز حجر آیات ۳۴ تا ۳۹)

بنابراین انسان ها به سبب تغییر فطرت خود از طریق پیروی از هواهای نفسانی و وسوسه های ابلیسی ، گاه چنان می شوند که رفتار زشت خود را زیبا می بینند(فاطر آیه ۸) و شیاطین و ابلیس نیز با تزیین اعمال زشت به اعمال نیک و خوب به این اشتباه و برداشت نادرست دامن می زند.(غافر آیه ۳۷ و توبه آیه ۳۷ )

خداوند در آیات ۸۵ تا ۹۶ سوره طه به تسویلات نفسانی و تزیین اعمال زشت به عنوان مهم ترین عامل انحراف و گمراهی بشر از جمله گروه ها و اقوامی چون بنی اسرائیل اشاره می کند و خواهان هوشیاری و بیداری و پندگیری بشر می شود.

اصولا نفس اماره و ابلیس لعین به همراهی و همکاری شیاطین و اولیای خود، همواره با نیرنگ و مکر می کوشند تا زشتی ها را زیبا و بدی ها را خوب جلوه دهند تا مردمان را گمراه کنند.(رعد آیه ۳۳ ) این گونه است که ابزارها و روش های گوناگونی را اینان به کار می گیرند تا به هدف پست خویش برسند.

انسان ها چنان که گفته شد ، در آغاز دارای فطرت سالم و عقل سلیم هستند که ایشان را قادر به شناخت حق از باطل و گرایش به حق و دوری از باطل می کشاند ولی به دنبال وسوسه های ابلیسی و شیطانی و خواسته های بی پایان نفسانی بشر است که ابزارهای شناختی آدمی تعطیل می شود و یا تغییر می یابد و قدرت تشخیص و پیروی از شخص گرفته می شود.(اعراف آیه ۱۷۹ و کهف آیه ۵۷ و زخرف آیه ۴۰ و جاثیه آیه ۲۳ و آیات دیگر )

اموری چون تکبر و خود بزرگ بینی که مانع اصلی گرایش انسان به ایمان و انتخاب راه کمال و تغییر جهت به سوی ضلالت و گمراهی می شود(اعراف آیه ۱۴۶) و یا تقلید کورکورانه ا زنیاکان بی آن که دلیل عقلی و عقلایی برای آن باشد(بقره آیه ۱۷۰ و مائده آیه ۱۰۴ و آیات دیگر) در کنار جهل (انعام آیات ۱۱۹ و ۱۴۴) گرایش به حس گرایی و مادی گرایی (بقره آیات ۵۱ و۵۴ و ۵۵ و ۹۲ ) حق ستیزی رهبران و حاکمان اجتماعی و علمی (بقره آیه ۱۷۴ تا ۱۷۶ونوح آیات ۲۱ تا ۲۴) و رویگردانی و حق گریزی مردمان (صف آیه ۵) و گرایش به دروغ (زمر آیه ۳) و دنیاطلبی (بقره آیات ۱۷۴ و ۱۷۵) دوست بد و ناباب(فرقان آیات ۲۷ تا ۲۹) را به عنوان دیگر ابزارها و روش های نفوذ ابلیس اشاره کرد.

جدایی از رهبری دینی از دیگر عوامل موثر در گمراهی جامعه و گرایش به ضلالت و تباهی است که در آیاتی چون ۸۵ و ۸۶ سوره طه به آن اشاره کرده است. در این زمان افرادی که خود در دام شیطان و ابلیس افتاده و در نقش اولیای شیاطین در آمده اند می کوشند تا جامعه را به سوی گمراهی هدایت کنند چنان که سامری این گونه عمل کرد.

خداوند در آیاتی چون ۹۷ سوره هود و ۷۹ سوره طه و ۶۷ سوره احزاب و ۱۷ سوره زمر به نقش تعیین کننده و اساسی حاکمان و فرمانروایان گمراه در گمراهی و اضلال جامعه اشاره می کند و از مردمان می خواهد تا از پیروی و اطاعت طاغوت پیرهیز و اجتناب ورزند. در روایت است که " الناس علی دین ملوکهم؛ مردمان بر دین رهبران و حاکمان خود هستند. پس اگر حاکمان به سوی هدایت روند مردمان همان مسیر کمالی را می پیمایند و اگر به سوی ضلالت و باطل و ظلم روند ملت نیز پیرو آنان شده همان مسیر را بدتر از حاکمان طی می کنند.

تغییراتی که در فطرت و طبیعت بشر رخ می دهد قدرت تشخیص وی را کاهش می دهد و عقل را بیمار و دل را غیر منعطف و سخت می کند. این گونه است که به سادگی در برابر دعوت های حق قرار می گیرند و به تکذیب آموزه های حقانی کتب اسمانی و وحیانی می پردازند و منکر دعوت پیامبران(نحل آیه ۳۶)، تکذیب آیات الهی (انعام آیه ۳۹)، تکذیب کتب آسمانی (غافر آیات ۷۰ و ۷۴) ، تکذیب پیامبر(احقاف آیه ۳۲) ، تکذیب قرآن و انکار آن (غافر آیات ۷۰ و ۷۴ و اعراف آیات ۱۸۵ و ۱۸۶ و زمر آیه ۴۱) و در نتیجه تکذیب معناداری برای هستی و افرینش و هدفمندی آن و هم چنین رستاخیز و معاد می پردازند.(یونس آیه ۴۵ و واقعه آیات ۴۷ و ۵۱)

ترک نماز و تضییع آن (مریم آیه ۵۹) بی تقوایی (اعراف آیات ۲۰۱ و ۲۰۲) بدنمایی و کژجلوه دادن راه خدا ( اعراف آیه ۴۵) و بهانه جویی (رعد آیه ۲۷) و تجاوز ناحق به حقوق مردم(شوری آیات ۴۲ و ۴۴) و تبلیغات سوء و بد (زخرف آیات ۵۱ تا ۵۴) و ترک امور نیکی چون انفاق (مائده آیه ۱۲) و ترک زکات (همان ) و ترک نماز (همان) و پیروی از امور ظنی و پندارگرایی (نجم آیات ۲۷ تا ۳۰ و انعام آیه ۱۱۶) از دیگر عواملی است که به این گمراهی بشر دامن می زند و فطرت سلیم و عقل سالم را از وی سلب می کند و قدرت تشخیص حق از باطل و همراهی با حق را از وی می گیرد و در نهایت در مسیر تباهی و گمراهی سقوط می کند.

بنابراین می بایست در پاسخ به چرایی گرایش آدمی به گمراهی گفت که عوامل متعددی در این مساله نقش دارند که مهم ترین آن ها وسوسه های ابلیسی در کنار وسوسه های نفسانی است که آدمی را به سمت و سویی می کشد که یا قدرت تشخیص را از وی سلب می کند و یا آن که زشتی ها و گمراهی ها را به جای حق قرار می دهد و با تزیین دروغین آدمی را به اشتباه می اندازد و فطرت سالم و عقل سلیم وی را سلب می کند و در نهایت ناخواسته و یا خواسته و آگاهانه و یا ناآگاهانه به سوی گمراهی و ضلالت می رود.

راه مصونیت یابی از گمراهی

انسان برای این که از گمراهی مصون گردد چاره ای جز این ندارد که فطرت و عقل خویش را سالم نگه دارد و به خواسته های نفسانی و وسوسه های ابلیسی پاسخ مثبت ندهد. ا زاین روست که خداوند راسخان در علم و متقین را از کسانی دانسته است که در مصونیت از گمراهی هستند(آل عمران آیات ۷ و۸ و ابراهیم آیات ۳۵ و ۳۶) زیرا این افراد با حفظ فطرت و بهره گیری از آیات آفاقی و انفسی و بهره مندی از قدرت تقوا در مسیری گام می بردارند که حق را به درستی شناخته و نسبت به باطل گریزان هستند.

خداوند در آیاتی از جمله ۸۲ و ۸۳ سوره ص به اخلاص در عبودیت و خالص شدن برای او اشاره می کند و آن را مانع مهم و اساسی برای رهایی از وسوسه های ابلیس معرفی می کند. به این معنا که آدمی با اخلاص می تواند راه نفوذ ابلیس را برخود ببندد.

ایمان به خداوند، مانع جدی پیروی انسان از شیطان و عامل بازدارنده آدمی از گمراهی (سبا آیات ۲۰ و ۲۱) می باشد. خداوند در آیه ۵۳ سوره روم ایمان به آیه های الهی را زمینه ساز هدایت و مانع ضلالت معرفی می کند و ایمان را در آیه ۲۷ سوره ابراهیم به عنوان عامل استواری روح و ثبات قدم در دنیا و آخرت و موجب مصونیت از گمراهی و انحراف می داند و در آیه ۱۰۵ سوره مائده ایمان و باور به قیامت را زمینه ساز مراقبت جدی انسان بر ایمان و پرهیز از باطل و ضلالت معرفی می کند.

اطاعت از خداوند و پیامبر(ص) نیز مانع دیگری برای گمراهی و ضلالت است(احزاب آیه ۶۶ و ۶۷) چنان که التزام به معارف الهی و اطاعت از رهنمودها و آموزه های الهی موجب سعادت و دور شدن از گمراهی می شود.(اعراف آیه ۱۵۷ و طه آیات ۱۲۰ تا ۱۲۳)

قران به نقش اساسی حضور پیشوایان و رهبران دینی در ممانعت بشر از گمراهی در آیات ۸۳ و ۸۵ سوره طه توجه می دهد و خواهان بهره مندی بشر از این پیشوایان صادق و سالم می شود و از پیروی رهبران گمراه بر حذر می دارد.

یادکرد خداوند و ذکر او(اعراف آیات ۲۰۱ و ۲۰۲) و عبودیت و بندگی در برابر خداوند(حجر آیات ۳۹ تا ۴۲) و پذیرش ولایت الهی (اعراف آیه ۳۰) و تسلیم شدن در برابر حق و خداوند (روم آیه ۵۳) و بهره گیری از تقوا (اعراف آیات ۲۰۱ و ۲۰۲) و پای بندی به آموزه های وحیانی (مائده آیات ۱۰۴ و ۱۰۵) از دیگر عواملی است که به عنوان بازدارنده از وسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی عمل می کند و آدمی را در مصونیت نگه می دارد.

به هر حال انسان می تواند به اختیار خویش راهی را برگزیند که وی را از گمراهی حفظ کند و در مسیر اعتدال و تعادلی نگه دارد که خداوند به حکم فطرت در طبیعت او به دویعت نهاده است.

بنابراین هر چندکه انسان به طور فطری و طبیعی گرایش به حق و کمال داشته و از گمراهی و باطل پرهیز دارد ولی به سبب عوامل پیش گفته دچار گمراهی می شود و خواسته و ناخواسته و آگاهانه و ناآگاهانه مسیر گمراهی را انتخاب و به آن سمت و سو می رود. باشد با بهره گیری از تقوای الهی و آموزه های وحیانی در صیانت الهی باشیم و دچار گمراهی و ضلالت نگردیم.