چرایی میل به گناه در جامعه

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

چرا جامعه ای میل به گناه پیدا می کند؟ چرا مردم گرایش پیدا می کنند تا گناهان علنی و آشکاری داشته باشند و بی حجاب شوند یا رباخواری کنند، گران فروشی و کم فروشی داشته باشند، دروغ بگویند، با نامحرم دست بدهند، زنا بکنند، عفت و بی حیایی پیشه کنند، بر کارهای زشت خود سرپوش نگذارند و حتی به ترویج و تشویق یک دیگر بپردازند و هر کسی بکوشد تا از دیگری در این امور پیشی بگیرد؟ نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن در صدد تحلیل و تبیین چرایی این شیوه و سبک زندگی در میان مردمان به ویژه در یک جامعه اسلامی است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فسق، پرده دری آشکار از گناه و زشتی

یکی از اصطلاحات قرآنی فسق است. فاسق کسی است که میل به گناه داشته و آن را علنی می سازد و آشکار برخورد می کند. شاید بارهای شنیده باشید که کسی بگوید: تیغ زدن ریش فسق است یا فلان زن فاسق است.

در زبان فارسی برای فاسق واژگانی چون نابکار، هرزه، فاجر، بداخلا ق ، رفتار از روی هرزگی ، فاسد، ناپسندکار، شهوانی ، شهوت انگیز، رفتار ناشی از هرزگی، شهوت پرست، خطاکار و مانند آن به کار می رود تا این معنا و مفهوم فسق و فاسق به فارسی زبان منتقل شود.

فسق در زبان عربی، در اصل به معنای «خروج هسته خرمای تازه از پوست خود» است. فسقت النواه ، زمانی رخ می دهد که رطب از شاخه درخت نخل سقوط می کند، هسته از درون آن به خارج می پرد.

البته برخی گفته اند که فسق به معنای برآمدن پوست خرماست؛ برخی از خرماها به طوری است که پوست از گوشت آن بر می آید و به سادگی پوست از گوشت جدا می شود و ارتباط خود را با خرما از دست می دهد یا به تار مویی به آن متصل است. کسی که فاسق است این گونه پرده دری می کند و یا هسته از گوشت بر می آید یا پوست از گوشت.

این که به شخصی فاسق می گویند به سبب آن است که همانند خرما پوست خویش را می اندازد و باطن زشت خویش را آشکار می کند؛ پس به تمام کسانى که لباس طاعت پروردگار را از تن در آورده و از راه و رسم بندگى خارج شده اند فاسق گفته شده است. در حقیقت همان گونه که هسته خرما به هنگام بیرون آمدن، آن قشر شیرین و مفید و مغذى را رها می سازد، آنها نیز با اعمال خود تمام ارزش و شخصیت خویش را از دست می دهند؛ یا این که همانند خرمایی است که پوست و جامه و پوشش خود را رها کرده و گوشت عریان و لخت خود را آشکار می کند به طوری که هر حشره ای به سادگی به آن گوشت دسترسی پیدا کرده و خاک و کثافت بر آن می نشیند.

پس این واژه درباره انسان، در حقیقت بیانگر خروج گنهکار از مدار اطاعت و بندگی خداست که با گناه خود را حریم و حصار فرمان الهی را بیرون آورده و در نتیجه بدون قلعه و حفاظ مانده است. کسی که چون خرما پرده دری می کند و پوست خودش را از دست می دهد، بی جامه و لباسی است که بر اساس آموزه های قرآنی هم عامل حفظ و نگه داری است و هم موجب زیبایی.(اعراف، آیه ۲۶)

بر اساس آیات قرآنی، تقوا همانند جامه ای است که انسان بر تن می کند و موجبات حفظ و نگه داری خود، پوشیدن زشتی ها و بدی ها و زیبایی و آراستن خویش را فراهم می آورد. پس پرده دری موجب می شود تا همه این ها را از دست دهد.(همان)

پس اگر بخواهیم برای واژه واژه معادلی ارائه دهیم شاید بتوان گفت که پرده دری بهترین واژه در زبان فارسی است؛ زیرا این معنا همانند افتادن پوست خرما و کنار رفتن پرده ای است که بر آن افتاده است. بنابراین کسی که فسق می ورزد نسبت به اصول اخلاقی و قانونی پرده دری روا می دارد و زشتی های اعمال خویش را بی هیچ پوششی، آشکار می سازد.

در اصطلاح قرآنی فسق به معنای خروج از اطاعت، دین، استقامت و راه مستقیم الهی به کار رفته است. پس شخص فاسق کسی است که با رفتار ضداستقامت و راستین خویش، و خروج از دین و اطاعت خدا، چهره زشت معصیت و تباهکاری خویش را آشکار می کند.

به عنوان نمونه فسق در کتب لغت و فرهنگ های عربی و قرآنی این گونه معنا شده است: فسق به معناى میل به گناهترتیب کتاب العین، ج ۳، ص ۱۳۹۶، «فسق») ،عصیان، ترک امر خدا و خروج از طریق حق(لسان العرب، ج ۱۰، ص ۲۶۲ – ۲۶۳، «فسق») و خروج از محدوده شرع است و نوعاً فاسق بر کسى اطلاق مى شود که ملتزم و مقرّ به حکم شرع باشد و خلاف آن عمل کند.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۶۳۶ ، «فسق»)

از تعریفی که راغب به دست داده می توان دریافت که فاسق در حوزه رفتار مسلمانان سست ایمان بروز و ظهورمی کند؛ به این معنا که افراد و جامعه ای به اموری اعتقاد دارند ولی بر خلاف آن عمل می کنند. پس رفتار کافران و مشرکان را نمی توان رفتار فاسقانه دانست؛ زیرا آنان اگر رفتاری زشت و بد انجام می دهند بر اساس اعتقاد خودشان است؛ اما کسی که مسلمان است و برخلاف اعتقاد خود رفتار می کند و به نابهنجاری و زشت کاری و گناه به طور علنی و آشکار می پردازد در حقیقت چون خرمایی است که پوست و جامه تقوایی خود را کنار انداخته است.

اما از آیاتی چون ۸۱ و ۸۲ سوره آل عمران به دست می آید که اهل کتاب و کافران و مشرکانی که به تکذیب دعوت پیامبر (ص) می پردازند نیز فاسق هستند؛ هم چنین از آیه ۵۵ سوره نور به دست می أید که مرتدان نیز از مصادیق فاسقان هستند. با این همه بیش ترین کاربرد فسق درباره مسلمانانی است که با اعتقاد به راستی و درستی اسلام و حقانیت آن بر خلاف آموزه های وحیانی اسلام عمل و پرده دری می کنند

واژه فسق و مشتقات آن ۵۴ بار در قرآن در همین معنای اخیر که راغب اصفهانی بیان کرده، به کار رفته است.

چرایی فسق و پرده دری مسلمان

چرا یک مسلمان با آن که اعتقاد به قیامت و حقانیت دین و آموزه های آن برای رسیدن به سعادت ابدی و رهایی از خشم و دوزخ الهی دارد، باز مرتکب فسق می شود و جامه تقوا را از تن بیرون می کند و رفتارهای زشت و نابهنجار علنی و آشکاری را در پیش می گیرد؟

قرآن در پاسخ به این پرسش با بیان علل و عواملی روشن می کند که فسق مسلمانان به سبب اموری است که بدان گرفتار هستند یا می شوند؛ یعنی برخی از امور است که مسلمانان را به جای پیشه کردن تقوا به فسق سوق می دهد و آنان را دچار آن می کند.

مهم ترین علل و عوامل پرده دری مسلمانان اموری زیر هستند:

  1. رفاه: اتراف و رفاه طلبی و سرمستی از امکانات و برخوردارى بیش از اندازه از رفاه و آسایش در زندگى دنیوی، زمینه فسق ساز است. بسیاری از کسانی که در جامعه نابهنجاری را دامن می زنند و بی حجاب و بد حجاب و پرده دری می کنند و یا کارهای زشت دیگری را به طور علنی و آشکار انجام می دهند از قشر رفاه زده و متنعم هستند. با نگاهی گذرا به جامعه رفاه زده و به اصطلاح شمال شهری ها می توان دریافت که مرفهان بی درد هستند که جامعه را به سمت و سوی پرده دری و فسق سوق می دهند و به تشویق و ترغیب دیگران به بی حیایی و پرده دری می پردازند.
  2. قضاوت ناحق: از دیگر علل و عواملی که موجب فسق و پرده دری می شود، قضاوت ناحق و نادرست در حق دیگران یا مسایل اجتماعی است. کسانی که بر اساس عقل و شرع حکم نمی کنند و بر اساس سنت ها و رسوم به داوری می پردازند، احکام ناحق را صادر می کنند. این افراد حتی ممکن است که از اهل کتاب یا اهل اسلام باشند ولی به جای اسلام و کتاب های وحیانی به منابع دیگری مراجعه کرده و بر اساس آن قضاوت می کنند. این گونه است که دچار فسق شده و مسیر نابهنجاری را می پیماند و جامه تقوا را از تن بیرون می آورند و پرده دری می کنند.(مائده، آیه ۷۴)
  3. فراموشی و نیسان خدا: بر اساس آموزه های قرآنی نیسان و فراموشى خدا، مایه فسق و انحراف از حق است. کسی که خدا را فراموش کند دچار پرده دری و فسق می شود. این که منافقان گرفتار فسق می شوند از آن روست که خدا را فراموش کرده و او را در زندگی و سبک و شیوه زیست خود در دنیا ندیده می گیرند.(توبه، آیه ۶۷) پس کسانی که گرفتار فسق می شوند چه از منافقان یا غیر آنان کسانی هستند که دچار فراموشی و نسیان خدا در زندگی هستند.
  4. کفران نعمت : یکی از مهم ترین علل و عوامل فسق در جامعه کفران نعمت به ویژه نعمت ولایت و حکومت و حاکمیت مومنان است. خداوند به صراحت در آیه ۵۵ سوره نور می فرماید کفران حاکمیّت مؤمنان، برخاسته از روحیه فسق و تبهکارى است و از همین روست که ارتباط تنگاتنگی میان کفران نعمت ولایت و فسق وجود دارد. در جامعه امروز اسلامی وقتی به فاسقان نگاه می شود کسانی هستند که دل به حکومت و حاکمیت اغیار داشته و از حکومت و حاکمیت مومنان ناخرسند بوده و کارهایی می کنند که این حکومت یا تضعیف و از میان برود. جامعه امروز اسلامی دچار نوعی کفران نعمت از نوعی کفران حاکمیت ایمان و مومنان است. از این روست که فسق و فجور در آن از سوی برخی دامن زده می شود.
  5. مخالف با رهبری و اسلام: از دیگر علل و عوامل رواج و گسترش فسق در جامعه، گرایش به مکاتب و آیین هایی چون لیبرالیسم و سوسیالیسم و مانند آن است. کسانی که دل در گرو مکتب سکولار دارند، با هر گونه حاکمیت و حکومت اسلامی و رهبری مومنان مخالف می ورزند. از این روست که فسق را در جامعه گسترش می دهند تا به اهداف خود برسند. اینانی که به مخالفت با اسلام و رهبری می پردازند، نمی خواهند تا احکام و آیین های اسلامی و ارزش ها و هنجارهای آن نهادینه شود. خداوند در آیات ۴ و ۵ سره حشر می فرماید: جبهه گیرى در برابر اسلام و مخالفت با خدا و رسول(صلى الله علیه وآله)، عامل فسق آدمى است. از آیات ۴۹ تا ۵۳ سوره توبه و ۲۱ تا ۲۵ سوره مائده نیز بر می آید که تخلف از رهبری و فرمان های ولایت چگونه زمینه و بستر ساز فسق در افراد جامعه می شود و آنان را اندک اندک از مسیر هدایت و صراط مستقیم دور می سازد.
  6. عهد شکنی: از دیگر عوامل پرده دری از سوی برخی در جامعه، عهدشکنی و پیمان شکنى است. خداوند در آیات ۲۶ و ۲۷ و ۹۹ و ۱۰۰ سوره بقره و ۸۱ و ۸۲ سوره آل عمران و ۱۰۲ سوره اعراف و نیز آیه ۸ سوره توبه عهد شکنی افراد را مایه فسق و تبهکارى آنان معرفی می کند. اینان که حتی به اصول اخلاقی ابتدایی چون وفاداری پای بند نیستند و برخلاف تعهدات و التزامات خویش عمل می کنند، گرایش به پرده دری و فسق و فجور دارند. از این روست که خداوند این افراد را در جرگه پرده دران و فاسقان یاد می کند.
  7. ضرررسانی به دیگران: از دیگر علل و عواملی که موجب فسق و فجور می شود، عدم مراعات حقوق دیگران و ضرررسانی به آنان است. این افراد اگر به عنوان نویسنده قرارداد و وصیت یا شاهد و گواه این امور قرار گیرند، بر اساس حق نمی نویسند و شهادت و گواهی نمی دهند. این گونه است که به دیگران ضرر و زیان می رساند بی آن که حتی گاه خودشان نیز سودی نبرند. چنین افراد گرایش به پرده دری و فسق و تبهکاری دارند.(بقره، آیه ۲۸۲)
  8. تضییع حقوق: تضییع حقوق دیگران، از عوامل فسق و تبهکارى است که آیه ۲۸۲ سوره بقره به آن اشاره دارد. در حقیقت بسیاری از مشکلات جامعه و پرده دری ها و نابهنجاری های علنی ریشه در تضییع حقوق دیگران دارد. به عنوان نمونه بسیاری از مردم بی توجه به حقوق دیگران صدای ابزارهای صوتی خود را بلند می کنند و یا بی توجه به حقوق دیگران کوچه و برزن را با اشغال و زباله ها آلوده می سازنند.
  9. دنیا طلبی: شکی نیست که دنیاطلبی انسان را از آخرت گرایی باز می دارد و زمینه هر گونه فسق و تبهکاری و فجور را فراهم می آورد؛ زیرا برای این افراد دنیا اصالت دارد و هیچ گرایشی به آخرت ندارند و اگر هم باشد به عنوان یک هدف دست چندم مطرح است. خداوند در آیه ۲۰ سوره احقاف دلبستگى به دنیا را از عوامل تمایل انسان به فسق و پرده دری معرفی می کند. خداوند هم چنین در آیه ۲۴ سوره توبه می فرماید دنیاطلبى و ترجیح تعلّقات مادّى بر محبّت خدا و رسول(صلى الله علیه وآله)، زمینه فسق و دورى از حق در بسیاری از مردم می شود.
  10. بدعت: از دیگر عوامل انحراف از صراط حق و دین و گرایش و میل به فسق و گناه و تبهکاری و پرده دری می بایست به بدعت اشاره کرد؛ بدعت به معنای نسبت دادن چیزی به دین در حالی که جزو احکام دین نیست. به عنوان نمونه رهبانیت در مسیحیت موجب شد تا کشیشان و راهبان و راهبه ها به عنوان ترسایی نه تنها از خدا و دین دور شوند، بلکه گرفتار فسق و فجوری چون زنا و لواط و مساحقه شوند. امری که اکنون جامعه کاتولیک را تهدید می کند و کودک آزاری در میان کشیشان مسیحی به شدت رواج دارد و گزارش های وحشتناکی به میزان یک از هزار در این زمینه منتشر شده است. (حدید، آیه ۲۵)
  11. انحراف جنسی: انحرافات جنسى، عامل فسق و تبهکارى است.(انبیاء، آیه ۷۴) اگر مرد و زنی گرفتار انحراف جنسی شود در فرآیندی چنان به فسق و فجور گرفتار می شود که نه تنها خود را به تباهی می کشاند بلکه غیر از فساد مفسد نیز می شود و جامعه را به تباهی سوق می دهد.
  12. ترویج منکرات: کسانی که خود اهل منکر نیستند، ولی در برابر آن سکوت می کنند یا در رسانه های به ترویج آن مشغول می شوند در فرآیندی خود نیز گرفتار فسق و پرده دری می شوند. به این معنا که نخست ممکن است که در برابر منکرات سکوت کنند، ولی پس از آن در زبان به ترویج آن مانند بی حجابی و بدحجابی می پردازند و در نهایت خود و خانواده ایشان گرفتار فسق و پرده دری عملی و علنی می شوند.(توبه، آیه ۶۷)

این ها تنها گوشه ای از علل و عواملی است که قرآن به عنوان علل و عوامل فسق و پرده دری بیان کرده است. همین نمونه ها و مصادیق به خوبی روشن می سازد که چگونه اموری ساده گام به گام انسان را به بی پروایی و پرده دری سوق می دهد.