چرایی طغیان گری و آثار آن

بسم الله الرحمن الرحیم

در فرهنگ قرآنی، طغیان به معنای خروج از مدار عبودیت و ربوبیت الهی و گرایش به استکبار در برابر خدا است. البته هر تجاوز از حدود از جمله حدود قانونی، تشریعی یا تکوینی از سوی انسان و جن که دارای اراده و اختیار و حق انتخاب هستند، طغیان است. در آموزه های وحیانی به سبب تاثیرات مخرب طغیانگری بر فرد و اجتماع، به این مساله توجه خاصی شده و خدا در قرآن، ضمن بیان آثار آن به چرایی طغیان گری و بسترها و زمینه های آن اشاره کرده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا به این مطلب از این زاویه قرآنی توجه کند و به تبیین علل و آثار آن بپردازد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

آثار زیانبار طغیانگری

برای درک اهمیت هر چیزی بهترین شیوه نگاهی به آثار مثبت یا منفی آن است. از این رو، پیش از آن که به چرایی و علل ایجادی حالت طغیان گری در نفس انسان بپردازیم، به بیان آثار منفی و زیانبار طغیانگری از منظر قرآن پرداخته می شود. از نظر قرآن، برخی از مهم ترین آثاری که برای طغیانگری است، عبارتند از :

  1. حق گریزی: انسان متعادل و طبیعی به حق گرایش و از باطل گریزش دارد؛ اما روحیه و رویه طغیانگران موجب می شود که حق گریز و باطل گرا شوند؛ از همین روست که هر چه حق باشد از آن گریزش داشته و به سوی باطل گرایش می یابند. پس در برابر اسلام و دعوت پیامبر، واکنش منفی نشان می دهند و زیر بار حق و اسلام نمی روند و به آن ایمان نمی آورند و تصدیق نمی کنند، بلکه به تکذیب اسلام و پیامبر(ص) می پردازند. از نظر قرآن، روحیه و رویه طغیانگری کافران موجب شده است تا با آن که می دانند حتی رزق و روزی آنان در دست خودشان نیست و از جایی دیگر تامین می شوند که همان خداوند تبارک و تعالی است؛ اما این حقایق و دعوت به آن، نه تنها موجب گرایش نمی شود، بلکه آنان را به سمت طغیانگری بیش تر سوق می دهد و نفرت و بیزاری را در ایشان بر می انگیزاند به طوری که روز به روز از اسلام دورتر می شوند.(ملک، آیات ۲۰ و ۲۱)
  2. کفر: از نظر قرآن، روحیه و رویه طغیانگری استکبارانه موجب می شود تا شخص اعتقادش را نسبت به خدا و آخرت از دست دهد و در نهایت به کفر گرایید و انکار حق و حقیقت نماید.(یونس، آیه ۱۱؛ مائده، آیات ۶۴ تا ۶۸؛ کهف، آیه ۸۰)
  3. شرک ورزی: از نظر قرآن، طغیانگری و داشتن چنین روحیه و رویه ای موجب می شود تا طغیانگر گرفتار شرک شود؛ زیرا چنین شخصی بستر مناسبی برای باورهای مشرکانه دارد، هر چند که در آغاز مشرک نباشد، اما به آن کشیده شده و گرایش می یابد.(صافات، آیات ۲۲ تا ۳۲) در حقیقت گمراهی ایشان تابع روحیه طغیان ورزی آنان است و با آن که دلیل محکمی برای شرک ورزی ندارند، ولی دلهایشان بدان گرایش می یابد.
  4. تحیر و سرگردانی: از نظر قرآن، کسانی که دارای روحیه و رویه طغیانگری هستند، در زندگی هرگز به ثبات و سکونت و اطمینان نمی رسند، بلکه هماره همانند کوران در امور زندگی سرگردان شدیدی به سر می برند و حیرت و سرگردانی شدید و در اوج نهایت در همه ابعاد فکری و رفتاری از پیامدها و آثار طغیان ورزی است؛(بقره، آیه ۱۵؛ اعراف، آیه ۱۸۶؛ یونس، آیه ۱۱؛ مومنون، آیه ۷۵) زیرا خدا در بیان این اثر و پیامد طغیانگری از واژه «عمه» بهره گرفته است که بیانگر سرگردانی و تحیر شدید است.( مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۱۴۳)
  5. اتهام زنی به پیامبران: پیامبران اهل حق و حقیقت هستند، و هر چه را بدان می خوانند و دعوت می کنند، حق و حقیقت است؛ زیرا سلطان و دلایل و بینات محکم و استواری برای حقانیت سخنان و آموزه های خویش دارند؛ اما اهل طغیان به سبب روحیه و رویه تعدی و تجاوزگری خویش، مستکبرانه علیه حق و حقیقت قیام می کنند و برای از میدان به در کردن اهل حق هم چون پیامبران به اتهام زنی می پردازند و پیامبران را به جادوگری و سحر(ذاریات، آیات ۵۲ و۵۳)، جنون و دیوانگی(اعراف، آیات ۱۸۴ تا ۱۸۶؛ ذاریات، آیات ۵۲ و ۵۳؛ طور، آیات ۲۹ تا ۳۲) و شاعری و کهانت و ارتباط با موکلین جنی می کنند(طور، آیات ۲۹ تا ۳۲) تا این گونه در مسیر گمراهی باقی بمانند و اجازه ندهند دیگران در راه حق با پیامبران همراه شوند.
  6. تکذیب حق و معجزات الهی: از دیگر آثار روحیه و رویه طغیانگری آن است که اهل حق و راستی را دروغگو و سخنان ایشان را دروغ دانسته و به جای تصدیق حق و اهل حق، آن را تکذیب می کنند.(شمس، آیات ۱۱ و ۱۲) از نظر قرآن، پیامبران با آن که معجزات روشن و بصیرت بخشی برای آنان می آورند، ولی همان روحیه موجب می شود به تکذیب حتی معجزه بپردازند و آن را نپذیرند (همان؛ انعام، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰) و این گونه بر شدت سرگردانی و گمراهی و حیرت خویش می افزایند.(همان)
  7. دنیا دوستی: طغیانگران گرایش بسیاری به دنیا و مادیات آن دارند. از همین روست که تکاثر و جمع آوری مال و ثروت به هر وسیله و شکلی برای آنان امری طبیعی است. آنان دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند هر چند که ممکن است مانند اهل کتاب به ظاهر به خدا معاد معتقد باشند.(نازعات، آیات ۳۷ و ۳۸)
  8. بخل ورزی: از نظر قرآن، طغیانگری همان طوری که در عقاید و افکار ایشان تاثیر منفی می گذارد، در عملکردهای اجتماعی و اقتصادی آنان نیز تاثیر منفی دارد، از همین روست که طغیانگران علیه خدا، انسان هایی بخیل هستند.(قلم، آیات ۱۷ و ۳۱) بخل به عنوان یک رذیلت اخلاقی در همه جوامع مذموم و ناپسند شمرده شده است. این که انسان به نیازهای دیگران توجهی نداشته باشد و با آن که گاه حتی نیازی به چیزی ندارد، آن را از دیگران که به اضطرار و ضرورت افتاده اند، چیزی ندهد و حتی با اسراف و تبذیر آن را از حیز انتفاع خارج سازد تا دیگری از آن بهره مند نشود. از نظر قرآن، طغیانگران به سبب آن که مستکبرانه علیه عبودیت و ربوبیت خدا قیام کرده اند(التحقیق، حسن المصطفوی، ج ۸ ، ص ۸۱ ، «طغى»؛ المیزان، علامه طباطبایی، ج ۲۰، ص ۱۹۲) به گونه ای عمل می کنند که دیگران از نعمت هایی در اختیار ایشان، هیچ بهره ای نبرند؛ چنان که صاحبان باغ برای این که نیازمندی درخواست نیاز خویش را مطرح نکنند، شبانه و بی سر و صدا به باغ خویش می روند تا محصولات را جمع آوری کنند.(قلم، آیات ۱۷ تا ۳۱)
  9. درخواست های بی جا: اصولا طغیانگران خود را برتر می دانند و بر همین اساس علیه خدا نیز طغیان می کنند؛ زیرا خود را در جایگاه خدایی می بینند. درخواست هایی بی جا از طغیانگران مستکبر امری طبیعی است. در همین چارچوب درخواست رؤیت خداوند، از جانب منکران معاد، برخاسته از روحیّه استکبارى و طغیان گرى آنان است که خدا به صراحت از این روحیه و رویه در قرآن بیان کرده است.(فرقان، آیه ۲۱) در همین راستا می توان روحیّه استکبارى و طغیان گرى آنان را عامل درخواست نزول فرشتگان و ملائکه از سوى منکران معاد دانست.(همان)
  10. دشمنی با دیگران و پیامبران: طغیانگری کافران موجب می شود تا نسبت به دیگران عناد و دشمنی و عدوات ورزند و اهل صلح و صفا و دوستی نباشند. البته از نظر قرآن، برخی از مدعیان از ایمان و اسلام گرفتار نوعی کفر و شرک هستند که زمینه کینه ورزی آنان را فراهم می آورد و حتی عناد و کینه و دشمنی در میان خودشان را موجب می شود.(مائده، آیه ۶۴) از نظر قرآن، موضعگیرى علیه پیامبر(صلى الله علیه وآله) از سوی اهل کتاب به ویژه یهودیان که بارزترین نمود طغیان و سرکشى است، به سبب همان روحیه و رویه طغیان گری آنان است.(مائده، آیات ۶۴ و ۶۸؛ ذاریات، آیات ۵۲ و ۵۳؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۲۴۳)
  11. زوال نعمت: از نظر قرآن، یکی از دلایل زوال و از دست رفتن نعمت، وجود روحیه و رویه طغیانگری است که در افراد یا اجتماع است. اصولا اقوامی که در گذشته هلاکت شدند، گرفتار انواع طغیانهای مستکبرانه بودند که خدا هم نعمت را از ایشان ستاند و هم جانشان را.(اعراف، آیات ۷۴ تا ۷۵) البته مومنان و مسلمانان نیز می بایست مواظب باشند که سزای طغیانگری زوال نعمت هایی است که در اختیار آنان خواهد بود؛ چنان که صاحبان باغ به سبب کفران نعمت و بخل ورزی خودشان نعمت را از دست دادند و باغشان نابود شد.(قلم، آیات ۳۱ و ۳۲)
  12. شقاوت و بدبختی: یکی از علل گرفتاری انسان به شقاوت دنیا و حتی شقاوت ابدی، طغیانگری است؛ زیرا کسی که اهل طغیانگری است نعمت ها را از دست می دهد و سعادت از او دور می شود. از نظر قرآن، روحیه و رویه طغیانگری موجب می شود تا قلب انسان سیاه و سخت شود و شقاوت و سنگدلی بر آن چیره شود به طوری که به کارهایی زشت و بدتری رو آورد که از جمله قتل پیامبران یا معجزاتی چون ناقه صالح است.(شمس، آیات ۱۱ و ۱۲)
  13. ضلالت و گمراهی : از نظر قرآن، روح طغیان و حق ناپذیرى مشرکان، عامل اصلى گمراهى آنان، از دیدگاه پیشوایان شرک است.(صافات، آیات ۲۲ تا ۳۰)
  14. غضب الهی: طغیان و تجاوز از مرز تعادل در نعمتها، زمینه غضب خدا است و کسی که روحیه و رویه طغیانگری دارد می بایست بداند که خشم و غضب الهی را به جان می خرد و این گونه ممکن است در همین دنیا نیز گرفتار انواع عذاب های الهی شود.(طه، آیه ۸۱)
  15. سقوط از دایره انسانیت: از نظر قرآن، روحیه و رویه طغیانگری موجب می شود تا شخص گرفتار غضب الهی شده و از مقام انسانیت ساقط و به جرگه کالانعام بل هم اضل ؛ یعنی چارپایان یا پست تر از آن سقوط کند.(همان)
  16. فسادگری: روحیه و رویه طغیانگری موجب می شود که شخص به جای کارهای صالح و اصلاح امور به کارهای فساد و افساد گرایش یابد و در زمین مفسده ایجاد کند و امور را از جریان صالح خویش خارج سازد؛ چنان که یهودیان از اهل کتاب با چنین روحیه و رویه ای به مفسده جویی رو آوردند و در زمین فساد و تباهی کردند.(مائده، آیه ۶۴)
  17. هلاکت: از نظر قرآن ، طغیانگری موجب می شود تا شخص یا جامعه به هلاکت و نابودی گرفتار شود و خشم و غضب الهی آنان را نابود سازد.(طه، آیه ۸۱)
  18. کینه جویی: از نظر قرآن، روحیه و رویه طغیانگری در افراد موجب می شود تا نسبت به دیگران کینه به دل گیرند و با چنین رویه ای برخورد و رفتار کنند. از نظر قرآن، ریشه کینه ورزی یهود نسبت به مسلمانان و پیامبر(ص) همین روحیه و رویه طغیانگری و کفر حقیقی است که در آنان وجود داشته است.(مائده، آیه ۶۴)

چرایی طغیان گرایی و علل آن

از آن جای که روحیه و رویه طغیانگری برای انسان و اجتماع بسیار خطرناک و آثار و پیامدهای زیانبار مادی و معنوی و هم چنین دنیوی و اخروی دارد، شناخت علل برای رهایی از چنین روحیه و رویه ای لازم است تا انسان و اجتماع بتواند با شناخت این عوامل از طغیان گرایی و طغیان ورزی اجتناب کرده و گرفتار پیامدهای گوناگون آن نشود. از نظر قرآن، مهم ترین عللی که موجب می شود تا انسان به چنین روحیه و رویه ای دچار شود، اموری چند است که از جمله آن ها عبارتند از:

۱.احساس کاذب بی نیازی: از نظر قرآن، یکی از مهم ترین عامل طغیان ورزی افراد، احساس بی نیازی است نه خود حقیقت بی نیازی؛ به این معنا که شخص ممکن است که نیازمند باشد که شکی در آن نیست، اما این احساس بی نیازی در او ایجاد شده است. همین احساس کاذب، موجب می شود تا گرفتار طغیان گری شود.(علق، آیات ۶ و ۷)

  1. احساس تکبر و خودبرتربینی: احساس خودبرتربینی و کبر موجب می شود تا شخص دارای روحیه تکبر شده و در رفتار اجتماعی به شکل استکبار آن را بروز دهد. همین احساس موجب می شود تا گرایش به طغیان داشته باشد و طغیانگری را روحیه و رویه خویش سازد. پس یکی از خاستگاه این روحیه و رویه رفتاری طغیانگری، احساس خودبرتربینی و استکبار اجتماعی و رفتاری است(فرقان، آیه ۲۱)؛ زیرا «عَتَو عتواً کبیراً» یعنى طغیان کردند، طغیان کردن بزرگ و بر اساس کبر. (مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۲۶۱)
  2. انکار قیامت و معاد: از نظر قرآن، معادباوری نقش اساسی در اصلاح بسیاری از افکار و رفتارهای انسان دارد؛ چنان که فجور و دریدگی در گفتار و رفتار ریشه در بی اعتقادی به آن دارد.(قیامت، آیات ۱ تا ۵) به نظر قرآن، کسانی که گرفتار بى اعتقادى به جهان آخرت هستند، گرفتار طغیانگری و سرگردانی می شوند.(یونس، آیه ۱۱؛ مومنون، آیات ۷۴ و ۷۵؛ نباء، آیات ۲۲ و ۲۷)
  3. رفاه زدگی: کسانی که دچار رفاه زدگی هستند گرایش به نابهنجاری دارند و بدمستی کرده و طغیان می ورزند(قصص، آیه ۵۸)؛ زیرا «بطر» به معناى طغیان، هنگام نعمت است. (مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۰۵)
  4. انتخاب غلط: از نظر قرآن، طغیانگری افراد امری جبری نیست، بلکه به انتخاب آزاد ولی نادرست خود ایشان است؛ در حقیقت انسان خود با انتخاب خویش است که خود را گرفتار روحیه و رویه طغیانگری می کند.(ق، آیات ۲۷ و ۲۸)
  5. شقاوت: انسان هایی که با اعمال گناه و نادرست خویش دل هایش خویش را سنگدل کرده اند، به طور طبیعی اهل طغیان می شوند؛ چنان که پی کننده ناقه صالح این گونه بود.(شمس، آیات ۱۱ و۱۲)
  6. ضلال کیفری: از نظر قرآن، هدایت می تواند تکوینی و پاداشی باشد؛ اما هرگز ضلالت تکوینی و ابتدایی نیست؛ بلکه ضلالت و گمراهی کیفی است؛ بنابراین اگر در آیات قرآنی از اضلال خدا نسبت به انسان ها سخن به میان آمده است، منظور همان اضلال کیفری است که به عنوان مجازات برای چنین افراد گناهکاری وضع شده است. از نظر قرآن کسانی که گرفتار اضلال و ضلالت کیفری هستند، اهل طغیان می شوند؛ در حقیقت این طغیان ورزی در ادامه انتخاب غلط و نادرستی است که برای خویش رقم زده اند و باید پیامدهای آن را نیز تحمل کنند که طغیان ورزی یکی از آن ها است.(اعراف، آیه ۱۸۶)
  7. فرزند ناصالح: از نظر قرآن، فرزند و مال فتنه و ابزار آزمایش الهی است که برخی از آن ها دشمن جان والدین می شوند؛ چنان که فرزند ناصالح عامل طغیان ورزی انسان می شود.(کهف، آیه ۸۰)
  8. فقدان تزکیه: کسانی که به تزکیه نفس نپرداخته اند، گرفتار طغیان ورزی می شوند.(نازعات، آیات ۱۷ و ۱۸)
  9. لعنت الهی: از نظر قرآن، کسانی که ملعون هستند؛ مانند برخی از اهل کتاب، گرفتار روحیه و رویه طغیانگری می شوند.(مائده، آیه ۶۴)
  10. نقض سوگند: نقض سوگند در ایمان به آیات خدا، از عوامل طغیان ورزی انسان است؛ انسان هایی که سوگندهای غلیظ به خدا می خورند تا بر اساس آن رفتار کنند، با نقض سوگند خود را در مسیر طغیان ورزی قرار می دهند(انعام، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰) پس می بایست از چنین سوگندهایی خودداری کنند؛ زیرا موجب آسیب به ایمان و اسلام آنان می شود.

در آموزه های اسلامی حتی اجازه داده نمی شود برای انجام اهداف الهی چون گسترش دین از ظالمان بهره گرفته شود، زیرا چنین امری موجب می شود که شخص جزو طاغیان قرار گیرد. به سخن دیگر، هرگز هدف وسیله را توجیه نمی کند و انسان نمی توان به توجیه این که هدف متعالی است از ظالم و ظالمان بهره مند شود؛ زیرا چنین روشی خروج از حدود الهی و خود نوعی طغیان ورزی است.(هود، آیات ۱۱۲ و ۱۱۳)