پیروزی نهایی صالحان، سنت الهی

samamosهمان گونه که بر جهان مادی و طبیعت، قوانین و سنت هایی الهی ساری و جاری است، هم چنین بر جامعه و تاریخ نیز سنت ها و قوانین الهی جاری است که جامعه وتاریخ نمی تواند از دایره شمول آن بیرون باشد. یکی از سنت های الهی که در قرآن بارها تکرار شده، سنت پیروزی جبهه حق و لشکریان الهی بر جبهه باطل است.

بر پایه این سنت الهی، پایان تاریخ، برخلاف گفته های غربیان، با پیروزی صالحان، عدالت خواهان، حق پویان و جهانی شدن اسلام به عنوان فرهنگ، دین، گفتمان و حقیقت غالب همراه خواهد بود. این سنت و قانون حتمی و قضای غیر قابل تخلف الهی است و هیچ چیزی نمی تواند آن را دگرگون سازد.

نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا تصویر آینده جوامع بشری را بر پایه آموزه های وحیانی و پیش بینی های قرآنی به عنوان فلسفه تاریخ و جبر غیر قابل تخلف الهی بر جامعه و تاریخ تبیین و روشن کند و چراغ امید را در دل های مومنان فروزان نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فلسفه تاریخ قرآنی، پیروزی حق

فلسفه تاریخ، شاخه‌ای از فلسفه است که با استفاده از روش ها ، مفاهیم و تحلیل های فلسفی به بررسی وقایع گذشته و ماهیت اطلاعات تاریخی به دست رسیده از گذشته می‌پردازد. فلسفه تاریخ در حقیقت آشنایی با قواعد حاکم بر جامعه انسانی و تاریخ است. از این روست که مطهری در تعریف آن می نویسد: «علم به قوانینِ شدن، و صیرورت و تحول جامعه‌ها «فلسفه تاریخ» نام دارد».(مرتضی مطهری، فلسفه تاریخ، ج۴، چاپ اول، تهران، صدرا، ۱۳۸۳، ص۱۰۶) آیت الله سبحانی می‌نویسد: «آشنایی با قوانین کلی حاکم بر تاریخ و جامعه «فلسفه تاریخ» است».(جعفر سبحانی، فلسفه تاریخ، چاپ اول قم، مؤسسه مکتب اسلام، ۱۳۷۶، ص ۵) «به عبارت دیگر فلسفه تاریخ علت و معلول‌ها را در وقایع تاریخی کشف کرده و ارتباط و پیوند وقایع را جستجو می‌نماید؛ و سرانجام، هر نوع کاوش و جستجویی که دست اندرکار یافتن قوانین عمومی تکامل جامعه‌های انسانی هست فلسفه تاریخ نامیده می‌شود.»( همان، ص ۶ و ۷ ) بنابراین فلسفه تاریخ در حقیقت «علم به تحولات جوامع و قوانین حاکم بر مسیر تحولات و تکامل‌ها است». شهید مطهری می‌نویسد: «فلسفه تاریخ در اسلام، فلسفه مجاهدت و فلسفه مبارزه میان حقیقت و بطلان است».(مرتضی مطهری، پیشین ص ۱۰۶.)

فایده فلسفه تاریخ این است که با شناخت قوانین حاکم بر جامعه انسانی و شناخت راه تکامل می‌توان زمان حال را شناخت، اهداف آینده را مشخص کرد و با هماهنگی با جهان به خیر و سعادت نائل شد. حسین کریمی بعد از اینکه فلسفه تاریخ را به‌عنوان یک جریان معرفی می‌کند، می‌نویسد: «کسی که این رودخانه (جریان) را خوب بشناسد و قوانینی که این حرکت را به‌وجود آورده و مسیری که تاریخ در گذشته طی کرده بداند، می‌تواند هم زمان حال را بشناسد و هم آینده را. و با این شناخت می‌تواند از انحراف تاریخ جلوگیری کند و حرکتش را هدایت کند».(حسین کریمی، تهران، گروه فرهنگی جهاد دانشگاهی دانشگاه صنعتی شریف، ۱۳۶۱،‌ص ۱۶.)

آگاهی از قوانین و سنت های الهی در فلسفه تاریخ به انسان این امکان را می دهد تا تحلیلی درست از وقایع و رخدادهای تاریخی زمانی که در آن به سر می برد داشته باشد و حرکت درست را تبیین و توصیه های درستی را ارایه دهد تا سنت هایی که موجبات خوشبختی و سعادت بشری را فراهم می آید بر جریان تاریخی حاکم شود.

به سخن دیگر، سنت های الهی از نظر خروجی و تاثیرات مثبت و منفی بر زندگی ، به دو دسته سنت ها و قوانین مثبت و منفی تقسیم می شود. به این معنا که نوع رفتار بشر و اندیشه هایش، گاه مقتضی حاکمیت یابی قانونی است که موجبات هلاکت، تباهی و نیستی آدمی و یا امکانات و شرایط بهزیستی وی می شود و گاه دیگر مقتضی حاکمیت قانونی است که شرایط مثبت و سعادت آمیز را بر جامعه حاکم می کند و بشر را در شرایط مناسبی قرار می دهد.

به عنوان نمونه خداوند در آیه ۹۶ سوره اعراف می فرماید: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ؛ اگر مردم جامعه ای ایمان و تقوا را پیشه خود سازند، خداوند برکات آسمان را بر ایشان می گشاید.» بنابراین، بینش و نگرش مثبتی چون ایمان و تقوا، عامل جریان سنت افزایش برکات و بهبود شرایط زیستی بشر می شود. در برابر کفر و بی تقوایی، عامل جریان قانون و سنت دیگری است که کمبود ارزاق و قحطی و خشکسالی یکی از بازتاب های طبیعی آن می باشد.

البته پذیرش علت و معلولی در تاریخ به معنای پذیرش جبر تاریخی نیست، بلکه به این معناست که حرکت بشریت به گونه ای است که در نهایت خود به سوی ایمان و تقوا می رود و آن را بر همه زندگی خود مسلط و چیره می سازد. بنابراین نتیجه تسلط تقوا و ایمان به عنوان، علت سعادت بشر، تحقق سعادت نهایی در زمین برای بشر می باشد.

به سخن دیگر، انسان موجودی دارای اراده و اختیار است و می توان همان گونه که هدایت یعنی ایمان و تقوا(عمل صالح) را بپذیرد و بدان عمل کند، می تواند گمراهی و کفر و بدکاری را بپذیرد و بدان عامل شود.

اما فطرت بشر، مقتضی گرایش آدمی به دین و تقوا و عمل صالح به عنوان کمالات است.(روم، ایه ۳۰) زمانی می رسد که انسان از این که بر خلاف فطرت و عقل عمل می کند، خسته می شود و به سوی ایمان و تقوا می رود. نتیجه آن می شود که با تحقق علت، معلولی به عنوان سعادت عمومی تحقق می یابد. از این روست که می توان گفت که این خواست مردمی است که سعادت بشری در نهایت تحقق یابد. بنابراین اگر سخن از جبر تاریخی است، به معنای بازگشت به سوی فطرت پاک و عقل سلیم است که مستلزم ایمان و تقوا می باشد و با تحقق چنین علتی معلول سعادت نیز تحقق خواهد یافت.

بنابراین هنگامی که از سنت پیروزی نهایی حق بر باطل سخن گفته می شود، بدان معنا نیست که خداوند از بیرون و به جبر ایشان را به سوی ایمان و تقوا می برد، بلکه به معنای بازگشت انسان به فطرت است؛ چرا که اصولا یکی از سنت های ثابت الهی آن است که تا انسان خود خواهان تغییر نباشد، هیچ تغییری صورت نخواهد گرفت. خداوند به صراحت در آیه ۱۱ سوره رعد می فرماید: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیر و مابانفسهم؛ خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد مگر آن که خود را تغییر دهند. بنابراین، تنها با تغییر ارادی و اختیاری انسان و گرایش به فطرت سالم و ایمان و تقواست که پیروزی نهایی تحقق خواهد یافت.

سنت الهی پیروزی حق بر باطل

بنابراین هنگامی که در قرآن از سنت الهی پیروزی جبهه حق و لشکریان الهی بر جبهه کفر و باطل به عنوان یک قضای حتمی الهی و غیر قابل تخلف سخن به میان می آید، (صافات، آیات ۱۷۱ و ۱۷۳) به معنای تغییر روحیات آدمی و بازگشت به فطرت سالم و ایمان و تقوا و خسته شدن از ظلم و کفر و بی عدالتی است. این مطلب بارها در روایات تکرار شده است که مردمان در نهایت از ظلم خسته می شوند و به سوی تقوا و عدالت و ایمان می روند.

به سخن دیگر، زمانی می رسد که توده های مردم خود بر اساس آموزه های وحیانی و با مدیریت صالحانی چون امام زمان(عج) علیه ظلم و بی عدالتی قیام می کنند و ایمان و تقوا را در خود و جامعه نهادینه کرده و سعادت پیروزی بر کفر و بی عدالتی را برای خود و جامعه بشری رقم می زنند.(حدید، ایه ۲۵)

خداوند در آیه ۲۲ و ۲۳ سوره فتح، پیروزی دوستان خدا و هلاکت دشمنان خود را سنت الهی بر می شمارد که در آن هیچ گونه تبدیلی نیست. علامه طبرسی در این باره می فرماید: مقصود از سنت خدا، سنت او در اهل اطاعت و اهل معصیت است که دوستانش را یاری می کند و دشمنانش را خوار و ذلیل می سازد.(مجمع البیان، ج ۹ و ۱۰، ص ۱۸۷)

به هر حال، سنت و قضای حتمی الهی بر این قرار گرفته است که جهان با پیروزی پیامبران و حاکمیت دین به پایان برسد.(انعام،ایه ۳۶ و مجادله ،ایه ۲۱ و آیات دیگر) بنابراین، پایان تاریخ با پیروزی حق بر باطل رقم خواهد خورد و این سنت و قضای تخلف ناپذیر الهی است.

عوامل پیروزی نهایی مومنان صالح

خداوند در آیه ۵۵ سوره نور به مومنان وعده پیروزی نهایی صالحان و نیکوکاران بر مشرکان و کافران را می دهد. البته برخی با توجه به آیه ۵ سوره قصص، مستضعفان را نیز در این وعده داخل و پیروزی نهایی و حاکمیت را از آن مستضعفان دانسته اند.

برخی دیگر، پیروزی نهایی را از آن مومنان صالح و نیکوکارمی دانند و آیه ۵ سوره قصص را وعده ای مختص به یهودیان در بند فرعون دانسته اند که با پیروزی حضرت موسی(ع) تحقق یافت و در حقیقت آیه گزارش یک وعده تخلف ناپذیر را بیان کرده است؛ چرا که استضعاف نمی تواند به عنوان یک ارزش مطرح باشد، بلکه آن چه ارزشی است تنها ایمان و عمل صالح است. بنابراین، وعده خدا به پیروزی مستضعفان در نهایت تاریخ می تواند حتی نقض غرض باشد که حاکمیت عدالت و عقل و فطرت است. مگر آن که گفته شود که مراد از پیروزی مستضفان با توجه به آیه ۵۵ سوره نور، مستضعفان مومن و صالح است که در استضعاف نگه داشته شده بودند و با پیروزی ایشان از استضعاف در می آیند و ایمان و عمل صالح را بر جهان حاکم می سازند.

خداوند در آیه ۱۰۵ سوره انبیاء، پیروزی و حاکمیت یابی انسان های صالح بر زمین را به عنوان یکی از پیش بینی های کتاب زبور داود (ع) مطرح می کند و در آیات ۱۱۴ و ۱۱۶ و ۱۲۱ سوره صافات ، این پیروزی مومنان صالح را ، امتنانی از جانب خداوند بر آنان بر می شمارد.

آیه ۵۵ سوره آل عمران به وعده دیگری اشاره می کند که می تواند آموزنده و شگفت آور باشد. در این آیه سخن از وعده خداوند به حضرت عیسی (ع) در مورد غلبه پیروان آن حضرت بر کافران (یهودیان ) تا قیامت است.

چنان که در روایات اسلامی معتبر آمده است، حضرت عیسی (ع) با حضرت امام زمان(عج) در آخر زمان ظهور می کند که بیانگر تحقق یابی وعده الهی بر چیرگی مسیحیان بر یهودیان به شکل نمادین است.

خداوند با علل و عواملی چند این پیروزی نهایی مومنان صالح و حق بر باطل را تحقق می بخشد. از مهم ترین عواملی که می توان در قرآن برای این پیروزی نهایی به عنوان سنت الهی از آن یاد کرد، عواملی چون ایمان و اعتقاد استوار(انفال، آیه ۱۹)، تقوا و پرهیزگاری(آل عمران،آیات ۱۲۵ و ۱۲۷ و اعراف ،آیه ۱۲۸ و هود، آیه ۴۹) ، تقویت روحیه مومنان(آل عمران ،آیه ۱۳ و انفال، آیه ۴۴)، توکل بر خدا(آل عمران ،آیه ۱۶۰)، درخواست صبر و استقامت از خدا(بقره ، ایه ۲۵۰ و ۲۵۱)، القای آرامش قلبی از سوی خداوند(انفال ،ایه ۱۱)، اطاعت خدا و پیامبر(ص) و اولوالامر(آل عمران، آیه ۱۵۴ و انفال ، آیه ۴۶)، امداد غیبی الهی (آل عمران، آیات ۱۲۴ تا ۱۲۶)، القای رعب و وحشت در صف دشمنان (آل عمران، آیه ۱۵۱ و انفال ، ایبه ۱۲)، ذکر خدا (انفال، آیه ۴۵)، ولایت پذیری (مائده ، آیه ۵۶) نفوذ در صفوف دشمنان(مائده ، آیه ۲۳) است.

هنگامی که انسان ها این گونه به فطرت خویش بازگشتند و ایمان و تقوا و ولایت پذیری را به نمایش گذاشتند، پیروزی نهایی رقم خواهد خورد.

هر چند که پیروزی اسلام بر تمام ادیان ناخوشایند همه دشمنان اسلام است(توبه ، آیات ۳۳ و ۴۸ و صف ، آیه ۹) ولی این پیروزی و چیرگی وعده الهی است که تخلف ناپذیر می باشد(رعد، ایه ۴۱ و انبیاء ، آیه ۴۴). خداوند این وعده و نوید پیروزی را زمانی به مسلمانان می دهد که هنوز در نهایت سستی و ضعف و جامعه ای خرد در شهر مدینه بودند و از سوی کافران و مشرکان تمسخر می شدند.(انعام ،آیه ۵ و روح المعانی، ج ۹ ، جزء ۱۵، ص ۱۳۵ و ۲۰۹)

استاد مطهری در باره نقش انسانی در تحقق بخشی این وعده الهی می فرماید که هرگز جبر تاریخی موجب نمی شود تا این صالحان پیروز شوند بلکه این انسان است که با تغییرات و اصلاحات دایمی به سوی کمال و عدالت حرکت می کند. وی درباره نقش اصلاحات جزیی در پیروزی نهایی بر این باور است که اصلاحات جزئی و آرام آرام به نوبه خود کمک به مبارزه انسان حق جو و حق‏طلب با انسان‏ منحط است و آهنگ حرکت تاریخ را به سود اهل حق تند می ‏نماید و برعکس، فسادها، تباهی ها، فسق و فجورها کمک به نیروی مقابل است و آهنگ حرکت تاریخ را به زیان اهل حق کُند می ‏نماید (مطهری، قیام و انقلاب مهدی، قم ـ انتشارات صدرا، ۱۳۷۳، ص ۴۲).

شهید محمد باقر صدر، معتقد است که قوانین ورویدادهای تاریخی با اختیار و اراده انسان منافات ورویارویی ندارد وانسان آزاد آفریده شده و می تواند با کمال اختیار تاریخ ساز باشد وحتی می تواند بر خلاف جریان تاریخ حرکت کند. وی اثبات می کند که قرآن به بهترین نحو بین جبر واختیار آشتی بر قرار نموده است. از نظر قرآن، سنت های تاریخ دارای طبیعت وسرشت علمی است؛ زیرا همان رابطه کنش و واکنش که از ویژگی های هر قانون علمی است، در قوانین وسنن تاریخ نیز جاری است.

همچنین از نظر قرآن، سنت های تاریخ دارای طبیعت وسرشت خدایی وربانی است؛ چرا که نمایانگر حکمت وحسن تدبیر خداوند بر کل صحنه های تاریخ است و در نهایت قرآن، سنت های تاریخ را قرین طبیعت انسانی می داند؛ چون آن را جدای از انسان ونقش مثبت او نمی انگارد، وآزادی واراده واختیار را در وجود انسان تعطیل نمی کند، بلکه در صحنه تاریخ هرچه بیشتر وقویتر بر مسئولیت او تاکید می ورزد. (سید محمد باقر صدر، سنت های اجتماعی وفلسفه تاریخ در مکتب قرآن، ترجمه: حسین منوچهری، چ اول، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجاء، ۱۳۶۹، ص ۱۲۳)

شهید محمدباقر صدر، روش سنت های تاریخی در قرآن را دسته بندی کرده و برای هر دسته آیاتی را ذکر می نماید.

۱ – آیاتی که چهره کلی سنت تاریخ را می نمایاند: «لکل امه اجل اذا جاء اجلهم فلا یستاخرون ساعه ولا یستقدمون » (یونس/ ۴۹) «هر امتی دارای اجل و وقت زمان معینی است که چون آن زمان فرا رسد دیر وزود نخواهد شد» در اینجا خطاب قرآن به جمع است نه فرد.

۲ – آیاتی که سنت تارریخ را در قالب مصداق مطرح می کند، که این خود به گونه های زیر بیان شده است.

الف – سنت های ملل پیشین : «قد خلت من قبلکم سنن…» (آل عمران/ ۱۳۷).

ب – سنت تاریخ استثنا ندارد.

ج – مبارزه پیامبران با خوشگذرانان

د – از عدالت تا رفاه اجتماعی.

شهید صدر از مقایسه آیات قرآنی سه حقیقت را در زمینه قوانین تاریخی بیرون می کشد وآنها را تبیین می کند: ۱ – قانون تاریخ کور کورانه واتفاقی نیست، بلکه عمومیت دارد و در حالات عادی غیر قابل تخلف است ۲ – قوانین تاریخی جنبه خدایی دارد و به الله پیوند خورده است ۳ – جبر وقوانین تاریخی وهستی با اختیار واراده انسان منافات ندارد واین پندار که: اگر جبر تاریخ وقوانین هستی بر ما حاکم است، دیگر برای انسان اختیار معنا ندارد؛ واگر انسان به تمام معنا آزاد ومختار است، قوانین تاریخ چون موم در دست او نرم خواهد شد وآنها را به میل واراده خود مورد بهره برداری قرار خواهد داد، سخن اشتباهی است. در قرآن کریم آمده است: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم؛ خداوند آنچه مربوط به قومی است تغییر نمی دهد تا وقتی که آنها آنچه را مربوط به خودشان است تغییر دهند». (رعد/ ۱۱)

بنابراین از نظر قرآن اگر چه قوانین وسنت های تاریخ منظم و از روی حساب است، ولی جبر ونظم قوانین تاریخی وهستی با اختیار واراده انسان منافات ندارد وانسان در صحنه های تاریخ نقش دارد وتاریخ را می سازد.

بر این اساس می بایست گفت که این انسان است که در مسیر بازگشت به فطرت و عقل سلیم ، به دین اسلام رو می آورد و در کنار ولایت پذیری از امام زمان(عج) حق، عدالت، اسلام را بر جهان و جهانیان حاکم می گرداند. امام صادق (ع) در باره نقش مردم در تحقق عدالت فراگیر جهانی در عصر ظهور می فرماید " هر کس دوست دارد در شمار اصحاب قائم قرار گیرد، باید در عصر انتظار مظهر اخلاق نیک اسلامی باشد. چنین کسی اگر پیش از قیام قائم بمیرد پاداش او مانند کسی است که قائم را درک کرده و به حضور او رسیده است. پس در دینداری و تخلق به اخلاق اسلامی بکوشید تا در حال انتظار حق به سر برید. "

در روایات معتبر آمده که حضرت مهدی (عج) در هنگام ظهور از مردم کمک و یاری می طلبد و می فرماید: " انا نستنصرالله الیوم و کل مسلم…؛ ما امروز از خدا یاری می خواهیم و از هر مسلمانی که در جهان هست مدد می جوییم. "(عیاشی سمرقندی، تفسیر العیاشی ، ج ۱ ، ص ۶۴)

در روایت دیگر به نقش مردمی بیش تر توجه شده و از نقش پررنگ و چشم گیر مومنان در ایجاد پیروزی نهایی و حاکمیت اسلام و عدالت مهدوی آمده است: " هنگامی که قائم قیام کند خداوند شیعیان را از همه شهرها نزد او گرد می آورد. "(شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج ۱ ، ص ۶۳ ، باب النصوص علی الرضا(ع))

این ها نمونه هایی از نقش انسانی در تحقق سنت الهی پیروزی نهایی اسلام و مومنان صالح تحت ولایت آخرین منجی بشریت است. بنابراین هر کسی می بایست در حال انتظار به وظیفه خود برای تحقق این پیروزی عمل نماید.