پیروزی در سایه شجاعت

بسم الله الرحمن الرحیم

پیروزی ایران اسلامی در برابر شیطان بزرگ آمریکای مستکبر جهانخوار، نه در پای میز مذاکره بلکه با عملیات های شجاعانه حمله به پهپاد متجاوز آمریکایی، حمله به پایگاه نیروهای تروریست آمریکایی در عین الاسد و اقدام شجاعانه نفتکش های ایرانی حاضر در دریای کارائیب و حیاط خلوت آمریکایی رقم خورده است.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، شجاعت زمانی رخ می نماید که انسان به جای «ترس از شیطان» و «تخویف و تهدیدهای شیطان» به خدا «ایمان» داشته و در سایه «توکل» به «امدادهای غیبی» امید بسته باشد و بداند که خدا با «رعب»، نصرت خویش را به چنین مردان شجاعی عنایت می کند و آنان را در معرکه های نبردهای گوناگون، پیروز و سربلند بیرون می آورد.

ویژگی ها و صفات شجاعان از نظر قرآن

شجاعت به عنوان یک فضلیت انسانی که می بایست از سوی انسان ها کسب شود، به حالت اعتدالی گفته می شود که میانه بی باکی و ترسویی است؛ زیرا انسان شجاع بر اساس «عقلانیت» الهی عمل می کند که اجازه نمی دهد تا قوه «غضب» این نیروی دافعه انسانی، در حالتی قرار گیرد که از آن به بی باکی و تهور یاد می شود؛ چنان که اجازه نمی دهد تا «غضب» چنان فروکش کند که به «خوف و ترس» و بزدلی تبدیل شود؛ بلکه با «حزم و عزم و حذر» یعنی دور اندیشی عقلانی، جدیت و همت عالی و قوی، همراه با احتیاط تمام و هوشیاری، بر آن می شود تا اقداماتی تامینی را انجام دهد که به بقای خود یا اجتماع می انجامد و هر گونه «تهدیدی» را «دفع» یا «رفع» می کند.

به سخن دیگر، شجاعت، پیروى کردن نیروى خشم و انتقام از نیروى عقل و خردمندى در اقدام بر کارهاى مهم و تشویش نداشتن در انجام دادن آن است. بنابراین مى توان که شجاعت حدّ اعتدال غضب است.(جامع السعادات، نراقی، ص ۲۴۲ و ۳۲۳)

از نظر قرآن، کسانی به شجاعت دست می یابند که دارای صفات و ویژگی های چندی باشند که از جمله مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. ایمان: از نظر قرآن ایمان به خدا از مهم ترین عوامل ایجاد روحیه شجاعت در انسان است؛ زیرا کسی که به خدا ایمان نداشته باشد، در شرایط سخت و دشواری که واقعا دشمن شیطانی و استکباری همه راه ها را بر او بسته است، چاره ای جز تسلیم نمی بیند؛ اما مومنان با ایمان خویش به خدا، بر این باورند که حرکت در مسیر الهی و مبارزه با شیطان و اقدامات استکباری و شیطانی او می تواند، نصرت و یاری الهی بلکه ولایت الهی را به دنبال داشته باشد تا جایی که صفر تا صد کارهای مومنان شجاع را به دست می گیرد. کسانی که به عنوان اولیای الهی مطرح می شوند و تحت ولایت الهی می روند می دانند که خدا در جایی که به ظاهر همه روزنه ها بسته است، می توانند به امید خدای کارساز و چاره ساز اقداماتی را انجام دهند که تامین کننده پیروزی و موفقیت آنان در صحنه نبرد با شیطان استکباری است. خدا از طریق ابزارهای گوناگون از جمله «رعب» موجب پیروزی می شود و دشمن را خوار و ذلیل می کند.(آل عمران، آیات ۱۷۳ و ۱۷۵؛ مائده، آیه ۲۳؛ احزاب، آیات ۲۲ و ۲۳؛ یس، آیات ۲۰ تا ۲۶؛ غافر، آیه ۲۸)
  2. عمل به عهد الهی: شجاعان کسانی هستند که به تعهدات خویش را خدا عمل کرده و هرگز بر خلاف تعهدی که داده اند، عمل نمی کنند. آنان بر این باورند که حقانیت در صراط مستقیم اسلام و عمل به آن است و با خدا عهد بسته اند که تا پای جان برای تحقق آن ایستادگی و مقاومت کنند. همین وفای به عهد و عمل به آن است که خدا به آنان عنایت کرده و یکی از دو حسنه بزرگ «شهادت یا پیروزی» به آنان هدیه می کند.(احزاب، آیات ۲۲ و ۲۳)
  3. رزمایش و تمرین: از آن جایی که دنیا دارالاسباب است و حتی بزرگ ترین فرمانده الهی یعنی ذوالقرنین برای اهداف نظامی و فتح کشورها و سرزمین ها، از اسباب گوناگون استفاده کرده است(کهف، آیات ۸۲ تا ۹۲)، لازم است تا از سوی مومنان، اقداماتی در قالب تمرین های آماده سازی و رزمایش های گوناگون انجام شود تا این گونه نقاط ضعف و قوت خود و دشمن را شناسایی کرده و بتوانند پیروزی را برای خود رقم زنند؛ زیرا بدون رزمایش و تمرین ممکن است، در هنگام نبرد واقعی نتوانند برمشکلات و نقاط ضعف خود فائق آیند. از همین روست که حضرت طالوت(ع) نیروهای خویش را می آزماید تا بداند از چه میزان ظرفیت جهادی و مقاومتی برخوردار هستند و می توانند بر هواهای نفسانی خویش فائق آیند یا نه؟(بقره، آیات ۲۴۶ تا ۲۵۱) با نگاهی به آیات قرآنی معلوم می شود که خدا حتی پیامبران از جمله حضرت موسی(ع) را با ایجاد شرایط تمرینی و رزمایشی می آزماید تا برای نبرد با فرعون این مستکبر عصر آماده شود و در شرایط غافلگیری قرار نگیرد.(نمل، آیات ۱۰ تا ۱۳)
  4. امید به امدادهای غیبی: مومنان بر این باورند که خدا در همه حال مومنان را حمایت کرده و آنان را نصرت و یاری می رساند و تحت ولایت خویش می گیرد. امید به خدا موجب می شود تا شخص یا گروه های مقاومت از دشمن هراسی به دل نداشته باشند یا راه ندهند. بنابراین، مومنان با شجاعت در میدان نبرد حاضر می شوند بی آن که از انبوه نفرات و تجهیزات دشمن هراسی داشته باشند؛ زیرا امدادهای غیبی را به عنوان بخشی از سرمایه های خویش می دانند که دشمن از آن آگاهی و اطلاعی ندارد.(آل عمران، آیات ۱۲۵ و ۱۲۶؛ انفال، آیات ۱۰ و ۱۱؛ فتح، آیه ۴)
  5. توجه به حسابرسی قیامت: از نظر قرآن، مومنان دنیا را مقدمه آخرت دانسته و بر این باورند که هر کاری که این جا انجام می دهند در قیامت عین و آثار آن را می بینند. همین آگاهی از حسابرسی قیامت و معاد آنان را به مردانی شجاع تبدیل می کند که از بزرگ ترین دشمن روی زمین نمی ترسند؛ چرا که آنان از خدایی می ترسند که اگر بر اساس فرمان هایش عمل نکنند ممکن است تا ابدالاباد گرفتار خشم و غضب الهی باشند. همین توجه به قیامت و حسابرسی آن موجب می شود که شجاعانه در میادین نبرد با شیاطین استکباری حاضر شوند و ترسی از دشمن نداشته باشند.(احزاب، آیه ۳۹)
  6. توکل بر خدا: مومنان تنها به نیرو و توان خویش اکتفا نمی کنند؛ بلکه توان خویش را تنها بخشی اندک و کوچک از توانی می دانند که در اختیار دارند؛ زیرا کسی که از سوی خدا ماموریت یافته است، بر این باور است که توان و قوت اصلی را خدایی دارد که او را ماموریت داده تا کاری را انجام دهد. بنابراین، خدا را وکیل خود قرار می دهند و با این اهتمام به میدان نبرد با دشمن استکباری و شیطانی وارد می شوند و پیروزی را برای خود رقم می زنند.(مائده، آیه ۲۳؛ انفال، آیه ۴۹؛ هود، آیات ۵۳ و ۵۶) از نظر قرآن هماره کسانی در میان امت هستند که آیه یاس می خوانند و بر طبل نومیدی و ناتوانی می کوبند تا جایی که گوش فلک را پر می کنند و از ببرکاغذی غولی می سازند که خواب شب را بر ایشان حرام می کند. از نظر قرآن این گروه و جریان نفوذی و نفاق سعی می کنند تا بذر ناامیدی را در میان امت بکارند واز مبارزه با دشمن جهانخواره و استکباری برحذر دارند. از نظر قرآن، منافقان در دید ظاهرى خود مؤمنان کارزار بدر را از نظر تعداد و تجهیزات، ناچیز مى دانستند و آنان را گول خورده قلمداد مى کردند، امّا توکّل همین مؤمنان باعث شجاعت و در نهایت پیروزى آنان شد. (مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۸۴۶ ؛ جامع البیان، ج ۶ ، جزء ۱۰، ص ۲۸) پس امت نمی بایست به بوق های رسانه ای و تبلیغاتی منافقان این ستون های پنجم دشمن توجه کرده و بهایی برای آن قایل شوند. خواری و ذلت نصیب منافقان است.
  7. خشیت از خدا: مومنان با علم به عظمت الهی از خدا خشیت دارند. همین خشیت موجب می شود تا به جای ترس وخوف از دشمن، از خدا بترسند و بهراسند و اقداماتی را انجام دهند که موجب رضایت خدا است، نه موجب رضایت شیطان و دشمن استکباری ظالم و مظلوم و مستضعف کش. از نظر قرآن، خشیت و خوف از خدا، از عوامل شجاعت آفرین در دل مومنان و خنثى کننده هراس از دشمن و مردم جاهل است.(مائده، آیات ۳ و ۲۳ و ۴۴؛ احزاب، آیات ۳۷ و ۳۹) از نظر قرآن همان اندازه که خشیت و خوف از خدا موجب پایمردی و شجاعت می شود، به همان میزان ترس و خوف از خلق و دشمن مانع جدی بر سر راه شجاعت آفرینی مردمان است. بنابراین می بایست این ترس از خلق را به ترس از خالق تبدیل کرد.(مائده، آیات ۳ و ۲۱ و ۲۳ و ۲۴و ۳۷ و ۵۴ و آیات بسیار دیگر) از نظر قرآن وسوسه های شیطانی(آل عمران، آیه ۱۷۵) که گاه از زبان شیاطین انس و جنی همانند منافقان و نفوذی ها به گوش می رسد می تواند عامل سستی شده و انسان را از شجاعت به خفت و زبونی ترس بکشانند و تهور و بی باکی را حتی از بی باکان و متهوران بگیرد و آنان را خوار و ذلیل سازد تا جایی که دستهایشان را به نشانه تسلیم بالا برده و اجازه دهند که دشمن هر گونه خفت و خواری را بر آنان تحمیل کند.
  8. عقیده به معاد: عقیده و ایمان به معاد و بازگشت به سوی خدا، عامل شهامت و شجاعت در برابر دشمنان است؛ زیرا کسی که به معاد به عنوان «زندگی برتر» و «حیات طیب» باور داشته باشد و آن را زندگی نیک و سعادتمند ابدی بداند، خود را معطل دو روز دنیا نمی کند که هر عیشی با نیشی همراه است. همین عقیده به معاد است که مومنان را به اقدامات شجاعانه ترغیب می کند تا به یکی از دو نیکی و حسنه بزرگ یعنی شهادت و پیروزی دست یابند.(بقره، آیات ۲۴۹ تا ۲۵۱؛ اعراف، آیات ۱۲۴ و ۱۲۵؛ طه، آیات ۷۱ تا ۷۶؛ شعراء، آیات ۴۹ و ۵۰)
  9. تقوای الهی: از نظر قرآن، کسانی که از خدا می ترسند ، هیچ ترسی از دیگری ندارند. تقوای الهی موجب می شود تا شخص تنها در اندیشه تحقق دستورهای الهی باشد و از هیچ کس و هیچ چیزی ترس نداشته باشد.(بقره، آیه ۱۷۷)
  10. دعا و نیایش: در ایجاد شجاعت عامل دعا و نیایش نقش اساسی دارد؛ زیرا نیایش عاملی است تا انسان با خدای قهار و عزیز ارتباط برقرار کند و خود را تحت ولایت او قرار دهد. این گونه است که دلهای آنان تثبیت شده و گام هایشان استوار و محکم می شود و شجاعانه در میدان گام بر می دارند.(بقره، آیات ۲۴۹ تا ۲۵۱)
  11. صداقت و راستی: از نظر قرآن، کسانی که اهل صداقت با خدا هستند شجاعانه در میادین نبرد علیه دشمن و اجرا و تحقق اهداف و ماموریت الهی وارد عمل می شوند؛ زیرا صداقت، اجازه نمی دهد تا انسان در دام شیطان و دروغ ها و وسوسه های او نشود.(بقره، آیه ۱۷۷)
  12. محبت الهی: محبت به کسی یا چیزی موجب می شود تا انسان برای رسیدن به آن تلاش کند. وقتی خدای تبارک و تعالی محبوب مجاهدان می شود، به طور طبیعی مجاهدان تمام همت خویش را برای تحقق اهداف محبوب به کار می گیرند. این گونه است که به فضل الهی و امدادهای غیبی محبوب نیز عنایتی به «محب» می کند. در حقیقت ارتباط دو سویه محبوب و محب موجب می شود تا موفقیت و پیروزی برای آنان رقم بخورد.(مائده، آیه ۵۴)

به هر حال، از نظر قرآن، شجاعان کسانی هستند که صفات الهی در ایشان تجلی و ظهور یافته و همین امر موجب می شود تا در برابر شیطان بزرگ استکباری و ابلیس و دیگر شیاطین جنی و انسی مقاومت کرده و موفقیت و پیروزی دو سرا را برای خود و امت اسلام رقم بزنند.