پیروزی جهانی اسلام، موتور امید امت و پایان تاریخ

حجاب در اربعین

بسم الله الرحمن الرحیم

سیاست نظام سیاسی ولایی باید بر مدار و محور فلسفه تاریخی سامان یابد که خداوند به عنوان «پایان تاریخ» برای بشریت در حاکمیت مکتب ها و گفتمان پیش گویی کرده و رقم زده است. بر اساس سنت الهی، «پایان تاریخ» با حاکمیت و حکومت جهانی اسلام رقم خواهد خورد و این مکتب اسلام است که به عنوان گفتمان جهانی حاکمیت خود را بر همه شرایع و مذاهب و مکاتب الهی و غیر الهی تثبیت می کند. بنابراین، فرآیند طبیعی حرکت جهانی به سمت سلطه و هیمنه بی چون و چرای نظام سیاسی ولایی در قالب وراثت صالحان و حاکمیت مصلح کل حضرت اباصالح المهدی(عج) است؛ البته این فرآیند طبیعی نیازمند برنامه ریزی از سوی همه امت و نظام سیاسی ولایی است که در گستره و محدوده جغرافیایی شکل می گیرد و به عنوان ام القری اسلام عمل می کند. بنابراین، این فرآیند طبیعی باید هماره با برنامه امت و نظام سیاسی ولایی همراه باشد تا چنین حاکمیتی تحقق یابد. در این فرآیند شکست ها و پیروزی ها همیشه با هم آمیخته و عسر و یسر در هم می آمیزد؛ اما هرگز شکست ها موتور حرکتی امت را خاموش نمی سازد، بلکه تجربیاتی را فراهم می آورد تا با تراکم آن، به چنان صلابت و استقامتی برسند که هیچ مانعی نتواند سد راه گسترش جهانی حاکمیت قسط محور نظام سیاسی ولایی باشد.

برنامه ریزی برای جهانی شدن، وظیفه نظام سیاسی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حاکمیت جهانی از آن امت اسلام و نظام سیاسی ولایی است تا این گونه فلسفه بعثت پیامبران، و نزول کتب آسمانی و شرایع الهی تحقق وجودی یابد و عدالت قسطی در همه جهان حاکمیت یابد و مردم از هر جنس و مذهب و رنگ و نژاد به عدالت قسطی قیام کنند.(حدید، آیه ۲۵)

خداوند درباره حاکمیت جهانی اسلام می فرماید: هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ ؛ اوست کسى که فرستاده خود را با هدایت و آیین درست روانه کرد تا آن را بر هر چه دین است فائق گرداند ،هر چند مشرکان را ناخوش آید. (صف، آیه ۹)

این ظهور و غلبه اسلام بر همه ادیان و شرایع اختصاص به حوزه ادیان غیر الهی ندارد، بلکه همه شرایع الهی و حتی دو شریعت مسیحی و یهودی نیز تحت حاکمیت اسلام و هیمنه آن خواهد رفت. خداوند دراین باره می فرماید: وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ؛ و ما این کتاب قرآن را به حق به سوى تو فرو فرستادیم، در حالى که تصدیق‏ کننده کتابهاى پیشین و حاکم بر آنهاست. پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل کرده حکم کن.(مائده، آیه ۴۸)

وعده و بشارت الهی برای حکومت صالحان مصلح در پایان تاریخ بر اساس آموزه های وحیانی اسلام و کتاب قرآن، در کتب پیشین الهی نیز بیان شده بود. در قرآن آمده است: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ؛ و در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.(انبیاء، آیه ۱۰۵)

پس پایان تاریخ با حاکمیت صالحان مصلح است و ایشان بر اساس هیمنه و سلطه بی چون و چرای شریعت اسلام محمدی(ص) و قرآن بر جهان و جهانیان حکومت خواهند کرد و این گفتمان اسلامی است که گفتمان بی رقیب و حاکم بر جهان خواهد شد.

در پایان تاریخ، مستضعفانی که تحت سلطه مستکبران بوده و رنج و ستم بسیاری را تحمل کرده اند، پس پذیرش اسلام و گرایش و قیام به عدالت قسطی (حدید، آیه ۲۵) به حاکمیت می رسند و در سایه نظام سیاسی ولایی به مکنت و قدرت دست می یابند تا هر آن چه خیر همگانی و عام است را در قالب قسط و عدالت قسطی به اجرا در آورند؛ زیرا این اراده و خواست الهی است که چنین امری در زمین تحقق یابد و همه جهان در سیطره حاکمیت مستضعفان قسط محور و قایم بدان باشد: وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ؛ و خواستیم بر کسانى که در آن سرزمین فرو دست‏ شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان مردم گردانیم و ایشان را وارث زمین کنیم و در زمین قدرتشان دهیم. (قصص، آیات ۵ و ۶) بر اساس روایات تفسیری این مستضعفان واقعی همان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) هستند که مستکبران حقوق ایشان را سلب کرده و ایشان را در ضعف حاکمیتی قرار داده اند؛ اما روزی می رسد که ایشان قدرت و تمکن می یابند و بر جامعه و جان و جهان به عنوان پیشوایان حق حکومت می کنند.

خداوند درباره بشارت و وعده نسبت به پایان تاریخ و حاکمیت و حکومت نظام سیاسی ولایی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بر جهان و جهانیان می فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ؛ خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند، وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین و خلیفه خود قرار دهد، همان گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند خلیفه و جانشین خود قرار داد؛ و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند؛ و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند تا مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نگردانند؛ و هر کس پس از آن به کفر گراید آنانند که نافرمانند. (نور، آیه ۵۵)

پس در حاکمیت جهانی دین اسلام حاکمیت می یابد که دین مورد رضایت الهی است(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵) و خلفای الهی خاص همانند پیامبران و امامان معصوم(ع) به خلافت می رسند، و خوف و ترس و ناامنی از میان می رود و امنیت و آرامش به جامعه جهانی باز می گردد و صلح و آرامش جهانی برقرار می شود تا هدف آفرینش انسان در آن به آسانی تحقق یابد و مردم به عبادت خدا بپردازند (ذاریات، آیه ۵۶) و کمالات بایسته و شایسته را درک کرده و مظهر ربوبیت شده و خلافت ربوبی عام را تحقق بخشند.(بقره، آیات ۲۱ و ۲۸۲؛ آل عمران، آیه ۷۹؛ هود، آیه ۶۱ و آیات دیگر)

اگر خداوند حاکمیت جهانی اسلام و صالحان مصلح را به عنوان پایان تاریخ گفتمانی بشر دانسته و بشارت و وعده داده است؛ بدین معناست که این فرآیند طبیعی و پروسه باید در قالب برنامه و پروژه تعریف شود و امت برای آن برنامه ریزی داشته باشند؛ زیرا همان طوری که عبودیت فلسفه خلقت است ولی اراده و مشیت آدمی می بایست آن را به فعلیت در آورد؛ هم چنین این فلسفه تاریخ و جبر سنت و قانون الهی نیز باید در قالب اراده آدمی تحقق یابد و فعلیت پذیرد. بنابراین، بر یکایک معتقدان و مومنان است برای کسب چنین امنیت و هدفی بلند جهانی برنامه ریزی و تلاش کنند و آن را یک وظیفه و مسئولیت برای خود بر شمارند. این گونه است که معنای انتظار حاکمیت مصلح صالح ، رنگ و معنایی دیگر می یابد و تنها به معنای نشستن و قعود نیست، بلکه به معنای قیام و خیزش امت برای تحقق این حاکمیت است.

البته باور و ایمان به چنین امری موجب می شود تا امت هر گاه با شکست مواجه شد و در برنامه ای ناکام ماند، امید خود را از دست ندهد، بلکه با تجربه بیش تر در مسیر بالندگی حرکت گام بردارد. این گونه است که این بشارت الهی در باره فلسفه تاریخ و پایان آن، به عنوان موتور حرکت امت ایشان را هماره در مسیر حفظ می کند و نور امید را در دل ها روشن نگه می دارد.

خداوند هماره به امت در اوج شکست امید پیروزی را می دهد و به آنان گوشزد می کند که اگر رنج و الم و دردی به شما رسیده به دشمنان نیز رسیده است(نساء، آیه ۱۰۴)؛ با این تفاوت که شما در دو حالت شکست و پیروزی ، پیروز اصلی میدان هستید؛ زیرا یکی از دو نیکی و حسنه یعنی بهشت و رضایت الهی از یک سو و پیروزی بر دشمن از سوی دیگر را برای خود رقم زده اید: قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِکُمْ أَنْ یُصِیبَکُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَیْدِینَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَکُمْ مُتَرَبِّصُونَ؛ بگو آیا براى ما جز یکى از این دو نیکى را انتظار مى ‏برید، در حالى که ما انتظار مى ‏کشیم که خدا از جانب خود یا به دست ما عذابى به شما برساند. پس انتظار بکشید که ما هم با شما در انتظاریم. (توبه، آیه ۵۲)

البته مومن ایمان دارد که سنت شکست و پیروزی از سنت های الهی است و نمی توان از آن گریخت(آل عمران، آیه ۱۴۰)؛ چنان که ایمان دارد سنّت الهى، بر شکست جبهه باطل، در صورت پایمردى جبهه ایمان سامان یافته (فتح، آیات ۲۲ و ۲۳) و این سنّت خدا است که در نهایت، شکست از آن مخالفان انبیا، و پیروزى از آن پیامبران خواهد بود.(انعام، آیه ۳۴؛ صافات، آیات ۱۷۱و ۱۷۲؛ مجادله، آیه ۲۱) پس نظام سیاسی ولایی در نهایت حاکم و پیروز میدان نبرد حق و باطل است؛ چرا که سنت الهی بر این است که تاریخ آینده بشر، شاهد حاکمیّت دین اسلام و شکست تمامى ادیان باشد.(توبه، آیات ۳۲ و ۳۳؛ نور، آیه ۵۵؛ فتح، آیه ۲۸؛ صف، آیات ۸ و ۹) چنان که شکست نهایى کافران به دست اهل ایمان نیز از سنّتهاى الهى است که خداوند بی هیچ اما و اگری آن را تحقق خواهد بخشید.(آل عمران، آیه ۱۲؛ انفال، آیه ۳۶) البته این شکست فرآیندی است و در طول مدتی انجام می گیرد و مومنان باید با ثبات قدم و استقامت و صبر و تلاش و مجاهدت راه برای تحقق آن باز کنند و این گونه انتظار واقعی را تجربه نمایند.(آل عمران، آیات ۱۴۰ و ۱۴۱؛ انفال، آیات ۶۵ و ۶۶)

عوامل پیروزی در نبرد نهایی

از آن چه گذشت می توان دریافت که عامل پیروزی در نبرد نهایی و پایان تاریخ چیست. از مهم ترین عوامل این پیروزی، باور و اعتقاد به بشارت و وعده الهی است که موتور حرکتی امت در این بستر تاریخی است به طوری که در هنگام شکست و مصیبت و درد و رنج، ناامیدی به ایشان راه نیابد و هماره برای تحقق فلسفه تاریخ تلاش و مجاهدت و استقامت و صبوری کنند.

  1. ولایت مداری: حرکت در راستای اوامر رهبری در نظام سیاسی ولایی و مطیع فرمان بودن، از دیگر اسباب مهم این پیروزی است که کافران از آن بی بهره هستند.(محمد، آیات ۱۰ و ۱۱) اصولا یکی از مهم ترین علل شکست تخلف از فرماندهی و ولایت ناپذیر بودن است.(آل عمران، آیه ۱۵۲)
  2. توکل بر خدا: توکل بر خدا در انجام هر کاری ضروری است و در این میان جهاد نیازمند توکل است تا پیروزی را رقم زند. یکی از مهم ترین علل شکست در جنگ ها عدم اتکال و توکل بر خدا است.(آل عمران، آیات ۱۵۹ و ۱۶۰؛ مائده، آیه ۲۳)
  3. امدادهای غیبی: اعتقاد به امدادهای غیبی و پیروزی با رعب افکنی خداوند در دلهای دشمنان نیز موجب تقویت روحیه و استقامت مومنان و امت اسلام می شود. بنابراین، باید این اعتقاد را تقویت و بر آن تاکید کرد.(محمد، آیه ۴؛ آل عمران، آیه ۱۲؛ حشر، آیات ۲ تا ۴؛ انفال، آیات ۱۲ و ۱۳ و ۱۷ و ۱۸ و آیات دیگر)
  4. آرامش خاطر: امنیت و آرامش خاطر از مهم ترین عوامل پیروزی است. رزمندگان اسلام با تکیه و توکل بر خدا و امدادهای غیبی و وعده نصرت و پیروزی از آرامش برخوردار خواهند شد. بنابراین باید این جنبه های اعتقادی در مجاهدان تقویت شود.(توبه، آیات ۲۵ و ۲۶ و آیات دیگر)
  5. تقوا: از دیگر عوامل پیروزی است. تقوای الهی به معنای عمل به همه واجبات و مستحبات و ترک همه محرمات و مکروهات است. این گونه است که پیروزی برای لشکر اسلام رقم خواهد خورد. این امور باید به شکل ملکه و مقوم ذات مومنان در آید و به عنوان متقین از سوی خداوند پذیرفته شوند.(هود، آیه ۴۶؛ آل عمران، آیات ۱۲۵ و ۱۲۷؛ اعراف، آیه ۱۲۸)
  6. صبر و استقامت: صبر در جنگ و استقامت بر مدار و محور حق است که موجبات پیروزی را رقم می زند.(بقره، آیات ۲۴۹ تا ۲۵۱؛ آل عمران، آیات ۱۲۵ و ۱۲۷؛ اعراف، آیه ۱۲۸؛ هود، آیه ۴۶)
  7. عمل صالح: پیروزی از آن صالحان است و امت باید هماره دنبال انجام عمل صالح باشد تا پیروزی نهایی رقم بخورد.(انبیاء، آیه ۱۰۵)
  8. عمل احسانی: از نظر قرآن عدالت گام نخست است و در گام مهم تر مومنان و امت اسلام باید به جایی برسند که اهل احسان باشند تا پیروزی نهایی برای ایشان رقم بخورد. این احسان و نیکوکاری باید در هیات ملکه و مقوم ذات باشد.(صافات، آیات ۱۱۴ و ۱۱۶ و ۱۲۱)
  9. تقویت روحیه: استفاده از هر نوع ابزار و وسیله ای که موجب تقویت روحیه رزمندگان و امت اسلام می شود لازم و ضروری است تا این گونه پیروزی نهایی رقم بخورد.(آل عمران، آیه ۱۳؛ انفال، آیه ۴۴)
  10. ارعاب و ارهاب: رعب و وحشت کافران، از عوامل شکست آنان در جنگ است که با تهیه امکانات و تجهیزات از سوی مومنان و ارهاب دشمنان(انفال، آیه ۶۱) و ایجاد رعب از سوی خداوند شدنی است.(آل عمران، آیه ۱۵۱؛ انفال، آیه ۱۲؛ حشر، آیه ۲)
  11. انفاق مالی: جنگ و پیروزی نیازمند انفاق جانی و مالی است و برای تهیه انواع سلاح ها و تامین نیازهای لشکر لازم است تا انفاق مالی به مقدار نیاز انجام شود تا پیروزی رقم بخورد.(انفال، آیه ۶۰؛ بقره، آیات ۱۹۴ و ۱۹۵)
  12. هوشیاری و استقامت مومنان: از دیگر عوامل پیروزی مومنان و شکست دشمنان، هوشیاری نسبت به دشمنان در همه حال حتی در نماز و عبادت است.(نساء، آیه ۱۰۲)
  13. اجتناب از ترس از دشمن: جبهه حق نباید از دشمن ترس و خوفی بی موردی داشته باشد؛ یعنی تنها خوفی داشته باشد که موجب هوشیاری و دوری از غرور و عجب شود(نساء، آیه ۱۰۲؛ توبه، آیه ۲۵) ؛ اما گرفتار ترس و خوفی نشود که او را از عمل و حرکت بازدارد.
  14. پرهیز از تردید و شک: از دیگر عوامل پیروزی مومنان، اجتناب از هر گونه شک فکری و اعتقادی و تردید در عمل است؛ زیرا اگر این گونه نباشند شکست را بارها تجربه خواهند کرد و به موفقیت و پیروزی نهایی نمی رسند.(آل عمران، آیات ۱۴۰ و ۱۵۲ و ۱۵۴ و ۱۶۶ و ۱۶۷ ؛ انفال، آیه ۴۶ و آیات دیگر)
  15. اجتناب از تفرقه و اختلاف: وحدت موجب پیروزی و اختلاف و تفرقه موجب شکست است. بنابراین، مومنان باید صفوف خویش متحد سازند و از هر گونه اختلاف در مسایل اجتناب کنند.(همان)
  16. اجتناب از شکایت از مصیبت و رنج: جنگ مشکلات و مصیبت ها و دردها و رنج ها دارد، بنابراین برجسته سازی آن و آه و ناله و شکایت از این اوضاع خود موجب تضعیف روحیه در جناح حق و موجب شکست است و باید از آن اجتناب و پرهیز کرد ودر برابر مشکلات و مصائب صبر داشت.(آل عمران، آیه ۱۶۵)
  17. اجتناب از نادانی و بی خردی: جهل به هر دو معنا یعنی نادانی و بی خردی موجب شکست می شود و باید از آن پرهیز کرد.(انفال، آیه ۶۵)
  18. توجه نسبت به جاسوسان و منافقان: لازم است تا هماره نسبت به سست ایمان ها و جاسوسان و منافقان هوشیار بود و از آنان غفلت نداشت؛ زیرا ایشان با انواع گوناگون موجب تضعیف و افشای مسایل امنیتی و کارشکنی می شوند.(مائده، آیه ۵۲؛ انفال، آیات ۷۰ و ۷۱؛ آل عمران، آیه ۱۴۴ ؛ توبه، آیات ۴۷ و ۴۸ و ایات دیگر)
  19. اجتناب از عجب: مجاهدان اسلام در هر اندازه از قدرت و شوکت باشند نباید گرفتار عجب و خودپسندی شوند ؛ زیرا این گونه گرفتار غرور و فریب شده و شکست را برای خود رقم می زنند.(توبه، آیه ۲۵؛ حشر، آیه ۲)

البته در آیات قرآنی عوامل دیگری برای پیروزی ذکر شده که در جایی خود به تفصیل به آن پرداخته شده است. آن چه در این بحث و مساله مهم است ، آگاهی نسبت به عوامل اصلی پیروزی است که همان ایمان و باور به وعده و بشارت الهی و حرکت مجاهدانه در راستای تحقق آن و برنامه ریزی دقیق برای رسیدن به این مقصود است.