پیامدهای اجتماعی اتحاد و اختلاف

بسم الله الرحمن الرحیم

در آیات قرآنی به اتحاد تشویق و از هر گونه اختلاف پرهیز داده شده است؛ زیرا جامعه بر پایه اتحاد شکل می گیرد و هر گونه اختلافی حتی در امور جزیی موجب از بیان رفتن جامعه و اجتماع بشری می شود و این گونه اهداف شکل گیری و فلسفه وجودی جامعه و اجتماع از میان می رود.

نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا با تبیین آثار و پیامدهای اتحاد و اختلاف، اهمیت و ارزش اتحاد و پرهیز از اختلاف را گوشزد نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اتحاد بنیاد و پایه اجتماع

شکی نیست که انسان به دلایل و عوامل درونی و برونی، موجودی اجتماعی است؛ بنابراین نمی تواند به تنهایی و بیرون از جامعه و اجتماع رشد کرده و نیازهای مادی و معنوی، جسمی و روحی و دنیوی و اخروی خود را بر آورده سازد؛ به ویژه آن که زوجیت و نیاز به همسر در ذات او سرشته شده و نمی تواند بدون همسر زندگی کند و اگر چنین اتفاقی بیافتد از نواقص عمده ای رنج می برد و نمی تواند به کمال بایسته و شایسته اش برسد.(روم، آیه ۲۱؛ فاطر، آیه ۱۱؛ شوری، آیه ۱۱)

فلسفه وجودی جامعه و اجتماع بشری،‌ اهدافی در راستای پاسخ گویی به نیازهای طبیعی اوست؛ و از آن جایی که جامعه چیزی جز افراد آن نیست، نمی توان اهداف افراد را در اهداف جامعه نادیده گرفت. از این روست که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۱۱ سوره رعد هر گونه تغییرات اجتماعی را متوقف بر تغییرات در افراد دانسته است. به این معنا که اهداف و فلسفه وجودی هر جامعه را افراد آن تعریف می کنند و همین تغییر در افکار و رفتار فردی است که در نهایت به تغییر در افکار و رفتار جمعی می انجامد و مدل اهداف و فلسفه ایجادی جامعه تغییر می کند.

به عنوان نمونه اگر افراد جامعه از نظر فلسفی، زندگی را محدود به دنیا بدانند و آخرت و معادی را نپذیرند، به طور طبیعی اهداف جمعی آنان در شکل گیری جامعه نیز دنیا خواهد بود و سبک زندگی خاصی را مبتنی بر دنیاگرایی و اصالت آن در پیش می گیرند.

اما اگر افراد جامعه از نظر فلسفی به این باور رسیده باشند که دنیا تنها گذرگاه و کشتزاری است که انسان خودش را برای ابدالاباد آماده می کند، در این صورت اهدافی که برای جامعه و اجتماع در نظر می گیرد بسیار متفاوت خواهد بود و سبک زندگی اینان نیز به شدت متفاوت با سبک زندگی گروه نخست خواهد بود.

البته گروه سومی نیز هستند که گرفتار التقاط و نوعی نفاق هستند. این گروه سوم ممکن است به گونه ای رفتار کنند در ظاهر آخرت گرا هستند ولی در باطن و عمل، دنیا گرا باشند. با نگاهی به سبک زندگی این افراد می توان فلسفه زندگی آنان را نیز دریافت. به عنوان نمونه جوامع اسلامی به ظاهر آخرت گرا هستند و فلسفه ای که آن را بیان می کنند مبتنی بر معاد و آخرت و اصالت آن است؛ اما سبک زندگی آنان با زندگی غربیانی که دنیا گرا هستند و اصالتی برای آخرت قایل نیستند، تفاوتی ندارد.

به هر حال، فلسفه ای که جامعه را شکل می بخشد و جهت و اهداف آن را مشخص می کند، فلسفه ای برگرفته از افکار و عقاید افراد آن جامعه است. پس اگر بخواهیم تغییری در فلسفه جامعه و اهداف امتی ایجاد کنیم می بایست فلسفه افراد آن جامعه را تغییر دهیم؛ چرا که جامعه چیزی جز اتحاد افراد آن جامعه نیست که با فلسفه و اهدافی خاصی در کنار هم گرد آمده اند. این گونه است که امت ها یعنی جوامع با فلسفه و اهداف خاص ایجاد می شود که هر یک از آن ها در اصل از یکی از دو فلسفه اصلی در زندگی پیروی می کنند و سبک زندگی آنان نیز بر اساس آن فلسفه زندگی شکل می گیرد.

محورها، عوامل و آثار اتحاد امت اسلام

امت جوامعی کاملا پیشرفته و متکامل هستند؛ زیرا فراتر جامعه نژادی و قبیله ای شکل می گیرد. در این جوامع اهداف کلانی تعریف شده که گروه های نژادی بسیاری را با تفاوت های زبانی و فرهنگی و قومی گرد هم آورده است. امت ها جوامعی هستند که فراتر از اهداف نژادی، اهدافی را برای خود تعریف کرده و خواهان تحقق بخشی به آن هستند.

بنابراین، نقش اتحاد در امت ها فراتر از نقش اتحاد در جامعه قومی و زبانی است؛ زیرا آن چه پیوند دهنده امت هاست، همان اهداف کلانی است که فلسفه وجودی هر امتی را شکل می دهد.

اتحاد جوامع قومی به یک معنا قوی تر است؛ زیرا خون و نژاد و زبان آنان را گرد هم می آورد و انسجام می بخشد؛ اما عامل قوام بخش در اتحاد امت ها، عقاید و باورهایی است که به عنوان عنصر اصلی در پیوند و انسجام امت ها عمل می کند. اگر این فلسفه وجودی و اهداف از میان برود و یا کم رنگ شود، به سرعت اتحاد و انسجام امت ها از هم فرومی پاشد و دیگر هیچ اثری از امت ها باقی نخواهد ماند. از این روست که نقش عامل اتحاد در امت بسیار حیاتی تر و اساسی تر از جوامع قومی و نژادی و زبانی است.

امت ها نیاز دارند تا هماره فلسفه وجودی مورد تاکید قرار گیرد و به هیچ وجه آسیب نبیند. به عنوان نمونه امت اسلام یک جامعه فرا قومی ، فرانژادی، فراجغرافیایی، فرافرهنگی و فرازبانی است که اقوام، نژادها، فرهنگ ها و‌ زبان ها گوناگونی را در تمامی کره زمین گرد هم آورده است و در قالب اسلام و مسلمانی آنان را با هم متحد کرده است تا اهداف وجودی امت را برآورده سازند.

الف: محورهای اتحاد:

مهم ترین محورهایی که امت اسلام گرد آن جمع آمده و بر اساس آن منسجم و متحد شده اند همان اصول دین است که عبارتند از:

  1. توحید: شکی نیست که توحید بنیاد اتحاد امت اسلام است. باور به خدای یکتا و یگانه ای که در سوره توحید و دیگر ایات قرآنی توصیف شده است،‌ مهم ترین محور اتحاد امت اسلام است که از اقوام و نژادها و زبان و فرهنگ ها و مناطق زمین را گرد هم آورده و امت اسلام را شکل بخشیده است.(مائده، آیه ۵۶؛ آل عمران، آیه ۶۴؛ عنکبوت، آیه ۴۶؛ انبیاء، آیه ۹۲؛ شوری، آیه ۱۵ و ایات بسیار دیگر)
  2. رسالت و نبوت پیامبر(ص): مهم ترین محور دیگر در اتحاد مسلمانان اعتقاد به رسالت و نبوت حضرت محمد بن عبدالله(ص) است که هر مسلمانی بدان اعتقاد داشته و بدان پای بند است.(مائده، آیه ۵۶ و آیات دیگر)
  3. قرآن: قرآن به عنوان کتاب الهی فرستاده شده بر پیامبر(ص) از دیگر محورهای اساسی وحدت امت اسلام است. از این روست که از آن به حبل الله تعبیر می شود؛‌زیرا ریسمانی آویخته بین آسمان و زمین است که یک سوی آن در دست خداست و طرف دیگر در اختیار بشر است که بدان آویخته و خود را به سمت آسمان توحید بالا کشند و خدایی شوند.(آل عمران، آیه ۱۳۰)
  4. البته محورهای دیگری نیز برای وحدت و اتحاد میان مسلمانان وجود دارد که مهم ترین آن ها بیان شده است.

ب: عوامل اتحاد مسلمانان

اما عوامل اتحادی که امت اسلام را گرد هم آورده عبارتند از:

  1. ایمان: شامل ایمان به خدا، ایمان به ربوبیت خدا، ایمان به الوهیت خدا، ایمان به عوالم غیب و شهود، ایمان به وجود فرشتگان، ایمان به عالم برزخ، ایمان به عالم قیامت، ایمان به بهشت و دوزخ، ایمان به حساب و کتاب،‌ ایمان به رسالت و نبوت ، ایمان به کتب الهی و وحی، ایمان به اموری که هر مسلمانی به عنوان ضرورت دین آن را پذیرفته و بدان اعتقاد دارد. (بقره، آیات ۱ تا ۵ و آیات بسیاری دیگر)
  2. اطاعت: اطاعت از خدا و پیامبر(ص) و اولوا الامر(ع) از دیگر عوامل اتحاد هستند که خداوند در آیاتی از قرآن به آن ها اشاره کرده است. خداوند به صراحت در آیاتی از جمله آیات ۵۹ و ۸۳ سوره نساء ‌می فرماید که اطاعت از خدا و پیامبر(ص)‌ و اولی الامر (ع) موجب می شود تا درهنگام وجود اختلافات با مراجعه به آن ها اختلافات خود را حل و فصل نمایید.
  3. تعالیم پیامبران و اعتقاد به آنان: همان طوری که اعتقاد به رسالت و نبوت پیامبر(ص) نقش اساسی و محوری در امت اسلام دارد،‌ اعتقاد به پیامبران و کتب الهی نیز عامل دیگری است که در تقویت اتحاد امت اسلام کمک می کند. از این روست که در آیات قرآنی بر باور و اعتقاد به پیامبران و کتب الهی تاکید می کند و از مسلمانان می خواهد که این اعتقاد را ابراز کنند.(بقره، آیات ۱۳۶ و ۲۸۵؛ آل عمران، آیه ۸۴)
  4. کعبه: از دیگر عوامل اتحاد مسلمانان قبله واحد است؛ زیرا همین قبله واحد و کعبه نمادی عینی است که اتحاد و وحدت مسلمانان را به نمایش می گذارد.(بقره، آیات ۱۴۴ و ۱۵۰)
  5. البته در آیات قرآنی عوامل دیگری نیز بیان شده است که به همین میزان بسنده می شود.

ج: آثار اتحاد مسلمانان

اما آثار و پیامدهایی که قرآن برای اتحاد مسلمانان بیان می کند،‌ عبارتند از:

  1. تقوا: اصولا اتحاد عامل مهمی برای کسب تقوای الهی است؛ زیرا اختلاف موجب می شود که مردم به یک دیگر ظلم کنند و هنجارها و ارزش ها و حدود و قوانین الهی را نادیده گیرند و این گونه تقوا از دست برود. اما با اتحاد شرایط برای مراعات ارزش ها و حدود الهی فراهم می شود و مردم بهتر می توانند مراعات تقوا را بکنند.(انعام، آیه ۱۵۳)
  2. پیروزی: اتحاد هم چنین مهم ترین عامل در پیروزی مسلمانان و غلبه بر دشمن و مشکلات داخلی و خارجی است که در آیاتی از جمله ۴۵ و ۴۶ سوره انفال، ۵۶ سوره مائده و ۱۵۲ سوره آل عمران به آن اشاره شده است.
  3. نجات از جنگ: هم چنین از دیگر آثار و پیامدهای اجتماعی اتحاد مسلمانان می بایست رهایی امت و مردم از جنگ اشاره کرد؛ زیرا اختلاف موجب می شود که دشمنان طمع کنند و بخواهند با جنگ بر جامعه اسلامی غلبه کرده و بر آنان مسلط شوند. (آل عمران، ایه ۱۰۳)
  4. این ها مهم ترین آثار اجتماعی است که قرآن برای اتحاد مسلمانان بیان کرده است. البته آثار معنوی و مادی دیگری است که بیش تر به حوزه فردی و شخصی اشاره دارد تا به حوزه اجتماعی و پیامدهای آن که در این جا به آن ها اشاره نمی شود.

محورها و عوامل و اثار اختلاف

بی گمان می توان با نگاهی به مطالب پیش گفته برخی از آثار و عوامل اختلاف را به دست آورد. اما در این جا به برخی دیگر که در آیات به صراحت بیان شده اشاره می شود.

الف : عوامل اختلاف

مهم ترین عوامل اختلافی که در آیات قرآنی بیان شده است عبارتند از:

  1. جهل: مردم به سبب جهل خویش با یک دیگر اختلاف می کنند؛ در حالی که علم داشته باشند بسیاری از اختلاف قابل حل و فصل است.(نساء، آیه ۱۵۷؛ بقره، آیه ۱۱۳) امام علی(ع) می فرماید: لَو سَکَتَ الجاهِلُ ما اخْتَلَفَ النّاسُ؛ اگر نادان خاموشى مى گزید، مردم دچار اختلاف نمى شدند .( بحار الأنوار ، ج ۷۸، ص۸۱، حدیث۷۵ .)
  2. لجاجت: برخی با آن که علم دارند ولی به سبب لجاجت حاضر نیستند که به علم خود عمل کنند و این گونه است که علم نیز نمی تواند موجب اتحاد و مانع اختلاف شود، بلکه لجاجت که در حوزه عمل و اراده است مانع جدی در برابر علم است و اختلاف انگیز می شود.
  3. حزب گرایی: از دیگر عوامل اختلاف این است که حزب گرایی است ؛ زیرا هر حزب و گروه و دسته ای هم از نظر اساسنامه و هم مرامنامه یعنی هم در اهداف و محتوا و هم در روش ها و سیاست ها برای خود فلسفه و سبک دارند که همین موجب تضاد و اختلاف می شود و هر حزبی دوست دارد که موفقیت نصیب او شود و به فلسفه و سبک خود می نازد و از پیروزی آن خوشحال می شود. همین مساله موجب افزایش تضاد و اختلاف در امت و جامعه می شود.(مریم، آیه ۳۷؛ مومنون، آیه ۵۷؛ روم، آیه ۳۲؛ زخرف، آیه ۶۵)
  4. حسادت: حسادت هر چند یک رذیلت اخلاقی است، ولی اصولا رذیلت مرتبط با رفتار اجتماعی است؛ زیرا حسادت هنگامی که به فعل در آید، رفتارهایی نابهنجار و زشتی را به دنبال دارد که شامل قتل و تهمت و مانند آن است. پس حسادت هر چند که در روان شناسی شخصیت جا می گیرد، ولی در روان شناسی اجتماعی نیز سرایت می کند و رفتارهای اجتماعی را به دنبال دارد که از جمله آن ها اختلاف انگیزی است.(بقره، آیه ۲۱۳؛ آل عمران، آیه ۱۹؛ شوری، آیه ۱۴؛ جاثیه ، آیه ۱۷)
  5. دنیاطلبی: از دیگر عوامل اختلاف انگیز در میان امت است. خداوند در آیات بسیاری به این مهم اشاره کرده که از جمله آن ها آیه ۱۵۲ سوره آل عمران و آیات ۸۳ تا ۸۶ سوره بقره است.
  6. شیطان: از دیگر عوامل اختلاف انگیز شیطان است.(اسراء، آیه ۵۳؛ یوسف، آیه ۱۰۰)
  7. نابخردی و عدم تعقل: این عامل غیر از عامل جهل است. البته جهل گاه در برابر عقل و گاه در برابر علم قرار می گیرد. در عامل جهل به عدم علم توجه داده شده ولی در این جا مساله این است که شخص علم دارد ولی از عقل خود بهره نمی گیرد و عاقلانه رفتار نمی کند و بی خردانه با آن که علم دارد به اختلافات دامن می زند.(حشر، آیه ۱۴)
  8. شک : شک به این است که بر اساس گمان عمل کند و با آن که به چیزی قطع و علم ندارد تنها براساس شک و گمان بخواهد رفتاری داشته باشد که این رفتار موجب اختلاف انگیزی می شود.(هود، ایه ۱۱۰؛ فصلت، ایه ۴۵) البته برخی از نظر علمی جزم دارند ولی در مقام عمل عزم نداشته بلکه گرفتار تردید هستند و یک پا جلو و یا پا پس می کشند که این رفتار تردید آمیز خود موجب اختلاف می شود.
  9. نفاق: از دیگر عوامل اختلاف انگیز نفاق و منافقان هستند که به ظاهر هم امت هستند ولی در باطن با دشمنان امت هستند.(توبه، آیه ۱۰۷)
  10. بد ذاتی آدمی: امیرمومنان درباره این علت می فرماید: إنَّما أنتُم إخْوانٌ على دِینِ اللّه ِ ، ما فَرّقَ بَینَکُم إلاّ خُبْثُ السَّرائرِ ، و سُوءُ الضَّمائرِ ، فلا تَوَازَرونَ (تأزِرون) و لا تَنَاصَحونَ ، و لا تَبَاذَلونَ و لا تَوَادّونَ؛ شما برادر دینى یکدیگرید و آنچه میان شما جدایى انداخته، درون پلید و بد نهادى است ، به این سبب بارى از دوش همدیگر برنمى دارید و براى هم خیرخواهى نمى کنید و به هم بذل و بخشش نمى کنید و با هم دوستى نمى ورزید .( نهج البلاغه : الخطبه ۱۱۳ .)

ب: آثار اجتماعی اختلاف مسلمانان

اما آن چه که در قرآن به عنوان آثار اختلاف بیان شده است اموری چون:

  1. انحراف و دوری از حق (بقره، آیه ۱۷۶)
  2. بی شوکتی و از میان رفتن ابهت مسلمانان و جامعه اسلامی(انفال، آیه ۴۶)
  3. وقوع جنگ و خونریزی(بقره، آیه ۲۵۳)
  4. دشمنی و ستیزه جویی دیگران(بقره، آیه ۱۷۶)
  5. ذلت ، خواری و خفت در دنیا(بقره، آیات ۸۳ و ۸۵)
  6. سستی و ناتوانی در مقابل دیگران و دشمنان (انفال، آیات ۴۵ و ۴۶)
  7. شکست و ناکامی در برابر دشمنان(آل عمران، آیه ۱۵۲)
  8. است که هر یک به تنهایی جامعه ای را از اهداف اصلی دور می سازد و نمی گذارد که مردم در امنیت و عدالت و آرامش و آسایش باشند و آخرت خویش را آباد کنند و دنیا را مزرعه و کشتزار آخرت نمایند و کشت درست و مناسبی از نیات خوب و اعمال صالح داشته و در آخرت درو نیکویی را داشته باشند.

امیرمومنان علی(ع) درباره اختلاف و آثار آن می فرماید: و الْزَموا السَّوادَ الأعْظَمَ ، فإنَّ یَدَ اللّه مَع الجَماعهِ ، و إیّاکُم و الفُرْقَهَ ، فإنَّ الشّاذَّ مِن النّاسِ للشَّیطانِ ، کما أنّ الشّاذَّ مِن الغَنَمِ للذِّئبِ؛ با اکثریت [دین دار] جامعه همراه شوید ؛ زیرا دست خدا با جماعت است . از پراکندگى بپرهیزید که جدا شده از مردم، طعمه شیطان است، همچنان که گوسفند جدا شده از رمه، طعمه گرگ است.( نهج البلاغه : الخطبه ۱۲۷ )