پناهندگی، شرایط و احکام آن در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

از جمله حقوق طبیعی بشر، حق پناهندگی است که در سیاست خارجی نظام سیاسی ولایی تعریف می شود. بر اساس این حق که در اسلام و قرآن پذیرفته شده، اشخاص با شرایط خاصی می توانند در جغرافیایی سیاسی نظام ولایی به عنوان پناهنده از حقوق آن بهره مند شوند.

ابعاد پناهجویی و پناهندگی

در اصطلاحات سیاسی امروز جهان، پناهندگى به معنای ترک موطن بر اثر ترس موجّه از تعقیب براى نژاد، مذهب یا عقاید سیاسى و پناه آوردن به مکانى دیگر دانسته شده است.( ر.ک: دانشنامه جهان اسلام، ج‌۵، ص‌۷۰۹، «پناهندگى».)

برپایهٔ کنوانسیون مربوط به وضعیت پناهندگان، پناهجو یا پناهنده شهروندی است که برای فرار یا ترس از آزارواذیتِ نژادی، مذهبی، قومی و ملیتی یا برای عضویت در یک گروِه اجتماعیِ خاص یا داشتنِ عقایدِ سیاسیِ اقلیتی، تواناییِ به‌دست آوردنِ پناهگاهی امن در کشورِ خود را ندارد و یا کسی که دارای تابعیت و ملیتِ ویژه‌ای نیست و یا در بیرون از کشوری که پیشتر در آن بوده به‌سر می‌برد و به‌دلیلِ ترس از جان، ترجیح می‌دهد به کشوری که پیشتر در آن به‌سر می‌برده، باز نگردد.

البته علت های چندی موجب می شود تا شخص از میهن و سرزمین خویش به جایی دیگر برود. علتهایی که باعث اجبار فرد به ترک خانه و کاشانه می‌شود، می‌تواند اموری چون تعقیب و نقض حقوق طبیعی، کشمکشهای قومی، حوادث طبیعی همچون خشکسالی، زلزله، سیل، توفان و مانند اینها، و یا حتی فقر و تهی دستی و دیگر عوامل باشد. کسانی که به دلایلی چون نژاد، مذهب، ملیت، فعالیت سیاسی و اجتماعی و مانند آن ها مورد آزارواذیتِ جدّی قرار می گیرند، به عنوان پناهجو به کشورهای دیگر پناه می برند و خواهان حمایت از خود می شوند.

در آموزه های قرآنی، نیز به مساله پناهجو و پناهندگی بر اساس ابعاد اعتقادی توجه شده است؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی قرآن، آن چه در حیات و زندگی بشر در دنیا و آخرت نقش اساسی دارد، مسایل اعتقادی است.

اگر بخواهیم برای مفهوم و اصطلاح پیش گفته پناهجوی و پناهندگی واژگان و عبارات قرآنی مطرح کنیم باید از مادّه «اویَ» و مشتقّات آن و نیز مادّه «ذَهَبَ» و «هاجَرَ» در صورت وجود قرینه و نیز کلماتى که از آنها معنای پناهندگى استنباط می شود، مراجعه کنیم.

از نظر قرآن، پناهجو ممکن است مسلمان یا غیر مسلمان باشد؛ و هر یک از آنان ممکن است متعلق به جغرافیای سیاسی باشند که نظام سیاسی ولایی با آنان پیمان و معاهده صلح داشته یا نداشته باشد و حتی ممکن است در جنگ باشد. هم چنین ممکن است شهروند امت اسلام با ارتداد یا بدون به کافران پناهنده شود. بنابراین، هر یک از این احوالات می تواند نوع برخورد با پناهجو و احکام پناهندگی را تحت تاثیر قرار دهد. با توجه به این ابعاد و مانند آن ها، مباحث مربوط به پناهجویی و پناهندگی مورد بحث قرار می گیرد:

پناهندگی مسلمان به نظام ولایی

از نظر قرآن، هر مرد مسلمانی باید به سرزمین و جغرافیایی سیاسی نظام ولایی هجرت کرده و در آن ساکن شود تا بتواند در سایه عزت نظام ولایی به آسانی به وظایف اسلامی خود قیام کند.

خداوند خواهان هجرت مسلمانان و مومنان به بلاد اسلامی و جغرافیایی سیاسی آن است تا این گونه هم قدرت و عزت نظام اسلامی و امت افزایش یابد و هم آسایش و آرامش برای امت اسلام فراهم آید؛ زیرا در بلاد کفر امت اسلام نمی تواند به وظایف شرعی خود بپردازد و در مسیر کمالی خود و جامعه حرکت کند. بنابراین، هجرت و پناهجویی به نظام اسلامی اقدامی واجب و لازم از سوی هر زن و مرد مسلمانی است.(همان)

البته درباره زنانی که مسلمان شده و از شوهر کافر خود جدا و به سرزمین اسلام وارد می شوند، لازم است تا ملاحظاتی از سوی نظام ولایی مد نظر قرار گیرد. از جمله مهم ترین ملاحظه ، آزمودن ایمان زنان مهاجر پناهنده، قبل از پناه دادن به ایشان است تا به انگیزه های دیگر پناهجویی انجام نگیرد.(ممتحنه، آیه ۱۰)

باید توجه داشت که مهاجرت زنان به ویژه زنان شوهردار و درخواست پناهندگی از سوی آنان هزینه هایی را بر جامعه و نظام اسلامی تحمیل می کند که از جمله آنان پرداخت مهریه شوهران کافر از سوی نظام اسلامی است. بنابراین، آزمودن ایشان پیش از پذیرش درخواست پناهندگی لازم و ضروری است تا تحمیلی زیانبار بر نظام انجام نگیرد و نظام برای هیچ و پوچ هزینه های سنگین و زیانباری را تحمل نکند. البته در صورت کشف صداقت در ایمان، باید با درخواست پذیرش آنان موافقت کرد و هر گونه هزینه ای را نیز تحمل نمود.

پناهندگى زنان مؤمن مهاجر، سبب انقطاع همسرى آنها با شوهران کافر می شوند و این امکان بر آنان فراهم می شود تا با مسلمانان ازدواج کنند. این از مهم ترین حقوق پناهندگی نسبت به زنان است که در آیه بیان شده است؛ زیرا جمله «لا هنّ حلّ لهم و لا هم یحلّون لهنّ» بر وقوع جدایى زن مؤمن پناهنده و همسر کافرش دلالت دارد؛ هر چند مرد مشرک او را طلاق ندهد؛ ولی با اسلام و هجرت این جدایی و طلاق اتفاق می افتد.(مجمع‌البیان، ج‌۹‌-‌۱۰، ص‌۴۱۱‌-‌۴۱۲)

از آن جایی که جدایی و طلاق با این حرکت زن رخ داده است، پس بازگرداندن زنان مؤمن مهاجر پناهنده، به همسران کافرشان حرام است و امت و نظام سیاسی نمی تواند سلب پناهجویی کند و ایشان را بازگرداند. این نیز از مهم ترین حقوق پناهندگی است که در آیه ۱۰ سوره ممتحنه به آن توجه داده شده است.

البته از آن جایی که با پناهندگی حقوق زناشویی و همسری از شوهر کافر سلب می شود نه حقوق دیگر از جمله حق مال و مهریه، لازم است تا نظام اسلامی و امت اسلام، حقوق شوهران کافر را پرداخت نماید و مهریه زن را به شوهر بازگرداند. بر همین اساس در آیه بیان شده که پرداخت مخارج و مهریّه زنان مؤمن مهاجر پناهنده، به شوهران کافرشان، در صورت مطالبه آنان لازم است. البته برداشت یاد شده از جمله «ولیسئلوا ما‌أنفقوا» است که به معناى حق مطالبه مهریّه‌هایى است که شوهرانشان به این زنان در گذشته پرداخت کرده‌اند. (مجمع‌البیان، ج‌۹‌-‌۱۰، ص‌۴۱۲)

پناهجویی کافر و مشرک به نظام ولایی

از نظر قرآن، در چارچوب شرایطی امت و نظام ولایی می تواند پناهجویان کافر و مشرک را در بلاد اسلامی پذیرا شوند و آنان را پناه داده وحقوق پناهجویان را نسبت به آنان اعمال کند.

مهم ترین و اصلی عامل برای جواز و بلکه وجوب پناهندگی به کافران و مشرکان، آشناسازی آنان به اسلام و معارف آن است. خداوند در آیه ۶ سوره توبه به صراحت بر لزوم پذیرش پناهندگى مشرکان محارب به منظور آشنایى با معارف اسلام تاکید دارد. بر اساس این آیه امنیّت مشرکان محارب پناهنده به بلاد اسلامی، به منظور آشنایى با اسلام تضمین می شود و شرایط به گونه ای فراهم می آید که ایشان با امنیت و با حفاظت یگان های انتظامی در بلاد اسلامی مدتی را به سر برده و سپس در صورت عدم پذیرش اسلام به بلاد خویش بازگردانده شوند بی آن که کسی متعرض آنان شود.

پناهندگی مرتد به نظام کافر و طاغوتی

همان طوری که مسلمانان و یا کافران و مشرکانی به نظام اسلامی پناهنده می شوند، ممکن است که مسلمانی مرتد و به نظام سیاسی کفار پناهنده شود. این پناهجویان مرتد ممکن است مرد یا زن باشد.

بر اساس آیات قرآنی، اگر زن مسلمانی مرتد و به کافر پناهنده شود، بر شوهر و نظام ولایی است تا به طور رسمی درخواست بازگشت مهریه را به طرف پناه دهنده بدهد؛ زیرا بر اساس آیه ۱۰ سوره ممتحنه، لازم است تا حقوق شوهر از جمله مهریه به طور کامل استیفا شود. پس در گام نخست باید لازم است تا درخواست بازگرداندن مهریّه زنان مؤمن مرتدّ شده و پناهنده شده به کافران، از آنان داده شود. توضیح این که «و سـلوا ما‌أنفقتم» در این آیه یعنى اگر زنى از شما مسلمانان مرتدّ گشت و به کافران طرف پیمان شما پناهنده شد و مهریّه‌اش را به شما برنگرداند، شما از آن کافران درخواست کنید تا آن را برگردانند.(مجمع‌البیان، ج‌۹‌-‌۱۰، ص‌۴۱۲)

در صورتی که پناهجو یا پناه دهنده، حاضر به بازگرداندن مهریه به شوهر نشود، بر نظام ولایی است تا مهریه را از بیت المال و غنایم جنگی به شوهر پرداخت کند.

باید توجه داشت بر پایه اسلام و سنت جاری با عقد ازدواج، از سوی شوهر مهریه زن پرداخت می شود. پس در صورت ارتداد و پناهجویی زن به کافر، این مهریه از سوی نظام اسلامی به شوهر بازگردانده می شود؛ زیرا زن مهریه گرفته گریخته و امکان بازگشت مهریه وجود ندارد.(ممتحنه ، آیه ۱۱) گفتنی است که واژه «عاقبتم» در این آیه به مفهوم دستیابى به غنیمت از کفّار، معنا شده است.(مجمع‌البیان، ج‌۹‌-‌۱۰، ص‌۴۱۲)

پناهجویی به کعبه و مکه

از نظر قرآن، شهر مکه و بیت الله الحرام دارای ویژگی هایی خاص است که باید مد نظر قرار گیرد. بر اساس آیات قرآنی، مکه و کعبه از مناطق امن الهی است که هر گونه تعرض نسبت به مردم و حتی در برخی از موارد جانوران آن جایز و روا نیست. خداوند به صراحت در آیه ۱۲۵ سوره بقره آن را مکان امن و امنیت دانسته و در آیه ۹۷ سوره آل عمران، ورود هر کسی به این منطقه را موجب امنیت شخص قرار داده و گفته است: ومن دخله کان آمنا‌؛ و هر کسی در آن در آید، در امنیت است.

البته آیاتی دیگر بیان می کند که پناهندگى به شهر مکّه، سبب برخوردارى از امنیّت آن خواهد بود. این حکم می تواند تکوینی و خبری از یک امر خارجی و واقعی در سنت الهی باشد، و نیز می تواند یک حکم تشریعی باشد که در قالب خبر بیان شده تا تاکید بیش تری بر این حکم شده باشد.(بقره، آیه ۱۲۶؛ قصص، آیه ۵۷؛ عنکبوت، آیه ۶۷)

به نظر می رسد که نظام سیاسی ولایی بر آن است تا دست کم برخی از مناطق به عنوان مناطق امن جهانی مطرح باشد و همگان از هر گونه تعرضی در امان باشند. از آن جایی که مکه و بیت الله الحرام، شهر خدا است، باید صلح و صفا و امنیت در آن از هر لحاظ از تکوین و تشریع فراهم باشد.

شرایط، اصول و آثار قبول پناهندگی

با توجه به آن چه گذشت می توان دریافت که پذیرش پناهندگی از سوی امت و نظام سیاسی نسبت به پناهجویان متفاوت است. از جمله مهم ترین شرایط و اصول پناهندگی عبارتند از:

  1. مراعات اصل هوشیاری: امت و نظام سیاسی در پذیرش پناهجویان باید هماره هوشیار باشند تا پناهجویی عاملی تهدید کننده برای نظام نباشد و هزینه های بیهوده بر امت و نظام تحمیل نکند. از این روست که در آیات قرآنی در شرایط پناهندگی به این نکته توجه داده شده که پیش از پذیرش پناهجویان زنان مدعی اسلام، ایشان آزموده شوند تا حقیقت حال معلوم شود. هر چند که این نکته درباره زنان پناهجو بیان شده است، ولی عمومیت دارد؛ زیرا نباید اصل هوشیاری را نسبت به پناهجویان و پناهندگی نادیده گرفت. پس هشیارى مؤمنان نسبت به مدّعیان ایمان، در قبول پناهندگى براى جلوگیرى از سوء استفاده آنان یک اصل اساسی در شرایط پذیرش پناهجو است.(ممتحنه، آیه ۱۰)
  2. عدم تحمیل هزینه های نامتعارف و سوء استفاده : از همین آیه به دست می آید که شرط پناهندگی به پناهجو، عدم سوء استفاده ایشان از حق پناهندگی است.
  3. دعوت و تبلیغ: از مهم ترین عواملی که اسلام اصل پناهندگی را پذیرفته ، ایجاد بستر برای تبلیغ و دعوت اسلام و رساندن پیام اسلام به کافران و مشرکان حتی دشمنانی است که در جنگ با امت اسلام و نظام ولایی هستند. در همان درگیری می تواند با محدودیت ها و شرایطی کسانی را به عنوان پناهجو پذیرفت و در یک مدت محدود پس از آشناسازی آنان را به مامن امن ایشان بازگرداند.(توبه، آیه ۶)
  4. تامین نیازهای پناهجو: تامین نیازهای گوناگون از جمله امنیت پناهجو بر عهده نظام و امت اسلام است.(توبه، آیه ۶؛ ممتحنه، آیه ۱۰)
  5. مهاجرت از بلاد کفر: بر هر مسلمانی است تا از بلاد کفر به سرزمین اسلام و جغرافیایی سیاسی آن وارد شده و به عنوان پناهنده و مهاجر در بلاد اسلامی زندگی کند و از کشور و موطن خویش دست بردارد و تابعیت نظام سیاسی ولایی را بپذیرد.(ممتحنه، آیه ۱۰ ؛ انفال، آیه ۷۲؛ آیات دیگر) خداوند می فرماید: وَمَنْ یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَسَعَهً وَمَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا ؛ و هر که در راه خدا هجرت کند در زمین اقامتگاه ‏هاى فراوان و گشایشها خواهد یافت و هر کس به قصد مهاجرت در راه خدا و پیامبر او از خانه‏ اش به درآید سپس مرگش دررسد پاداش او قطعا بر خداست و خدا آمرزنده مهربان است.(نساء، آیه ۱۰۰)
  6. تابعیت: مسلمان مهاجر از کشورها و نظام هایی سیاسی کفر و طاغوتی، از تابعیت نظام سیاسی ولایی برخوردار می شوند و این حق ایشان است تا از این تابعیت سود برند و به عنوان شهروندان امت اسلام مورد پذیرش و حمایت امت و امام قرار گیرند.(انفال، آیه ۷۲) بنابراین نمی توان آنان را به عنوان شهروندان درجه دوم شناخت، بلکه همانند دیگر امت اسلام شهروندان درجه یک هستند. البته در باره زنان مسلمان مهاجر پس از قبولی در آزمون، لازم است تا افزون بر تابعیت حقوق شوهران کافر ایشان مانند مهریه از بیت مال مسلمین پرداخت شود.(ممتحنه، آیه ۱۰)
  7. کرامت : از مهم ترین اصول و بلکه حقوق پناهجویی آن است که امت و نظام اسلامی با آنان با کرامت و محبت برخورد کند. خداوند می فرماید: وَالَّذِینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَهً مِمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ و نیز کسانى که قبل از مهاجران در مدینه جاى گرفته و ایمان آورده‏ اند، هر کس را که به سوى آنان کوچ کرده، دوست دارند و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است در دلهایشان حسدى نمى‏ یابند، و هر چند در خودشان احتیاجى مبرم باشد آنها را بر خودشان مقدم مى دارند، و هر کس از خست نفس خود مصون ماند، ایشانند که رستگارانند.(حشر، آیه ۹) در این آیه بیان شده که پناه دادن به پناهجوی مسلمان تا چه اندازه ارزش دارد و موجب رستگاری می شود.
  8. ولایت : پناهجویی به کشور اسلامی موجب بهره مندی از اصل ولایت و آثار آن می شود. خداوند می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یُهَاجِرُوا مَا لَکُمْ مِنْ وَلَایَتِهِمْ مِنْ شَیْءٍ حَتَّى یُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَى قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ، کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده‏ اند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد نموده‏ اند و کسانى که مهاجران را پناه داده‏ اند و یارى کرده‏ اند، آنان اهل ولایت نسبت به یک دیگر و یاران یکدیگرند و کسانى که ایمان آورده‏ اند، ولى مهاجرت نکرده‏ اند، هیچ گونه خویشاوندى دینى با شما ندارند، مگر آنکه در راه خدا هجرت کنند و اگر در کار دین از شما یارى جویند، یارى آنان بر شما واجب است، مگر بر علیه گروهى باشد که میان شما و میان آنان پیمانى منعقد شده است و خدا به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست. (انفال، آیه ۷۲) از این آیه هم چنین وجوب و لزوم مهاجرت دانسته می شود.
  9. عمل به مفاد میثاق: اگر میان دولت و نظام سیاسی ولایی با بلاد دیگر میثاقی است باید در باره پناهندگی و پناهجویی رعایت شود.(انفال، آیه ۷۲)
  10. مغفرت الهی: از نظر قرآن پناه دادن به مسلمان لازم و ضروری است و هر کسی این کار را انجام دهد نه تنها مورد تشویق قرار می گیرد بلکه از مغفرت الهی بهره مند می شود. شکی نیست که مغفرت الهی موجب برکت و افزایش توان مالی و نظامی و برکت در جامعه اسلامی و قدرت دولت اسلامی می شود.(انفال، آیات ۷۲ و ۷۴)
  11. ایمان واقعی: از نظر قرآن، پناه دادن به مسلمان ، هم چنین موجب می شود تا شخص در جرگه اهل ایمان واقعی در آید و از آثار آن بهره مند شود.(همان)