پناهجویی به خدا

انسان

از نظر قرآن، هر انسانی تا زمانی که در دنیا زندگی می کند در محدوده انواع خطرهایی است که او را تهدید می کند. مهم ترین تهدیدات، آن تهدیدی است که عقاید و ایمان مردم را به تباهی می کشاند و انسان را از صراط مستقیم هدایت تکوینی و تشریعی به سوی اضلال و گمراهی و سقوط از دایره انسانیت می برد و به انسان چارپا یا انسان سنگ یا انسان چوب تبدیل می کند.(اعراف، آیه ۱۷۹؛ جن، آیه ۱۵ و آیات دیگر)

از آن جایی که ممکن است هواهای نفسانی به عنوان معبود و مقصود حرکت انسانی قرار گیرد(فرقان، آیه ۴۳؛ جاثیه، آیه ۲۳) یا شیطان با وسوسه آدمی را به ضلالت و گمراهی و سقوط بکشاند(حجر، آیه ۳۹) و تغییرات اساسی را در خلقت انسان پدید آورد(نساء، آیات ۱۱۹ تا ۱۲۱)، ضروری و لازم است تا انسان خود را به پناهگاه امنی برساند تا از شرور و سقوط در امان ماند. از این روست که خدا فرمان فرار و گریز را به انسان می دهد تا به سمت خدا فرار کند: فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ مِنْهُ نَذِیرٌ مُبِینٌ ؛ پس به سوى خدا بگریزید که من شما را از طرف او بیم‏ دهنده‏ اى آشکارم. (ذاریات، آیه ۵۰)

در این آیه بیان شده که باید به سوی خدا فرار کرد؛ اما بیان نشده است که وقتی فرار کردید، کجا پناه گیرد تا در امان باشید. از این روست که خدا در آیات دیگر بیان کرده باید به سمت خدا فرار کرده و خدا را به عنوان پناهگاه قرار دهید: وَإِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ؛ و اگر از شیطان وسوسه‏ اى به تو رسد به خدا پناه بر زیرا که او شنواى داناست. (اعراف، آیه ۲۰۰)

در این آیه و نیز آیات مشابه چون آیه ۹۸ سوره نحل یا ۵۶ سوره غافر، بیان شده که باید خدا را اسباب پناهجویی خود قرار داد. در این آیه سخن از «مستعیذ» یعنی پناهجویی به نام انسان، «مستعاذ منه» یعنی شیطان ، و نیز «مستعاذ به » به نام خدا مطرح است. به این معنا که انسان از شر شیطان باید به خدا پناه برد. در این جا سخن از «مستعاذ الیه» نیست؛ زیرا انسان اگر به سوی پناهگاه برود فایده ای ندارد مگر آن که در پناهگاه قرار گیرد تا از آسیب در امان ماند. از همین روست که با بیان «به» به جای «الیه» بر این نکته تاکید می شود که آن چه مهم است پناهجویی به خدا و قرار گرفتن تحت پناه الهی است. در آیات دیگر قرآن نیز با عناوینی چون: وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ ؛ و بگو پروردگارا از وسوسه ‏هاى شیطانها به تو پناه مى برم(مومنون، آیه ۹۷)؛ یا : وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ یَحْضُرُونِ ؛ و پروردگارا از اینکه آن همزات به پیش من حاضر شوند، به تو پناه مى برم (مومنون، آیه ۹۸)؛ یا : قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ؛ بگو به پروردگار مردم پناه می برم(ناس، آیه ۱)؛ یا: قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ؛ بگو به خدای فلق و سپیددمان و شکافنده شب پناه می برم.(فلق، آیه ۱) به مردم می آموزد که باید خدا را پناهگاه قرار داد، نه این که به سوی او تنها فرار کرد و «استعاذه الیه» داشت، بلکه باید «استعاذه به» داشت.

البته از آیات دیگر قرآن به دست می آید که از هر خطر احتمالی باید به خدا پناه برد و او را پناهگاه قرار داد؛ چنان که حضرت مریم (س) می فرماید:قَالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ مِنْکَ إِنْ کُنْتَ تَقِیًّا ؛ مریم خطاب به روح القدس متمثل به بشر راست قامت گفت: اگر پرهیزگارى من از تو به خداى رحمان پناه مى برم.(مریم، آیه ۱۸)

از روایات نیز به دست می آید که انسان باید در مقام خوف و رجا از جلال خدا به جمال اکرامی خدا پناه برد و بگوید: اعوذبک منک؛ از خودت به خودت پناه می برم.