پاداش عمل: دنیا یا آخرت؟!

و بشر الصابرین

بسم الله الرحمن الرحیم

گاهی گفته می شود بارها به مردم کمک کردم و مثلا در هنگامی که کسی بنزین در جاده تمام کرده بود، بنزین دادم؛ اما یک روز خودم گرفتار شدم و ساعت ها ماندم ولی یکی از اتومبیل های گذری نیایستاد و بنزین به من نداد. پس این که گفته اند: تو نیکی کن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز، کجا رفت؟! من دیگر هیچ اعتقادی به این موضوع ندارم و دیگر کمکی به دیگران نمی کنم؛ چرا هیچ توجهی از سوی خدا به من نشده است و من که دستگیر دیگران بودم، کسی برای دستگیری من نفرستاد.

این تنها مصداقی از این دست شبهات و اشکالاتی است که برخی مطرح می کنند؛ اما همین یک مصداق می تواند شخصی را از انجام کار نیک و کمک به دیگران برای همیشه باز دارد؛ زیرا از دست رفتن اعتقاد به معنای از دست رفتن همه چیز است، به طوری که تکرار آن در افراد اجتماع می تواند به انسجام و وحدت اجتماعی ضربه جبران ناپذیری بزند و مردم را نسبت به یک دیگر بی تفاوت کند.

پرسش این است که اصولا آن چه در «شعر» به عنوان یک اعتقاد جزمی بدون اما و اگر آمده است، یک قضیه حقیقی و گزاره تمامی است، یا آن که در خود این گزاره شک است؟ آیا آموزه های وحیانی، قایل به پاداش عمل است؟ اگر هست که هست، پاداش را محدود به دنیا کرده است یا دنیا و آخرت؟ اگر محدود به دنیا نیست، چه انتظار و توقعی است که شخص پاداش عملش خویش را در دنیا ببیند.

منابع غیر معتبر اعتقادی

یکی از مشکلات اساسی در حوزه اعتقادی آن است که خاستگاه بسیاری از اعتقاد و باورهای انسان ها، منابع غیر معتبر عقلی و نقلی است. این در حالی است که اعتقاد که پایه های اساسی بینش ها و نگرش های انسان را شکل می دهد، می بایست از منابع یقینی برخوردار باشد به طوری که هیچ شک و ریبی در آن راه نیابد. از همین روست که از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نمی توان بر اساس ظنون، اعتقاد را بر پا کرد و خدا به صراحت در حوزه اعتقادات می فرماید: وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا ؛ و ایشان را به این کار، علم و دانشی نیست. جز گمان و ظن خود را پیروى نمى کنند؛ و در واقع گمان در وصول به حقیقت هیچ سودى نمى ‏رساند. (نجم، آیه ۲۸؛ یونس، آیه ۳۶)

خدا از مردمان می خواهد تا در حوزه اندیشه ای از علم پیروی کنند و برای کسب علم تلاش جدی داشته باشند؛ زیرا نمی توان بر اساس گمان و ظنی که احتمال شک و ریب در آن است خانه عظیم اعتقاد را بر پا کرد و افکار و اندیشه ها و رفتارها و حال و آینده خود را به دست گمان سپرد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، راه های کسب علم متعدد و متنوع است؛ یعنی همان طوری که از ابزارهای حسی چون گوش و چشم می توان آگاهی نسبت به چیزی به دست آورد، می توان از راه هایی دیگری چون «تعقل» و «وحی» و نیز «شهود» به علم دست یافت.

به سخن دیگر، اگر کسی بخواهد علم به دست بیاورد، راه های متعدد و متنوعی پیش رو وی باز است؛ اما اکثریت مردم به جای کسب علم و اتباع و پیروی از آن، دنبال ظنون می روند؛ چنان که در حوزه انگیزه و عمل نیز به جای عقلانیت دنبال شهوت می روند. خدا می فرماید: إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الأنْفُسُ؛ جز از ظنون پیروی نمی کنند و آن چه هواهای نفس است.(نجم، آیه ۲۳)

این گونه است که به جای پیروی از عقل و علم دنبال چیزهایی می روند که موجب نابودی آنان است؛ یعنی به جای آن که از عقل و وحی به عنوان دو کاشف قطعی و یقین آور بروند، دنبال ظن و هواهای نفسانی می روند و دچار سقوط می شوند؛ چنان که خدا از دوزخیان این سخن را نقل می کند که می گویند: وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ؛ و گویند: اگر شنیده و پذیرفته بودیم یا تعقل کرده بودیم در میان دوزخیان نبودیم. (ملک، آیه ۱۰)

یکی از منابع غیر معتبری که اکثریت مردم به آن رجوع می کنند، ضرب المثل ها و اشعار شاعران است که آن را هم چون وحی منزل تلقی کرده و بدان عمل می کنند. این در حالی است که اکثریت شعرها مبتنی بر تخیلات شاعرانه است که در بسیاری از مواقع مقبولات را ملاک بیان قضایا و نتیجه گیری ها می کنند. از همین روست که خدا می فرماید: وَالشُّعَرَاءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ؛ و شاعران را گمراهان پیروى مى کنند. آیا ندیده‏ اى که آنان در هر وادیى سرگردانند و آنانند که چیزهایى مى‏ گویند که انجام نمى‏ دهند. (شعراء، آیات ۲۲۴ تا ۲۲۶)

بنابراین، نمی توان در ایجاد بینش ها و نگرش ها به منابع غیر معتبری چون ضرب المثل ها و اشعار حتی شاعران حکیم اعتماد و تکیه کرد؛ بلکه اعتقادات را می بایست از نقل قطعی چون وحی قرآنی، یا عقل فطری سالم به دست آورد؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی قرآن، آن چه کاشف از حقیقت اسلام و شرایع آن است، عقل سلیم و نقل معتبر است که به عنوان حجت های الهی مطرح شده اند. امام کاظم علیه السّلام فرمودند: إنَّ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حُجَّتَینِ: حُجَّهً ظاهِرَهً وَ حُجَّهً باطِنَهً، فَاَمَّا الظّاهِرَهُ فَالرُّسُلُ وَ الاَنبیاءُ وَ الاَئِمَّهُ، وَ اَمَّا الباطِنَهُ فَالعُقُولُ؛ خداوند را بر مردم دو حجّت است: حجّتی آشکار و حجّتی پنهانی و درونی. «حجّت آشکار»، رسولان و پیامبران و امامانند، و «حجّت باطنی» اندیشه هاست.(اصول کافی، ج۱، ص۱۶)

پاداش عمل در دنیا و آخرت

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان ها نسبت به گرایش و گریزش دنیا و آخرت به سه دسته تقسیم می شوند: ۱. دنیا گرا؛ ۲. آخرت گرا؛ ۳. دنیا و آخرت گرا.

  1. پاداش و کیفر دنیاگرایان: دنیا گرایان کسانی هستند که هیچ اعتقادی به آخرت ندارند. از نظر قرآن چنین افرادی وقتی کار خیری را انجام می دهند، می بایست پاداش عمل خیر خویش را دریافت کنند و از آن جایی که اعتقادی به آخرت ندارند، خداوند بر اساس اصل عدالت، پاداش عمل خیر ایشان را در دنیا می دهد. این گونه است که ممکن است وضعیت اقتصادی آنان بسیار خوب و بهتر از مومنان و مسلمانان باشد.(زخرف، آیات ۳۲ تا ۳۵)

البته نسبت به اعمال بد و زشت خویش ممکن است در همین دنیا کیفر و پاداش برخی از اعمال خویش را به عنوان تنبیه و مجازات ببیند؛ هر چند که یکی از سنت های الهی امهال و استدراج است؛ اما این امهال و استدراج این گونه نیست که تا آخرت ادامه یابد؛ این گونه است که گاه گرفتار عذاب استیصال می شوند و خدا ریشه ایشان را از روی زمین بر می کند، چنان که اقوام عاد و ثمود و مانند آن ها این گونه گرفتار شدند.(اعراف، آیه ۱۸۲؛ قلم، آیات ۴۴ و ۴۵)

از نظر قرآن، پاداش دنیا گرایان به شکل جزاء وفاق (نباء، آیه ۲۸) خواهد بود؛ یعنی بر اساس موازین عدل با آنان رفتار می شود و این گونه نیست که بیش از آن چه کرده اند کیفر می شوند، بلکه به همان میزان کیفر می شوند.

خدا درباره دنیا گرایان می فرماید: فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ خَلَاقٍ؛ و از مردم کسى است که مى‏ گوید پروردگارا به ما در همین دنیا عطا کن و حال آنکه براى او در آخرت نصیبى نیست.(بقره، آیه ۲۰۰) پس از نظر مجموعه آیات قرآنی، این دسته از مردم چون به آخرت ایمان و اعتقادی ندارند، پاداش عمل خویش را در دنیا می گیرند و نسبت به کیفر اعمال زشت برخی در همین دنیا و برخی دیگر در آخرت خواهد بود.

  1. پاداش و کیفر آخرت گرایان: مراد از آخرت گرایان در این جا، کسانی هستند که تنها قایل به آخرت هستند؛ البته نه این که منکر دنیا باشند و وجود آن را انکار کنند، بلکه اعتقاد دارند که گرایش انسان می بایست به آخرت باشد و دنیا را به گونه ای باید گذراند که گویی زندگی نمی کنند. این دسته همانند مرتاضان هندی اهل ریاضت هستند که در اصطلاح قرآنی از آنان به «رهبان» تعبیر می شود.

از نظر قرآن، رهبانیت هر چند که بیانگر گرایش ارزشی به آخرت است، ولی یک گرایش افراطی در این حوزه است و اسلام آن را تایید نمی کند؛ زیرا اولا به سبب آن که موجب تعطیل قوای نفس از جمله شهوت و غضب می شود و به نوعی اهل رهبانیت به سرکوب غرایز خویش اقدام می کنند، از خیلی از فواید قوای انسانی بهره مند نمی شوند و به کمالی که در این حوزه است دست نمی یابند؛ ثانیا خیلی از این افراد بر اساس همان قوانین رهبانیت عمل نمی کنند و این گونه است که به خودشان و قوانین خویش خیانت می ورزند.(حدید، آیه ۲۷) از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پاداش این افراد برای آخرت خواهد بود، اما به دلیل برخی از اشتباهات و خطاها در همین دنیا نیز مجازاتی برای آنان خواهد بود؛ زیرا حکم این دسته همان حکم کسانی است که گرایش به دنیا و آخرت دارند که قسم سوم از افراد هستند. گفتنی است که از نظر اسلام، اگر کسی بخواهد رهبانیت و ریاضت داشته باشد بهتر است که آن را در میدان تقوا و جهاد و روزه به نمایش گذارد؛ چنان که در روایت است: رَهْبَانِیَّهُ اُمَّتِی الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّه(الأمالی، الشیخ الصدوق، ج۱، ص۱۲۳؛ بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۱۱۵) و یا رسول الله می فرماید: أتدری ما رهبانیه أمتی؟ قلت : الله ورسوله أعلم ، قال: الهجره والجهاد والصلاه والصوم والحج والعمره؛ آیا می دانی رهبانیت امت من چیست؟ گفتم: خدا و رسولش داناترند. فرمود: هجرت و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره است.(بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۲۷۷)

  1. پاداش و کیفر دنیا و آخرت گرایان: از نظر قرآن، بهترین افراد کسانی هستند که میان دنیا و آخرت تعادل ایجاد کرده اند، البته با ایثار آخرت بر دنیا به این معنا که آخرت را بر دنیا ترجیح می دهند نه آن که آخرت را بر دنیا ترجیح دهند؛ زیرا این دسته دوم با چنین ایثاری سقوط می کنند(نازعات، آیات ۳۸ و ۳۹؛ اعلی، آیه ۱۶)؛ اما کسانی که آخرت را بر دنیا ترجیح می دهند، نسبت به مال و ثروت و قدرت دنیا و هم چنین زینت های حیات دنیوی به گونه ای عمل می کنند که دنیا بر ایشان سوار نشود؛ از همین روست که به سادگی دیگران را برخود ترجیح می دهند و از مال خویش می بخشند و بخل نمی ورزند.(حشر، آیه ۹)

از نظر قرآن، مومنان با تعدیل نه تعطیل هواهای نفسانی و غرایز به گونه ای عمل می کنند تا بتوانند این توانمندی ها و ظرفیت ها را برای صعود و کمال یابی بهره گیرند. این گونه است که از نعمت های دنیوی به گونه ای استفاده می کنند که بیرون از موازین عدل و حق نیست ، بلکه استفاده درست و مناسب از نعمت است که همان مفهوم شکرگزاری از نعمت های الهی است.

خدا در قرآن بیان می کند که این دسته از مردمان پاداش عمل صالح و خوب خویش را در آخرت می گیرند، اما این بدان معنا نیست که در دنیا هیچ پاداشی برای آنان در نظر گرفته نشده باشد؛ چنان که کیفر اعمال خویش را در دنیا و آخرت می گیرند، نسبت به پاداش نیزاین گونه عمل می شود؛ البته با این تفاوت که پاداش اعمال خیر بیش تر در آخرت و کیفر اعمال بد بیش تر در دنیا برای آنان خواهد بود. خدا می فرماید: وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ أُولَئِکَ لَهُمْ نَصِیبٌ مِمَّا کَسَبُوا وَاللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ؛ و برخى دیگر از آنان مى‏ گویند: پروردگارا در این دنیا به ما نیکى و در آخرت نیز نیکى عطا کن و ما را از عذاب آتش دور نگه دار! آنانند که از دستاوردشان بهره‏ اى خواهند داشت و خدا زودشمار است. (بقره، آیات ۲۰۱ و۲۰۲)

در جایی دیگر نیز درباره کیفر برخی از اعمال بد این دسته از مردمان مومن می فرماید: وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ؛ و هر گونه مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و خدا از بسیارى درمى‏ گذرد. (شوری، آیه ۳۰)

و نیز می فرماید: وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ؛ و اوست کسى که توبه را از بندگان خود مى ‏پذیرد و از گناهان درمى‏ گذرد و آنچه مى ‏کنید مى‏ داند. (شوری، آیه ۲۵)

بنابراین، اصل در پاداش عمل نیک آن است که در آخرت پاداش مومنان را می دهد؛ چنان که اصل در کیفر عمل زشت آن است که از بسیاری در می گذرد و برخی از آنها را در همین دنیا به عنوان مجازات اشخاص بدکار را کیفر می کند.

پاداش در دنیا انتظاری نادرست

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن، هر عملی چه نیک چه بد دارای پاداش و کیفری است که شخص آن را خواهد دید. به سخن دیگر، هیچ کاری چه بزرگ و چه کوچک نیست که به عنوان یک کنش دارای واکنش نباشد؛ هر پری که در هوا به جریان می افتد برای ابد باقی می ماند؛ زیرا آثار آن هرگز محو نخواهد شد. از همین روست که مثقال ذرات معلق در هوا از عمل خوب و بد انسان برای ابد با او همراه خواهد بود و کیفر و پاداش آن را می بیند.(زلزله ، آیات ۷ و ۸)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اصل پاداش و کیفر در آخرت است؛ زیرا معاد به معنای بازگشت شخص و عمل، زمان و مکانی برای این مقصد و مقصود قرار داده شده است؛ اما این بدان معنا نیست که انسان در دنیا نتیجه اعمال بد و خوب خویش را نمی بیند، بلکه برخی از نتایج عمل در همین دنیا خواهد بود.

از نظر قرآن مومنی که عمل خیر می کند، می بایست انتظار پاداش داشته باشد؛ اما این لزوما به معنای بهره مندی از پاداش در دنیا نیست، بلکه انتظار مومن آن است که این پاداش را برای آخرت ذخیره کند؛ زیرا آخرت و ابدیت در نظر او ارزشی تر است و او آخرت را بر دنیا ترجیح داده است(حشر، آیه ۹؛ انسان، آیات ۵ تا ۱۲) نه هم چون دنیا پرستان که دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند.(اعلی، آیه ۱۶)

بر این اساس، این که شخص منتظر پاداش در دنیا باشد، انتظاری بی جا و نامناسب است؛ و اگر سعدی شیرازی می سراید: تو نیکی کن و در دجله انداز/ که ایزد در بیانانت دهد باز، مراد او اگر دنیا باشد، یک اصل کلی و قاعده فراگیر نیست؛ زیرا با آموزه های وحیانی قرآن و هم چنین تجربیات نوعی هیچ هماهنگی ندارد؛ اما اگر مراد از بیابان همان صحرای محشر باشد که در روایت است: الجنه قیعان؛ بهشت یک بیابان دشت و همواری است، می تواند با آموزه های وحیانی هماهنگ باشد؛ زیرا این بیابان می تواند دنیا و آخرت باشد. در این صورت شخص انتظار پاداش را در بیابان دنیا و آخرت را دارد نه فقط دنیا تا اگر برآورده نشود و پاداشی نیابد دلسرد شود و به زمان و مکان بتازد که چرا پاداش عمل نیک من در دنیا داده نشده است و من حتی بر عکس با کارهای زشت دیگران مواجه شدم.

از سوی دیگر، خدا گاه انسان را با همین امور آزمایش می کند تا معلوم دارد که بر اساس اصل ایثارگری عمل می کند و آخرت را بر دنیا ترجیح می دهد یا استئثار گری دارد و می خواهد منحصر همه چیز برای او باشد و اگر چیزی می دهد در همین دنیا پاداش عمل خویش را بیابد.

به سخن دیگر، در زندگی انسان انواع و اقسام سنت های الهی جاری است که شامل سنت پاداش و کیفر و سنت ابتلاء و فتنه است. بنابراین، شخص ممکن است با ابتلایی مواجه شود تا معلوم گردد که واقعا اهل ایثارگری است نه مدعی کمک و یاری دیگران است.

از سوی دیگر، شخصی که در جاده مبتلا به کمبود بنزین می شود و در جاده می ماند، وقتی باک به دست در انتظار یاری دیگران است و کسی به کمک او نمی آید، در می یابد که چه سخت است کسی دیگر گرفتار باشد و او از کنارش بی تفاوت بگذرد. این ابتلاء به فقدان بنزین موجب می شود تا قدر عافیت را بداند و نیز به دیگران یاری رساند.