ویژگی های مجرمان و پیامدهای جرم

بسم الله الرحمن الرحیم

جُرم رفتار نادرستی است که پیامدهای سنگین دنیوی و اخروی را به دنبال دارد. از نظر قرآن، مجرمان عالمانه و عامدانه به این رفتارهای نادرست اقدام می کنند. بنابراین، هیچ عذر و بهانه ای از آنان پذیرفته نمی شود. آنان به خود و دیگران آسیب وارد می سازند و نظم عادلانه را مخدوش می کنند و علیه حق بر می خیزند و هنجارشکنی دارند.

شناخت صفات مجرمان و آثار دنیوی و اخروی جرم و نیز کیفر و مجازات آنان می تواند تاثیرات تربیتی را افراد به جا گذارد و ضمن امکان قضاوت صحیح نسبت به این موضوع و علل مجازات و کیفر مجرمان، ما را از ارتکاب جرم و تبدیل شدن به مجرم بازدارد. نویسنده در این مطلب با همین انگیزه به سراغ آموزه های وحیانی قرآن رفته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نشانه ها و ویژگی های مجرمان

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، مجرمان رفتارهایی را از خود نشان می دهند که می توان آنان را شناخت. این رفتارها که برخاسته از «شاکله» شخصیتی آنان است، در حقیقت گواه و شاهدی روشن از حقیقت صفات و ملکات و مقوّمات ذاتی این افراد است؛ زیرا بر اساس آموزه های قرآن، خاستگاه عمل و رفتار هر کسی شاکله شخصیتی اوست: کل یعمل علی شاکلته؛ هر کسی بر اساس شاکله خویش عمل می کند.(اسراء، آیه ۸۴)

خدا در قرآن به این نکته توجه می دهد که مجرمان با نشانه ها و سیمایشان شناخته می شوند؛ زیرا جرم در آنان  به عنوان ملکه و مقومات ایشان در آمده و شاکله شخصیتی آنان را می سازد. بنابراین با نگاهی به نشانه ها می توان آنان را شناخت.(الرحمن، آیه ۴۱)

از نظر قرآن، راه مجرمان از راه غیر مجرمان به تفصیل بیان شده و هیچ کم و کاستی در این بیان نیست.(انعام، آیه ۵۵) پس هر کسی خودش راه را انتخاب می کند و این گونه نیست که نادانسته برود یا کسی راه را از چاه برایش نشان نداده باشد.(انعام، آیات ۵۵ و ۵۶)

از نظر قرآن مهم ترین نشانه ها و ویژگی های مجرمان اموری چون موارد زیر است:

  1. دروغ: مجرم عالمانه و عامدانه برای توجیه خود و رفتارهایش دروغ می گوید و حقیقت را وارونه جلوه می دهد.(یونس، آیه ۱۷)
  2. تکذیب صادقان: مجرمانه نه تنها دروغ می گویند و از صداقت و راستی بر کنار بلکه بیزار و گریزان هستند، بلکه سخن حق و صدق دیگران را دروغ می شمارند و به تکذیب صادقان می پردازند. از همین روست که آیات روشن الهی را دروغ شمرده و آنان را تکذیب می کنند و از گرایش به آن و رفتار بر اساس آنها امتناع می ورزند(همان)؛ حال خواه این آیات تکوینی باشد و خواه آیات تدوینی همانند قرآن و دیگران کتب آسمانی. آنان هرگز به کتتب الهی و پیامبران هر چند که معجزاتی بیاورند، ایمان نمی آورند و همان راه باطل خویش را می روند. این اضلال کیفری است، زیرا خدا هرگز نمی خواهد کسی را همین طوری گمراه کند، مگر خود بخواهد.(یونس، آیه ۱۳)
  3. ظلم: از نظر قرآن، کسی که خود اهل دروغ و گریزان از صداقت است و صادقان را تکذیب می کند، گرفتار ظلم به خویش و دیگران است؛ زیرا هم خودش از جاده عدل و عدالت و هدایت فطری و الهامی خارج شده و هم با اتهام زنی به دیگران، قضاوتی نادرست و خلاف واقع نسبت به دیگران انجام می دهد.(یونس، آیه ۱۷)
  4. افتراء بر خدا: مجرمان برای توجیه رفتارهای ناهنجار و خلاف عقل و نقل خویش، اموری را به خدا نسبت می دهند که خود این نسبت دادن به تنها جرم است. پس هم رفتارهای خلاف عقل و نقل دارند، و هم برای توجیه کارشان به خدا افترا می زنند.(همان)
  5. عبادت غیر خدا: مجرمان چون حقیقت را نمی پذیرند و به تکذیب آیات الهی می پردازند، بر خلاف حق عمل و رفتار می کنند. از همین روست که به عبادت غیر خدا به جای خدا می پردازند.(یونس، آیه ۱۸)
  6. نفع طلبی و رهایی از ضرر با بندگی غیر خدا: از نظر قرآن، مسیری که مجرمان در فلسفه و سبک زندگی خویش انتخاب و اختیار کرده اند، نادرست و غلط ، بلکه از مصادیق ظلم به خود و خدا است. این گونه است که آنان با عبادت غیر خدا، دنبال اموری می روند که از اختیار غیر خدا خارج است؛ زیرا از نظر قرآن، هر چیزی در اختیار خداست و اگر کسی منفعتی می جوید و یا می خواهد از ضرری رهایی یابد، می بایست به خدای سبحان متوسل شود و با عبادت و بندگی خدا، از منافع بهره مند شده و از مضارّ در امان بماند. اما مجرمان بر خلاف این حقیقت فکر و عمل می کنند و این گونه است که برای نفع طلبی یا رهایی از ضرر به بندگی غیر خدا می پردازند که در هستی کاره ای نیستند.(همان)
  7. شفاعت جویی از غیر خدا: شفاعت به معنای واسطه قرار دادن دیگری برای جلب منفعتی یا دفع ضرری تنها با اذن الهی امکان پذیر است؛ این در حالی است که مجرمان به توجیه شفاعت به عبادت غیر خدا می پردازند که خدا هیچ مجوزی برای شفاعت به آنان نداده است.(همان)
  8. نسبت دروغ در هستی: از نظر قرآن، مجرمان افکار و رفتارهایی را به خدا و دیگران نسبت می دهند که هیچ گونه اطلاعی درباره آن ندارند. به عنوان نمونه همین شفاعت جویی از غیر خدا بر اساس همین نسبت دروغی است که بر اساس عدم آگاهی صورت می گیرد.(همان)
  9. شرک: از نظر قرآن، مجرمان با عبادت غیر خدا و شفاعت جویی از آنان، مشرکانی هستند که از توحید و یکتاپرستی دور هستند.(همان)
  10. کراهت از حق و پیروزی آن: مجرمان از حق و حقیقت کراهت داشته و ناخشنود هستند. از این روست که دوست ندارند که حق پیروز و غلبه ای داشته باشد، بلکه دنبال آن هستند که باطل بر فلسفه و سبک زندگی بشر مسلط شود. از همین روست که تمام تلاش خویش را انجام می دهند تا باطل پیروز و حق شکست بخورد؛ در حالی که اراده الهی بر پیروزی حق و شکست باطل قرار گرفته است، هر چند که مجرمان از چنین پیروزی کراهت داشته و ناخشنود هستند.(یونس، آیه ۸۲؛ انفال، آیات ۷ و ۸)
  11. کفر: مجرمان مردمانی مشرک و کافر هستند و به خدای یکتا و یگانه ایمان ندارند. از همین روست که به جنگ مومنان یکتاپرست و حق خواه می روند.(همان)
  12. تکذیب پیامبران: مجرمان با تکذیب پیامبران، به انکار حق و حقیقت می پردازند و ادعاهای پیامبران را به سخریه می گیرند و خواهان استعجال در عذاب وعید داده می شوند.(یونس، آیات ۴۸ تا ۵۰)
  13. فسادگری و افساد: از نظر قرآن، مجرمان به قصد حاکمیت باطل از همه امکانات معمولی و غیر معمولی از جمله سحر بهره می گیرند. هر چند که استفاده آنان از همه ابزارها و شیوه ها کارساز نخواهد بود، ولی آنان برای رسیدن به مقصد و مقصود همه تلاش خویش را به کار می گیرند و با فساد گری و افساد می کوشند تا جلوی اصلاح امور را بگیرند و در مسیر حق و حقیقت و پیامبران سنگ اندازی کنند.(یونس، آیات ۸۱ و ۸۲؛ قصص، آیات ۷۷و ۷۸)
  14. اضلال: مجرمان نه تنها خود گمراه و گرفتار ضلالت هستند، بلکه دیگران را به نیز به ضلالت می کشانند، چون اهل اضلال دیگران هستند.(شعراء، آیه ۹۹) البته بسیاری از کسانی در دام اضلال مجرمان می افتند، هنگامی که دیر شده متوجه می شوند و در می یابند که هیچ شفیع و صدیق صمیمی ندارند که ایشان را نجات دهد.(شعراء، آیات ۹۹ تا ۱۰۲) خدا درقرآن بیان می کند رفتارهای مجرمانه قارون چگونه مردمان بسیاری را به دام افکار و رفتارش انداخت تا جایی که پیروان حضرت موسی(ع) خواهان آن بودند که ای کاش آنان جایی قارون بودند.(قصص، آیات ۷۸ و ۷۹) از نظر قرآن، مجرمان گمراه کننده با گمراه شوندگان در عذاب مشترک هستند و هیچ فرقی میان آنان نیست؛ زیرا خود خواسته اند که تحت اغوای مجرمان گمراه شوند.(صافات، آیات ۳۲ تا ۳۴)
  15. خودپسندی: مجرمان مردمانی خود پسند هستند؛ زیرا گمان می کنند که قدرت و ثروتی که در اختیار دارند، با علم و دانش و دانایی و توانایی خود کسب کرده اند. همین خودپسندی موجب می شود که مجرمانه فکر و عمل کنند و خدانشناس شوند و قسمت الهی را نبینند.(قصص، آیات ۷۶ تا ۷۸)
  16. فرحناکی: فرح هیجان افراطی در شادی و خوشحالی است. از نظر قرآن، مجرمان به سبب دارایی و ثروت و قدرت گرفتار چنین حالتی می شوند که خدا آن را دوست نمی دارد؛ زیرا انسان را از حالت حق و فطری و راست خارج می سازد.(قصص، آیات ۷۶ تا ۷۸)
  17. عهد شکنی: از نظر قرآن، مجرمان مردمان عهد شکن هستند؛ این عهد شکنی در مجرمان نسبت به خدا و عهد الهی خود یکی از مهم ترین آنها است که آنان را به جای خداپرستی به شیطان پرستی سوق می دهد.(یس، آیات ۵۹ و ۶۰)
  18. بندگی شیطان: مجرمان به جای آن که بنده خدا باشند، بنده شیطان هستند؛ یعنی بندگی می کنند، ولی به جای خدا، شیطان را بنده می شوند.(همان)
  19. استکبار: مجرمان در رفتار اجتماعی انسانی مستکبر هستند(یونس، آیه ۷۵؛ اعراف، آیه ۱۳۳؛ توبه، آیه ۶۶؛ سباء، آیه ۳۲)، و بر اساس همین استبکارورزی به دیگران ظلم و ستم روا می دارند و حقوق مستضعفان را تضییع می کنند و خشم خدا را به جان می خرند که خدا راه آسمان را بر ایشان می بندد.(صافات، آیات ۳۴ و ۳۵) آنان با تکذیب حق و دین و پیامبران، این استکبار را علیه خدا و اسلام نیز به نمایش می گذارند.(اعراف، آیه ۴۰) از نظر قرآن ریشه این استکبار همان تکبری است که در ذات خویش دارند؛ شگفت این که این تکبر در آنان در دوزخ نیز ادامه می یابد و حاضر نیستند تا خدا وپروردگارشان را مورد خطاب قرار دهند و از او درخواستی داشته باشند؛ بلکه متکبرانه به مالک دوزخ می گویند به پروردگارت بگو تا جان ما را بگیرد و ما را بمیراند.(زخرف، آیات ۷۴ تا ۷۷)
  20. تمسخر پیامیران: مجرمان نه تنها به تکذیب پیامبران می پردازند، بلکه آنان را مسخره کرده و دستاویزی برای سخریه قرار می دهند.(حجر، آیه ۱۲) مجرمان مدعی این معنا هستند که پیامبر(ص) شاعر مجنون است و نمی بایست به سخنان او گوش داد و از عبادت غیر خدا باز ماند.(صافات، آیات ۳۴ تا ۳۶)
  21. قلب های بسته: از نظر قرآن، مجرمان دارای قلب های بسته ای هستند که هیچ راهی به آن نیست؛ اما خدا به هر شکلی شده برای اتمام حجت راهی به درون قلوب آنان باز می کند تا این گونه حجت بر ایشان تمام شود، هر چند که باز هم به آن ایمان نمی آورند.(حجر، آیات ۱۲ و ۱۳) خدا می فرماید هر چند که ما بر این هستیم تا به هر شکلی شده قرآن و حق را به دلهای مجرمان وارد سازیم و در آوریم، ولی آنان با این همه به آن ایمان نخواهند آورد. این عمل تنها از برای اتمام حجت است.(شعراء، آیات ۱۹۹ تا ۲۰۱) از نظر قرآن، همه امکاناتی که به دیگران داده شده به آنان نیز داده شده، ولی آنان هیچ استفاده ای از توانایی هایی خویش نمی کنند؛ یعنی از شنوایی و بینایی و ادراک خویش بهره ای نمی برند و به انکار آیات الله میپردازند.(احقاف، آیه ۲۶)
  22. دشمنی با پیامبران: از دشمنان آشکار و علنی پیامیبران، می توان به مجرمان اشاره کرد. از نظر قرآن، هر پیامبری گرفتار شماری از مجرمان بود که با اودشمنی می کردند.(فرقان، آیه ۳۱)
  23. مکر: مجرمان انسان های مکاری هستند که با انواع مکر می خواهند تا راه را بر حق و پیامبران ببندند.(نمل، آیات ۶۹ و ۷۰)
  24. اعراض از آیات الهی: مجرمان هیچ گرایشی به آیات الهی نداشته و از آن اعراض می کنند.(سجده، آیه ۲۲) این اعراض به اشکال مختلف در سبک زندگی آنان به نمایش گذاشته می شود.
  25. بی نمازی: مجرمان در پاسخ به این که چه چیزی شما را به درون آتش افکنده، بر این نمازگزار نبود، تاکید دارند و آن را نخستین علت بر می شمارند.(مدثر، آیات ۴۱ تا ۴۶) این نشان می دهد که حق الله را نمی بایست دست کم گرفت و به ادعای این مهم حق الناس است، از حق الله غفلت ورزید؛ زیرا از نظر قرآن، اصولا نماز موجب می شود تا حتی خلقیات آنان تغییر یابد و کسی که اهل هلوع و حرص و آزمندی نسبت به دنیا است و در هنگام تنگدستی جزع وفزع می کند، رویه و روحیه اش تغییر می کند و اهل صبر و کمک به نیازمندان می شود. بر اساس قرآن، همه اینها به سبب تاثیر نماز در روحیه و رویه انسان است.
  26. عدم اطعام مسکین: عدم توجه به امور مساکین از دیگر عللی است که مجرمان در قیامت آن را عامل دخولشان در دوزخ بر می شمارند.(مدثر، آیات ۴۱ تا ۴۶) مسکین به کسی گفته می شود که توان حرکتی ندارد؛ البته کسی که هیچ گونه درآمدی ندارد، نیز مسکین است؛ زیرا فقیر آن است که درآمدی دارد، ولی کفاف زندگی او را نمی کند.
  27. کردار باطل: از نظر قرآن، مجرمان از حق گریزان بوده و به باطل گرایش شدید داشته و چنان در آن فرو می روند که گویی جز باطل هیچ چیزی ارزش ندارد.(همان)
  28. تکذیب قیامت: از نظر قرآن، عامل این که انسان رفتار خویش را اصلاح می کند، نقش ایمان به قیامت است؛ چرا که انکار و حتی تشکیک در قیامت موجب می شود تا انسان به فجور رو آورد و قانون را بی ارزش بشمارد و خطوط قرمز را بکشند.(قیامت، آیات ۱ تا ۵) بنابراین، ایمان به قیامت خود عامل بازدارنده است و تقوا را موجب می شود؛ اما مجرمان به دلیل عدم ایمان به قیامت، رفتاری مجرمانه داشته و به فسق و فجور می پردازند و هر باطلی را انجام می دهند.(مدثر، آیات ۴۱ تا ۴۶) آنان هیچ خوفی از دوزخ ندارند گوش به هشدارها نمی دهند.(مدثر، آیات ۴۱ تا ۵۴)
  29. اعراض از هشدار و تذکر: از نظر قرآن مجرمان از هر گونه هشدار و تذکر خوششان نمی آید و از شنیدن آن اعراض می کنند. آنان چنان نسبت به هشدارهای قرآنی گریزان هستند که گویی گورخرانی وحشی و رمیده از شیری خشمگین برهند.(مدثر، آیات ۴۱ تا ۵۱)
  30. علوّ و برترجویی: از نظر قرآن، مجرمان روحیه علو و برترجویی داشته و علیه پیامبران حرکت می کنند.(دخان، آیات ۲۰ تا ۲۲)
  31. سنگسار مومنان:برترجویی مجرمان موجب می شود تا اهل ایمان و حق را تهدید کنند که آنان را سنگسار خواهند کرد.(همان)
  32. لواط: از رفتارهای هنجارشکنانه مجرمان می توان به لواط و هم جنس گرایی آناناشاره کرد که موجب عذاب دنیوی و اخروی آنان می شود.(حجر، آیه ۵۸؛ ذاریات، آیات ۳۲ تا ۳۴) از نظر قرآن چنین اعمالی نوعی اسراف در ساحت شهوت جنسی است.(ذاریات، آیات ۳۲ تا ۳۴)
  33. اتراف و اسراف: از آیات قرآنی به دست می آید که مجرمان از جماعت مترفان و مسرفان هستند.(همان؛ انعام، آیه ۱۲۳) از همین روست که جرم این گروه مترفان و مسرفان عمل نزول بلای عذاب دنیوی بر آنان است.

آثار زیانبار جرم از نظر قرآن

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسی که به عنوان مجرم شناخته می شود و صفت جرم برایش ملکه و مقوم ذات می گردد، در دنیا و آخرت گرفتار آثار و پیامدهای عمل نادرست و مجرمانه خویش خواهد بود که برخی از آنها عبارتند از:

  1. عدم رستگاری و فلاح: از نظر قرآن، رستگاری تنها در سایه فلسفه و سبک زندگی است که مبتنی بر هدایت فطری الهامی(طه، آیه ۵۰؛ شمس، آیات ۷ و ۸) و هدایت تشریعی وحیانی اسلام(بقره، آیات ۲ تا ۵) باشد؛ زیرا تنها اسلام دین و آیینی است که پذیرفته می شود و انسان را به رستگاری می رساند.(آل عمران، ۱۹ و ۸۵) بنابراین، فلسفه و سبک زندگی مجرمان که بر آیین و دینی غیر فطری و غیر تشریعی است، آیینی است که انسان را از رستگاری ابدی محروم می سازد.(یونس، آیه ۱۸)
  2. نابودی مجرمان در دنیا: از نظر قرآن، مجرمانی که به جنگ یکتاپرستی و حق می روند، بر اساس سنت الهی شکست می خورند؛ زیرا سنت الهی بر این قرار گرفته که یکتاپرستی و حق خواهان بر دشمنان خویش پیروز شوند و خدا ریشه کافران مجرم را قطع و دنباله آنان را ببرد و ادامه حیات را از آنان سلب کند.(انفال، ایات ۷ و ۸) اینپیروزی حق طلبان یکتاپرست پس از استغاثه به خدا با بهره گیری از امدادهای غیبی انجام می شود تا بشارت و اطمینانی بر قلوب مومنان باشد و آنان بدانند که نصر و پیروزی از نزد خداست و خدای عزیز و حکیم است.(انفال، آیات ۹ و ۱۰) از نظر قرآن کسانی که با لجاجت می خواهند حق و حقیقت را به سخریه بگیرند و با تکذیب پیامبران، خواهان تحقق وعده الهی در همین دنیا می شوند، خدا نیز در همین دنیا آنان را مجازات و عذاب می کند.(یونس، آیات ۴۸ تا ۵۱) ازنظر قرآن عذاب های دنیوی و اخروی علیه مجرمان قطعی است و کسی نمی تواند آنان را از آن رها سازد.(انعام، آیه ۱۴۷؛ اعراف، آیه ۸۴) خدا در قرآن بیان می کند که مجرمان از عذاب دنیوی ما رهایی نداشته و کسی نمی تواند آن را از ایشان برگرداند.(یوسف، آیه ۱۱۰) از نظر قرآن نابودی عاقبت مجرمان در دنیا است.(نمل، آیه ۶۹؛ احقاف، آیه ۲۵) به هر حال، خدا مجرمان را در دنیا به انواع عذاب های ریشه کن می کند و اجازه نمی دهد تا مجرمان کافر مستکبر بدون مشکل سد راه خدا و دین و حق باشند.(اعراف، آیه ۱۳۳؛ توبه، آیه ۶۶)
  3. عذاب جاودانه اخروی: از نظر قرآن، مجرمان همان طوری که به عذاب دنیوی گرفتار می شوند، هم چنین از عذاب اخروی در امان نخواهند ماند و خدا آنان را به عذاب جاودانه اخروی دچار می کند که از آن رهایی نخواهند یافت؛ زیرا آنان می بایست چوب اعمالی را بخورند که انجام دادند، بی آنکه به آنان ظلمی روا شود.(یونس، آیات ۴۸ تا ۵۲) خدا به مجرمان هشدار می دهد زمانی که با آتش دوزخ مواجه شوید و بدانید در آن خواهید افتاد، دیگر راهی برای اصلاح و بازگشت نخواهد بود؛ پس در همین دنیا به فکر آخرت خویش باشید.(کهف، آیه ۵۳) این عذاب برای آنان جاودانه خواهد بود.(زخرف، آیه ۷۴) عذابی که سبکی ندارد به طوری که یاس و نومیدی در آنان مسلط می شود و از آن نجات و رهایی ندارند.(همان، آیه ۷۵) آنان از خدا می خواهند که مرگ ایشان را برساند، ولی چنین اتفاقی نمی افتاد(همان، آیه ۷۷)؛ زیرا در آخرت مرگی نیست و دوزخیان میان مرگ و زندگی دست و پا می زنند.(اعلی، آیه ۱۳) آنان در آتش افروخته شناور هستند و همه چهره شان را می سوزاند.(قمر، آیات ۴۷ و ۴۸؛ مدثر، آیات ۴۱ و ۴۲) مجرمان در چاه ویل گرفتار جاودانه خواهند بود و از آن نجات نمی یابند.(مرسلات، آیات ۱۸ و ۱۹) مجرمان درخواست رهایی از گزند آتش داشته و از فرشتگان آن را می خواهند تا مانع شوند، اما چون اعمالشان چون غباری پراکنده شد، هیچ چیزی برای آنان نخواهد بود.(فرقان، آیات ۲۲ و ۲۳)
  4. بی نتیجه ماندن اعمال مجرمان: از نظر قرآن، مجرمان همه تلاش خویش را به کار می گیرند تا باطل پیروز شود و حق میدان را خالی کرده و شکست بخورد. آنان از همه ابزارهای عادی و غیر عادی از جمله سحر بهره می برند، ولی چون قصد افساد دارند، خدا هرگز نمی گذارد تا اعمال مفسدان به نتیجه برسد و آنان در کارشان موفق شوند؛ زیرا سنت الهی بر این قرار گرفته است که عمل مفسدان به نتیجه دلخواه آنان نرسد.(یونس، آیات ۸۰ و ۸۱)
  5. احقاق حق و ابطال باطل: سنت الهی بر این قرار گرفته است تا حق هماره در نهایت پیروز و باطل نابود و نیست شود. بنابراین، عمل مجرمانه که برای ابطال حق و احقاق باطل انجام می شود، به عنوان عملی مفسدانه و خلاف سنت الهی، پیروزی را تجربه نخواهد کرد؛ زیرا احقاق حق و ابطال باطل از سنت های الهی است.(یونس، آیات ۸۰ و ۸۱؛ انفال، آیه ۸)
  6. مجازات بی سوال در آخرت: از نظر قرآن، همان طوری که مومنان با نشانه هایی که در آنان بروز می کند، شناخته می شوند(فتح، آیه ۲۹)، هم چنین مجرمان کافر مشرک نیز این گونه هستند. از همین روست که دیگر از مجرم نسبت به جرم ایشان پرسش نخواهد شد؛ زیرا ملکات و مقومات وجودی آنان به عنوان شاکله شخصیت در آخرت بروز و ظهور می کند و هر کسی با همان چهره و سیمایی وارد صحنه قیامت می شود که شاکله شخصیت او شده باشد. از همین روست که خدا به صراحت بیان می کند که از گناهان مجرمان پرسشی نمی شود(قصص، آیه ۷۸)؛ زیرا گناهان مجرم با همه وجودش با او همراهی می کند و او را رسوا می سازد.
  7. یأس و نومیدی در آخرت: مجرمان در دنیا گرفتار فرحناکی هستند(قصص، آیات ۷۶ و ۷۷) و به خود و افکار و رفتارخویش افتخار می کنند و خود را پیروز میدان زندگی می دانند، اما وقتی در قیامت با عذاب های یقینی و قطعی الهی مواجه می شوند، آنگاه است که به سبب عدم توجه به بهانه هایشان از سوی خدا و قاضی شاهد، دچار یاس و نومیدی می شوند.(روم، آیه ۱۲) در زمان شفیعی نمی یابند و از ایمان به شریکان، نسبت به آنان کافر می شوند که البته دیگر دیر شده است.(روم، آیات ۱۲ و ۱۳)
  8. بهانه جویی و سوگند برای رهایی: مجرمان در قیامت وقتی با وضعیت خویش مواجه می شوند، می بینند که می بایست عذاب دردناکی را برای مدت بسیاری تحمل کنند. از این روست که سوگند می خورند که ما زمانی اندک در دنیا درنگ و زندگی کرده ایم و این عذاب با آن درنگ هماهنگ نیست، در حالی که آنان از راه حق منحرف شده بودند و اگر سالیانی سال نیز در دنیا درنگ می کردند، همین راه باطل را می رفتند و تغییر فلسفه و سبک زندگی نمی دادند، بنابراین، بهانه جویی آنان و سوگند ایشان فایده و سودی برای آنان ندارد.(روم، آیات ۵۵ و ۵۶) حقیقت آن است که آنان مدتی درنگ کرده اند که تا زمان رستاخیز آنان ادامه داشت، به این معنا که حتی پس از زندگی دنیوی زمانی تا رستاخیز طول کشیده است. این مدت زمانی نیز می توانست برای آنان کارساز باشد؛ زیرا اگر کسی باقیات صالحاتی داشت، همان نیز در زمان درنگ پس از مرگ تا رستاخیز به داد آنان می رسید، ولی آنان همین راه نیز نداشتند، بلکه اضلال دیگرانی را داشتند که آثار آن برای آنان جز شدت عذاب نخواهد بود. بنابراین، عذر و بهانه جویی آنان در قیامت سودی نخواهد داشت.(روم، آیات ۵۵ تا ۵۷)
  9. عتاب نشدن : مجرمان در قیامت عتاب و سرزنش نمی شوند؛ زیرا چنان که گفته شد، حقیقت گناه و جرم آنان معلوم است و در نشانه های آنان در همه وجود آنان دیده می شود؛ از همین روست که از آنان نسبت به گناهانشان پرسش نمی شود؛ زیرا گناهانشان چنان آشکار است که رسوا هستند.(قصص، آیه ۷۸) هم چنین گناهانشان چنان روشن است که دیگر جایی برای عتاب نیست. پس قیامت برای آنان جایی برای بازخواست و پرسش معمولی یا عتاب نیست؛ زیرا اصلا رسوا هستند و بهانه جویی آنان مورد پذیرش نیست و از آنان خواسته نمی شود تا عذر خواهی کنند.(روم، آیات ۵۵ تا ۵۷)
  10. سرافکندکی : مجرمان چنان رسوا هستند که از شرم در قیامت سرافکنده بوده و سرهایشان بالا نمی آید.(سجده، آیه ۱۲)
  11. درخواست بازگشت به دنیا: هنگامی که مجرمان با عذاب الهی مواجه می شوند، به پروردگار می گویند اینک به حقیقت بینا و شنوا شده ایم، ما را برگردان تا عمل صالح انجام دهیم؛ زیرا اینک به یقین رسیده و جزو موقنین هستیم.(سجده، آیه ۱۲)
  12. جداسازی از نیکان: روز قیامت روز جدا شدن و تمایز افراد بر اساس افکار و اعمال است. در آن روز، مجرمان از مومنان جدا و متمایز می شوند و هر یک به صفی در آید.(یس، آیه ۵۹) از نظر قرآن، جداسازی مسلمان متقی از کافر مجرم حکمی عادلانه است که فطرت هر انسانی نیز بدان حکم می کند.(قلم، آیه ۳۵)
  13. زنجیر شدن، گرفته شدن از موهای پیشانی و پاها: از عذاب هایی که برای مجرمان در قیامت، گرفته شدن آنان از موهای پیشانی سر و پاهایشان است. آنان به طوری گرفته می شوند که خوار و خفیف شده و بدترین شکل عذاب را تحمل کنند.(یس، آیه ۴۱) خدا مجرمان را در زنجیرهای محکم و سخت به هم بسته و پیراهنی از ماده متعفن بر تن آنان می کند و آتش چهره هایشان را می پوشاند.(ابراهیم، آیات ۴۹ و ۵۰) از نظر قرآن، مجرمان به سوی دوزخ نمی روند، از این رو کسانی آنان را از پشت سر به سوی دوزخ سوق می دهند و می رانند.(مریم، آیه ۸۶)
  14. گرفتاری در آتش و آب سوزان: یکی از مهم ترین عذاب های اخروی مجرمان آناست که خدا ایشان را در آتش دوزخ می اندازد و سپس در میان آتش و آب جوشان و سوزان طواف می دهد تا هیچ دمی رنگ آرامش و آسایش را نبینند.(الرحمن، آیات ۴۳ و ۴۴)
  15. فداسازی دیگران: مجرمان وقتی نسبت به عذاب هایش بصیرت و بینایی می یابند و بدان یقین می کنند؛ یعنی خدا این بصیرت را به آنان می بخشد تا عذاب الهی را به تمام معنا ببیند و درک کنند، آن زمان است که می خواهند همه چیز را فدای خویش سازند تا این گونه از عذاب برهند. بنابراین حاضرند همسر و فرزند و مال و برادر و قوم و خویش خود را بدهد تا از آن برهد و به پناهگاه امن برود؛ به سخن دیگر هر چه در زمین است را می خواهد یک جا بدهد تا نجات یابد؛ ولی چنین اتفاقی نمی افتد و آنان را آتش زبانه دار عذاب خواهند شد تا جایی که دست و پا و پوست سر آنان به شدت کنده می شود.(معارج، آیات ۱۱ تا ۱۶)
  16. بسته شدن راه بهشت: مجرمان با افکار و رفتار خویش راه حق را بر خود می بندند، و این گونه خدا نیز به اضلال کیفری درهای آسمان را بر روی آنان می بندد و آنان را به دوزخ می افکند؛ آنان هرگز نمی توانند وارد بهشت شوند و به آسمانها در آیند؛ زیرا درهای آسمان چنان بر آنان بسته می شود که قابلیت عبور از آن را نخواهند داشت؛ چنان که یک شتر نمی تواند از سوراخ سوزن بگذرد؛ یعنی اگر شتر از سوراخ سوزن بگذرد که محال است، آنان نیز خواهند گذشت که محال است.(اعراف، آیه ۴۰)
  17. دلنگرانی: مجرمان در روز قیامت وقتی عذاب های الهی را می بیند و می یابند، مشفق و دلنگران می شوند؛ زیرا می بیند که همه گناهان ایشان از ریز ودرشت نوشته شده و هیچ چیزی از آن نهان نیست.(کهف، آیه ۴۹)
  18. چشمان کور: مجرمان به سبب کوردلی در قیامت کور ظاهری و باطنی محشور می شوند. نشانه این کوری در رنگ چشم آبی آنان دیده می شود.(طه، آیه ۱۰۲)
  19. انتقام: خدا مجرمان را به سبب جرم و مخالفت با حق و آیات الهی مجازات می کند و در دنیا و آخرت از آنان انتقام می گیرد.(سجده، آیه ۲۲)
  20. عدم بهره مندی از شفاعت: از نظر قرآن، مجرمان در قیامت از شفاعت شفاعت کنندگان محروم هستند و هیچ کسی به شفاعت ایشان قیام نمی کند.(مدثر، آیات ۴۱ تا ۴۷)
  21. زندگی میانه مرگ و زندگی : اگر بهشت حیات محض و خالص است که در آن مرگی نیست؛ دوزخ جایی است که مجرمان در آن میانه مرگ و زندگی دست و پا می زنند؛ یعنی مرگی ندارند تا از آن حالت به حالتی دیگر منتقل شوند.(طه، آیه ۴؛ اعلی، آیه ۱۳)