ویژگی های ظالمان از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

ظلم به معنای قراردادن چیزی در جای ناحق و خروج از دایره عدالت و حق، رفتاری خلاف سنت های تکوینی و تشریعی الهی است که آثار زیانباری را برای فرد و اجتماع در دنیا و آخرت رقم می زند. انواع ظلم های فردی و اجتماعی نسبت به خود، خدا و دیگران، گاه به گونه ای از انسان صادر می شود که گمان نمی کند از دایره عدالت و حق خارج و در دایره ظلم و باطل قرار گرفته است؛ زیرا قراردادن هر چیزی در جای حق آن به معنای شناخت حق و باطلی است که تنها حق تعالی می تواند آن را بیان کند و انسان از دو راه عقل و نقل آن را بشناسد. بنابراین، گاهی انسان به سبب عدم شناخت از حق، ظلم و باطلی را انجام می دهد به گمان این که عدل و حقی است. بنابراین، لازم است تا انسان ویژگی ظالمان و مصادیق ظلم را بشناسد یا دست کم مهم ترین آن ها را شناخته و خود را از انجام آن باز یا دور دارد. نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا برخی از مهم ترین ویژگی ها و مصادیق ظلم و ظالمان را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

انسان گرفتار ظلم و لزوم رهایی از آن

با نگاهی به برخی از آیات قرآنی به دست می آید که انسان ها به نوعی گرفتار سطحی یا درجه ای ظلم و قسمی از اقسام آن هستند. به عنوان نمونه خدا در آیه ۷۲ سوره احزاب به صراحت بیان می کند که انسان به انتخاب ارادی خویش عهده دار امانت خلافت و ولایت الهی شد؛ زیرا انسان در ماهیت و ذات خویش دارای دو صفت ظلوم و جهول است. بنابراین، از نظر قرآن، انسان در خلقت خویش گرفتار نوع و سطحی از ظلم و جهل به معنای بی عقلی و بی خردی است که انتخاب هایی سهمگین و سختی را انجام می دهد که گاه از عهده آن ها به درستی بر نمی آید.

البته نمی بایست ظلم و جهل به این معنا را به معنای شرّ مطلق گرفت، بلکه شرّ نسبی است؛ چرا که همین ویژگی برای انسان موجب می شود تا در شرایطی قرار گیرد که میان «احسن تقویم» تا «اسفل السافلین»(تین، آیات ۴ و ۵) می تواند سیر و صیرورت داشته باشد و بتواند پست ترین عناصر هستی یعنی خاک را با برترین عناصر هستی یعنی روح الهی در یک موجودی به نام انسان پیوند بزند و بستری برای خلافت الهی و انجام ماموریت در مظهریت در ربوبیت فراهم آورد و بتواند خاک را کیمیایی سازد که هیچ آفریده ای در آن سطح قرار نمی گیرد.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱ و ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹؛ ص، آیه ۷۲ و آیات دیگر)

از نظر تشریعی نیز اکثریت مومنان نیز به نوعی دچار ظلم هستند؛ زیرا شرک که ظلم عظیم است: إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ،(لقمان، آیه ۱۳) به نوعی در اکثریت آنان به شکل خفی و نهان وجود دارد که از جمله آن ها شرک در مقام فعل است که به جای توحید فعل گرفتار شرک فعلی هستند و چیزها را به اسباب نه مسبب الاسباب نسبت می دهند و مثلا درمان و شفا را در دارو و پزشک می ببیند. خدا می فرماید: وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ؛ و بیشترشان به خدا ایمان نمى ‏آورند، جز اینکه با او چیزى را شریک مى‏ گیرند. (یوسف، آیه ۱۰۶)

البته در این میان برخی از انسان های مومن استثنا هستند و منزه و پاک از هر گونه ظلم در هر سطحی از سطوح هستند؛ چنان که پیامبران و امامان معصوم(ع) از همه اقسام و سطوح ظلم در امان هستند(بقره، آیه ۱۲۴؛ نمل، آیات ۱۰ و ۱۱)؛ خدا می فرماید: وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ؛ و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود و وى آن همه را به انجام رسانید خدا به او فرمود: من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم. ابراهیم پرسید: از دودمانم چطور؟ فرمود: عهد و پیمان من به بیدادگران نمى ‏رسد. (بقره، آیه ۱۲۴) در این آیه به صراحت هر گونه ظلم از حضرت ابراهیم (ع) و امامان(ع) نفی شده است؛ زیرا مقصود از ظلم در «لاینال عهدى الظّالمین» مطلق ظلم است، چه گناه باشد و چه شرک. (المیزان، ج ۱، ص ۲۷۴)

از نظر قرآن، هر کسی باید تلاش کند تا خود را از هرگونه و هر سطحی از ظلم برهاند و تطهیر نماید؛ هر چند که چنین کاری بس دشوار و سخت است؛ زیرا داشتن صفتی هر چند طبیعی و خلقتی موجب نمی شود که انسان نتواند آن را تغییر دهد یا مهار و مدیریت نماید؛ چرا که از نظر قرآن، هر انسانی نه تنها می تواند مثلا هواهای نفسانی از شهوت و خشم و قوای دافعه و جاذبه را مهار و مدیریت نماید، بلکه باید این کار را با عقلانیت فطری انجام دهد و امارت نفس را به عقلانیت فطری بسپارد نه هواهای نفسانی. از همین روست که تطهیر و تزکیه نفس واجب شده است.(شمس، آیات ۷ تا ۹) بنابراین، انسان می بایست ظلوم و جهول نفس را با عقلانیت فطری مهار و مدیریت کند و این گونه تزکیه و تطهیر نماید؛ زیرا با تزکیه نفس و تطهیر آن با عقلانیت فطری می توان از هدایت های تشریعی وحیانی بهره مند شد؛ زیرا از نظر قرآن، نفس زمانی می تواند از هدایت های تشریعی بهره مند شود و تن به احکام شریعت وحیانی دهد که قبلا با شریعت عقلی و فطری و حفظ تقوای فطری در مقام متقی فطری باقی مانده باشد.(بقره، آیات ۲ و ۳)

به سخن دیگر، بهره مندی نفس از هدایت های نقلی وحیانی و تشریعی و حجت ظاهری زمانی خواهد بود که شخص بر اساس هدایت های تکوینی و فطری و عقلی زمام امور نفس را در دست گرفته باشد.(همان) وقتی کسی نفس را این گونه تزکیه کرده و به مقام متقین فطری رسیده باشد، به سبب آن که بر مدار عدالت فطری رفتار کرده و از ظلم برحذر بوده است، می تواند از شرک و کفر که ظلم عظیم است، رهایی یابد و به هدایت های نقلی وحیانی برسد.

به عبارت دیگر، بهره مندی هر کسی از هدایت های پاداشی تشریعی نقلی زمانی است که از هدایت های فطری باطنی عقلی بهره مند شده باشد؛ زیرا اگر چه در فرهنگ قرآنی، ضلالت تکوینی – ابتدایی نیست، بلکه تنها ضلالت کیفری است، اما هدایت ابتدایی و تکوینی ثابت است؛ زیرا نرم افزار فطرت الهی بر هدایت سامان یافته است و کسی که بر اساس آن رفتار کند به هدایت پاداشی تشریعی دست می یابد.(بقره، آیات ۲ و ۳)

از نظر قرآن، کسانی که از ظلم اجتناب کنند، از امنیت خاصی برخوردار شده و خوف و حزن از دل های آنان بیرون می رود و خدا آنان را به طریقی خاص هدایت می کند که همان هدایت کامل است؛ چرا که ایشان ایمان خویش را با هیچ درجه و سطح و نوعی از ظلم همراه نکرده و لباس ظلم بر تن ایمان و اعمال خویش نکرده اند؛ از این روست که ایمان ایشان موجب امنیت آنان می شود؛ چرا که ریشه ایمان همان «امن» است و کسی که ایمان دارد، از خشم و نماد اخروی آن یعنی دوزخ در امان است(انعام، آیه ۸۲)؛ زیرا در آیه شریفه، مؤمنانى که ایمان شان تهى از هرگونه ظلم باشد، هدایت یافته شمرده شده اند. با توجّه به اینکه مؤمن در هر مرتبه اى که باشد از هدایت برخوردار است، به نظر مى رسد مراد از «هم مهتدون» هدایت کامل این گروه از مومنان باشد. در برابر کسانی که کفر می ورزند و بر خلاف هدایت تکوینی ابتدایی رفتار کرده و ظلم و ستم روا می دارند، خدا از ایشان هدایت تشریعی و پاداشی را سلب می کند و گرفتار ضلالت کیفری می شوند و خدا ایشان را به هدایت خاص که همان هدایت تشریعی کامل است رهنمون نمی سازد.(نساء، آیه ۱۶۸)

با نگاهی به آیات قرآنی به دست می آید که امنیت تنها در سایه ایمان و عمل صالح تحقق می یابد که در حقیقت دوری از ظلم و گرایش به عدالت حقیقی است. از همین روست که در آیات قرآنی امنیّت، دستاورد ایمان افراد، به دور از هرگونه ظلم دانسته شده است(انعام، آیات ۸۱ و ۸۲) ؛ چرا که از نظر قرآن، رهایی رهایی از خوف و حزن و دست یابی به امنیت مطلق و جامع و کامل تنها در سایه ایمان و عمل صالح است. البته ممکن است گفته شود که «ظلم» در این آیه ۸۲، به قرینه آیات گذشته، تنها شرک است، ولى باید توجه داشت که این تفسیر و برداشت با عمومیّت مفاد «ظلم» منافاتى ندارد، زیرا یکی از مصادیق ظلم، شرک و کفر است. البته باید توجه داشت که کسی که شرک و کفر می ورزد گرفتار ظلم عظیم است که به دنبال آن ظلم های دیگر نیز انجام می شود. اما چنان که گفته شد با توجه به این کلمه ظلم از عمومیت خود خارج نشده است، می توان گفت که هر گونه ظلمی موجب می شود که امنیت از شخص یا جامعه سلب شود و با وجود ایمان و عمل صالح که عین عدالت حقیقی است، امنیت برای اجتماع حاصل می شود؛ پس اگر انسان از ظلم از جمله شرک و کفر اجتناب کند، به امنیت می رسد. بر این اساس باید گفت که جامعه ایمانى در صورت دورى از ظلم به امنیّت همه جانبه مى رسد.

البته به نظر می رسد که امنیت حقیقی و جامع زمانی تحقق می یابد که امت در مسیر ایمان و عمل صالح حرکت کرده و از هر گونه ظلم اجتناب کند؛ زیرا بر اساس آیه ۸۲، امنیت حقیقی و جامع برای انسان و جامعه در دنیا و آخرت به عنوان پیامدی از ظلم زمانی مطرح است که همگان به این اجتناب از ظلم گرایش داشته باشند؛ چون که در آیه ۸۱، از موحّدان و مشرکان با عنوان دو گروه یاد شده است و در این آیه نیز از موحّدان با صیغه ها و ضمایر جمع یاد شده، چنین برمى آید که امنیّت، از آنِ جامعه با هویت جمعى آن است، اگر چه آحاد افراد نیز مشمول آن باشند.

به هر حال، اگر چه انسان ها به طور طبیعی و خلقتی گرفتار جهالت عقلانی و ظلم طبیعی هستند، ولی باید این امر خلقتی و طبیعی خویش را با فطرت عقلانی خویش مهار و مدیریت کرده و با تزکیه نفس خویش به عدالت سوق یافته و ظلوم و جهول را کنار نهند تا این گونه به هدایت تشریعی پاداشی و امنیت جامع و کامل دست یابند.

از نظر قرآن، دست یابی به مغفرت الهی تنها در سایه رهایی از ظلم و گرایش به عدالت شدنی است؛ چرا که خدا زمانی شخص یا جامعه را تحت مغفرت می برد و پوششی از امنیت برای او ایجاد می کند و مشکلات او را برطرف می سازد که از ظلم از جمله کفر و شرک رهایی یابد و به ایمان و عمل صالح گرایش یافته باشد.(نساء، آیه ۱۶۸)

ویژگی های ظالمان و مصادیقی از ظلم

با توجه به آن چه گفته شد، معلوم می شود که بدترین و عظیم ترین ظلم همان شرک و کفر است که انسان ها بدان گرفتار هستند؛ زیرا عدالت مقتضی آن است که شخص حق خدا را ادا کند و به خدا ایمان آورد و نسبت به او هیچ شرکی در هیچ مرتبه و مقامی نورزد؛ یعنی توحید در ذات و صفات و فعل را در اندیشه و عمل به نمایش گذارد.

شناخت ویژگی های ظالمان به معنای شناخت انواع و اقسام ظلم نیز است؛ در حقیقت ظالمان، کسانی هستند که به انواع و اقسام و سطوح گوناگون ظلم گرفتار هستند. پس وقتی از کفر و شرک به عنوان ویژگی ظالمان یاد می شود، به معنای آن است که کفر و شرک از مصادیق ظلم است. در این جا به برخی از ویژگی های ظالمان و مصادیق ظلم اشاره می شود:

  1. اختلاف افکنی: از نظر قرآن، ظالمان مردمانی اختلاف افکن در میان افراد جامعه هستند. بنابراین، آنان با هر گونه اتحاد مردم مخالفت می ورزند و دنبال اختلاف میان مردمان هستند.(بقره، آیه ۲۱۳؛ آل عمران، آیه ۱۹؛ شوری، آیه ۱۴؛ زخرف، آیه ۶۵؛ جاثیه، آیه ۱۷؛ حجرات، آیه ۹)
  2. خوشگذرانی: از ویژگی هایی ظالمان و ستمگران، خوشگذرانی است که به سبب ثروت زیاد و رفاه طلبی بسیاری از آنان بدان گرفتار هستند. البته این ویژگی خاص ثروتمندان از ظالمان نیست، بلکه هر ظالمی این گونه است.(بقره، آیه ۲۴۶؛ اعراف، آیه ۱۰۳؛ یونس، آیات ۸۳ و ۸۵؛ هود، آیات ۹۷ و ۱۰۱؛ مومنون، آیات ۳۳ و ۴۱؛ قصص، آیات ۲۰ و ۲۱ و ۳۸ تا ۴۰)
  3. ترک بندگی خدا: از نظر قرآن، عدالت آن است که انسان بنده خدا باشد و کسی که بر خلاف فلسفه وجودی اش که همان عبادت و بندگی خدا است(ذاریات، آیه ۵۶) به بندگی خدا نمی پردازد و کافر است، گرفتار ظلم است(ذاریات، آیه ۵۹)؛ زیرا آیه «فانّ للّذین ظلموا…» متفرّع بر آیه «و ما خلقت الجنّ و الإنس اِلاّ لیعبدون» است؛ یعنى از آنجا که این ظالمان، بر خلاف فلسفه خلقت، خدا را عبادت نمى کنند، آنها از مصادیق ظالمان و نصیبى از عذاب دارند.(المیزان، ج ۱۸، ص ۳۸۹) به سخن دیگر، از ویژگی های ظالمان این است که برخلاف خلقت و اهداف آن زندگی و حرکت می کنند.
  4. مخالفت با قرآن و آموزه های تشریعی: از نظر قرآن، ظالمان ازهدایت تشریعی محروم هستند؛ زیرا بر خلاف هدایت تکوینی و فطری عمل کرده و ظلم نموده اند. همین ظلم موجب می شود تا گرفتار کیفر ضلالت شوند و از آموزه های وحیانی بی بهره شوند؛ چرا که تنها کسانی از هدایت تشریعی پاداشی بهره مند می شود که از هدایت تکوینی بهره مند باشد و نسبت به آن ظلم روا نداشته باشد.(بقره، آیات ۲ و ۳) از نظر قرآن، انسان هایی که مسلمان هستند اهل قسط و عدل بوده و حق و حقوق خود و خدا و خلق را به تمام و کمال می دهند؛ در برابر کافران جز ظالمان و قاسطین نیستند که حق و حقوق خدا و خود و خلق را نمی دهند و هر چیزی را در جای حق و مناسب الهی آن قرار نمی دهند.(جن، آیه ۱۴) از همین روست که چنین افرادی نسبت به قرآن و آموزه های وحیانی آن به مخالفت می پردازند.(انعام، آیات ۴۶ و ۴۷ و ۱۵۷؛ کهف، آیه ۵۷ ؛ جن آیات ۱۳ و ۱۴؛ و آیات دیگر)
  5. افتراء: اصولا ظالمان خالق باطل هستند و به انواع گوناگون حق را دگرگون می کنند و باطل را جلوه و تزیین می دهند. نسبت به سخنان حق دیگران نیز موضع گیری منفی داشته و آن سخنان را بافته های باطل می شمارند تا این گونه از ارزش کلام و سخن حق بکاهند و باطل خویش را ترجیح بخشند. بدترین ظلم ظالمان این است که به خدا افترا می زنند و چیزهایی به او نسبت می دهند که باطل است.(آل عمران، آیه ۹۴؛ انعام، آیات۲۱ و ۹۳ و ۱۴۴ و آیات دیگر) البته گاه این ظالمان از اهل اسلام هستند، چنان که اهل کتاب به خدا افترا می زنند یا به پیامبر(ص) با آن که به خوبی هم چون فرزندانشان شاخت داشتند، افترا می بستند.(انعام، آیات ۲۰ و ۲۱)
  6. فساد و افساد: از دیگر ویژگی هایی ظالمان این است که اهل فساد و افساد در زمین هستند؛ یعنی هم کارهای صالح انجام نمی دهند و هم مخالف کارهای صالح هستند؛ چنان که هم فساد می کنند و هم اهل افساد هستند و جلوی کارهای اصلاحی را می گیرند. برخی از ایشان همانند منافقان کارهای فساد و افسادی خویش را اصلاحی دانسته وخود را جزو مصلحان می شمارند در حالی که مفسدان در زمین هستند.(بقره، آیات ۷ تا ۱۲؛ عنکبوت، آیات ۳۶ و ۴۰)
  7. بازدارندگان از راه خدا: کسانی که راه خدا را سد می کنند و شرایطی فکری و رفتاری را برای دیگران به گونه ای رقم می زنند که نتوانند در مسیر بندگی گام بردارند، از ظالمان به شمار می روند.(نساء، آیات ۱۶۷ و ۱۶۸؛ اعراف، آیات ۴۴ و ۴۵؛ هود، آیات ۱۸ و ۱۹)
  8. بنیانگذاری محافل توطئه: ازدیگر ویژگیهایی ظالمان این است که نه تنها در محافل توطئه شرکت می کنند، بلکه در این امور پیشگام بوده و خود بنیانگذار مراکز و محافلی می شوند که دنبال توطئه علیه اسلام و امت و مردم هستند و علیه حق و عدالت برنامه ریزی می کنند؛ چنان که برخی از این ظالمان حتی در قالب امکان مقدس چون مسجد به توطئه چینی می پردازند.(توبه، آیات ۱۰۷ تا ۱۰۹)
  9. بدعت گذاری: از ویژگی هایی ظالمان بنیانگذاری افکار و رفتارهای بدعت آمیزی است که عقل و نقل آن را تایید نمی کند. این افراد در اندیشه بدعت گذار و در رفتار بدعت گزار هستند و سنت های نوین خلاف عقل و نقل را ایجاد و توسعه و تبلیغ می کنند. در حقیقت آنان، به سبب آن که بر اساس عدل الهی حرکت نمی کنند و گرایش به باطل دارند، به طور طبیعی استاد خلق و نوآوری اموری هستند که بر خلاف سنت های تکوینی و تشریعی است. از همین روست که در سنت های تکوینی به جای ازدواج با جنس مخالف به هم جنس گرایی رو می آورند و در سنت های تشریعی به دنبال مخالفت خوانی و ساز مخالفت زدن هستند و قوانین و مقرراتی را ایجاد یا وضع می کنند که دقیقا مخالف عقل فطری و نقل وحیانی است و بر همین اساس راه حق و درست را بر خود و دیگران می بندند.(بقره، آیات ۵۵ تا ۵۹؛ شوری، آیه ۲۱؛ اعراف، آیات ۸۰ و ۱۶۰ و ۱۶۲؛ عنکبوت، آیات ۲۸ و ۲۹)
  10. شهوترانی: از نظر قرآن، از ویژگی هایی ظالمان این است که تحت تاثیر هواهای نفسانی و امارت آن عمل و رفتار می کنند و قوه جاذبه و شهوانی در مسیر اسراف قرار گرفته و شهوترانی بر آنان غلبه می کند.(یوسف، آیه ۲۳)
  11. بی عفتی و بی حیایی: از دیگر ویژگی های ظالمان این است که تحت تاثیر شهوترانی و هواهای نفسانی، حیا و عفت و اخلاق را کنار می گذارند و برای دست یابی به مطامع پست و زبون به هر کاری اقدام می کنند و عفت و حیا را نگه نمی دارند و شرم و آزرم نمی ورزند و خواسته های نفسانی را علنی و آشکار بیان کرده و برای رسیدن به آن هر کاری را انجام می دهند و هنجارشکنی کرده و اخلاق و هنجارها و ارزش ها را زیر پا می گذارند.(همان)
  12. بیماردلی و سنگدلی: ظالمان از نظر روانی مردمانی بیماردل و سنگدل هستند و از قساوت برخوردارند. آنان تحت تاثیر القائات شیطانی قرار دارند و شیطان آنان را در فتنه می افکند به طوری که قدرت تشخیص حق از باطل را از ایشان نیز سلب می کند.(حج، آیه ۵۳)
  13. پیروی شیطان و ولایت طاغوت: از نظر قرآن، ظالمان پیروان مکتب شیطان هستند و تحت ولایت او داخل می شوند که ولایت طاغوتی است.(ابراهیم، آیه ۲۲؛ کهف، آیه ۵۰)
  14. پیروی هواهای نفسانی: ظالمان هم چنین به جای آن که پیروی فطرت کنند و عقلانیت را به کار گیرند، تابع هواهای نفسانی می شوند و تحت تاثیر قوای شهوانی و غضبانی از مدار حق و عدالت بیرون می روند.(قصص، آیه ۵۰؛ روم، آیه ۲۹؛ بقره، آیه ۱۴۵)
  15. اغواگری: از دیگر ویژگی های ظالمان این است که اهل اغواگری بوده و دیگران را هم چون جنیان اغواگر و شیطانی اغوا می کنند تا از مسیر حق و عدالت خارج شوند.(انعام، آیات ۱۲۸ و ۱۲۹؛ جن، آیات ۶ تا ۱۵)
  16. حق ناپذیری: ظلم به معنای قرار دادن چیزی در جایی است که حق آن نیست؛ بنابراین به طور طبیعی ضد حق هستند. بنابراین، حق ناپذیری و باطل گرایی شیوه طبیعی چنین افرادی است.(اسراء، آیات ۸۱ و ۸۲؛ زمر، آیه ۳۲؛ زخرف، آیات ۷۶ و ۷۸)
  17. دنیاطلبی: از دیگر ویژگی هایی ظالمان گرایش به دنیا و مادیات دنیوی است؛ از همین روست که دوست دارند تا هر آن چه را کاشته اند در همین دنیا درو کنند و چیزی برای قیامت و آخرت نگذارند.(شوری، آیات ۲۰ و ۲۱)
  18. ولایت کافران: ظالمان به جای ولایت الله دنبال ولایت طاغوت و دوستی با آنان هستند. از همین روست که ظالمان حتی از نوع اهل کتاب و مسلمان آن نیز گرایش به ولایت کافر و طاغوت از خود نشان می دهد.(توبه، آیه ۲۳؛ ممتحنه، آیه ۸)
  19. راهزنی: ظالمان راهزنی را دوست دارند و در مسیر حق قرار می گیرند و راه حق را بر رهروان حق می بندند و می برند. البته گستره این راهزنی بسیار گسترده است به طوری که در راه های عادی بشر نیز قرار می گیرند و به غارت و دزدی دست می یازند.(عنکبوت، آیات ۲۹ تا ۳۱)
  20. رباخواری: از دیگر ویژگی های ظالمان، تضییع حقوق مردم و گرفتن اموال از دست ایشان به هر طریقی از جمله معاملات ربوی است. (بقره، آیات ۲۷۸ و ۲۷۹)
  21. خیال پردازی: ظالمان اهل اختیال و خیال پردازی هستند و این را در فکر و رفتار و گفتار خویش به نمایش می گذارند. سخنان شاعرانه بی پایه و بی مایه از جلوه های خصلت ظالمان است.(شعراء، آیات ۲۲۴ تا ۲۲۷)
  22. سرکشی و طغیانگری: از دیگر ویژگی های ظالمان سرکشی و طغیانگری است به طوری که بر علیه هر قانون و امری حق و عدالتی طغیان کرده و از مسیر هنجارها و ارزش ها بیرون می روند.(مریم، آیات ۶۹ تا ۷۲)
  23. فتنه گری: از دیگر خصوصیات ظالمان، فتنه گری است، به طوری که حق و باطل را به هم می آمیزند تا امکان تشخیص حق فراهم نیاید و مردم در فتنه ها قرار گیرند و رفتاری بر اساس عدم شناخت انجام دهند.(بقره، آیات ۱۹۱ تا ۱۹۳)
  24. تفرعن و استبداد: ظالمان گرایش به استبداد داشته و رای و اندیشه خویش را رشید و رشدی دانسته و دیگران را فاقد رشد ارزیابی کرده و با آنان بر همین اساس رفتار می کنند.(هود، آیات ۹۷ تا ۱۰۱)
  25. اضلال: ظالمان همان طوری که خود در ضلالت و گمراهی هستند، هم چنین دیگران را به گمراهی می کشانند و اهل اضلال هستند.(انعام، آیات ۱۲۸ و ۱۲۹ و ۱۴۱؛ نوح، آیه ۲۴)
  26. گناهکاری: از دیگر ویژگی های گناهکاران آن است که اهل گناه هستند و نسبت به قوانین شریعت و وحی مخالفت می ورزند و به احکام الهی تن نمی دهند.(عنکبوت، آیات ۳۹ و ۴۰؛ روم، آیات ۹ و ۱۰)
  27. تخلف از فرمان و قوانین: نسبت به فرمان های الهی و اولیا و رهبران الهی بی تفاوت بوده و به مخالفت یا تخلف از آن بر می خیزند و بر خلاف فرمان ها و قوانین مصرح عمل و رفتار می کنند.(توبه، آیات ۴۴ تا ۴۷)
  28. جرم و جنایت: ظالمان بر خلاف قوانین عقلی و نقلی عمل کرده و به جرم و جنایت اقدام می کنند و هیچ چیزی بازدارنده ایشان از آن نبوده و به دور زدن و نادیده گرفتن قوانین گرایش دارند.(اعراف، آیات ۴۰ و ۴۱؛ یونس، آیات ۱۳ و ۱۷ و ۵۰ تا ۵۱؛ هود، آیه ۱۱۶ و آیات دیگر)
  29. محاربه با حاکمیت و ولایت الهی: در برابر حاکمیت و ولایت الهی تسلیم نمی شوند و به محاربه با آن پرداخته و از گسترش حاکمیت الهی باز می دارند.(بقره، آیات ۱۹۱ تا ۱۹۳)
  30. مدعی الوهیت و خدایی: آنان برای خود الوهیت و خدایی قایل بوده و به طور طبیعی تن به خدایی و ربوبیت خدا نمی دهند و قوانین و تشریع را به دست خود می دانند و بر این ادعا اصرار دارند.(انبیاء، آیه ۲۹)
  31. سرمستی و بدمستی: ظالمان به داشته های دنیوی چنان دلخوش و سرمست هستند که در زندگی به بدمستی گذران زندگی می کنند و نسبت به هنجارها و قوانین و ارزش ها دهن کجی دارند.(هود، آیه ۱۱۶؛ انبیاء، آیات ۱۱ تا ۱۳؛ مومنون، آیات ۳۳ تا ۴۱؛ زمر، آیات ۴۹ تا ۵۱) از نظر قرآن، ثروت زیاد ایشان را به بغی و تجاوزگری سوق می دهد.(شوری، آیه ۲۷)
  32. استکبارورزی: نسبت به دیگران تکبر داشته و در رفتار استکبار می ورزند و دیگران را به استغضاف می کشانند و در ضعف و ناتوانی نگه می دارند تا سوء استفاده کرده و حقوق آنان را تضییع کنند.(سباء، آیه ۳۱)
  33. اسراف و تبذیر: از دیگر ویژگی های آنان این است که اهل اسراف و زیاده روی در امور اعتقادی و اقتصادی و امور دیگر هستند و با هم جنس گرایی و اسراف و تبذیر و ریخت و پاش امور را از حالت اعتدال خارج کرده و از عدالت دور نگه می دارند.(انبیاء، آیات ۹ و ۱۱ و آیات دیگر)
  34. هواپرستی: آنان به جای آن که بر پیرو و تابع شرایع الهی بر اساس عقل و نقل باشند، دنبال هواپرستی بوده و خدایشان هواهای نفسانی ایشان است.(اعراف، آیات ۱۷۶ و ۱۷۷؛ قصص، آیات ۴۸ تا ۵۰)

در آیات قرآنی ویژگی ها و صفات دیگری برای ظالمان بیان شده که بیان همه آنها بیرون از حوصله این مقال است.