ویژگی های امت ولایت مدار

بسم الله الرحمن الرحیم

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، هر امتی اگر در ولایت الهی قرار نگیرد، در ولایت طاغوت است که ولایت شیطانی است. ولایت الهی مظاهری دارد که مهم ترین آن ها، ولایت پیامبران از جمله ولایت مطلقه پیامبر اکرم(ص) و ولایت امامان معصوم(ع) است. ولایت فقهیان و عالمان اسلامی دارای شرایط عامه که درآیات و روایات آمده، استمرار همان ولایت مطلقه پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) است. بنابراین، هر امتی اگر بیرون از دایره ولایت الهی و مظاهر آن قرار گیرد، امتی طاغوتی با ولایت طاغوتی خواهد بود.

امت ولایت مدار ، امتی با ویژگی ها و خصوصیاتی است که شناخت آن می تواند ما را برای دست یابی به جامعه آرمانی آماده کند و زمینه و بستر ظهور حضرت مهدی(عج) این صالح و مصلح کل جهانی را فراهم آورد؛ زیرا بدون امت ولایت مدار با ویژگی ها و خصوصیات قرآنی نمی توان امیدی به ظهور آن حضرت(ع) داشت؛ چرا که هر امامی به امتی آگاه و صالح و مصلح نیاز دارد تا جامعه جهانی اسلامی را بسازد. بنابراین، مفهوم انتظار از سوی امت، تحقق این ویژگی ها و خصوصیات در امت اسلام است. بر همین اساس، نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین و اساسی ترین خصوصیات امت ولایت مدار را بیان می کند. با هم این مطلب را را از نظر می گذرانیم.

ولایت الهی و مظاهر آن

از نظر قرآن، ولایت به معنای سرپرستی پیوندی، مهم ترین نوع ارتباط میان انسان و خدا و انسان با انسان است. ریشه سرپرستی ولایی در پیوند استواری است که میان دو چیز وجود دارد. به عنوان نمونه پیوند همه آفریده های هستی از جمله انسان به آفریدگار، پیوند خالق و مخلوقی است که مخلوق در تمامی آنات و لحظات وجودی و بقایی خود نیازمند افاضات خالق و آفریدگار خویش است؛ به طوری که اگر دمی این افاضات قطع شود، آفریده نیست و نابود می شود؛ زیرا حقیقت آفریده ، جز مظهریت آفریدگار نیست و هر آفریده ای مظهری از مظاهر الهی است که اگر بخواهیم تمثیلی در این باره داشته باشیم، باید آفریده ها را همانند سایه یا موج بدانیم؛ به این معنا که حقیقت موج چیزی جز آب بر آمده نیست؛ به طوری که نمی توان آب بودن را از موج جدا کرد؛ تنها تفاوتی که میان دریا و موج گذاشته می شود، آن است که موج آب برآمده از همان دریا است. بنابراین، موج هم در هویت ذات و هم در ماهیت خودش چیزی جز همان آب دریا نیست. این نیاز موج به آب دریا همانند نیاز هر آفریده ای به آفریدگار خودش است. از این روست که در آموزه های قرآنی از این پیوند استوار میان آفریده های الهی و از جمله پیوند انسان ، با خدا و آفریدگارش، به فقر هویتی تعبیر شده است. خداوند درباره این پیوند استوار می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ؛ ای مردم ! شما فقیران الی الله هستند و خداوند غنی ستوده است.(فاطر، آیه ۱۵)

در جایی دیگر نیز به این نکته توجه داده و می فرماید: وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ؛ و بدانید که همانا خداوند بین مرد و قلبش حائل است(انفال، آیه ۲۴)؛ یعنی میان قلب که حقیقت و هویت هر موجودی از جمله انسان است، و ماهیت ظاهری اش، این خدا است که حایل شده است. در حقیقت همان موج چیزی جز همان آب دریا نیست.

براین اساس، ولایتی که خداوند بر هر موجودی دارد، ولایت در ساختار «فقری و حایلی» است، به طوری که بود و نبود هر موجودی بستگی به این ولایت دارد. از همین جا نیز دانسته می شود که چرا این ولایت ، اوج ارتباط و پیوند میان ظاهر و مظهر است که بازتاب آن در زبان محاوره و عوام ، ولایت محبتی است؛ در حقیقت ولایت ساختاری و هویتی در ولایت محبت به چشم توده های مردم می آید. از همین روست که برخی که تنها به ظواهر می نگرند، این ولایت را در محبت می بینند و معنا می کنند؛ در حالی که اصل و باطن آن ولایت ساختاری همانند آب برای موج است.

در فرهنگ عربی، ولایت را به رابطه و پیوندی تعریف کرده اند که میان جانوری با بچه اش است. وقتی بچه جانوری به دنیا می آید، مادر مسئولیت همه کارهای وی را به عهده می گیرد و بچه به مادر در همه امورش وابسته است. از این رو، به دم مادر چسبیده و از او جدا نمی شود و پشت سرش می آید و تکیه گاهش قرار می دهد. واژه عربی «ولی یلی ولایه» به معنای همین نوع دنبال روی فرزند از مادر و وابستگی شدید و به تمام معنا است. این نوع پیوند و وابستگی شدید چون هماره با محبت و مهر مادر و فرزندی است، برخی گمان کرده اند که واژه در اصل به معنای محبت است؛ در حالی که محبت لازم اصلی چنین سرپرستی و پیوندی است که در واژه ولایت بیان شده است. به سخن دیگر، اصل معنای ولایت همان سرپرستی مادرانه است و پیروی فرزندانه از مادر؛ و لازمه چنین سرپرستی و ولایتی محبتی است که میان دو طرف وجود دارد. بر این اساس، تنها محبت صرف و محض به کسی به معنای ولایت نخواهد بود مگر آن که همراه با سرپرستی و کفالت باشد.

در آیات قرآنی و روایی از ولایت خدا به انسان ، هم چنین از ولایت پیامبران و معصومان (ع) به عنوان اولیاء و مظاهر الهی و نیز از ولایت والدین بر فرزندان، مانند آن ها سخن به میان آمده است. برخی از این ولایت های تکوینی و برخی دیگر تشریعی هستند.

از نظر قرآن ولایت خداوندی بر خلق، ولایت تکوینی است و نسبت به انسان و جن افزون بر ولایت تکوینی ، ولایت تشریعی است و انسان و جن به سبب دارا بودن اراده و اختیار باید خود به انتخاب آزاد خویش ولایت الهی را بپذیرند و زندگی خویش را بر اساس سبک زندگی قرآنی سامان دهند. این گونه است که انسان به اختیار خویش ولایت الهی را بر ولایت طاغوتی بر می گزیند و در مسیر تعالی و رشد قرار می گیرد.

خداوند جلوه های ولایت تشریعی خویش را در ولایت پیامبران و امامان معصوم(ع) دانسته واز امت اسلام خواسته تا به این ولایت تن در دهند و نسبت به چنین ولایتی ایمان و نسبت به ولایت غیر کافر شوند.(بقره، آیه ۲۵۶) هر گونه تولی نسبت به کافر از جمله ولایت سرپرستی و محبت و دوستی روا نیست، بلکه باید نسبت به آنان تبری جست.

از نظر قرآن همان رابطه و پیوند مستحکم میان انسان و خدا باید در رابطه میان برادران مسلمان نیز وجود داشته باشد. از این روست که در آیات قرآنی از ولایت متقابل میان مومنان سخن به میان آمده است. البته این رابطه میان امت و ولی امر مسلمانان باید مستحکم تر و قوی تر از رابطه میان مسلمان باشد؛ زیرا ولی امر مسئولیت هدایت و رهبری امت را به عهده دارد و امت باید کاملا مطیع ولی امری باشند که بر اساس آیه ۵۹ سوره نساء از عصمت برخوردار است.

بنابراین، هر گونه فاصله میان اولیای امور و امت باید حذف شود و امت به دنبال ولی امر چنان بروند که بچه ای دنبال مادرش می رود، بی آن که فاصله ای در میان آنان باشد. پس هر گونه فاصله جسمی و روحی و روانی باید حذف شود و مردم از نظر فکر و رفتار باید تابع ولی امری باشند که خود از مظاهر ولایت الهی و اولیای خداوندی است. این مطلب به سادگی از نفس واژه اولیاء به دست می آید؛ زیرا چنان که گفته شد، اولیاء برگرفته از مادّه وَلى به معناى قرار گرفتن دو چیز در کنار یکدیگر است که هیچ‌گونه فاصله‌اى بین آن‌ها نباشد.(مفردات الفاط قرآن کریم، ذیل واژه ولی)

با توجه به فقدان هر گونه فاصله میان دو سویه ولایت باید گفت که همه انواع قرابت دینى، اعتقادى، دوستى و‌ محبت و مانند آن در میان دو سویه برقرار است. از همین روست که امت طابق النعل بالنعل گام در گام ولی الله و ولی امر می گذارد تا این گونه تولی خویش را نشان دهد؛ پس هیچ گونه حجاب و حایلی میان آنان نخواهد بود؛ چنان که میان خلق و خالق نیست.

به سخن دیگر، همان طوری که اولیاى الهى کسانى‌ هستند که میان آنان و خداوند حجابى نیست، هم چنین میان امت ولایت مدار و امام ولی امر این گونه رابطه و پیوند مستقیمی است.

از آن جایی که مؤمن را از آن جهت ولىّ خداوند گویند که مطیع اوامر و نواهى او و بهره‌مند از تمامى برکات معنوى، همانند هدایت و توفیق و تأیید الهى و بهشت رضوان است.( المیزان، ج‌۱۰، ص‌۸۸ و ۸۹‌.) هم چنین رابطه میان امت و ولی امر الهی این گونه است و آنان مطیع محض ولی الله بوده و از همه برکات مادی و معنوی این پیوند و ولایت سود می برند.

ویژگی های امت ولایت مدار

با نگاهی به آن چه گفته شد، می توان به آسانی شاخص های ولایت مداری امت را در قالب اولیای الهی ترسیم کرد و به دست آورد. از جمله مهم ترین ویژگی ها و شاخص های امت ولایت مدار بر اساس واژه شناسی اولیاء الله و ولی الله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اطاعت محض: از مهم ترین ویژگی های امت ولایت مدار، اطاعت محض از ولی امر و اولیای خاص خداوند از رهبران الهی است. از آن جایی که در مرتبه نخست اطاعت خدا در اطاعت پیامبر(ص) تجلی و ظهور می یابد(آل عمران، آیات ۳۱ و ۳۲ و آیات دیگر) در مرتبه دوم در اطاعت از اولی الامر و امامان معصوم(ع) بروز می کند(نساء، آیه ۵۹) و در مرتبه سوم در کارگزارانی که آنان مستقیم یا به شرایط عام نصب می کنند مانند ولایت عالمان اسلامی و فقیهان به مفهوم کلامی نه فقهی آن؛ یعنی عالمان اسلامی که در علوم اسلامی از جمله احکام فقیه و ژرف نگر هستند و شرایط عمومی چون مخالفت با هواهای نفس و متابعت از شریعت و مانند آن را دارا هستند.
  2. اتباع محض: همان طوری که امت ولایت مدار ، از اقوال و فرمان های رهبران در نظام سیاسی ولایی اطاعت می کنند، هم چنین آنان را اسوه حسنه دانسته و گام در گام ایشان می نهند و از ایشان جدا نشده و فاصله نمی گیرند و پیش و پس نمی افتند. پس نه خود را در عرض آنان می دانند، و نه از آنان پیش می افتند و نه از آنان چنان عقب می افتند که نتوانند اتباع کنند، بلکه بی فاصله پشت سر ایشان حرکت کرده و گام در گام ایشان می گذارند.
  3. ایمان: ایمان ایشان فراتر از اسلام گام به گام افزایش و تشدید می یابد و سه مرتبه اصلی ایمان در توحید ذات و توحید در صفات و توحید در فعل را با عقل و قلب درک کرده و جزم خویش را با عزم می آمیزند و عقل علمی را با عقل عملی با هم دارا می شوند. از این روست که در آرامشی خاص بر خاسته از علم الیقین یا عین الیقین یا حق الیقین از سه مرتبه ایمان و تقوا قرار دارند.(یونس، آیه ۶۲ و ۶۳)
  4. تقوای الهی: امت ولایت مدار اهل تقوای الهی است . بنابراین هر سه مرتبه از مراتب تقوا را اندک اندک کسب کرده و بر مدار تقوای عام و خاص و اخص حرکت می کنند. تقوای الهی آنان شامل تقوای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و مانند آن نیز است. بنابراین، آرامش ایشان بدون هیچ خوف نسبت به آینده و حزنی نسبت به گذشته همراه است و در نوع توحید محض غرق هستند که نمی تواند چیزی آرامش الهی ایشان را سلب کند و ایشان را به اضطراب اندازد.(یونس، آیات ۶۲ و ۶۳) بر پایه چنین ایمان و تقوایی است که از استکبار نمی هراسند و علیه مستکبران وظالمان صف می بندند و با رهبری امت آگاه و بصیر علیه مستکبران وارد کارزار می شوند تا حقوق مظلومان جهان را از مستکبران و ظالمان بازستانند.(نساء، آیه ۷۵ و آیات دیگر)
  5. بشارت الهی: اولیای الهی و امت ولایت مدار، با ایمان و تقوایی خویش از همه مواهب الهی برخوردار هستند و خداوند ایشان را به سعادت دو سرا بشارت می دهد.(یونس، آیات ۶۲ تا ۶۴)
  6. رستگاری: امت ولایت مدار به سبب اطاعت از خدا و رهبران نظام ولایی رستگاری دنیا و آخرت را برای خود به ارمغان می آورند.(همان)
  7. شجاع و نترس: از نظر قرآن امت ولایت مدار انسان های شجاع ونترس هستند و باکی از مرگ و جنگ ندارند؛ زیرا اگر در دنیا پیروز شدند چه خوب و اگر شکست خورده و شهید شدند به بهشت می روند و هماره از یکی از دو نیکی برخوردار خواهند بود؛ از نظر قرآن برخی مدعی ولایت مداری هستند ولی هرگز مطیع نبوده و ترسو هستند و از جنگ و مرگ گریزان.(انفال، آیه ۳۴؛ جمعه، آیه ۶)
  8. تبری از طاغوت: امت ولایت مدار از ولایت طاغوت تبری می جویند و حاضر نیستند تا هیچ گونه ارتباطی با طاغوت و ولایت ایشان داشته باشند. از این روست که از ولایت دوستی و محبت نیز دوری می کنند و نه تنها با آنان دوستی نمی ورزند و محبتی ندارند، بلکه ایشان را دشمن می دارند و کفر خویش را به اشکال مختلف نسبت به طاغوت به نمایش می گذارند؛ زیرا اصل تولی و تبری از اصول بنیادینی است که هر مسلمانی بدان پای بند هستند چه رسد امت ولایت مدار. (بقره، آیه ۲۵۶)
  9. عزت مداری: امت ولایت مداری دنبال قدرتی است که عزتمدار و عزت محور است. این عزت مداری برای مومنان در دنیا و آخرت است و اختصاص به یکی از دو جهان ندارد. از این روست که در قرآن، از فقدان هر گونه سلطه طاغوت و دشمنان از جامعه اسلامی سخن به میان آمده است (نساء، آیه ۱۴۱) و حتی خداوند خواسته تا دشمنان تحت سلطه مومنان و جامعه ولایی باشند و با حقارت و صاغرت در جامعه زیست کنند.(توبه، آیه ۲۹) البته در بهشت نیز امت ولایت مدار و اولیای الهی از عزت برخوردار خواهند بود و از هر گونه ذلت و خواری دور.(واقعه، آیات ۱ و ۳) در روایتى از امام‌سجّاد(علیه السلام) کلمه «رافعه» در آیه به معناى صعود اولیاءالله به بهشت معنا شده است.(تفسیر نورالثقلین، ذیل‌آیه) این صعود همراه با عزت است برخلاف دشمنان که با خواری وارد دوزخ خواهند شد.