ویژگی های اقامه کنندگان نماز

توفیق

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نماز برترین نیایش و بندگی در برابر خدا است؛ زیرا نماز دارای شرایط، ارکان و اجزایی است که هر یک از آن ها خود به تنهایی تامین کننده بخشی از فضایل انسانی است. بنابراین، نباید نماز را تنها عبادتی محض در برابر خدا و نوعی شکرگزاری نسبت به خدا و نعمت های آن دانست، بلکه فلسفه اصلی نماز، کسب فضایل انسانی است؛ زیرا انسان با بندگی به تقوایی می رسد که شاخص کرامت اکتسابی است.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیه ۲۱؛ حجرات، آیه ۱۳) کسب تقوای الهی در چارچوب بندگی و شرایط بیان شده در هدایت تشریعی اسلام، انسان را به فضایل برتری می رساند که از هیچ راه و روشی دیگر دست یافتنی نیست. در این میان نماز برترین و بهترین ابزار و وسیله ای است که انسان را به تقوای الهی تامین کننده فضایل برتر می رساند. بنابراین نمی توان نماز حقیقی را جز با درک شرایط، ارکان و اجزاء آن به دست آورد. بنابراین، اگر نمازگزاری به این فضایل برتر انسانی دست نیافت، به این معنا است که در اقامه نماز درچارچوب شرایط، ارکان و اجزاء کوتاهی کرده و نماز حقیقی را به جا نیاورده است.

صفات نمازگزار واقعی و نماز حقیقی

از نظر قرآن، هر چیزی دارای آثاری است که انسان به هدف تامین و کسب آن اقدام به انجام آن می کند. اگر هدف مثبت و سازنده ای در کاری نباشد، انسان به انجام آن اقدام نمی کند؛ بنابراین، هماره علت غایی یعنی هدف، اولین چیزی است که انسان تصور کرده و پس از تصدیق رابطه علیّ و معلولی میان آن دو، به علل دیگر فاعلی، مادی و صوری توجه می کند. پس اگر در خارج، علت غایی در آخر قرار می گیرد؛ زیرا تا علت حادث نشود، معلول حادث نمی شود، اما در تصور و تصدیق، در اول قرار می گیرد؛ زیرا این معلول است که انسان را به سمت علت می کشاند تا آن را تحقق بخشد. بر این اساس است که قرآن هماره پس از بیان احکام به آثار ارزشی آن اشاره می کند؛ زیرا هر کاری به سبب وجود مصالح و مفاسدی در قالب یکی از احکام پنج گانه مورد امر و نهی قرار می گیرد و احکام وجوب و استحباب یا حرمت و کراهت یا حتی مباح از سوی خدا صادر می شود.

نماز نیز به عنوان یک فعل واجب و گاه مستحب مورد امر قرار گرفته است؛ زیرا از نظر قرآن، اقامه نماز دارای آثار و برکات و مصالح بسیاری است که نمی توان از انجام آن چشم پوشید و آن را انجام نداد. خدا در قرآن، بیان می کند که هدف از تکلیف نماز بر بندگان در راستای تامین مصالحی است که بندگان می رسد. از جمله مهم ترین آن ها می توان به بهره مندی انسان از فضایلی است که در یک کلمه تقوای الهی به آن اشاره می شود. خدا به رسول الله (ص) فرمان می دهد و ضمن فرمان به تبیین آثار و برکات یعنی همان علت غایی نماز می پردازد و می فرماید: وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاَهِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا لاَ نَسْأَلُکَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُکَ وَالْعَاقِبَهُ لِلتَّقْوَى، اهل و خانواده خویش را به نماز فرمان ده و بر نماز صبر بسیار کن! ما از تو رزقی را سوال نمی کنیم، بلکه ما به تو رزق می دهیم و عاقبت برای اهل تقوا است.(طه ، آیه ۱۳۲) مفاد جمله «لا نسألک رزقا» ممکن است این باشد که ما با فرمان نماز، نمى‌خواهیم از تو رزقى را طلب کنیم و نیاز خود را برآورده سازیم، بلکه مى‌خواهیم خود تو بهره‌مند شوى. این رزق اعم از رزق مادی و معنوی، دنیوی و اخروی است. مهم ترین اصل در انجام و اقامه نماز، بهره مندی از تقوایی است که عاقبت نیک را برای اهل آن به ارمغان می آورد.

البته خدا در این آیه به نکته توجه داده است که نمازگزاری نیازمند صبوری بسیار است؛ زیرا بر اساس قاعده «زیاده المبانی تدل علی زیاده المعانی» آوردن صیغه افتعال برای صبر برای آن است که در انجام و اقامه نماز، صبر عادی و معمولی کفایت نمی کند، بلکه باید بسیار صبور بود؛ البته این وضعیت وقتی سخت تر خواهد شد که دیگران را به این فریضه و انجام آن در قالب امر به معروف، امر کنید؛ زیرا تشویق دیگران به انجام یک واجب سخت تر و دشوارتر است؛ زیرا انسان ممکن است بتواند نفس خویش را به مقام خشوع برساند تا نماز به جا آورد، اما وادار کردن دیگران به نماز یعنی قرار دادن در حالت خشوع بسیار سخت تر و دشوارتر است.

از نظر قرآن نماز را تنها کسانی اقامه می کنند، که اهل خشوع باشند. خدا می فرماید: وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَیْهِ رَاجِعُونَ؛ از شکیبایى و نماز یارى جویید و به راستى این کار گران و سخت است مگر بر فروتنان و خاشعین یعنی همان کسانى که گمان ظنی دارند که با پروردگار خود دیدار خواهند کرد و به سوى او باز خواهند گشت. (بقره، آیات ۴۵ و۴۶)

در این آیات بیان شده که انسان برای دست یابی به اهداف خویش می تواند از دو چیز بهره گیرد: ۱. صبر ؛ ۲. نماز. در حقیقت این ها دو اسباب استعانت جویی انسان و بهره مندی از معاونت الهی در کارها است. البته در روایات در ذیل همین آیه در کتب تفسیر روایی، صبر به روزه تفسیر شده است؛ که البته از باب جری و مصداق است؛ یعنی یکی از مصادیق مهم و اساسی صبر، روزه گرفتن است؛ زیرا در روزه انسان از مباحات نیز در می گذرد و آنها را ترک می کند تا در شرایط سختی بتواند خود را نسبت به وسوسه های نفسانی از جمله شهوت غذایی و جنسی و مانند آن ها حفظ کند. اما با توجه داشت که صبر فقط مختص به روزه نیست، بلکه صبر در اطاعت و معصیت و مصیبت سه گانه ای است که انسان را می سازد. این که انسان به تکالیف الهی با همه سختی عمل کند و واجبات و محرمات را ترک کند و اجازه ندهد تا هواهای نفسانی او را به انجام حتی مباحات سوق دهد چه رسد مکروهات یا محرمات، نشان دهنده استقامت و پایداری و شکیبایی انسان در برابر خواسته های نفسانی است. از این روست که خدا در قرآن پیامبر(ص) را به صبر فرمان می دهد تا همانند دیگر پیامبران اولو العزم صبوری کند: فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ (احقاف، آیه ۳۵) و در آیات دیگر ، اهل بهشت را از صابرین به ویژه در مصیبت های گوناگون دانسته است.(بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷)

هم چنین با دقت در آیات ۴۵ و ۴۶ سوره بقره دو ویژگی برای شخص نمازگزار بیان شده است که بسیار مهم و اساسی است: ۱. خشوع ؛ ۲. ظن به ملاقات الهی.

در حقیقت از نظر قرآن، کسانی به تکلیف سنگین نماز و اقامه آن می پردازند که در برابر خدا خشوع و فروتن هستند و این حالت نفسانی در آنان وجود دارد و از هر گونه تکبر و استکباری به دور هستند؛ زیرا کسانی که اهل تکبر و استکبار هستند، اهل عبادت(اعراف، آیه ۲۰۶؛ سجده، آیات ۱۵ و ۱۶؛ انبیاء، آیه ۱۹؛ غافر، آیه ۶۰) و اهل خشوع نیستند؛ چنان که ابلیس و اولیای او این گونه هستند.(بقره، آیه ۳۴؛ ص، آیات ۷۴ و ۷۵)

دیگر ویژگی اقامه کنندگان تکلیف سخت و سنگین نماز، فلسفه ای است که آنان نسبت به هستی دارند؛ در حقیقت فلسفه آنان نسبت به زندگی و هستی موجب می شود تا سبک زندگی آنان متفاوت شود. از نظر قرآن، نیازی نیست که انسان به علم قطعی و یقین حتمی نسبت به قیامت و ملاقات خدا برسد، بلکه همین که احتمال و گمانه قوی داشته باشد که قیامت و ملاقاتی است، به طور طبیعی اهل خشوع در برابر خدا شده و از استکبار دست بر می دارد و به نمازی می پردازد که بیانگر خشوع قلب انسان در برابر خدا و حفظ از جلال و غضب الهی است.

بنابراین با نگاهی به همین آیات به سادگی به دست می آید که نمازگزار حقیقی دارای فلسفه خاص نسبت به هستی و زندگی است، و بر اساس همان سبک زندگی خویش را سامان می دهد. او بر خود فرض می کند تا در اوقات پنج گانه در طول شبانه روز در برابر خدا قرار گیرد و به اقامه نماز در حالت خشوع بپردازد. این موجب نوعی سامان دهی و نظم دقیق در زندگی می شود؛ زیرا اوقات نماز، زمان های خاصی است که باید در همان زمان اقامه نماز انجام شود، بنابراین، نمی تواند بی نظم و بی دقت به در امور زندگی باشد. این گونه است که هماره به آسمان می نگرد تا زمان را به دست آورد و دیگر مثل گذشته سرگرم زمین و زمینی ها نمی شود.

چنان که گفته شد در قرآن، صفات و ویژگی هایی برای نمازگزار حقیقی بیان شده است. برخی از مهم ترین ویژگی ها و صفات یک نماز گزار واقعی عبارتند از:

  1. طهارت ظاهری و طهارت قلبی: از مهم ترین ویژگی نمازگزار آن است که برخوردار از طهارت ظاهری و طهارت قلبی باشد. طهارت ظاهری در شامل طهارت در لباس و تن و جای نمازگزار و مانند آن ها از مهم ترین صفات است که ناظر به بهداشت ظاهری است.(نساء، آیه ۴۳؛ مائده، آیه ۶) البته چنان که گفته شد، طهارت ظاهری به تنهایی کفایت نمی کند، بلکه شخص نمازگزار باید دارای طهارت قلبی نیز باشد. از جمله این طهارت قلبی، می توان به طهارت قلب از هر گونه تکبر و استکبار اشاره کرد؛ زیرا خشوع قلب و خضوع قلبی نیاز اصلی نمازگزار است.(بقره، آیات ۴۵ و ۴۶) این گونه است که نمازگزار واقعی و حقیقی، از جنابت و حدث اکبر و اصغر خویش را پاک می کند و هیچ گونه نجاست و ناپاکی در ظاهر و باطن او نخواهد بود. (نساء، آیه ۴۳؛ مائده، آیه ۶)
  2. حضور قلب: نمازگزار باید خود را در برابر خدا ببیند و حالت خشوع به او دست دهد. (همان) وقتی شخص خود را برابر خدا می بیند حتی اگر خودش خدا را نبیند، ولی می داند که خدا او را می بیند: أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى(علق، آیه ۱۴) به طور طبیعی، دچار خشیت علمی می شود و در برابر عظمت الهی به رکوع و سجده واقعی می رود و همه اذکار و اوراد را چنان بیان می کند که برخاسته از دل است. این گونه است که دیگر اذکار و اوراد نماز لقلقه زبان نخواهد بود، بلکه برخاسته از جان نمازگزار خواهد بود.(نساء، آیه ۴۳) چنین شخصی در نماز به خواب و چرت نمی رود ، بلکه عظمت الهی او را هوشیار و بیدار نگه می دارد و از مستی و سستی بیرون می آید.(همان؛ الکافى، ج ۳، ص ۳۷۱، ح ۱۵)
  3. عقلانیت : نماز گزاری واقعی از عقلانیت برخوردار است و هیچ عاملی که مانع از عقلانیت و بهره مندی از عقل باشد در او نیست. این گونه است که تعبدی از سر عقلانیت و هوشیاری و بیداری انجام می دهد و هرگز در شرایطی چون مستی و بیهوشی و دیوانگی به نماز نمی ایستد.(نساء، آیه ۴۳) باید توجه داشت که «سُکر» حالتى است که بر عقل آدمى عارض مى‌شود. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۱۶، «سکر»)
  4. وقت شناسی و نظم در کارها: از دیگر ویژگی های نمازگزار وقت شناسی و نظم در کارها است؛ زیرا هماره در این اندیشه است تا در وقت خاص به نماز اقدام کند. به طور طبیعی این وقت شناسی در کارها دیگر نیز خودنمایی و بروز می کند و انسان را به نظم در امور و کارها سوق می دهد.(بقره، آیه ۲۳۸) نساء، آیه ۱۰۳؛ اسراء، آیه ۷۸؛ هود، آیه ۱۱۴؛ طه، آیه ۱۳۰؛ ق، آیات ۳۹ و ۴۰) محافظت بر نماز و اوقات آن موجب می شود تا انسان نمازگزار در همان کارها اهل وقت شناسی باشد.
  5. آخرت طلبی: از مهم ترین صفات نمازگزار واقعی، آخرت طلبی است. نمازگزار هماره به فکر آخرت است و به ملاقات الهی می اندیشد(بقره، آیات ۴۵ و ۴۶) و کم تر توجه به دنیا دارد؛ زیرا در ترازوی نمازگزار شاخص به سمت آخرت گرایش دارد و نمازگزار آخرت را بر دنیا مقدم داشته و به ایثارگری نسبت به دنیا می پردازد و آن را به آخرت می بخشد(اعلی، آیات ۱۵ تا ۱۷)؛ زیرا جمله «بل تؤثرون» اضراب و اعراض از ماقبل است و دلالت مى‌کند که اگر آنان دنیا را بر آخرت مقدم نمى‌داشتند آنچه موجب فلاح آنان مى‌شد، انجام مى‌دادند. (روح المعانى، ج ۱۶، جزء ۳۰، ص ۱۹۷) به سخن دیگر، اهل دوزخ دنیا را بر آخرت ترجیح دادند؛ اما اهل نماز آخرتی را که باقی و برقرار است بر دنیا مقدم داشته اند. البته آخرت طلبی آنان به معنای زهد منفی نیست، بلکه آنان از طیبات و حسنات دنیا برای آخرت خویش بهره می برند و دنیا و آخرت را چنان پیوند زده اند که حسنات و طیبات آن زمینه ساز بهره مندی آنان از آخرت باشد.(بقره، آیات ۱۷۲ و ۲۰۰ و ۲۰۱؛ مومنون، آیه ۵۱)
  6. تامین امنیت: نمازگزار بر آن است تا امنیت را در همه ابعاد تامین کند. به سخن دیگر، اهل ایمان چون دنبال امن و امنیت هستند، اهل ایمان هستند. بنابراین، همان طوری که در اندیشه امنیت آخرت و رهایی از دوزخ هستند، هم چنین دنبال امنیت در دنیا بوده و شرایط را به گونه ای سامان می دهند که امنیت خود و دیگران تامین باشد.(بقره، آیات ۲۳۸ و ۲۳۹؛ حج، آیات ۴۰ و ۴۱؛ نور، آیات ۵۵ و ۵۶)
  7. ترس از قیامت: نمازگزار واقعی از حساب و کتاب روز قیامت می ترسد و بر آن است به گونه ای عمل کند که رضایت خدا در آن باشد.(نور، آیه ۳۷)
  8. تسلیم در برابر خدا: نماز گزار کسی است که در برابر امر و نهی خدا تسلیم است و آن چه را در قالب احکام بیان کرده انجام می دهد؛ زیرا از خدا و روز قیامت هراسان و ترسان است.(همان؛ انعام، آیات ۷۱ و ۷۲)
  9. نظارت الهی: باور و توجّه آدمى به آگاهى و نظارت خدا بر اعمال از دیگر صفات و ویژگی های نمازگزار واقعی است. بنابراین، کاری را انجام نمی دهد که موجب خشم الهی باشد(بقره، آیه ۱۱۰)؛ زیرا می داند هر چه می کند در پیشگاه خدا و روزی به خودش نیز عرضه می شود و همان آخرت او را شکل می دهد.(همان)
  10. عاقل و خردمند: انسان نمازگزار انسانی عاقل و خردمند است و در هر کاری از جمله نماز از عقل و خرد خویش سود می برد.(مائده، آیه ۵۸؛ نساء، آیه ۴۳)
  11. حکومت و قدرت سیاسی: اقامه نماز نیازمند حکومت و قدرت سیاسی است. بنابراین، نمازگزار واقعی کسی است که برای حکومت و حاکمیت اسلام و مومنان تلاش می کند تا بتواند اقامه نماز در چارچوب اصول و اهداف آن داشته باشد.(حج، آیات ۴۰ و ۴۱)
  12. گمان به لقای الهی: چنان که گفته شد ، گمان به لقای الهی خود عامل مهم در خشوع و نمازگزاری و انجام تکالیف سخت و سنگین از جمله نماز است.(بقره، آیات ۴۵ و ۴۶) باید توجه داشت که با کارگیری «یظنون» گمان دارند در مسئله رجوع به خداوند – که هر مسلمانى باید اعتقاد جزمى به آن داشته باشد – اشاره با این دارد که: حتى گمان به قیامت و رجوع به خداوند نیز در اقامه نماز تأثیر بسزایى دارد. (المیزان، ج ۱، ص ۱۵۳)
  13. محبت: از نظر قرآن، نمازگزار واقعی اهل محبت به دیگران است؛ بنابراین، این محبت در دعوت دیگران به نماز بیش تر خودش را نمایش می گذارد؛ زیرا اصولا از نظر قرآن، امر به معروف و نهی از منکر از مقام ولایت است که سرپرستی بر اساس محبت است. پس همان طوری که دعوت دیگران نیاز به بسیار صبوری دارد، هم چنین نیازمند ولایت محبتی است؛ چنان که لقمان با محبت فرزند را به نماز فرامی خواند(لقمان، آیات ۱۳ و ۱۷)؛ زیرا مصغَّر آوردن «بُنىَّ» براى بیان مهرورزى و شفقت است.
  14. موعظه و نصحیت: نمازگزار واقعی اهل موعظه کلی و نصحیت جزیی است. بنابراین، هماره از سر خیرخواهی دیگران را به کارهای خیر از جمله نماز فرا می خواند.(لقمان، آیات ۱۳ و ۱۷)
  15. برادر ایمانی: رابطه اهل نماز با یک دیگر، رابطه برادری و اخوت ایمانی است. بنابراین با چنین منظری با یک دیگر تعامل خواهند داشت.(توبه، آیات ۷ و ۱۱)
  16. نیکی به دیگران: نمازگزار واقعی اهل احسان و نیکی و برّ به دیگران است. از همین روست که جزو ابرار و محسنان قرار می گیرد.(بقره، آیه ۱۷۷؛ هود، آیات ۱۱۴ و ۱۱۵؛ لقمان، آیات ۳ و ۴)
  17. اهل صداقت: راستی از صفات فطری انسانی است. اما اهل نماز در صداقت و راستی چنان هستند که همه وجود ایشان به چنین صفتی فریاد می زند.( بقره، آیه ۱۷۷)
  18. مصلح: نمازگزار واقعی نه تنها اهل فساد و افساد نیست، بلکه فراتر از صالح بودن، مصلح نیز است و تلاش می کند تا فساد را از اجتماع بردارد و امور را اصلاح کند.(اعراف، آیه ۱۷۰)
  19. اهل استقامت: نمازگزار حقیقی اهل استقامت است و پایدار بر اصول گام برمی دارد و از آن کوتاه نمی آید و در راه صراط مستقیم اسلام زندگی خویش را سامان می دهد.(هود، آیات ۱۱۲ و ۱۱۴)
  20. قوام دین و اجتماع: از دیگر صفات نماز گزار واقعی این است که دنبال استوارسازی دین و ساماندهی به امور اجتماعی در چارچوب اسلام است(بینه، آیات ۴ و ۵)؛ زیرا مقصود از «دین القیّمه» احکام و دستوراتى است که حافظ مصالح جامعه است. (المیزان، ج ۲۰، ص ۳۳۹ ـ ۳۴۰)
  21. اسوه : از دیگر صفات نمازگزار واقعی آن است که اسوه و سرمشق کارهای نیک و صالح برای دیگران است و مردم از او سرمشق می گیرند.(حج، آیه ۷۸) البته این برداشت بنابراین احتمال است که مراد از «شهدا» گواهان بر اعمال باشد. (المیزان، ج ۱۴، ص ۴۱۲)
  22. انفاق : از دیگر صفات نمازگزار واقعی آن است که اهل انفاق مالی به دیگران است. پس هر آن چه را خدا روزی او می کند به دیگران نیز می بخشد.(بقره، آیه ۳؛ انفال، آیه ۳؛ رعد، آیه ۲۲؛ معارج، آیات ۲۱ و ۲۲)
  23. تبلیغ خوبی ها: اهل نماز مبلغ خوبی ها و نیکی ها است و دیگران را نیز به انجام آن تشویق و ترغیب می کند. به سخن دیگر، هر چه را معروف و پسندیده است می شناسد و خود انجام می دهد و دیگران را نیز به آن دعوت می کند.(علق، آیات ۱۰ تا ۱۲)
  24. تحمل گر سختی ها: از دیگر صفات نمازگزار آن است که آستانه تحمل وی بالا بوده و سختی ها را تحمل می کند.(بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳؛ طه، آیه ۱۳۲)
  25. ترغیب به تقوا: هم چنین نمازگزار واقعی خود اهل تقوا بوده و دیگران را نیز بدان دعوت می کند.(علق، آیات۱۰ تا ۱۲)
  26. خشیت قلبی: نمازگزار واقعی جز از خدا نمی ترسد و تنها از خدا خشیت عالمانه دارد.(انفال، آیات ۲ و ۳)
  27. رضایت الهی: نمازگزار باید دنبال رضایت الهی و رضوان الله باشد که برترین چیز در هستی است.(توبه، آیات ۷۱ و ۷۲)
  28. ترک بخل: از نظر قرآن، نمازگزار واقعی اهل انفاق بوده و از هر گونه بخل و خساست در امان است.(معارج، آیات ۲۳ تا ۲۵)
  29. رهاشده از حرص: طمع به معنای درخواست چیزی است که مستحق آن نیست، در حالی حرص زیادت بر استحقاق است. از نظر قرآن نمازگزار واقعی اهل حرص نیست.(معارج، آیات ۱۹ تا ۲۲)
  30. دنیا گریزی: نماز گزار واقعی آخرت گرا و دنیاگریز است. به سخن دیگر، اقامه نماز و مداومت بر آن، مانع تمایلات دنیا طلبانه و چشم دوختن به دنیاى دیگران خواهد شد. پس نمازگزار واقعی باید چنین نشانه ای در زندگی و رفتارش مشاهده شود.(طه، آیات ۱۳۱ و ۱۳۲) فرمان به اقامه پى گیر نماز، پس از نهى از چشم دوختن به داراییهاى دیگران، مفید نکته مزبور است.
  31. اجتناب شقاوت: انسان نمازگزار انسانی رووف و مهربان است و از هر گونه شقاوت و سنگدلی در امان.(اعلی، آیات ۱۱ تا ۱۵؛ مریم، آیات ۳۱ تا ۳۲)
  32. رها از شهوت: نمازگزار از هر گونه شهوت و سلطه آن رها شده و مدیریت نفس را به عقل و قلب الهی سپرده است.(مریم، آیه ۵۹) پس نماز گزار باید مهار شهوت را در دست داشته باشد؛ نه آن که شهوت او را به هر سو بکشاند.
  33. اجتناب از قسم دروغ: نمازگزار واقعی از دروغ اجتناب می کند و اهل صداقت است، به طور طبیعی نیز از قسم دروغ نیز اجتناب می کند.(مائده، آیه ۱۰۶)
  34. اجتناب از گناه: نمازگزار واقعی از هر گونه گناه بزرگ و کوچک و مخالفت با قوانین و احکام شریعت اجتناب می کند.(مائده، آیه ۱۰۶؛ هود، ایه ۱۱۴؛ عنکبوت، آیه ۴۵)
  35. اجتناب از کتمان شهادت: نمازگزار واقعی چیزی را دیده شهادت می دهد و حقیقت را کتمان نمی کند.(مائده، آیه ۱۰۶)
  36. مدارا: از دیگر صفات برجسته نمازگزار واقعی آن است که اهل مدارا با مردم است.(بقره، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰)
  37. موعظه پذیر: همان طوری که نمازگزار دیگران را موعظه می کند خود نیز اهل موعظه است.(اعلی، آیات ۹ تا ۱۵)
  38. اهل ولایت: نمازگزار واقعی اهل ولایت است و همین امر موجب می شود تا شایسته ولایت الهی بر دیگران نیز شود.(مائده، آیه ۵۵)