ولایت در نظام سیاسی ولایی

ولایت به معنای سرپرستی ملازم محبت آمیز و نصرت آمیز است(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۸۸۵؛ التبیان ، ج ۷، ص ۴۹؛ ذیل آیه ۴۴ سوره کهف)، نه به معنای نصرت یا محبت یا مودت؛ زیرا قرآن، بارها کلمه نصرت را با ولایت آورده که خود دلالت بر فرق معنایی دو واژه دارد. البته از آن جایی که مقوم معنای ولایت، اموری است که شامل ملازمت، کفالت، محبت و مودت و نصرت است؛ برخی گمان برده اند که هر یک از این ها معانی این واژه هستند. اگر بخواهیم درک درستی از واژه داشته باشیم باید بدانیم، عرب این واژه را برای ولایت مادری به کار می برد و فرزندش را پس از به دنیا آمدن، هماره با خود داشته و با بوسیدن و لیسیدن و شیردادن و آغوش کشیدن و دفاع کردن از وی، همه نوع حمایت ها را از فرزند خود داشته است؛ وقتی حیوانی فرزندی می زاید، این فرزند تحت ولایت مادر قرار می گیرد؛ زیرا در آن هنگام توان هیچ گونه کاری ندارد؛ اما وقتی بتواند نیمی از کارهایش را انجام دهد، واژه نصرت به کار می رود؛ زیرا ناصر کمک می کند تا کودک بتواند کارهایش به درستی و تمامیت و کمال انجام دهد. فرق میان ولایت و نصرت همانند فرق میان مسکین و فقیر است؛ زیرا مسکین کسی است که از حرکت افتاده و سکونت یافته است؛ اما فقیر آن است که فاقد ستون فقراتی است که او را سرپا نگه دارد، بنابراین همانند تاک و رز انگور نیازمند داربست است تا بتواند سرپا بیایستد؛ پس مسکین اصلا نمی تواند از عهده مخارج خود بر آید، اما فقیر می تواند ولی نیازمند نصرتی است که با کمک های اندک مالی او را سرپا نگه دارد. پس مسکین نیازمند ولایت است؛ و فقیر نیازمند نصرت.

از نظر قرآن، خداوند ولیّ است که نیازمند ولیّ نیست و منزه از آن است.(اسراء، آیه ۱۱۱) هم چنین نیازمند خدا بر همه هستی و آفریده ها است؛ چنان که ولایت مطلق فقط از آن خداوند است؛ و کسی دیگر نسبت به آفریده ها از جمله انسان هیچ حق ولایتی ندارد(شوری، آیه ۹) و ولایت دیگری، باطل و ولایت طاغوت است؛ مگر آن مظهری از مظاهر ولایت الهی باشد که از باطل به حق تبدیل می شود.(همان؛ انعام، آیه ۱۴) از همین روست که خداوند ولایت الهی پیامبر(ص) را در طول ولایت خود دانسته است و مظهریت آن را مورد تاکید قرار داده است.(آل عمران، آیات ۳۲ و ۱۳۲؛ نساء، آیه ۵۹؛ مائده، آیات ۵۵ و ۵۶ و آیات دیگر) این ولایت، ولایتی ثابت و نوشته در کتاب الله است.(احزاب، آیه ۶)

این در حالی است که ولایت ابلیس و شیاطین ، ولایت طاغوتی و امری زشت و ظالمانه و موجب گمراهی است.(کهف، آیات ۵۰ و ۵۱؛ حجر، آیات ۳۲ و ۴۲؛ سباء، آیات ۲۰ و ۲۱) هم چنین ولایت اهل کتاب بر مسلمانان از نوع ولایت طاغوتی و منافی با اسلام و ایمان است(مائده، آیات ۵۷ و ۷۷ و ۸۰ و ۸۱)؛ چنان که ترک ولایت الهی و پذیرش ولایت غیر مظاهر هم چون ولایت شیطان ، زیانی آشکار(نساء، آیه ۱۱۹) و خروج از ولایت الهی و بهره مندی از آن خواهد بود.(آل عمران، آیات ۱۴۹ و ۱۵۰ و آیات دیگر)

ولایت تکوینی و ولایت تشریعی

از نظر قرآن مظاهر الهی ممکن است دارای نوع ولایت باشند: ۱. ولایت تکوینی؛ ۲. ولایت تشریعی. مراد از ولایت تکوینی، ولایتی است که به سبب دانایی و توانایی خاص الهی شخصی دارا می شود. ولایت تکوینی، ولایت در تصرفات در جهان مادی است. ولایت تکوینی می تواند شامل ولایت والدین و ولایت اولیای الهی بر جهان باشد. تصرفات عالم دربار حضرت سلیمان در جا به جایی تخت ملکه سبا از جمله ولایت تکوینی است.(نمل، آیه ۴۰)

مراد از ولایت تشریعی، ولایتی است که در مقام تشریع به شخص یا گروهی داده می شود، مانند ولایت قانونگذاری که به پیامبر(ص) به عنوان مظهر ولایت تشریعی الهی داده شده است.(حشر، آیه ۷) البته ولایت کفالتی که حاکم شرع می دهد، نیز نوعی ولایت تشریعی است که شریعت به شخص می دهد که دارای صفات آن ولایت است. ولایت پیامبران(ع) بر حکومت و ولایت سیاسی از مصادیق ولایت تکوینی به عنوان مظاهر خداوندی است(انعام، آیات ۸۳ تا ۸۹؛ تفسیر کبیر، فخر رازی، ج ۵، ص ۵۵)؛ اما ولایت دیگران از جمله کسانی که پیامبران و اولیای الهی نصب می کنند، نوعی ولایت تشریعی است که برخاسته از مواصفات ذاتی و مظهریت نیست، بلکه از باب ولایت کفالتی است.

از نظر قرآن، ولایت تکوینی و تشریعی ممکن است در افرادی جمع شود؛ زیرا ولایت پیامبران(ع) و اولیای الهی در نظام سیاسی در بردارنده هر دو ولایت است؛ چنان که ولایت آنان در طول ولایت الهی و مظهریت در آن بوده است.(نساء، آیه ۵۹) ولایت پیامبران، نشات گرفته از نبوت و رسالت ایشان است(احزاب، آیه ۶؛ آل عمران، آیات ۳۲ و ۱۳۲؛ مائده، آیه ۵۵ و آیات دیگر) و ایشان در دنیا و آخرت صاحب ولایت بر مردم است(احزاب، آیه ۶) چنان ولایت او بر هر گونه ولایتی برتری دارد، حتی بر ولایت تکوینی هر کسی بر نفس خودش.(همان) پس در تضاد میان ولایت شخص با ولایت الهی پیامبر(ص) این ولایت پیامبر(ص) است که مقدم می شود و شخص این گونه در جرگه حزب الله در می آید که غالب بر ولایت دیگران می شود.(مائده، آیه ۵۶)

خداوند در آیه ۵۵ سوره مائده به صراحت ولایت امیرمومنان امام علی(ع) را اثبات کرده است؛ زیرا آن حضرت(ع) مظهر ربوبیت الهی است؛ از همین رو، خدا، پیامبر(ص) را مامور به ابلاغ نموده است(مائده، آیات ۶۷ و ۳) ؛ زیرا این آخرین فریضه الهی بود و سرنوشت جامعه مسلمین با آن ارتباط داشته است ؛ در حالی که برخی دنبال آن بودند که جامعه بدون ولی امر رها شود و آنان مسئولیت سرنوشت جامعه را به دست گیرند و این خطری بود که جامعه آن روز با آن رو به رو بود.(همان)

هم چنین ولایت متقابل مومنان بر یک دیگر ولایت تشریعی از باب مظهریت ولایت الهی است.(انفال، آیه ۷۲) ولایت خویشاوندان نیز از همین قبیل است.(انفال، آیه ۷۵) ولایت ولی زن در امر ازدواج(بقره، آیه ۲۳۷) و نیز در امر مهریه (همان) از مصادیق همین ولایت است.

ولایت بر سفیه در مناسبات اقتصادی و زندگی و تامین خوراک و پوشاک و مسکن این افراد، از مصادیق دیگر ولایت تشریعی از سوی خداوند برای اولیای سفیه است.(بقره، آیه ۲۸۲؛ نساء، آیه ۵) هم چنین ولایت شخص بر حق قصاص از دیگر مصادیق ولایت تشریعی است.(اسراء، آیه ۳۳)

البته باید توجه داشت که ولایت تکوینی ، ولایتی فرازمانی و مکانی است و در محدوده زمان و مکان قرار نمی گیرد؛ از همین روست که این ولایت بر خلاف رسالت و نبوت محدود به دنیا نیست و دامنه آن به آخرت و عوالم دیگر نیز کشیده می شود.(یوسف، آیه ۱۰۱؛ فصلت، آیه ۳۱)

کسی که دارای ولایت تکوینی به عنوان مظاهری ولایت الهی باشد، از مظهریت در ولایت تشریع برخوردار خواهد بود؛ چنان که خداوند از این ولایت برخوردار است.(حج، آیه ۷۸؛ تحریم، آیه ۲)

شرایط ولایت مظاهر الهی

اگر کسی بخواهد به عنوان مظاهر الهی ولایت حق را اعمال کند باید شرایطی آن دارا باشد که شامل امور زیر است: ۱. علم و دانایی و آگاهی (بقره، آیه ۲۴۷؛ کهف، آیات۵۰ و ۵۱؛ انبیاء، آیات ۷۷ و ۷۹؛ نمل، آیه ۴۰)، ۲. قدرت، قوت و توانایی(بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷؛ شوری، آیه ۹)