وفا به عهد در عمل اجتماعی و سیاسی

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مهم ترین فضایل انسانی وفا به عهد است. انسان وقتی عهد و پیمانی می بندد و تعهداتی را می پذیرد باید بدان وفا کند. بسیاری از مردم تعهداتی را به عهده می گیرند، ولی هزار وعده خوبان یکی وفا نشود. این گونه «سلب اعتماد اجتماعی» به عنوان نخستین بازتاب و برآیند این تخلف در جامعه خودنمایی می کند. نویسنده در این مطلب به بازتاب های وفا و عدم وفا به عهد در حوزه عمل اجتماعی و سیاسی بر اساس آموزه های وحیانی اسلام پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

وفا به عهد ، مسئولیت اخلاقی و شرعی

عهد در لغت، به معنای حفظ و نگهدارى چیزى و اهتمام و مراعات آن در همه احوال است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۵۹۱، «عهد») در فارسی عهد را پیمان می گویند که به معنای میثاق و به گردن گرفتن امری یا چیزی و ملتزم شدن به امری است.

در آموزه های قرآنی از عهد خدا سخن به میان آمده است. عهد خدا به سه معنا گفته شده است: ۱. گاهى همان معنای ارتکازی در عقل انسان است؛ ۲. گاهى به معنای همه آن چیزی است که در آموزه های وحیانی قرآن و سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله)، خداوند ما را به آن امر و یا نهی کرده است؛ ۳. گاهى دیگر به معناى تعهداتى است که ما بندگان خود را ملتزم به انجام دادن آن دانسته، در حالی که در اصل شرع واجب نیست، مثل نذری که واجب نیست ولی انسان خود را ملتزم و متعهد به انجام آن می دهیم.( همان، ص ۵۹۲، «عهد».)

امین الاسلام طبرسی می نویسد: به باور دانشوران همه آنچه را که خدا از راه فرمان بر انسان واجب ساخته، و یا از راه نهى و هشدار، تحریم فرموده است، همه آنها عهد و پیمان به حساب مى‏آید. افزون بر آنها، گاه انسان به وسیله عهد و یا نذر و یا دیگر راه‏ها، چیزى را به عنوان عهد بر خود واجب مى‏سازد که رعایت همه اینها لازم است.(مجمع البیان، ذیل آیه ۳۴ سوره اسراء)

در آموزه های قرآنی افزون بر واژه «عهد»، از واژه هایى چون «أیمان»، «عقد» و «میثاق» و مشتقات آن بیان این مفهوم سود برده شده است.

انسان هر گاه با دیگری عهد و پیمان بست به حکم فطرت انسانی و اخلاق الهی و نیز احکام شریعت اسلام باید به آن تعهدات وفا کند. خداوند می فرماید: وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولاً؛ و به پیمان خویش وفا کنید، که از پیمان پرسیده خواهد شد.(اسراء، آیه ۳۴)

پس وفا به عهد یک حکم شرعی و واجب است و انسان باید پاسخ گویی عهدی باشد که می بندد، به طوری که پیمان شکنی امری زشت از نظر اخلاقی و گناهی از نظر شریعت اسلامی است.

البته عهد شکنی نسبت به عهدی که با خداوند و یا خداوند با انسان بسته سنگین تر و سخت تر است. خداوند در باره عهدشکنی نسبت به پیمان و عهد الله هشدار داده و می فرماید: وَأَوْفُواْ بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ؛ و به پیمانم وفا کنید، تا به پیمانتان وفا کنم، و تنها از من بترسید.(بقره، آیه ۴۰)

از نظر قرآن وفا به عهد به معنای مراقبت بر تقوای الهی است. خداوند می فرماید: مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ؛ هر که به پیمان و عهد خود وفا کند، و پرهیزگارى نماید، بى‏تردید خداوند، پرهیزگاران را دوست دارد.(آل عمران، آیه ۷۶)

وفا به عهد در حوزه عمل اجتماعی و سیاسی

بر اساس آموزه های قرآنی عهد را می توان به دو دسته اصلی: ۱. عهد مردم با خدا و عهد خدا با مردم؛ ۲. عهد مردم با مردم تقسیم کرد. البته عهد خدا با مردم نیز ارتباط تنگاتنگی با مردم دارد؛ زیرا آموزه های وحیانی و عهدهای الهی همه در راستای کمک به انسان و مردمان و رسیدن به جایگاه قرب الهی و متاله و ربانی شدن و دست یابی به مقام خلافت الهی است.

از نظر قرآن انسان به طور طبیعی دارای تعهداتی است که نمی تواند هرگز آن ها را نایده گیرد. تعهداتی که انسان در قالب عهدالله دارد شامل فطرت توحیدگرانه، دستورهای شرعی، پذیرش رسالت و ولایت خاتم(ص) و اهل بیت(ع) و تعهدات روز الست و مانند آن هاست.(نگاه کنید: مجمع البیان، ذیل آیه ۲۷ سوره بقره)

انسان در برابر خدا متعهد و ملتزم است تا بر اساس فطرت و اخلاق الهامی و احکام وحیانی شرعی عمل کند. هر گونه تخلف از آن موجب می شود تا به عنوان پیمان شکن در پیشگاه خداوند مسئول و پاسخ گو باشد و مجازات و کیفری متناسب با عهد و پیمان شکنی ببیند.

البته انسان ها گاه خود را در قالب عقود و نذور متعهد و ملتزم به اموری می کنند که باید نسبت به آن ها نیز وفا کنند و از هر گونه نقض و عهد شکنی اجتناب کنند.(مائده، آیه ۲)

خداوند در آیاتی از جمله آیات ۱۲ تا ۱۵ سوره احزاب از گروهی به عنوان منافق سخن می گوید که بر خلاف تعهدات خود عمل می کنند. آنان با آن که متعهد شده اند تا در برابر دشمنان بیایستند و از شهر مدینه در قالب جهاد و دفاع نظامی حمایت کنند، به این پیمان خویش وفا نکرده و نقض عهد نمودند. پیامبر(ص) نیز می فرماید: ثَلاثٌ مَن کُنَّ فیهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ اِن صامَ وَ صَلّى وَحَجَّ وَ اعتَمَرَ و َقالَ «اِنّى مُسلِمٌ» مَن اِذا حَدَّثَ کَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذَا ائتُمِنَ خانَ؛ سه چیز است که در هر کس باشد منافق است اگر چه روزه دارد و نماز بخواند و حج و عمره کند و بگوید من مسلمانم، کسى که هنگام سخن گفتن دروغ بگوید و وقتى که وعده دهد تخلف نماید و چون امانت بگیرد، خیانت نماید. (نهج الفصاحه ص۴۲۲ ، ح ۱۲۸۰)

هم چنین همین گروه و جریان اعتقادی – سیاسی و اجتماعی در مدینه با آن که متعهد و ملتزم به پرداخت صدقات و زکوات شدند، اما با آن که از نظر ثروت و دارایی کمبودی نداشتند، نقض عهد کرده و پیمان شکنی نمودند.(توبه، آیات ۷۵ و ۷۶)

البته این نقض عهد کردن خاص گروه های اجتماعی درونی نیست، بلکه حتی در حوزه عمل سیاسی بین المللی نیز دشمنانی از جنس مشرکان با آن که متعهد به صلح شده بودند، بر خلاف مفاد پیمان عمل کرده و به نقض عهد ، به مفاد صلح نامه عمل نکردند.(توبه، آیات ۱ تا ۱۳)

انسان گاهی متعهد می شود تا کاری را انجام دهد با آن که کسی از او نخواسته است، اما خود به دلایل شخصی یا اجتماعی خود را ملتزم و متعهد به آن می کند، ولی در مقام عمل خلاف آن رفتار می کند و نقض عهد می نماید. خداوند در آیاتی از قرآن از جمله در آیات ۶۳ تا ۶۶ و نیز آیه ۸۰ سوره یوسف از عهد و پیمان فرزندان یعقوب با وى، براى مراقبت از برادر خود و بازگرداندن او نزد پدر سخن به میان می آورد که ایشان بر خلاف تعهدات عمل کرده و نقض عهد نموده اند. در حقیقت کسی که تعهدی می سپارد باید بدان وفا کند و نباید خود را در موقعیتی قرار دهد که ناتوان از انجام تعهدات است و یا اصلا ورود به این میدان نکرده و تعهدی را نسپارد که ناتوان است و یا نمی خواهد بدان عمل کند.

انسان اگر بخواهد وفا به عهد کند باید عزم جدی بر آن داشته باشد و با تردید در کاری وارد نشود و تعهد و التزامی به دیگری نسپارد (طه، آیه ۱۱۵)، مگر آن که در شرایطی قرار گیرد که عاجز و ناتوان از انجام تعهدات باشد و به قول معروف عذر شرعی و عقلی و عقلایی داشته باشد.(یوسف، آیه ۶۶)

امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید : لا تَعِدَنَّ عِدَهً لاتَثِقُ مِن نَفسِکَ بِانجازِها؛ وعده اى نده که از وفاى به آن اطمینان ندارى.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۲۵۳ ، ح۵۳۱۶)

امام صادق(ع) نیز می فرماید: لا تَعِدَنَّ أخاکَ وَعداً لَیسَ فی یَدِکَ وَفاؤُهُ؛ به برادرت وعده ‏اى مده که وفاى به آن در توان تو نباشد.(بحارالأنوار، بیروت ج ۷۵ ، ص ۲۵۰ ؛ تحف العقول ص۳۶۷)

آثار و برکات وفای به عهد

چنان که گفته شد وفای به عهد و پیمان یک اصل اخلاقی و شرعی است. خداوند به صراحت در آیه ۱ سوره مائده و ۳۴ سوره اسراء بر حکم وجوب تعهدات نسبت به دیگری سخن به میان آورده است. از نظر قرآن، پیمان شکنی حرام و گناه است(نحل، آیات ۹۱ و ۹۲) و انسان حتی باید نسبت به تعهداتی که به دشمنان و کافران می سپارد وفا دار باشد و نقض عهد نکند.(انفال، آیه ۷۲) انسان باید به قول و قراری که می گذارد عمل کند و ملتزم به تعهداتی باشد که به عهده گرفته است. پیامبر(ص) می فرماید: ثَلاثٌ لَیسَ لاَحَدِ النّاسِ فیهِ رُخصَهٌ: بِرُّ الوالِدَینِ مُسلِما کانَ اَؤ کافِرا وَ الوَفاءُ بِالعَهدِ لِمُسلِمٍ اَو کافِرا وُ الاَمانَهُ اِلى مُسلِمٍ کانَ اَؤ کافِرا؛ سه چیز است که ترک آن براى هیچ کس جایز نیست: نیکى به پدر و مادر مسلمان باشند یا کافر، وفاى به عهد با مسلمان یا کافر و اداى امانت به مسلمان یا کافر.( نهج الفصاحه ص۴۱۶ ،ح ۱۲۶۴ )

امام حسین(ع) می فرماید: المَسؤولُ حُرّ حَتی یَعِد ، وَ مُستَرِقُ المَسئولِ حَتی یَنجَز؛ انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتی وعده میدهد زیر بار مسؤولیت میرود، و تا به وعده اش عمل نکند رها نخواهد شد.(بحار الانوار، بیروت، ج۷۵، ص۱۱۳)

امیرمومنان امام علی(ع) نیز می فرماید: لَیسَ مِن فَرائِضِ اللّه شَىءٌ اَلنّاسُ اَشَدُّ عَلَیهِ اجتِماعا مَعَ تَفَرُّقِ اَهوائِهِم وَ تَشَتُّتِ آرائِهِم مِن تَعظیمِ الوَفاءِ بِالعُهودِ؛ هیچ یک از فرائض الهى همانند وفاى به عهد نیست که مردم با همه خواسته هاى گوناگون و دیدگاه هاى مختلف، بیشتر بر آن اتّفاق نظر داشته باشند.(نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه ۵۳ ،ص۴۴۲) پس از نظر جامعه وفا به عهد یک اصل انسانی و متفق علیه است و کسی در لزوم وفا به عهد تردیدی ندارد و توده های مردم پیمان شکن را ناخوش داشته و نسبت به او هیچ اعتبار و ارزشی قایل نمی شوند.

امام سجاد(ع) برآیند همه آموزه های شرایع اسلامی از آدم(ع) تا خاتم(ص) را چنین تبیین می کند: قُلتُ لِعَلِىّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام : اَخبِرنى بِجَمیعِ شَرایِعِ الدّینِ قالَ علیه السلام : قَولُ الحَقِّ وَالحُکمُ بِالعَدلِ وَالوَفاءُ بِالعَهدِ؛ به امام سجّاد علیه السلام عرض کردم: مرا از تمام دستورهاى دین آگاه کنید امام علیه السلام فرمودند: حقگویى، قضاوت عادلانه و وفاى به عهد. (خصال، صدوق، ص ۱۱۳ ، ح۹۰)

از نظر امام صادق(ع) جامعه قرآنی و اسلامی زمانی شکل می گیرد که همگی به اموری مهم چون وفا به عهد عمل کند؛ زیرا این امور است که جامعه را به سمت خیر و صلاح می برد. ایشان می فرماید: فَهَلُمَّ اَیُّهَا النّاسُ اِلَى التَّعاوُنِ عَلى طاعَهِ اللّه عَزَّوَ جَلَّ وَ القیامِ بِعَدلِهِ وَ الوَفاءِ بِعَهدِهِ وَ الانصافِ لَهُ فى جَمیعِ حَقِّهِ فَاِنَّهُ لَیسَ العِبادُ اِلى شَىءٍ اَحوَجَ مِنهُم اِلَى التَّناصُحِ فى ذلِکَ وَ حُسنِ التَّعاوُنِ عَلَیهِ ؛ اى مردم! بیایید یکدیگر را بر اطاعت خدا یارى کنید و عدالتش را بپادارید و به عهدش (در عبودیت او و ترک طاعت شیطان) وفا کنید و در تمامى حقوق الهى منصفانه رفتار کنید، زیرا که بندگان خدا به چیزى نیازمندتر از این نیستند که در این امور یکدیگر را نصیحت و خوب یارى کنند.(کافى، الاسلامیه، ج ۸ ، ص ۳۵۴، ح ۵۵۰)

اگر مردم چنین رفتاری را در پیش گیرند و مسئولانه با عهد برخورد کنند، آثار و برکاتی دارد که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. مقام متقین: کسی که اهل وفا به عهد باشد می تواند به مقام متقین برسد؛ زیرا تقوا و پرهیزگاری همان مراقبت نسبت به تعهداتی است که می سپارد.(بقره، آیه ۱۷۷)
  2. مقام صدقین: کسی صادق و راستگو است که به تعهدات خود عمل کند. (بقره، آیه ۱۷۷)
  3. نیک فرجامی: نیک فرجامى، ثمره وفاى به عهد انسان است.(رعد، آیات ۲۱ و ۲۲)
  4. رستگاری: دستیابى به رستگارى، در گرو پایبندى به عهد و پیمان خویش است.(مومنون، آیات ۱ و ۸)
  5. وفاى به عهد با تقواپیشگى، زمینه جلب محبّت خداوند است.(بقره، آیه ۴۰)
  6. پاداش الهی: وفاى به عهد، موجب برخوردارى از پاداش الهى است.(نحل، آیه ۹۵؛ مومنون، آیات ۸ تا ۱۱؛ معارج ، آیات ۳۲ و ۳۵)
  7. قرب مقام به پیامبر(ص): از آثار پای بندی به تعهدات و پیمان، نزدیکی و قرب مقامی به پیامبر(ص) است. آن حضرت خود می فرماید: اَقرَبُکُم غَدا مِنّى فِى المَوقِفِ اَصدَقُکُم لِلحَدیثِ وَاَدَّاکُم لِلاَمانَهِ وَاوفاکُم بِالعَهدِ وَاَحسَنُکُم خُلقا وَ اَقرَبُکُم مِن النّاسِ؛ نزدیک ترین شما به من در قیامت، راستگوترین، امانتدارترین، وفادارترین به عهد، خوش اخلاق ترین و نزدیک ترین شما به مردم است.(امالی، طوسی، ص۲۲۹ ؛ بحارالأنوار، بیروت، ج۷۲، ص۹۴، ح۱۲)
  8. بهره مندی از مواهب ایمان: اگر کسی اهل وفا به عهد باشد، از مواهب ایمان برخوردار خواهد بود. پیامبر(ص) می فرماید: مَن عامَلَ النّاسَ فَلَم یَظلِمهُم وَحَدَّثَهُم فَلَم یَکذِبهُم وَ وَعَدَهُم فَلَم یَخلفهُم فَهُوَ مِمَّن کَمُلَت مُرُوَّتُهُ وَظَهَرَت عَدالَتُهُ وَوَجَبَت اُخُوَّتُهُ وَ حَرُمَت غیبَتُهُ؛ هر کس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نکند، دروغ نگوید، خلف وعده ننماید، جوانمردیش کامل، عدالتش آشکار، برادرى با او واجب و غیبتش حرام است.(عیون اخبار الرضا ج۲ ، ص۳۰ ؛ نهج الفصاحه ص۷۲۵ ، ح۲۷۶۲)
  9. بهشت : پیامبر(ص) می فرماید: اِضمَنوا لى سِتّا مِن اَنفُسِکُم اَضمَن لَکُمُ الجَنَّهَ اُصدُقُوا اِذا حَدَّثتُم وَأوفُوا اِذا وَعَدتُم وَاَدُّوا اِذا ائتُمِنتُم وَاحفَظوا فُروجَکُم وَغُضّوا اَبصارَکُم وَ کُفّوا اَیدیَکُم؛ شش چیز را براى من ضمانت کنید تا من بهشت را براى شما ضمانت کنم، راستى در گفتار، وفاى به عهد، بر گرداندن امانت، پاکدامنى، چشم بستن از گناه و نگه داشتن دست (از غیر حلال).(نهج الفصاحه ص۲۱۶ ، ح ۳۲۱)
  10. برترین پایان و خاتمه: امام سجاد(ع) می فرماید: خَیرُ مَفاتیحِ الاُمورِ الصِّدقُ وَ خَیرُ خَواتیمِهَا الوَفاءُ؛ بهترین شروع کارها صداقت و راستگویى و بهترین پایان آنها وفا است. ( بحارالأنوار، بیروت ج ۷۵، ص ۱۶۱ ؛ نزهه الناظر و تنبیه الخاطر ، ص ۹۳ ،ح۲۱)

زمینه ها و بسترهای وفا به پیمان

هر کسی اهل وفا به عهد و پیمان نیست و در شرایطی که قدرت و توانمندی او افزایش یابد و یا شرایط را به نفع خود بیابد بی آن که مواخذه ای را متوجه خود بداند ممکن است نقض پیمان و عهد کند. تنها کسانی به پیمان های خود در هر شرایطی عمل می کنند که از نظر اعتقادی و رفتاری خودساخته و اهل تقوا و اخلاق و شریعت باشند. در ایات و روایات به بسترها و زمینه های وفای به عهد پیمان اشاره شده است. برخی از آن ها عبارتند از:

  1. تقوای الهی: رعایت تقوا، ضامن اجراى عهد و پیمانهاى الهى است.(مائده، آیه ۷)
  2. توجه به بازخواست الهی: توجّه دادن خداوند به مورد سؤال قرار گرفتن انسان در قبال تعهّدات خویش، زمینه ساز پایبندى بیشتر به آن است.(اسراء، آیه ۳۴؛ احزاب، آیه ۱۵)
  3. توجّه به پاداش الهى : توجّه به پاداش الهى، زمینه وفاى به عهد انسان است.(نحل، آیات ۹۵ و ۹۶)
  4. توجّه به مشیّت الهى : توجّه به مشیّت الهى، تضمینى براى اجراى تعهّدات انسان است.(کهف، آیات ۶۵ تا ۶۹)
  5. توجه به زوال دنیا و نعمت های آن: توجّه به زوال پذیرى مطامع دنیایى، زمینه اى براى وفاى به عهد انسان است. (نحل، آیات ۹۵ و ۹۶)
  6. توجه به نظارت الهی: توجّه به نظارت دایمى خداوند، زمینه پایبندى به عهدها و پیمانها است.(نساء، ایه ۳۳؛ یوسف، آیه ۶۶) از این آیه به دست می آید که نقش نظارت در تحقق عهد و پای بندی به آن بسیار موثر است. بنابراین برای دست یابی به اهداف اجتماعی و سیاسی در حوزه تعهداتی که افراد به عناوینی چون نمایندگی می سپارند باید نقش نظارتی پررنگ تر از همه باشد تا افراد وعده و قول و قرار و عهد بیهوده ندهند و نتوانند نقض عهد کرده و شانه از مسئولیت خالی کنند.
  7. ایمان به قیامت و حساب و کتاب آن: هر کسی به قیامت و پاسخ گویی نسبت به اعمال خود ایمان داشته باشد، اهل وفا به عهد خواهد بود. پیامبر(ص) می فرماید: مَن کانَ یُؤمِنُ بِاللّه وَالیَومِ الآخِر فَلیَفِ اِذا وَعَدَ؛ هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، هرگاه وعده مى دهد باید وفا کند.(کافى، الاسلامیه، ج۲، ص۳۶۴، ح۲)

آثار و آسیب های پیمان شکنی

در آموزه های وحیانی اسلام نسبت به پیمان شکنی هشدار داده و آثار و آسیب هایی برای آن بر شمرده اند که از جمله آن ها عبارتند از:

  1. زیان به خود: از نظر اسلام کسی که وفا به عهد نمی کند، اول از همه خودش آسیب می بیند. پیامبر(ص) می فرماید: ثَلاثٌ مَن کُنَّ فیهِ فَهِىَ راجِعَهٌ عَلى صاحِبِها: اَلبَغىُ وَالمَکرُ وَ النَّکثُ؛ سه خصلت است که در هر کس باشد (آثارش) به خود او بر مى گردد: ظلم کردن، فریب دادن و تخلّف از وعده.(نهج الفصاحه ص۴۲۲، ح ۱۲۸۱)
  2. نفرت خدا و خلق: امام علی(ع) به پیمان شکنان هشدار می دهد و می فرماید که پیمان شکنی موجب نفرت نزد خدا و خلق می شود: وَ إیّاکَ … اَن تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَکَ بِخُلفِکَ… الخُلفَ یوجبُ المَقتَ عِندَ اللّه وَ النّاسِ؛ بپرهیز از خلف وعده که آن موجب نفرت خدا و مردم از تو مى شود.( نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه ۵۳ ،ص۴۴۴)
  3. سلب اعتماد: امام علی(ع) می فرماید: لا تَعتَمِد عَلى مَوَدَّهِ مَن لا یوفِى بِعَهدِهِ؛ به دوستى که به عهد خود وفا نمى کند اعتماد نکن.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۴۱۸ ، ح۹۵۶۲)

به هر حال، انسان نباید تعهدات و التزاماتی را به عهده گیرد که از عهده آن بر نمی آید. وعده های دروغ دادن یا تعهدات و التزاماتی که یا ناتوان است یا نسبت به آن نادان، می تواند مسئولیت هایی را موجب شود که پاسخ گویی از آن ها در دنیا و آخرت شدنی نباشد. کسانی که به عنوان نماینده و یا هر عنوانی دیگر خود را ملتزم می کنند باید بدانند که باید در پیشگاه خدا و خلق پاسخ گو باشند و در صورت تخلف نفرت خدا و خلق را به جان بخرند.