وظایف و مسئولیت های حکومت در قرآن

حکومت به عنوان نهاد اجتماعی در برابر اجتماع مسئولیت ها و وظایفی دارد که برخاسته از انگیزه های و علل غایی برپایی حکومت هاست. به این معنا که وظایف و مسئولیت های هر حکومتی با توجه به علل ایجادی و غایی آن است.

بنابراین به نظر می رسد که هر جامعه با توجه به علل و انگیزه های ایجادی و غایی خواسته ها و مطالبات مختلف و متفاوتی از حکومت ها انتظار دارند. به این عنوان که هر جامعه ای برای دست یابی و پاسخ گویی به نیازها و خواسته های ویژه اقدام به ایجاد نهادهایی می کند که از آن به دولت و یا حکومت یاد می شود. این نهاد در حقیقت نماینده مردم جامعه است تا آنان را به مقاصد و غایات خاصی برساند و نیازها و مطالبات خاصی را پاسخ دهد.

از آن جایی که مطالبات و خواسته ها و نیازهای مردمان هر جامعه با توجه به نیازهای نوشونده و متغیر اجتماعی تغییر می کند به نظر می رسد که وظایف و مسئولیت های دولت و حکومت نیز تغییر می کند و کم تر از عنصر ثابت و پایداری برخوردار می باشد تا بتوان درباره آن بحث و گفت و گو کرد.
از این رو می توان گفت که وظایف و مسئولیت ها برای دولت ها همانند مساله راهبردهای کشورها در عرصه جهانی است؛ زیرا راهبردهای هر دولتی با توجه به بازیگران عرصه جهانی و منطقه ای تغییر می کند و همیشه شکل ثابت و پایداری ندارد. زمانی امری به عنوان راهبرد نخست و کلی و اولویت اول دولتی مطرح و همه توان و ظرفیت های ملی و فراملی دولتی برای دست یابی به آن بسیج می شود و در زمانی دیگر نه تنها در اولویت های راهبردی قرار نمی گیرد بلکه از حوزه مسائل راهبردی دولت ملتی بیرون می رود.
با این همه می توان برای مسئولیت های دولت و وظایف آن مجموعه اهداف و وظایفی را در نظر گرفت که به نظر می رسد از اهداف و مسئولیت کلید و اساسی و ثابت باشد به گونه ای که نه تنها از دولتی تا دولتی بلکه از زمانی تا زمانی دیگر تغییر نکند و همواره به عنوان اهداف و در نتیجه مسئولیت ها و وظایف دولت ها قلمداد شود. این مجموعه را می بایست در نیازهای دایمی و همیشگی انسان ها و جوامع بشری جست. 
برای انسان وجوامع می توان دو دسته نیازهای ثابت و متغیر تعریف کرد. بسیاری ارزش های انسانی بر خلاف حوزه های روشی را می توان در بخش نیازها و خواسته های ثابت دسته بندی کرد. این دسته از امور ارتباط تنگاتنگی با ماهیت و هویت بشر و جامعه انسانی دارد و فقدان آن به معنای فقدان انسانیت و یا جوامع انسانی قلمداد می شود. 
از مهم ترین نیازهای پایدار و خواسته های همشیگی بشر می توان به سعادت توجه داد. سعادت به معنای خوشبختی، فضلیتی انسانی است و هر کس و یا جامعه ای می کوشد تا آن را به دست آورد. ازاین رو نه تنها دغدغه فلاسفه و فرزانگان جامعه بلکه مطلوب و هدف هر بشر و یا جامعه ای است. 
خوشبختی به عنوان فضلیت انسانی دارای دو مولفه اصلی و اساسی است که از آن به آرامش و آسایش یاد می شود. آدمی می کوشد تا به این دو مطلوب به شکل دایمی و پایدار دست یابد و همه هدف وی آن است که نه تنها آن را داشته باشد بلکه هرگز آن را از دست ندهد. اگر شرایط دنیوی به گونه ای بود که بتواند آن را برای همیشه داشته باشد هرگز از دست یابی به چنین موقعیت و وضعیتی باز نمی ایستد. با این همه می داند که دست یابی به خوشبختی جاویدان یعنی آرامش و آسایش پایدار و همیشگی ممکن و شدنی نیست. 
این جاست که دین و آموزه های وحیانی وارد میدان عمل و اندیشه می شوند و جهانی دیگر را به عنوان جایی معرفی می کنند که قابلیت و ظرفیت دست یابی به آرامش و آسایش جاویدانی وجود دارد . افزون بر آن روش ها و شیوه هایی را نیز نشان می دهد که می توان با بهره گیری از آن به این خوشبختی دایمی و جاویدان دست یافت.
با این همه خوشبختی و سعادت دنیوی خود مطلوبی است که همگان به شکل فردی و جمعی در جست و جوی آن هستند و از آن جایی که بسیاری از علل و عوامل ایجادی و یا بقایی خوشبختی به تنها قابل دست یابی نیست نهادهایی به عنوان دولت و حکومت شکل گرفته تا این عوامل و شرایط را فراهم آورد. 
بنابراین ایجاد علل و عوامل و یا شرایط تحقق و یا بقای خوشبختی و سعادت یعنی آرامش و آسایش از مهم ترین مطالبات وخواسته های بشر و علت اصلی به شکل انگیزه ایجادی و غایی دولت ها و حکومت هاست.
با این همه برخی از دولت ها و حکومت از وظیفه و یا وظایف اصلی و مسئولیت هایی که به طور طبیعی بر عهده آن ها نهاده شده است غافل می شوند و به اموری دیگری می پردازند و آن را به شکل وظیفه و مسئولیت اصلی خویش قلمداد می کنند. به عنوان نمونه از آن جایی که دولت های اروپایی در سده های بیداری و بازگشت به عصر یونانی و رومی متاثر از ثروت بخشی از جامعه بودند که از آنان به بورژوازیی یاد می شد خود را مدیون این بخش از جامعه دانسته و تنها وظایف و مسئولیت های خویش را در برابر این قشر از طبقات اجتماعی جامعه خود تعریف و شناسایی می کردند. این گونه بود که تاجران بی زمین و طبقه متوسط شهری که از انباشت ثروت و سرمایه های تجاری به قدرت دست یافته بودند مهم ترین دغدغه دولت های جدید اروپایی شدند و آنان برای تامین رضایت وخشنودی این بخش از طبقات اجتماعی جامعه تلاش می کردند. این گونه شد که دولت های جدید اروپایی نخست با هدف تامین خواسته های این طبقات شکل گرفته و سامان دهی شد و اکثریت مردم و خواسته های آنان نادیده گرفته شد و بر اساس آن سرمایه داری و سرمایه داران و برآورد نیازها و مطالبات و خواسته های آنان به عنوان وظایف و مسئولیت های دولت تعریف شد.
با این همه دیری نپایید که دولت های جدید اروپایی نیز متوجه اکثریت جامعه شده و ناچار شدند تا در وظایف و مسئولیت خویش تغییر دهند و اهداف فراگیرتر و پایدارتری را در نظر گیرند تا بیش تری مردم را نیز با خود همراه و هماهنگ سازند. از این روست که نقش دولت های اروپایی جدید باز به سبب شرایط و مقتضیات جمعی بشری تغییر کرد و همان اهداف و وظایف اصلی یعنی آسایش و آرامش جامعه و ملت دوباره به شکلی دیگر خودنمایی کرد و به عنوان وظیفه اصلی خود را بر آن ها تحمیل کرد.
وظایف و مسئولیت دولت ها از نظر قرآن 
خداوند در آیات چندی به مساله وظایف و مسئولیت های دولت ها توجه می دهد. در همه این وظایف و مسئولیت ها با توجه به نگرش اسلام به انسان و جوامع انسانی عنصر ایجاد شرایط مناسب برای رشد و تعالی جمعی بشر و دست یابی همگان به کمالات و بروز و ظهور استعدادها و ظرفیت های نهان در سرشت و ذات بشر به عنوان عنصر اصلی در وظایف و مسئولیت های دولت مورد توجه قرار گرفته است.
از این روست که اصلاح جامعه و حفظ شرایط مساعد و متناسب برای بهره برداری بشر از امکانات زیستی به عنوان وظیفه اصلی و مسئولیت اساسی دولت ها مطرح می شود. بر این اساس است که دولت هایی که بر خلاف این شیوه و رویه عمل کرده و به جای بستر سازی و فراهم کردن زمینه های مساعد و متناسب عمل کنند به عنوان دولت های فاسد مطرح می شود. به نظر خداوند مردمانی که مدیریت دولتی را به عهده می گیرند و به جای اصلاح امور فردی و جمعی به فساد می پردازند و یا به جای ایجاد بسترهای آسایشی و آرامشی به بحران تغذیه و نسل و حرث و کشاورزی دامن می زنند دولت های فسادی هستند که بر خلاف وظیفه و مسئولیت های خویش عمل می کنند.( بقره آیه ۲۰۵)
خداوند به عنوان منشای حکومت و اعطای قدرت ( بقره آیه ۲۴۷ و ۲۵۱ و ۲۵۸ و آل عمران آیه ۲۵۸) از دولت ها و حکومت ها می خواهد که جامعه را به گونه ای مدیریت کنند که مردمان به عبودیت و عبادت خداوند روی آورند و زمینه های بندگی و عبودیت پروردگاری با به پاداشتن نماز فراهم آید.(حج آیه ۴۱) 
در حقیقت ایجاد بستری برای عبودیت مردمان از آن جایی به عنوان وظیفه و مسئولیت دولت ها مطرح می شود که عبودیت چیزی جز دست یابی آدمی به کمال نیست . برای این که ملتی به آرامش به عبودیت بپردازد نیاز است تا دولت از نظر امنیت غذایی تلاش کند و با تقویت کشاورزی و امنیت غذایی و افزایش طبیعی زاد و ولد فرصت برابر برای عبودیت و کمال یابی و اتصال با مبدای کمالی را فراهم آورد. 
از این روست که ایجاد امنیت اجتماعی(نور آیه ۵۵) و امنیت غذایی و کشاورزی ( بقره آیه ۲۰۵) و فرصت برابر از نظر آسایشی با پرداخت زکات و کمک های اقتصادی به بینوایان و تنگدستان (حج آیه ۴۱) به حاکمیت دین و اجرای فرمان های الهی در سطح جامعه کمک کند.( نور آیه ۵۵)
به سخن دیگر دولت ها برای این که جامعه ای را به سوی کمال سوق دهند و مردمان را برای اجرای فرمان های الهی تشویق و ترغیب کنند و حاکمیت دین را در جامعه معنا بخشند لازم است که زمینه ها و بسترهای متناسب آن را با ایجاد فضای امنیت اقتصادی و غذایی و اجتماعی و مانند آن فراهم کنند تا مردمان دغدغه امنیت غذایی و اجتماعی و مانند آن نداشته باشند.
بر این اساس است که امر به معروف و نهی از منکر در جامعه معنا می یابد؛ زیرا فرصت های برابری برای همگان فراهم آمده است و جامعه می تواند در فضای سالم برای دست یابی به کمال حرکت کند و هنجارها و معروف ها و پسندیده های عقلانی و عقلایی و شرعی را به مورد اجرا گذارد و از منکرات و زشتی های عقلی و عقلایی و شرعی باز دارد؛ زیرا زمانی می توان از منکرات و زشتی ها در جامعه جلوگیری به عمل آورد که جایگزین مناسب و متناسبی برای آن مطرح ساخت. هر گاه خداوند از امری به عنوان منکر نهی می کند به جای آن جایگزین معروفی را مطرح می سازد. این معرفی جایگزین به دو شکل حکم کلی و معرفی مصداق عینی و ملموس می باشد.
به عنوان نمونه هنگامی که حضرت لوط از امر شنیع لواط باز می دارد و مردمان را به امر کلی و مفید و معروفی چون نکاح و زناشویی امر و فرمان می دهد نه تنها به بیان حکم جایگزین در حوزه قانونی اشاره می کند بلکه مصداق ملموس و در دسترسی را نیز برای انجام عمل به معروفی چون نکاح نیز معرفی می کند و به صراحت می فرماید: هولاء بناتی هن اطهر لکم فاتقوا الله؛ این هم دختران من که برای شما پاک تر هستند پس از پلشتی ها و زشتی های اخلاقی و هنجاری دوری ورزید و به خدا پناه برید.( هود آیه ۷۸)
به عنوان نمونه هنگامی که از مصرف بنزین و ماشین های بنزین سوز به عنوان عمل زشت و منکر قانونی یاد می شود و قانون برای محدودیت مصرف بنزین به تصویب می رسد می بایست برای آن یک جایگزین قانونی که معروف و پسندیده است نیز سخن گفت. که در این مثال می تواند گاز طبیعی باشد. با این همه معرفی کردن بنزین به عنوان منکر قانونی و حتی معرفی گاز طبیعی به عنوان معروف قانونی نمی تواند به تنهایی کفایت کند بلکه بر دولت است تا با ایجاد جایگاه های مناسب و به تعداد مورد نیاز زمینه اجرایی معروف قانونی را فراهم آورد. 
همین مساله را می توان درباره اوقات فراغت جوانان و نوجوانان مطرح کرد که تنها تصویب قانون های خوب و معرفی موارد بد کفایت نمی کند بلکه می بایست دولت با ایجاد مراکزی که فرصت های عمل به معروف ها و امور پسندیده را فراهم می آورد به قانون فرصت اجرا را دهد. تنها تصویب قوانین بازدارنده کفایت نمی کند چنان که تنها تصویب قوانین جایگزین نیز نمی تواند به تنهایی جامعه را به سوی کار خیر و نیک سوق دهد بلکه لازم و ضروری است که برای جایگزین فرصت ها ظهور و بروز داد و مصادیق و مواردی عینی و ملموس را در اختیار جامعه قرار داد.
به هر حال از وظایف و مسئولیت های دولت ها تامین امنیت کامل و جامع است که به شکل ها پیش گفته می تواند تحقق یابد. البته این همه آن وظایفی نیست که بر عهده دولت های گذاشته شده است بلکه قرآن برقراری نظم و دفاع از جان و مال مردم را به عنوان وظیفه دولت ها مطرح می سازد.(بقره آیه ۲۴۶ و ۲۵۱ و یوسف آیات ۹۹ تا ۱۰۱) 
از دیگر وظایف دیگر دولت های می توان به اطلاع رسانی شفاف و صحیح و به موقع اشاره کرد، زیرا تنها راه برای مقابله با شایعات آن است که دولت به موقع و به درستی اطلاع رسانی کند و فرصتی را برای ایجاد فقدان امنیت روانی به دشمنان و افراد بیمار دل ندهد.(نساء ایه ۸۳) 
دولت ها به حکم این که با وحدت و همگرایی مردمان جامعه شکل گرفته است و همگرایی در روش و هدف و همسویی آنان موجب شده است تا دولت ها به وجود آید بنابراین بر دولت هاست تا وحدت اجتماعی را حفظ کنند و با علل وعوامل تفرقه افکن مقابله کنند. دست یابی به اهداف و انجام درست وظایف دولت ها در سایه وحدت جمعی جامعه و همراهی همه اقشار آن شدنی است. در زمان وحدت است که همه توان و ظرفیت ها مدیریت و به سمت و سویی که کمال جامعه در آن است هدایت می شود. از این روست که خداوند اطاعت از مدیریت جامعه و هم سویی با آن را از وظایف دولت و ملت می داند و به شکل متقابل به آن اشاره می کند. به این معنا که دولت ها موظف هستند که وحدت اجتماعی را برای دست یابی به اهداف دولتی حفظ کند و بر مردمان است که در محور اهداف تعیین شده و روش های برنامه ریزی شده و راهبردهای تبیین شده شفاف و روشن حرکت کنند و با اطاعت از فرمان های دولتی آن را یاری رسانند.( نساء آیه ۵۹)
تدبیر امور اقتصادی در همه مراحل از برنامه ریزی و مدیریت تولید و توزیع و بیان الگوهای درست مصرف ( بقره آیه ۲۰۵ و توبه آیه ۶۰) و نیز رعایت حقوق مردم و داوری و قضاوت عادلانه و مبارزه با ظلم فردی و جمعی ( ص آیه ۲۶ ) و مجازات گناهکاران و دوری از اذیت و آزار بی گناهان به هر عنوان (یوسف آیه ۷۸ و ۷۹) از جمله وظایف و مسئولیت های دولت هاست که در قرآن بدان اشاره شده است.
مبارزه با ظلم و تلاش با کسانی که می کوشند تا مقررات اجتماعی و قوانین کمالی جامعه را تخریب کنند و آن با سبک و بی فایده جلوه دهند و قانون شکنی کنند ( کهف آیه ۸۷ ئ ۸۸) و نیز کمک به رهایی همه مستضعفان زمین و روشنگری و تبیین حقوق آنان و تحریک آنان و کمک به آنان برای مبارزه با ظالمان و مستکبران از دیگر وظایفی است که خداوند در آیه ۷۵ سوره نساء به آن اشاره می کند.
این ها مهم ترین و اساسی ترین وظایف و مسئولیت های حکومت از نظر قرآن است که به عنوان وظایف ثابت و همشیگی برای دولت ها در همه زمان ها و در همه جوامع و مناطق جغرافیایی زمین مطرح شده است و از دسته اهداف و در نتیجه وظایف و مسئولیت های پایدار و دایمی دولت هاست که زمان و آثار آن بر آن تاثیری ندارد و در دام مقتضیات زمان و مکان نمی افتد.