وظایف و تکالیف روزه دار از زبان پیامبر(ص)

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه رمضان ماه صیام و روزه است. از نظر آموزه های وحیانی قرآن هدف و حکمت روزه، دست یابی بشر به تقواست که میزان و معیار سنجش کرامت و انسانیت انسان است. پس اگر انسان نتواند در ماه رمضان روشی را اتخاذ کند که او را به تقوا برساند در زمان های دیگر سال شاید این امر شدنی و دست یافتنی نباشد؛ چرا که در این ماه مبارک، دشمن های بیرونی انسان در غل و زنجیر هستند و انسان تنها می بایست با هواهای نفسانی خود مبارزه کند و آن ها را تحت کنترل عقل و فطرت سالم در آورد. پس اگر نتواند دراین ماه بر نفس خود مسلط شود در ماه های دیگر می بایست به غیر از نفس با وسوسه های شیاطین نیز مبارزه کند و شرایط سخت تری را برای خودسازی در پیش رو داشته باشد.

 

نویسنده با مراجعه به خطبه شعبانیه پیامبر(ص) که امام رضا(ع) آن را از روایت می کند،‌ بر‌آن است تا وظایف و تکالیف روزه دار و شرایط استنثایی ماه مبارک رمضان را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ماه مبارک رمضان، کارگاه تقوای الهی

خداوند به صراحت در آیه ۲۸۳ سوره بقره حکمت و فلسفه روزه و روزه داری را دست یابی به تقوا می داند. تقوا که از واژه وقایه عربی گرفته شده به معنای سپرگرفتن است. این بدان معناست که انسان در طول زندگی و حیات دنیوی خود هماره از سوی دشمنی تهدید می شود و لازم است خود را در میدان مبارزه دایمی بداند و دمی از خود و دشمن غافل نشود. پس لازم است تا سپری را در اختیار گیرد و تحت حفاظت آن خود را از دشمن و تیرهای آشکار و نهانش در امان نگه دارد.

البته برخی گفته اند که مراد از وقایه سپر برداشتن برای رهایی از آتش دوزخ و خشم و جلال الهی است. این معنا هر چند که بی ربط نیست، ولی باید توجه داشت که انسانی گرفتار آتش دوزخ می شود که در برابر دشمن های دنیوی خود سپری نگرفته باشد و اجازه دهد تا دشمن درون و بیرون،‌ تیرهای خود را به هدف بزند و اهداف سلطه جویانه خود را برآورده کرده باشد. در این حالت است که انسان دیگر از مسیر اهداف آفرینش بیرون رفته و از فطرت سالم و فرمان عقل و وحی خارج شده و خود را گرفتار خشم و غضب الهی می کند.

از آیات قرآنی و روایات اسلامی به دست می آید که انسان دارای دو دشمن اصلی است. یکی دشمن نفسانی اوست که هماره با اوست. نفس انسانی در شرایط مادی دنیوی به جای آن که همان استوا و اعتدال فطری را رعایت کند(شمس، آیه ۷) و فرمان عقل و فطرت را گوش دهد(روم، آیه ۲۱ و آیات دیگر) به برخی از قوای خود بیش تر بها می دهد و اجازه می دهد که مثلا قوه شهوت یا غضب یا هر دوی آنان زمام امور را در دست گیرند و در مسیر افراط و تفریط در آید. از همین روست که گفته شده «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک؛ دشمن ترین دشمنان همان نفس درون آدمی است.»

از سویی دیگر، انسان یک دشمن قسم خورده دیگری دارد که اجازه نمی دهد تا در مسیر فطرت و عقل و وحی حرکت کند. این دشمن ابلیس و شیاطین پیرو او هستند. ابلیس از دو دسته پیروان جنی و انسانی برخوردار است. او که خواهان مقام خلافت برای خود بود،‌هنگامی که خلافت به انسان داده شده، کفر و عصیان می ورزد و پس از کسب مهلت تا روز معین(حجر، آیه ۳۸؛ ص، آیه ۸۱) سوگند می خورد تا نگذارد فرزند حضرت آدم(ع) در مسیر خلافت حرکت کرده و این مقام را به دست آورند.(حجر، آیه ۳۹)

شرایط ابلیس و جنیان نسبت به انسان ها کمی بهتر است؛ زیرا آنان هر چند تنها وسوسه می کنند و کاری دیگر نمی توانند انجام دهند، چون سلطه ای بر انسان ندارند(ابراهیم، آیه ۲۲) ولی به سبب آن که دیده نمی شوند(اعراف، ایه ۲۷) می توانند در گوش جان آدمی زمزمه های وسوسه انگیزی داشته باشند که انسان گمان می کند که این ها افکار و اندیشه ها و تصمیمات خودش است. از این رو، آدمی گناهانی را مرتکب می شود و به قوای غضبی و شهوانی خود اجازه می دهد تا افراط و ظلم هایی را مرتکب شود. این اعمال اندک اندک قوای ادراکی و شناختی انسان را آسیب می رساند(مطففین، آیه ۱۴) به گونه ای که گوش و چشم دیگر حقایق را نمی تواند بشنود و ببیند و قلب نیز از تحلیل حقیقت باز می ماند و واژگونه تحلیل می کند و حق را باطل و باطل را حق می یابد،(اعراف، آیه ۱۷۹) چرا که بر گوش و چشم ایشان پرده هایی کشیده و بر قلب های ایشان مهر خورده و بسته شده است.(بقره، آیه ۷؛ جاثیه، آیه ۲۳؛ توبه، آیه ۸۷؛ منافقون، آیه ۳)

انسان گناهکار که فطرت سالم خود را از دست می دهد به جای آن که از وحی الهی بهره مند شود، تحت تاثیر وحی شیطانی قرار می گیرد و به جای پذیرش حق علیه آن موضع گیری کرده و به مجادله با آن می پردازد.(انعام، آیه ۱۲۱)

اما خداوند به انسان عنایت خاصی دارد و اجازه نمی دهد تا ابلیس و شیاطین به سادگی تسلط یابند. این جاست که کارهایی را برای بهبود وضعیت بشر انجام داده تا امکان تسلط و چیرگی شیطان به سادگی فراهم نیاید. از جمله این کارها، برنامه های خاصی چون روزه داری به ویژه در ماه رمضان است؛ زیرا در این ماه مبارک دشمن بیرونی با محدودیت های شدیدی مواجه است و دیگر نمی تواند آزادانه حرکت و یا کاری علیه انسان بکند.

ماه رمضان یک فرصت استنثایی برای بازسازی و بازگشت به سوی حق و راستی و درستی و توبه به درگاه خداوندی است. رحمت خاص خداوندی در این ماه شامل بندگان شده است تا انسان با روزه داری و انجام وظایف و تکالیف ویژه آن بتواند نخست بر هواهای نفسانی مسلط شود و آن گاه پس از ماه رمضان به سبب همان بستر تقوایی که فراهم آمده بتواند در برابر وسوسه های شیطانی مقاومت کرده و در مسیر تقوای کامل و درجات بالایی آن گام بردارد و خود را نسبت به همه دشمنان به ویژه آتش دوزخ از سپر تقوا بهره مند کند.

ویژگی های ماه رمضان از نظر پیامبر(ص)

حضرت امام رضا(ع) از پدرش از جدش این روایت را نقل کرده‌اند که امام علی(ع) چنین فرمود: در روزی از روزهای آخر شعبان و در آستانه ماه مبارک رمضان رسول خدا(ص) خطبه مهمی خواند. این خطبه به خطبه شعبانیه معروف است.

۱. فضلیت ماه رمضان: پیامبر(ص) نخست به بیان فضیلت ماه رمضان می پردازد و می فرماید: أیُّهَا النّاسُ، إنَّهُ قَد أقبَلَ إلَیکُم شَهرُ اللّهِ بِالبَرَکَهِ وَالرَّحمَهِ وَالمَغفِرَهِ، شَهرٌ هُوَ عِندَ اللّه أفضَلُ الشُّهورِ، وَأیّامُهُ أفضَلُ الأَیّامِ، ولَیالیهِ أفضَلُ اللَّیالی، وساعاتُهُ أفضَلُ السّاعاتِ؛ «اى مردم! همانا ماه خدا، همراه با برکت و رحمت و آمرزش، به شما روى آورده است؛ ماهى که نزد خدا برترینِ ماه هاست و روزهایش برترینِ روزها، شب هایش برترینِ شب ها و ساعاتش برترینِ ساعات است.

پیامبر(ص) در این خطبه در بیان فضیلت ماه مبارک رمضان نسبت به دیگر ماه‌های سال مواردی را بر می شمارد که از جمله آن ها می توان به ماه برکت، رحمت و آمرزش، بهترین ماه‌ها در نزد خداوند، ساعاتش بهترین ساعات، خواب مؤمنان عبادت، ضیافت الهی، ماه میهان خدا، یک شب برابر هزار شب، دعاهای مؤمنان مستجاب، نزول قرآن، تلاوت یک آیه از قرآن ثواب یک ختم قرآن، آمرزش گناهان، تسبیح نفس‌ها، ماه سربلندی و سرافرازی مؤمنین در پیکار با خواسته‌های نفسانی و جبران غفلت‌ انسان‌ها از خدا و توبه و بازگشت به سوی خدا اشاره کرد.

۲. ماه مهمانی و ضیافت الهی: پیامبر سپس در بیان فضلیت به نکته دیگری اشاره می کند که جایگاه و ارزش این ماه را بسیار بالاتر از هر ماهی قرار می دهد؛ زیرا پیامبر(ص) می فرماید که این ماه، ماه ضیافت الله است و خداوند به انسان این کرامت را بخشیده تا مهمان سفر الهی شود: هُوَ شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلى ضِیافَهِ اللّهِ، وجُعِلتُم فیهِ مِن أهلِ کَرامَهِ اللّهِ؛ ماهى است که در آن به میهمانى خدا دعوت شده اید و از شایستگانِ کرامت الهى قرار داده شده اید.

۳. پاداش های استنثایی: از دیگر ویژگی های این ماه این است که خداوند در این ماه حتی برای اعمال غیر اختیاری و غیر ارادی روزه داران چون نفس کشیدن و خوابیدن و مانند آن ثواب و پاداش قرار داده و اعمال خوب و صالح در آن مقبول است و نیایش ها و دعاها مورد اجابت قرار می گیرد: أنفاسُکُم فیهِ تَسبیحٌ، ونَومُکُم فیهِ عِبادَهٌ، وعَمَلُکُم فیهِ مَقبولٌ، ودُعاؤُکُم فیهِ مُستَجابٌ؛ نَفَس هایتان در آن، تسبیح است؛ خوابتان در آن، عبادت؛ عملتان در آن، پذیرفته؛ و دعایتان در آن، مورد اجابت الهی است.

تکالیف و وظایف روزه دار

آن گاه پیامبر(ص) پس از بیان فضلیت ماه رمضان، به تکالیف و وظایف روزه داران اشاره می کند؛ چرا که حضور در مهمانی و ضیافت الهی نیازمند تحقق شرایطی است.

۱. شرط حضور در مهمانی خدا: هر انسانی اگر به مهمان شخصی بزرگ می رود، کارها و مقدماتی را انجام می دهد تا در مهمانی بهترین و نیکوترین حضور را داشته باشد و به بهترین شکل از آن حضور بهره مند شود. از این روست که پیامبر(ص) شرایط حضور در ضیافت الهی را این گونه بیان می کند: فَاسأَلُوا اللّهَ رَبَّکُم بِنِیّاتٍ صادِقَهٍ وقُلوبٍ طاهِرَهٍ أن یُوَفِّقَکُم لِصِیامِهِ وتِلاوَهِ کِتابِهِ؛ فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ غُفرانَ اللّهِ فی هذَا الشَّهرِ العَظیمِ؛ پس با نیّت هاى راست و دل هاى پاک، از پروردگارتان بخواهید تا براى روزه دارىِ آن و تلاوت کتاب خویش، توفیقتان دهد؛ چرا که بدبخت، کسى است که در این ماه بزرگ، از آمرزش الهى محروم بماند.

۲. معنابخشی به کارها با یاد قیامت و آخرت: اصولا انسان اگر شناخت و معرفت درستی از هستی نداشته باشد، نمی تواند نیت صادقی داشته باشد؛ چرا که شناخت و معرفت نسبت به هستی به ویژه قیامت و آخرت است که فلسفه زندگی دنیایی را دگرگون می کند و همه اندیشه ها و باورها و نگرش ها و رفتارهای ما را متحول می سازد. آخرت شناسی و آخرت گرایی انسان است که انسان را برای اهداف بلند آماده کرده و کارها را به شکلی دیگر تفسیر و سامان می دهد. هر کاری که انسان انجام می دهد بی پذیرش قیامت و آخرت، تنها در دایره محدود دنیوی معنا می یابد و ارزش و اعتبار آن تنها در کسب لذات زودگذر مادی و دنیوی خلاصه می شود؛ اما اگر فلسفه زندگی ما با شناخت کامل از هستی از جمله قیامت و آخرت و زندگی اخروی همراه شود، هر عملی معنای دیگر پیدا می کند و انسان کار را برای آن انجام می دهد که آثار آن در آخرت و سازه های اخروی نمودار می شود. پس کارهای نیک و اعمال خیر در چارچوب فلسفه زندگی اخروی انجام می شود و سبک زندگی به طور کامل تغییر می یابد. پس وقتی هر کاری را می کند تنها لذات دنیوی را مد نظر قرار نمی دهد بلکه خواهان رضایت الهی و تاثیر آن در زندگی پس از دنیاست. از این روست که پیامبر(ص) به نقش آخرت گرایی در تحول معنادار فلسفه و سبک زندگی و رفتار انسانی توجه می دهد و می فرماید: وَاذکُروا بِجوعِکُم وعَطَشِکُم فیهِ جوعَ یَومِ القِیامَهِ وعَطَشَهُ، وتَصَدَّقوا عَلى فُقَرائِکُم ومَساکینِکُم، ووَقِّروا کِبارَکُم، وَارحَموا صِغارَکُم، وصِلوا أرحامَکُم، وَاحفَظوا ألسِنَتَکُم، وغُضّوا عَمّا لا یَحِلُّ النَّظَرُ إلَیهِ أبصارَکُم، وعَمّا لا یَحِلُّ الاِستِماعُ إلَیهِ أسماعَکُم، وتَحَنَّنوا عَلى أیتامِ النّاسِ یُتَحَنَّن عَلى أیتامِکُم؛ با گرسنگى و تشنگى خود در این ماه، گرسنگى و تشنگىِ روز قیامت را یاد کنید؛ به نیازمندان و بینوایانتان صدقه بدهید؛ به بزرگان خود احترام، و بر کوچک هایتان ترحّم، و به بستگانتان نیکى کنید؛ زبانتان را نگه دارید؛ چشم هایتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست، بپوشانید؛ گوش هایتان را از آنچه شنیدنش حلال نیست، فرو بندید؛ به یتیمان مردم، محبّت کنید تا بر یتیمان شما محبّت ورزند.

در این بخش، پیامبر(ص) بر اموری به ویژه صدقه به فقیران، رعایت اخلاق اجتماعی، تقوا و مهار زبان، چشم و گوش، و نیز اکرام یتیمان و تکریم آنان تاکید می کند.

۳. تصیفه باطن با توبه و نیایش: آن گاه پیامبر(ص) از مردمان می خواهد تا نسبت به کارهای خطا توبه کنند و در مسیر راست فطرت و عقل و وحی قرار گیرند و برای جلب عنایت و رحمت خاص خداوندی دست های نیایش خود را به آسمان بردارند؛ چرا که پذیرش آیات الهی و انجام دستورهای خداوندی نیازمند بازگشت به مسیر فطرت و رفتاری مبتنی بر تقوای عقلانی است. پس لازم است که انسان برای بهره مندی از الطاف الهی،‌نخست خانه دل خود را از هر گونه رذایل و پلیدی پاک کند و با تخلیه از آن ها و تصیفه و پاک کردن خانه دل، اجازه دهد که انوار الهی وارد شود. اگر دلی از خیالات موهوم و باطل تصفیه نشده باشد، نمی تواند کارهای خیر و خوبی را انجام دهد؛ باید خود را با صفا کرد تا کارهای نیک با نیت خیر و خوب انجام گیرد. خانه آلوده به گناه همانند نهر و رودی آلوده است که هر آب پاکی را نیز آلوده می کند و دست کم به تیرگی می کشاند و اعمال خیر را به نیت ریا و منت و مانند آن الوده می کند. از این روست که مساله توبه و دعا و استغفار به عنوان راهکارهایی برای بستر سازی فضای مناسب در دستور کار قرار می گیرد و پیامبر(ص) می فرماید: وتوبوا إلَى اللّهِ مِن ذُنوبِکُم، وَارفَعوا إلَیهِ أیدِیَکُم بِالدُّعاءِ فی أوقاتِ صَلَواتِکُم؛ فَإِنَّها أفضَلُ السّاعاتِ، یَنظُرُ اللّهُ عز و جل فیها بِالرَّحمَهِ إلى عِبادِهِ، یُجیبُهُم إذا ناجَوهُ، ویُلَبّیهِم إذا نادَوهُ ویَستَجیبُ لَهُم إذا دَعَوهُ. یا أیُّهَا النّاسُ، إنَّ أنفُسَکُم مَرهونَهٌ بِأَعمالِکُم فَفُکّوها بِاستِغفارِکُم، وظُهورَکُم ثَقیلَهٌ مِن أوزارِکُم فَخَفِّفوا عَنها بِطولِ سُجودِکُم، وَاعلَموا أنَّ اللّهَ ـ تَعالى ذِکرُهُ ـ أقسَمَ بِعِزَّتِهِ ألاّ یُعَذِّبَ المُصَلّینَ وَالسّاجِدینَ، ولا یُرَوِّعَهُم بِالنّارِ یَومَ یَقومُ النّاسُ لِرَبِّ العالَمینَ؛ از گناهانتان به پیشگاه خداوند توبه کنید؛ در هنگام نمازها، دستانتان را بر آستان او به دعا بلند کنید، که آن هنگام (وقت نماز)، برترینِ ساعت هاست و خداوند با نظر رحمت به بندگانش مى نگرد و هر گاه با او مناجات کنند، پاسخشان مى دهد و چون او را صدا بزنند، جوابشان مى گوید و چون او را بخوانند، اجابتشان مى کند. اى مردم! جان هاى شما در گرو کارهاى شماست، پس با آمرزش خواهى خود، آنها را آزاد سازید؛ و پشت هاى شما از بار گناهانتان سنگین است، پس با طول دادن سجده هاى خود، آنها را سبک کنید، و بدانید که خداوند ـ که یادش والاست ـ به عزّت خود، سوگند خورده است که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نمى کند و در روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان [براى حساب ]مى ایستند، آنان را با آتش، هراسان نمى سازد.

مجازات روزه خواری و راه رهایی از آن

پیامبر(ص) پس از آن که وظایف و تکالیف روزه دار را از نظر فکری و رفتاری در حوزه های عبادیات و اعمال صالح و هم چنین اخلاق فردی و اجتماعی بیان می کند، به مخالفت با حکم الهی روزه اشاره می کند و کیفرهای دنیوی و اخروی آن را یاد آور شده و راه های رهایی از کیفرهای اخروی الهی را با انجام برخی از اعمال خیر در همین دنیا بیان می کند و می فرماید: أیُّهَا النّاسُ، مَن فَطَّرَ مِنکُم صائِما مُؤمِنا فی هذَا الشَّهرِ کانَ لَهُ بِذلِکَ عِندَ اللّهِ عِتقُ نَسَمَهٍ ومَغفِرَهٌ لِما مَضى مِن ذُنوبِهِ». فَقیلَ : یا رَسولَ اللّهِ، ولَیسَ کُلُّنا یَقدِرُ عَلى ذلِکَ! فَقالَ صلى الله علیه و آله : «اِتَّقُوا النّارَ ولَو بِشِقِّ تَمرَهٍ، اِتَّقُوا النّارَ ولَو بِشَربَهٍ مِن ماءٍ؛ اى مردم ! هر که از شما در این ماه، روزه دارى را افطار دهد، پاداش او براى آن، نزد خدا، آزاد کردن یک برده و آمرزش گناهان گذشته اوست». پس گفتند : اى پیامبر خدا ! همه ما توانایىِ این کار را نداریم! پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود : «خود را از آتش نگه دارید، هر چند با یک دانه خرما؛ مخود را از آتش نگه دارید، هر چند با یک جرعه آب.

آثار و برکات روزه داری

پیامبر(ص) در بخشی دیگر از خطبه شعبانیه که برای استقبال از ماه رمضان و بیان اهمیت و ارزش روزه داری و ذکر قوانین آن بوده، آثار و برکات روزه داری بیان می کند.

۱. آثار خوش خویی در ماه رمضان: پیامبر(ص) مهم ترین اثر ماه رمضان را در خوش خویی روزه دار می داند و از همین رو در نخستین سخن خود درباره آثار و برکات ماه رمضان و اعمال آن به نقش ماه رمضان در نیکوکردن خلق و خو اشاره کرده و آن را مورد توجه قرار می دهد؛‌چرا که آن چه از عبادات مراد است و به عنوان فلسفه بندگی مطرح است، دست یابی به حسن خلق است. پیامبر(ص) بارها در بیان فلسفه بعثت خویش به اتمام مکارم اخلاقی اشاره کرده و چنان که بارها مهم ترین عامل ورود انسان را به بهشت داشتن حسن خلق دانسته و گفته که بدخو به بهشت نمی رود. ایشان در این جا نیز می فرماید: أیُّهَا النّاسُ، مَن حَسَّنَ مِنکُم فی هذَا الشَّهرِ خُلُقَهُ کانَ لَهُ جَوازا عَلَى الصِّراطِ یَومَ تَزِلُّ فیهِ الأَقدامُ؛ اى مردم! هر کس اخلاقش را در این ماه، نیکو سازد، براى او وسیله عبور از صراط خواهد بود، در آن روز که گام ها بر صراط مى لغزد.

۲. آسان گیری درباره زیردستان و مدیریت خشم: از جمله حسن خلق که تاثیر مهمی در زندگی فردی و اجتماعی دارد، آسان گیری نسبت به زیردستان و کارگزاران است. این که خداوند اجازه داده تا بر دیگری نوعی سلطه داشته باشید و شما را بردیگر فضلیتی بخشیده نمی بایست از آن سوء استفاده کرد و بر مردمان سخت گیری نمود. ماه رمضان می بایست به شخص بیاموزد که نسبت به دیگران نرم و آسان گیر باشد و سخت گیری نکند. رحمت آورد تا خداوند بر او رحم آورد. هم چنین انسان می بایست به گونه ای رفتار کند که شری به دیگری نرساند و مردم از شر او در امان باشند. این بدان معناست که انسان نمی بایست خود را تحت مدیریت قوای شهوانی و غضبانی قرار دهد و شهوت قدرت و لذت آن مورد سخت گیری شود یا غضب او را به کار زشت فرمان دهد. از همین روست که پیامبر(ص) به نقش این حسن خلق اشاره می کند و می فرماید: ومَن خَفَّفَ فی هذَا الشَّهرِ عَمّا مَلَکَت یَمینُهُ خَفَّفَ اللّهُ عَنهُ حِسابَهُ، ومَن کَفَّ فیهِ شَرَّهُ کَفَّ اللّهُ فیهِ غَضَبَهُ یَومَ یَلقاهُ؛ و هر کس در این ماه بر بردگان خود آسان بگیرد، خداوند حساب او را سبک خواهد گرفت؛ و هر کس در این ماه، شرّ خود را از دیگران باز دارد، خداوند در روز دیدارش، غضب خویش را از او باز خواهد داشت.

۳. یتیم نوازی : یکی از آسیب پذیرترین اقشار اجتماعی یتیمان هستند. از این روست که توجه ویژه به آنان به عنوان یک عمل بسیار مهم اخلاقی بارها در قرآن تاکید شده و پیامبر(ص) اطعام ایشان و اکرام آنان در این ماه را بسیار ارزشمند دانسته و به آثار آن اشاره می کند و می فرماید: ومَن أکرَمَ فیهِ یَتیما أکرَمَهُ اللّهُ یَومَ یَلقاهُ؛ و هر که در این ماه، یتیمى را گرامى بدارد، در روز دیدار، خداوند، گرامى اش خواهد داشت.

۴. صله رحم و پیوندهای خویشاوندی: این نیز یکی از مسایل مهم اخلاق اجتماعی است که در اسلام مورد تاکید بوده و صله رحم را به عنوان عامل برکت و افزایش عمر دانسته اند. در این جا پیامبر(ص) از آثار روزه داری را مراعات حال خویشان و تقویت پیوند خویشاوندی دانسته و با اشاره به آثار آن بر آن است تا این اخلاق اجتماعی در ماه رمضان تقویت و استوار گردد. ایشان می فرماید: ومَن وَصَلَ فیهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللّهُ بِرَحمَتِهِ یَومَ یَلقاهُ، ومَن قَطَعَ رَحِمَهُ قَطَعَ اللّهُ عَنهُ رَحمَتَهُ یَومَ یَلقاهُ؛ و هر که در آن به خویشاوند خود نیکى کند، در روز دیدار، خداوند با رحمتش به او نیکى خواهد کرد؛ و هر کس در آن از خویشان خود ببُرد، خداوند در روز دیدار، رحمتش را از او قطع خواهد نمودو

۵. اعمال عبادی به ویژه نماز: از نظر آموزه های اسلامی نماز مرز میان کفر و ایمان است و مهم ترین عمل عبادی در ارتباط میان بنده و خدا، همین نماز است که بارها در آیات قرآنی مورد تاکید است. روزه دار می بایست به نماز بیش از پیش در این ماه اهتمام ورزد. از این روست که نماز مستحبی در این ماه بسیار ارزشمند دانسته شده است؛ زیرا ابلیس و شیاطین از نماز و سجده بسیار عصبانی می شوند و چون خود اهل سجده نیست اهل سجده را دشمن می دارد و از این عصبانیت به خود می پیچد. از این روست که پیامبر(ص) با اشاره به اثار نماز در این ماه،‌روزه داران را به انجام آن تشویق و ترغیب می کند و می فرماید: ومَن تَطَوَّعَ فیهِ بِصَلاهٍ کُتِبَ لَهُ بَراءَهٌ مِنَ النّارِ، ومَن أدّى فیهِ فَرضا کانَ لَهُ ثَوابُ مَن أدّى سَبعینَ فَریضَهً فیما سِواهُ مِنَ الشُّهورِ؛ و هر کس در آن، نماز مستحبّى بخواند، براى او دورى از آتش، نوشته مى شود؛ و هر کس واجبى را در آن ادا کند، پاداش کسى را دارد که هفتاد واجب را در ماه هاى دیگر، ادا کرده است.

۶. صلوات بر پیامبر(ص) : از دیگر اعمال بسیار مستحب در ماه رمضان، صلوات است. خداوند و فرشتگان بر پیامبر(ص)‌صلوات می فرستند و انجام این عمل در این ماه به شخص کمک می کند تا تحت ولایت پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) قرار گیرد و از ولایت شیطان بیرون رود. کسی که صلوات می فرستد پیمانه وجودش را از برکت وجودی ولایت پر می کند و کسی که اهل ولایت باشد،‌ بر میزان قیامت پر پیمانه خواهد بود؛‌چرا که چیزی سنگین تر از ولایت و محبت به آن در دنیا و قیامت نیست. از همین روست که برای توسل و جلب محبت و بهره مندی از شفاعت آن حضرت(ص) بر صلوات به عنوان یکی از مهم ترین ابزارها و وسایل تاکید شده و پیامبر(ص) می فرماید: ومَن أکثَرَ فیهِ مِنَ الصَّلاهِ عَلَیَّ ثَقَّلَ اللّهُ میزانَهُ یَومَ تَخَفَّفُ المَوازینُ؛ و هر کس در آن بر من زیاد صلوات بفرستد، خداوند در روزى که وزنه اعمال، سبک مى شود، وزنه اعمال او را بیفزاید.

۷. تلاوت قرآن: ماه رمضان بهار قرآن است و در این ماه است که قرآن نازل شده است. این کتاب الهی با نزول در این ماه زندگی انسان را معنای دیگر بخشیده است و انسان را به کرامت الهی و خلافت خداوندی بسیار نزدیک نموده است. پس بهره مندی از ماه رمضان برای استفاده از قرآن با تلاوت و درنگ و تدبر در آن بسیار مهم است. پیامبر(ص) در این باره نیز می فرماید: ومَن تَلا فیهِ آیَهً مِنَ القُرآنِ کانَ لَهُ مِثلُ أجرِ مَن خَتَمَ القُرآنَ فی غَیرِهِ مِنَ الشُّهورِ؛ و هر کس در آن، آیه اى از قرآن تلاوت کند، پاداش کسى را دارد که در ماه هاى دیگر، ختم قرآن کرده است.

۸. نیایش به درگاه خداوند : از دیگر کارهای مهم در این ماه دعا و نیایش است. در این ماه درهای بهشت باز می شود و انسان از خدا بخواهد تا هرگز درهای دوزخ رابر او نگشاید. این از فضایل این ماه است که درهای بهشت باز و درهای دوزخ بسته است؛‌اما انسان ها با روزه داری و نیایش دراین ماه می تواند آن را برای ماه دیگر سال نیز بر خود ببندند. از این روست که پیامبر(ص) می فرماید: أیُّهَا النّاسُ، إنَّ أبوابَ الجِنانِ فی هذَا الشَّهرِ مُفَتَّحَهٌ، فَاسأَلوا رَبَّکُم ألاّ یُغلِقَها عَلَیکُم، وأبوابَ النّیرانِ مُغَلَّقَهٌ فَاسأَلوا رَبَّکُم ألاّ یَفتَحَها عَلَیکُم؛ اى مردم! در این ماه، درهاى بهشت، بازند. پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نبندد؛ و درهاى دوزخ، بسته اند. پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نگشاید.

۹. دعا و اسارت شیاطین: یکی دیگر از جنبه های نیایش می بایست مربوط به مساله شیاطین باشد؛ چنان که گفته شد از فضایل ماه رمضان محدودیت هایی است که نسبت به شیاطین روا داشته شده تا انسان ها بتوانند در کمال آرامش به خودسازی و تزکیه نفس بپردازند و به دور از وسوسه های شیطانی با هواهای نفسانی خود مبارزه کنند. از آن جایی ماه رمضان ماه دعا و نیایش است،‌یکی از مهم ترین دعا و نیایش ها باید این باشد که پس از ماه رمضان شیاطین بر او مسلط نشوند و خداوند هم چنان با تقوایی که شخص به دست آورده شیاطین را در بند نگه دارد و اجازه سلطه و تسلط به آنان ندهد. از این روست که پیامبر(ص) به این مساله توجه داده و می فرماید: وَالشَّیاطینَ مَغلولَهٌ فَاسأَلوا رَبَّکُم ألاّ یُسَلِّطَها عَلَیکُم؛ و شیطان ها در بندند. پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما مسلّط نسازد».

بهترین اعمال در ماه رمضان

در روایت آمده که در این جا امیرمومنان علی(ع) از جا بر می خیزد از پیامبر(ص)‌می پرسد: قالَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام : فَقُمتُ فَقُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ، ما أفضَلُ الأَعمالِ فی هذا الشَّهرِ؟ من(علی) برخاستم و گفتم : اى پیامبر خدا! برترینِ کارها در این ماه چیست؟ فَقالَ : «یا أبَا الحَسَنِ، أفضَلُ الأَعمالِ فی هذَا الشَّهرِ الوَرَعُ عَن مَحارِمِ اللّهِ عز و جل؛ فرمود : «اى ابو الحسن! برترینِ کارها در این ماه، ورع و پرهیز از حرام هاى الهى است».

این که پیامبر(ص) ورع را به عنوان بهترین کار در ماه رمضان مطرح می کند،‌ از آن روست که ورع به معنای ترک حرام های الهی زمینه ساز تقوایی است که هدف از روزه داری دانسته شده است. پس در حقیقت انسان با ترک حرام های کلامی و رفتاری و دیداری و شنیداری و فکری و روحی این فرصت را می یابد تا خود را به دایره متقین و اهل تقوا برساند و فرصت مبارزه رو در رو با شیاطین را به دست آورد؛ زیرا از دشمن درون رهایی یافته و خلاص شده است.

قرآن صامت و قرآن ناطق؛ معنای ولایت

ماه رمضان ماه انزال دفعی قرآن بر قلب پیامبر(ص) و بهار قرآن است. قرآن صامت که در این ماه آغاز می شود با شهادت قرآن ناطق نیز همراه است. از این روست که پیامبر(ص) وقتی به امیرمومنان(ع) می نگرد می گیرد؛ چرا که دین اسلام که به ولایت ایشان کامل و تمام شده است،‌ در همین ماه گرفتار نفاقی می شود که جریان اصلی اسلام از مدار خود خارج خواهد شد و مسیری ضلال را تا زمان ظهور حجت (عج)‌طی می کند. در ادامه روایت آمده است : ثُمَّ بَکى. فَقُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ، ما یُبکیکَ؟ فَقالَ : «یا عَلِیُّ، أبکی لِما یُستَحَلُّ مِنکَ فی هذَا الشَّهرِ، کَأَنّی بِکَ وأنتَ تُصَلّی لِرَبِّکَ، وقَدِ انبَعَثَ أشقَى الأَوَّلینَ وَالآخِرینَ، شَقیقُ عاقِرِ ناقَهِ ثَمودَ، فَضَرَبَکَ ضَربَهً عَلى فَرقِکَ (قَرنِکَ) فَخَضَّبَ مِنها لِحیَتَکَ». قالَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام : فَقُلتُ : یا رَسولَ اللّهِ وذلِکَ فی سَلامَهٍ مِن دینی؟ فَقالَ : «فی سَلامَهٍ مِن دینِکَ». ثُمَّ قالَ صلى الله علیه و آله : «یا عَلِیُّ، مَن قَتَلَکَ فَقَد قَتَلَنی، ومَن أبغَضَکَ فَقَد أبغَضَنی، ومَن سَبَّکَ فَقَد سَبَّنی؛ لِأَنَّکَ مِنّی کَنَفسی، وَروحُکَ مِن روحی، وَطینَتُکَ مِن طینَتی. إنَّ اللّه َ ـ تَبارَکَ وَتَعالى ـ خَلَقَنی وإیّاکَ، وَاصطَفانی وَإیّاکَ، وَاختارَنی لِلنُّبُوَّهِ وَاختارَکَ لِلإِمامَهِ، وَمَن أنکَرَ إمامَتَکَ فَقَد أنکَرَنی نُبُوَّتی. یا عَلِیُّ، أنتَ وَصِیِّی، وأبو وُلدی، وزَوجُ ابنَتی، وخَلیفَتی عَلى اُمَّتی فی حَیاتی وبَعدَ مَوتی، أمرُکَ أمری ونَهیُکَ نَهیی. اُقسِمُ بِالَّذی بَعَثَنی بِالنُّبُوَّهِ وجَعَلَنی خَیرَ البَرِیَّهِ، إنَّکَ لَحُجَّهُ اللّه ِ عَلى خَلقِهِ، وأمینُهُ عَلى سِرِّهِ، وَخَلیفَتُهُ عَلى عِبادِهِ؛

سپس گریست. گفتم : اى پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟ فرمود : «اى على! بر این مى گریم که حرمت تو را در این ماه مى شکنند. گویا مى بینم تو در حال نماز براى پروردگار خویشى، که نگون بخت ترینِ اوّلین و آخرین، همو که برادر پى کننده ناقه قوم ثمود است، برمى خیزد و بر فرق سرت ضربتى مى زند و محاسنت، از خون سرت، رنگین مى شود». گفتم : اى پیامبر خدا! آیا در آن حالت، دینم سالم است؟ فرمود : «دینت، سالم است». سپس فرمود : «اى على! هر کس تو را بکشد، مرا کشته است و هر کس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است و هر کس تو را ناسزا گوید، مرا ناسزا گفته است؛ چرا که تو از من هستى، همچون جان من. روح تو، از روح من است و سرشت تو، از سرشت من. خداى متعال، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا براى پیامبرى، و تو را براى امامت، انتخاب کرد. هر کس امامت تو را انکار کند، نبوّت مرا انکار کرده است. اى على! تو وصىّ من، پدر فرزندان من، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستى، در حال حیاتم و پس از مرگم فرمان تو، فرمان من است و نهى تو، نهى من است. سوگند به خدایى که مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ آفریدگان قرار داد، تو حجّت پروردگار بر خلق اویى و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش»(منابع: بحارالانوار ج ۹۶ ص ۱۵۷؛ عیون اخبار الرضا ج۱، ص ۲۹۵ و کتاب فضائل شهر رمضان)