وظایف مادری از منظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

مادری نسبتی اضافی و دو سویه است؛ زیرا این عنوان زمانی تحقق می یابد که فرزندی باشد؛ این گونه است که با وجود فرزند، مادر معنا می یابد. بنابراین، در چنین مواردی باید از وظایف متقابل مادر و فرزند سخن گفت که در قالب حق و تکلیف خودنمایی می کند؛ زیرا اگر برای مادر، حقی بیان می شود، تکلیفی نیز بر عهده او گذاشته می شود. این حق و تکلیف متقابل میان فرزند و مادر هماره خواهد بود؛ البته بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، این حق و تکلیف متقابل تنها نسبت به مادر و فرزند نیست، بلکه حقوق و تکالیفی نیز برای مادر نسبت به پدر فرزند و حتی جامعه مطرح است که باید از سوی دو طرف مراعات شود. اما آن چه در این جا مد نظر است، تبیین وظایف مادر نسبت به فرزند بر اساس آموزه های وحیانی قرآن است.

اخلاق مادری

بی گمان یکی از مهم ترین وظایف مادری، تعلیم و تربیت فرزند است؛ زیرا نخستین و اصلی ترین معلم و مربی هر انسانی، والدین او هستند. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هدف خلقت، دست یابی انسان به کمالات و اظهار اسمای الهی برای رسیدن به مقام خلافت الهی است.(بقره، آیات ۳۰ و۳۱ و ۱۳۸ و ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۷۹ و ۱۶۴؛ ذاریات، آیه ۵۶) باطن و ملکوت این سخن چیزی جز تخلق به اخلاق الهی در تمامیت کمالی آن نخواهد بود؛ به این معنا که هر انسانی باید از ظرفیت طبیعی خویش برای رسیدن مکارم اخلاقی بهره برد که بازتابی از ظهور و تجلی همه اسمای الهی در شخص است. از همین روست که تعلیم و تربیت و تزکیه پیامبران، دست یابی انسان به چنین مقام و منزلتی است که خدا به عنوان هدف در حکمت آفرینش و خلقت انسان بلکه هستی مطرح کرده است.(همان)

مادر به عنوان نخستین معلم و مربی و مزکی فرزند باید خود دارای اخلاق فاضله و نیکو باشد تا بتواند به این مهم بپردازد؛ زیرا «ذات نایافته از هستی بخش. چون تواند که بود هستی بخش. خشک ابری که بوَد ز آب تهی. ناید از وی صفت آب دهی.» از همین روست که در آموزه های اسلامی به اخلاق والدین از جمله مادر در انتخاب همسر توجه بسیار شده است تا همسری انتخاب نشود که فاقد محاسن و مکارم اخلاقی باشد. از آن جایی که خانواده تاثیر به سزایی در اخلاق دارد، خواستار آن است تا همسری از خانواده شایسته انتخاب شود؛ چنان که پیامبر(ص) از انتخاب همسری زیبا از محیطی آلوده نهی کرده و می فرماید: ایّاکُمْ وَ خَضْراءَ الدَّمَنِ، قیلَ: یا رَسولَ اللّه‏ِ و ما خَضْراءُ الدَّمَنِ؟ قالَ:اَلْمَرْاَهُ الحَسْناءُ فى مَنْبَتِ السّوءِ؛ از سبزه در زباله‏دانى دورى کنید! گفتند: اى رسول خدا سبزه در زباله‏دانى چیست؟فرمودند: زن زیبا در خانواده بد.(کافى، ج ۵، ص ۳۳۲، ح ۴)

افرادی که در محیط های نامناسب رشد می کنند، آثاری از محیط را به خود می گیرند؛ زیرا عواملی چندی از جمله وراثت، محیط زیست، زمان زیست و دوره های زمانی، نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت و هویت هر فردی دارد. شکی نیست که اعمال و رفتار هر فردی متاثر از شخصیت و شاکله وجودی اش خواهد بود(اسراء، آیه ۸۴)؛ بنابراین، خلق و خوی مادر و شخصیت او، در عمل و رفتار وی بروز و ظهور می کند و در فرآیند تربیتی به فرزند منتقل می شود. از همین روست که پیامبر(ص) از انتخاب همسر از خانواده های نامناسب پرهیز می دهد؛ زیرا خدا در قرآن بر این نکته تاکید دارد که محیط زیست و خانواده نقش بسیار تعیین کننده ای در سرنوشت فرزندان دارند؛ خدا می فرماید: إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبَادَکَ وَلَا یَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا کَفَّارًا ؛ چرا که اگر تو آنان را باقى گذارى بندگانت را گمراه مى کنند و جز پلیدکار ناسپاس نزایند.(نوح، آیه ۲۷)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر کودکی بر اساس فطرت پاک الهی و در حالت تسویه همراه با الهامات طبیعی و تکوینی شناخت حق و باطل و گرایش به حق و گریزش از باطل آفریده می شود(شمس، آیات ۷ و ۸؛ روم، آیه ۳۰)؛ اما تعلیم و تربیت والدین و دیگران است که این کودک را به سمت کفر اعتقادی و فجور رفتاری سوق می دهد. پس اگر حضرت نوح(ع) می فرماید کافران فاجر جز کافر و فاجر نمی زایند، به این معنا است که خلق و خوی آنان در یک محیط نامناسب اجتماعی و آموزشی و پرورشی چیزی جز این نخواهد بود. پیامبر(ص) می فرماید: کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى اَلْفِطْرَهِ وَ إِنَّمَا أَبَوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِهِ؛ هر نوزادى بر اساس فطرت توحیدى متولد مى‌شوند، این پدر و مادر اویند که وى را یهودى، یا مسیحى و یا مجوسى مى‌نمایند».( عده الداعی و نجاح الساعی ، ج ۱ ، ص ۳۳۲)

این روایت مطابق آیه ۳۰ سوره روم است که می فرماید انسان بر فطرت اسلام آفریده می شود و انتخاب شرایع متاثر از تربیت والدین و محیط زیست اجتماعی است. بنابراین، در انتخاب همسر باید دقت لازم شود تا والدینی که بر اساس فطرت الهی اسلام هستند انتخاب شوند؛ چرا که تأثیر اخلاق و اعتقاد والدین از جمله مادر بر فرزند از جهت پاکى و ناپاکى و ایمان و کفر قطعی است.(مریم، آیات ۲۷ و ۲۸؛ نوح، آیه ۲۷) پیامبر(ص) به مردمان هشدار می دهد تا در انتخاب همسر و خویش دقت کنند؛ زیرا انتخاب همسر چنان تاثیرات دامن گستری دارد که محدود به خود همسران و حتی فرزندان نمی شود، بلکه دامنه آن ممکن است به خویشاوندان نیز کشیده شود؛ چنان آن که آن حضرت(ص) می فرماید: مَنْ زَوَّجَ کَریمَتَهُ مِنْ فاسِقٍ فَقَدْ قَطَعَ رَحِمَهُ؛ هر کس دختر گرامیش را به ازدواج مردى گنه‏کار درآورد، در حقیقت نسل خود راضایع کرده است.(مکارم الاخلاق، ص ۲۰۴)

به هر حال، از مهم ترین وظایف مادری، تربیت فرزند و تزکیه وی بر اساس اسلام و مکارم اخلاقی آن است که پیامبرش دارای خلق عظیم است.(قلم، آیه ۴) البته باید توجه داشت که مراد از مادر در این جا همان کسی است که فرزندی را آبستن می شود و آن را به دنیا می آورد، نه مادری که مسئولیت تربیت و پرورش آن را پس از تولد به عهده می گیرد.

شیردهی به فرزند

خدا پیش از تولد فرزند، غذای کامل فرزند را در پستان مادر قرار می دهد. در حقیقت، وظیفه مادری اقتضا می کند تا حق فرزند از شیری که خدا برای تغذیه او قرارداده است، ادا شود.(بقره، آیه ۲۳۳؛ احقاف، آیه ۱۵) محروم کردن فرزند از این حق طبیعی، امری ناپسند و خطا است. بنابراین، بر والدین است تا به گونه عمل و رفتار کنند تا فرزند از این حق طبیعی خویش بهره مند شده و محروم نماند.

خدا در آیات قرآنی بر این نکته تاکید دارد که مادر، داراى حق اولویّت در حضانت و شیردهى کودک خویش، حتّى در دوران جدایى و طلاق از همسر است و شوهر و ولی امر باید شرایط را برای این امر فراهم آورد و مادر و فرزند را از حقوق خویش محروم نسازند.(همان) بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، شیر دادن به فرزند، به مدّت دو سال، از ناحیه مادر، باعث تأکید بر رعایت حقوق مادر از سوى فرزند می شود.(همان)

از نظر قرآن، در صورتی که مادر توانایی شیردهی نداشته باشد باید برای فرزند دایه شیرده مناسب گرفت و اگر مادر به هر دلیلی خواستار اجرت برای شیردهی شود، باید اجرت شیردهی پرداخت شود.(طلاق، آیه ۶)

از نظر قرآن گرفتن فرزند از شیر، پیش از اتمام دو سال، منوط به صلاحدید پدر و مادر است(بقره ، آیه ۲۳۳) ؛ چون حدّ کمال شیر دادن دو سال است، «فصال» پس از دو سال طبیعى است و نیاز به مشورت و توافق ندارد، لذا مراد از «فصال» در آیه شریفه، «فصال» قبل از دو سال است.

نیایش و استغاثه برای فرزند

از جمله وظایف مادری آن است که برای سلامت دین و دنیا و تن و روان فرزندش نیایش و دعا کند؛ زیرا دعای والدین در حق فرزندان مورد اجابت حق تعالی قرار می گیرد. از همین روست که فرزندان حضرت یعقوب(ع) خواستار دعا و نیایش و استغفار پدر می شوند تا از تاثیرات خطا و گناه خویش رهایی یابند.(یوسف، آیات ۹۷ و ۹۸)

بی گمان مهم ترین نیاز فرزند به مادر درخواست هدایت و ایمان برای اوست؛ زیرا با این کار ابدیت او را می سازد و برایش عاقبت به خیری را می خواهد. خدا در قرآن بیان می کند که استغاثه پدر و مادر مؤمن به درگاه خداوند، جهت هدایت فرزند امری مطلوب است و والدین به عنوان یک وظیفه به آن توجه داشته باشند.(احقاف، آیه ۱۷) از آن جایی که مادر سختی های بسیاری را برای فرزند تحمل کرده که شامل دو سال آبستنی و شیردهی و بی خوابی های بسیار و زایمان در حد مرگ است، بی تردید دعای چنین مادری در حق فرزند مورد عنایت و اجابت الهی است.(لقمان، آیه ۱۴؛ احقاف، آیه ۱۵)

خدا در قرآن بیان می کند که مادران برای فرزندان خویش بسیار دلنگران و مضطرب هستند و هر گاه احساس خطر کنند، این اضطراب دو چندان می شود. به سخن دیگر، از نظر قرآن، احساس خطر مرگ براى فرزند، ضربه‌اى سهمگین بر مادر و مایه پریشانى خاطر وى می شود.(قصص، آیه ۱۰) از همین رو، مادر در حالتی از اضطرار قرار می گیرد که خود مایه اجابت دعا و نیایش است؛ چنان که خدا می فرماید: أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ؛ یا کیست آن کس که درمانده را چون وى را بخواند اجابت مى ‏کند و گرفتارى را برطرف مى‏ گرداند.(نمل، آیه ۶۲)

از نظر قرآن، دوران باردارى، هنگام توجّه پدر و مادر به خدا، براى درخواست فرزندى شایسته است(اعراف، آیه ۱۸۹)، چنان که دعاى پدر و مادر، براى صلاح فرزند امری شایسته است (احقاف، آیه ۱۵) ؛ چرا که دعاى پدر و مادر، در حق فرزندان خود تأثیر مثبت و سازنده ای در شکل گیری فرزند صالح و سالم و آینده او دارد.(فرقان، آیه ۷۴) بی گمان چنین فرزندی سالم و صالح مایه چشم روشنی مادر است؛ هر چند که اصولا فرزنددار شدن خود به تنها مایه چشم روشنی و سرور مادر می شود.(طه، آیه ۴۰؛ فرقان، آیه ۷۴؛ قصص، آیه ۱۳)

پیامبر(ص) درباره دعای والدین نسبت به فرزند می فرماید: دُعاءُ الوالِدِ لِوَلَدِهِ کَدُعاءِ النَّبىِّ لاُمَّتِهِ ، دُعاءُ الوالِدَهِ یُفْضى اِلَى الحِجابِ؛ دعاى پدر براى فرزندش، همانند دعاى پیامبر براى امّتش است. دعاى مادر از موانع اجابت دعا، مى‏گذرد و موانع را بر می دارد.(مشکاه الانوار، ص ۲۸۲؛ ربیع الابرار ، ج ۲،ص ۲۲۵)

حفظ فرزند در دوران آبستنی

از دیگر وظایف مادر آن است که فرزند را حفظ و صیانت کند و شرایطی را به وجود نیاورد که موجب آسیب یا مرگ فرزند شود. از نظر قرآن، هر گونه رفتاری که موجب سقط جنین شود، امری ناپسند و گناه و خطای بزرگ است. اگر این آسیب رسانی و سقط جنین به انگیزه ترس از گرسنگی یا وجود گرسنگی باشد، گناهی بس بزرگ تر است؛ زیرا چنین اشخاصی از خدا نومید شده اند؛ در حالی که روزی و قسمت هر کسی از سوی خدا معین و مقدر است.(زخرف، آیه ۳۲؛ انعام، آیه ۱۵۱؛ اسراء، آیه ۳۱)

آموزش و تعلیم معادباوری

از دیگر وظایف و مسئولیت های مادری آن است که فرزند خویش را به ایمان و معادباوری تربیت و پرورش دهد و آموزش های مناسب برای او فراهم آورد. از همین روست که در قرآن بر امر شایسته بودن گرایش دادن فرزند به معاد باورى، از سوى والدین تاکید شده است.(احقاف، آیه ۱۷)

مصلحت اندیشی

از دیگر وظایف و مسئولیت های مادری، مصلحت اندیشی نسبت به مصالح فرزند و کودک است. از نظر قرآن، مسئول بودن پدر و مادر، درباره مصالح فرزند امری لازم و ضروری است و والدین از جمله مادر حق ندارند به گونه ای عمل کنند که بر خلاف مصالح فرزند باشد و یا ضرری و زیانی فعلی یا احتمالی متوجه کودک و فرزند نماید.(بقره، آیه ۲۳۳) بر اساس همین آموزه های وحیانی پدر و مادر مجاز به ضرر زدن فرزند خویش، حتّى بر فرض وقوع طلاق نیستند.(همان) پس آنان نمی توانند به گونه ای عمل کنند که ضرر و زیانی به کودک برسد؛ بلکه باید مصلحت کودک را در امور و کارهای خویش مد نظر قرار دهند(همان)؛ زیرا «لاتضارّ» به صیغه معلوم یعنى پدر و مادر ضرر نزنند. بر اساس همین پدر و مادر مجاز به تضییع حقوق یکدیگر، با وسیله قرار دادن فرزند نیستند.(همان) البته این معنا و برداشت بر اساس این است که واژه «لاتضارّ» مجهول و «باء» سببیّه باشد.

هم چنین از نظر قرآن تقوا و توجّه به آگاهى خدا، عامل رعایت مصالح نوزادان و مسائل مربوط به شیردهى آنان از جانب پدر و مادر خواهد بود. بنابراین، نمی توان نقش ایمان در سبک زندگی والدین و آثار آن در مسئولیت پذیری والدین نادیده گرفت. به سخن دیگر، این فلسفه اسلامی والدین است که سبک زندگی آنان را متاثر می سازد و موجب سلوک خاصی از سوی آنان می شود که شامل مصلحت سنجی است.

تقوا و گفتار درست و راست

از دیگر وظایف و مسئولیت های مادری، مراعات تقوا و گفتار نیک و درست در زندگی است. از نظر قرآن، مهم ترین امری که انسان را به مراتب بالا می رساند، تقوای الهی است که از راه بندگی و عبودیت در چارچوب شریعت اسلام به دست می آید.(بقره، آیه ۲۱؛ حجرات، آیه ۱۳) بنابراین، بر والدین از جمله مادر است تا خود اهل تقوا باشند و فرزندان را به تقوا بخوانند و تربیت و آموزش و پرورش دهند؛ زیرا انسان دارای دو کرامت ذاتی و اکتسابی است. تقوای ذاتی با اکتسابی نه تنها حفظ بلکه تقویت می شود. از همین روست که در آیات قرآنی بر تقوا تاکید ویژه ای شده است؛ زیرا انسان را از مدار فجور خارج می کند و آینده و ابدیت او را تضمین می نماید.

از نظر قرآن، عامل مهمی که در تقوای الهی نقش دارد، قول سدید و استواری است که مبنای منطقی و عقلی دارد. آموزه های وحیانی اسلام از چنین خصوصیتی برخوردار هستند؛ زیرا تعبد آن برخاسته از عقلانیت و منطقی است که نمی توان در آن خدشه ای وارد ساخت. از همین رو، از تقلید کورکورانه که مذموم در نزد عقل و نقل وحیانی است به دور است.

خدا از والدین می خواهد به این مسئولیت خویش توجه داشته و با تقوا و گفتار درست و راست زندگی کنند تا فرزندان صالح و سالم تحویل اجتماع دهند. از نظر قرآن، تقوای الهی و عقل و منطق راستین در پدر و مادر، ضامن سلامت سرنوشت آینده فرزندان است.(نساء، آیه ۹)

تربیت سبک زندگی و مهارت آموزی

همان طوری که والدین باید به امور اعتقادی فرزند توجه داشته باشند، می بایست به حوزه رفتاری کودک نیز توجه داشته باشند؛ در حقیقت همان گونه که لازم است در حوزه نظری و علمی و فلسفی، اموری چون معادباوری و غیب باوری را به فرزند بیاموزند و او را معتقد به این امور کنند و ایمان را در قلب ایشان بکارند(احقاف، آیه ۱۷)، هم چنین باید سبک زندگی را به او بیاموزند و او را به گونه ای تربیت کنند که رفتار ایشان بر اساس فلسفه الهی باشد. توجه به آموزش و پرورش کودک و آموزش سبک زندگی و آداب آن از وظایف و تکالیف والدین و مسئولیت مادری است. خدا می فرماید که پدر و مادر، وظیفه‌دار تعلیم آداب از جمله آداب چگونگى ورود فرزندان بالغ و نابالغ خویش به اتاق و محلّ استراحت خود هستند.(نور آیات ۵۸ و ۵۹) به سخن دیگر، مسئولیت مادری مقتضی این امر است که کودک را به گونه ای آموزش و پرورش دهند که در جزئیات سبک زندگی خویش بر اساس فلسفه درست اخلاقی و ایمانی عمل و رفتار کنند.

امام سجّاد علیه‏ السلام در یک کلمه در باره مسئولیت های والدین از جمله مسئولیت مادری می فرماید : وَ أمّا حَقُّ وَلَدِکَ فَتَعْلَمَ اَنَّهُ مِنْکَ وَ مُضافٌ اِلَیْکَ فى عاجِلِ الدُّنْیا بِخَیْرِهِوَ شَرِّهِ وَ اَنَّکَ مَسئوُلٌ عَمّا وُلّیْتَهُ مِنْ حُسْنِ الاَدَبِ وَالدَّلالَهِ عَلى رَبِّهِ وَ الْمَعونَهِ لَهُ عَلى طاعَتِهِ فیکَ وَ فى نَفْسِهِ فَمُثابٌ عَلى ذلِکَ وَ مُعاقَبٌ فَاَعْمَلْ فى اَمْرِهِ عَمَلَ المُتَزَیِّنِ بِحُسْنِ اَثَرِهِ عَلَیْهِ فى عاجِلِ الدُّنْیا، المُعذِرِ اِلى رَبِّهِ فیما بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ، بِحُسْنِ الْقیامِ عَلَیْهِ وَ الاَخْذِ لَهُ مَنْهُ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّه‏ِ ؛ حقّ فرزند تو آن است که بدانى او از توست و در این جهان در نیک و بدِ خویش وابسته به توست و با تو نسبت به پرورش دادن خوب و راهنمایى کردن او به راه پروردگارش و یارى رساندن به او در اطاعت خداوند هم درباره خودت و هم حق اومسؤول هستى و براساس این مسئولیت پاداش مى‏گیرى و کیفر مى‏بینى، پس در کار فرزند همچون کسى عمل کن که کارش را در این دنیا به حسن اثر خویش آراسته مى‏کند و توبه سبب حسن رابطه میان خود و او سرپرستىِ خوبى که از او کرده‏اى و نتیجه الهى که ازاو گرفته‏اى، نزد پروردگار خویش معذور باشى و هیچ نیرو و توانى جز به خداوند نیست.(تحف العقول، ص ۲۶۳)

البته آن حضرت(ص) با اشاره به حقوق مادر بر فرزند، به مسئولیت هایی اشاره می کند که بر عهده مادر است. ایشان هر چند به صراحت آن را به عنوان وظیفه و مسئولیت معرفی نمی کند، ولی از آن جایی که به فرزند گوشزد می کند حق مادری به سبب این امور است، دانسته می شودکه این اموری که در این جا مطرح می شود به نحوی می بایست آن را جزو مسئولیت ها و وظایف مادری دانست. ایشان می فرماید: فَحَقُّ اُمِّکَ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّها حَمَلَتْکَ حَیْثُ لا یَحْمِلُ اَحَدٌ اَحَدا وَ اَطْعَمَتْکَ مِنْ ثَمَرَهِ قَلْبِها ما لا یُطْعِمْ اَحَدٌ اَحَدا وَ اَنَّها وَقَتْکَ بِسَمْعِها وَ بَصَرِها وَ یَدِها وَ رِجْلِها وَشَعْرِها وَ بَشَرِها وَ جَمیعِ جَوارِحِها مُسْتَبْشِرَهً بِذلِکَ فَرِحَهً مُوابِلَهً مُحْتَمِلَهً لِما فیهِ مَکرُوهُها وَ اَلَمُها وَ ثِقْلُها وَ غَمُّها حَتّى دَفَعَتْها عَنْکَ یَدُالْقُدْرَهِ وَ اَخْرَجَتْکَ اِلَى الاَرْضِ فَرَضَیْتَ اَنْ تَشْبَعَ وَ تَجوعَ هىَ وَ تَکْسُوَکَ وَ تَعْرى وَ تَرْویَکَ وَ تَظْمَاَ وَ تُظِلَّکَ وَ تَضْحى وَ تُنَـعِّمَکَ بِبُؤْسِها وَ تُلَذِّذَکَ بِالنَّوْمِ بِاَرَقِها وَ کانَ بَطْنُها لَکَ وِعاءً وَحِجْرُها لَکَ حِواءً وَ ثَدْیُها لَکَ سِقاءً وَ نَفْسُها لَکَ وِقاءً تُباشِرُ حَرَّ الدُّنْیا وَ بَرْدَها وَ دونَکَ، فَتَشْکُرَها عَلى قَدْرِ ذلِکَ وَ لا تَقْدِرُ عَلَیْهِ اِلاّ بِعَوْنِ اللّه‏ِ وَ تَوْفیقِهِ؛ حق مادرت این است که بدانى او تو را چنان در رحم خویش نگه داشته و پرورش داده که کس دیگرى را بدان گونه برنگیرد، و از میوه دل خود تو را چنان تغذیه نموده که هیچ کس دیگرى را آن‏گونه غذا ندهد و به راستى تو را با گوش و چشم و دست و پا و پوست و تمام اعضا و جوارحش با خوش‏رویى و دلشادى نگهدارى کرده و هر ناگوارى و درد و سختى و نگرانى دوران باردارى ر تحمّل کرده، چنان که دستِ تجاوز آفات وبلای را از تو دور ساخته و تو را بر زمین نهاده و خشنود بوده است که تو سیر باشى و اوخودش گرسنه مانَد، و تو لباس بر تن داشته باشى و او برهنه باشد و تو را سیراب سازد وخودش تشنه مانَد و تو را در سایه قرار دهد و خودش زیر آفتاب بسربرد، و با بیچارگى خود تو را نعمت دهد، و با بى‏خوابى خود به تو لذّت خواب را چشاند، و شکمش ظرف وجودِ تو بوده و دامنش پرورشگاه تو و پستان چشمه نوش تو و جانش نگهدارت بوده است. سرد و گرم دنیا را براى تو و به خاطر تو چشیده است، پس براى قدرشناسى از این همه ایثار و از خودگذشتگى او را سپاس گزار باش و جز با یارى و توفیق خداوند نخواهى توانست این همه را قدردانى کنى.(تحف العقول ، ص ۲۶۳)

در آیات و روایات وظایف و مسئولیت های دیگر برای مادر بیان شده است؛ اما به دلیل این که بیرون از حوصله این مقال است به همین اصول اساسی و کلی بسنده می شود.