وظایف جهانی امت واحده

بسم الله الرحمن الرحیم

امت واحده، از نظر فلسفه و سبک زندگی، دارای گفتمانی مشترک هستند که آموزه های وحیانی اسلام آن را شکل می دهد. هدف و روش یکسان در تحقق آن، موجب نوعی انسجام درونی و همکاری و تعاون ظاهری در میان افراد امت واحده اسلام می شود، به گونه ای که می توان آنان را «بنیان مرصوص» دانست که به سبب عزت الهی هم چون صخره عظیم خارا از هر گونه سلطه و چیرگی مدعیان دروغین علو و نفوذ جریان های خطرناک فتنه گر در امان می مانند.

امت واحده، همان طوری که در سطح میان فردی دارای وظایف در قالب «اخوت اسلامی» هستند، دارای وظایف و تکالیف و مسئولیت هایی جهانی هستند که شناخت و توجه و اهتمام به آن ها به بسیاری از پرسش ها و حتی شبهاتی که دشمنان شیطانی اسلام و نظام سیاسی ولایی با شعارهایی ملی گرایانه ای چون «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» و شبیه آن در عراق و لبنان مطرح می کنند، پاسخ های قاطع می دهد و ریشه هر گونه جدال، مراء و سخنان بی پایه و اساس و موضع گیری های باطل و ضد انسانی مدعیان حقوق بشر را می گیرد؛ زیرا همین کسانی که این گونه شعارها را در جوامع اسلامی تزریق می کنند، خود به ادعای دروغین حقوق بشر، بیش ترین مداخلات را در کشورهای جهان داشته و تریلیون ها دلار آمریکایی را حتی از جیب گاوان شیرده سعودی و امثال آنآن در جهان برای اهداف به ظاهر بشری و دمکراسی هزینه می کنند.

چو عضو به درد آورد روزگار

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر مسلمانی به حکم اسلامیت، دارای تکالیف، فردی، اجتماعی، جهانی و مانند آن ها است که بر اساس چند گانه ارتباط با خدا، مومنان و مسلمانان، بشریت و حتی خلق از انسان و غیر انسان سامان می یابد. از همین روست که انسان نه تنها در قبال هم نوع، بلکه مخلوقات دیگر از جن و فرشتگان وحتی طبیعت وظایف و تکالیفی دارد که از جمله آن ها، پیامبری برای جنیان(جن، آیات ۱ تا ۲۷)، تعلیم انبایی به فرشتگان(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۳)، عمران و آبادانی زمین و تسخیر آسمان و زمین برای مقاصد آفرینش(هود، آیه ۶۱ و آیات دیگر) و مانند آنها بر شمرد.

از نظر قرآن، افراد امت اسلام به عنوان یک مجموعه منسجم انسانی با هدف و روش مشترک و یکسان، می بایست در سطحی از روابط انسانی باشند که از آن به «اخوت اسلامی» و برادری ایمانی یاد می شود. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ؛ در حقیقت مؤمنان با هم برادرند. پس میان برادرانتان را اصلاح و سازش دهید؛ و از خدا پروا بدارید امید که مورد رحمت قرار گیرید. (حجرات، آیه ۱۰)

بازتاب این برادری و اخوت اسلامی را می بایست در همه ابعاد زندگی اجتماعی مومنان ردگیری کرد. بر این اساس، همان طوری که دو برادر نسبی به عنوان خویشاوندان خونی نسبت به یک دیگر، فراتر از حقوق مبتنی بر عدالت عقلی و مقابله به مثل رفتار می کنند، به طوری که گاه از حق خویش در قالب «عفو» و گاه دیگر در قالب «ایثار» می گذرند، اینان نیز این گونه در دو سطح احسان و اکرام عمل می کنند و روابط میان افراد امت اسلام فراتراز عدالت بر اساس قلوب ایمانی ایشان شکل می گیرد و گذشت از خطا در مرتبه ای و ایثارگری در مرتبه و سطحی دیگر اخلاق را بر حقوق مقدم می دارند(بقره، آیه ۲۳۸؛ حشر، آیات ۸ و ۹)؛ زیرا بر این باورند که در روابط مبتنی بر اخوت اسلامی و برادری ایمانی می بایست اخلاق در سطح محاسن و مکارم اخلاقی را بر حقوق عقلی و طبیعی مقدم کرد و به جای حق مکان از حقوق مکانت دفاع کرد و ارزش ها و اصول اخلاقی را بر اصل مقابله به مثل مقدم کرد؛ چرا که پیامبر اکرم(ص) خود در بیان اهداف و فلسفه بعثت خویش می فرماید: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ جز برای اتمام مکارم اخلاقی برانگیخته نشده ام.( بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۸۲)

این گونه است که خدا درباره «عبادالرحمن» که در سطح محاسن و مکارم اخلاقی با دیگران حتی دشمنان تعامل دارند، می فرماید که ایشان هنگام مواجه با بی خردان، با سلام و سلامت تعامل اجتماعی دارند(فرقان، آیه ۶۵) و در برابر عبور از کنار همین بی خردان بیهوده گرا، با کرامت برخورد می کنند.(فرقان، آیه ۷۲)

چنین امت یک دست و یکسان، که بر اساس آموزه ها و تعلمیات الهی وحی، و تزکیه الهی پرورش یافته اند(بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴) وقتی در برابر دشمن سعی می کند که حقوق ایشان را در چارچوب اقامه عدالت قسطی ادا کنند (نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) به طور طبیعی در کنش ها و واکنش های میان خویش، فراتر از عدالت قسطی، بر اساس محاسن و مکارم اخلاقی عمل کرده و عفو و ایثار از مهم ترین کلید واژگان رفتاری ایشان در اجتماع است؛ زیرا رحمت رحمانی خدا را در میان خویش به نمایش می گذارند و مظهر رحمت رحیمی خدا هستند.(فتح، آیه ۲۹ و آیات دیگر)

بر همین اساس، هرگاه مشکل و دردی را در میان افراد امت احساس می کنند، نه تنها همدردی دارند، بلکه با همدلی تلاش می کنند تا مشکل و درد ایشان کاسته یا از میان برود و به آرامش و آسایش برسند؛ چنان که پیامبر اکرم(ص) در باره این خصوصیت و ویژگی امت واحده اسلام می فرماید: اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ فی تَراحُمِهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ بِمَنْزِلَهِ الْجَسَدِ الْواحِدِ اِذَا اشْتَکی مِنْهُ عُضْوٌ واحِدٌ تَداعی لَهُ سائِرُ الْجَسَدِ بِالْحُمّی وَالسَّهَرِ؛ مؤمنان از نظر مهرورزی و عطوفت نسبت به یکدیگر مانند یک پیکرند که هر گاه عضوی از آن دچار درد می شود سایر اعضا از راه تب و بیداری و ناراحتی همدردی خود را با آن عضو ابراز می دارند و به کمکش می شتابند. (سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج ۱، ص ۱۳)

امام صادق (علیه‌السلام) به نقل از رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم؛ کسی که صبح کند و اهمیتی به کارهای مسلمانان ندهد او از آنان نیست و کسی که صدای مردی بشنود که فریاد کمک خواهی از مسلمانان را سر دهد و پاسخش را ندهد مسلمان نیست.( الکافی، ثقه الاسلام کلینی ج‏ ۲، ص ۱۶۴ ح ۵ ؛ تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج ۶، ص ۱۷۵، ح ۲۹ ؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۷۱، ص ۳۳۹، ح ۱۲۰)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تکالیفی که امت اسلام در قبال یک دیگر دارند، فراتر از سطح عدالت، یعنی در سطوح احسان و اکرام دسته بندی می شود و می بایست به گونه ای با هم تعامل و معاشرت داشته باشند که هیچ یک از مسلمانان در مسیر تعالی و تکامل خویش با مشکلی مواجه نباشد که قابل حل و فصل از سوی امت نباشد. مسئولیت اجتماعی مومنان فراتر از مسئولیت عبادی نسبت به خدا است؛ زیرا مومنی که نتواند به مسئولیت اجتماعی خویش عمل کند، در حقیقت از اسلام بویی نبرده است؛ زیرا عبادت زمانی کامل و تمام خواهد بود که مرضی الهی باشد و این رضایت تنها با عبادت هایی چون نماز و دیگر عبادیات شخصی و فردی به دست نمی آید، بلکه می بایست با عبادیات اجتماعی چون پرداخت های مالی صدقات و زکات و خمس و رفتارهای اجتماعی چون امر به معروف و نهی از منکر و مشارکت های اجتماعی در جهاد و مانند آن ها همراه باشد.(عصر، آیات ۱ تا ۳ و آیات بسیار دیگر)

بر این اساس، مسئولیت مسلمانی تنها محدوده به دایره جغرافیای سرزمینی ایران ، لبنان، و عراق و مانند آن ها نمی شود، بلکه هر مسلمانی در هر کجای عالم زندگی می کند، مسئولیتهایی را نسبت به دیگر مسلمان در عالم دارد که می بایست انجام دهد و گرنه از مسلمانی خارج و بویی از آن نبرده است. در حقیقت دایره مسئولیت های مسلمانی فراتر از جغرافیای سرزمینی به جغرافیای اعتقادی کشیده می شود که البته با نگاهی به آموزه های وحیانی این دایره اعتقادی حتی شامل موحدان در جهان از دیگر شرایع اسلامی چون یهودی و مسیحی نیز می شود(آل عمران، آیه ۶۴)؛ زیرا تنها با هماهنگی و همکاری موحدان از انس و جن می توان به جهانی دست یافت که عدالت قسطی در همه جهان برقرار شده و بندگی و عبودیت الهی در میان خلق محقق شود و انسان از ولایت طاغوت به ولایت الله داخل شوند.(همان)

مسئولیت های جهانی امت اسلام

از نظر آموزه های وحیانی اسلام، مسئولیت ها و تکالیف مسلمانی همان طور که محدود به تکالیف و مسئولیت ها در قبال خدا محدود نمی شود، بلکه دایره آن شامل مسئولیت ها و تکالیف نسبت به مسلمانان و موحدان می شود، هم چنین دربرخی از امور مسئولیت و وظایف و تکالیفی بر مسلمانان نهاده شده که فراتر از اهل توحید ، شامل همه توده های انسانی می شود. این وظایف به گونه ای تعریف شده تا همه انسان ها به عنوان هم نوع از مواهب الهی برخوردار باشند، هر چند که بویی از اسلام و شرایع آن نبرده و هیچ اعتقادی به آن نداشته باشند. از جمله مهم ترین مسئولیت های مسلمانی نسبت به هم نوعان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تبیین حقوق الهی و تشویق به قیام به عدالت قسطی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پیامبران به هدف تبیین حقوق خدا بر مردم و هم چنین حقوق مردم بر مردم ، ایجاد یک اجتماع سالم بشری مبتنی بر قوانین مکتوب عادلانه و تشویق توده های مردم به اقامه عدالت قسطی و مانند آن ها از سوی خدا فرستاده و کتب آسمانی نازل شده است.(حدید، آیه ۲۵) بر این اساس، همان طوری که بر پیامبران موظف بودند تا به تبیین حقوق مردم بپردازند و مردم را نسبت به آن آگاه سازند تا این گونه بتوانند با شناخت حقوق خویش به مطالبه بپردازند و برای احقاق آن قیام نمایند، هم چنین بر مسلمانان است تا در این رسالات الهی به عنوان «ربیون» یا «ربانیون» به ابلاغ و تبلیغ اقدام کنند.(همان؛ احزاب، آیه ۳۹؛ آل عمران، آیات ۷۹ و ۱۴۶) وظیفه و تکلیف تبلیغ و تبیین حقوق به توده های مردم از آن رو لازم و ضروری است که بدون شناخت از حقوق نمی توان مدعی حقی شد و تکلیفی را بر کسی واجب کرد. وقتی انسان حقوق طبیعی و الهی خویش را بشناسند بدان قیام می کند. البته از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مسئولیت امت در قبال توده های بشریت محدود به تبیین گری نیست، بلکه مدیریت و رهبری آنان به سمت و سوی احقاق حق است؛ زیرا اگر بخواهیم عدالت جهانی را برقرار کنیم، می بایست همگان خواهان اقامه آن باشند و این جز با شناخت و نیز رهبری و مدیریت مردم برای اقامه و احقاق حقوق شدنی و دست یافتنی نیست.(حدید، آیه ۲۵) بر همین اساس، امت اسلام به عنوان امت وسط (بقره، آیه ۱۴۳) موظف است تا در مقام «قوامین بالقسط» و شاهدان و گواهان الهی از یک انسان کامل و امت نمونه، به این مهم قیام کنند و رهبری آن را به دست گیرند.(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸)
  2. دفاع و حمایت از مظلومان و مستضعفان جهان: از دیگر تکالیف و مسئولیت های امت واحده اسلام در برابر جهانیان، دفاع و حمایت از مظلومان و مستضعفان جهان است. به این معنا که کاری به عناوین ثانوی دیگر نداشته باشند و هر جا عناوین مظلوم و مستضعف را یافتند می بایست به دور از نژاد و دین و مذهب و جغرافیا و سرزمین و دولت و نظام سیاسی و مانند آن ها، به حمایت و دفاع از مظلوم پرداخته و اسلحه و سلاح به دست گرفته و به جنگ مستکبران و ظالمان جهان بروند؛ چنان که خدا به صراحت در قرآن به این وظیفه و مسئولیت جهانی مسلمانان نسبت به همنوعان می فرماید: وَما لَکُم لا تُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَالمُستَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالوِلدانِ الَّذینَ یَقولونَ رَبَّنا أَخرِجنا مِن هٰذِهِ القَریَهِ الظّالِمِ أَهلُها وَاجعَل لَنا مِن لَدُنکَ وَلِیًّا وَاجعَل لَنا مِن لَدُنکَ نَصیرًا ؛ چرا در راه خدا، و در راه مردان و زنان و کودکانی که به دست مستکبران تضعیف شده‌اند، پیکار نمی‌کنید؟! همان افراد ستمدیده‌ای که می‌گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما! (نساء، آیه ۷۵)
  3. دعوت به خیر و نهی از بدی: از دیگر مسئولیت های مهم امت اسلام در قبال جهانیان، دعوت جهانیان به کارهای خیر است. بنابراین، دعوت به صلح جهانی، اقامه عدالت قسطی جهانی، تبیین حقوق مردم، مدیریت جهانی قیام به عدالت قسطی و مانند آن ها را می بایست امت اسلام در دستور کار خویش به عنوان یک وظیفه و تکلیف جهانی در قبال مردم و بشریت بداند و بدان قیام کند.(آل عمران، آیه ۱۰۴)
  4. ولایت در معروف و منکر: از نظر آموزه های وحیانی، امر و نهی از کسانی می تواند صادر می شود که در مقام ولایت باشد. از آن جایی که ولایت منحصر در ولایت الهی است؛ تنها کسانی از این ولایت و حق ولایت برخوردار خواهند بود که مجاز به اقامه ولایت الهی باشند. مسلمانان از این ولایت برخوردار هستند و همان طوری که موظف هستند تا امر و نهی در معروف و منکر داشته باشند، موظف هستند تا این مسئولیت را در جامعه جهانی اجرایی کنند.(همان)

آن چه بیان شده تنها گوشه ای از مسئولیت های امت اسلام در قبال جامعه بشری و هم نوعان است و مسلمانان نمی توانند از این مسئولیت های اجتماعی و جهانی شانه خالی کنند و خود را در همان حال مسلمان بنامند. پس اگر کسی در آفریقا یا آسیا یا آمریکا یا اروپا مظلوم و مستضعف واقع شد بر امت و نظام سیاسی ولایی است تا به دفاع و حمایت از حقوق ایشان گاه به شمشیر و قدرت نظامی متوسل شود و حقوق ایشان را احقاق کند و این گونه اقامه عدالت قسطی داشته باشد.

به هر حال، بر امت اسلام است تا در برابر همنوعان به تکالیف و وظایف خویش عمل کنند؛ سعدی شیرازی همین نگرش اسلامی قرآن را به شعر این گونه سروده است: بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند. چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار. تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی.