وحدت اسلامی و اتحاد مذهبی در قرآن

حجاب در اربعین

بسم الله الرحمن الرحیم

آموزه های وحیانی قرآن بر این حقیقت تاکید دارد که همه پیامبران الهی به اسلام دعوت کرده و شرایع و مناهج هر کدام از آنها به سبب مقتضیات بوده است و نباید این امر موجب تفرقه میان مسلمانان از شرایع اسلامی از پیروان نوح(ع) تا ابراهیم(ع) تا موسی(ع) و عیسی (ع) و حضرت محمد(ص) شود بلکه همه باید بر اساس آن وحدت اسلامی مدافع و یار و یاور هم باشند تا کفر و شرک را از جامعه بشری بزدایند. بنابراین، به طور طبیعی اتحاد در میان مذاهب اسلامی به معنای حفظ وحدت در اصول و عدم تاکید بر اختلافات باید در دستور کار مذاهب و طوائف شریعت محمد(ص) قرار گیرد. نویسنده در این مطلب به شیوه ها و روش های رسیدن به این وحدت و اتحاد پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم شناسی

واژه وحدت به معنای یگانگی است، چنان که احد به معنای یکتایی است. یگانگی ناظر به وجود تعدد در عین وحدت است؛ مانند صفات الهی که با تعدد مفهومی از نظر مصداقی یکی است؛ اما یکتایی ناظر به بساطت و فقدان هر گونه ترکیب است. پس وقتی در زبان عربی از احدیت و واحدیت و در زبان فارسی از یکتایی و یگانگی خداوند سخن به میان می آید به مفهوم پیش گفته است.

از نظر قرآن جوامع ابتدایی دارای وحدت عقیده، گرایش‌ و رفتار بودند.(بقره، آیه ۲۱۳؛ یونس، آیه ۱۹) البته این امر استمرار نیافت و در نهایت به اختلاف در عقیده، گرایش و رفتار تبدیل شد.(همان) البته اگر خداوند می خواست این وحدت باقی می ماند ولی برای فتنه و ابتلاء و سنت امتحان و آزمون، اختلاف ایجاد شد تا معلوم شد چه کسی بر اساس اصول وحدت باقی می ماند و رفتار می کند و چه کسی به سمت اختلاف و دامن زدن به آن می رود.(همان)

اما اتحاد مصدر از باب ثلاثی مزید افتعال از همین واژه وحدت است، به معنای یگانگی دو چیز و یکی شدن آن است. وقتی دو چیز همسان یا ناهمسان مانند میخ و تخته و نرینه و مادینه لولای در یکی شود، اتحاد تحقق می یابد. پس اتحاد با حفظ هویت هر یک یعنی میخ و تخته شدنی است. البته در برخی از موارد، این هویت از میان می رود مانند آب و شکر با هم مخلوط شوند در این جا نیز اتحاد تحقق می یابد و عرب می گوید: « اتَّحَدَ الماءُ بِالسُّکّرِ »: آب و شکر با هم مخلوط شدند؛ ولی باید توجه داشت که : ۱. گاه این اتحاد با از دست رفتن هویت یکی همراه است، مانند زمانی که شکر کم تر و غلبه با شکر باشد؛ ۲. گاه دیگر با از دست رفتن ماهیت و هویت هر دو و تشکیل یا چیز سومی همراه است؛ ۳. گاه این اتحاد با حفظ هویت هر دو همراه است.

پس اتحاد در کلیت می تواند میان در دو چیز همسان یا ناهمسان باشد. اتحاد میان دو انسان یا دو گروه یا دو جامعه یا حتی چند نفر و گروه و جامعه، از مصادیق اتحاد میان دو چیز همسان است. پس وقتی گفته می شود: اتحد الفریقان؛ دو گروه با هم متحد شدند. این اتحاد می تواند: ۱. اتحاد ظاهری؛ ۲. یا اتحاد باطنی باشد. اگر اتحاد ظاهری بود، هویت هر یک باقی خواهد ماند؛ اما اگر اتحاد باطنی و حقیقی باشد، هویت هر دو یا یکی از دست خواهد رفت.

باید توجه داشت در بیش تر موارد، وقتی سخن از وحدت است، به معنای یگانگی و کنار گذاشتن همه اختلافات است، به طوری که از نظر ناظر بیرونی یک چیز مشهود باشد، چنان که میخ و تخته با یگانگی یک میز را شکل می دهند یا چندین هزار قطعه یک اتومبیل را می سازند. خروجی وحدت در این موارد، یک حقیقت و ماهیت و هویت دیگری غیر از آن حقیقت و ماهیتی است که برای تک تک این اجزاء بوده است. مثلا در یک جامعه چند قومی و نژادی و فرهنگی و دینی مثل ایران، همه این اختلافات در صحنه سیاسی و اجتماعی کنار گذاشته می شود و در قالب وحدت ملی مردمان با هم برای رسیدن به یک هدف ملی، یکی می شوند. در برخی از کشورها مثلا به علل درونی و بیرونی مثل کره شمالی و جنوبی و یا آلمان شرقی و غربی، یا یمن شمالی و جنوبی، وقتی پیمان وحدت بسته می شود، این اختلاف به طور کامل کنار نهاده شده و برای یک هدف متعالی یکی می شوند. در این گونه موارد از اصطلاح وحدت استفاده می شود که به معنای یکی شدن است.

اما وقتی از اتحاد سخن به میان می آید، چنین منظوری مراد نیست، بلکه مراد از اتحاد، حفظ هویت فردی در عین همکاری و تعاون در یک هدف و امر مهم تر است. از این روست که وقتی از اتحاد ملت یا دولتی با ملت و دولتی دیگر سخن به میان می آید، مراد همکاری و تعاون با یک دیگر در قالب پیمان نامه ها و عهدنامه با حفظ هویت هر یک است. در این موارد دو دولت مثل ایران و عراق یکی نمی شوند، بلکه در کنار هم برای یک هدف برتر همکاری می کنند. این اتحاد در قالب یک اتفاق رخ می دهد و حتی ممکن است سربازان دو کشور در یک عملیات مشترک شرکت کنند، ولی هر یک پرچم کشور و دیگر نشانه و علائم هویتی کشور خود را حمل می کنند.

اتحاد با حفظ هویت

در آیات قرآنی از وحدت و اتحاد سخن به میان آمده است. از نظر قرآن وحدت و اتحاد می تواند در مراتب و درجات گوناگونی در میان اجتماعات بشری شکل گیرد. از این روست که برای هر درجه و مرتبه ای از یک اصطلاح استفاده می کند و واژگان و اصطلاحاتی چون «جمع»، «حزب»، «عُصْبه»، «کافّه»، «لاتفرّقوا»، «لاتنازعوا» و «واحده» در تبیین در عقاید، آرا و کارها در حوزه اجتماعی مطرح شده است.

از نظر قرآن، اتحاد میان انسان ها و جوامع بشری از مصادیق اتحاد آب و شکر نیست، بلکه همانند اتحاد اجزاء یک ماشین و اتومبیل است که با حفظ هویت شخصی و گروهی یا عقیدتی با توجه به درجات و مراتب متعدد اتحاد می توانند یک هویت واحدی را تشکیل دهند و برای یک حرکت برتر و والاتر با هم همکاری نمایند.

در آیات قرآنی از انواع اتحاد سخن به میان آمده است که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

  1. اتحاد پیامبران: اگر پیامبران در اصول و مبانی با هم متحد هستند و همه آنان به اسلام دعوت می کردند(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۴) پس آنان در اصول توحید متحد بودند هر چند که در شیوه اجرا با توجه به مقتضیات زمکانی، دارای شرایع متعدد هستند.(شوری، آیات ۱۳ تا ۱۵)
  2. اتحاد اهل کتاب: در آیات قرآنی از دو نوع اتحاد اهل کتاب سخن به میان آمده است: الف: اتحاد اهل کتاب با یک دیگر که از نظر قرآن این اتحاد علیه مسلمانان یک اتحاد ظاهری و غیر حقیقی و واقعی بوده است(حشر، آیه ۱۴)؛ ب: اتحاد اهل کتاب با مشرکان و منافقان یک اتحاد واقعی و حقیقی بوده است.(بقره، آیه ۱۰۵؛ هود، آیه ۱۷؛ رعد، آیه ۳۶؛ حشر، آیه ۱۱)
  3. اتحاد برادران خونی: از جمله اتحادهایی که در قرآن مطرح است اتحاد خونی برادران علیه دیگر برادران است. از مصادیق چنین اتحادی می توان به اتحاد برادران حضرت یوسف(ع) در جدا کردن آن حضرت از یعقوب(ع) و در چاه افکندن و فریب دادن پدر و حفظ اسرار خود اشاره کرد.(یوسف، آیات ۸ تا ۱۸ و ۱۰۲)
  4. اتحاد جادوگران: اجماع جادوگران بر کید از مصادیق دیگر اتحاد است که در آیات ۶۳ و ۶۴ سوره طه به آن اشاره شده است.
  5. اتحاد جن و انس: اتحاد و پشتیبانی جن و انس برای آوردن مثل قرآن نیز از مصادیق اتحاد بر کاری یا امری است که در آیه ۸۸ سوره اسراء به آن توجه داده شده است.
  6. اتحاد بر توحید و عبادت خداوند: فرزندان حضرت ابراهیم(ع) به سفارش ایشان متحد می شوند تا بر توحید و عبادت خداوند باشد.(بقره، آیات ۱۳۲ و ۱۳۳)
  7. اتحاد علیه دشمن: اتحاد علیه دشمن شیوه ای است که همه اقوام و انسان آن را به کار می گیرند. از این روست که توصیه خداوند به مسلمانان اتحاد علیه دشمن است.(توبه، آیه ۳۶؛ صف، آیه ۴)
  8. اتحاد دشمنان: دشمنان برای رسیدن به اهداف خود با هم متحد می شوند، چنان که فرعونیان با هم علیه موسی(ع) متحد شدند.(شعراء، آیات ۵۲ تا ۵۶)
  9. اتحاد کافران علیه اسلام: گروه های کافر علیه مسلمانان و اسلام متحد شدند ، چنان که در طول تاریخ علیه هر پیامبری دشمنان کافر آنان این گونه متحد شده بودند.(آل عمران، آیه ۱۷۳؛ قمر، آیات ۴۳ و۴۴؛ احزاب، آیات ۲۰ تا ۲۵، ص آیات ۲ تا ۱۴؛ یونس، آیه ۷۱)

وحدت مبنایی برای اتحاد

از نظر قرآن، همه جوامع در آغاز وحدت داشتند و سپس اختلاف پدید آمد. هم چنین از نظر قرآن، در جوامع انسانی مواردی است که از آن به وحدت در عقیده و رفتار یاد می شود. شناسایی این موارد خیلی مهم است؛ زیرا این موارد خود مبنایی برای اتحاد است. اگر یک دو شخص یا گروه یا قوم یا ملت یا امت بخواهد با هم متحد شود باید اصولی را پیدا کند که در میان آنان یکسان است.

به عنوان نمونه میان همه انسان یک اصل عقلایی و فطری به نام عدالت قسطی است که می توان موجب اتحاد همه جوامع بشری شود. خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید می فرماید که همه انسان خواهان قسط و سهمیه خود از مواهب الهی هستند و ظلم در حق خویش را در این زمینه بر نمی تابند. پس پیامبران می تواند با توجه به این خواسته یکسان همه انسان در همه جوامع برنامه ریزی کنند و با آگاهی بخشی و روشنگری نسبت به حقوق بشر و حقوق انسانی ، مطالبه گری را در آنان بر انگیزانند و همه بشریت و مردم را بی توجه به دین و مذهب و رنگ و جنس و نژاد و مانند آن ها، برای عدالت قسطی به قیام سوق دهند.

به سخن دیگر، در دو نفر یا دو گروه و یا دو امت انسانی، مطالبات و خواسته های یکسانی به شکل فطری و غریزی وجود دارد که می تواند همان به عنوان عامل اتحاد و مبنای آن قرار گیرد. این چیز واحد و یکی و یکسان همان می تواند عامل اصلی اتحاد باشد.

بنابراین، در فرآیند ایجاد و تحقق اتحاد میان هر کسی یا هر چیزی باید نخست آن امر واحد و یکسان به عنوان محور اتحاد شناخته شود؛ زیرا در همه انسان اموری است که یکسان و یکی است و همان چیز می تواند خود مبنا و معیار اتحاد قرار گیرد.

محورهای اتحاد

بر اساس آن چیزی که گفته شد می توان محورهایی را به عنوان محورهای اتحاد شناسایی کرد. به عنوان نمونه در اتحاد میان بشر محور اتحاد همان وحدت در عدالت قسطی است و یا در اتحاد میان پیروان شرایع اسلامی همان وحدت در توحید و در میان شریعت اسلامی، همان وحدت در کتاب، پیامبر(ص) ، قبله و مانند آن ها است. مهم ترین محورهای اتحاد در جوامع اسلامی و ایمانی عبارتند از :

  1. عدالت قسطی : چنان که گفته شد عدالت قسطی و مانند آن که از خواسته های اصلی عقلانی و عقلایی و فطری بشر است می تواند به عنوان یک محور مهم و اساسی برای اتحاد باشد.(حدید، آیه ۲۵) هم چنین اموری چون صلح، حقوق بشر، آزادی و مانند آن ها از محورهای دیگری است که برای اتحاد می توان بر شمرد.
  2. روش های پیامبران: روش ها و مناهج پیامبران می تواند به عنوان یک محور برای اتحاد برای پیروان آنان باشد. در حقیقت با مراجعه به سیره پیامبر معتبر(ص) می تواند راه اتحاد را هموار کرد.(نساء، آیه ۱۱۵)
  3. پرسش خدا: پرستش خدا و ترک بت پرستی و مبارزه با آن از دیگر محورهایی است که می تواند به عنوان محور اتحاد میان شرایع گوناگون اسلام باشد.(آل عمران، آیه ۶۴)
  4. مخالفت با حاکمیت طاغوت: حاکمیت غیر خداوند، از محورهاى اتّحاد مسلمانان با اهل‌کتاب است.(همان)
  5. اطاعت از خدا و پیامبر(ص): اطاعت و تسلیم بودن در برابر اوامر الهى و پیامبر(ص)، محور اتّحاد مؤمنان است.(بقره، ایه ۲۰۸ و آیات دیگر)
  6. پروردگاری خداوند: پروردگاری و ربوبیّت حق، محور اتّحاد انسان‌ها است که در آیه ۹۲ سوره انبیاء و ۱۵ سوره شوری به آن توجه داده شده است؛
  7. دین اسلام: دین اسلام از محورهاى اتّحاد مسلمانان، بلکه محور اتّحاد انسان‌ها و پیروان انبیا و پیامبران الهی است که در آیه ۱۵۳سوره انعام و ۹۲ سوره انبیاء و ۱۳ تا ۱۵ شوری بیان شده است؛
  8. عقیده حزبی: باورها و عقاید هر گروهى، محور اتّحاد آنان است. این عقیده و باور می تواند حق یا باطل باشد ولی شکی نیست که هر عقیده و باوری محور اصلی اتحاد میان احزاب انسانی را تشکیل می دهد.(مومنون، آیه ۵۳؛ روم، آیه ۳۲)
  9. شیطان: همان طوری که خداوند محور اتحاد میان مومنان و اهل توحید است، هم چنین شیطان محور اتحاد کافران و منافقان است.(مجادله، ایه ۱۹؛ فاطر، ایه ۶)

عوامل اتحاد

البته باید توجه داشت که محورهای اتحاد به تنهایی نمی تواند موجب اتحاد میان دو گروه یا امت شود، بلکه در ایجاد اتحاد میان افراد انسانی عواملی درونی و بیرونی نقش اساسی دارند که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

  1. خداوند : خداوند نه تنها عامل اتحاد بلکه منشای اتحاد میان اهل اسلام و ایمان است. اوست که میان دل ها و قلوب نزدیکی ایجاد کرده و الفت و انس می اندازد.(انفال، آیه ۶۳) البته باید توجه داشت که رحمت الهی، عزت و حکمت الهی است که این خیر بزرگ را برای مومنان رقم می زند.(هود، آیات ۱۱۸ و ۱۱۹؛ انفال، آیه ۶۳)
  2. هدایت الهی: بر اساس آیه ۲۱۳ سوره بقره، هدایت الهى، سبب رفع اختلاف و اتّحاد میان مؤمنان خواهد بود. پس اگر مشیت و اراده الهی تعلق نگیرد، هیچ اتحادی رخ نخواهد داد. خداوند در همین آیه تبیین می کند که چگونه در چارچوب حکمت و مشیت کلان، اختلاف در برخی از محورها و مسایل را به عنوان یک سنت در جوامع انسانی قرار داده است و انسان باید در آن ها در اختلاف خود باقی بمانند؛ زیرا موجب رشد و بالندگی یا امتحان و ابتلاء آنان می شود و هر کسی آن چه دارد در این آزمون ها اختلاف بر انگیز آشکار و هویدا می سازد؛
  3. عبادت خدا: خداوند در آیات ۱۳۳ و ۱۳۴ سوره بقره بیان می کند که عبادت خداى یگانه، عامل اتّحاد امّت است. پس اگر کسی بخواهد به اتحاد در امت برسد باید بر عنصر عبادت به عنوان عامل اتحاد تاکید کند و دولتمردانی که خواهان اتحاد میان امت اسلام هستند باید به این نکته توجه داشته و برای تقویت عنصر عبادت در میان مسلمانان تلاش و کوشش کرده و برنامه ریزی داشته باشند؛
  4. ایمان: بر اساس آیه ۲۱۳ سوره بقره و هم چنین آیه ۱۰ سوره حجرات ، ایمان یکی از مهم ترین عوامل اتحاد میان مسلمانان است؛
  5. اطاعت: اطاعت از خدا و پیامبران از جمله پیامبر(ص) از دیگر عوامل اتحاد آفرین است که در آیه ۵۹ سوره نساء و ۶۲سوره نور و ۴۶ سوره انفال و ۳۶ سوره ابراهیم به آن توجه داده شده است؛
  6. پیامبران و تعالیم آنان: پیامبران و آموزه‌هاى کتاب‌هاى آسمانى، سبب حلّ اختلاف و ایجاد اتّحاد در جوامع انسانى و ایمانى است.(بقره، آیه ۲۱۳؛ شوری، آیات ۱۳ و ۱۴)
  7. مشاهدات پیامبر(ص) : از آیه ۴۳ سوره انفال به دست می آید که اندک‌نمایى دشمنان در رؤیاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) از سوى خدا و اعلان آن به مردم از جانب آن حضرت، عامل حفظ اتّحاد مسلمان‌ها در جنگ بدر است. البته این عامل شاید اختصاصی به آن واقعه باشد ولی به این نکته توجه می دهد که نباید مشاهدات و مکاشفات پیامبر(ص) و معصوم(ع) را در امر اتحاد نادیده گرفت.

ضرورت و لزوم وحدت و اتحاد میان پیروان شرایع اسلام

خداوند از مسلمانان به معنای کسانی که به توحید اعتقاد دارند، می خواهد تا وحدت عقیده را حفظ کنند. از این رو، از همه پیروان شرایع اسلام از ابراهیمی(ع) و کلیمی(ع) و عیسوی(ع) و محمدی(ص) می خواهد تا علیه کافران و مشرکان ضد توحید با هم باشند و با هم متحد شوند. از این رو، می فرماید: قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَهٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ؛ بگو: «اى اهل کتاب، بیایید بر سر سخنى که میان ما و شما یکسان است بایستیم که: جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریک او نگردانیم، و بعضى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به خدایى نگیرد.» پس اگر [از این پیشنهاد] اعراض کردند، بگویید: «شاهد باشید که ما مسلمانیم [نه شما].»(آل عمران، آیه ۶۴)

پس یک وحدت عقیده ای در میان همه اهل کتاب است که باید اهل کتاب بر اساس آن با هم متحد شوند. پس وحدت در کلمه توحید می بایست مبنا برای اتحاد میان اهل کتاب شود. خداوند به این اتّحاد پیروان ادیان الهى به سبب وحدت در اصول و مبانى اسلامی در آیه ۹۲ سوره انبیاء و ۱۳ تا ۱۵ سوره شوری اشاره می کند.

هم چنین خداوند به مسلمانان از شریعت محمدی(ص) توصیه می کند برای رسیدن به هدف والای اسلام باید در کنار هم باشند و در چارچوب وحدت در شریعت ، با هم متحد شوند؛ زیرا با تفرقه نمی توانند علیه دشمن موفقیتی را کسب کنند بلکه موجب نابودی خودشان می شود.(توبه، آیه ۳۶؛ صف، آیه ۶؛ انفال، آیات ۴۵ و۴۶)

پس از نظر قرآن وحدت و یگانگی در اموری چون عقیده توحید، یا وحدت در شریعت باید خود مبنای اتحاد قرار گیرد. به سخن دیگر، هر کسی باید برای تحقق اتحاد میان اقوام، گروه ها ، ملت ها، امت ها و مانند آن ، موارد اتحاد آفرین را پیدا کند و آن را مبنای اتحاد قرار دهد.

موانع اتحاد در جامعه اسلامی

در آیات و روایات موانع برای اتحاد در جامعه اسلامی به ویژه میان پیروان شریعت اسلام بیان شده است که برخی از آن ها عبارتند از:

  1. فقدان عدالت اجتماعی در جامعه اسلامی: فقدان عدالت اجتماعی در جامعه اسلامی موجب تضعیف مسلمانان و جامعه اسلامی شده است. در حالی که اسلام بر عدالت فراگیر به ویژه قسطی تاکید دارد، ولی مسلمانان آن را نادیده گرفته و افکار و اعمال مردم جامعه از بی عدالتی ها رنج می برد و همین امر موجب فساد اخلاقی و مالی و نابهنجاری و نیز تشدید مسایل روحی و روانی جامعه شده و کینه ها و حسادت ها و عداوت ها را در میان آنان دامن زده است.(نگاه کنید: مطهری، بیست گفتار، ص ۱۰۱)
  2. ثروت و رفاه: از نظر قرآن ثروتمندى و آسایش‌طلبى گروهی از شهروندان جامعه اسلامی از جمله منافقان، عامل بازدارنده آنان از اتّحاد و همگامى با پیامبر(صلى الله علیه وآله) در جهاد و مشارکت فعال در صحنه سیاسی و اجتماعی است. (توبه، آیات ۸۳ تا ۸۶) اینان نه تنها خود مانع می شوند بلکه ثروت خود را نیز علیه اتحاد مسلمانان به کار می گیرند و موجبات تفرقه می شوند؛ چنان که امروز منافقان تکفیری چنین می کنند و عامل تفرقه و قتل در جامعه اسلامی می شوند.
  3. تغییر منفی شخصیت: از دست رفتن شخصیت و منش اسلامی از دیگر عوامل مخرب در جامعه اسلامی است. این که جامعه گرفتار استبداد رای و خودکامگی شود، به طوری طبیعی مانع اتحاد می شود. از این روست که در اسلام بر مشاورت تاکید شده است؛ زیرا مشورت و مشاوره موجب اتحاد و همدلی و انسجام میان افراد جامعه بلکه با رهبری و مقامات حکومتی می شود و مردم احساس می کنند که نظر و فکر آنان ارزشمند و مشارکت آنان مفید و سازنده است.(آل عمران، آیه ۱۵۹؛ شوری، آیه ۳۸)
  4. افراط و تفریط در ارزش ها : جامعه اسلامی باید ارزش ها را بر اساس اهمیت اولویت بخشی کند، زیرا افراط و تفریط در ارزش هایی که کم اهمیت است و قرار دادن آن در اولویت نخست موجب می شود که زمینه برای اختلاف و درگیری فراهم شود.

شیوه های وحدت و اتحاد اسلامی

کشف محورهای وحدت و رسیدن به اتحاد اسلامی شیوه های گوناگونی به کار گرفته شده است که اطلاع و آگاهی از آن می تواند ما را برای انتخاب راه درست یاری و مدد رساند. به نظر می رسد که تاکنون چهار راه آزموده شده است تا تقریب میان مذاهب اتفاق افتد:

  1. تاکید بر عناصر وحدت سیاسی به عنوان هدف اصلی، نادیده انگاری تغییر مذهبی، بیداری اسلامی در برابر غرب و استعمار و استکبار جهانی، ارایه مجد و عظمت اسلام با بازخوانی تاریخ و مانند آن. این شیوه را سید جمال الدین اسدآبادی آزموده است؛
  2. تمرکز بر هویت فقهی مذاهب اسلام و عدم برجسته سازی هویت کلامی آنها، گشودن بحث از مرجعیت علمی و محبت اهل بیت(ع) به عنوان نقطه پیوند مذاهب اسلامی، تقویت ارتباطات عاطفی از طریق مکاتبات، اعزام نماینده ، کمک مالی و مانند آن ها که شیوه آیت الله العظمی محمد حسین طباطبایی بروجرودی بوده است؛
  3. تاکید بر عناصری چون تشکیل امت واحد اسلامی، انتقال مباحث اختلافی به گفت و گوی های علمی و فعال و مستقیم، شفافیت در مواضع، صداقت در برخورد، ترویج روحیه برادری و اخوت اسلامی و مانند آن که از سوی شرف الدین جبل عاملی اتخاذ شده بود؛
  4. تمرکز بر محورهای وحدت و نادیده گرفتن محورهای اختلاف، مشارکت بخشی به مذاهب در سطح سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، تاسیس مجمع تقریب المذاهب ، حمایت مالی به پیروان مذاهب دیگر، محوریت بخشی به فلسطین به عنوان محور اتحاد مسلمانان، اهتمام به مساله قدس و تقویت محور مقاومت علیه اشغالگری، برگزاری نشست ها و همایش های مشترک، عدم طرح مباحث اختلاف انگیز کلامی، شفافیت سازی اعتقاد کلامی به دور از هر گونه تقیه تردید افکن، محدودیت سازی مباحث کلامی در مراکز علمی ، حذف موارد فتنه انگیز همانند لعن و سب خلفا و همسران پیامبر(ص)، حذف عوامل سیاسی تضعیف کننده اتحاد، مقابله و مبارزه و حذف حرکت و جریان های تکفیری ، مقابله با تشیع انگلیسی – آمریکایی همانند اسلام آمریکایی و مانند آن ها از جمله شیوه هایی است که امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در پیش گرفتند.