والدین، وظایف و آثار آن

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

خداوند والدین را در کنار تکلیف توحید ذکر می کند تا نشان دهد که جایگاه والدین در آموزه های وحیانی قرآن تا چه اندازه مهم و بلند است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام بر آن است تا وظایف و تکالیف فرزندان نسبت به والدین و آثار و برکات انجام این وظیفه را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

احسان به والدین، تکلیف در کنار توحید

تکالیف و وظایف انسان نسبت به خود و خدا و دیگران، بخش عمده ای از آموزه های قرآنی را در بر می گیرد. در میان تکالیف برخی از آن ها اهم و برخی دیگر مهم شمرده می شود. شناخت اهم و مهم و ترجیح اهم یکی از مهم ترین مباحث در حوزه تکلیف شناسی است.

از جمله تکالیف با اهمیت می توان به احسان به والدین اشاره کرد. خداوند در آیات قرآنی این تکلیف را در کنار تکلیف وجوب تعبد به خدای یکتا و یگانه و اجتناب از شرک قرار داده تا این گونه اهمیت و ارزش آن را در میان تکالیف و وظایف انسان بیان کند.

خداوند در آیه ۳۶ سوره نساء مهم ترین تکالیف انسان را بندگی و عبادت خدا و ترک شرک دانسته و سپس به احسان به والدین به عنوان دومین تکلیف و وظیفه از مهم ترین وظایف بشر اشاره می کند تا دانسته شود که احسان به والدین تا چه اندازه در نزد پروردگار از ارزش و اهمیت برخوردار است.

در آیه ۱۵۱ سوره انعام نیز می فرماید شرک به خداوند از محرمات الهی است و احسان به والدین از واجباتی که ترک آن محرم و حرام است. همین مطلب را خداوند در آیه ۲۳ سوره اسراء نیز بیان کرده و بر اهمیت آن در کنار توحید و یکتاپرستی تاکید می کند.

از نظر قرآن یکی از مهم ترین مفاد عهد و میثاق با بنی اسرائیل، ترک شرک در عبادت و توحید در عبادت است. در کنار این وظیفه و میثاق الهی، احسان به والدین قرار گرفته است تا نشان دهد تا چه اندازه میان خدا و والدین ارتباط است. بندگی خدای یکتا و یگانه با احسان به والدین و خدمت نیک به آنان پیوند خورده است.(بقره، آیه ۸۳)

مصادیقی از احسان به والدین

شاید برای بسیاری از مردم واژه احسان و نیکی کردن به والدین تنها در قالب بیان الفاظ محبت آمیز و صله رحم و مانند آن خلاصه شده باشد؛ اما خداوند با بیان مصادیقی از احسان نشان می دهد که دایره احسان و نیکی کردن بسیار وسیع و گسترده است. گستره این احسان همه ابعاد زندگی را در بر می گیرد؛ زیرا در قرآن برخی از مصادیق احسان به والدین بیان شده تا معلوم و دانسته شود که چگونه باید به والدین احسان کرد.

بر اساس آموزه های قرآنی از مصادیق این احسان آن است که فرزندان هنگام مرگ بخشی از ترکه خود را در چارچوب عرف اجتماعی و پسندیده ها و هنجارهای مردمی برای والدین خویش قرار دهند و شان و شئون آنان را مراعات نمایند.(بقره، آیه ۱۸۰)

هم چنین از مصادیق احسان به والدین، انفاق و پرداخت نفقات مالی به آنان است. خداوند در آیه ۲۱۵ سوره بقره بیان می کند بهترین چیزها را به والدین خود انفاق کنیم؛ نه آن که بهترین ها را برای خود و خانواده خویش برداریم و میانه یا بدترین ها را به آنان دهیم و انفاق نماییم؛ چنین روشی بسیار نادرست و به دور از انجام تکلیف در چارچوب احسان به والدین است.

از مصادیق احسان به والدین آن است که هماره قول و کلام آنان را مقدم دارد و به ویژه در کهنسالی که آستانه تحمل والدین کاهش می یابد و غرولند می کنند و خواسته های کودکانه ای خواهند داشت، نمی بایست از انجام وظیفه و تکلیف الهی شانه خالی کرد و در مقام ابراز خستگی از انجام وظیفه واژه «اف» را بر زبان براند و نشان دهد از خدمت به والدین خسته شده و دیگر حوصله و توان انجام وظیفه را ندارد و دیگر خسته شده است. خداوند در آیه ۲۳ سوره اسراء بیان می کند که در زمان پیری آنان نیازمند توجه فرزندان هستند و باید بیش تر در خدمت آنان باشند و از انجام وظیفه خسته نشوند و اف نگویند، بلکه هماره با آنان برخورد کریمانه داشته باشند و با کرامت با آنان سخن بگویند و پیش از آن که آنان خواسته خود را مطرح کنند در برآورد خواسته های آنان بکوشند و نگذارند تا کار به جایی رسد که آنان خواسته و نیاز خویش را مطرح کنند. اگر آنان نیاز خویش را مطرح کنند و فرزند به خدمت احسانی مشغول شود، این رویه در کهنسالی والدین مفید نخواهد بود بلکه باید فراتر از مقام اکرام و کرامت وارد شوند و پیش از طرح خواسته از سوی آنان، کمر به خدمت بسته و نیازهای آنان را برآورد ساخت.

به سخن دیگر، اگر در سالهای غیر از کهنسالی والدین به آنان خدمت می کنیم انجام خدمت در سطح احسان و نیکی خوب است؛ اما در سطح کهنسالی دیگر این سطح کفایت نمی کند، بلکه باید از سطح کرامت با آنان برخورد کرد، به ویژه که آنان در این سن حتی ممکن است درخواست ها و نیازهای خویش را مطرح نکنند و فرزند باید آن چنان به والدین نزدیک باشد که هنوز خواسته و نیاز خویش را مطرح نکرده اند آن را بداند و در انجام آن برآید. اَبى وَلاّد مى گوید: سَاَلْتُ اَبا عَبْدِاللّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللّهِ: «وَبِالْوالِدَیْنِ اِحْسانا» فَقالَ: اَلاِْحْسانُ اَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُما وَلا تُکُلِّفَهُما اَنْ یَسْأَلاکَ شَیْئا هُما یَحْتاجانِ اِلَیْهِ؛ معناى آیه «وَبِالْوالِدَیْنِ اِحْسانا» را از امام صادق علیه السلام پرسیدم، فرمود: احسان به پدر و مادر اینست که رفتارت را با آنها نیکو کنى و مجبورشان نکنى تا چیزى که نیاز دارند از تو بخواهند. «یعنى قبل از درخواست آنان نیازشان را برطرف کنى». (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۹)

البته باید دانست علاقه به خود و والدین گاهی انسان را از مسیر عقل و عدالت بیرون می برد و عواطف شدیدی چون حب ذات و محبت به والدین موجب می شود تا از انجام مسئولیت های الهی و اجرای و اقامه حدود و عدالت و قسط شانه خالی کند و بخواهد به سبب محبت به والدین، حقوق دیگران را مراعات نکرده و سهم و قسط آنان را نپردازد. بنابراین لازم است تا هماره عدالت قسطی را در همه حال به جا آورد حتی اگر علیه خودش و والدین خویش باشد. خداوند در آیه ۱۳۵ سوره نساء بیان می کند کسانی عدالت قسطی را به تمام کمال برپا می دارند و از مصادیق قوامین بالقسط هستند که عدالت قسطی را حتی علیه خود و والدین خویش به کار گیرند. پس احسان به والدین نمی بایست مانع اجرای عدالت قسطی شود.

به هر حال، برخی از واجبات و تکالیف از برخی دیگر با اهمیت تر و برتر است. از جمله آن ها احسان به والدین در طول عمر و اکرام به آنان در کهنسالی است. امیرالمؤمنین امام على علیه السلام احسان و نیکی به والدین را بر اساس آموزه های قرآنی بزرگترین واجب دانسته و فرموده است: بِرُّ الوالِدَیْنِ اَکْبَرُ فَریضَهٍ؛ بزرگترین و مهمترین تکلیف الهى نیکى به پدر و مادر است.(میزان الحکمه، ریشهری، ج ۱۰، ص ۷۰۹)

امام صادق علیه السلام نیز آن را یکی از برترین اعمال عبادی دانسته و می فرماید: اَفْضَلُ الْأَعْمالِ اَلصَّلاهُ لِوَقْتِها، وَبِرُّ الْوالِدَیْنِ وَالْجِهادُ فِى سَبیلِ اللّهِ؛ برترین کارها عبارتست از: ۱ ـ نماز در وقت ۲ ـ نیکى به پدر و مادر ۳ ـ جهاد در راه خدا. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۸۵)

البته انسان باید میان همین واجبات به این نکته توجه کند که اگر والدین خواسته ای دارند در وقت موسع باید نخست به والدین رسید و نیاز نیست که نماز اول وقت خوانده شود. هم چنین در جهاد اگر واجب عینی نباشد و به میزان کفایه نیرو مجاهد است، خدمت به والدین و اُنس با پدر و مادر مقدم است.

در روایت است، مردى خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمد و گفت: پدر و مادر پیرى دارم که به خاطر اُنس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: فَقَرَّ مَعَ والِدَیْکَ فَوَالَّذىِ نَفْسِى بِیَدِهِ لَاُنْسُهُما بِکَ یَوْما وَلَیْلَهً خَیْرٌ مِنْ جِهادِ سَنَهٍ؛ پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آنکه جانم در دست اوست اُنس یکروز آنان با تو از جهاد یکسال بهتر است. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۵۲)

هم چنین در همین رابطه تقدم و ترجیح والدین بر دیگر واجبات ، ابن مسعود مى گوید: سَئلْتُ رَسُولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله: اَىُّ الاَعْمالِ اَحَبُّ اِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ؟ قالَ: اَلصَّلاهُ لِوَقْتِها، قُلْتُ ثُمَّ اَىُّ شَیْىءٍ؟ قالَ: بِرُّالْوالِدَیْنِ، قُلْتُ: ثُمَّ اَىُّ شَیْىءٍ؟ قالَ: اَلْجِهادُ فِى سَبیلِ اللّهِ؛ از پیامبر گرامى صلی الله علیه و آله سؤال کردم محبوبترین کار پیش خدا کدام است؟ فرمود: نماز در وقت، گفتم: بعد از آن چه چیز؟ فرمود: نیکى به پدر و مادر، گفتم: بعد از آن چه چیز، فرمود: جهاد در راه خدا. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۰)

هم چنین آن حضرت(ص) نگاه به پـدر و مـادر را در هنگام سنجش با حج مقبول مقایسه کرده و فرموده است: ما وَلَدٌ بارٌّ نَظَرَ اِلى اَبَوَیْهِ بِرَحْمَهٍ اِلاَّ کانَ لَهُ بِکُلِّ نَظْرَهٍ حِجَّهٌ مَبْرُورَهٌ فَقالُوا: یا رَسُولَ اللّهِ وَاِنْ نَظَرَ فِى کُلّ یَوْمٍ مِائَهَ نَظْرَهٍ؟ قالَ: نَعَمْ اللّهُ اَکْبَرُ وَاَطْیَبُ؛ هر فرزند نیکوکارى که با مهربانى به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه، ثواب یک حجّ کامل مقبول باو داده مى شود، سؤال کردند، حتى اگر روزى صد مرتبه به آنها نگاه کند؟ فرمود: آرى خداوند بزرگتر و پاکتر است. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۳)

امام رضا علیه السلام نیز در بیان عظمت پـدر و مـادر و اهمیت خدمت و احسان به آنان فرموده است:اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ اَمَرَ بِثَـلاثَهٍ مَقْرُونٌ بِها ثَـلاثَهٌ اُخْـرى: اَمَرَ بِالصَّلاهِ وَالزَّکاهِ، فَمَنْ صَلّى وَلَمْ یُزَکِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلاتُهُ وَاَمَرَ بِالشُّـکْرِلَهُ وَلِلْـوالِـدَیْنِ، فَمَـنْ لَمْ یَشْـکُرْ والِدَیْهِ لَمْ یَشْـکُرِ اللّهَ، وَاَمَرَ بِاِتّقـاءِ اللّهِ وَصِلَهِ الرَّحِـمِ، فَمَنْ لَمْ یَصِـلْ رَحِـمَهُ لَمْ یَـتَّقِ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ؛ خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد: ۱ ـ به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسى که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمى شود؛ ۲ ـ به سپاسگزارى از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسى که از پدر و مادرش سپاسگزارى نکند، خدا را شکر نکرده است؛ ۳ ـ به تقواى الهى فرمان داده و به صله رحم، پس کسى که صله رحم انجام ندهد تقواى الهى را هم به جا نیاورده است. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۷)

در این روایت ارتباط تنگاتنگی که خداوند میان عبادت و یکتاپرستی و احسان به والدین بیان کرده بود به خوبی بیان شده است. همین مطلب را می توان از روایتی دیگری به دست آورد که امام صادق علیه السلام در بیان احترام به پـدر و مـادر می فرماید. ایشان می فرماید: بِرُّ الْوالِدَیْنِ مِنْ حُسْنِ مَعْرِفَهِ الْعَبْدِ بِاللّهِ اِذْ لا عِبادَهَ اَسْرَعُ بُلُوغا بِصاحِبِها اِلى رِضَى اللّهِ مِنْ حُرْمَهِ الْوالِدَیْنِ الْمُسْلِمَیْنِ لِوَجْهِ اللّهِ تَعالى؛ نیکى به پدر و مادر نشانه شناخت شایسته بنده خداست؛ زیرا هیچ عبادتى زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمى رساند. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۷)

از مصادیق احسان به والدین، انجام سفر طولانی برای دیدار آنان است. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرموده است: سِرْ سَنَتَیْنِ بِرَّوالِدَیْکَ، سِرْسَنَهً صِلْ رَحِمَکَ؛ دو سال راه برو به پدر و مادرت نیکى کن، یکسال راه برو و صله رحم انجام بده، یعنى اگر پدر و مادرت در فاصله دورى هستند که دو سال باید راه بروى تا به آنها برسى و نیکى کنى ارزش دارد. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۶۵)

حال اگر بخواهیم به همسر یا فرزند یا والدین خود نیکی کنیم کدام را مقدم داریم. امام صادق علیه السلام از تقدم نیکی به والدین به ویژه مادر نسبت به دیگر افراد جامعه فرموده است: جاءَ رَجُلٌ اِلَى النَّبِىِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ: یا رَسُولَ اللّهِ مَنْ اَبِرُّ؟ قالَ: اُمَّکَ، قالَ: ثُمَّ مَنْ؟ قالَ: اُمَّکَ، قالَ: ثُمَّ مَنْ؟ قالَ: اُمَّکَ، قالَ: ثُمَّ مَنْ؟ قالَ: اَباکَ؛ مردى خدمت پـیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گـفت: اى رسول خدا به چه کسى نیکى کنم؟ فرمود: به مـادرت، عـرض کرد، بعـد از او بـه چه کسى؟ فـرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه کسى؟ فرمود: به مادرت سـؤال کرد: سپس به چه کسى؟ فـرمود: به پـدرت؟ (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۸۴)

از مصادیق احسان به پـدر یکی آن چیزی است که امام کاظم علیه السلام از پیامبر(ص) نقل کرده است: سَأَلَ رَجُلٌ رَسُولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله: ما حَقُّ الْوالِدِ عَلى وَلَدِهِ؟ قالَ: لایُسَمّیهِ بِاسْمِهِ، وَلایَمْشى بَیْنَ یَدَیْهِ، وَلایَجْلِسُ قَبْلَهُ وَلایَسْتَسِبُّ لَهُ؛ مردى از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سؤال کرد: حقّ پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: ۱ ـ او را با نام صدا نکند ۲ ـ در راه رفتن از او جلو نیفتند. ۳ ـ قبل از او ننشیند ۴ ـ کارى انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۴۵)

هم چنین از مصادیق احسان، نوعی حرکت در جامعه است به طوری که والدین هماره جایگاه برتر خود را حفظ کنند. امام صادق علیه السلام با اشاره به برخی از رفتارهای اجتماعی نسبت به والدین فرموده است: لاتَمْلَأْ عَیْنَیْکَ مِنَ النَّظَرِ اِلَیْهِما اِلاّ بِرَحْمَهٍ وَرِقَّهٍ، وَلا تَرْفَعْ صَوْتَکَ فَوْقَ اَصْواتِهِما، وَلا یَدَیْکَ فَوْقَ اَیْدِیهِما وَلا تَتَقَدَّمْ قُدّامَهُما؛ چشـمهایت را جـز از روى دلسـوزى و مهربـانى با پـدر و مادر خیـره مـکن و صـدایت را بلندتر از صـداى آنها نـکن دسـتهایت را بالاى دسـتهاى آنها مـبر، و جـلوتر از آنـان راه مرو. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۹)

امام صادق علیه السلام هم چنین به مصادیقی دیگر از احسان و اکرام در زمان حیات و ممات والدین اشاره کرده و فرموده است: ما یَمْنَعُ الرَّجُلَ مِنْکُمْ اَنْ یَبِرَّ والِدَیْهِ حَیَّیْنِ اَوْ مَیِّتَیْنِ، یُصَلِّىَ عَنْهُما وَیَتَصدَّقَ عَنْهُما وَیَحِجَّ عَنْهُما وَلَهُ مِثْلُ ذلِکَ، فَیَزیدُهُ اللّهُ(عزَّوجَلَّ) بِبِرِّهِ وَصَلاتِهِ خَیْرا کَثیرا؛ چه چیز مانع شخص مى شود وقتى که پدر و مادرش زنده یا مـرده اند به آنـها نـیکى کند، به این صـورت که به نـیّت آنهـا نـماز بخواند، صـدقه بـدهد، حـجّ به جـا بیاورد و روزه بـگیرد، زیـرا اگر چنـین کنـد ثـواب آنـها به پـدر و مـادر مى رسـد و بـه خـود شخص هم هـمانقـدر ثواب داده مى شود، به علاوه خداوند متعال به واسـطه کارهاى نـیک و نـماز او خیر زیـادى به او عـطا مى کند. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۴۶) پس هر کسی خیر کثیر می خواهد باید به این امور بپردازد. خیر کثیر بر اساس آیات قرآنی شامل حکمت الهی و علوم حضوری لدنی نیز خواهد شد.(بقره، ایه ۲۶۹)

بر اساس آموزه های قرآنی به هیچ وجه نمی توان با والدین مخالفت ورزید و تنها در امر شرک به خدا و کفر است که مخالفت جایز است. (عنکبوت، آیه ۸؛ لقمان، ایه ۱۵) بنابراین در هر کاری دیگر باید نسبت به والدین حتی اگر بدکار بودند اطاعت کرد و سخن آنان را گوش داد. امام باقر علیه السلام فرموده است: ثَلاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللّهُ (عَزَّوَجَلَّ) لاِحَدٍ فِیهِنَّ رُخْصَهً اَداءُ الاَمانَهِ اِلَى الْبَرِّ وَالْفاجِرِ وَالْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَالْفاجِرِ وَبِرُّ الْوالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کانا اَوْ فاجِرَیْنِ؛ در سه چیز خداوندمتعال به احدى اجازه ترک آنها را نداده است: ۱ ـ اداى امانت به مرد نیکوکار و فاسق؛ ۲ ـ وفاى به عهد و پیمان نسبت به نیکوکار و فاسق؛ ۳ ـ نیکى به پدر و مادر، نیکوکار باشند یا فاسق و لااُبالى. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۵۶)

البته حضرت امام رضا علیه السلام در نوشته به مأمون توضیح کامل تری می دهد و می نویسد: بِرُّ الْوالِدَیْنِ وَاجِبٌ، وَاِنْ کانا مُشْرِکَیْنِ وَلاطاعَهَ لَهُما فِى مَعْصِیَهِ الْخالِقِ؛ نیکى به پدر و مادر واجب و لازم است اگر چه مشرک و کافر باشند، ولى در معصیت خدا نباید اطاعتشان کرد. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۲)

آثار و برکات احسان والدین و ترک آن

احسان و اکرام به والدین آثار و برکاتی بسیاری در زندگی انسان به جا می گذارد. این آثار شامل آثار مادی و دنیوی و نیز معنوی و هم چنین اخروی خواهد بود. اگر کسی عمر طولانی یا ثروت یا بهشت می خواهد در خدمت به والدین بکوشد. اگر علم و دانش و مقامات و مناصب دنیوی یا اخروی و معنوی می خواهد در اطـاعـت از والـدین بکوشد و در خدمت آنان باشد. در این باره حکایات و داستان های بسیاری است که در کتب گوناگون جمع آوری و تدوین شده است. در این جا به برخی از آثار و برکات احسان و اکرام به والدین اشاره می شود:

  1. بهشت: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در این باره فرموده است: مَنْ اَصْبَحَ مُطیع الِلّهِ فِى الْوالِدَینِ اَصْبَحَ لَهُ بابانِ مَفْتُوحانِ مِنَ الْجَنَّهِ وَاِن کانَ واحِدا فَواحدا؛ کسى که دستور الهى را در مورد پدر و مادر اطاعت کند، دو درب از بهشت برویش باز خواهد شد، اگر فرمان خدا را در مورد یکى از آنها انجام دهد یک درب گشوده مى شود. (کنزالعمال، هندی، ج ۱۶، ص ۴۶۷) از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمود: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: کُنْ بارّا وَاقْتَصِرْ عَلَى الْجَنَّهِ وَاِنْ کُنْتَ عاقّا فَاقْتَصِرْ عَلَى النّارِ؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نسبت به پدر و مادر نیکوکار باش تا پاداش تو بهشت باشد ولى اگر عاقّ آنها شوى جهنّمى خواهى بود. (اصول کافی، کلینی، ج ۲، ص ۳۴۸)
  2. اعلی علیین : در ارزش اطاعت از پـدر و مـادر همین بس که انسان را در برترین جایگاه های معنوی و مقامات اخروی قرار می دهد. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرموده است: اَلْعَبْدُ الْمُطیعُ لِوالِدَیْهِ وَلِرَبِّهِ فِى اَعْلى عِلّییّنَ؛ بنده اى که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است. (کنزالعمال، هندی، ج ۱۶، ص ۴۶۷)
  3. مقام ابرار: از مصادیق احسان و اکرام به والدین حج از سوی آنان و پرداخت بدهکاری های آنان است. چنین اعمالی موجب می شود تا انسان به مقام ابرار در قیامت دست یابد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: مَنْ حَجَّ عَنْ والِدَیْهِ اَوْ قَضى عَنْهُما مَغْرَما بَعَثَهُ اللّهُ یَوْمَ الْقیامَهِ مَعَ الاَبْرارِ؛ کسـى کـه به نـیّت پـدر و مادرش حجّ انجام دهد یا بدهکارى آنها را بپردازد خداونـد او را در روز قیامت با نیکان برمى انگـیزد. (کنزالعمال، هندی، ج ۱۶، ص ۴۶۸)
  4. رضایت و خشنودی خدا: خشنودى پـدر و مـادر موجب رضایت خداوند و خشم آنان موجبات خشم الهی را فراهم می آورد. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله می فرماید: مَنْ اَرْضى والِدَیْهِ فَقَدْ اَرْضَى اللّهَ وَمَنْ اَسْخَطَ والِدَیْهِ فَقَدْ اَسْخَطَ اللّهَ؛ آنـ که پـدر و مـادرش را خشـنود کـند، خـدا را خشـنود کـرده و کـسى که پدر و مـادر خودرا به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است. (کنزالعمال، هندی، ج ۱۶، ص ۴۷۰)
  5. در سایه عرش الهی: کسی که در خدمت والدین باشد در سایه عرش الهی است. امام صادق علیه السلام فرمود: بَیْنا مُوسَى بْنِ عِمْرانَ یُناجى رَبَّهُ عَزَّوَجَلَّ اِذْ رَأى رَجُلاً تَحْتَ عَرْشِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقالَ: یا رَبِّ مَنْ هذَا الَّذى قَدْ اَظَلَّهُ عَرْشُکَ؟ فَقالَ: هذا کانَ بارّا بِوالِدَیْهِ، وَلَمْ یَمْشِ بِالنَّمَیمَهِ؛ هنگامى که حضرت موسى علیه السلام مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردى را دید که در زیر سایه عرش الهى در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟ خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخن چینى نمى کرد. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۶۵)
  6. افزایش عُـمر و روزى: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: مَنْ اَحَبَّ اَنْ یُمَدَّلَهُ فِى عُمْرِهِ وَاَنْ یُزادَ فِى رِزْقِهِ فَلْیَبِرَّ والِدَیْهِ وَلْیَصِلْ رَحِمَهُ؛ کسى که دوست دارد عمرش طولانى و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیکى کند و صله رحم به جاى آورد. (کنزالعمال، هندی، ج ۱۶، ص ۴۷۵) در همین رابطه حنان بن سُدیر مى گوید: کُنّا عِنْدَ اَبِى عَبْـدِاللّهِ علیه السلام وَفـینا مُیَـسِّرٌ فَذَکَـرُوا صِـلَهَ الْقَـرابَهِ فَقالَ اَبُوعَبْدِاللّهِ علیه السلام: یا مُیَـسِّرُ قَدْ حَـضَرَ اَجَلُـکَ غَیْـرَ مَرَّهٍ وَلامَرَّتَیْنِ، کُلُ ذلِکَ یُؤَخِّرُاللّهُ اَجَـلَکَ، لِصِلَتِکَ قَرابَتَکَ، وَاِنْ کُنْتَ تُریدُ اَنْ یُزادَ فِى عُمْرِکَ فَبِرَّ شَیْخَیْکَ یَعْـنِى اَبَوَیْکَ؛ در حضور امام صادق علیه السلام بودیم که مُیّسِر هم در میان ما بود، از رابطه خویشاوندى سخن به میان آمد، امام صادق علیه السلام فرمود: اى مُـیَسِّر چـند بار اجل و مرگ تو فـرا رسـیده و هـر بار خـداوند آنـرا بخـاطر صِله رحم با خویشاوندانت تأخیر انداخته اسـت، اگر مى خواهـى خداوند عمر تو را زیاد کند به پدر و مادرت نیکى کن. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۸۴)
  7. بهره مندی از نیکی فرزندان: دنیا هر چند جای تمام عکس العمل ها نیست، ولی بسیاری از واکنش ها را می توان در همین دنیا به چشم دید. اگر خوبی کردیم در همین دنیا آن را خواهیم یافت. از اثار نیکی به والدین بهره مندی خودمان از نیکی فرزندان ما خواهد بود؛ چنان رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده است: بِرُّوا آباءَکُمْ یَبِرُّکُمْ اَبْناءُکُمْ، عَفُّوا عَنْ نِساءِ النّاسِ تُعَفُّ نِسائُکُمْ؛ به پدرانتان نیکى کنید تا فرزندانتان به شما نیکى کنند، از زنان مردم چشم پوشى کنید تا دیگران نسبت به زنهاى شما چشم پوشى کنند. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۴۹)
  8. عبادت در نگاه به والدین: اگر کسی بخواهد عبادت خدا کند و از آثار و برکات عبادت بهره مند شود، عبادتی بسیار ساده وجود دارد که آن نشستن در کنار والدین و نگاه کردن به ایشان است. پس حتی اگر سخنی نگوید و کاری نکند ولی به عشق و محبت به آنان در کنارشان بنشیند و با آنان نگاه کند، عبادت کرده است. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده است: نَظَرُ الْوَلَدِ اِلى وَالِدَیْهِ حُبّا لَهُما عِبادَهٌ؛ نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۸۰)
  9. مغفرت الهی : از دیگر مصادیق احسان زیارت قبر والدین است. در ثواب و ارزش این زیـارت قـبر والـدین همین بس که خداوند گناهان شخص را می آمرزد و او را از ابرار و نیکان قرار می دهد؛ چنان که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده است: مَنْ زارَ قَبْرَ والِدَیْهِ اَوْ اَحَدِهِما فِى کُلِّ جُمُعَهٍ مَرَّهً غَفَرَاللّهُ لَهُ وَ کَتَبَ بِرّا؛ کسى که قبر پدر و مادر یا یکى از آندو را در هر جمعه یکبار زیارت کند خداوند او را مى بخشد و او را نیکوکار مى نویسد. (کنزالعمال، هندی، ج ۱۶، ص ۴۶۸)
  10. قبولی نماز و رد آن: از مصادیق احسان آن است که نگاه محبت آمیز به آنان داشته باشد که پیش از این مطرح شد. چنین نگاهی عبادت و موجب قبولی اعمال عبادی نیز می شود؛ بر خلاف آن نگاه تیز و خیره به پـدر و مـادر نه تنها مصداق عاق والدین است؛ چنان که امام صادق علیه السلام فرموده است: لَـوْ عَـلِمَ اللّهُ شَیْـئا اَدْنـى مِنْ اُفٍّ لَنَـهى عَـنْهُ، وَهُـوَ مِنْ اَدْنـَى الْـعُقُوقِ وَمِنَ الْعُـقُوقِ اَنْ یَنْـظُرَ الرَّجُـلُ اِلى والِـدَیْهِ فَـیُحِـدَّ النَّظَـرَ اِلَیْهِما؛ اگر خداوند چیزى کمتر از اُف (اوه) گفتن سراغ داشت از آن نهى مى کرد: و اُف گفتن از کمترین مراتب عاق شدن است. نوعى از عاق شدن این است که انسان به پدر و مادرش تیز نگاه کند و به آنان خیره شود(اصول کافی، کلینی، ج ۲، ص ۳۴۸)؛ بلکه اگر انسان فراتر از خیر و تند نگاه کردن که علامت خشو است ، نگاه خشم‏آلود به پـدر و مـادرش داشته باشد نمازش نیز مقبول نخواهد شد؛ چنان امام صادق علیه السلام فرموده است: مَنْ نَظَرَ اِلى اَبَوَیْهِ نَظَرَ ماقِتٍ، وَهُما ظالِمانِ لَهُ، لَمْ یَقْبَلِ اللّهُ لَهُ صَلاهً؛ کسى که از روى نفرت به پدر و مادرش که باو ستم کرده اند نگاه کند، نمازش در درگاه الهى پذیرفته نمى شود. (همان، ص ۵۰) امیرالمؤمنین علیه السلام نیز فرموده است: غمگین کردن پـدر و مـادر از مصادیق عاق والدین است. آن حضرت می فرماید: مَنْ اَحْزَنَ والِدَیْهِ فَقَدْ عَقَّهُما؛ کسى که پدر و مادر خویش را غمگین سازد عاق والدین شده است و حقّ آنان را رعایت نکرده است. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۴۶)
  11. خشم الهی : رفتار بی ادبانه موجب خشم خداوند و معصومان(ع) می شود. در روایت است که امام صادق علیه السلام فرمود: اِنَّ اَبِى نَظَرَ اِلَى رَجُلٍ وَمَعَهُ اِبْنُهُ یَمْشِى وَالاِبْنُ مُتَّکِىءٌ عَلى ذِراعِ الاَبِ، قالَ: فَما کَلَّمَهُ اَبى مَقْتا لَهُ حَتّى فارَقَ الدُّنْیا؛ پدرم مردى را دید که پسرش همراهش راه مى رفت و به بازوى پدر تکیه کرده بود، (وقتى این جریان را دید) تا زنده بود از روى ناراحتى و خشم با او صحبت نکرد. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۴۶)
  12. خواری : درگیرى با پدر موجب خواری و ذلت در دنیا و آخرت است. امام صادق علیه السلام فرمود: ثَلاثَهٌ مَنْ عازَّهُمْ ذَلَّ: اَلْوالِدُ وَالسُّلْطانُ وَالْغَریمُ؛ هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار مى گردد: پدر، سلطان حق و شخص بدهکار. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۱)
  13. محرومیّت از بهشت: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اِیّاکُمْ وَعُقُوقَ الْوالِدَیْنِ، فَاِنَّ رِیحَ الْجَنَّهِ تُوجَدُ مِنْ مَسیرَهِ اَلْفَ عامٍ وَ لایَجِدُها عاقٌّ وَلاقاطِعُ رَحِمٍ؛ از عاقّ والدین شدن بپرهیزید، زیرا با اینکه بوى بهشت از مسافت هزار سال به مشام مى رسد، عاق والدین و کسى که قطع رحم کند آن بو را احساس نخواهد کرد؛ یعنى بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۶۲) امام صادق علیه السلام نیز فرمود: لایَدْخُلُ الْجَنَّهَ الْعاقُّ لِوالِدَیْهِ وَ الْمُدْمِنُ الْخَمْرِ وَ الْمَنّانُ بِالْفِعالِ لِلْخَیْرِ اِذا عَمِلَهُ؛ عاقّ والدین و شرابخوار و انسان خیّر منت گذار وارد بهشت نمى شوند. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۴)
  14. محروم از نظر الهی : رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اَرْبَعَهٌ لایَنْظُرُ اللّهُ اِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ، عاقٌ وَ مَنّانٌ وَ مُکَذِّبٌ بِالْقَدَرِ وَمُدْمِنُ خَمْرٍ؛ در قیامت خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد کرد:۱ ـ عاق والدین ؛ ۲ ـ منّت گذار ؛ ۳ ـ منکر قضاء و قدر؛ ۴ ـ شرابخوار . (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۱)
  15. مجازات دنیوی: چنان که گفته شد برخی از اعمال در همین دنیا کیفر داده می شود. از جمله آن ها عاق والدین است. پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: ثَلاثَهٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعْجَلُ عَقُوبَتُها وَلاتُؤَخَّرُ اِلَى الاخِرَهِ: عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ، وَ الْبَغْىُ عَلَى النّاسِ وَکُفْرُ الاِحْسانِ؛ کیفر سه گناه به قیامت نمى ماند ؛ یعنى در همین دنیا مجازات مى شود: ۱ ـ عاق پدر و مادر؛ ۲ ـ ظلم و تجاوز به مردم؛ ۳ ـ ناسپاسى در مقابل احسان و نیکى. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۴)
  16. تیرگی آسمان : از جمله اثار گناه عاق والدین و ناراحتی آنان، تیرگی آسمان است. امام صادق علیه السلام فرمود: اَلذُّنُوبُ الّتِى تَظْلِمُ الْهَواءَ عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ؛ از گناهانى که هوا را تیره و تار مى کند عاقّ والدین شدن است. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۴)
  17. مقام عاصی و شاقی : کسی که گرفتار عـاقّ والـدین است انسانی است که گرفتار شـقاوت و عصیان است. امام صادق علیه السلام فرمود: عُقُـوقُ الْـوالِدَیْنِ مِنْ الْـکَبائِرِ لاِنَّ اللّهَ (عَزَوَجَلَّ) جَـعَلَ الْــعاقَّ عَـصِیّا شَـقِیّا؛ عاقّ پدر و مـادر شدن از گــناهان کبیره است، زیرا خداوند متعـال عاقّ والدین را گنـاهکارِ شـقى شمرده است. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۴)
  18. سختی جان کندن: رضایت والدین موجبات آسانی جان کندن و عـاقّ والـدین موجب سختی جان کندن است حتی اگر فرد بسیار اهل خیر و تقوا و عمل خیر باشد. امام صادق علیه السلام فرمود: اِنَّ رَسُـولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله حَضَـرَ شـابّا عِنْـدَ وَفـاتِهِ فَقالَ لَهُ: قُلْ: لااِلهَ اِلاَّاللّهُ، قـالَ: فَاعْـتَقَلَ لِسـانُهُ مِـرارا فَقـالَ لاِمْـرَئَهٍ عِنْـدَ رَأسِهِ: هَـلْ لِهذا اُمٌّ؟ قـالَتْ: نَعَمْ اَنـَا اُمُّـهُ، قالَ: اَفَـساخِـطَهٌ اَنْـتِ عَلَیْهِ؟ قالَتْ: نَعَـمْ ما کَلَّمْتُهُ مُنْـذُسِتَّ حِجَجٍ، قـالَ لَـها: اِرْضـى عَـنْهُ، قـالَتْ: رَضـِىَ اللّهُ عَـنْهُ بِرِضـاکَ یـا رَسُولَ اللّهِ: فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: قُلْ: لااِلَهَ اِلاَّاللّهُ قالَ: فَقـالَهَا … ثُمَّ طَفَى ؛ هنگام مرگ جوانى، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کنار بستر او حضور یافتند و به جوان فرمودند: بگو لااِلهَ اِلاَّاللّهُ، فرمود: زبانش بند آمد، چند بار تکرار کرد ولى زبان او بند شد، پیامبر صلی الله علیه و آلهبه زنى که کنار جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ زن گفت: بله، من مادر او هستم، فرمود: آیا از او ناراضى هستى؟ زن گفت: بله شش سال است با او صحبت نکرده ام، فرمود: از او راضى شو، زن گفت: یارسول اللّه بخاطر رضایت تو خدا از او راضى شود. (من از او راضى شدم) سپس پیامبر صلی الله علیه و آله بجوان فرمود: بگو لااِلَهَ اِلاَّاللّهُ، جوان در این هنگام گفت: لااِلهَ اِلاَّاللّهُ و پس از لحظاتى مرد. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۷۵)
  19. بخشش الهی و عدم غفران: عـاقّ والـدین و رضایت آنان موجب رضایت خداوندی و خشم اوست. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده است: یُقالَ لِلْعاقِّ اِعْمَلْ ما شِئْتَ فَاِنِّى لااَغْفِرُ لَکَ وَیُقالُ لِلْبارِّ اِعْمَلْ ما شِئْتَ فَاِنِّى سَاَغْفِرُلَکَ؛ به عاقّ والدین از (طرف خدا) گفته مى شود: هر کارى مى خواهى انجام بده دیگر تو را نمى بخشم و به نیکوکار (نسبت به پدر و مادر) هم گفته مى شود: هر چه مى خواهى انجام ده تو را مى بخشم. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۸۰)
  20. پذیرش توبه : نیکى‏به‏والدین موجب پذیرش توبه است. البته دعا مادر در این زمینه کارسازتر است؛ چنان که امام سجاد علیه السلام فرموده است: جاءَ رَجُلٌ اِلَى النَّبِىِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ: یا رَسُولَ اللّهِ ما مِنْ عَمَلٍ قَبِیحٍ اِلاَّ قَدْ عَمِلْتُهُ فَهَلْ لِى تَوْبَهٌ؟ فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: فَهَلْ مِنْ والِدَیْکَ اَحَدٌ حَىٌّ؟ قالَ: اَبى: قالَ: فَاذْهَبْ فَبِرَّهُ قالَ: فَلَمّا وَلّى قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: لَوْ کانَتْ اُمُّهُ؛ مردى خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و گفت: اى رسول خدا، من هیچ کار زشتى نمانده که انجام نداده باشم، آیا مى توانم توبه کنم؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آیا هیچ یک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکى کن تا آمرزیده شوى. وقتى او راه افتاد پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: کاش مادرش زنده بود؛یعنى اگر او زنده بود و به او نیکى مى کرد، زودتر آمرزیده مى شد. (بحارالانوار، مجلسی، ج ۷۴، ص ۸۲)