هنجارهای رفتار اجتماعی

حجاب در اربعین

بسم الله الرحمن الرحیم

اجتماع بر محور و مدار عدالت عقلانی مدیریت و مهار می شود، اما با عواطف انسانی انسجام می یابد. از این روست که در آموزه های وحیانی قرآن، عدالت عقلانی بنیادی برای قوانین و مقررات اجتماعی دانسته شده و احسان و اکرام بنیادی برای معاشرت و روابط انسانی قرار داده شده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا جایگاه هنجارهای اخلاقی در قالب احسان و اکرام در معاشرت و رفتارهای اجتماعی را بر اساس آموزه های قرآنی تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

هنجارهای اخلاقی خمیرمایه انسجام اجتماعی

اجتماع انسان با همه تفاوت ها یک ضرورت و بایسته گریزناپذیر است؛ زیرا نیازهای گوناگون انسانی جز در ساختار اجتماع تامین نمی شود؛ پس لازم است تا در قالب بده و بستان های هم سنگ در کلیت و در قالب قوانین و مقررات عادلانه رفتار شود تا هر کسی به نیازهای ضروری خویش پاسخ مناسب و شایسته ای بدهد. در حقیقت می توان اجتماع را در ساختار ابتدایی آن یک معامله و تجارتی دو سویه سود دانست که هر یک چیزی می دهد و هم سنگ آن چیزی می گیرد. شاخص عدالت همانند ترازویی عمل می کند که به کسی در این بده و بستان ظلمی روا نشود. از این روست که در آموزه های وحیانی اسلام، عدالت فراگیرترین و اصلی ترین شاخص در روابط اجتماعی دانسته شده است؛ زیرا به عدالت است که هر کسی هر چیزی را در جای مناسب آن قرار می دهد و حق خود را استیفا می کند. بر همین اساس، اگر کسی بخواهد بر اساس تقوای عام به واجبات عمل کرده و از حرام دور ماند، باید به عدالت به عنوان مهم ترین بستر تحقق تقوای عام الهی توجه یابد. خداوند عمل به عدالت را بر اساس همین نکته نزدیک ترین راه به عدالت دانسته و فرموده است: اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى؛ عدالت ورزید که آن نزدیک تر به تقوا است.(مائده، آیه ۸)

البته از نظر قرآن دسترسی به مراتب بالاتر تقوا یعنی تقوای خاص و تقوای اخص نیازمند عمل به مستحبات و ترک مکروهات افزون بر عمل به واجبات و ترک محرمات است. از این روست که به احسان و اکرام که امری عاطفی است به عنوان بستر تحقق تقوای خاص و اخص توجه می دهد.

به سخن دیگر، عدالت عقلانی همانند ستون های فلزی سازه اجتماع است؛ اما احسان و اکرام عاطفی همانند بلوک و ملات است که این سازه را مستحکم تر، استوارتر و منسجم تر کرده و به آن زیبایی و لطافت خاص و چشم آرایی می بخشد.

این که انسان از مال خویش بگذرد و بخشی را به فقیر و مسکین بدهد یا اطعام کند و غذایی به ایشان بخوراند و دست رد به سینه سائل نزند، بلکه دستگیرش باشد، از عدالت عقلانی بر نمی آید، بلکه این احسان و اکرام اخلاقی عاطفی است که به این امور فرمان می دهد و تشویق می کند.

البته چنان که امیرمومنان امام علی(ع) فرموده اند نمی توان جامعه را بر اساس احسان و اکرام و آموزه های اخلاقی مدیریت کرد؛ بلکه باید بنیاد را بر قوانین و مقررات عقلانی عادلانه گذاشت؛ زیرا اول باید بساط ظلم و جور برداشته شود و هر کسی در معاملات اجتماعی اگر چیزی می دهد هم سنگ و هم وزن آن چیزی به دست آورد. از این روست که ایشان در بیان مقایسه جود که از مصادیق امور اخلاقی و عاطفی است با عدالت عقلانی می فرماید: وَ سُئِلَ علیه السلام [أَیُّمَا] أَیُّهُمَا أَفْضَلُ الْعَدْلُ أَوِ الْجُودُ؟ فَقَالَ علیه السلام الْعَدْلُ یَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَ الْجُودُ یُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَ أَفْضَلُهُمَا؛ از حضرت سوال شد: کدام یک بالاتر است عدالت یا جود و بخشش؟ آن حضرت(ع) فرمودند: عدالت امور در جایگاهش قرار می دهد و جود و بخشش از جایگاهش خارج می کند؛ هم چنین عدالت سیاست عام است؛ در حالی که جود و بخشش سیاست خاص. پس عدالت شریفتر و بالاتر است.( نهج البلاغه، صبحی صالح، ص ۵۵۳ ، ح ۴۳۷)

چنان که امیرمومنان امام علی(ع) فرموده است برای مدیریت اجتماع و در مسایل عمومی و اجتماعی نمی توان مبنا و شاخص را امور اخلاقی از جمله جود و احسان و اکرام گذاشت؛ زیرا رهبر و مدیری هراجتماعی باید مسایل عامه مردم را در نظر بگیرد که تنها در ساختار عدالت شدنی است؛ چرا که جود و احسان را در موارد خاص و شخصی می توان به کار گرفت؛ نه در مسایل عمومی و فراگیر.

باید توجه داشت که روابط انسانی را نمی توان تنها در ساختار عدالت سامان داد؛ زیرا اگر چه با عدالت عقلانی اجتماع سامان می یابد، ولی هرگز انسجام نمی یابد؛ زیرا انسان هر چند که به نیازهای مادی و جسمی خود چون تغذیه بیش ترین توجه و اهتمام را دارد؛ اما نمی توان نیازهای عاطفی و روانی او را نادیده گرفت؛ زیرا گاه آرامش روانی و عاطفی برای انسان مهم تر و اساسی تر از آسایش جسمی است؛ از این روست که برخی حاضرند آسایش خویش را از دست بدهند و در این راه جان و همه مال خویش را بدهند، ولی حاضر نیستند، آرامش و مسایل عاطفی آنان مخدوش شود.

به هر حال، عواطف انسانی خمیر مایه انسجام اجتماعی است ، چنان که عدالت عقلانی اساس و بنیاد بده و بستان های اجتماعی و مبنای قوانین و مقررات اجتماعی است. از همین روست که در آموزه های وحیانی اسلام، به عدالت عقلانی به عنوان ستون های اصلی اجتماع و به اصول اخلاقی در قالب احسان و اکرام به عنوان عوامل انسجام و تزیینی اهتمام و توجه شده است. امام رضا(ع) می فرماید: اسْتِعْمَالُ الْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ مُؤْذِنٌ بِدَوَامِ النِّعْمَهِ؛ به کارگیرى عدل و احسان و نیکویى موجب دوام و باقى ماندن نعمت مى شود .(عیون اخبار الرضا ج۲ ، ص۲۴ – مستدرک الوسائل و مستنبط المسایل ج۱۱ ، ص ۳۱۷ ، ح ۱۳۱۴۰)

به سخن دیگر، هر اجتماعی نیازمند آن است که قوانین عقلانی را با اصول اخلاقی و عاطفی بیامیزد تا نعمت های بزرگی چون امنیت، آرامش و آسایش حفظ شود؛ چنان که امام صادق(ع) می فرماید: ثَلاثَهُ اَشیاءَ یَحتاجُ النّاسُ طُرّا اِلَیها: اَلامنُ وَالعَدلُ وَالخِصبُ ؛ سه چیز است که همه مردم به آنها نیاز دارند: امنیّت، عدالت و آسایش. (تحف العقول ص ۳۲۰)

هنجارهای اخلاقی، برترین های رفتاری

از نظر آموزه های وحیانی اسلام، هر فرد از امت اسلام باید در تعاملات عمومی و جمعی، عدالت را مبنا و محور و مدار عمل قرار دهد تا به کسی ظلم و جوری روا نشود؛ بنابراین، مدیران و رهبران و کارگزاران نظام سیاسی ولایی باید بر اساس عدالت عمل و رفتار کنند. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: خَیرُ المُلوکِ مَن اَماتَ الجَورَ وَ اَحیَى العَدلَ؛ بهترین فرمانروا کسى است که ظلم را از بین ببرد و عدل را زنده کند. ( شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم ج۳، ص ۴۳۱، ح ۵۰۰۵) آن حضرت (ع) بقای حکومت را بر اجرای قوانین عادلانه می داند و می فرماید: مَن عَمِلَ بِالعَدلِ حَصَّنَ اللّه‏ُ مُلکَهُ؛ هر کس به عدالت رفتار کند، خداوند حکومتش را حفظ خواهد کرد. (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۳۴۰ ، ح ۷۷۷۵) پس اگر این گونه عمل نشود نه حکومتی می ماند و نه اجتماعی. از این روست که می فرماید: اِستَعمِلِ العَدلَ وَاحذَرِ العَسفَ وَالحَیفَ فَاِنَّ العَسفَ یَعودُ بِالجَلاءِ وَالحَیفَ یَدعوا اِلَى السَّیفِ؛ عدالت را اجرا کن و از زورگویى و ستمگرىبپرهیز زیرا زورگویى مردم را به ترک از وطن وامى‏دارد، و ستم آنان را به قیام مسلّحانه مى‏کشاند. (نهج البلاغه،صبحی صالح، ص۵۵۹ ، حکمت ۴۷۶) اگر کسی عدالت تلخ و قوانین سخت عقلانی را در جامعه به کار گیرد و به عنوان رهبر و مسئولیت اجتماع این گونه عمل کند، دیگر نیازی به شجاعت و جنگ و مبارزه نیست؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اَلعَدلُ أَفضَلُ مِنَ الشَّجاعَهِ لأَنَّ النّاسَ لَوِ استَعمَلُوا العَدلَ عُموما فى جَمیعِهِم لاَستَغنَوا عَنِ الشَّجاعَهِ؛ عدالت بهتر از شجاعت است زیرا اگر مردم همگى عدالت را درباره همه بکار گیرند از شجاعت بى نیاز مى شوند. (شرح نهج البلاغه ج۲۰، ص۳۳۳، ح۸۱۶)

اما بر اساس همین آموزه های وحیانی، بر هر فرد امت اسلام است تا در روابط میان فردی و گروهی فراتر از قوانین و مقررات عادلانه از حقوق قطعی خویش بگذرد و با اصول اخلاقی در قالب احسان و اکرام با مردم تعامل داشته باشد. پس در مسایل شخصی اصالت بر رعایت اصول اخلاقی احسانی و اکرامی است؛ اما در مسایل عمومی و فراگیر، اصل بر رعایت قوانین و مقررات عادلانه عقلانی است نه عاطفی.

بی گمان هر کسی موظف است در تعاملات شخصی و میان فردی، هنجارهای اخلاقی و عاطفی را به کار گیرد و رفتار اجتماعی خود را دیگران را در چارچوب و محور آن ها سامان دهد. از این روست که در آموزه های وحیانی قرآن و اسلام به هنجارهای اخلاقی به عنوان برترین های رفتار اجتماعی توجه داده شده است. امام صادق(ع) فلسفه بعثت پیامبران را عمل و تعلیم و تزکیه اجتماع انسانی بر اساس عدل و احسان دانسته می فرماید: لَم یَبعَثِ اللّه‏ُ نَبیّا قَطُّ اِلاّ بِالبِرِّ وَالعَدلِ؛ خداوند هیچ پیامبرى را جز به نیکى و عدالت بر نیانگیخت (بحارالأنوار، ج ۲۴، ص ۲۹۲)؛ زیرا اجتماع اسلامی و امت اسلام فراتر از جوامع دیگر که بر اساس عدالت عقلانی و قوانین آن سامان می یابد، در یک درجه بالاتر باید در مقام احسان عاطفی ، بلکه در درجه برترین اکرام عاطفی عمل کند و حتی به آن چیز نیاز دارد و محبوبش است دست بردارد و به دیگری ایثار کند.(انسان، آیه ۸؛ حشر، آیه ۹)

پیامبر گرامی درباره علت بعثت و فلسفه آن می فرماید: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ جز برای اتمام مکارم اخلاقی برانگیخته نشده ام.( بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۸۲؛ بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج ۱۰، ص ۳۲۳، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ سوم، ۱۴۲۴ق.) پس هدف و فلسفه بعثت پیامبر(ص) این است که فراتر از مقام عدالت بلکه حتی احسان که گذشت و نیکی است مردم را به سوی رفتارهای اجتماعی و هنجارهای اخلاقی در سطح مکارم اخلاقی سوق دهد و امت اسلام را براساس ایثارگری در حقوق شخصی نسبت به دیگران تشویق و ترغیب کند. این گونه است که هنجارهای اجتماعی اسلام در ساختار سه گانه عدالت و احسان و اکرام سامان یافته و در مسایل شخصی تکیه و تاکید در گام اول بر احسان و بخشش و گذشت و در گام دوم بر ایثارگری و اکرام است. این گونه است که ساختاری در جامعه شکل می گیرد که بسیار انسجام بخش خواهد بود و جامعه از استواری و استحکام و نیز انسجام بالایی برخوردار شده و از زیبایی و لطافت بسیاری بهره مند می شود.

از این روست که در رفتار میان فردی بر ساختار ادب به معنای عمل به مجموعه ای از طرائف و ظرائف رفتاری در هر مقامی تاکید می شود؛ زیرا ادب چیزی جز حُسن معاشرت، حسن محضر، طریقه پسندیده و صلاح ، اخلاق نیکو، حسن احوال در قیام و قعود و خصال حمید و پسندیده چیزی نیست. کسی که با موقعیت شناسی برترین کلام و رفتار را ارایه می دهد و می داند «هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد».

پس در همه رفتارهای اجتماعی ، برترین ها هنجارهای اجتماعی و اخلاقی را مراعات می کند. به عنوان نمونه:

  1. با خویشان سخن به معروف و عرف پسندیده می گوید(نساء، آیه ۸)؛
  2. هنگام ورود بر افراد چه در خانه و چه مکانی دیگر سلام می گوید(نور، آیات ۲۷ و ۲۸)؛
  3. حرمت عالمان و دانشمندان را در مجالس نگه می دارد(مجادله، آیه ۱۱)؛
  4. به عنوان مسئول مالیات و زکات با مودیان مالیاتی برخورد مودبانه داشته و پس از وصول مالیات برای آنان دعا می کند و برکت و پاکی در مال و تن و روان را برای ایشان از خداوند مسالت می کند(توبه، آیه ۱۰۳)؛
  5. در سلام پیش دستی می کند و در پاسخ سلام همان را تکرار کرده یا بهتر از آن پاسخ می دهد(نور، آیه ۶۱)؛
  6. در واکنش نسبت برخورد انسان های بی خرد و سفیه و نادان، با سلام و صلوات از کنارشان می گذرد(فرقان، آیه ۶۳؛ قصص، آیه ۵۵)
  7. در انجام ماموریت با فرزند و دیگران مرتبط با موضوع مشورت و نظر خواهی می کند(صافات، آیه ۱۰۲)؛
  8. در برابر گستاخی دشمنان و بی خردانه ، ادب می ورزد و مراعات آنان را می کند(مریم، آیات ۴۶ و ۴۷)؛
  9. ادب را با مردم حتی فقیران مراعات کرده و سخن به نیکی با فقیران داشته و بدون هیچ منت و اذیتی انفاق می کند و به فقیران و سائلان و مستحقان کمک و یاری می رساند و احترام ایشان را نگه می دارد(بقره، آیات ۲۶۲ و ۲۶۳؛ اسراء، آیات ۲۶ و ۲۸؛ نساء، آیه ۸)؛
  10. از آن چه برترین و بهترین است انفاق کرده(آل عمران، آیه ۹۲) و در حالی که بدان نیازمند است به دیگران ایثار می کند(انسان، آیه ۸؛ حشر، آیه ۹)؛
  11. به مخالفان دشنام نمی دهد و به مقدسات آنان اهانت و توهین نمی کند(انعام، آیه ۱۰۸)؛ و با مخالفان و دشمنان به نرمی سخن می گوید(طه، آیات ۴۳ و ۴۴) و در برابر سخنان نابخردانه آنان واکنش منفی نشان نمی دهد، بلکه با خوشرویی از ایشان جدا می شود تا سخن به لغو و بیهوده گویی گرایش نیابد و سخنی ناروا بر زبان نیاید(قصص، آیات ۵۲ تا ۵۵)؛
  12. با هر کسی با درجه فهم و ادراکی سخن می گوید و از برهان و موعظه و جدال احسن بهره می گیرد(نحل، آیه ۱۲۵)؛
  13. اهل تواضع و فروتنی است و با تکبر رفتار نمی کند و درشت گویی و تند خویی ندارد(لقمان، آیات ۱۸ و ۱۹)؛
  14. به یک دیگر در مجالس جا دهید و برایشان جا باز کنید(مجادله، آیه ۱۱)؛
  15. وقتی به یک دیگر رسیدید سلام کنید(انعام، آیه ۵۴)
  16. کریمانه با والدین سخن بگویید و از تندخویى با ایشان پرهیز کنید(اسراء، آیات ۲۳ و ۲۴)؛ حتی با والدین مشرک و کافر ملاطفت داشته باشید و جز در کفر و شرک همه سخن ایشان را قبول کرده و با احسان و اکرام با ایشان برخورد کنید(همان؛ لقمان، آیه ۱۵)
  17. در هنگام تقسیم ارث به خویشان و نزدیکان هر چند در طبقه دیگری هستند که ارث به ایشان نمی رسد؛ چیزی از میت بدهید تا با ایثارگری و اکرام خویش آنان را تکریم نمایید(نساء، آیه ۸)؛
  18. در هنگام تقسیم ارث از باب اکرام و ایثارگری بخشی از ارث را یتیمان و مسکینان و خویشان بدهید و با ایشان به معروف عمل کنید(همان)؛
  19. در مسایل جنسی ادب داشته باشید و خوابگاه خویش را از دیگران جدا کنید(بقره، آیه ۲۳۶؛ نور، آیه ۳۶)
  20. پیشی گرفتن در سلام از سوی بزرگان عین ادب است؛ چنان که پیامبر(ص) با آن همه عظمت این گونه عمل می کرد(انعام، آیه ۵۴)؛
  21. در محیط های اجتماعی و در محضر بزرگان سخن بلند نکنید و به آهستگی و آرامی سخن بگویید(حجرات، آیه ۲؛ نور، آیه ۶۳؛ حجرات، آیات ۲ و ۳)؛
  22. برای مهمان غذایی به سرعت فراهم آورده و تعارف کنید(ذاریات، آیات ۲۴ تا ۲۷)؛
  23. در برابر تندی دیگران مقابله به مثل نکنید و ادب نگه دارید(مائده، آیات ۲۷ و ۲۸)؛
  24. بهتر آن است که خود را از اتهام دیگران مبرا کنید و شفافیت سازی کنید(اعراف، آیات ۶۶ تا ۶۸)؛
  25. به استقبال دیگران بروید و در استقبال والدین بهترین باشید(یوسف، آیات ۹۹ و ۱۰۰)؛ آنان را در مقامی که هستید بزرگ دارید و در کنار خود بنشانید حتی اگر شاه و وزیر باشید(همان)؛
  26. آرام راه بروید و وقار در راه رفتن را مراعات کنید(فرقان، آیه ۶۳)؛
  27. مهمان به ظرف غذای در حال پختن صاحبخانه ننگرد و پیش از آماده شدن غذا برای صرف آن نرود.(احزاب، آیه ۵۳)

آن چه بیان شد تنها گوشه ای از هنجارهای رفتار اجتماعی است که باید به عنوان ارزش های اخلاقی شناخته و در عمل و رفتار اجتماعی مراعات شود. در آیات و روایات بسیاری از این هنجارها بیان شده است.