هنجارشکنی تمسخر افراد و اقوام

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از هنجارهای بسیار مهم اجتماعی، احترام به دیگران است که شامل احترام به شخص و شخصیت، عقاید و اندیشه ها، رفتار و کردارها، نژاد و فرهنگ ها است؛ زیران با احترام و حرمت نگه داشتن این امور است که انسجام اجتماعی ایجاد و تقویت می شود و جامعه به سمت و سوی کمالی حرکت می کند که سعادت و خوشبختی جمعی ارمغان آن است. اما برخی از افراد جامعه به دور صیانت از این هنجار اجتماعی، اقدام به تمسخر افراد و اقوام و فرهنگ ها کرده و زمینه و بستر وفاق و وحدت را به شقاق و اختلاف و تفرقه سوق می دهند. نویسنده در این مطلب با استفاده از آموزه های وحیانی قرآن به هنجارشکنی تمسخر و عوامل و آثار آن از منظر اجتماعی پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذارنیم.

هنجارشکنی تمسخر اقوام و فرهنگ ها

واژه های تمسخر و سُخریه از واژه «سخر» به معنای چیرگی است. کسی که تمسخر می کند و دیگری را به سخریه می گیرد، بر این باور است که خود برتر او و فرهنگش است. در حقیقت تمسخر کننده دچار نوعی اختیال و خیال بافی تفاخری است و بر این باور است که خودش به نوعی دارای برتری هایی است که می تواند بر دیگری سلطه و چیره شود و هر نوع گفتار و رفتاری را داشته باشد. بی گمان چنین افرادی دچار توهم خودپسندی، خودبرتربینی، کبر، تکبر، غرور و عُجب هستند. از همین رو، باید آنان را همردیف و هم سطح ابلیس و شیطان شمرد که دچار اختیال و توهمات خودبرتربینی نسبت به حضرت آدم(ع) بود و گفتار و رفتارهایی را در پیش گرفت که بیان گر این روحیه او بوده است.

در فرهنگ قرآنی افزون بر واژه «سخر» واژه استهزاء از ریشه «هزء» به معنای تمسخر کردن به کار رفته است. علامه طباطبایی در تعریف استهزاء می نویسد: استهزاء عبارت است از اینکه چیزی بگویی که با آن، کسی را حقیر و خوار بشماری، حال چه اینکه چنین چیزی را به زبان بگویی و یا به این منظور اشاره‌ای کنی، و یا عملا تقلید طرف را در آوری، به طوری که بینندگان و شنوندگان بالطبع از آن سخن، و یا اشاره، و یا تقلید بخندند.( ترجمه المیزان، ج‏۱۸، ص: ۴۸۱)

در حقیقت مولفه های تمخسر و استهزاء عبارتند از: گفتار یا رفتاری مستقیم یا اشاره ای درباره شخصی برای خنده و یا خنداندن دیگری.

در آیات قرآنی برای بیان این معنا از نابهنجار اجتماعی واژگانی دیگر هم «ضحک»، «غمز»، «لمز»، «همز» و مانند آن ها به کار گرفته شده است.

از نظر قرآن، چنین رفتاری به عنوان یک رفتار ضد ارزشی و نابهنجار شناخته شده و به عنوان عمل حرام با آن مقابله شده است.(بقره، آیات ۱۰۴ و ۲۳۱ ؛ حجرات، آیه ۱۱) به سخن دیگر، تمسخر دیگران به هر شکلی و ابزاری گناه و حرام است و در برخی از موارد به سبب آن که همراه با اهانت، توهین، تهمت و بهتان است یا موجب تخریب وحدت اجتماعی و انسجام امت می شود، دارای مجازات کیفری و قانونی است.

خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ یَکُونُوا خَیْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یَکُنَّ خَیْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید.(حجرات، آیه ۱۱)

براساس فقه اسلامی در قانون مجازات اسلامی مصوب مجلس شورای اسلامی نیز آمده است: هرکس با نظم یا نثر یا به صورت کتبی یا شفاهی کسی را هجو کند و یا هجویه را منتشر نماید به حبس از یک تا شش ماه محکوم می‌شود.(قانون مجازات اسلامی، کتاب پنجم‏، تعزیرات و مجازتهای بازدارنده، فصل ۲۷ ماده ۷۰۰)

فرق تمسخر و مزاح

برخی شوخی و مزاح را با تمسخر و استهزاء به افراد و اقوام و فرهنگ ها اشتباه گرفته اند. از نظر اسلام شوخی اگر با دورغ همراه و به غیبت منجر نشود مجاز دانسته شده است؛ هر چند که فرهیختگان و خردمندان گرایش به شوخی و مزاح کم تر دارند؛ زیرا آن را جزو لهو و لغو می شمارند و اگر سخنی به مطایبه و شوخی می گویند با توجه به سطوح متفاوت مخاطبان در راستای بیان حقایق است؛ زیرا به تعبیر علامه مجلسی در کتاب جواهر العقول معروف به موش و گربه : چون اکثر مردم عالم به خوش طبعی و مجاز راغبند، بنابراین به لفظ خوش طبعان و شمهٔ ظریفان بیان خواهد شد.( موش و گربه، محمد باقر مجلسی، ص ۱۰)

خداوند متعال در وصف قرآن کریم می‌فرماید:« إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ ، قرآن گفتاری متین و قاطع است و هزل نیست.(طارق، آیات ۱۳ و ۱۴)

با این همه پیامبر(ص) که سنت و سیره عملی اش بر ارزش های قرآنی است می فرماید :«اِنّی لاَمزح و لا اقولُ الا حقّا، من مزاح می‌کنم، اما از محور حق هم خارج نمی‌شوم.( بحارالانوار، ج ۷۶،ص۶۰؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۶، ص۳۳۰) امام صادق علیه السلام نیز می فرماید : کانَ رَسولُ اللّه‏ِ صلی الله علیه و آله یُداعِبُ وَ لا یَقولُ اِلاّ حَقّـا؛ رسول اکرم صلی الله علیه و آله شوخى مى‏ کردند ولى جز حقّ چیزى نمى‏ گفتند. (مستدرک الوسائل ج ۸ ، ص ۴۰۸ ، ح ۹۸۱۸)

پس بر اساس این روایات باید گفت: اگر شوخی و مزاح بر محور حق باشد و از آن تجاوز نکند ممدوح است و از مصادیق هزل نیست.

امام صادق(ع) می فرماید: اَلمُؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ المُنافِقٌ قَطِبٌ غَضِبٌ؛ مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانى.(تحف العقول، ص ۴۹)

امام صادق(ع) نیز میزان مطلوب در مطایبه و شوخ طبعی را حدی می‌دانند که در آن اهانتی به کسی نشود و خروجی از محور حقی انجام نگیرد. ایشان حدود را دُعابه این گونه تعریف می کند:«ما مِن مؤمنٍ الا و فیه دعابهٌ. قیل له: و ما الدُّعابه. فقالَ المِزاح، از علامات مؤمن این است که در او دعابه است. عرض شد دعابه چیست؟ فرمودند: مزاح».( بحارالانوار، ج ۷۶،ص ۵۸) از همین روست که در اسلام، مطایبه و مفاکهه و ممازحه و مداعبه، حد ممدوح و پسندیدهٔ مزاح است که از حدود خرد و حد معقول خارج نگردد و در آن اهانتی به کسی نباشد. دانشوران اسلامی، به ویژه آنان که متعبدتر بوده‌اند، همواره همین حدود متعارف یعنی حد مداعبه را در آثار خویش حفظ کرده‌اند.

در سنت و سیره رسول اکرم صلى الله علیه و آله آمده است: أَتَتِ امرَأَهٌ عَجوزٌ إِلَى النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله فَقالَ لاتَدخُلُ الجَنَّهَ عَجوزٌ، فَبَکَت، فَقالَ: إِنَّکَ لَستَ یَومَئِذٍ بَعَجوزٍ، قالَ اللّه تَعالى: إِنّا أَنشَناهُنَّ إِنشاءً فَجَعَلناهُنَّ أَبکارا؛ پیر زنى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد. حضرت به او فرمودند: پیر به بهشت نمى رود. پیرزن گریست. حضرت فرمودند: تو در آن روز پیر نخواهى بود. خداى متعال مى فرماید: «ما آنان را آفرینش نوینى بخشیدیم و همه را دوشیزه قرار دادیم».(تنبیه الخواطر ج۱، ص۱۱۲)

امام کاظم علیه السلام می فرماید: کانَ یَأْتِیهِ الْأَعْرَابِیُّ فَیُهْدِی لَهُ الْهَدِیَّهَ ثُمَّ یَقُولُ مَکَانَهُ أَعْطِنَا ثَمَنَ هَدِیَّتِنَا فَیَضْحَکُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ کَانَ إِذَا اغْتَمَّ یَقُولُ مَا فَعَلَ الْأَعْرَابِیُّ لَیْتَهُ أَتَانَا؛ بادیه نشینى بود که نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله مى آمد و براى آن حضرت هدیه مى آورد و همان جا مى گفت: پول هدیه ما را بده و رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خندیدند. آن حضرت هرگاه اندوهگین مى شدند، مى فرمودند: آن بادیه نشین چه شد؟ کاش نزد ما مى آمد.(کافى، الاسلامیه، ج۲، ص۶۶۳، ح۱)

امام على علیه السلام نیز می فرماید: کانَ رَسولُ اللّه‏ِ صلی الله علیه و آله لَیَسُرُّ الرَّجُلَ مِنْ اَصحابِهِ اِذا رَآهُ مَغْموما بِالْمُداعَبَهِ وَ کانَ صلی الله علیه و آله یَقولُ: اِنَّ اللّه‏َ یُبْغِضُ الْمُعَبِّسَ فى وَجْهِ اِخْوانِهِ؛ هرگاه رسول اکرم صلی الله علیه و آله یکى از اصحاب خود را غمگین مى‏ دیدند، با شوخى او را خوشحال مى‏ کردند و مى ‏فرمودند: خداوند، کسى را که با برادران (دینى) اش با ترشرویى و چهره عبوس روبرو شود، دشمن مى ‏دارد. (کشف الریبه ص ۸۳)

البته باید توجه داشت که شوخی کردن نیز تبعات منفی دارد که باید آن را مد نظر قرار داد. امام على علیه السلام می فرماید: کَثرَهُ المِزاحِ تَذهَبُ البَهاءَ وَ توجِبُ الشَّحناءَ؛ شوخى زیاد، ارج و احترام را مى برد و موجب دشمنى مى شود.(عیون الحکم و المواعظ، ص ۳۹۰ ، ح ۶۶۱۱)

هم چنین امیرمومنان امام على علیه السلام می فرماید: مَنْ کَثُرَ مِزَاحُهُ اسْتُجْهِل‏؛ هر کس زیاد شوخى کند، نادان شمرده مى شود.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص ۲۲۲ ، ح ۴۴۷۲)

باید متوجه بود که شوخی به جای حساس نیز کشیده می شود؛ از این رو، آن حضرت(ع) هشدار می دهد و می فرماید : رُبَّ هَزلٍ عادَ جِدّا؛ چه بسا شوخى اى که جدّى مى شود.(تحف العقول، ص۸۵)

هم چنین امام صادق علیه السلام هشدار می دهد که با هر کسی شوخی و مزاح نباید کرد. آن حضرت می فرماید: إِذا أَحبَبتَ رَجُلاً فَلا تُمازِحهُ وَ لا تُمارِهِ؛ هر گاه کسى را دوست داشتى، با او نه شوخى کن نه مجادله. (کافى، الاسلامیه، ج ۲ ، ص ۶۶۴ ، ح۹)

پس شوخی خوبش هم خوب نیست. پیامبر صلى الله علیه و آله می فرماید: أَنَا زَعِیمٌ بِبَیْتٍ فِی رَبَضِ الْجَنَّهِ وَ بَیْتٍ فِی وَسَطِ الْجَنَّهِ وَ بَیْتٍ فِی أَعْلَى الْجَنَّهِ لِمَنْ تَرَکَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کَانَ مُحِقّاً وَ لِمَنْ تَرَکَ الْکَذِبَ وَ إِنْ کَانَ هَازِلًا وَ لِمَنْ حَسُنَ خُلُقُه‏؛ من براى کسى که بگومگو را رها کند، هر چند حق با او باشد و براى کسى که دروغ گفتن را اگر چه به شوخى باشد، ترک گوید و براى کسى که اخلاقش را نیکو گرداند، خانه اى در حومه بهشت و خانه اى در مرکز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى کنم.(خصال، ص ۱۴۴، ح۱۷۰)

امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید: لا تُمار فَیذهَبَ بَهاوُک وَ لا تمازح فَیجتَرَاُ عَلَیک؛ جدال مکن که ارزشت می رود و شوخی مکن که بر تو دلیر شوند.(کافی، ج ۲ ، ص ۶۶۵ ، ح ۱۷؛ تحف العقول، ص ۴۸۶)

امام موسی کاظم علیه السلام نیز می فرماید: اِیاک وَ المِزاحَ فَاِنَّهُ یذهَبُ بِنُورِ ایمانِک؛   از شوخی بپرهیز، زیرا که شوخی نور ایمان تو را می برد.(کافی، الاسلامیه، ج ۲ ، ص ۶۶۵ ، ح ۱۹ – تحف العقول ص ۴۰۹ ؛من لا یحضره الفقیه ج ۴ ، ص ۴۰۸ ، ح ۵۸۸۵ ؛ بحارالانوار، بیروت، ج ۷۵ ، ص۳۲۱)

پیامبر اکرم (ص) می فرماید:«کثره المزاح تذهَبُ بماء الوَجه، شوخی بسیار، آبرو را خواهد برد. (بحارالانوار، ج ۷۶،ص ۵۸)

امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید:«مَن کَثُرَ مزاحُهُ، قلَّ وقارُه ، هر که مزاحش بسیار شود وقارش کم می‌شود».(میزان الحکمه، ج ۴ ، ص ۲۸۹۸)

در روایات آثاری برای شوخی بیان شده که انسان احساس می کند از شوخی پرهیز کند بهتر است؛ زیرا ضررش کمی بیش تر از سودش است.(همان)

التبه حتی اگر شوخی و مزاح در اقسام آن با همه محدودیت های آن جایز و روا دانسته شده باشد؛ اما هیچ شکی نیست که استهزاء و تمخسر این گونه نیست و چنان که گفته شد، با مزاح فرق دارد و باید از آن به عنوان نابهنجار و ضد ارزش و بلکه گناه اجتناب کرد. از این روست که امام هادی علیه السلام در بیان تفاوت مزاح و استهزاء می فرماید: الهُزءُ فُکاهَهُ السُّفَهاءِ، و صِناعَهُ الجُهّالِ؛ هزل ‏گویى، شوخى کم‏ خردان و کار نادانان است.(الدره الباهره، ص ۴۳ ؛ بحارالانوار، بیروت، ج ۷۲ ، ص ۱۴۷ ، ح ۲۰)

آثار هنجارشکنی استهزاء و تمسخر

هنجارشکنی استهزاء آثار و پیامدهای زیانبار فردی واجتماعی و نیز دنیوی و اخروی دارد که باید به آن ها توجه داشت. خداوند در قرآن به این آثار و پیامدها اشاره دارد. از جمله مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. اندوه و دل تنگی: از مهم ترین آثار زیانبار استهزاء و تمسخر نسبت به دیگری، آسیب روانی است که بر شخص مسخره شونده وارد می شود. اصولا وقتی کسی از سوی دیگران مورد تمسخر و استهزا قرار می گیرد، از نظر روانی دچار آسیب شدیدی می شود که افسردگی و اندوه و احساس دل تنگی از نمونه های آن است. تمسخر دیگران احساسی در آدمی ایجاد می کند که گویی سینه اش در دلش تنگ آمده است و می خواهد تحت فشار سهمگین آن له شود. این گونه است که آثار اندوه بر دل و جان و تن و روان شخص نمودار می شود و جهان با همه فراخش بر او تنگ می آید و احساس نگرانی و دل تنگی می کند.(حجر، آیات ۹۵ و ۹۷)
  2. غفلت از یاد خدا: از آثار روان شناسی تمسخر آن است که دل های این افراد گرفتار غفلت از یاد خدا می شود(یوسف، آیه ۱۱۰) و با تداوم در این امر به مشکلاتی دیگر نیز گرفتار می شود که بیان خواهد شد.
  3. محرومیت از هدایت: کسی که گرفتار استهزا شود، از هدایت خاص الهی نیز محروم می شود.(توبه، آیات ۷۹ و ۸۰)
  4. محرومیت از آمرزش خدا: استهزاگران مؤمنان، محروم از آمرزش خدا هستند و باید بدانند که این بازتابی از اعمال زشت و نابهنجار آنان است.(همان)
  5. ارتداد و خروج از اسلام: استهزاى خدا، آیات و رسول او، سبب ارتداد انسان و خروج از اسلام می شود. بنابراین، باید توجه داشت که آثار زیانبار اعتقادی بر این نابهنجاری بار می شود. البته بر اساس آموزه های اسلام کسانی که واجبات قطعی اسلام را به تمسخر بگیرند و یا در باره معصومان (ع) به استهزا بپردازند، از اسلام خارج می شوند و احکام ارتداد بر آنان بار می شود که از جمله آن قتل در صورت عدم توبه است.(توبه، آیات ۶۵ و ۶۶) بنابراین، نباید به استهزا کردن آغاز یا عادت کرد که گاه به استهزای اموری می رسد که قتل و کشته شدن از جمله آن ها است؛ برخی از مردم عادت کرده اند که برای همه چیز جوک و لطیفه بسازند و در این امر چنان افراط می کنند که برای امام معصوم(ع) نیز لطیفه و جوک می سازنند. اگر این عمل از روی عمد و قصد باشد، حکم مرتد بر او بار می شود و اگر توبه نکند باید خود را برای قتل آماده کند و اگر کسی اقدام به قتل او نکند و توبه هم نکند باید در قیامت خود را برای آتش دوزخ آماده سازد؛
  6. ظلم و ستم: استهزاء و تمسخر دیگران در حکم ظلم و ستم به ایشان است و تمسخرکنندگان جزو گروه ظالمان محسوب می شوند. خداوند به دلیل آن که استهزاء مومنان و امت اسلام موجب می شود تا انسجام اجتماعی به هم بریزد و حرمت و احترام مومنان حفظ و صیانت نشود، استهزاى مؤمنان را سبب قرار گرفتن در شمار ستمگران و ظالمان دانسته که حکم آن دوزخ است.(حجرات، آیه ۱۱) اصولا تعدی به حقوق دیگران در هر شکل وشمایلی حرام و گناه است و تمسخر به سبب آن که ظلم به شخصیت و تعرض به آن است، از ظلم های زشت و نابهنجاری است که باید ترک کرد؛
  7. فسق: فسق دریدگی است و کسی که دیگران را به تمسخر می گیرد، پوشش و آرایه های زیبا را کنار می زند و زشتی ها و عیوب دیگران را آشکار می کند. البته ممکن است شخص بگوید من حقیقت و واقعیتی را بیان کرده ام؛ ولی باید توجه داشته باشد که غیبت بیان هر حقیقت و واقعیتی است که دیگران از شنیدن آن کراهت دارند و دوست نمی دارند کسی درباره آن چیزی بگوید و بشنود. هم چنین باید توجه داشت که اگر آن موضوع ، واقعیتی نداشته باشد که جزو تهمت و بهتان حساب می شود و وضعیت بدتری پیدا می کند؛ زیرا در این صورت مجازات قانونی و کیفری برای تهمت و بهتان زننده است. به هر حال، از نظر قرآن، کسی که به تمسخر دیگران می پردازد خود جزو گروه فاسقانی است که خداوند ایشان را انسان های نادرست می داند. خداوند می فرماید استهزاى مؤمنان، سبب قرار گرفتن استهزاکننده در زمره فاسقان است.(توبه، آیات ۷۹ و ۸۰)
  8. تهدید خدا: از آن جایی که تمسخر و استهزا شخصیت اجتماعی افراد را مورد هدف قرار می دهد و کرامت و شرافت ایشان را مخدوش می سازد، خداوند تمسخر کنندگان را تهدید به عذاب خود می کند تا مردمان دست از این رویه و رفتار بکشند و کارهای نابهنجار و ضد ارزشی را انجام ندهند.(همزه، آیه ۱)
  9. حسرت در قیامت: کسی که به تمسخر دیگران در دنیا مشغول است باید بداند که در قیامت حسرت می خورد که چرا به جای این رفتار نابهنجار به کرامت مردم توجه می داشت و آنان را تکریم و تعظیم می کرد. هر چند از نظر قرآن، افسوس خوردن در قیامت، ثمره کوتاهى انسان ها انجام اعمالی دینی و تمسخر وعده‌هاى الهى است(زمر، آیه ۵۶)؛ ولی با استفاده از آیه ۳۰ سوره یس می توان دریافت که این استهزا نسبت به پیامبران و مومنان نیز می تواند عامل حسرت در روز قیامت باشد.
  10. خسران و زیان: از نظر قرآن، تمسخر می تواند عامل خسران آدمی باشد به طوری که انسان ثروت اصلی خود را این گونه تباه سازد و اندوخته ای نداشته باشد. خداوند استهزاى آیات خدا و انبیا را سبب قرارگرفتن در شمار زیان‌کارترین افراد دانسته و نسبت به آن هشدار می دهد.(کهف، آیات ۱۰۳ و ۱۰۶)
  11. سرزنش های الهی: از نظر قرآن استهزای دیگران به ویژه خدا و پیامبران کاری بسیار زشت و حرام و گناهی عظیم است و باید ترک شود. از این روست که استهزاگران از سوى خداوند ملامت و سرزنش می شوند(یس، آیه ۳۰؛ لمزه، آیه ۱) و خداوند وعده دوزخ را به آنان می دهد و در آیات ۶۴ و ۶۵ سوره توبه به همین دلیل منافقان از سوى خدا توبیخ و سرزنش می شوند. البته این گونه نیست که هماره در بر یک لنگه بچرخد، بلکه استهزا کنندگان باید بدانند که روزی خود ایشان در قیامت مسخره خواهند شند و توبیخ و مسخره در آن روز چیزی جز کیفر استهزاى ارزش‌هاى دینى از سوى آنان در دنیا نیست.(مومنون، آیات ۱۰۴ تا ۱۰۹)
  12. عدم پذیرش عذر و پوزش: پوزش و عذر استهزاکنندگان خدا، آیات و پیامبر(صلى الله علیه وآله) از سوی خداوند پذیرفته نیست. پس این گونه نیست که انسان بتواند این ها را مسخره کند و سپس با یک پوزش و ببخشید و عذرخواهی مساله را خاتمه دهد.(توبه، آیات ۶۵ و ۶۶)

عوامل و بسترهای استهزا و تمسخر

اهداف و عواملی در ایجاد این روحیه و رویه تاثیر دارد که از جمله آنان غرور و تکبر است؛ زیرا شخص خود را برتر از دیگری می بیند، یا بر آن است تا با خوار کردن دیگری خود را برتر نشان دهد و افکار و عقاید خود را نیز برتر نموده و عقاید و افکار دیگری و نیز قوم و نژاد و فرهنگ او را کم اهمیت و یا خوار و خفیف نشان دهد. مهم ترین عواملی که موجب تمسخر می شود عبارتند از:

  1. بی خردی و جهالت : از مهم ترین عوامل استهزا باید به جهالت و بی خردی اشاره کرد. البته فقدان علم و نادانى، نیز از عوامل استهزاى مردم است. (بقره، آیه ۶۷) البته باید توجه داشت که در آیات قرآنی جهل به دو معنای بی خردی و ناآگاهی آمده است.
  2. خودبرتربینى: چنان که بارها گفته شد، نوعی خیال بافی خودبرتربینی و خودپسندی در افراد موجب می شود که افکار و عقاید و فرهنگ و نژاد و قد و قامت افراد و زبان ها و مانند آن ها را به تمسخر گیرند. از این روست که قرآن مهم ترین عامل در استهزای دیگران را به خودبرتربینی نسبت داده و گفته است که خودبرتربینى، عامل استهزاى برخى مؤمنان از‌سوى یک‌دیگر است.(حجرات، آیه ۱۱)
  3. دنیاطلبى: فریفتگى و دل‌بستگى کافران به دنیا، عامل تمسخر و استهزاى مؤمنان است؛ زیرا آنان دچار وارونگی قلب شده و حقایق بر آنان پوشیده شده به گونه ای که فساد خویش را اصلاح می داند. (بقره، آیه ۲۱۲)
  4. عدم تعقّل: نابخردى، عامل تمسخر دین و مراسم عبادى مسلمانان و دیگر حقایق است؛ زیرا کسانی که حقایق برای آنان پوشیده یا دچار وارونگی هستند، به طور طبیعی از امور و مناسک و رفتار دیگران برداشت نادرستی خواهند داشت و آنان را موجب مسخره و تمسخر می دانند.( مائده‌، آیات ‌۵۷‌و‌۵۸)
  5. گناه: قلب های که به گناه آلوده می شود دچار دفن و دسیسه می شود(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) و در نهایت نیز مختوم شده و افساد را اصلاح می یابد.(بقره، آیات ۷ تا ۱۲) از همین روست که خداوند ارتکاب گناه را باعث تکذیب آیات الهى و استهزاى آنها دانسته است.( حجر‌، آیات ‌۱۱‌و‌۱۲؛ روم، آیه ۱۰)

۶‌. نفاق: هم چنین نفاق، عامل استهزاى مؤمنان از سوى منافقان می شود؛ زیرا آنان نیز دچار وارونگی قلب و حقایق هستند. (بقره، آیه ۱۴؛ توبه، آیات ۶۴ و ۶۵)

  1. اشرافیت: کسانی که از نظر مقامی و مالی از طبقات برتر اجتماعی و اقتصادی هستند، توده های مردم را به تمسخر می گیرند و مسخره می کنند. (انعام، آیات ۵۲ و ۵۳ )این امر ریشه در همان خودبرتربینی دارد؛ زیرا با توجّه به شأن نزول آیات مزبور که پس از پیشنهاد اشراف قریش به پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى دور کردن مسلمانان فقیر از اطراف خود نازل شده است، (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) می توان این برداشت را داشت. هم چنین گفتنى است که استفهام «أهؤلاء منّ الله علیهم» مى‌تواند از روى تحقیر باشد.
  2. ناآگاهی نسبت به احکام و مناسک: همان طوری که بی خردی عامل استهزاء است هم چنین ناآگاهی نسبت به دیگران از جمله احکام و مناسک آنان موجب تحقیر و تمسخر می شود؛ چنان که اهل کتاب نسبت به مناسکی چون نماز و اذان و مانند آن ها به تمسخر اقدام می کردند؛ زیرا نسبت به آن آگاهی نداشتند. البته برخی ازاین رفتارها به سبب حسادت و انتقام جویی نیز بوده است؛ پس باید حسادت و انتقام جویی را نیز از عوامل استهزا بر شمرد.(مائده، آیات ۵۷ تا ۵۷)
  3. کفر به آخرت: کسانی که به آخرت کافر هستند، دچار نوعی رفتارهای نابهنجار و ضد اخلاقی می شوند و دیگران را به تمسخر می گیرند تا خود لذتی ببرند. دست انداختن دیگران به ویژه آیین و عقاید و اعمال و مناسک دیگران از سوی کافران یک رویه ای است که از سوی آنان اعمال می شود.(همان؛ رعد، آیه ۳۲؛ حجر، آیه ۱۱ و آیات بسیار دیگر)
  4. جرم: کسانی که گرایش به جرم و جنایت دارند، هنجارشکنی داشته و به استهزای دیگران می پردازند.(حجر، آیات ۱۱ و ۱۲؛ مطففین، آیه ۲۹)

روش های استهزا و تمسخر

برای رسیدن به این اهداف روش هایی به کار گرفته می شود که در آیات قرآنی به آن توجه داده شده است. از جمله روش‌هاى استهزای دیگران می توان به این موارد اشاره کرد:

  1. اشاره: استهزاى افراد از سوى استهزاگران با اشاره چشم به هم‌دیگر از جمله روش هایی است که در این امور به کار گرفته می شود.(مطففین، آیات ۲۹ و ۳۰)
  2. تکذیب: تکذیب و دروغ خواندن سخنان دیگری شیوه‌اى براى تمسخر، از سوى استهزاگران است که در آیاتی از قرآن بیان شده است.(انعام، آیات ۴ و ۵؛ شعراء، آیات ۵ و۶)
  3. حرکت سر: تکان دادن سر از شیوه‌هاى استهزاگران براى تمسخر دیگران و افکار و عقاید است که به کار گرفته می شود.(اسراء، آیه ۵۱):
  4. درخواست نامعقول: درخواست بی خردانه هم چون نزول فرشته به صورت محسوس از سوى کافران، شیوه استهزاى آنان بوده است که امروز نیز به کار گرفته می شود.(انعام، آیات ‌۸‌-‌۱۰؛ نحل، ایات ‌۳۳‌و‌۳۴)
  5. سوت: استهزاى دیگران، با گذاشتن دست بر دهان و سوت کشیدن که شیوه ای بسیار متداول حتی در برخی از مجالس رسمی است.(ابراهیم، آیه ۹) البته این رویه نباید در مجالس اسلامی و شوراها به کار گرفته شود که متاسفانه در قالب هو کردن و دو دو کردن نماد هوهو کردن خودنمایی و بروز می کند.

۶‌. عیب‌جویى: عیب‌جویى از دیگران، از شیوه‌هاى استهزاگران است. در حقیقت بیان خصوصیات بدنی و رفتاری و گفتاری دیگران که واقعیت است ، کاری بسیار نادرست است که از سوی تمسخرکنندگان به کار گرفته می شود.(توبه، آیه ۷۹؛ حجرات، آیه ۱۱؛ همزه، آیه ۱)

  1. کنایه: استفاده از کنایه‌هاى تمسخرآمیز، از روشهاى استهزاگران است. البته باید توجه داشت که کنایات تاثیر بیش تری از کلام مستقیم دارد.(نساء، آیه ۴۶؛ هود، آیه ۳۸)

۸‌. لقب‌گذارى: نام‌گذارى زشت و کفرآلود، از شیوه‌هاى تمسخرکنندگان است.(حجرات، آیه ۱۱) :