هنجارشناسی احترام در آموزه های قرآن

آموزه های قرآنی بر پایه و اصول احترام به انسان و کرامت های انسانی بنیاد نهاده شده است. بر این اساس اخلاق فردی و هنجارهای اجتماعی محوری ترین مباحث و مسایل در حوزه عمل است.

به این معنا که اگر توحید را در حوزه بینش و اندیشه، محوری ترین آموزه های دین اسلام و قرآن بدانیم، اخلاق فردی و اجتماعی، محوری ترین آموزه های قرآن در حوزه عمل است.
از این رو همواره قرآن، انسان را به عمل صالح فرا می خواند و پس از هر فرمانی به ایمان به توحید، از وی می خواهد که کارهای نیک انجام دهد. کارهای نیک را می توان به دو دسته فردی و اجتماعی تقسیم کرد. بخش فردی آن به حوزه امور اخلاق فردی بازمی گردد که از آن به خودسازی یاد می کنند و بخش اجتماعی آن همان هنجارهایی است که می بایست انسان مراعات کند.

هنجارهایی که قرآن از آن به عمل صالح یاد می کند خود به هنجارهای عقلانی، عقلایی (عرفی) و شرعی بازمی گردد. بنابراین اصول اخلاقی و هنجاری را می توان محوری ترین مباحث در حوزه دین و آموزه های دینی و قرآن دانست.
یکی از هنجارهای اجتماعی که ارتباط تنگاتنگی نیز با اخلاق فردی پیدا می کند، هنجار احترام به دیگری است. احترام در آموزه های قرآن از آن جایی اهمیت پیدا می کند که با مسئله کرامت انسانی ارتباط تنگاتنگی دارد. به این معنا که عدم رعایت این هنجار به معنای هتک حرمت انسانی و زیرپا گذاشتن کرامت انسانی است. در حقیقت کرامت انسانی این اقتضا را دارد تا هر شخصی با دیگری چنان رفتار کند که انسانیت آن را می طلبد. در این نوشتار به این مسئله از دیدگاه قرآن پرداخته می شود تا با تحلیل آیات آن نقش مهم رعایت احترام دیگری را دریابیم.
¤¤¤
مفهوم احترام
احترام از ریشه حرم گرفته شده که به معنای حرمت نگه داشتن است. (لغت نامه دهخدا) البته این واژه به معنای آن چه که هتک و شکستن آن ناروا باشد نیز آمده است. (صحاح اللغه ج ۵ ص ۱۸۹۵) از این رو حرام هر چیز و یا کاری است که انجام دادن آن ممنوع و ناروا باشد و یا حرم هر جایی را می گویند که انجام دادن برخی از اموری که در جاهای دیگر جایز است، در آن جا نادرست و غیرجایز باشد. (مفردات راغب اصفهانی ص ۲۲۹)
حرمت شخص به معنای چیزی است که شخص از آن حمایت می کند و حریم شخصی نیز چیزهایی اختصاصی است که دیگران نمی توانند در آن موارد دخالت کرده و وارد شوند.
احترام در اصطلاح عرفی به معنای گرامی داشت و بزرگداشت و تعظیم شخص است که بی ارتباط با معنای لغوی آن نیز نیست؛ زیرا شخص، چیز، جا یا زمان محترم، دارای حرمت و حریمی است که حفظ آن لازم و هتک آن نارواست.
ناگفته نماند که واژه احترام به این معنا و مفهوم به صراحت در قرآن به کار نرفته است و این مفهوم از اضافه وصفی برخی موارد به وصف حرام و محترم شمردن به دست می آید. به این معنا که هنگامی که خداوند نفس (انعام آیه ۱۵۱) و یا خانه (مائده آیه ۹۷) و یا ماه (توبه آیه ۵) و مانند آن را محترم می شمارد از آن این معنا استنباط می شود که می بایست مورد احترام و تعظیم قرار گیرد. البته واژگانی چون تعظیم (حج آیه ۳۰ و ۳۲) و یا توقیر (فتح آیه ۹) و تعزیر (همان) و خفض جناح (اسراء آیه ۲۴) همین معنا و مفهوم اصطلاحی را می رساند.
بنابراین نباید تنها به این واژه در آیات قرآن بسنده کرد بلکه برای دریافت مباحث مربوط یا مرتبط می بایست به همه آیاتی که این مفهوم را می رساند، توجه داشت.
انسان، موجودی محترم
منشأ احترام به هر چیزی را باید در نحوه ارتباط آن با خدا دانست. هر چیزی که انتساب آن به خدا قوی تر و نزدیک تر باشد از احترام بیش تری برخوردار است.
به عنوان نمونه انسان از آن جا ارزش و اعتبار و احترام فزون تری دارد که انتساب آن به خدا از دیگر آفریده ها بیش تر است؛ زیرا انسان تنها موجودی است که روح خدایی خاصی دارد و این امکان را به وی بخشیده است تا از همه اسمای خدا برخوردار گردد و به همین سبب خلافت الهی را به عهده گیرد. این عنوان و توانمندی موجب شد تا همه آفریده های خداوند به انسان سجده کرده و ولایت و خلافت وی را بپذیرند تا این انسان کامل به عنوان نائب و جانشین پروردگار، آنان را به کمال لایق و شایسته برساند.
این گونه است که قرآن به مسئله تکریم انسان توجه می دهد. در حقیقت احترام انسان ها، برخورداری ایشان از کرامت الهی است که در آیه ۷۰ سوره اسراء به آن اشاره کرده و فرموده است: و لقد کرمنا بنی آدم.
انسان از جنبه های مختلف از برتری های بسیاری برخوردار است. ویژگی های فردی انسان به گونه ای است که به طور ذاتی و فطری دوست دار کرامت و حفظ شخصیت، آبرو و نیازمند احترام است. خداوند با توجه به این فطرت انسانی از انسان ها می خواهد که حرمت خویش را نگه دارند و در گفتار و رفتار خویش حفظ آداب و احترام را بنمایند.
بسیاری از آموزه های حقوقی و حکمی قرآن ارتباط تنگاتنگی با مسئله احترام و تکریم انسان دارد. از این رو حرمت جان آدمی (انعام آیه ۱۵۱) و یا مال (بقره آیه ۱۸۸) و یا عرض و آبرو (نساء آیه ۱۴۸ و نور آیه ۲۳) در شریعت اسلام و همه شرایع وحیاتی آسمانی مطرح شده و از مردمان خواسته شده که با یکدیگر به سخن نیکو (بقره آیه ۸۳) و دور از تهمت و غیبت و افترا (حجرات آیه ۱۱ و ۱۲) و صدای بلند، یا رفتاری تفاخرآمیز و تبخترگونه و مانند آن عمل کرده و احترام یک دیگر را نگه دارند.
آثار احترام و بی احترامی به دیگران
رعایت احترام دیگران و بی احترامی به آنان آثار وضعی و تکلیفی و پاداش و کیفر خاصی دارد. خداوند برای این که انسان ها احترام یک دیگر را نگه دارند افزون بر روش های تشویقی و بیان فواید و آثار آن می کوشد تا ازروش تهدید و تنبیه نیز بهره جوید از این روست که اهانت کنندگان و تحقیرکنندگان را به مجازاتی سخت در آخرت تهدید می کند تا به این روش هنجارهای اجتماعی را تقویت و تثبیت نماید.
قرآن می فرماید که اصولاً احترام گذاشتن به دیگری، پیش از آن که سودش به طرف مقابل برسد به خود فرد می رسد. بی گمان کسی که به دیگری احترام می گذارد شخصیت و شاکله وجودی خود را نشان می دهد که از کمال سلامت برخوردار است و از سوی دیگر منفعت و سودش به خود فرد بازمی گردد و موجب می شود که دیگران به سوی وی گرایش بیش تری پیدا کرده و در کارها و مشکلات دستگیرش شوند. (حج آیه ۳۰)
قرآن و رعایت آداب و رسوم ملتها
از آن جایی که قرآن هنجارهای عرفی و عقلی را همانند هنجارهای شرعی دارای ارزش و اعتبار می داند- مگر آن که با اصول اساسی دین در تضاد باشد و کرامت انسانی را از راه دیگر خدشه دار سازد- به بیان چگونگی رفتار بیش تر به اصول اساسی عقلانی و شرعی می پردازد و اصول عقلایی و هنجارهای عرفی را به زمان و مکان وامی گذارد. از این رو در بیان چگونگی سلام و تحیت تنها به این نکته اشاره می کند که می بایست در آغاز سخن کلام نیکو و سلام و درود را بر زبان راند ولی تاکید می کند که می بایست مراعات آداب و رسوم هر قومی را کرد. به این معنا که نوع و شیوه احترام در نزد انسان ها با قومیت ها و ملیت ها و فرهنگ های مختلف در زمان ها و مکان های گوناگون متفاوت است. بنابراین می بایست در شیوه تعامل و احترام، این شرایط و مقتضیات زمانی را در نظر گرفت. خداوند درباره سلام می فرماید: و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منا او ردوها (نساء آیه ۸۶) اگر به شما سلام و تحیت فرستادند شما بهتر از ایشان عمل کنید و یا دست کم همانند آنان به ایشان احترام بگذارید.
در این آیه با توجه به تفاوت هنجارهای عرفی در نحوه سلام و تحیت دستور می دهد که نخست می بایست بهتر از ایشان، رفتار و سلام ایشان را پاسخ داد و دست کم همانند آنان عمل شود. این بدان معناست که رعایت آداب و رسوم محلی و فرهنگی باید در حد امکان مورد توجه قرار گیرد.
در برخی از روایات آمده است که در پیش از اسلام سلام به معنی گفتن زنده باد بود و پس از اسلام جمله سلام علیکم جانشین آن شد. (تفسیر کبیر فخر رازی ج ۱۰ ص ۲۰۹) و هم چنین گفته شده است که در دوره یوسف (ع) احترام و سلام کردن به نماز گزاردن بود چنان که همین عمل در میان ساسانیان و پیش از ایشان وجود داشته است و از این رو آیه: خروا له سجدا (یوسف آیه ۱۰۰) به معنای این است که با سجده به او احترام گذاشته و سلام دادند. در حقیقت این سجده، تعظیم و احترام است نه سجده بندگی. (مجمع البیان ج ۵ ص ۴۰۵) چنان که اکنون نیز در میان شرقی ها اینگونه است که شخص با خم شدن، احترام خویش را بیان می دارد.
هر ملتی نوعی آداب برای احترام و تعظیم دیگری دارد که از آن جمله می توان به اشاره به سر، کلاه از سر برداشتن، روبوسی، دست دادن، معانقه و گردن به گردن نهادن، بغل کردن، بوسیدن سر و پیشانی، صورت و دست و حتی پا را یاد کرد. در هندوستان خم شدن و بوسیدن پای بزرگان خانواده مرسوم است.
قرآن بر احترام به پدر و مادر (بقره آیه ۸۳) مومنان (سجده آیه ۱۸)، مهمان (ذاریات آیه ۲۴) یتیمان و نیازمندان (نساء آیه ۳۶ و بقره آیه ۸۳) و امور مقدس مانند قرآن (اعراف آیه ۲۰۴ و نیز واقعه آیه ۷۹)، خانه خدا (نمل آیه ۹۱) ماه های حرام (توبه آیه ۳۶) شعایر الهی (حج آیه ۳۰) دستور می دهد.
به هر حال احترام به دیگران به معنای تعظیم و تکریم انسانیت است که می بایست به عنوان یک هنجار مهم اجتماعی از سوی همگان رعایت و ترویج شود.