همدلی و همدردی اجتماعی از منظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان موجودی اجتماعی و عاطفی است. بنابراین، نمی توان از اجتماع انسانی سخن گفت در حالی که مهم ترین نیاز انسانی یعنی عواطف روانی و احساسات او را نادیده گرفت. انسان ها در شرایط بحران و مصیبت ها بیش تر از هر زمانی دیگر شکننده می شوند و فقر ذاتی ایشان خود را نشان می دهد. در این هنگامه نه تنها نیازمند همدردی و دلداری از سوی دیگران هستند بلکه خواهان همدلی اند؛ زیرا همدردی در کاهش آلام و دردهایشان موثر است؛ ولی راهکارهای حل مشکل و معضل تنها با همدردی امکان پذیر است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، به نقش همدلی و همدردی اجتماعی در ایجاد اجتماع و جامعه قرآنی پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

احسان و اکرام در ساختار اجتماع قرآنی

انسان علل و عواملی موجودی انسانی است و نمی تواند به تنهایی زندگی کند. کم ترین شمار افراد در کوچک ترین اجتماع انسانی، ترکیبی از زوج و جفت است که با مرد و زن شکل می گیرد.(قیامت، آیه ۳۹؛ نجم، آیه ۴۵) زن و مرد نیازهای گوناگون از جمله مالی، امنیتی، آرامشی و آسایشی خود را در ساختار نظام فراتر از عدالت عقلانی در سایه احسان و اکرام برطرف می کنند و این گونه به همه ابعاد زندگی خود پرداخته و نیازهای خویش را برآورده می سازنند.(نساء، آیه ۳۴؛ روم، آیه ۲۱ و آیات دیگر)

اجتماعات بزرگ تر انسانی نیز این گونه است؛ از این روست که افزون بر عدالت عقلانی که اسکلت اصلی سازه اجتماع را استوار می سازد، احسان و اکرام در قالب تعاون(مائده، آیه ۲) و مانند آن، به زندگی اجتماعی انسان معنا و مفهوم بسیار برتر از دیگر آفریده های الهی می دهد و او را در مقام شرافت و کرامت ذاتی و اکتسابی به نوعی همکاری بسیار لطیف و ظریف و تالیف قلوب و دل ها می کشاند. این تالیف قلوب و الفت میان دل ها جز از راه پیوند الهی دل ها شدنی نیست؛ زیرا هیچ مال و ثروتی نمی تواند آن را ایجاد کند.(انفال، آیه ۶۳)

خداوند در قرآن از تسخیر متقابل انسان ها برای ایجاد اجتماع انسانی سخن به میان آورده و سپس از برتری و رفعت برخی از همین افراد در این اجتماع سخن گفته و فرموده است: وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِیًّا؛ و برخى از آنان را از نظر درجات بالاتر از بعضى دیگر قرار داده‏ ایم تا بعضى از آنها بعضى دیگر را در خدمت گیرند.(زخرف، آیه ۳۲)

اصولا ایجاد نظام اجتماعی متکی به مبانی و اصول و قواعدی است که اگر به شکل طبیعی و یا اختیاری فراهم نشود، نظام اجتماعی شکل نمی گیرد. از جمله این امور می توان به تعیین وظایف و نقش ها و مسئولیت ها و ایجاد نظام درجات و مناصب اجتماعی قابل تغییر و جا به جایی و مانند آن ها اشاره کرد. به عنوان نمونه در ساختار اجتماع خانواده با توجه به کالبد متفاوت زن و مرد، مسئولیت و نقش هایی برای هر یک تعیین شده است که از جمله برای مرد مسئولیت مدیریت کلان خانواده و تامین هزینه و مخارج و امنیت و دفاع است. پس این فضلیت و برتری مرد به عنوان ستون اصلی خانواده در راستای تامین نقش ها و مسئولیت ها و وظایف و تکالیفی است که بر عهده او نهاده شده است.(نساء، آیه ۳۴)

از نظر قرآن، هر چند که جامعه انسانی در خرد و کلان آن نیازمند قوانین و قواعد عادلانه ای است تا هر چیزی را در جای حق و موضع مناسب آن قرار دهد؛ اما ساختار هویتی انسان به گونه ای است که نیازمند قوانین فراتر از قوانین عقلانی عادلانه است. از این روست که اجتماعات انسانی نیازمند اصول اخلاقی است تا انسجام اجتماعی در چارچوب عواطف و احساسات انسانی شکل گیرد. این گونه است که برای تحقق یک جامعه برتر و آرمانی انسانی لازم است تا احسان در قالب عفو و گذشت و اکرام در قالب ایثار و از خودگذشتگی شکل گیرد و روابط انسانی فراتر از چارچوب عدالت بر اساس احسان و اکرام سامان یابد.

خداوند در آیه ۲ سوره مائده در یک فرمان کلی به امت اسلام برای ایجاد جامعه قرآنی می فرماید: وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى؛ بر برّ و تقوا با یک دیگر همکاری و تعاون داشته باشید. واژه «برّ» در زبان عربی به چیز گسترده و بسیار فراوان و نعمت انبوه اطلاق می شود. از این روست که به خشکی و گندم و نیکوکاری وسیع با تفاوتی در فتح و ضم و کسر، از ماده «بر» استفاده شده است.

تقوای الهی نیز با مراتب سه گانه (مائده، آیه ۹۳) ناظر به همه تکالیف نفی و اثباتی است که انسان را از خشم الهی باز می دارد و بستر کمالی و خدایی شدن انسان را فراهم می آورد. بنابراین، اجتماع انسانی برتر و آرمانی، اجتماعی سرشار از عواطف و احساساتی است که خاستگاه و منشای آن صفات رحمانی و رحیمی خداوند است. جامعه ای که در آن ابرار و نیکوکاران بسیار بخشنده با تاسی و پیروی از مقربان الهی، نه تنها برای کسب محبت الهی از محبوب خویش می گذرند و ایثار می کنند ، بلکه در این ایثارگری حتی به دشمن اسیر خویش نیز رحم کرده و از غذای مورد نیاز خویش آنان را اطعام می کنند و خود گرسنه می مانند.(انسان، آیه ۸)

این گونه است که امت وسط و آرمانی بر اساس آموزه های وحیانی قرآن و سیره و سنت معصومان (ع) شکل می گیرد و خدا آن جامعه قرآنی را حجت بر تمامی جوامع بشری قرار داده و از دیگران می خواهد تا چنین جامعه ای را در سرتاسر جهان شکل دهند.(بقره، آیه ۱۴۳)

پیامبر(ص) در بیان فلسفه و هدف بعثت خویش به رساندن جامعه انسانی و امت اسلام به عالی ترین مرتبه تعاملات اجتماعی یعنی مرتبه اکرام اشاره داشته و می فرماید: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ، من جز برای اتمام مکارم اخلاقی بر انگیخته نشده ام. (بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۱۰)

همدردی احسانی و همدلی اکرامی

از مصادیق مهم تعاملات اجتماعی بر اساس احسان و اکرام می توان به دو رویه رفتار اجتماعی همدردی و همدلی اشاره کرد. همدردی و همدلی دو رفتار هنجاری و ارزشی است که در هنگام تحقق و وجود مشکل یا معضلی از سوی دیگر افراد جامعه بروز و ظهور می کند.

هنگامی که یکی از افراد جامعه گرفتار مصیبت و بلایی شده باشد، دیگران با همدردی و اعلان درک احساسات و عواطف مصیبت دیده بر آن می شوند تا از آلام و دردهایش بکاهند و فشار روانی سهمگین بر او را کاهش دهند و تسلای خاطر او شوند. دلداری دادن در قالب همدردی در راستای تسکین بخشی انجام می شود. در این نوع رفتار اجتماعی، شخص تلاش می کند تا اعلان کند آگاه از فشار مصیبت بوده و از نظر احساسی با او همدرد است.

از نظر قرآن، همدردی با مصیبت زده می تواند موجب بر طرف شدن حزن و اندوه از مصیبت زده شود و او را از فشار سنگین برهاند و بستری برای رفتارهای متعادل و مناسب به دور از هیجانات شدید روانی فراهم آورد.(قصص، آیات ۷ تا ۱۰)

هم چنین همدردی موجب می شود تا ترس و خوف از شرایط کنونی و یا آینده در شخص مصیبت زده کاهش یا از میان برود.(همان؛ هود، آیات ۶۹ تا ۷۴؛ حجر، آیات ۵۱ تا ۵۳؛ ذاریات، آیات ۲۸ و ۲۹؛ صافات، آیه ۱۰۲؛ توبه، آیه ۴۰؛ ابراهیم، آیات ۱۳ و ۱۴ و آیات دیگر)

اصولا سخن گفتن با مصیبت زده و بیان احساسات و عواطف و یادآوری مطالب عبرت آموز و نیز تاکید بر مقتضیات و لوازم زندگی دنیوی و مانند آن ها، از مهم ترین عواملی است که ترس و خوف را از دل می زداید و دل نگرانی ها از میان بر می دارد.(همان)

همسران با درکی که از وضعیت روانی و جسمی یک دیگر دارند، به سادگی می توانند شرایط بحرانی را شناسایی کرده و برای همدردی و دلداری و تسلی خاطر او تلاش کنند و با کلمات آرامش بخش ، او را آرام کرده و شرایط متعادلی روانی برای او ایجاد کنند.(نمل، آیه ۷)

البته همدردی گام نخست و ابتدایی است؛ زیرا شخص در این مرتبه تنها با بیان احساسات و عواطف خود بر آن است تا به مصیبت زده این معنا فهمانده شود او تنها کسی نیست که به مصیبت دچار شده و می شود؛ بلکه دیگران نیز نه تنها گرفتار مصیبت ها بوده بلکه حتی مصیبت های بدتری را تحمل کرده اند و آنان نیز درک شهودی و حضوری از مصیبت و درد دارند. چنین بیانی موجب می شود تا شخص به این درک برسد که دیگران توانستند از مصیبت و آثار آن عبور کنند و شرایط دشوار را پشت سر گذاشته و به بهبود زندگی و برطرف کردن مصیبت ها و آثار آن بپردازند و روند طبیعی و متعادل را در زندگی پیش گیرند.

در همدردی چیزی جز بیان احساسات به مصیبت زده از سوی تسلی دهندگان نمی رسد؛ اما در همدلی، شخص نه تنها بر آن است تا با بیان همدردی مصیبت را در دل مصیبت زده کاهش دهد، بلکه با ارایه راهکارها و بیان اموری بر آن است تا مصیبت را بردارد یا از آثار آن بکاهد و خود با اقداماتی درد را کاهش دهد.

انسان با همدلی با دیگران، خود را در مقام و منزلت مصیبت زده قرار داده و برای حل مشکل و معضل یا برطرف کردن آثار مصیبت تلاش می کند. این رویه که رویه اهل اکرام و ایثار است، شخص از خود و نیز وقت خویش می زند و با تحمل حتی هزینه های مالی اقداماتی را انجام می دهد تا درد و مصیبت و آثار آن کاهش یابد و از میان برود.

از مصادیق همدلی می توان به دلدارى خدا به انبیا و پیامبران(ع) اشاره کرد؛ زیرا وقتی آنان از سوى کافران تهدید می شدند یا بسیار اذیت و آزار می دیدند، خداوند با وعده هلاکت ستمگران به همدلی با آنان می پردازد و برای حل مشکل آنان فعالیت می کند.(ابراهیم، آیه ۱۳ و ۱۴)

هم چنین وقتی حضرت موسی(ع) ترس را در هنگامه شب های سرد و تاریک سینا در چهره همسرش مشاهده می کند، با همدردی ترس او را کاهش داده و او را به آرامش دعوت کرده و سپس با اقداماتی بر آن می شود تا همدلی را نیز نشان دهد. از این رو، برای کسب خبر و آوردن آتش حرکت می کند تا همدردی را با همدلی بیامیزد.(نمل، آیه ۷)

با نگاهی به آیات قرآنی می توان موارد بسیاری دید که همدردی با همدلی آمیخته است. در همه این موارد با همدردی ترس و خوف و حزن را از میان می برند و سپس با همدلی راهکارهای برونرفت از مشکل و معضل را بیان می کنند. به عنوان نمونه وقتی حضرت موسی(ع) ترس را در یهودیان مشاهده کرد و دید که آنان از پیش با دریا و از پس با لشکرفرعون گرفتار آمده و ترس در آنان راه یافته ، با همدردی راهکاری را ارایه می دهد که همراهی همیشگی خدا و خروج از این معضل به اعجاز الهی است.(شعراء، آیات ۶۱ و ۶۲ و آیات دیگر)

در داستان حضرت مریم(ع) و ترس از رسوایی نیز خدا و حضرت عیسی(ع) با همدردی و سپس همدلی راهکارهای برونرفت از مشکل و معضل را ارایه می دهند تا این گونه شخص مصیبت زده در مسیر درست گام بردارد و مشکلات او حل و فصل شود.(مریم، آیات ۲۳ تا ۲۶)

شیوه های همدلی

همدلی به معنای داشتن احساس‌های قلبی مشابه است. همدلی با دیگری چیزی جز درک احساس‌های قلبی آن فرد نیست به ‌شکلی که عواطف و احساسات درونی فرد درک شود و تلاشی برای حل مشکل و معضل او به عمل آید؛ زیرا وقتی شخص خود را در قالب همذات پنداری جایگزین دیگری می کند تلاش می کند تا مشکل او را مشکل خود دانسته و برای حل آن تلاش کند. با این تفاوت که شخص مصیبت زده در آن حالت بیرون از تعادل است و نمی تواند به دور از هیجانات فکر و عمل کند؛ در حالی که همذات پندار با همدلی به درک مشابه می رسد ولی به دور از هیجانات می تواند فکر و عمل درستی داشته و برای معضل و مشکل تلاش کند.

همدلی یک عمل لازم حمایتی برای افراد حساب می شود که به آن کمک کند تا مراحل بحرانی زندگی رو به‌ خوبی سپری نمائید ؛ این گونه شخص با همذات پنداری با مصیبت زده، توانایی ورود به دنیای فردی دیگر را به دست می آورد. در این حالت به وضوح شخص می تواند احساسات مصیبت زده را در آن لحظه کرده و به روشی با او ارتباط برقرار کرده و برای حل مشکلات او تلاش کند.

پس همدلی این است که فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی درک کند که در آن شرایط قرار ندارد. همدلی به فرد کمک می کند تا بتوانند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد و برای مشکل آنان تلاش کند. بی گمان همدلی فراتر از همدردی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجار رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود. البته برخی همدلی را با همدردی یکسان دانسته و آن را تمایل پاسخ‌د‌هی به حالت عاطفی د‌یگران را با حالت عاطفی مشابه دانسته اند. چنان که معلوم شد این مرتبه همان مرتبه احسانی است در حالی در مرتبه همدلی که از مراتب اکرامی است ، انسان فراتر از پاسخ به عواطف بر آن است تا مشکلی را حل نماید و کمک کار دیگری باشد.

این که فرد‌ بتواند‌ مسائل د‌یگران را حتّی زمانی د‌رک کند‌ که د‌ر آن شرایط قرار ند‌ارد‌، و برای نظریات و احساسات آن‌ها ارزش و احترام قائل شود‌، گام اول یعنی مرتبه همدردی است.

همدلی در مرتبه اکرام نیازمند شناخت و نیز ایثارگری از خود در مقام عمل است. در این مرتبه شخص برای کمک به مصیبت زده و انسان گرفتار مشکل و معضل وارد میدان عمل می شود و با گفتار و اعمال و رفتاری برای حل مشکل و برونرفت از آن تلاش می کند. شیوه هایی که برای همدلی می توان به کار گرفت متنوع و متعدد است؛ زیرا مصیبت ها و مشکلات انسانی نیز متنوع و متعدد است. در این جا تنها به برخی از شیوه های همدلی اشاره می شود:

  1. فراهم آوری اسباب آرامش: از شیوه های همدلی آن است که انسان برای از میان بردن ترس و خوف مصیبت زده و گرفتار مشکل ، اسباب آرامش او را فراهم آورد. چنان که حضرت موسی(ع) برای برطرف کردن ترس همسر و سرمای سوزناک بیابان، با خبرگیری و آوردن آتش تلاش کرد تا اسباب آرامش فراهم آید و خوف و ترس از وی برطرف گردد. (نمل، آیه ۷)
  2. فراهم آوری اسباب آسایش: مصیبت زدگی گاه موجب از دست رفتن مال و رفاه می شود و مصیبت زده آسایش خود را از دست می دهد. در این موارد باید تلاش کرد تا اسباب آسایشی وی فراهم شود.(همان)
  3. وعده : مصیبت به معنای از دست رفتن چیزی است که شخص به آن نیازمند و علاقه مند است. بنابراین، وعده چیزی برتر و بهتر یا دست کم همان چیز از دست رفته می تواند در راستای همدلی مشکلات را حل و فصل کند. بشارت به مقامى والا و برخوردارى از درود و رحمت و هدایت الهى از جمله شیوه های همدلی خداوند با مصیبت زدگان از مومنان است.(بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷) هم چنین وعده پیروزی و یا نجات و یا مانند آن ها از جمله شیوه های همدلی است که در آیات قرآنی مطرح است.(طه، آیات ۶۶ تا ۶۹؛ یوسف، آیه ۱۵؛ انبیاء، آیه ۸۸)
  4. مقابله و مماثله: وقتی کسی از سوی دیگری گرفتار مصیبت شود، شنیدن آن که دیگری به سزای اعمال خود می رسد و دست کم همان بلا بر سرش می آید، یکی از شیوه های همدلی است.(آل عمران، آیات ۱۳۹ و ۱۴۰؛ نساء، آیه ۱۰۴)
  5. اعلام آمادگی: از روش ها و شیوه های همدلی اعلام آمادگی برای همکاری در راستای حل مشکل و عبور از مصیبت و معضل است. در همین راستا اعلام آمادگى کامل نظامى از سوی درباریان براى دفاع از کشور نوعی از همدلی با ملکه سبأ از سوى درباریان است تا از مصیبت ملکه و گرفتاری کاسته شود.(نمل، آیات ۲۹ تا ۳۳)
  6. اعلام همراهی: هم چنین با اعلام همراهی و دلگرمی به شخص می توان او را از فشار مصیبت و ترس از مشکلات و معضلات رهانید. این شیوه ای است که خداوند بارها به کار برده است. (طه، آیات ۴۵ و ۴۶؛ شعراء، آیات ۱۴ و ۱۵؛ توبه، آیه ۴۰)
  7. راهنمایی: راهنمایی کردن برای حل مشکل و عبور از مصیبت از جمله شیوه های همدلی است که در آیات قرآنی از جمله در داستان نوح و ساخت کشتی مطرح شده است.(هود، آیات ۳۶ و ۳۷)
  8. بیان فلسفه مصیبت: از شیوه های همدلی بیان فلسفه مصیبت و اهداف آن برای ایجاد روحیه و تقویت آن و افزایش توان مقابله و صبر بر مصیبت است.(ابراهیم، آیات ۴۲ تا ۴۴؛ طه، آیات ۱۲۹ و ۱۳۰؛ آل عمران، آیه ۱۷۹ و آیات بسیار دیگر)
  9. بخشیدن نعمت: از دیگر شیوه های همدلی بخشیدن نعمت به مصیبت زده است. این نعمت می تواند از جنس نعمت از دست رفته یا مشابه آن یا حتی غیر آن باشد؛ چنان که خداوند همین رویه را در باره ایوب و دیگران به کار گرفته است.(انبیاء، آیه ۸۴؛ ضحی، آیات ۱ تا ۷ و آیات دیگر)
  10. تعاون و همکاری: از دیگر شیوه های همدلی همکاری و تعاون برای حل مشکل و یا ایجاد فضای بهتر و مناسب تر برای مصیبت زده است.(زمر، آیه ۳۶؛ بقره، آیه ۲۱۴