هماوردی در میدان جنگ نرم

samamosقرآن راهنمای الهی برای مدیریت انسان و جهان است؛ زیرا خداوند درچارچوب فلسفه و هدفی انسان و جهان را آفریده است و ضمن ایجاد ابزار درونی به نام عقل برای درک و فهم و مدیریت جهان در راستای اهداف هستی و آفرینش انسان، وحی را به یاری عقل و خرد فرستاده است.
این کتاب به انسان می آموزد که چگونه خود را برای خلافت الهی آماده کند و از راه عبودیت و بندگی به مظهریت در الوهیت و ربوبیت برسد. پس تسخیر اذهان و قلوب به معنای تحقق عبودیت در دستور کار قرآن است. با این همه برای انسان دشمنی درونی وبیرونی است که اجازه نمی دهد تا مفهوم درست و راستین عبودیت تحقق یابد؛ بلکه با ایجاد گفتمان رقیب بر آن است تا عبودیت را در شکل دیگری تحقق بخشد و انسان را به سراب رهنمون سازد و از آب حیات بی بهره سازد و امکان مظهریت در الوهیت و ربوبیت و در نهایت خلافت را از انسان سلب نماید.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی به هماوردطلبی در میدان جنگ نرم از سوی قرآن و اسلام اشاره می کند و به تاثیر آن در تغییر معادلات و چیرگی در جنگ روانی توجه می دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
جنگ نرم، جنگ تسخیر قلوب و اذهان
از آن جایی که جنگ واقعی میان اسلام و  کفر، در میدان جنگ نرم است و جنگ سخت تنها ابزاری برای دفاع از سوی اسلام طراحی شده و هرگز به عنوان نخستین حرکت از سوی اسلام تجویز نشده است، توجه قرآن و آموزه های آن به مسایل و مباحث جنگ نرم بیش از مباحث مطرح شده در جنگ سخت و فیزیکی است؛ چرا که اسلام می کوشد تا انسان را از بند بردگی دیگران یا حتی بندگی غیر خدا به بندگی خدا و آزادگی واقعی و راستین برساند و ایشان را درجایگاه خلافت الهی بنشاند.
به سخن دیگر، اسلام هرگز مجوز جنگ ابتدایی سخت و فیزیکی را برای کشتار و قتل دشمنان خود نداده است؛ از این روست که همه رهبران اسلامی در میادین نبرد فیزیکی نخست به ارشاد می پردازند و خواهان تسلیم و اسلام دشمنان در میدان کارزار می شوند و هرگز در هیچ کارزار و جنگی نیز در آغاز نبرد پیش دستی نمی کند. این رویه وسیره ای بود که در تمامی نبردهای پیامبر(ص) و امامان(ع) دیده و گزارش شده است. شاید روشن ترین گواه تاریخی بر این مدعا، جنگ یزیدیان در کربلا علیه امام حسین(ع) است که آن حضرت(ع) به ارشاد دشمنان می پردازد و اجازه نمی دهد تا نخستین تیر از سوی لشکر حسینی انداخته شود و آغازگر جنگی باشد.
علت این رویه و سیره را می بایست در اهداف اسلام جست و جو کرد؛ زیرا اسلام به هدف تسلیم انسان در برابر خدا و ایجاد شرایط مناسب بندگی در راه راست عبودیت فروفرستاده شده است و همواره وحی در کنار عقل این پیامبر درونی، در ایجاد شرایط صلح و سلامت برای همه بشر و رسیدن انسان هدف اصلی تلاش کرده است و پیامبران بزرگ ترین پیشگامان و منادیان صلح در جامعه بشری بودند. اسلام در طول تاریخ بشریت از آدم(ع) تا خاتم(ص) جز بندگی انسان در برابر خدا را نخواسته است و تلاش کرده تا انسان از هر گونه ستم و بی عدالتی و جنگ و تجاوز و خونریزی نجات یافته و با اجرای برنامه های آدمی را به مهر و محبت نه تنها در حق هم نوع بلکه همه هستی بکشاند و همه موجودات را در شرایط مناسب زیستی عادلانه قرار دهد.
اصولا هدف آموزه های وحیانی از جمله قرآن، تسخیر قلوب و اذهان آدمی و قراردادن ایشان در مقام بندگی است و شکی نیست که این هدف از طریق جنگ سخت و فیزیکی تحقق نمی یابد؛‌چرا که جنگ سخت و فیزیکی یا به حذف انسان و قتل و کشتن او می انجامد یا در نهایت او را به بردگی می کشاند و تن و جسم او را تحت فرمان خود در می آورد و قلب و ذهن هرگز بنده نمی شود و تحت تسخیر پیروز میدان جنگ در نمی آید.
از این روست که پیامبران همواره بر روش ها،‌ شیوه ها و ابزارهای توجه داشته اند که موجبات تسخیر قلوب و اذهان را فراهم آورد و عقل و قلب بشر را در اختیار گیرد و شخص را به جای بردگی به بندگی بکشاند.
دشمن انسان،‌ ابلیسی است که در مقام قدس الهی بوده و از سطوحی بالای بصیرت برخوردار بوده است؛‌هر چند که همانند بلعم باعورا(اعراف، آیه ۱۷۶) یا سامری(طه، آیات ۸۶ تا ۸۸ و ۹۶) از این بصیرت و توانایی برتر خود در راستای کمال خود و دیگران سود نبرد و از روی غرور و تکبر کفر ورزید. این دشمن سوگند خورده بشر همان نقشه راهی را که خداوند به عنوان صراط مستقیم از طریق عقل و وحی در اختیار انسان قرار داده، بازنگری کرده و عکس آن را تهیه و به کار گرفته است. پس اگر هدف بندگی خدا بود آن را به بندگی هواهای نفسانی یا بندگی شیاطین تبدیل می کند(فرقان، ایه ۴۳؛ جاثیه، آیه ۲۳) تا مردم از صراط مستقیم عبودیت خداوند بیرون رفته و به بنده شیاطین شوند.(یس، ایه ۶۰؛ اعراف، آیه ۳۰)
ابلیس در بهشت موقت آدم(ع) نخستین گام را در جنگ نرم با استفاده از ابزارهای حق در جهت اهداف پلید خویش برداشت. خداوند گزارش می کند که ابلیس در آن جا به استفاده از سوگند دروغ حضرت آدم(ع) را فریفت تا گام نخست را در گمراهی بردارد.(اعراف، آیات ۲۰ تا ۲۲) هر چند که حضرت آدم(ع) با آشکار شدن تبعات پیروی از ابلیس(اعراف، ایه ۲۲) و وعده های دروغین پادشاهی و جاویدانگی (طه، آیه ۱۲۰) توبه کرد و به سوی خداوند با بهره گیری از شفاعت از کلمات و وجودات نورانی اهل بیت عصمت و طهارت بازگشت(بقره، آیه ۳۷) و بنده ابلیس و شیاطین نشد، ولی ابلیس در این جنگ نرم نشان دهد که از دست برتری برخوردار می باشد؛ چرا که از شرایط بهتری چون دیده نشدن(اعراف، ایه ۲۷)،‌ بهره گیری از ابزارهای ناروا و باطل چون شایعه، سوگند دروغ، تهمت و افترا و مانند آن برخوردار است. از این روست که خداوند به انسان هشدار می دهد که مراقب این دشمن کینه توز سوگند خورده باشند که به تزیین و آراستن(انعام، آیه ۴۳) و تسویل (محمد، ایه ۲۵)و انواع کارهای ناروا و زشت دیگر می کوشد تا انسان را از بندگی خدا به بندگی خود و هواهای نفسانی بکشاند و دچار سقوط ابدی در دوزخ آتش فراق نماید.
بنابراین، جنگ نرم همواره میان انسان از سویی و ابلیس و شیاطین از سوی دیگر برقرار است؛ چرا که شیاطین نمی خواهند تا انسان بر اساس نقشه راه عقل و وحی خود را به کمال شایسته و بایسته برساند و مظهر در الوهیت و ربوبیت شده و مقام خلافت الهی را در دست گیرد.
جنگ نرم ، جنگ تسخیر قلوب و اذهان است که میان حق و باطل و ایمان و کفر وجود دارد. هر کسی با نقشه راهی بر آن است تا بندگی را تحقق بخشند با این تفاوت که راه راست الهی انسان را به بندگی خدا و متاله و ربانی و خلافت می رساند و راه گمراهی ابلیس آدمی را به بندگی هواهای نفسانی و شیاطین و بندگی ابلیس می کشاند و انسان را از هستی ساقط می کند.
قرآن و تخریب روحیه دشمن در جنگ نرم
هنگامی که انسان نشان داد که در برابر حملات ابلیس و شیاطین در میدان جنگ نرم، ضعیف و ناتوان است و عقل او به تنهایی نمی تواند او را از این معرکه سخت بندگی خدا و شیطان نجات دهد و آدمی هر چند که دارای برتری هایی چون اسماء و صفات الهی (بقره، ایه ۳۱)  و اعتدال و الهامات تقوایی( شمس، آیات ۷ و ۸) ولی به سادگی می تواند در دام وسوسه های ابلیس قرار گیرد و به سبب عدم عزم در تحقق اسماء و خدایی شدن و فقدان تقوای کامل هر آینه هبوط و سقوط نماید.(اعراف، ایه ۲۰؛ طه، آیات ۱۱۵ و ۱۲۰)
از این روست که خداوند برای کمک به انسان، وحی را از طریق پیامبران(ع) ارسال نمود تا راه هدایت را به انسان نشان دهد و او را به مسیر بندگی خدا بکشاند.(بقره، ایه ۳۸ و آیات دیگر)
در این جا بود که خداوند جنگ نرم علیه شیاطین را شروع می کند و همان گونه که در جنگ سخت هرگز آغازگر جنگ نیست، در جنگ نرم نیز آغازگر آن نیست و می کوشد تا اصول اخلاقی و عقلانی را در چارچوب اصل کلی عدالت مراعات نماید؛‌ ولی این بدان معنا نیست که در جنگ نرم،‌ گام های محکم و استواری را برندارد. پس همانند جنگ سخت که از همه نفرات و تجهیزات بهره می گیرد و بیست رزمنده و جنگآور و تکآور آن،‌ دویست نفر را حریف است و شکست می دهد؛(انفال، ایه ۶۵) در جنگ نرم نیز با تمام قدرت حمله می کند و روحیه دشمن را متزلزل و وادار به عقب نشینی می کند.
اصولا یکی از مهم ترین اهداف بسیج همگانی امت در برابر دشمنان، ایجاد ترس و ارهاب در دل های دشمن است. خداوند خواهان بسیج همگانی نفرات و تجهیزات از سوی امت اسلام می شود تا دشمنان از ترس وادار به عقب نشینی شوند و به خود اجازه حمله یا حمله مجدد ندهند.(انفال، ایه ۶۰) در این آیه به صراحت بیان شده که امت اسلام با بسیج کامل قدرت نظامی و انسانی خود می بایست به گونه ای حضور یابد که دیگران که وسوسه جنگ دارند،‌ پیشمان شوند و به غلط کردن بیافتند و از ترس قدرت اسلام به گوشه ای بخزند.
البته از آن جایی که هدف در جنگ میان ایمان و کفر و حق و باطل، تسلط بر اذهان و قلوب است، اسلام و قرآن نیز به این حوزه توجه بیش تری دارد. از این روست که با ارایه گفتمان اسلامی به شکل کامل و جامع و روشن به نقد گفتمان کفر می پردازد و آن را در چارچوب برهان و دلایل منطقی و عقلانی رسوا و تخریب می کند.
جنگ اسلام و کفر،‌ جنگ گفتمان ها
در حقیقت جنگ میان اسلام و کفر، جنگ گفتمان هاست. به این معنا که اسلام گفتمان بندگی خدا را در چارچوب دلایل و براهین عقلانی و وحیانی مقبول ارایه می کند و در برابر شیاطین نیز گفتمان خود را بر پایه متشابه سازی و مشابه سازی با حق ارایه می دهند؛ زیرا اگر شیاطین گفتمان خود را شفاف ارایه دهند هیچ انسانی به آن گفتمان نمی پیوندد و خود را بنده شیاطین و یا هواهای نفسانی نمی کند. از این روست که گفتمان شیطانی کفر همواره با تسویل و تزیین همراه است؛ زیرا می بایست با مشابه و همانند سازی با گفتمان حق، باطل خود را حق نشان دهد و مردم را فریفته و بنده فکری و عملی خود سازد. این شیوه را ابلیس برای نخستین بار در بهشت آدم(ع) در پیش گرفت و با گفتمان سازی مشابه گفتمان حق با بهره گیری از سوگند دروغ و آرمان های بلند حضرت آدم(ع) برای جاودانگی و پادشاهی بی پایان، او را به باطل کشاند و زمینه هبوط او را از بهشت فراهم آورد.
با نگاهی به گفتمان های کفر آمیز در جهان امروز که در قالب لیبرال دمکراسی سرمایه داری خودنمایی می کند، واژگان کمالی برای انسان چون آزادی، صلح، آسایش، آرامش، امنیت جهانی،‌حقوق بشر، محیط زیست و مانند آن، به عنوان ابزار فریب به کار گرفته می شود و انسان ها را به سوی مکتب شیطانی خود می خوانند و انسان را بنده شیطان و هواهای نفسانی می کنند.
اسلام از آن جایی که جز به حق و شفافیت سخن نمی گوید، هرگز از ابزارهای فریبنده و دروغین سود نمی برد  و می کوشد تا در همین چارچوب به راهنمایی مردمان به سوی حق بپردازد. اسلام در این مسیر حق چنان به خود باور دارد که به صراحت گفتمان خویش را مطرح می کند و به دور از فریب و نیرنگ خواهان هماوردی می شود. این جاست که تحدی و هماوردی قرآن برای آوردن سوره ای همانند سوره های قرآنی و آوردن قرآنی معنا می یابد؛ زیرا اسلام با ارایه چنین رویکردی ضمن تخریب روحیه دشمن، بطلان گفتمان باطل را به نمایش می گذارد.
خداوند در آیاتی از جمله آیه ۸۸ سوره هود می فرماید که اگر همه دشمنان اسلام از جن و انس گرد آیند تا همانندی برای گفتمان اسلامی بیاورند و قرانی را به مردمان جهان ارایه دهند، هرگز نمی توانند در این کار موفق شوند. این هماوردی طلبی قرآن در جنگ نرم، نه تنها بیانگر حقانیت اسلام بلکه ابزاری کارآمد در جنگ نرم برای رسوایی دشمنان و تخریب روحیه آنان است.
خداوند به صراحت روشن می کند که ایشان نه تنها از انجام چنین کاری ناتوان هستند، بلکه اگر همه را غیر از خدا بسیج کنند تا چنین کاری را انجام دهند، از انجام آن ناتوان خواهند بود و هرگز تلاش ایشان قرین موفقیت نخواهد شد.(بقره،‌آیات ۲۳ و ۲۴؛ یونس،‌ آیات ۳۸ و ۳۹؛ هود،‌آیات ۱۳ و ۱۴)
هدف از این گونه تحدی ها و هماوردی ها آن است که مومنان به حقانیت آن اطمینان بیش تر بیابند و مشرکان رسوا شوند و مخالفان دریابند که اسلام در حقانیت خود تردیدی ندارد و برای رسیدن به مقصد از هیچ گونه تلاشی دست بر نمی دارد و استوار به جنگ دشمنان می رود و ادعای باطل دشمنان را نسبت به بطلان و ساختگی دعوت اسلام را آشکار می کند.(همان آیات)
از آیات قرآنی به دست می آید که گفتمان اسلامی، نه تنها گفتمان حق بلکه گفتمان چیره ای است که هر جا خودنمایی کرد در قلوب پاک و متقی جا می گیرد و باطل را رسوا می سازد. بنابراین صاحبان این گفتمان بی هیچ تردیدی استوار در مسیر آن گام بر می دارند و در جهان سازی آن تلاش می کنند تا بر همه جوامع بشری مسلط شود.(توبه،‌آیه ۳۳؛ فتح، ایه ۲۸؛ صف، آیه ۹)
البته اسلام این کار را نه از طریق جنگ سخت و فیزیکی که به حذف انسان می انجامد،‌ بلکه از طریق دعوت و ابلاغ کلام نورانی اسلام و در ساحت جنگ نرم انجام می دهد؛ چرا که اسلام به قصد زنده کردن جان ها و تسخیر قلوب آمده است نه آن که انسانی را بکشد و حذف کند و جانی را بستاند و جسمی را برده خود سازد؛‌ بلکه به هدف رهایی انسان از اغلال و زنجیرهای بردگی و بندگی غیر خدا آمده است تا انسان به انسانیت خود برسد.(اعراف، آیه ۱۵۷) از این روست که حیات معنوی هر انسانی را حیات کل بشر می داند و قتل بی گناهان را قتل همه بشریت می شمارد.(مائده، آیه ۳۲)
هماورد طلبی در جنگ نرم
ازآیات قرآنی به دست می آید که جامعه اسلامی می بایست کار فرهنگی و جنگ نرم را در دستور کار خود قرار دهد و ضمن هماوردطلبی در جنگ نرم،‌ زمینه را برای ارسال  وابلاغ پیام ها فراهم آورد. از این روست که فرمان می دهد تا جامعه و دولت اسلامی افراد کافر را در شرایط حفاظت و مراقبت امنیتی وارد کشورهای اسلامی کرده و آنان را نسبت به گفتمان اسلامی و شرایط زیستی مسلمانان در محیط اسلامی آگاه کنند و اجازه بدهند تا شخص در یک فضای آزاد گفتمانی با اسلام آشنا شود و آن را در زندگی عملی مسلمانان به چشم سر مشاهده کند؛‌زیرا دشمنان در محیط خود با سیاه نمایی و تبلیغات دروغین اجازه نمی دهند تا گفتمان اسلامی چنان که بایسته و شایسته است شناخته و معرفی شود و فضایی که اسلام برای مردم فراهم می آورد دیده شود.(توبه، آیه ۶)
دشمنان اسلام در طول تاریخ به سیاه نمایی از گفتمان اسلام پرداخته اند و با تبلیغات دروغین اجازه نداند تا مردم در یک فضای سالم اسلام را بشناسند و با آن ارتباط بر قرار کنند. فضایی که دشمن از اسلام ارایه می دهد سرشار از خشونت، غارت، آوارگی، فساد، ظلم، جنگ و سلب حقوق از زنان و کودکان و مانند آن است. این کاری بودکه فرعون نیز در جنگ نرم خود علیه حضرت موسی(ع) انجام داد و ایشان را متهم کرد که موجبات آوارگی مردم و فروپاشی نظم اجتماعی می شود و نظام جهانی را با مخاطره مواجه می کند و مردمان را از هدایت دور کرده و به بردگی و بندگی خود می کشاند.(غافر، آیه ۳۸؛ اعراف،‌ آیه ۱۲۳ و ایات دیگر)
اسلام با آگاهی از حقانیت گفتمان اسلام و آگاهی از باطل کفر و شیوه فریب آن به صراحت به جنگ گفتمان کفر می رود و می کوشد تا در زمین دشمن او را در هم کوبد. از این روست که در جنگ نرم علیه دشمنان هیچ گاه کوتاه نمی آید و فرصت را برای فریب دشمن فراهم نمی آورد. امروز نیز می بایست این گونه عمل کرد و با ارایه گفتمان قرآنی در قالب عقل و منطق و عقلانیت و برهان به شکل شفاف به جنگ دشمن رفت و بنیادهای گفتمان کفر را تضعیف و رسوا کرد و اجازه داد تا مردم به دور از هیاهوی تبلیغاتی دشمن کفر بر قلب و ذهن مردم حاکم شوند و ایشان را به بندگی بکشانند.