هستی وجه الله

بر اساس آموزه های قرآنی همه هستی وجه الله است. از این روست که انسان به عنوان بخشی از این هستی و وجه الهی به هر سو رو کند خدا را می یابد(بقره، آیه ۱۱۵)؛ و تفاوتی ندارد که به خود رو کند و سیر انفس نماید یا آن که سیر آفاق نماید.(فصلت، آیه ۵۳)

از نظر آموزه های قرآنی، آن چه می ماند همین وجه الله است؛ زیرا جوهر و گوهر اصلی هستی است و تار و پود هستی با آن ساخته شده است. پس هر نقشی که در کائنات است و هر ماهیت و آیتی که در هستی است، به اصل آن، معنای هستی یافته است. از این روست که نقش ها می روند، ولی آن اصل وجود می ماند.

داستان وجه الله و به تعبیر فلسفی داستان وجود و ماهیت، داستان یک حقیقتی چون پنبه و نخی است که با آن انواع و اقسام جامه ها و لباس ها و به تعبیر فلسفی ماهیات دوخته می شود. خداوند وقتی خواست این همه نقش و ماهیت را بیافریند از چیزی شبیه پنبه استفاده کرده تا این همه اشکال و ماهیات را بیافریند و نقش ها را بر آن زند.

پس هنگامی که قیامت می شود همه این نقش ها و ماهیات را می زند و دوباره پنبه می کند.(معارج، آیه ۹؛ قارعه، آیه ۵) و در آخرت نیز دوباره از همین ماده اصلی وجود که پنبه کرده، نقش ها و ماهیات دیگری می زند که غیر از نقش ها و ماهیات این دنیاست.(ابراهیم، آیه ۴۸)

وجه الله ، نهایت شناخت و سیر آدمی

از نظر آموزه های قرآنی نهایت شناخت آدمی و سیر وجودی اش همین وجه الله است؛ زیرا برای خداوند سه مرتبه وجودی تصور می شود که عبارتند از:

  1. ذات یا مرتبه غیب الغیوب: این مرتبه بیرون از تصور اوهام و عقول است چه رسد که محمولی را بر آن بار کند؛ زیرا موضوع آن ناشناخته است و نمی توان محمولی را بر آن بار کرد. هر چند که برخی گفته اند که تنها محمولی که می توان بر آن موضوع حمل کرد، همان تسبیح است که به معنای عدم ادراک حقیقت است. پس این مرتبه از وجود را می بایست مرتبه تسبیح دانست. در آیات قرآنی از این مرتبه به عنوان احدیت سخن به میان آمده است.
  2. صفات عین ذات یا مرتبه غیب: این مرتبه نیز بیرون از تصور اوهام و عقول و در منطقه ممنوع قرار دارد که نه شناختی امکان پذیر است و نه حرکتی به سوی آن مرتبه شدنی است تا مقصود و مقصد کسی باشد؛ زیرا وقتی صفات عین ذات باشد،‌ همان احکام ذات بر آن بار می شود. در آیات قرآنی از این مرتبه به عنوان واحدیت سخن به میان آمده است.
  3. مرتبه فعل یا صفات فعل: این مرتبه تنها مرتبه ای است که می توانیم خدا را بشناسیم و او را مقصد و مقصود خود قرار دهیم. در آیات قرآنی از این مرتبه با عناوینی چون الله، نور، وجه الله و مانند آن سخن به میان آمده است.

وجه الله مرتبه فعل الهی و فیض خداوندی است. از این روست که خداوند در آیه ۱۱۵ سوره بقره می فرماید: فَأَیْنَ مّا تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ؛ پس به جا رو کنید پس همان وجه الله است. در این مرتبه خداوند با خلق است و این همراه بودن به شکل معیت قیومی است که در آیاتی بسیار از جمله آیه ۴ سوره حدید می فرماید: هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ؛ او با شما هر جا باشید.

در این آیه و آیاتی دیگر از اتحاد میان خالق و مخلوق سخن به میان آمده است؛ ولی این اتحاد که در مقام فعل و فیض و وجه الله است، یک اتحادی است که امیرمومنان علی(ع) درباره آن می فرماید: داخلٌ فی الأشیاء لا بالممازجه؛ داخل در چیزهاست بدون ممزوج شدن.

این که داخل است الله نیست بلکه وجه الله است؛ زیرا محور اتحاد موضوع و محمول را محمول معین می کند. از آن جایی که این اتحاد در مقام فعل و وجه اللهی است نه در مقام ذات و یا صفات عین ذات، به طور طبیعی می تواند تغییر در محمول ایجاد شود؛ اما اگر اتحاد در مقام ذات یا صفات عین ذات بود، تغییر محمول به موضوع یعنی ذات و صفات عین ذات نیز سرایت می کرد؛‌ در حالی که این گونه نیست؛ زیرا وقتی می گوییم خداوند باسط، قابض، محیی ، ممیت، رازق و مانند آن است، مراد در مقام فعل است.

به سخن دیگر خداوند گاهی می دهد و گاهی می گیرد، گاهی بیمار می کند و گاه دیگر شفا می دهد و یا گاهی احیا می کند و گاه دیگر اماته می کند. حال اگر این محمول های متغیر با ذات متحد باشد، باید تغییر در ذات رخ دهد و این مشکل زا خواهد بود؛ چون محمول زوال پذیر است و ذات هم زوال پذیر خواهد بود که چنین نیست.

بنابراین این محمولهای متغیّر و ممکن با تنها با مرتبه سوم یعنی وجه الله متّحد هستند نه با خود ذات یا با صفات ذاتی. پس اگر وجه الله در اشیا و چیزهای هستی است این ناظر به مرتبه سوم است که از معیت قیومی و اتحاد سخن به میان آمده است.

پس شناخت آدمی تنها نسبت به وجه الله و مقام فعل الهی که این مقام هم با هستی اتحاد دارد و هم معیت قیومی؛ و همین نیز نهایت سیر شناختی و وجودی انسان خواهد بود و به عنوان مقصد شناخت و مقصود حرکت بیان شده است. خداوند در آیاتی از جمله آیه ۳۵ سوره نور به روشنی بیان کرده که دو منطقه از مناطق برای این که مقصد شناختی و مقصود حرکتی باشد ممنوع است و تنها انسان و هر موجودی دیگر به این مرتبه سوم که وجه الله و نور السموات و الارض یعنی نور هستی است دسترسی دارد که مقام فعل و فیض الهی است.