هدایت های تکوینی و تشریعی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

هدایت به معنای راهنمایی و رهنمون سازی، زمانی معنا می یابد که انسان هدفی را در نظر داشته باشد و می خواهد به ساده ترین و بهترین و کوتاه ترین راه ممکن برسد. پس وقتی سخن از هدایت های تکوینی و تشریعی الهی می شود به آن معناست که آفرینش و خلقت بی هدف نیست و دارای هدفی حکیمانه ای است که لازم است تا آفریده ها و به ویژه به آن دست یابد.

وقتی سخن از هدایت شد پرسش هایی چندی درباره اهداف، موقعیت کنونی، ابزارها و توانایی ها و مسایلی از این دست نیز مطرح خواهد شد. این که از کجا آمده ایم، آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می رویم؟ با چه و چگونه می رویم؟

نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های قرآنی به این پرسش ها در حد حوصله یک مقاله کوتاه پاسخ دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

راه بلد آفرینش

وقتی انسان می خواهد هر کاری را انجام دهد، از خود شش پرسش اساسی را می پرسد: «چه، چرا، چگونه، کی، کی، کجا» پاسخ دهد؛ زیرا پاسخ گویی به این پرسش ها اهداف کار، کننده کار، زمان کار، چگونگی انجام کار، مکان انجام کار، چه کاری را مشخص می کند. وقتی انسان به درستی به این پرسش ها پاسخ دهد، بسیاری از مشکلات او حل خواهد شد و در مقام اندیشه به جزمی می رسد که هیچ کسی نمی تواند او را از تصدیق و اذعان به درستی کاری که می خواهد انجام دهد، باز دارد و خللی در جزم او ایجاد کند. البته این جزم نیازمند همتی است که به عزم در مقام عمل تبدیل شود و شخص اقدام جدی در انجام آن کار داشته باشد و آستین ها را بالا زده و در کار وارد شود و سستی و خللی نیز در عزم و اراده اش ایجاد نشود. در این صورت آن کار تحقق می یابد، مگر این که مانع بیرونی غیر متوقع و پیش بینی شده ای پدید آید که بیرون از محاسبات طبیعی و عادی است؛ زیرا جازم عازم پیش از این همه موانع طبیعی و متوقع را نیز همانند مقتضیات و عوامل ایجادی بررسی و مشخص کرده و راه کاری برای مقابله و از میان برداشتن آن ها در نظر گرفته بود.

هر کسی بخواهد به مناطق ناشناخته ای سفر کند، خود را نیازمند راه بلد و بلد راه می یابد. کسی که راه را می شناسد و می تواند او را در مسیرش راهنمایی کند. البته برخی از اهل تهور به سبب همان خروج از اعتدال خود را به خطر می افکنند و به ناشناخته ها سفر می کنند که البته کم تر نیز موفقیت آمیز بوده یا با مشکلاتی بسیار دشوار خود را به مقصد می رسانند.

انسان خردمند شجاع، با بهره گیری از همه ابزارها اقدام به سفر در ناشناخته می کند و حتی به ابزارهایی می کوشد تا میزان خطر را کاهش دهد و به کم ترین نسبت برساند.

راه بلدی که انسان خردمند به طور طبیعی انتخاب می کند یا کسی است که اهل آن جاست، یا سفرکرده ای به آن مناطق است که بدان جا آشنا شده یا کسی است که آشنایی به آن مناطق از طرق اطلاعات به دست آمده دارد و بر اساس یک نقشه راه چند و چون آن جا را می شناسد و می داند هر چند که خود بدان جا سفر نکرده است. می داند که در چه زمانی به چه ره توشه هایی از خوراکی و پوشاکی و ابزارهای دیگر نیاز داریم و از چه مسیر با کم ترین خطر یا بی خطری می توان گذشت و چگونه می توان موانع احتمالی طبیعی را بر طرف ساخت.

آفرینش بر اساس آموزه های قرآنی دارای اهدافی است که هر آفریده ای می بایست بدان سمت حرکت کند. در این میان انسان ها به سبب اراده و اختیار از دیگر آفریده های الهی متمایز هستند و نیاز آنان به راه بلد و بلد راه دو چندان می شود.

اهداف خلقت و مخلوق: عالم و عابد

قرآن کریم خدای سبحان را مبدأ همه هستی می‌داند. به این معنا که هر آن چه نام چیز می توان بر آن نهاد و در هستی به عنوان موجود شناخته می شود، آفریده ای خداست. پس در هستی چیزی جز خدا و آفریده هایش نیست که از نام او هستی می برند. ﴿انعام، آیه ۱۰۲؛ رعد، آیه ۱۶؛ زمر، آیه ۶۲؛ غافر، ایه ۶۲)

خدایی که هستی از اوست و به آن ها وجود و هستی بخشیده است؛ با آن که آفریدگار و خالق است، هیچ گونه نیازی به آفریده ها ندارد و نمی خواهد از طریق آفرینش سودی کند؛ چرا که نیازمند و محتاج نیست؛ چرا که خداوند غنی محض است.(انعام، آیه ۱۳۳؛ یونس، آیه ۶۸؛ حج، آیه ۶۴)

موجودات هستی به سبب آن که آفریده اویند، در ذات خودشان به خداوند محتاج و نیازمند هستند.(فاطر، آیه ۱۵؛ محمد، آیه ۳۸) به این معنا که در ذات خودشان فقیر هستند و اگر خداوند رحمت خود را از هر چیزی بردارد نیست و نابود می شود و نام و نشانی از آن نخواهد ماند. همین فقر ذاتی است که همه آفریده ها و چیزها را در وجود بسته به خدا کرده است. این که می گویند که همه چیز در ذات فقیر است؛ چرا که آن ستونی که موجب بقای موجود است همان رحمت الهی است که دم به دم افاضه می شود تا چیزی که هست باقی باشد و گرنه فرو می افتد و نیست می شود. این نیاز دایمی و دم به دم هر چیزی به افاضه حیات و وجود به آنان است که آنان را باقی و برقرار داشته است.

پس معلوم می‌شود هر موجودی در ذات خودش نقص دارد و ستون فقرات هستی و بود او را خداوند افاضه می کند. هر موجودی در ذات ، خودش را ناقص و بدون ستون فقره وجودی می یابد. پس در ذاتش گرایش دارد که به افاضات خداوند تکیه کند تا باشد. از این روست که هر چیزی که نقص در ذات اوست به سوی خداوند که افاضه کننده وجود به اوست گرایش دارد.

این نقص را هر موجودی در ذات خود می یابد و ناقصی به طرف کمال مطلق متمایل بوده و حرکت کند تا به او هستی خودش را داشته باشد و باقی و برقرار و هست باشد.

اما خداوند خودش کمال نامتناهی است و نیازی حتی به خلق و مخلوق و خلقت ندارد تا این گونه چیزی را که ندارد را در خود تحقق بخشد و یا به دست آورد؛ زیرا در این صورت ناقص خواهد بود. پس اگر کمال نامتناهی خواست کاری انجام بدهد برای چیزی و هدفی کار نمی‌کند؛ زیرا اگر خالق در ذات خودش نقصی ندارد تا آن را به عنوان هدف قرار دهد و به آن برسد. از این روست که گفته می شود خالق هدفی ندارد هر چند که در خلقت و مخلوق هدف است. به این معنا که در خلقت و نیز مخلوقات اهدافی است.

در فرهنگ اسلامی بارها بر این نکته تاکید می شود که خداوند در ذات خودش هدفی ندارد و اگر هدفی باشد در فعل اوست و این هدف به فعل نسبت داده می شود نه به ذات الهی؛ چون کمال نامتناهی است و هدف یعنی چیز خواستنی ندارد؛ چرا که هیچ هدفی نیست که برای او هدف باشد؛ زیرا همه چیز را داراست. پس این اهداف در خلقت و مخلوق معنا پیدا می کند. از این روست که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۵۶ سوره ذاریات یکی از اهداف آفرینش و خلقت به ویژه انسان و جنیان را عبادت معرفی می کند. پس در این آیه هدف مخلوق انسان و جنیان به عنوان عبادت مشخص شده است. پس اگر این مخلوقات و آفریده ها عبادت خالق نکنند، به هدف و کمال خودشان نمی رسند.

به هر حال، از نظر آموزه های قرآنی که عقل و منطق نیز آن را تایید می کند، موجود غیر کاملی مثل انسان کار را انجام می‌دهد تا به وسیله آن به کمالی برسد. این در اصطلاحات منطقی و فلسفی به عنوان غرض زاید بر ذات تعریف می شود؛ اما اگر خود آن مبدأ، کمال مطلق باشد، وقتی کاری را انجام می دهد، در ذات خودش هدفی ندارد،‌ بلکه هدف برای خلقت و مخلوق خواهد بود؛ چرا که کمال مطلق و بی نهایت، کم و نقصی ندارد تا آن را هدف خود قرار داده و بدان برسد و کمالی را تحصیل کند.

از آیات قرآنی به دست می آید که همه موجودات هستی دارای اهدافی چون عبادت و علم هستند. به این معنا که موجودات و آفریده های الهی می بایست خودشان را به علم و عبادت برسانند. این مساله در آیاتی از قرآن از جمله آیه ۳۰ و ۳۱ سوره بقره، آیه ۱۲ سوره طلاق و آیه ۵۶ سوره ذاریات بیان شده است. همه هستی به غیر از انسان ها و جنیان به سبب فقدان اراده به طور غریزی و فطری عبادت و اطاعت می کنند، اما انسان ها و جنیان به سبب ویژگی خاص خودشان، می بایست این راه را انتخاب کرده و در آن مسیر قرار گیرند.

خداوند می خواهد انسان ها و جنیان با اراده و اختیار خودشان عابد و عالم شوند.(ذاریات، آیه ۵۶؛ طلاق، ایه ۱۲؛ حجر، آیه ۹۹) این علم همان علم شهودی به وحدانیت،‌ الوهیت، ربوبیت،‌ قدرت، حکمت خداوند و مانند آن است.

هدایت های تکوینی و تشریعی

خداوند در انسان ها و جنیان اراده را گذاشته که موجب اختیار و آزادی و انتخاب آنان می شود. انسان ها این توانایی را دارا هستند که خودشان راه حق و باطل را بشناسند و انتخاب کنند.(بلد، ایه ۱۰؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ انسان، آیه ۳)

در هر انسانی دو دسته هدایت تکوینی قرار دارد که در اصطلاح قرآنی به آن هدایت های فطری گفته می شود.(روم، آیه ۳۰) این نظام های داخلی همانند دو شبکه داخلی(اینترانت) و شبکه جهانی(اینترنت) است. در خودروهایی که انسان ساخته است دو نظام در آن ها قرار داده شده است. نظامی که به شبکه داخلی مرتبط است و گزارشی از مشکلات و عیوب می دهد و یا به راننده هشدار می دهد که به مانعی نزدیک شده و احتمال برخورد وجود دارد و باید ترمز بگیرد. این شبکه همانند همان وجدان است که هر گاه انسانی به دستور نفس اماره و وسوسه شیطانی، مسیر انحرافی رفته و از امکانات سوء استفاده کرده به او هشدار می دهد و آژیر خطر را به صدا در می آورد. این نظام ها همه به مرکز اصلی در قلب(عقل) انسانی متصل است. در حقیقت این عقل که نظام کامل مانند نظام عامل چونی ویندوز است همه اطلاعات را در اختیار دارد و به کاربر این امکان را می دهد تا داده های بیرونی و درونی را مدیریت و ساماندهی کرده و برنامه های جدید و کارهای تازه ای انجام دهد و خروجی های جدید و ابتکاری و ابداعی نیز ارایه دهد. عقل به عنوان پیامبر و راهنمای درونی عمل می کند. این نظام به گونه ای پردازش شده است که به سوی هدف خلقت انسان یعنی عبادت عالمانه در حرکت است و اگر مانعی در برابر نباشد همه امکانات را به درستی به کار گرفته و انسان را به آن سمت می برد. از این روست که در آیات قرآنی تنها بر تقوا به معنای مانع زدایی تاکید شده است؛ چرا که در ذات انسان گرایش به خدا و حق و کمال است و نیازی نیست که انسان کاری انجام دهد،‌ بلکه تنها مانع ها را بردارد تا ماشین انسانی به راه درست و صراط مستقیم عبودیت خود ادامه داده و به کمال علمی برسد.

البته از آن جایی که ممکن است گاهی اوقات این نظام عامل از سوی شیاطین و وسوسه ها و ویروس های داخلی هک و از کار انداخته شود و یا آسیب ببیند. خداوند به گونه ای نظام قلب را طراحی کرده که همواره از طریق ماهواره های فرشتگانی به قلب هستی یعنی خداوند متصل بوده و از آن جا الهاماتی را برای بازسازی و شناسایی هکرها و مناطق آسیب دیده و مانند به طور دایم ارسال می شود؛ زیرا همواره سینگالهای ارسال شده و پاسخ های مناسب ارسال می شود، این همان نظامی است که در آیات ۷ تا ۱۰ سوره شمس از آن یاد شده و خداوند می فرماید که این ارتباط دایمی برقرار است تا اطلاعات دایمی درباره هر حق و باطل و تقوا و فجوری ارسال شود و شخص را در مسیر درست قرار دهد.

در برخی از خودروها نظام جی پی اس گذاشته شده که با ماهواره ارتباط دارد و همواره نه تنها موقعیت خودرو و میزان فاصله تا مقصد را بیان می کند،‌ بلکه با هر گونه انحراف و گمراهی به راننده هشدار می دهد تا به مسیر درست بازگردد. چنین نظامی نیز در همه انسان نهاده شده است که شامل نفس لوامه و سرزنشگر، نفس ملهمه، فطرت و مانند آن است.

این نظام داخلی که شامل دو شبکه ارتباط داخلی و خارجی است، همان فطرت و عقل است که از هدایت های آن ها به هدایت تکوینی یاد می شود.

اما هدایت تشریعی یکی از دیگر از راهنمایی است که خداوند برای رسیدن انسان به سمت کمال و اهداف آفرینش یعنی عبادت عالمانه است. این نظام نیز مانند راه بلدی است که خودش راننده ماهری است که با یک نقشه کامل در وجودش در کنار راننده نشسته است و یا شخصی است که خود سابقا این راه را رفته است یا اصولا از همان منطقه به این جا آمده است یا این که نقشه ای را در اختیار دارد که کسانی پیش از این این راه رفته و یا سازنده ای این راه بودند و او اکنون این را در اختیار دارد.

در نظام تشریعی فرشتگان، پیامبران، اوصیای آنان و نیز اولیاء و اولوالالباب همان راه بلدهایی هستند که در کنار هر فردی قرار دارند تا او به سلامت در صراط مستقیم حرکت کرده و به مقصد برسد. خداوند در آیات قرآنی بیان می کند که برای هر شخص و قومی هدایت گری بیرونی است. این هدایت گران پیامبرانی هستند که یا خودشان از آن جا هستند مانند پیامبر گرامی(ص) که خود به عنوان صادر نخست مجرای فیض الهی به همه هستی بوده است و یا این که پیش از این سفر معراجی به سمت خدا داشته و پس از سفرهای سه گانه ماموریت یافته اند تا ارایه الطریق یا ایصال الی المطلوب داشته باشند، یعنی یا در جایی بیایستند و مسافران را راهنمایی کنند به ویژه در سر پیچ ها و گردنه های خطرناک یا آن که خودشان در کنار آنان نشسته و حتی در برخی از جاها با ترمز و یا گاز دادن یا دست بردن در فرمان مسیر درست خودرو را مشخص کنند و دستگیر و عروه الوثقی آنان باشند.

البته غیر از این ها کسانی نیز هستند که در هرجایی به عنوان اولیای الهی و صاحبان خرد، به راهنمایی کلی و توصیه ها و موعظه می پردازند. به هر حال نصحیت گران و موعظه گران در کنار هر کسی است که ایشان را به سمت صراط مستقیم هدایت کرده و موجب شود تا هر راننده ای سلامت به مقصد برسد و کمال را دریابد و به آرامش و آسایش ابدی و سعادت بی پایان برسد.

ارتقای سیستم عامل ها

این که خداوند تاکید می کند تا انسان ها با عبادت هر روز و اعمال صالح روز خودشان را از دیروز بهتر کنند برای این است تا شرح صدر یافته و ظرفیت درونی برای ارتقای سیستم عامل ایجاد شود. شخص با هر روز دو عید کردن، نظام سخت افزاری و نرم افزاری خود را ارتقا دهد.

اگر شخص در مسیر درست باشد، هر روز از نظر توان علمی و عملی رشد پیدا می کند و می تواند با به روزرسانی قطعات جدید و قوی تر و نیز نرم افزارهای توانمندتری را دریافت کند که او را نسبت به هکرهای بزرگی چون ابلیس در امان نگه دارد.

البته بسیاری از مردم عمر خودشان را تلف کرده و از سرمایه وجودی خودشان هزینه می کنند(سوره عصر) ازاین روست که نظام سخت افزاری و نرم افزاری آنان فرسوده می شود و چون در مسیر حق و عدالت و عمل صالح حرکت نمی کنند،‌ هر روز ذخیره انرژی و باطری خود را از دست می دهند به گونه ای که نظام عامل آنان خاموش می شود یا از سوی هکرهای خیلی ابتدایی هک می شود و از کار می افتد. از این رو، نیازی نیست که ابلیس خود اقدام به هک ایشان کند.

خداوند در آیاتی به این افراد اشاره می کند که با فسادگرایی و فرار از مسیر کمالی، خود را سنگ می کنند و اجازه نمی دهند تا هیچ نظام نرم افزاری چون آب در ایشان در جریان باشد و ایشان را با انرژی و حیات مرتبط سازد.(بقره، آیه ۷۴) برخی دیگر نیز نظام سخت افزاری را خود را ارتقا نمی دهند و با کارهایی غلط و نادرست و ارتباط با ماهواره ها و مراکز دروغین پیشتبانی از نظام عامل از طریق وحی شیطانی، نظام عامل الهی را به نظام عامل شیطانی تبدیل می کنند و یا این که نظام عامل حیوانی را به جای نظام عامل انسانی قرار می دهند. این گونه است که این دسته اخیر کالانعام می شوند و قلب ایشان نمی تواند پذیرای نظام عامل انسانی و اخلاقیات و افکار انسانی باشد و چون حیوانات فکر و رفتار می کنند و تنها به خورد و خواب و شهوت چون حیوانات بسنده می کنند. برخی دیگر که نظام سخت افزاری و نرم افزاری خود را در بست به شیطان می فروشند و اجاره می دهند و شیطان مدیریت نرم افزاری آنان را به عهده می گیرد و جزو اولیای شیطان به هک دیگران می پردازند.(اعراف، ایه ۱۷۹، فرقان ۴۴)

انسان عاقل و خردمند آن است که با عبادت به نظام سخت افزاری و نرم افزاری جدید خودش را ارتقا می دهد تا هم توانمندی خود را افزایش داده و هم در برابر خطرهای هکرهای از امنیت نظام بالایی برخوردار شود و نیز سرعت انتقال داده ها و اعمال صالح و مسیر کمالی خودش را نیز بالا برد. باشد که این گونه باشیم.