نیکی و نیکوکاری در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

نیکی از اصول اخلاق انسانی است. نیکی در دو شکل اساسی نیکی به خود و نیکی به دیگران تجلی می کند. نیکی به خود را می توان در فضایل اخلاقی شخص و نیکی به دیگران را در نیکوکاری و احسان به دیگران جست و جو کرد. از این روست که واژه احسان در عربی در دو معنای عام و خاص آن به کار رفته است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا جلوه ها، آثار و ارزش های نیکی و نیکوکاری را براساس آموزه های اسلامی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نیکی، توسعه در خیرخواهی

نیکی کار پسندیده ای است که هر انسانی آن را می ستاید هر چند که خودش اهل آن نباشد. نیکی دارای انواع و اقسام بسیاری است که در ادبیات عربی برای هر یک نام و اصطلاحی است. از جمله این نام ها می توان به احسان،‌ بر، خیر و مانند آن اشاره کرد.

واژه «بِرّ» ، در اصل ، مصدر و اسم مصدر از ریشه «برر» به معناى خیر ، نیکى ، صلاح ، کار پسندیده، معروف، شفقت،‌ عطف توجه، و مانند آن است.(ترتیب کتاب العین : ص ۷۶ ؛ لسان العرب : ج ۴ ص ۵۲ ) «برّ» ، آن خیرى است که با قصد و توجّه همراه باشد، ولى در خیر ، «قصد» شرط نیست ؛ بلکه گاهى حتی با «سهو» همراه است ؛ از این روست که خیر معنایى عام دارد .( معجم الفروق اللّغویه : ص ۹۵ ؛ مجمع البیان : ج ۱ ص ۴۷۳)

در واژه «برّ»، اتساع و گستردگی لحاظ شده است؛ زیرا و اژه «بَرّ به معنای فضاى باز بیابان» و «بِرّ» از یک ریشه دانسته اند . راغب اصفهانی می نویسد: بَرّ ، در برابر بحر (دریا) است . به خاطر گستردگى اى که از آن تصوّر مى رود ، بِرّ از آن مشتق شده است ؛ یعنى وسعت در کار خیر . این ، گاهى به خدا نسبت داده مى شود ، مثل «إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِیمُ ؛ او نیکوى رحم آور است» .( طور : آیه ۲۸ ؛ مفردات ألفاظ القرآن : ص ۱۱۴ .)

واژه «بِرّ» با مشتقّاتش در مجموع ، بیست بار در قرآن به کار رفته است : «بِرّ» هشت بار ، «أبرار» شش بار ، «بَرّ» سه بار ، «بَرَره» ، «تبرّوا» و «تبرّوهم» هر کدام یک بار . در قرآن و احادیث اسلامى ، واژه «برّ» ، مانند واژه هاى «خیر» و «معروف» ، در معناى لغوى آن ، یعنى مطلقِ نیکى هاى اعتقادى ، اخلاقى و عملى به کار رفته است و بدین سان ، اسلام ، جامعه بشر را به مطلقِ نیکوکارى دعوت مى نماید .

از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله درباره مفهوم نیکی و بر و معیار ارزشی بودن آن، این روایت نقل شده که فرمود : البِرُّ ما سَکَنَت إلَیهِ النَّفسُ ، وَ اطمَأَنَّ إلَیهِ القَلبُ ، وَ الإِثمُ ما لَم تَسکُن إلَیهِ النَّفسُ ، وَ لَم یَطمَئِنَّ إلَیهِ القَلبُ ، وَ إن أفتاکَ المُفتونَ؛ نیکى، آن است که دل با آن آرام گیرد و قلب با آن اطمینان یابد؛ و گناه، آن است که جان به آن آرام نشود و قلب با آن اطمینان نیابد، هر چند فتوادهندگانْ تو را [ بر خلاف آنچه احساس مى کنى ،] فتوا دهند .( مسند ابن حنبل : ج ۶ ص ۲۲۳ ح ۱۷۷۵۷ )

آن حضرت (ص) درجایی دیگر می فرماید: نیکى ، آن است که سینه ات ، بدان آرامش یابد؛ و گناه ، آن است که در سینه ات خَلَجان کند، هر چند مردم در باره [درست بودن ]آن ، برایت فتوا دهند.( کنز العمّال : ج ۳ ص ۴۳۲ ح ۷۳۱۲ )

از نظر آن حضرت(ص) نیکوکاری این نیست که انسان نعمتی را به دیگری بدهد یا خیری رساند، بلکه گاه بهترین نیکی همان خوش رویی و خوشرفتاری است. آن حضرت (ص) می فرماید: نیکى، خوش رفتارى است؛ و گناه، آن است که در سینه ات اضطرابْ پدید آورد و خوش نداشته باشى که مردم از آن ، آگاه شوند .( صحیح مسلم : ج ۴ ص ۱۹۸۰ ح ۱۴)

خداوند در آیاتی از قرآن بر نیکی و بر تاکید کرده و مسلمانان و مومنان را به آن دعوت کرده است. در آیات و روایات نیز از صفات خداوند، فرشتگان، پیامبران و مومنان، بر و نیکی اشاره شده است. این نیکی باید در حق همگان باشد ولی در حق والدین (مریم ، آیات ۱۴ و ۳۲؛ بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۲۶۸ ح ۱ ) و برداران (بحار الأنوار : ج ۶۹ ص ۳۶۷ ح ۳ ) باید بیش تر مورد توجه و اهتمام باشد. مومنان و مسلمانان باید یک دیگر را به این کار دعوت کرده و در این امور با همان تعاون و همکاری داشته باشند.(مائده، آیه ۲)

مومن باید بداند که نیکی کردن فرصتی است که خداوند به او داده است و باید در این کار شتاب کند(غرر الحکم : ج ۳ ص ۲۴۱ ح ۴۳۶۳) امام رضا(ع) نیز می فرماید: نیکى کردن، غنیمت شخص دوراندیش است.( بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۳۵۷ ح ۱۲ ) آن حضرت هم چنین می فرماید: بر شما باد میانه روى در گاهِ توانگرى و نادارى، و نیکى کردن به مقدار کم یا بسیار؛ زیرا خداوند ـ تبارک و تعالى ـ ، نصف خرمایى را [که انفاق مى شود] ، چندان بزرگ مى گردانَد که در روز قیامت ، به اندازه کوه اُحد مى شود.( بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۳۴۶ ح ۴ )

مستحقان نیکی

این که به چه کسانی نیکی کنیم خود مساله ای است؛ ولی شک نیست که نیکی در حق هر کسی رواست حتی اگر گیاه و حیوان باشد. اما در حق برخی اولویت دارد و بهتر است که مراعات آنان شود. چنان که گفته شد اولین اولویت والدین هستند و سپس برادران چه دینی و چه غیر دینی. پس از آن می توان به افراد زیر اشاره کرد:

نیکی به خود ابرار(غرر الحکم : ج ۲ ص ۳۹۱ ح ۲۹۵۴)، احرار و آزادگان(غرر الحکم : ج ۳ ص ۴۲۱ ح ۴۹۵۵)، محتاج و نیازمند(غرر الحکم : ج ۳ ص ۴۲۵ ح ۴۹۷۴)، ایتام و یتیمان(غرر الحکم: ج۶ ص۴۴ ح۹۴۳۳)، خویشان و اهل رحم(غرر الحکم : ج ۲ ص ۳۹۶ ح ۲۹۸۴ )، دوست پدر(کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۴۶۵ ح ۴۵۴۶۲ )، اهل قبور(کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۶۵۶ ح ۴۲۶۰۰)، و کسانی که غافل از بر و نیکی نیستند ( غرر الحکم : ج ۲ ص ۴۱۲ ح ۳۰۶۸) از کسانی هستند که باید به آنان نیکی کرد و بر دیگران مقدم داشت.

آثار نیکی

نیکی کردن آثار و برکات فردی و اجتماعی و مادی و معنوی بسیاری دارد که از جمله آن ها می توان به تقرب به خدا(الکافی : ج ۴ ص ۲۷ ح ۵ )، محبت و دوستی خدا(الکافی : ج ۴ ص ۴۱ ح ۱۵ )، افزایش عمر(بحار الأنوار : ج ۹۶ ص ۱۴۶ ح ۲۲ )، آبادی خانه ها و شهرها(کنز العمّال : ج ۳ ص ۳۶۰ ح ۶۹۳۶ )، افزایش روزی(بحار الأنوار: ج ۷۴ ص ۸۱ ح ۸۴ )، نزول رحمت الهی(غرر الحکم : ج ۶ ص ۱۲۰ ح ۹۷۳۳)، قبولی دعا و نیایش و اجابت آن(الأمالی للطوسی : ص ۵۳۴ ح ۱۱۶۲)، محبت و الفت مردم(غرر الحکم : ج ۴ ص ۲۵۹ ح ۶۰۳۲)، بلند آوازگی و شهرت(غرر الحکم : ج ۵ ص ۳۳۶ ح ۸۶۳۲)، در برده محبت کردن آزادگان (غرر الحکم : ج ۳ ص ۲۰۵ ح ۴۲۱۳)، پیشگیرى از مرگ هاى بد و ناگوار(الفردوس : ج ۲ ص ۳۳ ح ۲۲۰۷)، آسان شدن حساب(بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۱۳۱ ح ۹۸ )، و مانند آن اشاره کرد.

مصادیق بر و نیکی

چنان که گفته شد، بر به معنای نیکی با بر به معنای خشکی و بیابان(مقابل بحر و دریا) از یک ریشه و دلالت بر گستردگی و اتساع دارد. پس ارتباط تنگاتنگی با شرح صدر، سعه صدر و مانند آن دارد، چنان که این مطلب را از روایات بسیاری می توان یافت. این بدان معناست که انسان نیکوکار پیش از هر چه چیزی از سعه صدر و انشراح قلب برخوردار است و به سخن دیگر،‌ دریا دل است؛ البته از آن جایی که عرب با بیابان و بر در تماس بود، همان مفهوم دریادلی را از بر و بیابان می فهمد که به معنای اتساع و بی کرانگی است. بنابراین، همه انواع خیر و نیکی را می توان از ابرار انتظار داشت؛ چنان که خداوند در سوره انسان از اهل بیت(ع) به عنوان ابرار یاد کرده و از ایثارگری و احسان خاص آنان نسبت به اسیر و یتیم و مسکین سخن به میان آورده است.

  1. ایمان: چنان که گفته شد، احسان و نیکی دارای دو مقوله فردی و اجتماعی است. در مقوله فردی مهم ترین مصداق احسان ایمان است. خداوند در آیه ۱۷۷ سوره بقره می فرماید: لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْاخِرِ وَ الْمَلاَئِکَهِ…؛ «نیکى ، آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و مغرب بگردانید ؛ بلکه نیکى آن است که کسى بر خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى] و پیامبران ، ایمان آوَرَد، مال خود را با وجود دوست داشتن، به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و نیازخواهان ، و در [راه آزاد کردن] بندگان بدهد، و نماز را بر پا دارد و زکات را بدهد، و آنان که چون پیمان ببندند ، به پیمان خود وفادارند، و در سختى و زیان و به هنگام جنگ ، شکیبایند. آنان اند کسانى که راست گفته اند و آنان ، همان پرهیزگاران اند».
  2. عمل صالح: خداوند در آیه ۱۷۷ سوره بقره به این مصداق اشاره دارد. هم چنین در آیه ۹۲ سوره آل عمران با اشاره به انفاق از محبوب ترین ها بر آن است تا این تفسیر از بر و نیکی را ارایه دهد که عمل صالح از مصادیق آن است. خداوند می فرماید: لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَىْ ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛ هرگز به نیکى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید ، انفاق کنید ؛ و از هر چه انفاق کنید ، قطعا خدا بدان داناست». در روایت است که او (ابو ذر) از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در باره ایمان پرسید. ایشان ، این آیه را خواند: «نیکى آن نیست که روى خود را…» تا آخر آیه . ابو ذر ، دوباره پرسید. پیامبر صلى الله علیه و آله دوباره همین آیه را خواند. سه باره پرسید. ایشان ، باز همان آیه را خواند. بار چهارم پرسید . پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «و هر گاه کار خوبى انجام دادى ، دلت آن را دوست بدارد، و هر گاه کار بدى انجام دادى ، دلت آن را منفور بدارد» .( المستدرک على الصحیحین : ج ۲ ص ۲۹۹ ح ۳۰۷۷ ) آن حضرت(ص) هم چنین می فرماید: دو کار است که بالاتر از آن ، کار نیکى نیست: ایمانِ به خدا، و سود رساندن به بندگان خدا؛ و دو کار است که بدتر از آنها کارى نیست: شرک به خدا، و زیان رساندن به بندگان خدا.( تحف العقول : ص ۳۵ ، بحار الأنوار : ج ۷۷ ص ۱۳۷ ح ۲ ) امیرمومنان علی(ع) نیز در بیان مصداق بارز بر و نیکی می فرماید: نیکى کردن، کردارى شایسته است.( غرر الحکم : ج ۱ ص ۲۱۹ ح ۸۷۱)
  3. عمل اصلاحی: همان طور که بر و نیکی، عمل صالح و کردار شایسته است، هم چنین از مصداق آن اصلاح گری است. از امیرمومنان علی(ع) روایت است که فرمود: البِرُّ عَمَلٌ مُصلِحٌ؛ نیکى کردن، کردارى اصلاحگر است.( غرر الحکم : ج ۱ ص ۱۴۸ ح ۵۵۴)
  4. صدقه: از مصادیق بارز بر و نیکی صدقه دادن است. البته از روایات بر می آید که صدقه در نهان افضل است. پیامبر(ص) می فرماید: بهترین نوع نیکى، صدقه دادن است.( المعجم الکبیر : ج ۱۲ ص ۱۴۲ ح ۱۲۸۳۴) امیر مومنان علی(ع) نیز می فرماید: صدقه دادن نهانى ، از برترین کارهاى نیک است.( غرر الحکم : ج ۱ ص ۳۹۲ ح ۱۵۱۸ )
  5. شهادت در راه خدا: پیامبر(ص) در این باره فرموده است: بالاتر از هر نیکى، نیکى اى وجود دارد تا آن که انسان در راه خدا ، کشته شود، و چون در راه خدا کشته شد ، دیگر بالاتر از آن، نیکى اى وجود ندارد.(بحار الأنوار : ج ۷۴ ص ۶۰ ح ۲۵ )
  6. محافظت بر نماز: پیامبر(ص) می فرماید: از گناهان ، هجرت [و دورى] کن که این ، بهترین هجرت است، و نمازها را پاس بدار که این ، برترین نیکى [ و طاعت ]است.( کنز العمّال : ج ۱۵ ص ۷۹۹ ح ۴۳۱۷۱ )
  7. خوش اخلاق: از دیگر مصادیق بارز نیکوکاری خوش رویی و خوش اخلاقی است. امیرمومنان علی(ع) در این باره می فرماید: گشاده رویى ، نخستین نیکى است.( غرر الحکم : ج ۳ ص ۳۹۳ ح ۴۸۵۷ ) آن حضرت (ع) هم چنین می فرماید: خوش خویى، در رأس همه نیکى هاست(غرر الحکم : ج ۳ ص ۳۹۳ ح ۴۸۵۷) پیامبر(ص) نیز می فرماید: نیکى ، کارِ آسانى است: روى گشاده، و سخن نرم [ داشتن ] است.( الفردوس : ج ۲ ص ۳۲ ح ۲۲۰۱) به هر حال در روایات بسیاری حسن خلق را از مصادیق بر و نیکی دانسته شده است.(صحیح مسلم : ج ۴ ص ۱۹۸۰ ح ۱۴) پس باید بر آن بیش از دیگر وجوه اهتمام کرد؛ زیرا کسی که خوش خوی نباشد عطایش را باید به لقایش بخشید.
  8. سکونت و وقار: از دیگر مصادیق بر و نیکی، داشتن آرامش و وقار در منش و کنش است. این که شخص خود را به جامه زیبا بیاراید ولی آرامش و وقار نداشته باشد،‌ هیچ فایده ای ندارد. از این روست که پیامبر(ص) می فرماید: لَیسَ البِرُّ فی حُسنِ الزِّیِّ ، ولکِنَّ البِرَّ فِی السَّکینَهِ وَالوَقارِ ؛ نیکى ، در ظاهرِ آراسته نیست ؛ بلکه نیکى ، در آرامش و وقار است.( مستدرک الوسائل : ج ۱ ص ۱۰۶ ح ۱۰۵ )
  9. جود، صداقت و عفو: در روایتی از امیرمومنان (ع) آمده است که ایشان فرمود: مِن أفضَلِ أعمالِ البِرِّ : الجودُ فِی العُسرِ ، وَالصِّدقُ فِی الغَضَبِ ، وَالعَفوُ عِندَ القُدرَهِ؛ از برترین کارهاى نیک ، بخشندگى ، با وجود تنگ دستى ، و راست گفتن در هنگام خشم، و گذشت کردن در هنگام قدرت [بر انتقام] است .( شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید : ج ۲۰ ص ۳۰۴ ح ۴۸۶ )
  10. رفق و نرم خویی: این نیز از مصادیق خوش خویی است ولی به سبب آن که اخلاق اجتماعی بسیار مهم است آن را جداگانه مورد تاکید قرار می دهیم. امیرمومنان علی(ع) می فرماید: أکبَرُ البِرِّ الرِّفقُ؛ بزرگ ترین نیکى، نرم خویى است.( غرر الحکم : ج ۲ ص ۳۷۴ ح ۲۸۶۷ )
  11. تقوا: تقوا در آموزه های اسلامی شامل عمل به واجبات و ترک محرمات و بلکه عمل به مستحبات و ترک مکروهات نیز است؛ بنابراین، همه حوزه های زندگی فردی و اجتماعی بشر و شخصیت و کنش و منش و واکنش های او را تحت تاثیر قرار می دهد. از این روست که باید آن را بسیار مهم ارزیابی کرد. بر همین اساس امیرمومنان (ع) در بیان مصادیق بر و نیکی به آن نیز توجه داده و می فرماید: أبَرُّکُم أتقاکُم؛ نیکوکارترینِ شما، پرهیزگارترینِ شماست.( غرر الحکم : ج ۲ ص ۳۷۰ ح ۲۸۳۶)
  12. مهربانی و دلسوزی: امیرمومنان (ع) شفقت و رحمت را از جامع ترین مصادیق بر و نیکی دانسته و می فرماید: رَأَیتُ جَمیعَ البِرِّ ، فَلَم أرَ بِرّا أفضَلَ مِنَ الرَّحمَهِ وَالشَّفَقَهِ؛ همه نیکى ها را دیدم ؛ امّا نیکى اى برتر از مهربانى و دلسوزى ندیدم.( المواعظ العددیّه : ص ۲۶۳ )
  13. انجام بایسته و شایسته کارها: از دیگر مصادیق بر و نیکی این است که هر چیزی را بر اساس بایسته ها و شایسته هایش انجام دهیم. خداوند در آیه ۱۸۹ سوره بقره می فرماید: «نیکى ، آن نیست که از پشت خانه ها [ به آنها ] درآیید ؛ بلکه نیکى آن است که کسى پروا پیشه کند ؛ و به خانه ها ، از درِ آنها در آیید و از خدا ، پروا دارید ، شاید که رستگار شوید». امام باقر(ع) نیز در تفسیر آیه می فرماید: یَعنی أن یَأتِیَ الأَمرَ مِن وَجهِهِ ؛ أیَّ الاُمورِ کانَ؛ یعنى کار را از راهش وارد شود، هر کارى که باشد.( المحاسن : ج ۱ ص ۳۵۲ ح ۷۴۲)
  14. سخاوت، خوش گفتاری و صبر: این ها نیز از مصادیق دیگر و از ابواب مهم بر و نیکی است. پیامبر(ص) به امیرمومنان علی(ع) می فرماید: یا عَلِیُّ ، ثَلاثٌ مِن أبوابِ البِرِّ : سَخاءُ النَّفسِ ، وطیبُ الکَلامِ ، وَالصَّبرُ عَلَى الأَذى ؛ اى على! سه چیز از درهاى نیکى است : داشتن روحیه بخشندگى ، خوش گفتارى، و شکیبایى بر آزار .( بحار الأنوار : ج ۷۱ ص ۸۹ ح ۴۱ )

راه دست یابی به مقام ابرار

مقام ابرار بر اساس آیات قرآنی مقام بسیار بزرگی است که اهل بیت عصمت و طهارت (ع) در اوج آن قرار دارند. برای دست یابی به این مقام راه هایی است که برخی از آن ها در این جا مطرح می شود:

کتمان گری در اشکال مختلف از مهم ترین راه های دست یابی به این مقام است؛ یعنی از مهم ترین راه های دست یابی به این مقام این است که انسان برخی از کارهای نیک خود را مخفیانه انجام دهد و سر و خفا را در آن ملاحظه کند.

انسان وقتی بتوان برخی از مصیبت ها و بلایا را در کنار برخی از اعمال صالح خویش مخفی نگه دارد، استعداد این را می یابد که به مقام ابرار دست یابد.

برخی از مردم عادت دارند که به کوچک ترین مصیبت و بلایی هیاهو می کنند و یا کار خیر خویش را با شهرت طلبی و ریاورزی تباه می کنند و تمام اعمال خیر خودشان را نابود می سازنن. بنابراین کتمان گری و مخفی کاری بسیار مهم است. ابو عامر سکونى می گوید: گفتم : اى پیامبر خدا ! تمام نیکى چیست ؟ فرمود : «این که در نهان ، همان کارى را انجام دهى که در آشکار مى کنى» .( کنز العمّال : ج ۳ ص ۲۴ ح ۵۲۶۵ )

در روایات است که پیامبر(ص) فرموده است: أربَعَهٌ مِن کُنوزِ البِرِّ : کِتمانُ الحاجَهِ ، وکِتمانُ الصَّدَقَهِ ، وکِتمانُ المَرَضِ ، وکِتمانُ المُصیبَهِ؛ چهار چیز ، از گنج هاى نیکى است: پنهان داشتن نیاز، پنهانى دادن صدقه، پنهان داشتن بیمارى، و پنهان داشتن مصیبت.( الأمالی للمفید : ص ۸ ح ۴ )

آن حضرت (ص) در جایی دیگر می فرماید: ثَلاثَهٌ مِن کُنوزِ البِرِّ : إخفاءُ الصَّدَقَهِ ، وکِتمانُ الشَّکوى ، وکِتمانُ المُصیبَهِ ، یَقولُ اللّهُ تَعالى : إذَا ابتَلَیتُ عَبدی بِبَلاءٍ فَصَبَرَ ولَم یَشکُنی إلى عُوَّادِهِ ، أبدَلتُهُ لَحما خَیرا مِن لَحمِهِ ، ودَما خَیرا مِن دَمِهِ ، فَإِن أبرَأتُهُ أبرَأتُهُ ولا ذَنبَ لَهُ ، وإن تَوَفَّیتُهُ فَإِلى رَحمَتی؛ سه چیز ، از گنج هاى نیکى است : پنهانى دادن صدقه، پنهان داشتن درد [ و گرفتارى ] ، و پنهان داشتن مصیبت. خداوند متعال مى فرماید: «هر گاه بنده ام را به دردى گرفتار ساختم و او شکیبایى ورزید و به عیادت کنندگانش ، از من شکایت نکرد، گوشت و خونى بهتر از آنچه در اوست ، جاى گزینش مى سازم، و اگر او را بهبود بخشم ، در حالى بهبود مى بخشم که از هر گناهى پاک شده باشد، و اگر جانش را بگیرم ، به رحمت من ملحق مى شود» . (حلیه الأولیاء : ج ۷ ص ۱۱۷ )

در جایی دیگر نیز فرموده است: ثَلاثَهٌ مِن کُنوزِ البِرِّ : کِتمانُ الصَّدَقَهِ ، وکِتمانُ المُصیبَهِ ، وکِتمانُ المَرَضِ؛ سه چیز ، از گنج هاى نیکى است : پنهانى دادن صدقه، پنهان داشتن مصیبت، و پنهان داشتن بیمارى. (بحار الأنوار : ج ۸۱ ص ۲۰۸ ح ۲۳)