نیکوترین ها در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کتاب الله قرآن کریم که «احسن» و نیکوترین در هر چیزی است. هم چنین از نظر قرآن، این کتاب الهی وحیانی قرآن، «تبیانا کل شیء» است. پس با توجه به دو مقدمه می بایست گفت این قرآن، در هر چیزی که آن را بیان می کند، نیکوترین باشد که برتر از آن فرض ندارد؛ زیرا اگر فرض داشته باشد و خدا قرآن را آن گونه نیاورده باشد، می بایست گفت خدا گرفتار یکی از سه گانه «جهل، عجز و بخل» است که نتوانسته بهترین و نیکوترین را بیاورد که ممکن بود، در حالی که بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، خدای تبارک و تعالی، خدایی«علیم، قدیر و غنی حمید» است.

بنابراین، نیکوترین ها را می بایست در قرآن یافت؛ چنان که خردمندان «اولوا الالباب» به عنوان نکته شناسان نکته بین، در قرآن، نیکوترین ها را می یابند و از آن به همین عنوان «احسن» اتباع و پیروی می کنند؛ زیرا این گونه می توانند سعادت دنیوی خویش و دیگران را تامین کنند و جهانی بر اساس نظام احسن بسازند. در حقیقت این اولوا الالباب هستند که در قرآن برترین و نیکوترین فلسفه و سبک زندگی را می یابند و بر اساس آن زندگی کرده و دیگران را بدان دعوت می کنند.

نظام احسن، نیکوترین خلقت

از نظر قرآن، همه هستی در قالب «احسن» توسط «احسن الخالقین»(مومنون، آیه ۱۴؛ صافات، آیه ۱۲۵) ساماندهی شده است، به طوری که نیکوتر و برتر از آن به تصور، بلکه توهم و تخیل نیاید؛ زیرا خدای علیم و قدیر و غنی حمید، بر آن است تا خلقتی در کمال نیکویی داشته باشد که نیکوتر از آن نباشد: «الذی احسن  کل شی خلقه»؛ همان کسی که آن چه را آفریده بر نیکوترین ساخت.(سجده، آیه ۷) در همین راستا خلقت آغازین انسان از گل سپس ادامه نسلی آن از آب پست و بی مقدار همراه با نفخ روح الله پس از تسویه(سجده، آیات ۸ و ۹) همه بیانگر نیکوترین خلقتی است که برای انسان می توان در دنیای مادی خاکی تصور کرد. در حقیقت این حالت در همان قالب «احسن تقویم»(تین، آیه ۴) ساماندهی شده است و قوام و تقییم و ارزشگذاری آن نیز بر اساس نیکوترین و برترین ها خواهد بود؛ از این روست که خدا خویش را به سبب خلقت انسان به عنوان «احسن الخالقین» ستوده و تبریک گفته است.(مومنون، آیه ۱۴)

از نظر قرآن، خدا بر آن است تا انسان رنگ خدایی بگیرند و متاله شوند، از همین روست که شرایطی را برای انسان فراهم می آورد تا از درون و بیرونی در مسیر کمالات قرار گیرند و با برخورداری از هدایت فطری الهامی(طه، آیه ۵۰؛ شمس، آیات ۷ و ۸) و هدایت تشریعی وحیانی (بقره، آیات ۲۱ و ۳۸) در مسیر عبودیت و صراط مستقیم بروند و این گونه رنگ خدایی بگیرند که «احسن» رنگ ها است و در مقام عابدین و بندگان خاص الهی در آیند.(بقره، آیه ۱۳۸)

کتب آسمانی و قرآن نیکوترین ها

در چارچوب همین نظام «احسن» هر چیزی از جمله نزول کتب آسمانی در قالب نیکوترین حدیث نازل شده است که برتر از آن معنا نمی یابد؛ از همین رو، بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، همه کتب آسمانی وحیانی که از جانب خدای سبحان فروفرستاده شده، از این ویژگی برخوردارند که حاوی «احسن» و نیکوترین ها است. بر این اساس می توان گفت که قرآن، نیز احسن الکتاب و احسن الحدیث است.(زمر، آیه ۲۳) از همین روست که همه قصه های آن «احسن» است، خواه سوره یوسف باشد، یا دیگر سوره ها.(یوسف، آیه ۳)

هم چنین از نظر قرآن، آموزه های قرآنی در هر چیزی حتی در «مَثَل» نیز «احسن تفسیر» (فرقان، آیه ۳۳) و در مجادله نیز «احسن» است(نحل، آیه ۱۲۵؛ مجادله، آیه ۴۶) این شیوه بیانی به طوری است که روشن تر از آن نمی توان سخن گفت و چیزی را آشکار و هویدا کرد؛ زیرا اگر مثلی برتر و نیکوتر باشد و خدا نگفته باشد، خارج از سه گانه جهل و عجز و بخل نیست که خدای سبحان از آنها مبرا و پاک است؛ زیرا خدا علیم و قدیر و غنی حمید است که بی درخواست می بخشد و عطا می کند و مقام کرامت خدا به عنوان خدای اکرم، بخشش بی پرسش یا قبل از پرسش است؛ یعنی همان طوری که «اتاکم من کل ما سالتموه» هر چه را خواستید به شما داده است(ابراهیم، آیه ۳۴)، هم چنین نخواسته های بسیاری را به انسان داده است که اصولا به شمار و احصا در نمی آید.

قرآن از همه جهات احسن است؛ زیرا دین اسلامی که قرآن آن را بیان می کند، احسن دین و نیکوترین آن است(نساء، آیه ۱۲۵) و کسی که به این احسن از همه جهات عمل کند، به نیکوترین عاقبت و سرانجامی باز می گردد که برتر از آن در اندیشه نگذرد.(نساء، آیه ۵۹) خدا چنان خوش گفتار و نیکو گفتار مردم را به دین دعوت می کند که برتر از او کسی نیست؛ مسلمانان نیز به تبع خدا و رسول الله این گونه عمل می کنند.(فصلت، آیه ۳۳)

هم چنین خدا در قرآن به نکته تاکید دارد که احکام الهی که در قرآن بیان شده، برترین و نیکوترین احکامی است که از سوی خدا نازل و در قرآن بیان شده است و اهل یقین با بصیرتی که دارند به این حقیقت می رسند؛ زیرا در مقایسه با احکام دیگر از جمله احکام جاهلی می فهمند تا چه اندازه احکام جاهلی از عقلانیت و یقین دور است.(مائده، آیه ۵۰)

نیکوترین اخلاق در سایه قرآن

از نظر قرآن، به انسان در زندگی دنیوی این فرصت داده شده تا بتوانند در شرایط ابتلایی، بهترین و نیکوترین عمل را داشته باشند تا از پاداش آن بهره مند شوند.(هود، آیه ۷؛ کهف، آیه ۷؛ ملک، آیه ۲) شکی نیست که بهترین عمل را می بایست در بهترین و نیکوترین آموزه های از جمله کتب آسمانی یافت که قرآن برترین و احسن الحدیث در میان آنها است.

از نظر قرآن کسانی از دنبال کتب آسمانی وحیانی می روند که بخواهند زندگی خویش را در قالب نیکوترین ها ساماندهی کنند. چنان که درباره پیروان تورات آمده است: ثم آتینا موسی الکتاب تماما علی الذی احسن و تفصیلات لکل شی و هدی و رحمه؛ سپس به موسی کتاب دادیم تا بر آنانی که نیکی کردند نعمت را تمام  کنیم ، و برای آن که تفصیل هر چیزی در آن است و برای آن که در آن هدایت و رحمت است.(انعام، آیه ۱۵۴)

قرآن کتابی مبارک است که پیروی از آن موجبات رحمت الهی را فراهم می آورد.(انعام، آیه ۱۵۵) این کتاب مبارک احسن الحدیث برترین احسان و نیکوترین آن در حق بشر است و اگر خدا چنین احسانی کرد، لازم است تا بر اساس قاعده فطری «هل الجزاء الاحسان الاحسان»(الرحمن، آیه ۶۰) احسان در برابر احسان، انسان ها نیز در برابر احسان الهی احسان کنند: احسن کما احسن الله الیک(قصص، آیه ۷۷)؛ زیرا احسان انسان در قالب ایمان و عمل به نیکوترین ها، به خود انسان باز می گردد.(اسراء، آیه ۷)

خدا در قرآن فرمان می دهد که از قرآن به عنوان «احسن ما انزل الیکم من ربکم؛ بر اساس آن چه از سوی پروردگارت فرستاده شده نیکی کن»(زمر، آیه ۵۵) پیروی کنید تا نه تنها از عذاب دنیوی و اخروی رهایی یابید، بلکه به پاداش عظیم ابدی و جاودانه رضوان الله دست یابید و در بهشت های هشت گانه قرار گیرید؛ و گرنه می بایست حسرت کوتاهی خویش را بخورید که به احسن الحدیث قرآن عمل نکرده اید.(زمر، آیه ۵۶)

خدا به انسان در قرآن هشدار می دهد هماره در هر چیزی از «احسن» پیروی کنند، حتی اگر این احسن در قول و کلام باشد؛ زیرا  کسانی که نیکوترین «سخن» را بر زبان می رانند، از شیطنت شیطان در امان خواهند بود؛ زیرا شیطان دنبال سخنان بی منطق و زشت است تا از این طریق درگیری و نزاع را در میان مومنان بر انگیزاند و انسان را به سوی اختلاف و درگیری سوق داده و دوزخی کند؛ زیرا او دشمنی آشکار است.(اسراء، آیه ۵۳)

نیکوترین پاداش برای نیکوترین اعمال

مومنان می بایست بر خلاف کافران عمل و رفتار کرده و احسن در هر چیزی را به کار گیرند تا در نهایت معلوم شود «خیر مقاما و احسن ندیّا» برترین مقامات و جایگاه و برترین اجتماعات از آنان است نه کافران.(مریم، آیه ۷۳) البته ممکن است به ظاهر کافران از «احسن اثاثا و رئیا» برخوردار باشند و از نظر لوازم و اثاث زندگی و ظاهری خوش نماتر و نیکوتر داشته باشند(مریم، آیه ۷۴)، ولی آن که اساس است، اخلاق نیکو و رفتار نیک است که در مسلمان می بایست در اوج تعالی خودنمایی کند و به عنوان «محسنین» شناخته شوند؛ چنان که پیامبران الهی این گونه موصوف و منعوت به این عنوان اسمی محسنین بودند. همین اخلاق نیکو که «احسن» است موجب می شود تا مومنان بدی و زشتی را با بدی و زشتی در قالب اصل عقلی و عادلانه مقابله به مثل پاسخ ندهند، بلکه بر اساس «ادفع بالتی هی احسن السیئه؛ بدی را با نیکوترین شیوه دفع کن»(مومنون، آیه ۹۶؛ فصلت، آیه ۳۴) پاسخ دهند و این گونه کرامت خویش را به جاهلان و بی خردان نشان دهند.(فرقان، آیات ۶۳ و ۷۲) مومنان بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، در اخلاق چنان بالا می روند که تلاش می کنند هماره نیکوترین را در هر چیزی حتی در سلام و احوال پرسی داشته باشند و تحیت و زنده بادی برتر از آن چه شنیده اند بگویند.(نساء، آیه ۸۶)

آنان تلاش دارند که در میان هر چیزی برترین ها و نیکوترین ها را به کار گیرند که آموزه های قرآنی چون از خدای کریم است؛ آنان نیز این گونه کریمانه فکر و عمل می کنند و تلاش دارند تا نیکوترین ها را انجام دهند.

از نظر قرآن، کسانی که از قرآن به عنوان احسن پیروی می کنند، هر کاری از خرد و بزرگ انجام می دهند، خدا پاداشی بس «احسن» و نیکوتر از آن برایشان فراهم می آورد(توبه، آیه ۱۲۱)؛ زیرا مومنان با احسن عمل هرگز کارشان ضایع نمی شود و در برابر نیکوترین ها از نیکوترین پاداش ها برخوردار خواهند شد(کهف، آیه ۳۰) ؛ زیرا مومنانی که بر اساس احسن الحدیث قرآن عمل می کنند، به عنوان «متقین» این نیت را دارند که هماره چنین باشند، بنابراین، در برابر نیت دایمی احسن عمل ، خدا پاداش ابدی را در  قالب احسن الجزاء می دهد.(مائده، آیه ۲۷؛ کهف، آیه ۳۱؛ عنکبوت، آیه ۷) البته خدا به فضل خویش بر آن می افزاید و «احسن ما عملوا» مبتنی بر آموزه های احسن الحدیث را با فضل خویش همراه می کند که اصولا به گمان و پندار کسی نمی آید و به حساب در نمی آید.(نور، آیه ۳۸)  این گونه است که احسان کنندگان در مقامی بلند «خیر مستقرا و احسن مقیلا؛ برترین قرار گاه و نیکوترین استراحتگاه» (فرقان، آیه ۲۴) در آیند و در آن جا منزل نمایند.ُ

خدا در قرآن می فرماید با آن که بسیاری از مردم در هنگام عمل به «احسن» عمل نمی کنند، با این همه خدا از مقام کرامت خویش با آنان به گونه ای عمل می کند که «احسن ما عملوا» آنان را انتخاب کرده(احقاف، آیه ۱۶) و آن را مبنای پاداش اخروی خویش قرار می دهد و از زشتکاری ایشان می گذرد و اصلا آن را نمی بیند و به نظر نمی آورد.(همان) این گونه است که در بهشت رضوان خویش «احسن» رزق را برای بندگانش در نظر می گیرد و به آنان می بخشد.(طلاق، آیه ۱۱)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، قرآن به عنوان احسن الحدیث از سوی خدا برای هدایت بشر آمده است. کسانی از این احسن الحدیث پیروی می کنند که خردمندان اولوا الالباب هستند که نکته شناس و نکته بین نیز هستند و به مغز و ملکوت هر چیزی می رسند؛ زیرا آنان از ظاهر پوسته ملکی هر چیزی عبور کرده و باطن و ملکوت آن را در می یابند و این گونه است که حقیقت را به شکل برتر می یابند و بدان ایمان می آورند.

از نظر قرآن، سبک زندگی آنان نیز متفاوت از دیگران است؛ زیرا تحت ولایت نورانی خدا قرار گرفته و از ولایت طاعوت اجتناب می کنند. آنان از غیر الله بریده و انابه کرده و تنها به سوی او متمایل بوده و بدان اعتماد و تکیه دارند. اینان مردمانی خاص هستند که جز به حق به هیچ چیز گرایش و باور نداشته و جز به نیک ترین عمل نمی کنند.(زمر، آیات ۱۷ و ۱۸)

خدا به این افراد مومن به سبب اطاعت از ولایت الله و اطاعت از رسول الله (ص) و قرآن پاداشی عظیم می دهد؛ زیرا در همه شرایط سخت بر این باورند که می بایست تحمل کنند و جز به حق نگرایند و بر خدا توکل داشته و شرایط سخت نه تنها ایمان ایشان را کاهش نمی دهد، بلکه بر ایمان ایشان می افزاید(آل عمران، آیات ۱۷۲ و ۱۷۳)؛ زیرا ایمان و تقوا که دارای مراتب سه گانه ای است، مومنان  گام به گام به مراتب عالی آن صعود می کنند؛ یعنی از ایمان و تقوای عام به خاص و سپس اخص بالا می روند در مقام  احسان اکرام قرار می گیرند(مائده، آیه ۹۳) و خدا آنان را به عنوان محسنین دوست داشته و محبوب خود قرار می دهد.(همان؛ بقره، آیه ۱۹۵)

از نظر قرآن، هر چه محسنان به مراتب عالی تر احسان بالاتر می روند، پاداش آنان نیز افزایش و زیادت می یابد.(یونس، آیه ۲۶) این گونه است که همه از حسنات دنیا بهره مند شده و هم از حسنات آخرتی به برترین و بهترین آنان دست می یابند که از آن به خیر تعبیر می شود.(نحل، آیه ۳۰) این گونه است که از اجر و پاداشی برخوردار می شوند که هم عظیم است و هم خیر است و هم پاداشی که حساب و گمان و پندار کسی نمی گنجد.(زمر، آیه ۱۰؛ نجم، آیه ۳۱)