نیکوترین رفتارها با دیگران

بسم الله الرحمن الرحیم

آموزه های قرآنی و اسلامی بر آن است تا نیکوترین رفتارها را به انسان ها بیاموزد. پیامبر(ص) در بیان فلسفه بعثت خویش می فرماید که برای اتمام مکارم اخلاقی فرستاده شده است. شناخت نیکوترین ها به ویژه در حوزه رفتار اجتماعی می تواند به ما کمک کند تا نیکوترین رفتار را انجام دهیم در مسابقه نیکوکاری با پیش دستی بر دیگران و شتاب و سرعت تمام برنده شویم و بهشت رضوان و قرب الهی را به دست آوریم و زندگی خود و دیگران را بهشتی و سعادت آمیز نماییم و خوشبختی را در دنیا و آخرت داشته باشیم. نویسنده با مراجعه به آموزه های اسلامی بر آن است برخی از نیکوترین رفتارهای اجتماعی بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

رفتار نیک با کودکان

دوره کودکی به سبب ظرفیت بی پایان یادگیری و مانایی و پایایی آموخته هایش از اهمیت بسیاری برخوردار است. هر نقشی که در کودکی زده می شود برای تمام عمر می ماند؛‌ زیرا نقش در کودکی همانند نقاشی و حکاکی بر سنگ است که تغییری در آن راه نمی یابد یا اگر راه یابد، بسیار سخت و کم تاثیر خواهد بود. از این روست که پیامبر(ص) می فرماید: مثل الّذی یتعلّم العلم فی صغره کالنّقش على الحجر و مثل الّذی یتعلّم العلم فی کبره کالّذی یکتب على الماء؛ حکایت کسى که در کوچکى علم آموزد چون نقش بر سنگ است حکایت کسى که در بزرگى علم آموزد چون کسى است که بر آب نویسد.(نهج الفصاحه)

بنابراین، هر چه کودک در کودکی می آموزد شخصیت او را می سازد و افکار و رفتارهای آینده اش را شکل می بخشد. به ویژه آن که دوره کودکی دوره تقلید و یادگیری است و کودک نگاه می کند و یاد می گیرد، می شنود و تقلید می کند و یاد می گیرد. از این روست که اگر در کودکی قرآن به او آموخته شود ماندگار خواهد بود و سنین کودکی بهترین زمانی است که مهم ترین اصول و قواعد زندگی را می توان به کودک آموخت. در حالی که در سنین بالاتر یعنی هر چه سن بالاتر می رود قدرت یادگیری کاهش می یابد.

از این روست که پیامبراکرم(ص) در جایی دیگر سنین یادگیری را تا دوره نوجوانی بالا می رود و می فرمایند: حفظ الغلام الصّغیر کالنّقش فی الحجر و حفظ الرّجل بعد ما یکبر کالکتاب على الماء؛ محفوظات طفل نورس مانند نقشى است که بر سنگ رقم زنند و محفوظات مرد بزرگ مانند نوشته بر آب است.(نهج الفصاحه)

البته از برخی از روایات دیگر از پیامبر(ص)‌این دوره تا زمان جوانی افزایش داده شده است. آن حضرت می فرماید: مَنْ تَعَلَّمَ فى شَبابِهِ کانَ بِمَنْزِلَهِ الْوَشْمِ فِى الْحَجَرِ وَ مَن تَعَلَّمَ وَ هُوَ کَبیرٌ کانَ بِمَنْزِلَهِ الْکِتابِ عَلى وَجْهِ الْماءِ ؛ هر کس در جوانى‏اش بیاموزد ، آموخته‏اش مانند نقش بر سنگ است و هر کس در بزرگ‏سالى بیاموزد، مانند نوشتن بر روى آب است .(نوادر راوندى ، ص ۱۳۲، ح ۱۶۹)

پس بر اساس این سه دسته روایات می توان گفت که بهترین دوره یادگیری و آموزش و پرورش، دوره کودکی و پس از آن، دوره نوجوانی و در نهایت در دوره جوانی است ؛ اما پس از جوانی یعنی در دوره میانسالی و پیری قدرت یادگیری نه تنها به شدت کاهش می یابد، بلکه تاثیر ماندگاری خود را نیز از دست می دهد.

امیرمومنان علی(ع) در این باره می فرماید: یُرَبَّى الصَّبِیُّ سَبعاً ، ویُؤَدَّبُ سَبعاً ، ویُستَخدَمُ سَبعاً ، ومُنتَهى طولِهِ فی ثَلاثٍ وعِشرینَ سَنَهً ، وعَقلُهُ فی خَمسٍ وثَلاثینَ سَنَهً ، وما کانَ بَعدَ ذلِکَ فَبِالتَّجارِبِ؛ کودک باید هفت سال تربیت شود ، هفت سال تأدیب شود ، هفت سال به کار گرفته شود و مدّت رشدش در بیست و سه سالگى به پایان مى رسد ، تا سى و پنج سالگى، رشد عقلى مى کند و پس از آن ، تجربه ها به کارش مى آیند.( کتاب من لا یحضره الفقیه: ج ۳ ص ۴۹۳ ح ۴۷۴۶؛ بحار الأنوار : ج ۱۰۴ ص ۹۶ ح ۴۶)

در روایات آمده است که به کودک حتی در رحم مادر نیز می توان آموزش داد؛ زیرا پس از دمیدن روح کودک، آمادگی یادگیری را داراست و حتی در زهدان است که وا‍ژگان زبانی را می آموزد و با زبان مادری آشنا می شود؛‌ زیرا وقتی مادر سخن می گوید، مغز و روان کودک با آن ارتباط برقرار کرده و اطلاعات را ذخیره سازی می کند. هم چنین آموزش های دینی را می توان از همان دوران آغاز کرد و پس از تولد با اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ کودک(تحف العقول : ص ۱۳؛ بحار الأنوار : ج ۱۰۴، ص۱۲۲، حدیث۶۲) او را برای مسئولیت خلافت الهی آماده کرد. کودکان در زهدان با شنیدن آوای آرامش بخش و روح افزای قرآن این کلام الهی، وضعیت بهتری از کودکان دیگر پیدا می کنند. این مطلبی است که حتی بهداشت روانی جدید با آزمون های میدانی و بالنی به اثبات رسانده است.

پس نمی بایست کودک را به حال خود واگذار کرد ،‌زیرا کودک باید شخصیت خود را با آموزش ها و پرورش هایی که می بیند ساخته شود و شاکله و شخصیت او شکل گیرد. از این روست که امام صادق(ع) می فرماید: الغلام یلعب سبع سنین و یتعلّم الکتاب سبع سنین و یتعلّم الحلال و الحرام سبع سنین؛ کودک، هفت سال بازی می کند، هفت سال خواندن و نوشتن بیاموزد و هفت سال حلال و حرام زندگی را یاد بگیرد.( وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۹۴، أحکام الأولاد، باب ۸۳)

اگر در زمان خودش تعلیم و تربیت نشود دیگرانی خواهند آمد که افکار و رفتار خویش را به او می آموزند و چون کودک ونوجوان اهل تقلید است از دیگران می آموزد. از این روست که امام صادق(ع) هشدار می دهد و می فرماید: به نوجوانانتان حدیث بیاموزید ، پیش از آن که مرجئه۱به سراغ آنان بروند [و عقاید خود را به آنان بیاموزند].( الکافی: ج ۱ ص ۲۸ ح ۳۴)

آن حضرت(ع) در جایی دیگر به مفضل بن عمر می فرماید: نمى بینى که بچّه را در حالى که هنوز کودک است و آمادگىِ کامل براى تعلیم پیدا نکرده ، به دست مربّى مى سپارند؟ همه اینها براى آن است که از بازیگوشى و بیهوده کارى که گاه موجب ناراحتى هاى بسیارى براى خودش و خانواده اش مى شوند ، باز داشته شود.( بحار الأنوار : ج ۳ ص ۸۷ )

پس تعلیم و تربیت را پیش از هر کاری باید شروع کرد و بیش از آن که به شکم و طعام جسمی کودک توجه شود، باید به طعام و غذای روح و روان او توجه شود؛ از این روست که پیش از آن که به کودک شیر دهند، اذان و اقامه در گوش او می گویند.

بهترین شیوه آموزش و پرورش آن است که انسان خودش عمل کند تا کودک از رفتارش بیاموزد.( نهج البلاغه: الحکمه ۷۳ ) پس بهترین شیوه رفتاری را باید با کودک داشت تا او در عمل بیاموزد که چگونه رفتار کند. اگر کوچک ترین خشونتی در حق کودک روا شود، در جان کودک نقش می بندد و شخصیت و شاکله اش را می سازد و در آینده همان گونه عمل می کند که شخصیت او ساخته شده است.(اسراء، آیه ۸۴)

پیامبر(ص) به پرستار امام حسین(ع) می فرماید: لباس مرا آب تطهیر می کند؛ ولی چه چیز می تواند غبار کدورت و عقده حقارت را از قلب فرزندم برطرف کند.( بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۲۹۴)

در سیره عملی پیامبر می توان نیکوترین رفتار را با کودک آموخت، چرا که ایشان دارای خلق عظیم(قلم، ایه ۴) است و مردمان موظف هستند که ایشان را سرمشق و اسوه نیک خود قرار دهند و بیاموزند و رفتار نمایند.(احزاب، ایه ۳۳) در روایت در باره سیره عملی آن حضرت آمده است: و التلطّف بالصّبیان من عاده الرسول؛ لطف و عنایت به کودکان، از عادات حمیده و صفات پسندیده پیامبر صلی الله علیه و آله بود.( محجه البیضاء، ج ۳، ص ۳۶۶)

نمونه های بسیاری در این باره وارد شده که از جمله این روایت است. روای می گوید: رسول اکرم صلی الله علیه و آله مردم را به نماز فرا خواند. حسن علیه السلام طفل خردسالی بود و با آن حضرت بود. پیامبر صلی الله علیه و آله طفل را پهلوی خود نشاند و به نماز ایستاد. حضرت یکی از سجده های نماز را خیلی طول داد. راوی می گوید: من سر از سجده برداشتم و دیدم حسن علیه السلام از جای خود برخاسته و روی کتف پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته است. وقتی نماز تمام شد، نمازگزاران گفتند: «ای رسول خدا! چنین سجده ای از شما ندیده بودیم. گمان کردیم وحی بر شما رسیده است». فرمود: وحی نرسیده بود. فرزندم حسن در حال سجده بر دوشم سوار شد. نخواستم تعجیل کنم و کودک را به زمین بگذارم. آن قدر صبر کردم تا طفل خودش از کتفم پایین آمد. (بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۲۹۴)

هم چنین در روایت است که روزی رسول گرامی (ص) اسلام نشسته بود. حسن و حسین علیهماالسلام وارد شدند. حضرت(ص) به احترام آنان از جای برخاست و به انتظار ایستاد. کودکان در راه رفتن ضعیف بودند. لحظاتی طول کشید، به ایشان نرسیدند. رسول گرامی به طرف کودکان پیش رفت و از آنان استقبال نمود. آغوش خود را باز کرد و هر دو را بر دوش خود سوار نمود و به راه افتاد و می فرمود: فرزندان عزیز! مرکب شما چه خوب مرکبی است و شماها چه سواران خوبی هستید و پدرتان بهتر از شماست.( بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۲۹۱)

کودک وقتی لجاجت می کند می بایست با او مدارا کرد. این مدارا می بایست به گونه ای باشد که افراط و تفریط صورت نگیرد.اما اصل را باید در محبت و تکریم قرار داد و از سرزنش و توبیخ پرهیز کرده و تشویق را مقدم داشت. اگر لازم است که سرزنش شود نمی بایست افراط کرد که افراط در سرزنش لجاجت کودک را می افزاید. امام علی(ع) می فرماید: الافراط فی الملامه یشبّ میزان اللّجاج؛ زیاده روی در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور می کند.( تحف العقول، ص ۸۴)

پس باید بهترین شیوه را که همان مراعات تکریم و اکرام کودک است را در پیش گرفت و این گونه او را تربیت کرد. امام علی(ع) می فرماید: أکرموا أولادکم و أحسنوا آدابکم؛ به فرزندان خود احترام کنید و با آداب و روش پسندیده با آنها معاشرت کنید.( وسائل الشیعه، ج ۱۵، (أبواب أحکام اولأد)، ص ۱۹۵؛ کنزالعمّال، حدیث ۴۹۴۰۹)

بوسیدن فرزند یکی از راه ها تکریم کودک است. پیامبر(ص) می فرماید: مؤمن ، دوست خداست و فرزند او هدیه خداست . پس هر که خداوند در اسلام ، به او فرزندى روزى کرد ، باید او را زیاد ببوسد.( تنبیه الغافلین : ص ۳۴۳ ح ۴۹۷ ) .

آن حضرت(ص) کسانی را که از بوسیدن کودکش خودداری می کند به عنوان دوزخی معرفی می کند . امام صادق(ع) می فرماید: مردى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و گفت : من هرگز کودکى را نبوسیده ام . چون آن مرد رفت ، پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود : «این مرد نزد من ، از دوزخیان است» .( الکافی : ج ۶ ص ۵۰ ح ۷ )

امیرمومنان علی(ع) می فرماید: با کوچک ترهاى خانواده ات مهربان باش ، و به بزرگ ترهایشان احترام بگذار.( الکافی : ج ۶ ص ۵۰ ح ۵ )

رفتار نیک با کودک آن است که با کودک کودکی کرد نه آن که چون بزرگسالان با آنها برخورد کرد. پس اجازه بدهید بازی کنند و اگر با او همراه می شوی کودکی کن و زبان به کودکی بگشا. از این روست که پیامبر(ص) می فرماید: من کان عنده صبّی فلیتصاب له؛ آن کسی که نزد او کودکی است، باید در پرورش وی کودکانه رفتار کند.( وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۰۳، أبواب أحکام الأولاد)

علی علیه السلام نیز می فرماید: من کان له ولد صبا؛ کسی که کودکی دارد، باید در راه تربیت او خود را تا سر حدّ کودکی تنزّل دهد.(همان)

درباره رفتار نیک با کودک مطالب دیگری است که به همین میزان بسنده می شود.

رفتار نیک با مردمان

با مردمان نیز می بایست به بهترین وجه رفتار کرد و نیکوکاری را مقدم بر هر کاری دانست. از این روست که در آموزه های قرآنی پیش از آن که بر عدالت در حق دیگران تاکید شود، بر احسان،‌ ایثار، عفو و گذشت و مانند آن تاکید شده است؛‌ زیرا عدالت به معنای این است که حق هر کسی را بدهید که خیر و یا شر باشد، اما احسان بر این است که از حق خود می گذری و حق دیگری را ادا می کنی. پس اگر ظلم روا داشته از او در می گذری و حتی اگر خود به چیزی نیاز داری و حق توست از حق خود بی هیچ چشم داشت و منت می گذری و در آینده با ترک یادآوری آن نیز اذیت و آزاری روا نمی داری.

از این روست که نیکوترین رفتار در حق خود مراعات عدالت و در حق دیگران احسان است.

  1. مدارا کردن: از مصادیق احسان مدارا کردن با مردم است. پیامبر(ص) می فرماید: مدارا کردن با مردم نصف ایمان است و نرمى و مهربانى کردن با آنان نصف زندگى است.( الکافی : ج ۲، ص ۱۱۷، حدیث ۵ .) آن حضرت(ص) در جایی دیگر می فرماید: خداوند از این رو پیامبران را بر دیگر مردمان برترى داد که با دشمنان دین خدا بسیار با مدارا رفتار مى کردند و براى حفظ برادران همکیش خود، نیکو تقیه مى کردند .( بحار الأنوار : ج ۷۵، ص ۴۰۱، حدیث۴۲) در نظر آموزه های اسلامی، مدارا کردن با دیگران حتی دشمنان راس و سر حکمت (غرر الحکم : ۵۲۵۲ )، میوه خرد و عقلانیت(غرر الحکم : ۴۶۲۹ ) و از پسندیده ترین خصلت هاست.( غرر الحکم : ۱۳۱۳)
  2. مهربانی کردن و ترحم نمودن: از دیگر رفتارهای نیک با دیگران ترحم است. ترحم به معنای رحمت نیکو و بی منت است. اصولا از اخلاق پیامبر(ص) و یاران صدیق ایشان این بود که با یک دیگر مهربان و رحیم بودند.(فتح، آیه ۲۹) پیامبر(ص) نیز می فرماید: :خداى رحمانِ خجسته و والا، به مردمانِ دلرحم رحم مى کند . به ساکنان زمین رحم کنید تا آن که در آسمان است به شما رحم کند(کنز العمّال : ۵۹۶۹ )
  3. دامنه رحمت باید حتی به مردگان حیوانات و حتی گیاهان کشیده شود ، چنان که پیامبر(ص) تشویق به آبیاری درختان می کند و آن را عبادت می شمارد. آن حضرت (ص) هم چنین می فرماید: هر که حتى به لاشه گنجشکى رحم کند ، خداوند در روز قیامت بر او رحم آورد .( کنز العمّال : ۱۵۶۱۴ )
  4. خداوند در آیاتی دیگر مهربانی کردن را از صفات مومنان معرفی می کند و این که مومنان به یک دیگر سفارش رحمت و مهربانی می کنند.(حدید، ایه ۲۷؛‌بلد، آیات ۱۷ و ۱۸)
  5. ایثار کردن: این که انسان با آن که نیازمند به چیزی است و آن را دوست می دارد و می خواهد،‌ بر نفس خویش و خواهش های آن پا گذارد و دیگران را بر خود مقدم دارد و در عین نیازمندی و حاجت ، محبوب خود را به دیگری بدهد.(حشر، آیه ۷؛ انسان، آیات ۸ و ۹) در حالی که برخی بر عکس هستند و هماره خود و هواهای خود را مقدم می دارند و این گونه است که زندگی دنیوی و خورد و خوراک و شهوتش را بر آخرت ترجیح می دهند و به ظلم و بی عدالتی، حق دیگران را نیز ضایع و تباه می سازند.(اعلی، آیات ۱۶ و ۱۷)

در آیات و روایات بهترین و نیکوترین رفتارها بیان شده است. با بهره گیری از همین رفتاری که در آیات و روایات آمده می توان بهترین زندگی را برای خود و دیگران رقم زد.