نیروی نظامی در آموزه های قرآنی

سرباز

بسم الله الرحمن الرحیم

جهاد در راه خدا در آموزه های وحیانی قرآن، دارای اشکالی چون جهاد اکبر و تزکیه نفس، جهاد کبیر علمی و هم چنین جهاد اصغر جانی و مالی مطرح است. اطلاق جهاد اصغر به جهاد جانی و مالی هرگز به معنای تقلیل ارزشی آن نیست؛ زیرا لازمه جهاد جانی و جانفشانی، جهاد اکبر است؛ زیرا کسی که هواهای نفسانی خویش را زیر پا نگذاشته باشد، هرگز به جهاد مالی و جانی اقدام نمی کند؛ بنابراین در توجیه فرمایش نبی اکرم(ص) که پس از پایان جهاد نظامی خواهان، جهاد اکبر تزکیه نفس می شود، باید گفت که این فرمان برای تازه مسلمانان و سست عناصری بود که در جهاد نظامی، کنش و واکنش مناسبی نداشته و حتی گاه از میدان گریخته و بر خلاف فرمان سریع قرآن(انفال، آیه ۱۶) موضع خود را ترک کرده و پشت به میدان کردند؛ از این رو، از این دسته از مسلمانان خواسته تا با تزکیه نفس و رهایی از حب الشهوات بتوانند جانفشانی کنند و جهاد نظامی و بذل جان را «أحْلَی مِنَ العَسَلِ» و دست یابی به «إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ» پیروزی یا شهادت بدانند.(توبه، آیه ۵۲)

از سوی دیگر، شکی نیست که جهاد جانفشانی نیازمند جهاد کبیر علمی و رهایی از هر گونه شبهات علمی و تردیدهای عملی با بهره گیری از دانشگاه تعلیم و تربیت است(فرقان، آیه ۵۲؛ توبه، آیه ۱۲۲)؛ بلکه بهره گیری از فنون جنگی و رزم آوری نیازمند مهارت هایی است که علم و عمل را با هم آمیخته و فن آوری را به خدمت جهاد در آورده است. بنابراین اگر چه جهاد جانفشانی در مرتبه آخر رتبی قرار می گیرد، ولی نهایت و فلسفه جهادهای دیگر اکبر و کبیر است؛ زیرا کسی می تواند در میدان نظامی جانفشانی کند که از همه چیز گذشته و با ایمان قوی و تزکیه نفس توانسته محبت خدا را جایگزین محبت های دنیا کند و با بهره گیری از علم و عمل در همه عرصه ها و فنون تجهیزات و مهارت هایی را به دست آورد که در مقابله با دشمن، یک تنه در برابر ده و بیست نفر می ایستد و با گروهی بیست در برابر دویست و صد در برابر هزار می ایستد یا دست کم از این توان ایستادگی و استقامت برخوردار است که صد در برابر دویست یا هزار در برابر دو هزار بیایستد و هر گونه تحرک دشمن را سلب و پیروزی را برای اسلام و مسلمین رقم زند.(انفال، آیات ۶۴ و ۶۵)

از نظر قرآن، صادقان کسانی هستند قول را با عمل در میدان جهاد جانفشانی آمیخته و امضا کرده اند و این گونه خود را از جرگه کاذبان و منافقان امت بیرون آورده اند. خدا می فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ؛ در حقیقت مؤمنان کسانى‏ اند که به خدا و پیامبر او گرویده و دیگر شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کرده‏ اند، اینانند که صادق و راستکردار هستند. (حجرات، آیه ۱۵)

چنین مجاهدانی که از مال و جان گذشته اند، رستگاران حقیقی هستند و سعادت ابدی را برای خویش تضمین کرده اند. خدا می فرماید: لَکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ؛ ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آورده‏ اند با مال و جانشان به جهاد برخاسته‏ اند و اینانند که همه خوبیها براى آنان است اینان همان رستگارانند. خدا براى آنان بوستان هایی را آماده کرده است که از زیر درختان آن نهرها روان است و در آن جاودانه‏ اند. این همان پیروزی و رستگارى بزرگ است. (توبه، آیات ۸۸ و ۸۹)

بنابراین، می توان گفت که مجاهدان جهاد جانفشانی نظامی، هر چه داشتند را در طبق اخلاص گذاشته اند و بر دیگر مدعیان پیش افتادند و یکی از دو نیکی پیروزی در جهاد یا شهادت را برای خویش رقم زده اند.(توبه، آیه ۵۲) خدا در جایی دیگر در تبیین ارزش های جانفشانی در جهاد نظامی می فرماید: لَا یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَهً وَکُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا ؛ مؤمنان خانه‏ نشین که زیان‏دیده نیستند با آن مجاهدانى که با مال و جان خود در راه خدا جهاد مى کنند یکسان نمى‏ باشند خداوند کسانى را که با مال و جان خود جهاد مى کنند به درجه‏ اى بر خانه‏ نشینان مزیت بخشیده و همه را خدا وعده پاداش نیکو داده، ولى مجاهدان را بر خانه‏ نشینان به پاداشى بزرگ برترى بخشیده است.(نساء، آیه ۹۵)

عوامل پیروزی نیروی نظامی

از نظر قرآن، عواملی در پیروزی نیروهای نظامی در جهادها نقش اساسی دارد که برخی از مهم ترین آن ها عبارتند:

  1. آرامش روحی و روانی: از نظر قرآن، آرامش روانی نیروهاى نظامى، از جمله عوامل پیروزى آنها است.(انفال، آیات ۱۰ و ۱۱؛ توبه، آیات ۲۵ و ۲۶) بنابراین، فرماندهان باید تلاش کنند تا عوامل ظاهری و باطنی آرامش زا را بشناسند و آن ها را به کار گیرند؛ به عنوان نمونه، مقابله با شایعات از جمله ابزارهای ایجاد آرامش و اطمینان نفس در نیروی نظامی است که باید مد نظر قرار گیرد؛ هم چنین توکل بر خدا و بهره گیری از ابزارهای علمی وعملی و توسل جویی در قالب آموزش های توحید افزا و تاکید بر توحید فعلی مانند مشیت و قضای الهی در پیروزی و شکست(انفال، آیه ۱۷؛ آل عمران، آیه ۱۴۰) و بسترسازی برای نزول امدادهای غیبی(انفال، آیات ۱۰ و ۱۱؛ توبه، آیات ۲۴ و ۲۵) از جمله عوامل و علل آرامش بخش و اطمینان و سکونت آور است که باید به آن ها عنایت ورزید. از نظر قرآن، گاه شهادت همرزمان عاملی برای تضعیف روحیه در برخی از افراد می شود که باید فرماندهان به این نکته توجه داشته باشند.(آل عمران، آیات ۱۲۳ و ۱۲۷)
  2. اتحاد نیروهای نظامی: از دیگر عوامل پیروزی، اتّحاد نیروهاى نظامى مسلمان و پرهیز آنان از نزاع در عرصه نبرد با دشمن است؛ زیرا درگیری و تفرقه میان نیروهای نظامی موجب می شود تا راه نفوذ دشمن باز بماند و شکست و نابودی رقم بخورد.(انفال، آیات ۴۳ تا ۴۶) خدا در آیه ۳۶ سوره توبه از مسلمانان می خواهد تا همگی در جهاد مشارکت داشته باشید چنان که مشرکان و دشمنان این گونه عمل می کنند و همه احزاب با هم متحد شده و علیه اسلام وارد عمل می شوند، پس مومنان نیز باید این گونه باشند تا پیروزی برای مسلمانان رقم بخورد. به سخن دیگر، از خطاب جمعى به مسلمانان چنین استفاده مى‌شود که همه نیروهاى رزمى باید متحدّانه بر ضدّ دشمن نبرد کنند و از هر گونه تفرقه و جدایی پرهیز و اجتناب کنند. (التفسیر الکبیر، فخر رازی، ج ۶ ، ص ۴۴) از نظر قرآن، برای رهایی از هر گونه اختلاف و تفرقه باید تدابیری چندی از سوی فرماندهان به کار گرفته شود که شامل اموری چند است. از جمله مهم ترین آن ها، حفاظت سخت نسبت به توانمندی های دشمن است؛ زیرا رده های پایین در واکنش به توانمندی های دچار ضعف روحیه شده و آرامش روانی خود را از دست می دهند و گاه نزاع و اختلاف در میان آنان بروز می کند. قرآن بیان می کند که اطّلاع یافتن از تعداد افراد و امکانات رزمى دشمن در غزوه بدر، مایه اختلاف نیروهاى نظامى مسلمان شده بود.(انفال، آیه ۴۲؛مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۸۳۹ ؛ الکشف و البیان، ج ۴، ص ۳۶۱) از جمله عوامل تاثیرگذار در اختلاف، بهره مندی از غنایم و جوایزی است. بنابراین، می بایست به گونه ای عمل کرد که عوامل مادی و طمع در بهره مندی از امکانات مادی و مانند آن ها موجب نشود تا اختلاف در میان نیروهای نظامی پدیدار شود.(آل عمران، آیه ۱۵۲؛ التبیان، ج ۳، ص ۱۹؛ الفواتح الالهیه، ج ۱، ص ۱۳۰) خدا در قرآن هشدار می دهد که از هر گونه اختلاف و عوامل ایجادی آنان باید پرهیز شود؛ زیرا اختلاف نیروهاى نظامى با یکدیگر، سبب شکست و از بین رفتن اقتدار آنان می شود.(آل عمران، آیه ۱۵۲؛ انفال، آیات ۴۵ و۴۶)
  3. استعانت از خدا: از دیگر عوامل پیروزی نیروهای نظامی می توان به استعانت از خدا اشاره کرد. نیروهای نظامی هر چند قوی و مقتدر باشند یا اندک و ضعیف می توانند با استعانت از جویی از خدا به اقتداری دست یابند که موجب پیروزی آنان است. از همین روست که آموزه های وحیانی قرآن، استعانت از خداوند را به عنوان عاملى مؤثّر در پیروزى نیروهاى نظامى معرفی می کند و از نیروهای نظامی می خواهد به این عامل توجه و اهتمام داشته باشند.(بقره، آیات ۲۴۹ و ۲۵۰)
  4. استقامت و پایداری: ایستادگی و پایداری در برابر دشمن و فشارهای مضاعف آنان یکی دیگر از مهم ترین عوامل پیروزی نیروهای نظامی است. از نظر قرآن کثرت و قلت هر چند می تواند در پیروزی و شکست مهم باشد، اما عامل اصلی همانا استقامت و ایستادگی در برابر دشمن است. از همین رو، قرآن استقامت نیروهاى نظامى مؤمن در برابر کثرت سپاه دشمن را عاملى مؤثّر در پیروزى دانسته و به آن توجه می دهد.(آل عمران، آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸) قرآن به نیروی نظامی هشدار می دهد تا استقامت ورزند و سستی را کنار بگذارند؛ زیرا سستى نیروهاى نظامى، داراى عواقب سخت براى مردم و شکست آنان می شود.(آل عمران، آیه ۱۵۲؛ انفال، آیات ۴۳ تا ۴۶؛ مائده، آیات ۲۴ تا ۲۶) نیروی نظامی باید هماره استقامت و پایداری را به عنوان اصل اساسی مورد تاکید قرار دهد و بستر وزمینه فرار نیرو از میدان را به صفر برساند و اجازه ندهد که آنان پشت به دشمن کرده و راه گریز را در پیش گیرند؛ در این مساله گاه لازم است تا نیروی خود تهدید و با مجازات های سختی مواجه شود تا فکر فرار به ذهن وی خطور نکند.(انفال، ایات ۱۵ و۱۶؛ بقره، آیه ۲۴۶)
  5. اطاعت از فرماندهی: ولایت پذیری و اطاعت پذیری از فرماندهی از دیگر عوامل کسب پیروزی از سوی نیروی نظامی است. از همین روست که خدا نیروهاى نظامى را موظّف به اطاعت از فرماندهى کرده (بقره، آیه ۲۴۹) و آمادگى کامل و پا در رکاب بودن نیروها را نشانه اطاعت از فرماندهى معرفی می کند(نساء، آیه ۷۱) و با اشاره به داستان جنگ اُحُد ، اطاعت نیروهاى نظامى مجروح در کارزار از فرماندهی را براى نبرد مجدّد با دشمن نمونه ای از اطاعت از فرماندهی در صحنه و میدان نظامی ارزیابی کرده و آن را مورد تاکید قرار می دهد.(آل عمران، آیات ۱۷۲ و ۱۷۳) باید دانست که تخلّف و نافرمانى نیروهاى نظامى از فرماندهى، از عوامل شکست آنان است (آل عمران، آیات ۱۵۲ و ۱۵۳) بنابراین باید اطاعت را به عنوان اصل قرار دهد.
  6. ارزیابی دایمی توان رزمی: از دیگر عوامل پیروزی جداسازی نیروهای توانمند از ناتوان است. بنابراین، برای دست یابی به این مهم باید امتحان و آزمون هایی از نیروهای نظامی به عمل آید. به سخن دیگر، امتحان نیروهاى نظامى، به عنوان وسیله‌اى براى جدا کردن صف ثابت‌قدمان از سست‌عنصران یکی از مهم ترین عوامل در پیروزی نیروی نظامی است؛ زیرا وجود سست عنصران می تواند در فعالیت نیروهای ثابت قدم و توانمند خلل ایجاد کند و موجبات تضعیف نیروی خودی شود.(بقره، آیه ۲۴۹) در همین راستا بازدید همیشگی و سان دیدن از وضعیت و توان نیروهای نظامی و تفقد و دلجویی از رزمندگان نقش اساسی در موفقیت و کامیابی نیروهای نظامی در عملیات دارد؛ بنابراین از وظایف فرماندهان و حاکمان است که این گونه عمل کنند و نیروهای نظامی را در زمان صلح به حال خود رها نکنند؛ چه رسد که در هنگام جنگ به دید و بازدید آن ها نرود.(ص، آیات ۳۰ تا ۳۳)
  7. آگاهی از نقاط قوت و ضعف خودی و دشمن: از دیگر عوامل پیروزی آگاهی فرماندهی از نقاط قوت و ضعف دشمن است؛ زیرا در چنین صورتی می تواند با آگاهی و روحیه فزون تری در میدان وارد و مدیریت کند؛ البته فرماندهی باید تلاش کند تا توان و قوت دشمن را چنان که هست بروز و ظهور ندهد تا روحیه نیروهای خودی تضعیف نشود؛ چنان که خدا در جهادهای پیامبر(ص) نیز نیروهای دشمن را اندک نشان داد تا موجب افزایش روحیه نیروهای خودی و حملات سهمگین به آنان شود و پیروزی را رقم زند.(انفال، آیه ۴۳)
  8. ایمان: ایمان به خدا و قیامت و حقانیت خودی یکی دیگر از عوامل موثر در پیروزی نیروی نظامی در میدان نبرد است. باور به این که خدا با مومنان و نیروی نظامی است می تواند در افزایش روحیه بسیار موثر باشد. قرآن، به نقش مؤثّر ایمان نیروهاى نظامى به خدا و نیز معیت و همراهی خدا توجه داده (انفال، آیه ۱۹) و حتی ایمان و اعتقاد نیروهاى اندک نظامى، را عامل مؤثّر در پیروزى آنان معرفی می کند.(بقره، آیه ۲۴۹)
  9. اجتناب از گناه: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر گونه گناه موجب عذاب دنیوی و اخروی است که باید نیروها از آن اجتناب کنند؛ زیرا گناه موجب تضعیف و کاهش ایمان شده و خطر شکست را افزایش می دهد؛ از همین روست که نیروهای نظامی می بایست به اصل تزکیه و تقوای الهی پای بند باشند و از هر گونه گناه و گرایش به دنیا اجتناب کنند. البته برخی از نیروهای نظامی برای توجیه عدم حضور در جبهه های خاص که در طرف مقابل زنان قرار دارند، به بهانه هایی چون احتمال ابتلا به گناه و وسوسه شدن توسط زنان دشمن توسل می جویند که باید گفت عدم حضور خود فتنه ای بزرگ تر از احتمال افتادن در فتنه وسوسه های زنان دشمن است. به سخن دیگر، نیروی نظامی می بایست چنان خود را تزکیه کند که تحت تاثیر وسوسه های زنان دشمن و اموال مادی دنیا قرار نگیرد؛ اما اگر احتمال فتنه می دهد، نمی تواند به این بهانه از حضور در جهاد سرباز زند.(توبه، آیه ۴۹) در شأن نزول آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله به «جد بن قیس» منافق گفت: یا اباوهب، به جنگ رومیان نمى‌آیى که غنیمت غلام و کنیز بگیرى؟ او پاسخ داد: یا رسول‌اللّه صلی الله علیه و آله همه مى‌دانند که من شیفته زنانم و بیم آن دارم که اگر دختران سرخ و بور رومى را ببینم تاب نیاورم، مرا به فتنه نیفکن و اجازه ماندن در مدینه بده و من کمک مالى مى‌کنم. پیامبر صلی الله علیه و آله از وى روى گرداند. در تفسیر نمونه آمده است: گروهى از مفسران نقل کرده اند هنگامى که پیامبران علیهم السلام مسلمانان را آماده جنگ تبوک مى ساخت و دعوت به حرکت مى کرد یکى از رؤ ساى طائفه بنى سلمه به نام جد بن قیس که در صف منافقان بود خدمت پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلّم آمد و عرض کرد: اگر اجازه دهى من در این میدان جنگ حاضر نشوم؛ زیرا علاقه شدیدى به زنان دارم مخصوصا اگر چشمم به دختران رومى بیفتد ممکن است دل از دست بدهم و مفتون آنها شوم ! و دست از کارزار بکشم ! پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلّم به او اجازه داد. در این موقع آیه فوق نازل شد و عمل آن شخص را محکوم ساخت ، پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلّم رو به گروهى از بنى سلمه کرد و گفت: بزرگ شما کیست ؟ گفتند: جد بن قیس ، ولى او مرد بخیل و ترسوئى است. فرمود: چه دردى بدتر از درد بخل. سپس فرمود: بزرگ شما آن جوان سفید رو بشر بن براء است که مردى است پر سخاوت و گشاده روى.
  10. صبر و شکیبایی: از دیگر عوامل پیروزی صبر و شکیبایی در میدان نبرد و جنگ است. از صبر استقامت بیرون می آید و ظفر و پیروزی نصیب می شود.(انفال، آیات ۶۵ و ۶۶)
  11. ژرف اندیشی و تحلیل عمیق: همان طوری که در میدان عمل باید صبوری ورزید، باید در میدان علم و فقاهت را به کار گرفت تا با تحلیل دقیق و عمیق دشمن بتوان پیروزی را رقم زد. از همین روست که خدا عدم فقاهت و ژرف اندیشی را عامل شکست می داند.(همان)
  12. ایمان به سنت الهی پیروزی اهل حق: از دیگر عوامل موثر در پیروزی، باور و ایمان نیروهای نظامی به سنت الهی پیروزی اهل حق و ایمان بر کفر و شرک است. چنین ایمانی موجب تقویت روحیه و استقامت نیروی نظامی می شود. خدا در قرآن پیروزى نیروهاى نظامى مؤمن و الهى از سنّتهاى خداوند دانسته و بر آن تاکید دارد.(صافات، آیات ۱۷۱ و ۱۷۲؛ فتح، آیات ۲۲ و ۲۳)
  13. ایمان به خدا به عنوان منشای پیروزی: از دیگر عوامل پیروزی نیروی نظامی، ایمان و باور به خدا به عنوان منشای پیروزی است؛ زیرا شکی نیست که هر چیزی در هستی با مشیت و اراده الهی و قضا و قدر اوست.(آل عمران، آیه ۱۲۶؛ انفال، آیات ۱۰ و ۱۷؛ روم، آیات ۲ تا ۵)
  14. شجاعت و فقدان ترس: از دیگر عوامل موثر در پیروزی شجاعت نیروی نظامی و عدم ترس نسبت به دشمنان است.(بقره، آیات ۲۴۹ تا ۲۵۱) قرآن هشدار می دهد که علت تخلف از جنگ و فرماندهی همین ترس از دشمن و فقدان شجاعت در نیروی نظامی است.(بقره، آیه ۲۴۹؛ نساء، آیه ۷۷؛ مائده، آیات ۲۲ و ۲۴؛ احزاب، آیات ۱۰ تا ۱۹؛ حشر، آیه ۲) البته آگاهی نسبت به توانمندی و شمار دشمنان نیز ایجاد ترس و تخلف از میدان موثر است و باید فرماندهان تدبیری را به کار گیرند که قدرت دشمن موجب ترس و وحشت در نیروی نظامی نشود که شکست را به دنبال خواهد داشت.(آل عمران، آیه ۱۳؛ تفسیر قمى، ج ۱، ص ۹۷؛ کنزالدقایق، ج ۳، ص ۴۹؛ مجمع‌البیان، ج ۱ – ۲، ص ۷۰۹؛ تفسیر مقاتل، ج ۲، ص ۱۱۷؛ الکشف و البیان، ج ۴، ص ۳۶۲)
  15. دعا و نیایش: دعا و نیایش به درگاه خدای قهار برای پیروزی از جمله عوامل موثر در آن است. دعا موجب تقویت روحیه نیروی نظامی نیز می شود.(بقره، آیه ۲۵۰؛ آل عمران، آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸؛ انفال، آیات ۹ و ۱۰)
  16. آخرت گرایی: آخرت گرایی مهم ترین عامل در استقامت و شهادت طلبی نیروی نظامی است(توبه، آیه ۵۲؛ بقره، آیه ۲۴۹)) که به طور طبیعی پیروزی را به دنبال خواهد داشت؛ در برابر دنیاطلبى نیروهاى نظامى در میدان جنگ، موجب به خطر افتادن موقعیّت آنان و شکست می شود.(آل عمران، آیه ۱۵۲) از همین روست که خدا نیروی نظامی را به اجتناب از دنیاطلبی فرمان می دهد.(همان؛ نساء، آیه ۹۴) البته دنیاطلبی غیر از بهره گیری از طیبات و حلال دنیا برای کسب آرامش و آسایش نسبی دنیا است. آن چه ممنوع است دنیاطلبی است نه بهره مندی از مواهب طیب و حلال دنیا.(بقره، آیه ۲۰۰)
  17. پاکسازی نیروی نفوذی و منافق: از دیگر عوامل پیروزی وجود نیروهای مومن و دارای استقامت و صبر است؛ زیرا وجود عناصری از جمله منافق، سست ایمان، ترسو و مانند آن ها می تواند عامل شکست باشد. منافقان نه تنها کمکی به پیروزی نمی کنند بلکه عامل تضعیف روحیه و پخش شایعات و جاسوسی و مانند آن ها هستند و بستری را برای شکست جبهه ایمانی فراهم می آورند. بنابر این باید نیروی نظامی را از هرگونه نیروهایی با چنین مشخصات پاکسازی کرد.(توبه، آیات ۴۷ و ۴۸؛ آل عمران، آیه ۱۵۴) شناسایی و پاکسازی نیروهای نفوذی در نیروی نظامی جلوی فتنه گری و جنگ نرم را نیزمی گیرد؛ از این رو، قرآن نفوذ نیروهاى فتنه‌گر در نیروهاى نظامى مسلمان، براى فتنه‌جویى و ایجاد تفرقه را مورد ارزیابی قرار داده و احکام خاصی را برای آن بیان کرده است.(توبه، آیات ۴۵ تا ۴۷)
  18. اجتناب از عجب و خودبرتربینی: از عوامل شکست گرفتاری نیروی نظامی به عجب و خودبرتربینی است که می تواند در تحلیل و برآورد نیروی دشمن خطا را موجب شود و زمینه شکست را فراهم آورد.(توبه، آیه ۲۵) واقع بینی و هوشیاری نسبت به دشمن بسیار مهم و اساسی در پیروزی است.
  19. هوشیاری: هر گونه غفلت نسبت می تواند موجب شکست شود؛ بنابراین نیروی نظامی هماره هوشیاری خود را حفظ کند. از عوامل غفلت می توان به برآورد نادرست از دشمن و گرفتاری عجب در میان نیروی خودی اشاره کرد.(توبه، آیه ۲۵) هم چنین غفلت از دشمن در هنگام انجام اعمال عبادی چون نماز و دعا و نیایش می تواند زمینه ساز شکست باشد. پس هوشیاری در همه احوال، امری لازم و ضروری برای کسب پیروزی و پرهیز از شکست است.(نساء، آیه ۱۰۲) از نظر قرآن، نیروی نظامی هماره باید سر تا پا مسلح باشد و در هیچ شرایطی اسلحه را از خود دور نکند، مگر آن که در شرایط خاصی چون نماز و مرض باشد که در این صورت نیز باید هوشیاری را ازدست ندهد و بخشی به اندازه کفایت در سر پست ها آماده مقابله و دفاع باشند.(همان)
  20. آماده سازی و رزمایش: برگزاری انواع رزمایش ها جهت افزایش توان و ارزیابی آن از سوی فرمانده لازم و ضروری است و باید پیش از هر گونه عملیاتی رزمایش ها و آماده سازی انجام گیرد و نیروی نظامی در اختیار و مطیع فرمانده و دستورهای وی باشد.(بقره، آیه ۲۴۹؛ آل عمران، آیه ۱۲۱؛ انفال، آیه ۶۰)
  21. موقعیت سنجی: ارزیابی موقعیت و تعیین موقعیت مناسب برای حمله و دفاع از دیگر وظایف فرماندهی است که در پیروزی نیروی نظامی نقش اساسی و موثری دارد.(آل عمران، آیات ۱۲۱ تا ۱۲۴؛ انفال، آیات ۴۱ و۴۲)
  22. نظم و انضباط: از دیگر عوامل موثر در پیروزی نظم و انضباط است. حرکت منظّم و یکپارچه و بر اساس دستور، از وظایف نیروهاى نظامى مؤمن است تا پیروزی تضمین شود(نساء، آیه ۷۱) از نظر قرآن، نظم نیروهاى نظامى در میدان نبرد و جهاد، امرى پسندیده و وظیفه‌اى برعهده همه حاضران و مجاهدان بوده و تخلف جایز نیست(صف، آیه ۳) این نظم باید در همه ارکان جاری باشد و حتی نیروی نظامی در مرخصی باید مراعات نظم را بکند. به سخن دیگر، نظم و برنامه در سپاه اسلام، در امر مرخصى افراد نیز باید مشهود باشد و کسی بدون اجازه به مرخصی نرود و بیش از مدت مشخص در مرخصی نباشد.(احزاب، آیه ۱۳)
  23. ممنوعیت اسارت در اوج نبرد: از دیگر عوامل پیروزی می توان به کشتن دشمن در هنگام نبرد و عدم اسیرگری در بحبوحه آن است. اسارت زمانی است که دشمن شکست خورده و در حال گریز است و توان مقابله را از دست داده است.(محمد، آیه ۴)
  24. فراهم آوری تجهیزات و نفرات اساسی: از دیگر عوامل موثر در پیروزی بهره مندی از تجهیزات مناسب و نفرات متخصص متعهد از پیاده و سوار نظام و مانند آن ها است که مهارت های خاص خود را دارا هستند.(انفال، آیه ۹۰) اصولا فرماندهی برای هر جنگی و هر عملیاتی باید اسباب مناسب را بشناسد و با توجه به موقعیت و نیازهای مکانی و زمانی از اسباب مناسب بهره برد.(کهف، آیات ۸۲ تا ۸۲)
  25. نیروی مقتدر و قدرتمند: از دیگر عوامل پیروزی افزون بر تجهیزات نفراتی است که از قدرت و توان رزمی بالایی برخوردار و از آمادگی لازم بهره مند باشند. در اختیار داشتن نیروهاى نظامى قدرتمند، ابزارى محورى در مقابله با تهدیدات دشمن و پیروزی بر آنان است.(انفال، ایه ۶۰؛ نمل، آیات ۳۲ تا ۳۷)

آن چه بیان شد تنها گوشه ای از ابعاد مسایل نظامی در آموزه های وحیانی قرآن است. از آن جایی که بیان همه ابعاد بیرون از حوصله این مقاله است به همین میزان بسنده می شود.