نیرنگبازان در کمین انسان

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

توده های مردم به سبب شناخت و معرفت اندک و ناتوانی در تحلیل و چرایی رخدادها، هماره در خطر سوء استفاده از سوی دیگران هستند. این گونه است که به سادگی با تجربه ناقصی چون مارگزیدگی، از هر چه ریسمان سیاه و سفید می ترسند و کنش ها و واکنش های آنان در سایه چنین تجربیاتی از حالت تعادل و عقلانیت خارج می شود و خوف و هراس فزآینده آنان را از کنش و واکنش های مناسب و متناسب باز می دارد؛ چنان که همین توده های مردم، به سادگی در دام وعده ها، سوگندها و محبت های دروغین گرفتار می شوند و عنان اختیار از کف داده و حتی دستی دوستی به سوی دشمنان مکار و نیرنگباز خویش دراز می کنند؛ چنان که در طول تاریخ به سبب همین عوامل، امت های بسیاری گرفتار مستکبران و ظالمانی شده اند که با مکر، کید و نیرنگ خویش توده های مردم را فریفتند و بر گرده آنان سوار شدند.

در سالیان پس از انقلاب اسلامی نیز بارها دیده شده که چگونه مکاران و نیرنگبازان، اهداف استکباری و ظالمانه خویش را به نام توده های مردم تحمیل کردند و سوار بر موج هیجانات، اهداف خیانت بار خویش را تحقق بخشیدند. درنگ و تامل و تأنّی در شیوه ها و مصادیق جزیی مکر و کید نیرنگبازان می تواند دست کم یادآور تجربیات تلخی شود که عبرت آموز باشد و توصیه های خردمندان مورد توجه توده های مردم قرار گیرد تا بار دیگر در دام نیرنگبازان نیافتند و به خود و اهداف انسانی امت ضربه نزنند.

مصادیقی از شیوه ها و روش های مکاران در تاریخ

در آیات و روایات اسلامی می توان موارد بسیاری را یافت که نیرنگبازان برای بهره کشی از سادگی توده های مردم و سوار شدن بر آنان در سایه هیجان آفرینی دروغین، از آن سود برده اند. این افراد با بیان مطالب زیبا و سخنان تحریک آمیز تلاش می کنند تا مقاصد شوم را در زر ورقی از حقانیت به خورد مردم دهند و آنان را همراه خویش سازند تا این گونه بتوانند مقاصد باطل را به دست توده های مردم تحقق بخشند.

امیرمومنان امام علی(ع) در این باره به توده های مردم امت مسلمان هشدار می دهد که دشمنان هماره از شیوه « کَلِمَهُ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ»(نهج البلاغه، حکمت ۱۸۹) استفاده می کنند، یعنی سخن حقی را برای مقاصد و اهداف باطلی به کار می گیرند. چنان که امروز با شعار «حقوق بشر» یا «حقوق شهروندی» مردم هیجان زده را به سمت و سویی می برند که بتوانند مفاسد اقتصادی و غارت از بیت المال را نهان کنند. دشمنان نیز در سطح جامعه جهانی با ایجاد اسلام هراسی و ایران هراسی تلاش می کنند تا حقیقت مطالبات به حق مردم ایران در سطح منطقه ای و جهانی را واژگونه جلوه دهند. در این میان برخی از امت اسلام، با بهره گیری از هیجانات بر آمده از مشکلات فراوان امت اسلام که ریشه در همان ظلم و ستم استکبار جهانی دارد، هم کیشان مسلمان خویش را متهم می کنند که بستر عقب افتادگی امت شده اند. این گونه است که لبه تیز دشمنی به جای آن که به سمت و سوی دشمنان حقیقی یهودی – مسیحی باشد به سمت مومنان و مسلمانان نشانه می رود و مثلث شوم غربی، عبری و عربی از مستکبران مسیحی و صهیونیزم یهودی و جاهلیت عربی شکل می گیرد که هم نوع کشی را سر فصل اهداف خویش قرار داده و توده های امت اسلام را از دشمن اصلی غافل ساخته اند.

برخی از شیوه ها و روش ها و مصادیقی که مکاران و نیرنگبازان برای همراه سازی توده های مردم با اهداف شوم وپلید خویش به کار می گیرند، عبارتند از :

  1. اشرافیت علیه حقانیت: خدا در آموزه های قرآنی بیان می کند که یکی از اصلی ترین دشمنان امت اسلام در طول تاریخ بشریت، اشرافیتی است که بر پایه جهالت علمی و عملی مردم، ثروت و قدرتی را اندوخته اند. اینان نمی توانند نسبت به برنامه های قسطی و عدالت خواهانه پیامبران و مومنان سکوت کنند؛ زیرا قدرت یابی پیامبران و مومنان جز به معنای مطالبه گری مردم از حق و حقوق خویش نیست؛ زیرا وقتی توده های مردم نسبت به حق خویش آگاه شوند مطالبه گری کرد و سهم خواهی خواهند داشت. بنابراین، اشرافیتی که علیه حقانیت است، برای جلوگیری از رسیدن سخنان حق پیامبران به گوش توده های مردم، انواع و اقسام مکر و نیرنگ را به کار می گیرند تا اجازه ندهند حق شنیده و دیده شود و توده های مردم خواستار اقامه سهم و مطالبات برحق خویش باشند. از جمله مکرهایی که این طبقه اجتماعی علیه حقانیت به کار می گیرد، گسترش جرم و جنایت و ایجاد بدبینی و ناتوانی در میان مومنان و توده های مردم است تا جایی که توده های مردم گمان کنند که اوضاع پیش از آمدن پیامبران و مومنان و دولت ولایی اسلامی بهتر بوده است. این گونه نه تنها مقبولیت پیامبران و نظام های سیاسی و اجتماعی آنان را از میان می برند، بلکه از آنان سلب مشروعیت سیاسی می کنند تا این گونه نظام جاهلی باقی بماند یا دوباره بر پا شود. بنابراین، توده های مردم می بایست مواظب گسترش جرم و جنایتی باشد که اشرافیت داخلی یا اشرافیت خارجی جهانی تلاش می کند تا با گسترش آن نومیدی را در جان توده های مردم ایجاد کرده و برانگیزاند و مردم را نسبت به پیامبران و حتی حقانیت آنان دچار شک علمی وتردید عملی نمایند.(انعام، آیات ۱۲۳ و۱۲۴) خدا بیان می کند که این شیوه مکر و نیرنگ را دربار شاهی فرعونیان ظالم و مستکبر در پیش گرفتند تا جایی که امت حضرت موسی(ع) در برابر ایشان ایستادند و گفتند: قَالُوا أُوذِینَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا؛ قوم موسى گفتند: پیش از آنکه تو نزد ما بیایى و حتى بعد از آنکه به سوى ما آمدى مورد آزار قرار گرفتیم.(اعراف، آیه ۱۲۹)
  2. سست ایمان ها علیه حقانیت و شریعت: یکی از مشکلات امت ها در طول تاریخ، حاکمیت اکثریتی است که می بایست آنان را سست ایمان ها دانست که ممکن است در اسلام از همه پیشی گرفته و پیشگام باشند، ولی هرگز در ایمان تقدم و تقرب نداشته اند. اینان بزرگ ترین ضربه و زیان را به امت اسلام وارد کرده و می کنند. از آن جایی که اکثریت امت را همین افراد تشکیل می دهند، غلبه و چیرگی نیز با آنان هستند. در حقیقت همین افراد هستند که فرهنگ عمومی جامعه را می سازند و گفتمان حاکم بر امت نیز از دل همین اکثریت بیرون می آید تا جایی که اگر کسی بر خلاف روش و شیوه آنان عمل کند به چشم می آید و شناخته و رسوا شده و حتی از اجتماع طرد می شود؛ زیرا گویی آن اقلیت ناحق است و اکثریت بر حق. این نوع تحرکات موجب می شود که هماره حق در محدودیت شدید باشد و گفتمان حاکم از چنان سلطه ای برخوردار است که حق جویان به کنار می روند یا به حاشیه رانده می شوند. خدا در قرآن بیان می کند که اصحاب سبت از جمله کسانی بودند که حاکمیت گفتمانی را در میان امت موسی(ع) در اختیار داشتند، این افراد نسبت به حاکمیت برخی از قوانین شرعی اعتراض داشتند. از این روست که به دور زدن قوانین و احکام اسلامی پرداختند تا قانون و شریعت سست شود و آنان بتوانند مقاصد ظالمانه و مفاسد اقتصادی خویش را مشروع جلوه دهند و با شریعت سازی دروغین در چارچوب مشابه سازی و متشابه سازی و مانند آن ها اسلام حقیقی را از میدان بیرون رانند. این شیوه نیرنگ و مکری است که اصحاب سبت در باره شریعت و قانون اسلامی به کار گرفتند.(اعراف، آیه ۱۶۳) این حاکمیت گفتمانی تا جایی بود که تنها اندکی از حق طلبان به مخالفت با اصحاب سبتی پرداختند که شریعت و قانون را خوار و از کار انداخته بودند و حتی بسیاری از امت برای رهایی از فشار گفتمانی حاکم بر اجتماع طریقت سکوت و خاموشی و عدم اعتراض را در پیش گرفتند و حتی این دسته نسبت به آمران به معروف و ناهیان از منکر اعتراض داشتند که چرا شما هم سکوت و خاموشی را در پیش نمی گیرید تا از فشار اکثریت در امان بمانید و کم تر مورد اذیت و آزار اصحاب سبت قانون شکن باشید؟(اعراف، آیات ۱۶۳ تا ۱۶۸) البته حاکمیت جاهلیت سست ایمان ها محدود به حوزه شریعت نبوده و مکر و کید آنان حتی به حوزه عقاید نیز کشیده شده بود؛ زیرا اکثریت جامعه موسی(ع) از کسانی بودند که در عقاید سست بودند و حتی خواهان بازگشت به بت پرستی و گوساله پرستی شدند که در نهایت چنین مکر و کیدی نیز به نتیجه رسید و در نهایت پس از مدتی اندک امت موسی(ع) که خواهان بت پرستی بودند(اعراف، آیه ۱۳۸)، در یک تغییر فکری و رفتاری به گوساله پرستی رسیدند. بر اساس آیات قرآنی، مکر و نیرنگی که سامری برای حمایت اکثریت از گوساله پرستی استفاده کرد، یک نیرنگ ساده و پیش پا افتاده با بهره گیری از بصیرت شیطانی بود که نسبت به ملکوت به دست آورده بود(طه، آیات ۸۷ تا ۹۸)؛ زیرا سامرى به حیله‌هایى دست یافته بود که مى‌توانست مجسّمه حیوان صدادار بسازد. (تفسیر التحریر والتنویر، ج ۸ ، جزء ۱۶، ص ۲۹۶) امروز نیز سامری ها با استفاده از انواع و اقسام ابزارها از جمله صنعت سینما بر آن هستند تا افکار و اندیشه های توده های مردم را با خود همراه سازند و فضای گفتمانی ایجاد کنند که حق و حقیقت در آن گم می شود. در این میان بخش سست ایمان جامعه که اکثریت را تشکیل می دهند می توانند با همراهی با مکاران و نیرنگبازان فشار مضاعفی را بر امت حق جو و عدالت محور وارد سازند و آنان را از گردونه حذف نمایند؛ چنان که این گونه سامری حضرت هارون(ع) خلیفه موسی(ع) را کنار زد و او را در شرایطی قرار داد که گوشه نشینی اختیار کند(اعراف، آیه ۱۵۰)؛ هم چنین امت اسلام پس از پیامبر(ص) با امیرمومنان امام علی(ع) خلیفه و هارون پیامبر(ص) چنین کردند.(همان، روایات تفسیری ذیل آیه)
  3. گام های آهسته تغییرات منفی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر گونه تغییرات اجتماعی منوط به تغییر روان اکثریت اجتماع است؛ این تغییرات می تواند با تغییرات مثبت روانی و حق طلبانه امت همراه باشد یا با تغییرات منفی که پیامد آن تغییرات نابودگرایانه در اجتماع است.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳) خدا در قرآن هشدار می دهد که تغییرات منفی اجتماعی که موجب کساد رونق اقتصادی و فروپاشی اجتماع و نهادهای آن می شود، در گرو و رهن تغییرات منفی است که در روان و جانهای امت و اجتماع پدیدار می شود.(همان) البته در این میان نمی بایست از مکر و کید شیاطین جنی و انسی غافل ماند؛ زیرا شیاطین که دست پرورده ابلیس این دشمن سوگند خورده انسان است، تلاش می کنند تا گام به گام اخلاق نیک مردم را به اخلاق بد تبدیل کرده و آنان را در مسیر تغییرات هنجارشکنانه اجتماعی قرار دهند. از همین روست که نمی بایست از کید و مکر ابلیس غافل بود.(نور، آیه ۲۱؛ بقره، آیات ۱۶۸ و ۲۰۸؛ انعام، آیه ۱۴۲) البته با آن که ابلیس اهل مکر و کید و نیرنگ است، ولی کید و مکر او سست است و به سادگی انسان می تواند آن را دفع و رفع کند، به شرط آن که بخواهد.(نساء، آیه ۷۶) امروز شیاطین جنی و انسی با ابزارهای گوناگون از جمله رسانه ها تلاش می کنند تا مردم را گام به گام از ارزش ها و هنجارها به سوی ضد ارزش ها و نابهنجارهای بکشانند و عقاید و اعتقادات آنان را سست کرده و در میدان عمل اجتماعی آنان را نسبت به شریعت و التزام به آن باز دارند.
  4. بهره گیری از مسایل جنسی: در طول تاریخ بشریت بهره گیری از شهوت به عنوان مهم ترین ابزار سلطه بر انسان مورد استفاده دشمنان جنی و انسی بوده است. از آن جایی که قدرت و غضب مردان تحت سلطه شهوت از کار می افتد، زنان به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای کید و مکر شیاطین در دستور کار بوده و هست. زنان به سبب تجلیات جمالی می توانند به سادگی ابرقدرتمندان را به زیر در آورند و آنان را به سمت و سویی سوق دهند که خواسته هایشان اقتضا می کند. از آن جایی که شهوت مهم ترین و اصلی ترین ابزار سلطه شیطانی است، بهره گیری از زنان در دستور کار نیرنگبازان است تا این گونه اهداف پلید خویش را جامه عمل بپوشانند. از نظر قرآن، مراوده (یوسف، آیات ۲۳ و ۲۶ و ۳۲ و ۵۱) از جمله شیوه های مکارانه زنان برای سلطه بر مردان است. هم چنین بهره گیری از صوت و لحن دلنشین و دلربا (احزاب، آیه ۳۲) یا جاذبه های جسنی زنانه و اظهار و آشکار سازی آن(احزاب، آیه ۵۹؛ نور، آیه ۳۱) از دیگر ابزارهای کید و مکر زنان است. مجموعه ابزارهایی که زنان برای مکر و کید در اختیار دارند بسیار است. از همین روست که نسبت کید زنانه از کید شیطان بسیار قوی تر و اساسی تر است تا جایی که خدا کید شیطان را «ضعیف»(نساء، آیه ۷۶) و کید زنان را «عظیم» (یوسف، آیه ۲۸) و حتی خدا حیله و افسون زنان، داراى کششى شدید دانسته است.(یوسف، آیه ۳۳) امروز در جهان، دولت های استکباری و شیطانی با استفاده از جاذبه های زنان از مکر ایشان برای سلطه بر جوامع دیگر بهره می گیرند و بخش اعظم از ابزارهای سلطه در شکل جنگ نرم رسانه ای در حوزه شهوت جنسی ساماندهی و به کار گرفته می شود.
  5. تزیین ضد ارزشها: از شیوه های دیگر مکر نیرنگبازان در طول تاریخ تزیین و زینت ضد ارزش ها و بدکاری ها است تا جایی که جایگزین و بدل ارزش ها و هنجارها شود. دستگاه استکباری و شیطانی با بهره گیری از همه ابزارهای درست و نادرست و سالم و ناسالم تلاش می کند تا کارهای زشت و نابهنجار را به عنوان زیبا و هنجار و ارزشی جلوه دهد و این گونه مردم را به سمت و سویی سوق دهد که تغییرات رفتاری آنان در حوزه های زشتکاری به چشم نیاید یا حتی زیبا جلوه کند.(غافر، آیه ۳۷) امروز نیز گفتمان شیطانی استکباری بر آن است تا بدحجابی، ازدواج سفید، زنا، سگ بازی، هر امر ضد هنجاری و ضد ارزشی را به عنوان یک امر نیک و ارزشی جلوه دهد و مردمان را با تزیین گری باطل خویش به آن سمت و سو بکشانند. خدا در قرآن بیان می کند که انسان نمی بایست گول ظاهر زیبا چیزها را بخورد؛ زیرا همان طوری که محتوای زشت را سخنان زیبا و دلنشین می ریزند(انعام، آیه ۱۱۲)؛ زیرا وحى برخى شیاطین به دیگران، پنهان کردن مکر و نیرنگ است تا این گونه بتوانند به اهداف خویش برسند. (المیزان، ج ۷، ص ۳۲۱) البته این رویه و شیوه اختصاص به حوزه گفتار و زبان ندارد، بلکه در امور دیگر نیز تزیین گری شیطان می تواند مردم را به ناکجاآباد و گمراهی بکشاند.
  6. متهم در جایگاه مدعی: از دیگر شیوه های مکر و نیرنگ شیطانی می توان به این شیوه اشاره کرد که شخص متهم خود را در جایگاه مدعی قرار دهد. گویند کسی به خانه بهلول رفت. وقتی بهلول متوجه شد دنبال دزد کرد و فریاد «آی دزد» برآورد تا مردم به یاری او بشتابند. وقتی مردم گرد آمدند و در سیاهی شب دنبال دزد کردند، دزد خود به درون مردمان در آمد و با آنان هم صدا «آی دزد» بر آورد. از نظر قرآن، دزدان حرفه ای اجتماع که دزد ایمان آنان هستند، ممکن است در مکر و نیرنگی خویش، خود را از جایگاه متهم به جایگاهی مدعی در آورند و این گونه مردم فریبی کنند(بقره، آیه ۷۲)؛ زیرا در روایت است که امام صادق (علیه السلام) فرمود: یکى از افراد فاسق بنى‌اسرائیل پسر عموى عالم و نیکوکار خود را به صورت پنهانى کشت و بعد به دنبال قاتل مى‌گشت.(تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۸۸ ، ح ۲۴۰)