نگره قرآن به نابهنجاری بدگمانی

samamosگمان و بدگمانی در جامعه به عنوان نابهنجاری رفتاری از نظر عموم مردم ناپسند و مذموم است. بسیاری از مردم خود گرفتار گمان های روا و یا ناروا هستند و بر اساس آن زندگی خود را سامان می دهند با این همه از نظر همین بیشتری گمان تکیه گاه مطمئن و آرامش بخشی برای رفتار نیست. به سخنی هر چند که رفتارهای مردم و هم چنین کنش ها و واکنش های ایشان در بسیاری از موارد بر بنیاد و پایه ظن و گمان نهاده می شود ولی خود نسبت به آن احساس خوشی ندارند و دوست می دارند که رفتارهایشان دست کم بر علم عرفی یعنی اطمینان نهاده شود هر چند که قطع و یقین مطلوب همگی است.

نگرش منفی عموم مردم به ظن و گمان بر این پایه استوار است که در بسیاری از موارد و یا اغلب مصادیقی که مردم بر اساس آن عمل و رفتار کرده اند با مشکل و دشواری مواجه و رو به رو شده اند و مشکلات عدیده ای برای خود و دیگری آفریده اند.

از نظر آموزه های قرآنی گمان و ظن در مواردی چند در حوزه حرمت و تابوهای اخلاقی قرار می گیرد و این حکم در بسیاری از مواردش مبتنی برحکم عقل مستقل و یا حکم عقلایی و سیره و عرف عملی مردمان می باشد؛ زیرا احکام قرآنی در مواردی مبتنی بر احکام مستقل عقل می باشد که از آن به احکام امضایی یاد می شود و آن مواردی را شامل می شود که عقل و فطرت سالم بشر و یا سیره و عرف خردمندان امری را پسندیده و یا ناپسند می شمارند و آموزه های وحیانی شریعت نیز چون بر پایه فطرت است آن را امضا و تایید کرده و به شکل قانون شرعی حرمت و یا واجب در می آورد. ازجمله این موارد امضایی می توان به بدگمانی و سوء ظن اشاره کرد که امری ناپسند عرفی و عقلی و از نظر شریعت در حوزه احکام تحریمی قرار می گیرد و برای آن مجازات و تنبیهاتی قانونی و عذاب های دنیوی و اخروی و هم چنین مادی و معنوی در نظر گرفته شده است.

از آن جایی که شناخت هر مساله می تواند تاثیر خوبی در رفتارهای آدمی به جا گذارد دراین نوشتار تلاش بر آن است تا با بازخوانی تحلیل قرآن از این مساله و بیان آثار و پیامدهای آن، رفتار فردی و اجتماعی خود را در مسیر تکاملی قرار دهیم.

چیستی ظن و گمان

ظن که در زبان سره فارسی از آن به گمان یاد می شود حالتی از حالت های انسانی است که در میانه وهم و جزم قرار می گیرد. از این روست که از آن به حالت میانه یا پنجاه پنجاه بی هر گونه مرجحی برای تغلیب یکی از دو جانب تعبیر می شود.

راغب اصفهانی از علمای بزرگ حوزه زبان شناسی و فقه اللغه افزون بر بیان معنای واژه ظن به تعریف علمی آن به ویژه بر مبنای کلام اسلامی توجه دارد. وی می کوشد تا از منظر قرآن واژه ها را معنا کند. ازاین روست که وی را می توان یکی از بزرگان و پیشگامان عرصه تفسیر واژگانی قرآن به قرآن معرفی کرد. وی بر همین اساس به کاربردهای قرآنی هر واژه اهتمام ویژه ای مبذول می دارد و کتاب مفردات الفاظ القران وی یکی از گنجینه های گران بهایی تفسیری به شمار می آید. وی در تعریف هر واژه هر چند که نگاهی به کاربردهای عرف عرب و اعراب دارد ولی هرگز بی نظر به کاربردهای مفهومی آن در قرآن به تعریف واژه نمی پردازد. از این روست که می توان مدعی شد که وی واژگان را در این کتاب بر اساس مفاهیم برخاسته از آیات و کاربردهای آن در قرآن تفسیر و تعریف و یا بیان می کند.

وی در تفسیر و تعریف ظن می نویسد: ظن چیزی و یا حالتی است که از اماره و نشانه ای حاصل می شود که اگر این نشانه و اماره قوی شود به یقین منجر می شود و اگر ضعیف و سست شود در حد وهم می ماند و از آن تجاوز نمی کند.( مفردات ص ۵۳۹ ذیل واژه ظن)

دهخدا در لغت نامه خویش ، ظن را به حد فاصل میان یقین و وهم تعبیر می کند و می نوسد که که ظن طف راجح از دو طرف اعتقاد غیر جازم است.( لغت نامه ج ۹ ص ۱۳۷۹۱)

در قرآن این مفهوم یعنی حد فاصل میان یقین و وهم با واژگانی چند چون ظن و حسب و زغم بیان می شود هر چند که تفاوت های لطیف و معناداری میان هر یک از آن ها به سبب ریشه ایجادی و آثار و کارکردهای آن وجود دارد که در کتب فقه اللغه ویا مقایس اللغه و آثار دیگر تحلیل واژگانی بیان شده است.

احکام شرعی ظن

ظن و گمان از نظر قرآن به دو دسته تقسیم می شود که با توجه به موقعیت و کاربردهای آن از نظر شرعی حکم خاصی می یابد.

در احکام الهی پیروی از ظن که از آن به ظن غیر معتبر یاد می شود امری مذموم وناپسند است و از این رو از نظر قانونی درحوزه احکامی تحریمی قرار می گیرد و پیروی از ظن غیر معتبر حرام دانسته شده است.(انعام آیات ۱۱۶ تا ۱۱۹) این وضعیت نسبت به امور اعتقادی و بنیاد گذاشتن بینش ها و نگرش ها بر آن تشدید می شود و هر گونه بینانگذاری بینش ها ، نگرش ها، باورهای ایمانی بر پایه ظن و گمان حرام شمرده شده است.

آیات ۷۸ سوره بقره و ۱۰۰ و ۱۱۶ و ۱۴۸ سوره انعام و نیز ۳۵ و ۳۶ و ۶۶ سوره یونس و هم چنین آیه ۲۰ زخرف و آیات چندی دیگر بر این مساله تاکید دارند که در امور اعتقادی همانند اصول دین که بینش ها و نگرش ها و باورهای آدمی را می سازد و رفتارهای او را سامان می دهد نمی بایست ( حرام است) که بر پایه ظن و گمان بنیاد نهاده شود. از این روست که در رساله های عملی همه فقیهان از وجوب باورها و حرمت تقلید در حوزه ایمانی و اصول دین سخن به میان آمده است.

مساله پیروی از گمان بد و ظن ناروا به سبب آثار سوء در جامعه تشدید می شود و حرمت آن به شکل بازخواست در دنیا و آخرت و تهدید به عذاب های سخت اخروی خود را نشان می دهد که در ادامه این نوشتار به آن پرداخته می شود و در همین جا تنها به این نکته اشاره می شود که آیات ۱۲ سوره نور و حجرات بر وجوب پرهیز از گمان بد نسبت به دیگران حکم می کند و آن را عامل واگرایی اجتماعی می شمارد.

علامه طباطبایی در صفحه ۳۲ مجلد ۱۸ تفسیر المیزان با اشاره به آیه حجرات می فرماید که مقصود از ظن در آیه پرهیز از ظن مطلق نیست بلکه مراد پرهیز از مثل بدگمانی و سوء الظن است که آثار بدی را به دنبال دارد. وی آن گه به گمان خوب نیز اشاره می کند و می نویسد که ظن وگمان خوب نسبت به دیگری امری مطلوب و پسندیده است. همین معنا را شیخ طوسی جامع البیان در صفحه ۸۵ از مجلد ۱۳ اشاره می کند. بر این اساس می توان گفت که ظن خوب نسبت به دیگری که همان مثبت نگری در حوزه عمل اجتماعی است به سبب آن که واگرایی و همدلی را در میان افراد جامعه افزایش می دهد امری مطلوب و پسندیده شمرده شده است و به نظر شیخ طبرسی در مجمع البیان با اشاره به آیه ۱۲ سوره حجرات که می فرماید: یا ایها الذین آمنو اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری از گمان ها پرهیز و اجتناب ورزید که برخی از گمان ها اثم وگناه هستند ، نتیجه می گیرد که نه تنها برخی از گمان ها خوب و مطلوب است بلکه می توان گفت که برخی از گمان ها از جمله گمان های خوب و مثبت به دیگری امری واجب و لازم است.( مجمع البیان ج ۹ و ۱۰ ص ۲۰۵)

به سخن دیگر از آن جایی که مثبت نگری و تصحیح اعمال دیگران و حمل کردن آن بر پسندیده ها و هنجارها موجب همدلی و همگرایی می شود خداوند لازم دانسته است که مردم نسبت به یک دیگر گمان روا و خوب برند و رفتارهای دیگری را در حد مقبول و روا بر امور نیک و خیر و پسندیده بار کنند و به توجیه رفتارها بپردازند. به عبارت دیگر اگر شخصی عملی انجام داد که اماره ای وجود دارد که می توان گفت مراد و منظور وی از آن عمل و کار خیر و پسندیده بوده است می بایست آن را مرجح قرار داد و کارش را بر امر پسندیده حمل کرد. این گونه است که گمان خیر بردن به دیگری و اعمالش می توان همدلی و وفاق اجتماعی را افزایش دهد و از واگرایی و تنش های اجتماعی بکاهد.

بر این اساس است که قران برای متهم کردن دیگری به کاری ناروا و داوری علیه مومن تنها بر اساس ظن و گمان را می پذیرد و در آیات ۱۱ تا ۱۵ سوره نور مبنا قراردادن ظن را برای داوری مردود می شمارد. خداوند در آیه ۳۶ سوره یونس و نیز ۲۸ سوره نجم ازمردمان می خواهد تا ظن و گمان را جایگزین علم و قطع نکنند و آن را مبنای داوری قرار ندهند.

آثار و کارکردها

خداوند در آیات چندی به کارکردهای منفی و زیانبار پیروی از ظن و گمان اشاره می کند و می فرماید که چنین رویکردی نسبت به ظن می تواند موجبات ضلالت و گمراهی شخص را فراهم آورد و از راه خدا و مستقیم باز داشته و به سوی کژراهی سوق دهد.(انعام آیه ۱۱۶) در حقیقت کسی که از ظن و گمان پیروی می کند تحت تاثیر آن نمی تواند حقیقت را چنان که هست درک کند و به آرامش و اطمینان قلبی دست یابد. (نجم آیه ۲۳)

در روان شناسی اجتماعی بیان می شود که چگونه پیروی از ظن می تواند بینش ها و نگرش های غیر منفی را در انسان ایجاد کند. بسیار اتفاق می افتد که در زمان بلوغ و رشد نگرشی نوجوانان را عدم دریافت پاسخ های قطعی و یقینی دریچه شک خویش را می بندند و بر پایه ظن وگمان نگرش خویش را می سازند که در آینده دچار بحران بنیادین می شوند. به این معنا که می بایست در نوجوانی زمانی که شخص در بحران هویت قرار می گیرد و می کوشد تا موقعیت خود را در جهان بیابد و بنیاد بینشی و نگرشی خویش را پی ریزی کند به علل و اسبابی آن را سرکوب کرده و به شکل گمان ها و ظن ها بنیاد سستی را پی می افکند که تا ثریای وجودش دیوار و شاکله وجودی اش کژ می رود و هر گز راست نمی شود؛ زیرا فروریختن کژدیوار اعتقادی و بینشی و نگرشی دشوارتر است ؛ چون می بایست نخست دیوار محکم و غیر قابل نفوذی را فرو ریخت و آنگاه بر آن دیواری از اعتقاد راستین را پی ریخت که دشواری آن بر اهل فن پوشیده نیست. از این روست که می فرماید اعتقاد را بر گمان نمی بایست پی ریخت.

مساله اطمینان یعنی دست یابی به آرامش اعتقادی تنها از راه قطع و یقین نظری حاصل نمی شود از این روست که در مساله ایمان ابراهیمی تا زمانی که ایشان به ملکوت دست نیافت سخن از علم نظری و هم چنین اعتقاد و باوری است که از آن به اطمینان یاد نمی شود. دست یابی اطمینان از راه های مختلفی تحقق می یابد که از ان جمله می توان به مشاهده عینی حتی با چشم سر اشاره کرد. حضرت ابراهیم(ع) با آن که اعتقاد و باور عقلی به معاد جسمانی داشت ولی برای دست یابی به اطمینان قلبی که باور احساسی و عاطفی و کامل است به علم حسی و مشاهده ای توجه می یابد و از خداوند می خواهد تا برای رهایی از بحران قلبی و شک دل راهی به او نشان دهد . خداوند نیز دستورمی دهدکه پرندگانی را گرفته و کشته و قطعه قطعه کند و آن گاه آن ها را به هم آمیزد و سپس بخواند تا دوباره آن چه از میان رفته به هم برآید و پرنده شود. این گونه است که مشاهده حسی راهی برای دست یابی به اطمینان قلبی دانسته شده و راهی برای فرار و گریز از ظن و گمان و یا شک دل و قلب شمرده شده است.

اگر آن حضرت به قصد دست یابی به اطمینان از خداوند راهکاری مشاهده ای نمی خواست در همان حالت شک و گمان دل می ماند هر چند که ازنظر عقلی و نظری در مقام قطع و یقین بوده است. از این روست که خداوند در آیه ۳۶ سوره یونس و ۲۸ سوره نجم پیروی از گمان و ظن وباقی ماندن بر آن را عامل مهمی در محرومیت آدمی از دست یابی به حق و حقیقت بر می شمارد.

به سخن دیگر اگر انسان بینش و نگرش خویش را بر پایه ظن و گمان پایه ریزی کند در نهایت هر گز به حق و حقانیت نمی رسد و می بایست همانند حضرت ابراهیم (ع) عمل کند و راهی برای دست یابی به حقانیت و اطمینان دل پیدا کند. این مساله امری اختصاصی در امور دینی نیست بلکه در هر مساله ای می بایست از راه هایی بهره برد که حقانیت را آشکار و حقیقت را به دست آدمی برساند.

اگر از این روش بهره نبرد و هم چنان بر ظن و گمان باقی ماند در نهایت در پایان کار هم خود را سرزنش می کند و هم زمینه برای سرزنش و نکوهش دیگران و حتی خدا را برای خود فراهم می آورد.

خداونددرآیه ۳۵ و ۳۶ سوره یونس و ۲۷ و ۲۸ سوره نجم پیروی از ظن درمسایل اعتقادی را یکی از موجبات سرزنش می شمارد و در آیه ۲۳ سوره نجم به آدمی هشدار می دهد که اگر بر پایه ظن و گمان بینش و نگرش خویش را بنیاد نهد در هنگام آشکار شدن حقیقت خود را سرزنش خواهد کرد وزمینه سرزنش و نکوهش الهی را فراهم آورد.

گمان خوب و بد گمانی

جامعه برتر قرآنی اسلامی جامعه ای است که بر مبنای مثبت نگری بنیاد نهاده شده است. خداوند در آیه ۱۲ سوره نور مومنان جامعه اسلامی را موظف و مکلف می کند که نسبت به یک دیگر حسن ظن داشته و گمان های خوب برند و رفتارها و اعمال یک دیگر را بر وجه درست و صحیح آن بار کنند.

در آیات ۱۱ و ۱۲ همین سوره خداوند مومنانی را که نسبت به یک دیگر حسن ظن نداشته و سوء ظن داشته اند سرزنش و نکوهش می کند و از این که بدگمانی ها موجب شده است تا شایعاتی ایجاد شده و خبرهای دروغ و ناروا پخش شود و اعتماد متقابل از میان برود سرزنش و نکوهش می کند.

آیه ۱۲ سوره حجرات بر مترتب شدن گناه بر برخی از گمان ها اشاره می کند و توضیح می دهد که آگاهی مردم نسبت به قانون و مجازات آن خود عاملی بازدارنده به شمار می آید. به این معنا که اگر مردمان نسبت به قانون و مجازات های قانونی آن آگاهی داشته باشند می کوشند تا از آن اجتناب و پرهیز کنند. بنابر همین اساس است که مردمان را نسبت به مجازات گمان های بد و ناروا آگاه می سازد تا هر چه بیش تر از این بیماری و نابهنجاری اجتماعی رهایی یابند.

خداوند در همین آیه بدگمانی نسبت به مومنان را گناهی نیازمند توبه می شمارد و بسیاری از گمان هایی که در میان افراد جامعه وجود دارد را در حوزه بدگمانی های دسته بندی کرده و از آن نهی می کند.

بدگمانی ریشه شایعات و دشمنی ها و فروپاشی ارزش های اخلاقی و هنجاری اجتماعی دانسته شده است و با اشاره به قصه افک که در باره پیامبر و همسرش اتفاق افتاده است آثار سوء آن را در آیات ۱۱ و ۱۲ سوره نور تحلیل و تجزیه می کند و توصیه و سفارش اکید می کند که از هر گونه گمان بد و ناروا پرهیز شود تا به شکل شایعه جامعه را با بحران فقدان اعتماد مواجه نسازد.

به نظر قرآن رواج بدگمانی در جامعه به ویژه جامعه ایمانی تهدیدی جدی نسبت به اخوت ایمانی و همدلی و همرهی امت است ( حجرات آیات ۱۰ تا ۱۲) و آن را زمینه ساز بسیاری از گناهان و آلودگی جامعه به نابهنجاری های رفتاری و اخلاقی بر می شمارد ؛ زیرا بدگمانی موجب می شود تا رفتار زن و مردی را بر باطل و گناهی حمل کرده و قباحت و زشتی برخی از گناهان و نابهنجاری ها را از میان برده و به شکلی با اشاعه فحشا و منکر به آن دامن زند. از این روست که گمان های سوء و ظن های ناروا عاملی مهم برای تقویت زمینه های گناه و نابهنجاری بر می شمارد که در این آیات بدان اشاره شده است.