نگرش نقادانه اسلام به فرهنگ ایرانی نوروز

samamosنقد به معنای جداسازی سره از ناسره و حق از باطل است. نگرش انتقادی به این معناست که باید در چارچوب معیارها و ملاکهایی، موضوع یا موضوعات مورد بررسی و تحلیل قرارگیرد.

نگاه اسلام به مسائل و موضوعاتی که در زندگی بشر وجود دارد و نیز پدیده های فرهنگی، اجتماعی و مانند آن، یک نگاه انتقادی است؛ زیرا نگرش اسلام بر این قرار گرفته که جهان از حق و برمدار حق است. پس هر چیزی می بایست در این چارچوب ارزیابی شود و آنچه ناحق و باطل است کنار نهاده شود.

نوروز به عنوان یک فرهنگ بشری در این دستگاه قرارگرفته و اسلام براساس معیارهایی برآن است تا حق و باطل آن را جدا سازد و آنچه را حق یافته امضا و تایید کند و به عنوان یک عرف و معروف انسانی بپذیرد و آنچه را که باطل تشخیص داده، نفی و با آن مبارزه کند. نویسنده در این مطلب با نگاهی به آموزه های اسلامی برآن است تا دیدگاه اسلام را درباره نوروز و آداب و سنت های آن تبیین کند.

نگرش نقادانه اسلام به فرهنگ ها

اسلام دارای هستی شناسی، انسانشناسی و جهان بینی خاصی است که در آیات قرآنی و روایات اسلامی به صورت تفصیل بیان شده است.

هستی شناسی اسلام بر این نکته تاکید دارد که هستی تنها محدود به جهان مادی نیست، بلکه عوالم دیگری نیز وجود دارد که با ابزارهای شناخت حسی قابل درک نیست.

همچنین در این هستی شناسی، خداوند و اموری که به عنوان غیب معرفی شده وجود دارد که در برابر عالم شهادت قرار می گیرد.(انعام، آیه ۷۳ ) خداوند به عنوان آفریدگار هستی به سبب صفاتی چون علم، قدرت و حکمت، مخلوقات را به هدفی خاص آفریده و برای رسیدن هر موجودی به آن هدف، در نقش ربوبی ظاهر می شود. پس صفات فعلی چون ربوبیت مقتضی آن است که خداوند همه امور هستی را تحت ربوبیت خود قرار داده و در نقش پروردگار بر آن است تا آن حکمت تحقق یابد.

خداوند در پی آن است که با هدایتهای خاص، آدمی را در جایگاهی قرار دهد که برای آن آفریده شده است(بقره، آیه ۳۸ و آیات دیگر) بنابراین، انسان همانند دیگر آفریده الهی هرگز بیهوده و عبث آفریده نشده است (مومنون، آیه ۱۱۵ )

اسلام بر همین اساس، به همه امور انسان توجه دارد و برآن است تا همه چیز را در این چارچوب و معیار بسنجد و به ارزیابی آن بپردازد. فرهنگ های انسانی نیز همانند افکار، عقاید، اخلاق، رفتار و کردار آدمی باید در این قالب ریخته شود و در این میزان و ترازو ارزیابی شود. در این راستا خداوند بارها در ضمن نقد و ارزیابی افکار و عقاید انسا نها، به نقد فرهنگ ها و رفتارهای آنان پرداخته است. برخی را امضا و برخی دیگر را تخطئه کرده است. به عنواننمونه فرهنگ انسانی ربا را در حوزه رفتار اقتصادی مورد نقد و ارزیابی قرار می دهد و می فرماید که این گونه رفتار نه تنها موجب ازدیاد ثروت و تولید در کلان اقتصادی نیست، بلکه عامل رکود و فروپاشی اقتصادی و مانع جدی در برابر رشد و شکوفایی تولید و اقتصاد است.

تقلید از نیاکان در دایره نقد قرآنی

فرهنگ های بشری را می توان به دو گروه اصلی دسته بندی کرد: -۱ فرهنگ هایی که دارای خاستگاه عقلانی و یا عقلایی است. به این معنا که فرهنگی ریشه در احکام عقل عملی دارد و از آن به مستقلات عقلی تعبیر می شود. اصول اخلاقی بسیاری ریشه در احکام عقلانی دارد. از جمله این امور می توان به وفای به عهد، پرهیز از دروغ و مانند آن یاد کرد؛ برخی دیگر از فرهنگ ها دارای خاستگاه عقلایی است؛ به این معنا که خردمند باتوجه به مقتضیات و شرایط، احکامی را صادر می کند تا روابط میان انسا نها را مدیریت کند. اموری چون اخذ به ظواهر و حجیت خبر واحد و تفحص در خبر فاسق و مانند آن از احکام عقلایی است که به عنوان سیره عقلایی از آن یاد می کنند؛ ۲ -فرهنگ هایی که دارای خاستگاه عقلانی یا عقلایی نیست، بلکه دارای ریشه های خرافی است و هیچ دلیل و به تعبیر قرآنی سلطان و برهانی بر آن نیست.

اسلام درباره فرهنگ ها باتوجه به خاستگاه آنها حکم می کند و فرهنگی که دارای خاستگاه عقلانی یا عقلایی است تایید و امضا کرده و فرهنگی که دارای خاستگاه خرافی است مردود شمرده است.

نگرش نقادانه اسلام نسبت به فرهنگ جاهلی براساس همین روش بوده است. از این رو برخی از آنها را تایید و امضا و برخی دیگر را انکار کرده و به شدت به عنوان فرهنگی باطل تقبیح نموده است. از جمله در آیه ۲۶ سوره فتح حمیتهای جاهلی را نقد می کند و آن را مبتنی بر خاستگاه های باطل و خرافی می داند. همچنین رفتاری که در دوره جاهلی درباره چارپایان وجود داشته و به عنوان فرهنگ جاهلی جا افتاده بود را مورد نقد قرار می دهد و آن را دارای خاستگاه عقلانی، عقلایی و وحیانی نمی داند. (انعام، آیه ۱۳۸ )

اما همین قرآن بسیاری از فرهنگ ها و آیی نهای جاهلی را امضا و تایید کرده که ریشه در عرف عقلایی یا وحیانی از دوره پیامبران از جمله حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل(ع) داشته است. از جمله این آیینها می توان به آیینهای حج اشاره کرد که به عنوان سنت و دین حنیف تایید کرده است.

خداوند کسانی را سرزنش می کند که از نیاکان خود کورکورانه و بیخردانه تقلید می کنند. همچنین کسانی که برخی از آیی نها و فرهنگ های موجود را به خدا نسبت داده و آن را اثبات می کنند، امری نادرست می داند. (بقره، آیه ۱۷۰ ؛ مائده، آیه ۱۰۴ و آیات دیگر)

از نظر اسلام هر امری که فرهنگ شده و یا می شود می بایست دارای خاستگاه عقلانی، عقلایی یا وحیانی باشد وگرنه باید آن را خرافی و مردود دانست. مشکل بسیاری از ام تهای بشری از جمله یهود و مسیحی این بوده است که آیی نهایی را خلق کرده و آن را به خدا نسبت می دادند و آن را فرهنگ وحیانی می شمردند. (انعام، آیه ۱۴۶ )

همین مشکل در دوره پس از پیامبر)ص( نیز پدیدار شد و بسیاری از فرهنگ ها که ریشه عقلانی و عقلایی و یا وحیانی نداشت در جامعه پدیدار یا تثبیت شد و به عنوان سیره متشرعه در میان مسلمانان رواج یافت.

واکنش سه گانه اسلام به فرهنگ ها: » اثبات، انکار و اصلاح

با نگاهی گذرا به آیات و روایات می توان به سادگی دریافت که واکنش اسلام به کلان فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها به سه شکل خودنمایی می کند:

۱. اثبات و امضا: به این معنا که فرهنگ ها که شامل عقاید، باورها، سنت ها، آداب، رسوم و مانند آن است را براساس معیار هستی شناسی، انسان شناسی و جهان بینی اسلامی می سنجد و در صورتی که مطابق فطرت و عقلانیت و یا وحیانیت باشد، تایید و امضا می کند و اجازه می دهد تا به حیات فرهنگی خود ادامه دهد. در بخش سیره عقلایی آنچه را که در نهایت به حکم عقل نظری و عملی می رسد تایید می کند واگر ریشه خرافی داشته باشد انکار می کند. از نظر اسلام، معروف و عرف هر جامعه اگر در چنین مداری باشد، باید اثبات و امضا و تایید شود. به نظر می رسد که در حوزه ارتباط اجتماعی، بسیاری از فرهنگ ها مورد تایید قرار گرفته است. از همین رو بخش بزرگی از آموزه های اسلامی را احکام امضایی تشکیل می دهد و بیشتر آموزه های شناختی و دستوری اسلام که از آن به احکام تاسیسی یاد می شود در حوزه عبادیات و هستی شناسی است.

۲. انکار: اگر فرهنگ ها در چارچوبهای شناخته شده و معیارهای عقلانی، عقلایی و وحیانی قرار نگیرد به عنوان امری باطل و خرافی طرد و مورد انکار قرار می گیرد.

۳. اصلاح و بازسازی: رویکرد دیگر اسلام نسبت به فرهنگ ها این است که به اصلاح و بازسازی آنچه خرافی است می پردازد و بنیادهای حق و صحیح آن را دوباره برقرار می سازد. چنین واکنشی نسبت به سنت های دوره جاهلی صورت گرفته و اسلام به اصلاح و بازسازی آنها در چارچوب معیارهای پذیرفته شده پرداخته است.

بهار، رستاخیز طبیعت و نشان های از معاد

نگاه قرآن به پدیده های طبیعت آن است که آنها آیات و نشانه هائی از نشانه های خداوند است که انسان از طریق آن به شناخت صفات الهی و اهداف آفرینش می رسد. (فصلت، آیه ۵۳ ) آیات آفاقی و انفسی نه تنها نظم و عدالت الهی را می رساند بلکه زمینه ساز آگاهی انسان نسبت به حقایقی درباره خود و هستی و اهداف آفرینش می شود و حرکت انسان را به سوی کمال روشن می کند.

از نظر آموز ه های قرآنی، بهار فصلی است که باید برای شناخت آیات الهی و بویژه مسئله رستاخیز و معاد از آن بهره برد. خداوند در آیاتی چند به مسائلی چون ابر، باران، رویش گیاهان و مانند آن اشاره می کند و می فرماید که رستاخیز گیاهانی که پس از مرگ با بارش باران دوباره زندگی و حیات می یابند، نشان های از حیات مجدد انسان پس از مرگ در رستاخیز و معاد انسانی است.

راز ماندگاری نوروز در سنت فرهنگی اسلام

پیش از ظهور اسلام، ادیان و شرایع چندی در خاورمیانه وجود داشت. هر یک از این ادیان و مذاهب دارای مناسک آیینی و سنت ها و آداب و رسوم چندی بوده اند که از آیینهای دیگری باز شناخته می شدند. البته به جهت همزیستی و خاستگاه مشترک، همان گونه که تفاو تهای آیینی و رسومی در میان آنها وجود داشت، برخی از مشترکات نیز وجود داشت که می توانست به عنوان عناصر و مولفه های همزیستی مسالمت آمیز میان پیروان ادیان و شرایع مختلف عمل کند. لذا نه تنها در برخی از اشکال و رسوم و نامگذاری ها با هم مشترک بودند بلکه در برخی از داستانها و افسانه ها، وجوه مشترکی یافت می شد که برگرفته از ریشه های مشترک فرهنگی بود.

هر شریعت و آیینی که در این فرهنگ مشترک پدیدار می شد، مولفه ها و عناصری از فرهنگ ها و آیینهای پیشین را حفظ می کرد و برخی را کنار می زد و برخی دیگر را در شکل جزیی و یا مفهومی آن تغییر می داد تا هماهنگ با اصول و مبانی دین و آیین گردد.

پیش از ظهور اسلام در منطقه جغرافیایی و فرهنگی ایران که فرهنگ زرتشتی به عنوان فرهنگ غالب حضور داشت، فرهنگ مانوی، مسیحی، بودایی، برهمایی، یهودی نیز حضور جدی و موثری داشتند. اگر نگاهی به داستان ابراهیم و آتش و گذری به افسانه سیاووش و آتش بیندازیم درمی یابیم که مشترکات چندی آنان را به هم پیوند می دهد که نمی توان از آن به سادگی گذشت. بیگناهی هر دو و اثبات آن با عبور از آتش سوزان و سلامت هر دو و بازتاب آن در آیینهای برهمایی و بودایی در سرزمین هند که بخشی از جغرافیای فرهنگی آریایی، آرامی و ایرانی را شکل می بخشد، نشانه هایی از این تبادل فرهنگی و تعامل فرهنگی سازنده است.

این مسئله بیانگر آن است که نمی توان از واژگان دینی موجود در تورات و اوستا و متون دینی و مذهبی سنسکریت و مانوی و قرآن به سادگی گذشت.

بسیاری از واژگاه دینی و اصطلاحات، از ریشه همسان برخوردارند که از تاثیر و تاثرپذیری فرهنگ ها و آیی نهای دینی از یکدیگر حکایت می کند. مگر نه این است که مانویت برداشتی التقاطی از مسیحیت و اوستای زرتشتی است و یا آیین سیک ترکیبی از اسلام و مسیحیت و آیین برهمایی و برخی از مناسک بودایی است. آیا نمی توان این مشترکات را نشان های از تاثر و تاثیر دایمی و تعامل فرهنگی و آیینی در جوامع بشری بویژه در مناطق مماس و درگیر دانست؟

اسلام وقتی با عناصر و مولف ههای فرهنگ ایرانی رو به رو شد همان رفتار و تعاملی را درپیش گرفت که نسبت به عناصر فرهنگی عرب بیابانهای حجاز و نجد در پیش گرفته بود. به این معنا که برخی را پذیرفته و برخی را رد کرده و گروه سومی را بازسازی کرده و متناسب با اصول و مبانی توحیدی هماهنگ ساخته است.

از این رو برخی از آیینها و مناسک فرهنگ ایرانی-زرتشتی را وازده و برخی دیگر را پذیرفته و در برخی به بازسازی اقدام نموده است. از جمله مناسک آیینی که مورد پذیرش و یا بازسازی قرار گرفته است، آیین نوروز است. اما پرسش این است که چرا آیین نوروز مورد پذیرش کلی قرار گرفته و عناصری از آن، همچنان پابرجا مانده و حتی به عنوان عناصر فرهنگی مثبت مورد تایید شارع قرار گرفته است؟ راز ماندگاری نوروز چیست؟ چه عناصر و مولف ههایی در این آیین وجود دارد که زمینه بقای آیین نوروزی را فراهم آورده است.

عناصر سازنده آیین نوروزی

اگر بخواهیم از نگاه قرآن به آیین نوروز بنگریم نخستین چیزی که به چشم می آید، مسئله بهار و رویش دوباره گیاهان و رستاخیز طبیعت است. شاید این از مهمترین علل و عوامل و نیز از عناصر اصلی جشن بهار و نوروز

است. در نگرش ایرانیان فرهنگی (که شامل گستر های جغرافیایی از آن سوی هند و چین تا سوریه و کناره های مدیترانه و تا روسیه و ارمنستان و گرجستان و قفقاز و آسیای میانه است) نوروز آغاز رستاخیز طبیعت است.

با ورود خورشید به فصل بهار، زمستان سرد مرگبار، از دامن کوه و دشت کو چ می کند و طبیعت دوباره زندگی جدیدی را آغاز می کند. دشت و دمن به گل می نشیند و آنچه تا پیش از این مرده و مرده نما بود زندگی را از سر می گیرد. این مسئله مانند رستاخیز انسان است. آدمی نیز که با مرگ به دامن زمین بازگشته، همانند نوروز دوباره از خاک سربرخواهد آورد و رستاخیزش آغاز می شود. از این رو ایرانیان میان طبیعت و بهار و زندگی دوباره، ارتباط تنگاتنگی یافته اند. در آغازین روزهای بهار به سراغ مردگان گورستانها می روند و با آنان پیمان دوباره می بندند. یادشان را گرامی می دارند و برای آنان خیرات و مبرات می کنند. یکی از علل ماندگاری سنت نوروز را باید در ارزشی دانست که قرآن به مساله بهار و رستاخیز طبیعت و رستاخیز انسانی می دهد. نوروز در اندیشه اسلامی همانند رستاخیز است. در اندیشه اسلامی رستاخیز نیز روزی نو است. اگر هستی را دو روز بدانیم روزی در دنیا و روزی در آخرت، رستاخیز همان روز خوبی است که انسان دوباره برمی خیزد. در بخشی از گفت وگوییهایی که قرآن درباره روز رستاخیز بیان می کند به این

مساله اشاره شده است که مردگان در روز قیامت از بقای روزی و یا نیم روزی در دنیا سخن می گویند. این خود نشان می دهد که دنیا در نگرش اسلامی و قرآنی روزی و یا نیم روزی بیش نیست.

آداب نوروزی

فرهنگ نوروز که برای بهار و رستاخیز طبیعت در جغرافیای فرهنگ ایرانی رواج دارد، برخاسته از یک نگاه عقلانی و عقلایی است؛ هرچند که برخی از آیینهای آن بر اساس اموری خرافی شکل گرفته یا در گذشته دارای علت عقلایی بوده ولی درحال حاضر آن خاستگاه عقلایی خود را از دست داده است.

اسلام وقتی با فرهنگ نوروز مواجه شد همانند برخوردی که با همه فرهنگ های بشری داشته و دارد، براساس معیارهای عقلانی و عقلایی و وحیانی به ارزیابی آن پرداخته و سره و ناسره و حق و باطل آن را جدا کرده و به تایید و امضای برخی و تخطئه و انکار و رد برخی دیگر پرداخته است.

اکنون با نگاهی به آیینهای فرهنگ نوروز به ارزیابی برخی از آنها پرداخته و دیدگاه اسلام به این آیی نها تبیین می شود.

۱. آیین شکرگزاری: یکی از آیینهای نوروزی آیین شکرگزاری است که به اشکال گوناگون چون گذاشتن سفره هفت سین انجام می گیرد. در سفره هفت سین یا هفت شین، مهمترین نعمتهای الهی و برکات خداوندی را که انسان برای آسایش نیاز دارد، به نمایش می گذارند و این گونه شکر نعمتهای الهی را به جا می آورند. شکرگزاری در آیین اسلام اصالت دارد و هرگونه شکر زبانی، قلبی و عملی مورد توجه و تاکید قرار گرفته است. اصولا اسلام نماد ایمان و کفر را در شکر و کفران نعمت می داند. (انسان، آیه ۳ و آیات دیگر)

۲. آیین نیایش و دعا: از دیگر آدابی که در اسلام بسیار برآن تاکید شده، دعا به درگاه خداوند است. در برخی از ادعیه و روایات معتبر از دعا و نیایش با عنوان مخ العباده (مغز عبادت و پرستش) تعبیر شده است. دعا در زمان ها و مکان های خاص بسیار مورد تاکید است؛ هرچند که اصل نیایش درهر زمان و مکانی مورد توجه است؛ زیرا بیانگر ایمان شخص به مالکیت، ربوبیت و قدرت و علم الهی است. در آداب نوروزی نیز چنین چیزی وجود دارد و اسلام آن را تأیید کرده است. نیایشهای دست جمعی و حضور در مساجد و عتبات عالیات و بقاع متبرکه در این روز از سوی مسلمانان بیانگر فرهنگ مشترک توحیدی است. در روایات اسلامی آمده است که هنگام تحویل سال این دعا خوانده شود: یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبراللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال.

۳ – آیین دید و بازدید از خویشان و صله رحم: صله رحم و دیدار از خویشان یکی از اصول اسلامی است. روایات بسیاری وارد شده که صله رحم موجب افزایش ایمان، عمر، انسجام و محبت است. فرهنگ نوروزی دارای چنین آیینی است که اسلام آن را تأیید و امضاء کرده است.در عید نوروز کودک و جوان به سراغ پیران می روند و ضمن احترام و سپاس از ایشان به آنان ارج می نهند. این خود نه تنها به مسأله احترام به بزرگسالان توجه می دهد، بلکه تأکیدی است به مسأله صله ارحام که یکی از مهمترین احکام اسلام در حوزه همبستگی اجتماعی و ساخت امت است.

۴ – آیین درختکاری: درخت نماد امور بسیاری است. در آیات قرآنی از درخت به عنوان نماد آزمون الهی در بهشت آدمی اد شده است. )بقره، آیه ۳۵ ( در آیات قرآنی از شجره طیب، شجره خبیث، درخت طوبی در سدره المنتهی و مانند آن یاد شده است. بهشت آدم)ع( و بهشت اخروی به عنوان جنت شناخته می شود که دلالت بر وجود درخت، چمن و آب و مانند آن دارد. فضایی که خداوند از بهشت ترسیم می کند با حضور جدی و نقش مهم و اساسی درخت همراه است که دارای میوه های گوناگون است. فرهنگ نوروزی نیز به درخت به عنوان نماد آبادانی و شکوفایی شهر و روستا و نماد تمدنی توجه دارد و بر کشت و نگه داشت درخت تأکید می کند. بوستان های ایرانی و پردیس و فردوس های آن پر از درخت و گل و گیاه و نهر است.

۵ – آیین زیارت اهل قبور: در قرآن بیان شده که مؤمنان و مسلمانان برای تکریم و احترام اصحاب کهف بر آن شدند تا مسجدی را برروی قبور ایشان بسازند تا در آنجا به عبادت و پرستش خداوند پرداخته و با بهره گیری از روحیه فتوت و جوانمردی آنان، خود را در مسیر کمالی قرار دهند. استمداد از قبور اولیا از همین آیات و مانند آن استفاده می شود. در آیینهای نوروزی نیز زیارت اهل قبور و هدیه به مردگان از طرق گوناگون از جمله دعاخوانی، اطعام و مانند آن انجام می گیرد. افزون بر اینکه زیارت اهل قبور در روز رستاخیز طبیعت، بهترین نماد برای تأکید برروی رستاخیز جانها و قیامت انسان هاست.

۶ – آیین هدیه: از آیینهای نوروزی هدیه دادن است. هدیه دادن برای ایجاد و ابراز مهر و محبت، امری پسندیده است. هدیه به کودکان موجب می شود تا آیینهای خوب پسندیده در میان کودکان مورد توجه و اقبال قرار گیرد و کودکان برای ادامه و استمرار این رویه و پسندیده و نیک تشویق شوند.

۷ – آیین گردش در طبیعت و سیزده به در: خداوند بارها از بشر خواسته تا به آیات و نشانه های طبیعت توجه کرده و در آنها تفکر نمایند؛ زیرا هر آیت طبیعت بیانگر صفتی از صفات و فعلی از افعال الهی است. خداوند از مردم می خواهد تا به طبیعت بنگرند و با تفکر در آن، خود و جهان و اهداف آفرینش را بشناسند و شکرگزار نعمت باشند نه آنکه کفران نمایند و غافل از اهداف الهی شوند. گردشگری در طبیعت و روز طبیعت که در نوروز مورد توجه قرار گرفته اگر به این قصد باشد مورد تایید است و اگر به هر دلیل دیگری از جمله تقلید کورکورانه از آیین نیاکان باشد، باطل خواهد بود.

۸ – آیین سفر ه های آیینی: درباره این آیین در آیین شکرگزاری سخن به میان آمده است.

۹ – آیین نوپوشی: شکر نعمت، استفاده خوب و مناسب از نعمت است. خداوند در آیات بسیاری بیان می کند که نعمتهای طیب و پاک الهی برای بندگان مومن و پاک اوست. بنابراین، بهر ه مندی از نعمتهای خوب و پاک به معنای شکر نعمت است. نوپوشی و نشان دادن نعمت از مصادیق «اما بنعمه ربک فحدث؛ درباره نعمت پروردگار سخن گو » است. کسی که نوپوشی می کند و خود را در فصل بهار نونوا می کند، در حقیقت به عمل شکرگزاری نعمت الهی پرداخته است. یکی دیگر از مولفه های نوروزی مسئله پوشیدن جامگان نو است که بیانگر طهارت در پوشش و ظاهر است و اسلام به این مسئله توجه داشته و دارد. در جشن قوم ابراهیم که قرآن از آن به یوم الزینه یعنی روز زینت و آرایش یاد می کند، مردم خود را به آرایه های مختلف می آراستند تا روزی را به شادی و خوشی در طبیعت بگذرانند. این نیز یکی از مولفه های مورد تایید اسلام است و موجب شده تا آیین نوروزی در فرهنگ اسلامی باقی و پابرجا بماند.

۱۰ – آیین خانه تکانی: اسلام نظافت را جزو ایمان می داند و می فرماید: النظافه من الایمان. شخصی که بهداشت تن و محیط و مانند آن را رعایت می کند، در حقیقت به حکم عقل و شرع گردن نهاده است. در روایات است که محیط زیست آلوده در شان انسان مسلمان نیست؛ زیرا موجب آلودگی و بیماری می شود و انسان را از مسیر درست خارج می کند و اجازه نمی دهد در سلامت تن و روان باشد و بتواند مسیر کمالی خود را بپیماید. از همین رو بر بهداشت محیط تاکید شده است. آیین خانه تکانی به معنای بهداشت محیط زیست که در نوروز مورد تاکید است، از سوی اسلام و عقل و وحی امضا و تایید شده است.

۱۱ – آیین پرورش سبزه: یکی دیگر از رازهای ماندگاری آیین نوروزی در فرهنگ اسلامی مسئله طبیعت دوستی در آیین نوروزگان است. مردم در این روز به طبیعت می روند و می کوشند تا هر کس به سهم خود گیاهی را بپروراند و پرورش دهد. هرچند در سا لهای اخیراین مسئله به شکل نمادین پرورش و کشت سبزه درآمده است، اما در گذشته ایرانیان به کشت واقعی دست می زدند. برخیها درختی را می کاشتند و برخی دیگر به کاشت و نشا بوته و گیاه اشتغال می ورزیدند. اکنون در شمال ایران پیش از نوروز کشاورزان دانه برنج را می پرورانند و در آغازین روزهای بهار آن را در خزانه می کارند تا پس از چند روز یا چند هفته به نشا برند و شالیزار را از بوته های سبز برنج پر کنند. آنچه بیان شد جنبه هایی از آیینهای مثبت نوروزی است که مورد تایید عقل و عقلاء و شریعت اسلام است. اما برخی از آیینهای نوروزی مورد انکار است که لازم است آنها را تغییر داده و با کشف خاستگاه علل و عوامل ایجادی آن را به نقد و ارزیابی پرداخت.

بطور کلی با توجه به روایات اسلامی می توان فهمید که نگاه اسلام به فرهنگ نوروزی، نگاهی انتقادی و اصلاحی است و برآن است تا با اطلاع برخی از آنها مسیر درست توحیدی آن دوباره احیا شود. در برخی روایات بر انجام غسل و خواندن نماز و پوشیدن لباسهای نو در نوروز تاکید شده که این امر حکایت از نگاه توحیدی دین به مقوله نوروز دارد. مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان به برخی از آداب دینی مربوط به نوروز اشاره کرده که طالبان می توانند به آن مراجعه کنند.