نگاه قرآن به فلسفه و اهداف بعثت

اندیشیدن درباره عقل و عواملی که موجب ایجاد پدیده ای اجتماعی و غیراجتماعی می شود، در حقیقت اندیشه و تفکر فلسفی درباره آن چیز می باشد. همگان می کوشند تا دریابند که به چه علت و عوامل و یا علت غایی و هدف نهایی این چیز تحقق یافته و ایجاد شده است؟ پاسخگویی به این پرسش ها همان سخن گفتن از فلسفه امری است.

یکی از پدیده های مهم اجتماعی در زندگی بشر، مسئله بعثت پیامبران و آموزه های وحیانی است که ازسوی آنان به عنوان دین مطرح شده و انسان ها را به دو دسته موافقان و مخالفان تقسیم کرده است. از این رو هرکس از فلاسفه دین و یا اندیشمندان عرصه های اجتماعی و تاریخی به این پرسش توجه کرده و تلاش نموده اند تا از زاویه دید خود با روش تحلیل عملی پاسخی در خور و مناسب به آن دهند. جدال دراین حوزه باید آنچنان زیاد و تاثیرگذار بوده و هست که مکاتب بسیار فلسفی و نیز جدال های فیزیکی بوجود آمده است و هر کسی کوشیده تا دیدگاه خویش را هرچند با زور سرنیزه و تهدید و خشونت تحمیل نماید و رقیب را از میدان به در کند. تلاش مادیگرانی چون انگلیس و مارکس و لنین دراین راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.

با این همه به نظر می رسد که برای دریافت پاسخ دقیق، افزون بر نگرش برون دینی نگاهی هرچند گذرا به پاسخ های درون دینی می تواند پرتوی روشن بر این مسئله افکند و معما را تا اندازه ای حل و فصل نماید؛ زیرا هر پدیده نظری و تفکری چون دین که پدیده های تاثیرگذار در عرصه های مختلف فکری و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی هستند برای حضور خود تحلیل و تبیینی دارد که می تواند نماد کلی از فلسفه و اهداف خود را نیز ارائه دهد.

براین اساس، برای شناخت فلسفه و اهداف پدیده ای به نام بعثت رجوع به آموزه های دینی و به ویژه وحیانی ضروری و لازم می باشد. از این رو در نوشتار حاضر تلاش شده تا با بازخوانی آیات وحیانی قرآن، نمایی از فلسفه و اهداف بعثت بیان و تحلیل قرآن از آن ارائه شود. اینک با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم:

اهداف آفرینش انسان

اگر بخواهیم علل و عوامل بعثت را دریابیم، باید نخست به مسئله مهمتری اشاره کنیم که به فلسفه و اهداف و چگونگی حضور بشر دراین کره خاکی بازمی گردد؛ زیرا بعثت به معنای برانگیختن شخصی برای پیامبری و پیام رسانی از سوی خداوند، ارتباط تنگاتنگی با مسئله آفرینش انسان و فلسفه واهداف حضور بشر دراین جهان دارد. بنابراین ضروری است که پیش از پرداخت به فلسفه و اهداف بعثت نگاهی هرچند گذرا به اهداف آفرینش بشر داشته باشیم.

در تحلیل قرآنی درباره فلسفه و اهداف ایجاد و آفرینش و نیز حضور بشر در قرارگاه کوتاه مدت زمین، به این نکته اشاره شده است که آدمی تنها موجودی جز جنیان است که دارای ویژگی های انحصاری می باشد. این ویژگی انحصاری انسان برخاسته از چیزی است که از آن به اراده و مشیت و اختیار و انتخاب یاد می شود. انسان و جنیان تنها موجودات و آفریده های الهی هستند که توانایی انتخاب و اختیار را دارا هستند و می توانند میان دو چیز خیر و شر، امری را اختیار و انتخاب کنند و از آزادی عمل برخوردارند. هرچند که آزادی عمل بشر به سبب امری چون جبر قوانین و سنت های الهی محدود می شود و اینگونه نیست که از اختیار و آزادی عمل مطلق برخوردار باشد، ولی انسان و جنیان به گونه ای آفریده شده اند که می توانند میان اموری چند، دست به انتخاب زده و از میان چند چیز متضاد و حتی متناقض، امری را اختیار کنند و به شکلی از آزادی عمل هر چند محدوده شده درمیان سنت ها و قوانین تکوینی و طبیعی برخوردار هستند.

همین ویژگی اختیار و انتخاب است که آدمی را دارای قابلیت های بسیاری کرده است تا بتواند در میان اوج و حضیض، تردد نماید و گاه فراتر از فرشتگان علیین و گاه فروتر از جمادات و جانوران قرار گیرد. قابلیت ها و توانمندی های بشر بیش از جنیان است؛ زیرا از عناصری ترکیب یافته که توانایی و قابلیت های بیش تری به وی می بخشد. این قابلیت ها همان چیزی است که در آیات قرآنی از آن به عنوان اسمای تعلیمی یاد شده و یا در برخی دیگر از نفخ روح خداوندی در آن تعبیر شده است.

انسان، سرآمد همه موجودات

آدمی با توجه به این قابلیت ها و استعدادها توانسته است تا سرآمد همه آفریده های خداوندی حتی جنیان شده و به عنوان خلافت ربوبی خداوند ماموریت یابد تا پس از دست یابی به فعلیت های آسمایی، ربوبیت دیگر موجودات الهی را به عهده گیرد که از آن به جعل خلافت الهی در آیات قرآنی تعبیر شده است.

با این همه از آن جایی که انسان در جهانی به سر می برد که مرکز تضادها و تناقض هاست، همواره در خطر سقوط و هبوط قرار دارد و ممکن است که استعدادها و قابلیت های خویش را به گونه ای نادرست و غلط مورد بهره برداری قرار دهد و نتواند به مقام ربوبیت فعلی و طولی خداوند دست یابد. از این رو خداوند به دو شکل پیامبر باطنی (عقل) و پیامبر ظاهری کوشید تا راهنمایی برای او فراهم آورد تا انسان بتواند در فرآیند رشدی، قابلیت ها و استعدادهای خویش را بروز و ظهور داده و به کمال دست یابد و به مقام خلافت ربوبی برسد.

پس از آن که آدمی با ترک اولی، از بهشت رانده می شود و پیش از دست یابی به نوعی کمال که بتواند در زمین به سادگی ربوبیت خویش را آغاز کند، مجبور می شود تا ناقص در زمین قرار گیرد و فرآیند پیچیده و سخت تری را برای دست یابی به فعلیت طی کند.

دراین گیرودار تضادها و هجوم دشمنان درونی و بیرونی چون ابلیس، خداوند به سبب توبه آدمی و بازگشت به مسیر کمالی به او وعده می دهد که خداوند آموزه های هدایتی را به سوی او خواهد فرستاد تا در آینده با بهره گیری از آن بتواند به کمال لایق برسد و مقام خلافت ربوبی را تصاحب کند و مدیریت عالم ماده و جهان را به دست گیرد. (بقره آیه ۳۰ تا ۳۸)

بنابراین معلوم می شود که هدف از آفرینش آدمی حضور وی در زمین برای مدیریت و خلافت ربوبی از سوی خداوند بوده است که این مهم با فعلیت یابی درست استعدادها و ظرفیت های اسمایی در ذات او، پذیرش تعلیم خاص، تزکیه و خودسازی روحی و تربیت جسمی و رشدی همراه با آبادانی زمین و محیط زیست خود و دیگر موجودات، فراهم می آید.

آیات بسیاری به این مهم اشاره داشته و بیان می کند که انسان باید در یک فرآیند رشدی و کمالی به این ظرفیت برسد تا قابلیت خلافت ربوبی از سوی خداوند را پیدا کرده و همه ما سوی الله را ربوبیت کند و آنان را به کمال لایق و شایسته خودشان برساند.

در این میان وحی و آموزه های هدایتی وحی که از سوی خداوند توسط پیامبران فروفرستاده می شود و در اختیار بشر قرار می گیرد به معنا و مفهوم آموزه های خاص در کنار عقل بشری است تا انسان بتواند به سادگی این فرآیند تکاملی را طی کرده و به مقام ربوبیت و خلافت برسد. این خلافت و ربوبیت، خاص برخی از انسان ها نیست بلکه همه انسان ها به عنوان انسان از این مقام خلافت ربوبی برخوردار بوده و توانایی و استعداد خلافت را دارا هستند.

البته هرکسی با توجه به فعلیت و رشدی که به دست می آورد در همان حد و اندازه از خلافت و ربوبیت طولی برخوردار می باشد و تنها انسان های کامل هستند که از توانایی خلافت کامل از خداوند برخوردارند و به عنوان خلافت کامل حجت وی برهمگان می شوند. انسان های کامل کسانی هستند که همه ظرفیت ها و قابلیت های خویش را شکوفا ساخته و توانایی مدیریت و ربوبیت کامل بر همگان را یافته اند. این ها گاه به شکل نمایندگان عالی خداوند حتی بر بشر از ولایت تام و تمامی برخوردار می شوند که از آن به ولایت عظمای انسان کامل یاد می شود.

اگر فلسفه آفرینش انسان حضور وی در عالم ماده برای ربوبیت طولی خداوند و هدف از ارسال آموزه های وحیانی و دین بیان دستور عمل و راهنمایی برای رشد و تکامل بشری باشد می توان به سادگی دریافت که هدف و فلسفه بعثت پیامبران چه بوده است و چه اهداف و مقاصدی در پشت این بعثت قرار دارد.

اهداف بعثت

چنان که بیان شد فلسفه حضور و آفرینش بشر در کره خاکی خود بیانگر اهداف رسالت پیامبران و بعثت آنان نیز می باشد؛ زیرا آدمی با هدف خلافت ربوبی در زمین مستقر شده تا ضمن دست یابی به کمال و فعلیت بخشیدن به اسمای وجودی خود که از سوی خداوند در وی به ودیعت نهاده شده بتواند فرصت و بستری برای تکامل و رشد دیگر موجودات به عنوان خلافت ربوبی فراهم آورد. از آن جایی که دنیا مکان تضادها و تناقض هاست و آدمی موجودی مختار و دارای اراده است و می تواند از استعدادها و ظرفیت های خویش به دو شکل درست و نادرست بهره برد، خداوند افزون بر عقل، راهنمای دیگری به عنوان پیامبران و آموزه های وحیانی فرستاده است تا آدمی در مسیر کمالی قرار گیرد و با بهره گیری از آموزه های وحیانی و دستورهای پیامبران، خود را به کمال لایق رسانده و ربوبیت دیگران از ماسوی الله را به عهده گیرد.

آیات قرآنی برای بعثت پیامبران به صورت خاص توضیحات و تحلیلی ارایه می دهد که از آن جمله می توان به فرو فرستادن قانون و کتاب مدون برای تعدیل رفتارهای اجتماعی و تحدید آزادی های مضر و زیانبار اشاره کرد.

از دیگر اهدافی که بیان شده می توان به فرصت دهی به بشر برای اجرای عدالت در میان خود با قیام عمومی و همگانی در این عرصه اشاره کرد که در سوره حدید بدان توجه داده شده است.

از ظواهر آیات قرآن می توان استفاده کرد که بعثت پیامبران الهی به ویژه پیامبر اسلام(ص) دارای اهدافی است که برخی از آن ها با توضیحات پیشین روشن شده است.

خداوند در آیه ۱۶۴ سوره آل عمران درباره اهداف و فلسفه بعثت می فرماید: «لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین»؛ الله تعالی بر مؤمنان احسان کرد و منت بزرگی نهاد، آنگاه که در میان آنان پیامبری از خودشان فرستاد که آیات خدا را بر آنان می خواند و آنان را پاک می گرداند و کتاب و حکمت را به ایشان می آموزد و به درستی که آنان پیش از این (پیش از بعثت) در گمراهی آشکار بودند.

خداوند در این آیه می فرماید که بر مؤمنان منت گذارده و با چهار هدف و برنامه، بعثت پیامبر(ص) را انجام داده است. این اهداف چهار گانه عبارتند از: ۱- یتلوا علیهم آیاته ۲- و یزکیهم ۳و۴- و یعلمهم الکتاب و الحکمه.

۱- تلاوت آیات الهی

«یتلوا» از واژه «تلاوت» به معنای پی درپی آوردن، پیروی کردن و خواندن با نظم است که شامل پیروی کردن در حکم و خواندن منظم آیات الهی همراه با تدبر نیز می شود، گویا تلاوت کننده، از آیات پیروی کرده یا حروف و کلمات را درپی یکدیگر قرار داده است. پیامبر اسلام(ص) با خواندن آیات پروردگار و آشنا ساختن گوش دل و افکار مردم با این آیات، آن ها را آماده تربیت می نماید که مقدمه تعلیم و تربیت است.

۲- تربیت و پرورش

یکی از مهم ترین برنامه های پیامبر اسلام(ص) تربیت انسان هاست. تربیت به معنای فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا کردن استعدادهای انسان در جهت مطلوب است. او باید زمینه ها را برای انسان ها آماده کند تا ازنظر عملی بهترین رابطه را با خدای خود (عبادات)، با هم نوع خود (عقود و ایقاعات»، با قوانین و مقررات اجتماعی (حکومت و سیاسات)، با خانواده خود (حقوق خانوادگی) و با نفس خود (اخلاق و تهذیب نفس) داشته باشند تا بتوانند مسجود فرشتگان قرار گیرند. پیامبر(ص) منجی بشریت است.

یکی از دانشمندان فرانسوی می گوید: بزرگ ترین قانون اصلاح و تعلیم و تربیت همان حقایقی است که به نام وحی قسمت به قسمت بر محمد(ص) نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشر است. (درمنگهم Dermnghem دانشمند فرانسوی به نقل از بانک تکبیر (بعثت نبوی)، ص .۲۸۳)

پیامبر اسلام(ص) در مدتی کوتاه انسان هایی بزرگ مانند علی(ع)، زهرا(ع)، سلمان فارسی، ابوذر، مقداد و… را تربیت کرد. حضرت محمد(ص) کاشف معدن های نهفته انسانیت بود. زیرا «الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه»، مردم مانند معدن های طلا و نقره هستند. انسان دارای استعدادهای نهفته است که برای بهره وری صحیح باید آنها را کشف کرد تا به ارزش حقیقی خود دست یابند.

کلمه یزکیهم از ماده زکوه و زکاء به معنای رشد و زیادی است (مفردات راغب اصفهانی ذیل واژه زکاء) و در این جا به معنای تربیت و پاکسازی است و شامل پاک شدن از آلودگی های اعتقادی، اخلاقی و رفتاری می باشد. اگرچه واژه تربیت از ماده ربو به معنای افزایش و نمو است اما در قرآن کریم مفهوم تهذیب نفس با واژه تزکیه آمده است: قد افلح من زکیها (شمس/۸) و هم چنین: قد افلح من تزکی (اعلی/۱۴)؛رستگار شد کسی که خود را تزکیه کرد.

واژه تربیت در قرآن در جنبه های جسمانی و مادی به کار رفته است نظیر: الم نربک فینا ولیدا (شعراء/ ۱۸) آیا در دوران کودکی، تو را در میان جمع خود تربیت نکردیم: که سخن فرعون است و خود را مربی موسی معرفی می کند، یعنی از نظر جسمانی و امکانات مادی تو را بزرگ کردم.

اهمیت تزکیه

اهمیت اخلاق و تزکیه نفس بر کسی پوشیده نیست. جوامع مختلف به آن نیازمندند، زیرا تنها راه نجات از گمراهی ها، فسادها، جهل، جنگ و خونریزی ها و… در پرتو اخلاق صحیح و آراسته شدن به ارزش ها و مکارم اخلاقی است. پیامبر اسلام(ص) هدف از بعثت خود را کامل کردن مکارم اخلاق بیان کرده است: بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»، (مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۲۹ و بحارالانوار، ج ۷۰ ص .۳۷۲) من برای کامل کردن فضایل اخلاقی مبعوث شده ام.

آموزش ها و تربیت و تزکیه پیامبر اکرم(ص) آن چنان تاثیرگذار بوده است که یاران و اصحاب وی جز برای رضای خدا کاری نمی کردند. این مطلب را خداوند در آیات و سوره های چندی بیان کرده است. در آیات سوره دهر به خانواده معصومان اهل بیت(ع) اشاره می کند که چگونه با تربیت و آموزش های وحیانی پیامبر(ص) توانستند به مقام ابرار برسند و جز رضاو خشنودی خدا نخواهند و حتی با کافر اسیر، مهربانی ورزند و از غذای کم خویش نیز بگذرند و با ایثارگری، آنان را مهمان خداوند کنند.

۳. تعلیم قانون و کتاب

سومین وظیفه پیامبر(ص) آموزش قوانین زندگی بود. اجتماع، نیازمند قانون و کتاب است و بی کتاب قانون نمی توان جامعه ای را مدیریت کرد. پیش از اسلام قوانین در حجاز به شکل شفاهی یعنی سنت و آداب و رسوم بود که هر دم با توجه به خواسته ها و خواهش صاحبان قدرت و نفوذ تغییر می کرد. نظم اجتماعی همواره در معرض خطر و تحریف بود و حقوق مردم ضایع می شد. نخستین کاری که آموزه های وحیانی به سامان رساند تعیین قوانین مکتوب و غیرقابل تغییری بود که از آن به کتاب یاد می شود. البته مفهوم کتاب در آیات قرآنی از شمول خاصی برخوردار است ولی از مهم ترین و اساسی ترین آن می توان به قانون یاد کرد که شامل قوانین اخلاقی و حقوقی و کیفری و شرعی می باشد.

در کاربردهای قرآنی از قوانین به کتاب یاد می شود، لذا از قانون روزه به کتاب یاد شده و آمده است: کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون. اگر در برخی از تفاسیر از کتاب به عنوان قرآن یاد می شود امری دور از حقیقت نیست؛ زیرا قرآن کتاب قانون جامع و کاملی است که همه نیازهای قانونی بشری را دربردارد. از این رو می توان گفت که مراد از آموزش و تعلیم کتاب همان قرآن به عنوان کتاب قانون می باشد. پس یکی از مهم ترین اهداف رسالت و بعثت پیامبران ، افزون بر روشنگری و بیان حقوق، تبیین قوانین در همه حوزه ها و عرصه های مرتبط با زندگی بشر بوده است.

۴. تعلیم حکمت

چهارمین هدف بعثت، تعلیم حکمت است، یعنی رسول الله(ص) مامور است که در پرتو وحی الهی به امتش حکمت و دانایی نیز بیاموزد. در اینجا این مطلب قابل تأمل و تدبر است که خداوند فقط به تعلیم کتاب و قوانین زندگی اکتفا نکرد، بلکه به پیامبرش رسالت داد تا حکمت را نیز به امتش بیاموزد.

از این بخش از آیه این نکته واضح می گردد که عقل انسان به تنهایی قادر به درک حکمت احکام و فرامین الهی و دینی نیست بلکه حکمت را نیز باید از رسول خدا(ص) تعلیم گرفت، و اگر عقل کسی متوجه حکمتی غیر از آن می شود آن گمراهی است و از هدایت و راه یابی به دور است.

اگر انسان صرفا به عقل خود بدون توجه به راهنمایی وحی الهی تکیه کند، غیر از گمراهی چیزی عایدش نمی شود.

این قسمت از آیه به ما می گوید که حکمت همانست که خداوند تبارک و تعالی و رسول او(ص) آموزش داده اند و اگر عقل انسان آن را درک نمی کند دچار گمراهی و فریب شده است.

آغاز بعثت

با توجه به گزارش های تاریخی می توان گفت که سرآغاز تاریخ اسلام از روزی شروع می شود که پیامبر اعظم(ص) در خلوت محبوب در دل غاری که در دامن کوهی در شمال مکه بود صدایی شنید: «یا محمد اقرا»؛ ای محمد! بخوان! (او شگفت زده) گفت: چه بخوانم گفت: ای محمد اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان ما لم یعلم. (علق/آیات ۱-۵)

بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید. همان که انسان را از خون بسته ای خلق کرد. بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است همان که به وسیله قلم تعلیم کرد و به انسان آنچه را نمی دانست یاد داد.

جبرئیل به حضرت محمد(ص) فرمود: ارسلنی الله الیک لیتخذک رسولا. (بحار ۱۸/۱۸۴) خداوند مرا به سوی تو فرستاده است تا تو را پیامبر این امت قرار دهد. حضرت محمد(ص) هرساله مدتی به کوه حرا (حرا نام کوهی است که در شمال مکه قرار دارد. در نقطه شمالی آن غاری است که ارتفاع آن به قدر یک قامت انسان است. قسمتی از داخل غار با نور خورشید روشن می شود و قسمت های دیگر آن در تاریکی است. (ر.ک: فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام(ص)، ص۹۲) می رفت و به عبادت و راز و نیاز و تفکر می پرداخت تا این که روزی فرشته ای به او گفت: ای محمد! بخوان! محمد(ص) گفت: چه بخوانم؟ فرشته آیات آغازین سوره علق را بر وی قرائت کرد و پیامبر(ص) نیز آن ها را خواند. (تلخیص التمهید، استاد معرفت، ج۱ص۶۲).

آغاز بعثت رسول خدا(ص) چه زمانی است؟ دیدگاه معروف و مورد اتفاق شیعه امامیه ۲۷ رجب است اما درمیان دانشمندان اهل سنت در زمان دقیق آن اختلاف زیادی است. برخی از اهل سنت مبعث را در رمضان و برخی دیگر در ربیع الاول دانسته اند. در مورد روز مبعث نظرهای متفاوتی ازسوی اهل سنت ارائه شده است:

الف) ۱۷ رمضان: طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن سعد در طبقات الکبری (طبقات الکبری، ج۱ ص/۱۹۲ تاریخ طبری، ج، ۲ص۴۴/ الکامل فی التاریخ ج، ۲ص۳۰) به این قول اشاره کرده اند.

ب) ۱۸ رمضان: ابن اثیر در الکامل فی التاریخ (الکامل فی التاریخ، ج۲ص۳۰) این دیدگاه را به ابوقلابه عبدالله بن زید جرمی- از محدثان اهل سنت- نسبت داده و طبری (تاریخ طبری، ج۲، ص۴۴) نیز بدان اشاره کرده است.

ج) ۱۹رمضان: ابن اثیر به این دیدگاه نیز اشاره کرده است. (الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۰)

د) ۲۰ رمضان: یعقوبی درتاریخ خود روایت کرده که ده روز مانده به آخر رمضان در روز جمعه پیامبر(ص) مبعوث شد. (تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۰)

بعثت و منت گذاری خداوند بر انسان

در نفس انسان نیازها و غرایز گوناگونی قرار داده شده که همگی طالب ارضا و هدایت صحیح هستند. خداوند متعال برای هدایت انسان بهترین ابزار را دراختیار او قرارداده و امکانات متعددی به وی عطا کرده است تا هم بتواند نیروی خود را صرف ارضای خواهش های نفسانی کند و هم با امکانات و نیروی داده شده بر خواهش های نفسانی غلبه کند و کشش های درونی را تحت نظم و ضابطه درآورد. دو راهنما نیز در اختیار او قرارداده است تا حق را از باطل و سره را از ناسره متمایز کند؛ یکی در درون انسان که عقل است و دیگری پیامبران الهی که این راهنما از طریق وحی برای انسان فرستاده می شود تا تمام رفتارها را به انسان بیاموزد و حدود و مقررات آن نیز روشن نماید، چون عقل دارای خطا و نقصان است. برترین هادی آن است که دارای مقام عصمت و مرتبط با وحی باشد و تنها راه آن بعثت است.

پس بعثت، بزرگترین نعمت خداوند بر بشر است و جا دارد که خداوند بر این نعمت منت گذارد و این احسان و نیکویی را به رخ آنان بکشد، چنان که در سوره آل عمران آیه ۱۶۴ می فرماید. خداوند در آیه فوق به خاطر بعثت پیامبراسلام(ص) بر مؤمنان منت می نهد و این نعمت بزرگ و معنوی را به رخ آنان می کشد. ممکن است کسی تصور کند که منت گذاری کار صحیحی نیست.پس چرا خداوند در این جا منت می گذارد. مگر بعثت چه ویژگی هایی دارد و هدف از آن چیست. واژه منت از «من» به معنای چیزی است که با آن وزن می کنند (سنگ کیلو). و به معنای نعمت سنگین و با عظمت نیز به کار می رود. بنابراین هر نعمت سنگین و گرانبهایی را منت گویند. کاربرد این واژه دوگونه است: قولی و فعلی (مفردات راغب واژه من).

اگر کسی عملا نعمت بزرگی به دیگری بدهد، این همان منت عملی است که بیشتر در مسائل تربیتی و هدایتی و معنوی کاربرد دارد و پسندیده و ارزنده است که برخی گفته اند: این منت مختص به خدای متعال است. اگر کسی کار کوچک خود را با سخن گفتن بخواهد به رخ دیگری بکشد و آن را بزرگ جلوه دهد، کاری است بسیار زشت که این از منت های بشری است.

در نتیجه منت گذاری بر بخشیدن نعمت های بزرگ که از جمله آن ها نعمت رسالت است منتی زیباست و من الله یعنی انعم الله، خداوند نعمت بزرگی بخشید و در اختیار مؤمنان قرار داد. چنان که در جای دیگر خداوند به خاطر هدایت کردن انسان ها به ایمان بر آن ها منت می گذارد: بل الله یمن علیکم ان هداکم للایمان. (حجرات/ ۱۷)

اگر مسلمانان به خاطر پذیرفتن اسلام، مشکلات و خسارت های زیادی متحمل شده اند نباید فراموش کنند که خداوند، بزرگ ترین نعمت را در اختیار آن ها گذاشته و پیامبری مبعوث کرده تا انسان ها را تربیت کند و از گمراهی ها باز دارد. بنابراین هر اندازه برای حفظ این نعمت بزرگ تلاش و کوشش شود و هر بهایی پرداخته شود باز هم ناچیز است. (مجمع البیان، ج۲، ص ۸۷۵)

نخستین آیات بعثت

هماهنگی آغاز بعثت با نازل شدن نخستین آیات قرآن کریم باعث شده تا مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنی و حدیث به بررسی و تعیین نخستین آیات نازل شده بر پیامبر(ص) بپردازند. دیدگاه هایی در این باره وجود دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از:

۱- پنج آیه نخست سوره علق.

۲- سوره فاتحه الکتاب. (زمخشری، ۴/۷۷۵)

۳- سوره مدثر. (صحیح مسلم۲۱/ ۲۰۵)

دیدگاه نخست پرطرفدارترین دیدگاه در میان مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنی و حدیث است. از میان مورخان؛ مسعودی (مروج الذهب، ج۲، ص۲۸۲)، ابن هشام (سیره نبوی، ج۱، ص۲۳۹)، ابن اثیر (الکامل فی التاریخ، ج، ۲ ص ۳۲)، طبری (تاریخ طبری، ج۲، ص۴۵) و یعقوبی در کتاب های خود و از میان مفسران شیعه صاحبان تفاسیر: تبیان، مجمع البیان، المیزان، نمونه و از میان مفسران اهل سنت؛ صاحبان تفاسیر: طبری (که حدود یازده روایت در این باره ذکر می کند.) الدر المنثور فی انوار التنزیل و اسرار التأویل (معروف به تفسیر بیضاوی) و تفسیر القرآن العظیم جزو طرفداران این نظریه هستند.

از میان کتاب های علوم قرآنی می توان به الاتقان (الاتقان سیوطی، ج۱، ص۹۵)، التمهید فی علوم القرآن (تلخیص التمهید، ج۱، ص۸۴) البرهان (برهان بدرالدین زرکشی، ج۱، ص۲۰۶) و… اشاره نمود.

براساس روایات رسیده، امامان معصوم (علیهم السلام) آیات آغازین سوره علق را نخستین آیات نازل شده در غار حرا می دانند. امام صادق(ع) می فرماید: اول ما نزل علی رسول الله (ص) بسم الله الرحمن الرحیم، اقرا باسم ربک… (اصول کافی، ج۲، ص۶۲۸)؛ نخستین آیاتی که بر رسول خدا(ص) نازل شد… اقرا باسم ربک… بود.

امام هادی(ع) نیز فرمود: جبرئیل به محمد(ص) گفت: اقرا قال: و ما اقرا قال: اقرا باسم ربک الذی خلق. (بحارالانوار، ج۲، ص۲۰۶)

طبری (جامع البیان فی تأویل القرآن (تفسیر طبری) ابوجعفر محمدبن طبری، ج۱ ص ۶۴۶) از علمای اهل سنت در تفسیر خود ۱۱ روایت و سیوطی (در المنثور سیوطی، ج۵، ص۵۶۲) ۱۵ روایت نقل می کند مبنی بر این که در آغاز بعثت نخستین آیات سوره علق بر پیامبر(ص) نازل شده است. طرفداران دیدگاه دوم اندک اند. صریح ترین کسی که در این زمینه سخن گفته زمخشری در تفسیر کشاف (کشاف زمخشری، ج۴، ص۷۷۵) است.

دیدگاه سوم روایتی است که از جابر (صحیح مسلم شرح النووی، ج۲، ص۲۰۵) نقل شده است. اگرچه هرکدام از این دو دیدگاه ممکن است طرفداران اندکی نیز داشته باشند اما در برابر سیل نظریات مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنی و نیز روایات فراوانی که به برخی از آن ها اشاره شد نمی تواند تأثیرگذار باشد.

این ها بخشی از نوشته ها و گفته هایی است که درباره فلسفه و اهداف بعثت در آیات قرآنی بیان شده است. واکاوی همه ابعاد و زوایای آشکار و نهان آن فرصتی بیش از این را می طلبد که بیرون از حوصله این نوشتار کوتاه و محدودیت های مقاله است.