نگاهی به محرومیت ها بر اثر گناه

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر عملی دارای بازتاب هایی است که محدود به دایره کوچک سبب و مسببی نمی شود که به طور مباشر و مستقیم در آن تاثیر دارد، بلکه چنان که از علامه طباطبایی صاحب تفسیر عظیم المیزان نقل شده که تاثیرات هر عملی بر کل هستی است. به نظر می رسد که بخشی از محرومیت هایی که انسان در زندگی خویش از آن رنج می برد، بر اساس سنت الهی ابتلاء و فتنه و آزمون نیست، بلکه به سبب آثار گناهانی است که انسان انجام می دهد؛ این تاثیرات محدود به شخص گناهکار یا حتی خانواده او نمی شود، بلکه بر اجتماع انسانی، بلکه بر هستی تاثیر می گذارد و مثلا موجب زلزله، سیل، بلکه حتی خسوف و کسوف های زیانبار می شود. نویسنده در این مطلب بر آن است تا بخشی از تاثیرات منفی و زیانبار گناه در محروم شدن از برخی از نعمت های الهی را بر اساس آموزه های وحیانی قرآن بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تاثیرات عام و خاص گناه

از نظر آموزه های وحیانی، هر گناهی دارای دو نوع تاثیر زیانبار در جنبه اختصاصی و عمومی است؛ به این معنا که گناه هم طوری که بر زندگی شخص گناهکار اثر می گذارد، بر دیگران نیز اثر می گذارد؛ پس نمی بایست در برابر گناه و گناهکار ساکت نشست و به فریضه امر به معروف و نهی از منکر اقدام نکرد و چنین گمان کرد که گناه هر کس دیر یا زود، وزر و وبال آن دامن گناهکار را می گیرد و مثلا اگر شخصی گناهی کرد، خودش چوبش را می خورد؛ چنان که مثلا زناکار در زنای غیر احصان شلاق می خورد یا به حکم قاضی، در زنای احصان اعدام می شود؛ پس نیازی نیست تا دیگران در برابر غیبت و تهمت و دیگر گناهان دیگران را کاری حتی نهی زبانی داشته باشند.

از نظر قرآن، چنین تفکر و نگرشی غلط و نادرست است و انسان ها باید بدانند که هر گناهی نه تنها دامن شخص گناهکار، بلکه دیگران را نیز می گیرد؛ زیرا از نظر قرآن، آثار گناه به گونه ای است که می تواند حتی در آسمان و زمین تاثیر منفی به جا گذارد و مثلا موجب قحطی و خشکسالی شود؛ چنان که بر اساس روایات، گناه زنا این گونه تاثیر منفی نه تنها بر محیط زیست انسانی، بلکه محیط زیست جانوری و گیاهی می گذارد و به آنها نیز آسیب می رساند و آنها را از آب و غذای مناسب برای رشد و کمال یابی محروم می سازد. خدا می فرماید: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشکى و دریا نمودار شده است تا سزاى بعضى از آنچه را که کرده‏ اند به آنان بچشاند باشد که بازگردند.(روم، آیه ۴۱)

علامه طباطبایی درباره تاثیر عمومی گناه و تاثیر مستقیم و غیر مستقیم آن بر هستی به این نکته توجه می دهد. یکی از شاگردان ایشان به نام علامه حسینی طهرانی می نویسد: از استاد پرسیدم: آیا گناهان در موجودات نیز اثر مى گذارند؟ براى نمونه خسوف و کسوف نیز مربوط به اعمال بندگان است؟ فرمودند: هر پَر کاهى که در ته چاهى حرکت مى کند، موج بر مى دارد و تا به آسمانها اثر دارد. خداوند متعال مى فرماید: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ ؛ و اگر مردم آبادیها ایمان آورده و به تقوا گرایند، قطعا برکاتى از آسمان و زمین بر ایشان مى گشاییم .(اعراف، آیه ۹۶)

از این آیه ى شریفه استفاده مى شود که تقوا در جلب خیرات و نزول برکات، و گناهان در رفع و منع آنها اثر دارند، بنابر این در کسوف خورشید و خسوف ماه نیز که از جمله خیرات و برکات هستند، اثر دارند. علماى نجوم نوشته اند: خسوف تا سه ماه در موجودات از قبیل نباتات و حیوانات اثر بد مى گذارد و به حال آنها ضرر دارد، چه رسد به گرفتگى خورشید با آن فوایدى که نور خورشید براى موجودات دارد.

البته از یک منظر، هر گناهی آثار اختصاصی دارد که مربوط به همان گناه است؛ هر چند آثار عمومی نیز دارد. در روایات به این مساله بسیار توجه شده است. از روایات امام سجاد (ع) مجموعه ای از این آثار اختصاصی بیان شده است.(اصول کافی، کلینی، بیروت دارالصعب و التعارف، ج ۲، ص ۳۳۱، ح ۵؛ وسائل الشیعه، شیخ محمد حر عاملی، بیروت داراحیاء التراث العربی، بی تا، ج ۱۱، ص ۵۱۹، ح ۸) علامه طباطبایی نیز بر این نکته تاکید دارد؛ چنان که علامه حسینی طهرانی می نویسد: پرسیدم: در دعاى کمیل مى خوانیم : اللهم اغفرلى الذنوب التى تهتک العصم، اللهم اغفرلى الذنوب التى تنزل النقم؛ خداوندا! گناهانى را که پرده ها را مى درد بر من ببخشاى. خدایا، گناهانى را که عذاب ها را نازل مى کند بر من بیامرز. آیا از این جملات استفاده مى شود که هر کدام از گناهان اثر خاصى دارند؟ استاد فرمودند: بله ، چنان که گناهان با هم فرق دارند، تبعات و آثار آنها نیز فرق دارند، و هر گناهى اثر خاصى دارد که در دعا به بعضى از آنها اشاره شده است.

هم چنین از نظر قرآن، هم چنین هر گناهی دارای تاثیرات کلی و جزیی است. به سخن دیگر، برخی از گناهان موجب احباط کلی اعمال می شود که بسیار گناهی بزرگ است؛ مثلا گناه ارتداد موجب احباط کلی اعمال می شود؛ چنان که در قرآن بیان شده است. در مقابل توبه یا اسلام گناهان را برطرف و موجب تکفیر سیئات و حتی تبدیل به حسنات می شود.(تحریم، آیه ۸؛ فرقان، آیه ۷۰؛ نساء، آیه ۳۱

از نظر قرآن، کفر و شرک و نفاق موجب می شود که اعمال صالح در آخرت هیچ ارزشی نداشته باشد.(کهف، آیه ۱۰۵؛ انعام، آیه ۸۸؛ احزاب ، آیه ۱۹) خدا می فرماید: ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدینَ عَلی‌ أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُون؛ مشرکان حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند در حالی که به کفر خویش گواهی می‌دهند! آنها اعمالشان نابود و بی‌ارزش شده و در آتش دوزخ ، جاودانه خواهند ماند!(توبه، آیه ۱۷)

البته برخی از اعمال مسلمانان که در سطح کفر است، چنین تاثیر منفی می گذارد و گویی شخص گرفتار ارتداد شده است.(بقره، آیه ۲۱۷) به عنوان نمونه خدا می فرماید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صدای خود را فراتر از صدای پیامبر نکنید، و در برابر او بلند سخن مگویید (و داد و فریاد نزنید) آن گونه که بعضی از شما در برابر بعضی بلند صدا می‌کنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالی که نمی‌دانید!(حجرات، آیه ۲)

محرومیت دفعی و رفعی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، گناه دو کارکرد اساسی خطرناک دارد؛ زیرا ۱. گاه گناه موجب می شود تا اجازه داده نشود خیر و نعمتی به شخص برسد که از آن به دفع تعبیر می شود؛ یعنی گناه موجب دفع خیر و نعمتی می شود؛

  1. و گاه دیگر، گناه موجب می شود تا نعمت و خیری که به شخص رسیده است، از وی سلب شود و دچار شر و نقمت گردد. از این حالت به رفع نعمت و سلب آن یاد می شود.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳)

از نظر قرآن همان طوری که داشتن تقوای الهی و پرهیز و اجتناب از گناه موجب جلب نعمت می شود؛ گناه می تواند مانع آمدن نعمتی به شخص شود. بنابراین شخص باید با توجه آثار دفع و رفع را بردارد؛ زیرا توبه و استغفار مهم ترین عامل در دفع و رفع بلا و مصیبت و هم چنین جلب نعمت و خیر به سوی انسان است.(اعراف، آیه ۱۵۳ و آیات دیگر)

مصادیقی از محرومیت دفعی و رفعی

خدا در قرآن مصادیق محرومیت های دفعی و رفعی را بیان کرده است. در حقیقت مصادیق دفعی به معنای موانع مطرح است؛ یعنی اجازه نمی دهد تا چیزی از نعمت ها و خیر به انسان برسد. همان طوری که چنان مانع می شود تا نعمت یا خیری به انسان نرسد، هم چنین می تواند خیر ونعمتی را بردارد و حتی تبدیل به نقمت و بلا کند.

از جمله مهم ترین آثاری که قرآن به عنوان محرومیت دفعی و رفعی بیان کرده می توان به مواردی چون : پندناپذیری(بقره، آیات ۲۰۵ و ۲۰۶)، مانع تأثیر قرآن بر قلبها(جاثیه، آیه ۳۱)، مانع تقرب انسان به خدا(مطففین، آیات ۱۲ تا ۱۵)، پذیرش حق از جمله پذیرش آیات قرآنی(جاثیه، آیات ۳۱ و ۳۲؛ فرقان، آیات۲۱ و ۲۲)، مانع رحمت الهی(انعام، آیه ۱۴۷؛ انبیاء، آیات۷۴ و۷۵؛ فرقان، آیات ۶۸ و ۷۰)، مانع رشد بشر(حجرات، آیه ۷)، مانع شناخت(اعراف، آیه ۱۰۰؛ مطففین، آیات ۱۳ و ۱۴؛ جاثیه، آیات ۷ و ۸)، مانع نزول برکات آسمانی و نزول باران مفید(هود، آیه ۵۲؛ نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲)، محرومیت از امدادهای غیبی الهی(نساء، آیه ۱۲۳؛ یونس، آیه ۲۷؛ جاثیه، آیات۳۳ و ۳۴)، محرومیت از بشارت و خیر اخروی(فرقان، آیه ۲۲)، محرومیت از بهشت(اعراف، آیه۴۰)، محرومیت از رفاه و آسایش(بقره، آیات ۵۸ و۵۹)، محرومیت از شفاعت(شعراء، آیات۹۹ تا ۱۰۱)، محرومیت از محبت خدا(بقره، آیه ۲۷۶؛ نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۲۳ و ۱۴۸)، کوتاهی عمر و تبدیل اجل مسمی و اجل معلق و مرگ زودرس(ابراهیم، آیه ۱۰؛ فاطر، آیه ۴۵)، خشکسالی به جای ترسالی(نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲)، دفع روزی و قطع آن(قلم، آیات ۳۱ تا ۳۳) و مانند آن ها اشاره کرد.

امام باقر(علیه السلام) ضمن قرائت آیات سوره قلم فرمود: گاهى بنده گناهى مى کند و روزى از وى دفع مى شود. (تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۹۵، ح ۴۷)

از نظر قرآن کسانی گناه می کنند مورد غضب الهی قرار می گیرند و همین غضب الهی موجب می شود تا نعمت هایی که از آن برخوردار هستند از ایشان سلب شده و ایشان محروم از آن ها شوند چنان که یهودیان و بنی اسراییل به سبب گناهان خویش این گونه مورد غضب الهی قرار گرفته و نه تنها از نعمت های الهی محروم شده بودند بلکه نعمت به نقمت تبدیل شد؛ از همین روست سالیانی سال در بیابان ها سرگردان بودند.(بقره، آیه ۶۱؛ مائده، آیات ۲۵ و ۲۶؛ اعراف، آیه ۱۶۰)

گناه، باعث زوال نعمت و تبدیل آن به نقمت و کیفر است.(انعام، آیه ۶؛ انفال، آیه ۵۳) این تبدیل نعمت به نقمت نه تنها در جهان تکوین، بلکه حتی در جهان تشریع خودشان را نشان می دهد و خدا احکام سخت و شدیدی را به سبب گناهان وضع می کند؛ چنان که در حق یهودیان به سبب گناه وضع کرد.(انعام، آیه ۱۴۶)

اما در جهان تکوین، گناه موجب می شود تا درهای آسمان بسته و برکات از جمله باران های مفید و سازنده نازل نشود(اعراف، آیه ۹۶) زیرا مقصود از «یکسبون» معاصى و مخالفت و تکذیب پیامبران است و منظور از اخذ و هلاکت آنان، حبس آسمان وابتلاى آنان به ضیق و تنگدستى است. (مجمع البیان، ج ۳ ـ ۴، ص ۶۹۹)