نکاح سنت پیامبر(ص)

imagesبسم الله الرحمن الرحیم

در همه موجودات زوجیت وجود دارد و به طور طبیعی و غریزی ازدواج نیز هست. در جوامع انسانی نوع پیشرفته تر ازدواج وجود دارد؛ بنابراین، این پرسش مطرح می شود که چرا پیامبر(ص) نکاح را سنت خود دانسته است؛ چه تفاوتی در نکاح اسلامی با ازدواج ها در جوامع بشری وجود دارد؟ این پرسشی است که نویسنده می خواهد به آن بر اساس آموزه های قرآنی پاسخ دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

النکاح سنتی

همه شاید این جمله را در عقد ازدواج خود یا دیگران شنیده باشند که عاقد پیش از اجرای صیغه عقد آیات و احادیثی از جمله این حدیث را از پیامبر(ص) می خواند که فرموده است: النِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی؛ نکاح، سنّت من است. هر کس از سنّت من رویگردان شود از من نیست. (بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ، ص ۲۲۰ ، حدیث ۲۳ منتخب میزان الحکمه : ص۲۵۲ شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص ۱۰۱؛ مطبعه حیدریه، نجف، بى تا)

آن حضرت(ص)در جایی دیگر فرمودند: مَنْ اَحَب فِطْرتی فَلیَستَنَّ بِسُنتی و مِن سُنتی النَکاحُ؛ کسی که دین مرا دوست می دارد باید به سنت من پایبند باشد و از سنتهای من ازدواج است.(مکارم الأخلاق، ص ۱۹۶)

سنّت در لغت به روش در پیش گرفته شده و عادت شده در زندگى اطلاق مى‏گردد، چنان که پیامبر اکرم (ص) مى‏فرماید:« مَنْ سَنَّ سُنَّهً حَسَنَهً کَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ مَنْ سَنَّ سُنَّهً سَیِّئَهً کَانَ عَلَیْهِ‏ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه ؛ کسى که طریقه خوبى را پایه گذاری نماید، اجر و ثواب هر کس که تا روز قیامت به آن عمل کند را دارا است و کسى روش نکوهیده ای را اختراع نماید، گناه آن و هر کس که عمل به آن تا روز قیامت کند بر عهده او است.( صحیح مسلم ، باب من سن سنه حسنه ؛ و نیز نگاه کنید مثل این مضمون این حدیث: الکافی،ثقه الاسلام کلینی ج۵ ص ۱۰ ح۱ تهذیب الاحکام، شیخ طوسی : ج ۶ ص ۱۲۴ ح۲۱۷ تحف العقول ، ابن شعبه حرانی : ص ۲۴۳ سنن ابن ماجه، ابن ماجه، : ج ۱ ص ۷۴ ح ۲۰۳ بحارالانوار: علامه مجلسی :ج ۷۴ ، ص ۱۶۶ کنزالعمال ،متقی هندی : ج ۱۵ ، ص ۷۸۰ نحوه)

اما سنّت در اصطلاح علم حدیث، گفتار، عمل یا تقریر (تأییداتى) است که به قصد تشریع براى امّت از پیامبر اکرم (ص) صادر شده است.

این که قید «به قصد تشریع» آورده شده برای آن است تا امور دنیوى و عادى و فطرى‏اى که ارتباطى به امور دینى و وحى ندارد از تعریف خارج شود؛ زیرا چنین امورى به طبیعتا از شخص صادر مى‏گردند و طبع افراد متفاوت است و نمى‏توان همه امّت اسلامى را به امورى مقید کرد که عادى و آفرینشى هستند.

شیعیان در تعریف سنّت به جاى پیامبر اکرم (ص) لفظ «معصوم» را مى‏گذارند. پس هر قول و فعل و تقریر معصومان(ع) که چهارده نفرند، حجت خواهد بود. البته سنت به معناى عام کلمه در نزد محدّثان شامل واجب و مستحبّ مى‏شود، ولى در اصطلاح فقیهان تنها به امور مستحب اطلاق مى‏گردد.( ر.ک: خرمشاهى، بهاء الدین – انصارى، مسعود، پیام پیامبر، ص ۸، منفرد، تهران‏، ۱۳۷۶ ش‏)

می دانیم که مساله ازدواج در همه جوامع انسانی وجود دارد؛ چرا که انسان ها همانند دیگر موجودات زوج آفریده شده و در تکثیر نسل و تولید آن نیازمند زوجیت و جفت گیری هستند.(ذاریات، آیه ۴۹؛ شعراء، آیه ۷)

خداوند در آیاتی از جمله ۷ سوره تکویر و ۶ سوره زمر و ۱۸۹ سوره اعراف و نیز ۱ سوره نساء و ۲۱ سوره روم از زوجیت نفوس انسانی سخن به میان آورده و این که ازدواج موجب می شود که آدمی هم خودش به آرامش برسد و هم تولید نسل داشته باشد و هم آثاری دیگر که بر ازدواج بار می شود به دست آورد.

فلسفه نکاح در اسلام

اما پرسش این است که چرا که پیامبر(ص) نکاح را سنت خود دانسته و سرباز زدن و رویگردانی از آن را رویگردانی از سنت خود معرفی می کند؟

در پاسخ باید گفت آن چه در جوامع دیگر رخ می دهد تنها پاسخ به یک غریزه حیوانی و تولید نسل و مانند آن است؛ در حالی در اسلام ازدواج و نکاح فراتر از اهداف غریزی و طبیعی، دارای اهدافی بلند است که ارتباط با آخرت، دین داری، تکامل روحی و روانی بشر دارد. از این روست که مفهوم و اهداف و فلسفه ازدواج در اسلام با ازدواج در جوامع دیگر به طور ماهوی متفاوت است و احکام و قوانینی که اسلام برای نکاح بیان می کند بسیار فراگیر و سخت گیرانه تر از ازدواج در جوامع و شرایع دیگر حتی آسمانی است. از این روست که پیامبر(ص) با تعبیر نکاح می خواهد بفرماید که آن چه در اسلام اتفاق می افتد فراتر از یک رابطه جنسی و تولید نسلی است که در میان همه جوامع انسانی و غیر انسانی وجود دارد.

با نگاهی کوتاه و گذرا نسبت به فلسفه و اهدافی که قرآن و سنت پیامبر(ص) و سنت معصومان(ع) بیان کرده می توان دریافت که جایگاه نکاح و ازدواج در اسلام تا آن جا بالا رفته که عمل به این سنت اسلامی به معنای حفظ دو سوم دین در جوانان و نصف دین در دیگران است. پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم می فرماید: ما مِن شابٍّ تَزَوَّجَ فی حَداثَهِ‏سِنِّهِ إلاّ عَجَّ شَیطانُهُ : یا وَیْلَهُ ، یا وَیْلَهُ ! عَصَمَ مِنّی ثُلُثَی دِینِهِ ، فَلْیَتَّقِ اللّه‏َ العَبدُ فی الثُّلُثِ الباقِی ؛ هیچ جوانى نیست که در دوره جوانى خود ازدواج کند ، مگر آن که شیطان او فریاد برآورد که : «واى بر او ، واى براو ! دو سوم دینش را از (گزند) من حفظ کرد» . بنابراین ، انسان باید براى حفظ یک سوم دیگر ، تقواى خدا در پیش گیرد .(بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ، ص ۲۲۱ ، ح ۳۴ منتخب میزان الحکمه : ص ۲۵۲ )

به این معنا که ازدواج و نکاح اسلامی حافظ دین داری و تامین کننده هدف اصلی دین است؛ یعنی اگر این سنت آن چنان که پیامبر(ص) تبیین و تشریع کرده مورد توجه و عمل قرار گیرد، دست کم نصف دین افراد جامعه تامین و تضیمن می شود و نصف دیگر آن به حوزه دیگر رفتارهای عبادی و دینی شخص باز می گردد.

  1. تولید نسل: تولید نسل یکی از مهم ترین علل غایی و اهداف ازدواج و نکاح در اسلام است؛(شوری، آیه ۱۶) البته چنین هدفی در سایر ازدواج ها وجود دارد، با رویکردی خاص که نشان می دهد که هرگز بعد معنوی و دینی از این حرکت تولید نسل نیز نادیده گرفته نشده است؛ زیرا پیامبر(ص) تولید نسل را به افزایش امت اسلام و جامعه مومنین و موحدین و مسلمین نسبت می دهد. آن حضرت(ص) می فرماید: مِن سُنَّتِی التَّزویجُ ، وَاطلُبُوا الوَلَدَ ؛ فَإِنّی اُکاثِرُ بِکُمُ الاُمَمَ غَداً . وتَوَقَّوا عَلى أولادِکُم لَبَنَ البَغِیِّ مِنَ النِّساءِ ، وَالمَجنونَهِ ؛ فَإِنَّ اللَّبَنَ یُعدی ؛ همسر دادن و همسر گرفتن ، از سنّت من است . فرزند بجویید ؛ چرا که من ، فردا به شما بر دیگر امّت‏ها فراوانى مى‏جویم . درباره فرزندانتان ، از شیر زنان بدکاره و دیوانه ، اجتناب کنید ؛ چرا که شیر ، سرایت مى‏کند .(بحار الأنوار ، جلد ۱۰۳ ، صفحه ۳۲۳ ، حدیث ۹ دانش نامه احادیث پزشکی : ۱ / ۶۸۴)
  2. پیامبر اکرم (ص) در جایی دیگر فرمودند: تَناکحوا تَناسَلُو تَکثّروا فَانی اُباهی بکمُ الاممَ یومَ القیامهِ ولو بالسِّقطِ؛ ازدواج کنید، فرزند به هم رسانید و تعداد افراد خود را فراوان کنید، من در قیامت در برابر امتها، به شما و حتی به فرزندان سقط شده شما مباهات می کنم.(جامع الأخبار، ص ۱۰۱)
  3. حفظ دین: چنان که گفته شد یکی از مهم ترین اهداف و فلسفه نکاح که سنت پیامبر(ص) است حفظ و صیانت از دین است. به این معنا که شخص با ازدواج و عمل بر اساس مفاد احکام و قوانین سنت پیامبر(ص) در همسرداری می تواند نصف دین خویش را حفظ کند. پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله – فرمودند: مَنْ تزّوجَ احرزَ نِصفَ دینهِ فلیتَّقِ الله فی النصفِ الآخرِ؛ : کسی که ازدواج کند نصف ایمان خود را حفظ کرده، پس باید جهت حفظ نصف دیگر آن تقوای الهی را پیشه کند.(نور الثقلین، ج ۳، ص ۵۹۶)اما پرسش این است که چگونه ازدواج می تواند نصف دین را صیانت کند یا در مقام ارزشی در اندازه نصف عبادات قرار گیرد؟ آیا با هر ازدواجی چنین چیزی ممکن است؟ یعنی اگر شخص با یک کافر و زناکار و بی ایمان و مانند آن ازدواج کند چنین آثاری برای ازدواج خواهد بود؟ در پاسخ باید گفت: خیر! بلکه زمانی این آثار خواهد بود که ازدواج بر اساس سنت پیامبر(ص) و قرآن باشد. خداوند ازدواج را با کفو از نظر اعتقادی و ایمانی واجب دانسته است. از این روست که ازدواج با مشرک و زانی و مانند آن جایز نیست. پس اگر کسی بر اساس سنت خدا و پیامبر(ص) ازدواج کند می تواند از این آثار بهره مند شود. از این روست که امام صادق (ع) می فرماید: افراد با ایمانی که ازدواج می کنند با این عمل نصف دین خود را از خطر مصون می دارند .(اصول کافی، ج۵ ، ص۳۲۹)آن حضرت(ص) در جایی دیگر می فرماید: المُتَزَوِّجُ النائمُ أفضَلُ عِندَاللّه مِنَ الصائمِ القائمِ العَزَبِ ؛ همسردار خفته، نزد خدا فضیلت دارد بر بى‏همسرِ روزه‏گیرِ شب‏زنده‏دار .(بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ، ص ۲۲۱ ، ح ۲۵ )پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم در جایی دیگر می فرماید: لا یُختارُ حُسنُ وَجهِ المَرأهِ على حسُنِ دِینِها ؛ نباید حُسن صورت زن را بر حُسن دیندارى او برگزید . (کنز العمّال : ۴۴۵۹۰ منتخب میزان الحکمه : ۲۵۲ )
  4. پس انسان باید به قصد دین داری باید ازدواج کند و آن را یک امر عبادی و دینی بداند نه یک امر برای رسیدن به لذت های دنیوی . از این روست که ازدواج برای مال و جمال را مناسب انسان مومن و مسلمان نمی داند، زیرا هدف های کوچک و بی اهمیتی است و جمال و مال می آید و می رود، بلکه باید برای دین و آخرت ازدواج کرد و هدف بزرگی را مد نظر قرار داد. پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: مَن تزوّجَ امرئهً لایتزّوجُها الآ لِجمالِها لَمْ یَرَ فیها ما یُحبُ و مَنْ تزوجها لِمالها وکلهُ الله الیهِ فعلیکمْ بذاتِ الدین؛ کسی که با زنی ازدواج کند و ازدواج نکرده باشد مگر برای زیبایی آن زن، آنچه را که دوست می دارد در او نخواهد دید و کسی که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند متعال او را به همان مال وی واگذارد، پس بر شما باد به ازدواج با زن با ایمان.(وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۶)
  5. وقتی کسی با ایمان و به قصد دین داری ازدواج می کند، نماز و عبادت هایش نیز رنگ و معنای دیگر می یابد و ارزش و اعتبارش افزایش می یابد. پیامبر(ص) می فرماید: رَکعتانِ یُصلیهما المُتزوجُ اَفضلُ مِن رجلٍ عَزبٍ یَقومُ لَیلهُ و یَصومُ نهارَهُ؛ دو رکعت نماز انسان با همسر برتر است از عمل انسان عزبی که همه شب را در نماز و روز آن را روزه دار باشد.(وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۹)
  6. از نظر آن حضرت(ص) ازدواج چنان ارزش مند در دین داری است که وقتی بر اساس سنت پیامبر(ص) نکاح صورت گیرد و همسرداری انجام شود، نصف عبادت از این طریق انجام شده است. این بدان معناست که کفه ترازو عبادت با ازدواج نصف و نصف خواهد بود؛ یعنی شخص با این عمل به تنهایی نصف عبادت خودش را انجام داده و دیگر عبادات در حقیقت نصف دیگر آن خواهد بود. از این روست که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: هر که ازدواج کند نصف عبادت به او داده شده است . (بحار الانوار . ج۱۰۳ ۰ص۲۲۰)
  7. عفت خواهی و یاری خداوند: اگر نکاح بر اساس سنت پیامبر(ص) انجام گیرد، خداوند در زندگی به او یاری می رساند و همان دعایی که انسان هر روز از خداوند می خواهد که او را استعانت و یاری رساند اجابت می شود؛ اما مشروط به این که این نکاح به قصد و نیت سنت خدا و پیامبر(ص) باشد؛ یعنی شخص بخواهد از طریق ازدواج به عفت دست یابد. بنابراین، فلسفه نکاح پیامبری دست یابی به عفت و یاری خداوند است. این اصل نکاح اسلامی را از دیگر نکاح ها و ازدواج هایی که در جوامع دیگر صورت می گیرد متمایز می کند. پیامبر(ص) عنایت خاص خداوند را به سه دسته از جمله کسانی بخواهند با ازدواج به عفت برسند مورد تاکید قرار داده و می فرماید: ثلاثهٌ حقٌ علی الله تعالی عونُهم، المجاهدُ فی سبیلِ اللهِ و المکاتِبُ الذی یُریدُ الاَداءَ، و الناکحْ الذّی یُریُد العفافَ؛ سه گروه بر خداوند متعال حق دارند تا آنها را یاری کند: مجاهد در راه خدا و کسی که سعی می کند تا قرض خویش را ادا کند و آنکه می خواهد ازدواج کند تا دامن خویش را پاک نگهدارد.(نهج الفصاحه، ح ۱۲۱۹؛ نگاه کنید: نور، آیات ۳۳ و ۶۰)
  8. آرامش خواهی: هدف ازدواج و نکاحی که سنت است، نکاحی است ک شخص به دنبال سکونت و آرامش قلب و رهایی از اضطراب و تلاطم باشد.(روم، آیه ۲۱) بنابراین، ارضای شهوت اصالت ندارد، بلکه هدف اصلی و کلیدی حفظ دین و دست یابی به آرامش است. اگر با این نگاه ازدواج انجام گیرد شهوت نیز ارضا می شود، ولی فراتر از آن انسان به آرامش می رسد. امام رضا(ع) فرمودند: انَّ اللهَ جَعلَ اللّیل سکناً و جعل النساءَ سکناً و مِن السنهِ التزویجُ باللیلِ و اطعامُ الطّعامِ؛ خداوند متعال شب را برای استراحت و آرامش قرار داده و زن را نیز مایه آرامش مرد قرار داده است و از سنت پیامبر است ازدواج در شب و طعام دادن.(سنن النبی، ص ۱۴۷)
  9. پاکی : هدف دیگری که در سنت نکاح اسلامی مورد توجه قرار می گیرد رهایی ازهر گونه پلیدی و پلشتی است. این که بخواهد چشمش پاک بماند و دین و ایمانش حفظ شود. پیامبر(ص) می فرماید: مَنْ تزوَّجَ اِمرئهً لم یُرِدْ بها الآ أن یَغضَّ بَصرهُ و یحصن فَرْجهُ او یصلَ رحمَهُ بارک اللهُ لَهُ فیها وبارک لها فیه؛ کسی که ازدواج نکند؛ مگر به خاطر پاکی چشم و دامن خود و یا جهت صله رحم، خداوند وجود آن زن را برای او و نیز وجود او را برای آن زن مبارک و میمون می سازد.(الزواج، ص ۲۷۶)
  10. انسان با ازدواج بر سنت پیامبر(ص) به یک پاکی و طهارتی می رسد که او را سربلند می کند و می تواند با طهارت به لقاء الله برسد. پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم می فرماید: مَن أحَبَّ أن یَلقَى اللّه‏َ طاهِرا مُطَهَّرا فَلْیَلْقَهُ بزَوجَهٍ ؛ هر که دوست دارد که پاک و پاکیزه خدا را دیدار کند، با داشتن همسر به دیدارش رود .(بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ، ص ۲۲۰ ، ح ۱۸ )
  11. برکت: نعمت خوب است ولی اگر این نعمت خیر شود و به عنایت و فضل الهی افزایش یابد، نور علی نور خواهد بود. هر انسانی طالب برکت در زندگی از نظر مادی و معنوی است و این که خداوند زندگی اش را مبارک گرداند. یکی از اهداف نکاح بر پایه سنت پیامبر(ص) دست یابی به برکت است. این مساله نیز تفاوت ماهوی را میان ازدواج اسلامی و غیر اسلامی ایجاد می کند. پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: تَزوّجْ فانَّ فی التزویجِ بَرکهً والتعففُ؛ ازدواج کن، زیرا برکت و عفت در ازدواج است.(مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۶۲)
  12. رزق الهی : در ازدواج های دیگر ، زندگی هزینه ساز است اما در نکاح اسلامی رزق و روزی پس از ازدواج به فضل و عنایت الهی می رسد . یعنی رزق خانواده اسلامی از سوی خداوند می رسد به شرط این که در چارچوب سنت الهی و سنت رسول (ص) نکاح صورت گیرد. خداوند بر این امر در آیه ۳۲ سوره نور تاکید دارد. پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله – نیز فرمودند: اِلْتَمسوا الرزقَ بالنکاحِ؛ بخواهید رزق و روزی خود را به وسیله ازدواج.(مکارم الأخلاق، ص ۱۹۶) امام صادق(ع) نیز می فرماید: هر که از ترس تهیدستی ازدواج نکند ، به خدای متعال گمان بد برده است؛ چرا که خدای متعال می فرماید: « اگر تهیدست باشد خداوند از فضل خود توانگرشان می سازد » .(نور الثقلین . ج۳ . ص۵۹۷)
  13. گشایش درهای آسمان: ازدواج بر مدار سنت پیامبر(ص) درهای آسمان را بر روی خانواده باز می کند؛ زیرا این عمل اسلامی موجب تقواست و تقوا نیز در رحمت الهی را می گشاید(اعراف، آیه ۹۲). پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله – فرمودند: یفتحُ ابوابُ السماءِ بالرَّحمهِ فی اَربعِ مواضِعَ عندَ نزولِ المطرِ و عندَ نَظَرِ الولدِ فی وجهِ الوالدینِ وعندَ فَتْحِ بابِ الکعبهِ و عندَ النکاحِ؛ درهای آسمان رحمت الهی در چهار مورد گشوده می شود، هنگام آمدن باران، آنگاه که فرزند به صورت پدر و مادر خود نگاه کند و هنگام بازگشایی درب خانه خدا و هنگام ازدواج، کسی که دوست دارد خدا را پاک و مطهر ملاقات کند، باید به زناشویی بپردازد.(بحار الأنوار، ج ۱۰۰، ص ۲۲۱)
  14. مروت و خوش خویی: هم چنین نکاح بر پایه سنت پیامبر(ص) موجب خوش خویی، مروت و دیگر اخلاق پسندیده می شود. پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم می فرماید : زَوِّجُوا أیاماکُم ، فَإنَّ اللّه‏ یُحسِنُ لَهُم فی أخلاقِهِم ، ویُوَسِّعُ لَهُم فی أرزاقِهِم ، ویَزِیدُهُم فی مُرُوّاتِهِم ؛ بى‏همسران خود را همسر دهید ؛ زیرا با این کار خداوند اخلاق آنان را نیکو مى‏گرداند و روزیهایشان را زیاد مى‏کند و بر جوانمردیهاى آنان مى‏افزاید .(همان)
  15. پرهیز از فساد و فتنه در زمین: ازدواج در چارچوب سنت پیامبر(ص) موجب حفظ جامعه از فتنه و فساد و انواع و اقسام نابهنجاری های اجتماعی می شود. پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) می فرماید: وقتی کسی که به خواستگاری می آید و اخلاق و دین اش مایه رضایت است به او زن دهید که اگر چنین نکنید ، فتنه و فساد زمین را پر خواهد کرد. (نهج الفصاحه ، ح۲۴۷)

ازدواج با چنین ساختار و اهدافی است که به عنوان بهترین بناها در اسلام مطرح می شود و خداوند ازدواج را امری محبوب و ارجمند می شمارد. چنان که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد ، که نزد خدای عز وجل محبوبتر و ارجمند تر از ازدواج باشد . (بحار الانوار . ج۱۰۳ ۰ص۲۲۲)

البته چنان که بارها گفته شد ازدواج بر اساس سنت پیامبر(ص) و عمل به آموزه های قرآنی و سنت و سیره اهل بیت (ع) است که موجب می شود تا آثار و برکات فراوانی بر ازدواج اسلامی بار شود. این تفاوت معنادار است که نکاح را سنت اسلامی قرار می دهد؛ زیرا کسی که بر اساس سنت اسلام عمل کند، بدترین شوهر بهترین شوهر نسبت به اقوام و جوامع دیگر خواهد بود؛ چنان که امام حسن (ع) به مردی که با ایشان در باره ازدواج دختر خود مشورت کرد ، فرمود : او را به مردی با تقوا شوهر ده ؛ زیرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد گرامیش می دارد و اگر دوستش نداشته باشد به وی ستم نمی کند .(مکارم الاخلاق . ج۱ . ص۴۴۶)

به هر حال، با توجه به آن چه گذشت معلوم می شود که چرا پیامبر(ص) نکاح را سنت خود دانسته است؛ زیرا هم از نظر روش و هم ماهیت و احکام و اهداف با دیگر ازدواج ها فرق دارد و تنها یک قرارداد و یا عقد مانند عقد بیع و خرید و فروش جنس نیست، بلکه یک بنای الهی است که بر اساس آن دین حفظ می شود و راهی برای رسیدن به خدا و لقاء الله در بهترین شرایط و محبوب ترین آن هاست.