نیکوترین شیوه شوهر داری

عرضه کردن زن به مرد در خلوتگاه و حریم کاملا خصوصی  ، اصلی قرآنی و حکمی الهی است که نمی توان از آن چشم پوشید. از این روست که گفته اند بسیاری از مشکلات و درگیری های میان زن و شوهر در طول روز ارتباط تنگاتنگی با خلوت گاه ایشان دارد.

آمارها بیانگر آن است که بیش ترین علل و عامل مستقیم و یا غیر مستقیم در افزایش طلاق در میان خانواده ها عدم تعامل سازنده و مفید میان زن وشوهر است. زنان بر این باورند که با اختیار شوهر توانسته اند به همه چیزهایی که می خواستند دست یابند و ستون استوار بنیاد خانواده را در اختیار گرفته اند و به سخنی خرشان از پل گذشته است. در حالی که نگه داشت چیزی سخت تر از به دست آوردن آن است. مردان در دست زنان و یا در کنار ایشان همانند ماهی بسیار لغزنده هستند . از این رو نمی توان از گریزپایی ایشان سخن نگفت و امید داشت که همواره پای بند خانه و خانواده باشند مگر آن که انگیزه های قوی و شدیدی هم چون گذشته ایشان در محیط خانواده حفظ کند.

ریشه یابی طلاق ها

در ریشه یابی طلاق همواره از مسایل جنسی به صراحت و یا کنایه سخن گفته شده است. مردان پیش از آن که به جا و مکان و غذا اهمیت دهند به مسایل جنسی اهمیت می دهند. از این روست که گفته اند ریشه مشکلات خانوادگی را می بایست در خلوت گاه ایشان جست. بر پایه آموزه های قرآنی و فرمان الهی، زنان و مردان می بایست در شبانه روز سه وعده را خلوت کنند و در این سه زمان حتی فرزندان نیز نباید در خلوت گاه ایشان وارد شوند.

در این سه خلوت زن می بایست خود را به اشکال و اقسام بیاراید و از هر گونه آرایش و زینت بهره برد. جامه های خواب به تن کند و خود را در حقیقت به شکلی عریان کرده و تن و اندام خویش به شوهر خویش نشان دهد. کرشمه و طنازی نماید  و از آداب معاشقه چیزی کم نگذارد. همانند مرغان بهشتی به اشکال مختلف خود را بنمایاند. از این روست که بسیاری از امور که بر زن در محیط اجتماعی و عمومی حرام و یا مکروه است در این خلوت گاه مستحب و مجاز است. از جمله جامه های بدن نما که پوشیدن آن در بیرون از این محیط جایز نیست و اگر زنی آن را به رضایت و اجازه شوهر بپوشد تا زمانی که بر تن دارد فرشتگان زن و شوهر را لعن و نفرین می کنند و یا خوانندگی و آواز و یا رقص و حرکات موزون که در جاهای دیگر غیر مجاز و یا به سختی مجاز با شرایط بسیار مجاز می شود در این خلوت گاه نه تنها مجاز بلکه مستحب و از آیین و مصادیق حسن التبعل می باشد.

در روایات و روان شناسی جنسی در باره خلوت گاه و تعامل زن شوهر در این مدت گفته شده که آنان در این مدت با یک دیگر در باره مسایل خصوصی سخن بگویند و معاشقه نمایند. البته هرگز درباره مسایلی سخن نگویند که کدورت زا باشد و مشکلات بیرون از خلوتگاه را به درون خلوتگاه بکشاند و عیش را منقص گرداند و آتش محبت را به آب سرد سخنان درشت خاموش سازد بلکه هر کلام و هر سخنی مهر و محبت را بیافزاید و عاملی برای جذب و جلب به سوی یک دیگر باشد. در این خلوتگاه است که زن و شوهر در یک حریم کاملا خصوصی می توانند یک دیگر را از نظر جنسی به طور کامل ارضا و خشنود و راضی نمایند و بر اساس پاره ای روایات نمی بایست زن دیر به خلوتگاه رود و یا هنگام ورود خود را آرایش نکند و زمینه های تحریک جنسی را از میان بردارد.

به هر حال عرضه کردن زن به مرد در خلوتگاه و حریم کاملا خصوصی اصلی قرآنی و حکمی الهی است که نمی توان از آن چشم پوشید. از این روست که گفته اند بسیاری از مشکلات و درگیری های میان زن و شوهر در طول روز ارتباط تنگاتنگی با خلوت گاه ایشان دارد. هر گاه مسایل خلوتگاه حل شود همه مشکلات دیگر به خودی خود حل می شود. اگر مردی در باره پوشش زن و یا غذا و نحوه بچه داری و مانند آن اشکالی می گیرد ریشه آن را می بایست در جایگاه دیگر جست و این گونه چیزها بهانه هایی بیش نیستند.

در این حریم خصوصی، بچه ها و دیگر کسان حاضر در محیط خانواده نمی بایست وارد شوند. در دستورهای قرآنی و نبوی این مساله بارها مورد تاکید قرار گرفته است که زن  و شوهر می بایست از خوابگاه مستقل و مجزایی برخوردار باشند که زن و شوهر از هر حیث بتوانند آزادانه به معاشقه و رفتارهای جنسی اقدام کنند. در محیط های غربی برای پدر و مادر خوابگاهی مستقل است و دیگران به هیچ وجه در طول شبانه و روز مگر با اجازه آنان نمی توانند وارد این حریم مطلقا خصوصی شوند. آنان در این بخش به طور کامل اسلامی وقرآنی عمل می کنند هر چند در امور دیگر غیر قرآنی و حتی ضد دینی (یهودی و مسیحی ) رفتارمی کنند ولی این گونه رفتار ایشان همان اسلامی است که در محیط شرقی و اسلامی از آن خبری نیست . در حقیقت ما در شرق اسلام را داریم ولی در غرب مسلمانی را می توانیم بیابیم . اسلام شناسنامه ای موجب می شود که دین به کناری برود و بسیاری از آسیب های خانوادگی و حتی اجتماعی و نابهنجارهای ایجاد شود. در شرق پدر و مادر در کنار فرزندان می خوابند و از هیچ گونه امکانات جزیی برای معاشقه و رفتارهای جنسی برخوردار نمی باشند. این گونه است که بسیاری از آسیب های خانوادگی و اجتماعی در کشور پدیدار می شود و آمار طلاق فزونی می یابد.

بازخوانی حسن التبعل یعنی نیکوترین شیوه شوهرداری در آموزه های قرآنی مطلبی است که در این نوشتار مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد.

چیستی حسن تبعل

بعل در زبان عربی به معنای رئیس و رب النوع و بت و صنم و مانند آن آمده است. در آیات قرآن هر گاه این واژه به کار رفته مراد از آن  شوهر و جفت زن است به جز در آیه ۱۲۵ سوره صافات که به معنا و مفهوم بت و صنم به کار رفته است. خداوند در این آیه می فرماید: اتدعون بعلا و تذرون احسن الخالقین؛ آیا بعل را به عنوان خدا و پروردگار خویش می خوانید و از او درخواست کمک و یاری دارید و خدایی که بهترین آفریدگان است را رها می سازید؟ به نظر می رسد که در این آیه مراد همان بعل خدایی است که در میان اقوام قدمی لبنان در منطقه بعلبک مورد پرسش بوده است. حضرت الیاس (ع) که مامور به سوی ایشان بود آنان را به پرسش خدایی دعوت می کند که بهترین آفریدگان است ولی آنان نمی پذیرند.

به نظر طبری در تفسیر کبیر خویش بعل در این کاربرد واژه ای عربی از واژگان اهل یمن است که به معنا و مفهوم رب و پرودگار و خدایگان است. از این رو می بایست گفت که معنای آن چندان تفاوتی با معنا مالک و صاحب که در آرامی و یا سامی ریشه داشته نخواهد داشت؛ زیرا محققان بر این باورند که واژه بعل از ریشه سامی و یا آرامی برخوردار می باشد و در زبان و ادبیات ایشان به معنای مالک و صاحب و پروردگار به کار می رفته است. برخی دیگر بر این باورند که اقوام سامی به زمینی که خود دارای آب کافی بوده و نیازی به آبیاری نداشته باشد و در آن زمین درختان میوه خوبی به عمل می آید سرزمین بعل می گفتند که در حقیقت خود پروردگار و رب درختان و گیاهان خود بوده است و نیازی به آبیاری آسمانی (باران ) یا زمینی از راه نهر ندارد.

از این رو شوهر و جفت زن را بعل گفته اند که در حقیقت خدایگان زن و پروردگار اوست و به نوعی مالکیت و سروری دارد. در کاربردهای اقوام کهن برای بیان مفاهیمی مهم چون شوهر احترام وبزرگی و سیادت و آقایی مطرح و مهم بوده است. از این رو از واژگانی بهره گرفته می شد که در حد اندازه پرستش بوده است. در برخی از اقوام چنان شوهر از جایگاه بلند برخوردار بوده است که در حکم خدایگان و در شانیت پرستش بوده است. از این روست که واژه ای که برای بیان پروردگاری و رب النوعی و یا صنم و بت به کار می رفته است در حق شوهر نیز به کار می رفته است. بنابراین معنا و مفهوم بعل در کاربردهای اصیل آن به معنا پروردگار خانه و سرور و سالار بوده است.

اما واژه حسن که در زبان پارسی از آن به نیکویی یاد می شود در حوزه های مختلف معنایی متنوع و متعددی دارد. با این همه در یک امر مشترک می باشند؛ زیرا در همه آن ها مساله زیباشناختی به عنوان مولفه و مقوم اصلی مطرح می باشد. هر چیزی هر چند خیر و خوب باشد ولی نیکو نیست. نیک و نیکو چیزی است که از نظر ذوقی و عاطفی و زیبایی نیز شخص را به وجد و بر سر ذوق آورد. از این رو تاکید بسیاری در واژه بر جنبه های روان شناختی و زیباشناختی آن شده است. نیکو هر امر پسندیده ای است که زیبایی را نیز همراه خود دارد و زمینه اعجاب و شگفتی دیگران را فراهم و عواطف و احساسات آنان را بر می انگیزد.

حسن خلق که در آیات قرآنی از آن سخن به میان آمده است  و حتی پیامبر به عنوان علی خلق عظیم مورد تمجید و ستایش خداوند قرار گرفته است به معنای نرم‌خویى، پاکیزه گفتار بودن و با روى گشاده و زیبا با دیگران برخورد کردن است. ( جامع‌السّعادات، ج‌۱، ص‌۳۰۶)

بنابراین با توجه به کاربردها و مصادیقی که قرآن برای حسن خلق بیان داشته می توان گفت که حسن التبعل و شوهر داری چیزی در مایه های رفتارها و هنجارهای نیک و حتی فراتراز آن است؛ زیرا در رفتارها و هنجارهایی نیک با دیگر تنها به عنوان دیگری مطرح است ولی در مساله شوهر به عنوان شخصی در جایگاه بلندی چون پروردگاری و مالک و سرور مطرح می باشد. از این رو نیکی ها و رفتارهای پسندیده می بایست فراتر و بیش تر از رفتارهای نیک عمومی باشد که در آیات وروایات به شماری از آن ها پرداخته شده است.

از این رو بهتر است در این بخش به مباحث خاص پرداخته شود و از بیان مسایل و مصادیقی که به عنوان رفتارهای نیکو یاد می شود بحثی نمی شود. در حقیقت تنها به موارد اختصاصی آن اشاره خواهد شد و به مصادیق و موارد عمومی توجه نمی شود. بنابراین عدم بیان آن ها به معنای آن نیست که نمی بایست این رفتارهای پسندیده نسبت به شوهر مراعات نشود بلکه به این معناست که برای شوهر اختصاصاتی از حسن خلق مطرح است که نسبت به دیگران مطرح نمی شود. این دسته از اختصاصات همانند اختصاصات پیامبر و یا اختصاصات همسران پیامبر (ص) می باشد که به عنوان ام المومنین حق ازدواج پس از رحلت پیامبر(ص) را نداشته و می بایست تا آخر عمر بیوه بمانند.

خلوت سه گانه

یکی از بهترین و نیکوترین روش های همسرداری به طور کلی و شوهر داری به طور خاص آن است که در شبانه روز یکی پیش از نماز صبح و سحرگاهان و هنگام چاشت و هم چنین بعد از نماز عشاء با یک دیگر خلوت کنند. در آیه ۵۸ سوره نور سحرگاهان بر چاشت و چاشت بر شامگاهان مقدم شده است. شاید علت و یا حکمت تقدم این باشد که در این مردان در سحرگاهان بیش تر تمایل و گرایش به مسایل جنسی دارند و در طول روز هنگامی که چاشت و خواب ظهر که تن از جامه های بیرونی بر می کنند این تمایل شدید است و کم ترین حالت به گرایش جنسی در هنگام شامگاهان می باشد. بنابراین زنان می بایست در این سه خلوت خویش خود را بیارایند و به تعبیر قرآن جامه ها به کناری نهند و تن را از جامه رهایی بخشند و خود را به شوهر عرضه کنند.

در این زمان هیچ از بستگان از کوچک و بزرگ نمی بایست در این خلوت راه یابند و اگر از فرزندان به بلوغ جنسی رسیده اند می بایست همانند دیگران هنگام ورود به خلوت از پدر و مادر اذن و اجازه دخول بگیرند؛ زیرا زن و شوهر در این سه وعده به گونه ای حتی در پوشش هستند که فرزندان بالغ نمی بایست آنان را در چنین وضعیتی مشاهده کنند. این بدان معناست که زن و شوهر به گونه ای از نظر پوشش می باشند که برای محرم ایشان نیز حرمت وجود دارد که آنان را به آن وضع و شکل ببینند.

خلوت های سه گانه آن چنان مهم و اساسی است که پیامبر اکرم (ص) می فرماید : نشستن مرد در کنار همسر خود در پیشگاه خداوند دوست داشتنی تر از اعتکاف و شب زنده داری در مسجد خود ( مسجد النبی در مدینه ) است.(تنبیه الخواطر ج ۲ ص ۱۲۲)

مرد در این خلوت گاه می بایست محبت خود را به زن ابراز کند و از پنهان کردن آن بپرهیزد؛ زیرا زنان با شنیدن محبت مردان به اعتماد به نفسی خاص دست می یابند. از این روست که پیامبر بزرگوار (ص) می فرماید: این گفته مرد به همسر خویش که دوستت می دارم هیچ گاه از قلب او بیرون نمی رود.(کافی ج ۵ ص ۵۶۹)

برای ابراز محبت هیچ از زن و مرد نمی بایست کوتاهی کنند و به اشکال مختلف مهر و محبت خویش را بیان و آشکار سازند. چه این مساله با گفتن کلمه ای باشد و یا دادن شاخه گلی و یا هر چیزی که زن از آن خوشش می آید و بدان علاقه مند می باشد. از این رو حتی خریدن خوراکی مانند آدامس و چیزهایی که زن بدان علاقه مند می باشد یکی از شیوه های بیان و ابراز مهر و محبت است. پیامبر (ص) در این باره می فرماید: مردی که برای همسرش لقمه می گیرد نزد خداوند پاداش دارد.(المحجه البیضاء ج ۳ ص ۷) به این معنا که این عمل وی نه تنها بازتاب دنیوی و افزایش مهر و محبت میان زن و شوهر خواهد داشت بلکه بازتاب اخروی نیز به دنبال خواهد داشت و شخص در آخرت از پاداش آن نیز بهره مند می شود.

در خلوت گاه زن می بایست خود را عرضه کند. از این روست که دراسلام پیش قدمی زن در مسایل جنسی و عرضه کردن پیشنهاد از سوی وی امر مستحب دانسته شده است. استحباب به این معنا خواهد بود که این عمل وی مانند لقمه گرفتن مردان برای زن آثار دنیوی و اخروی و پاداش را در بر دارد و تنها یک رفتار اجتماعی و هنجاری نیک به شمار نمی رود بلکه امری مورد تایید و تاکید دین و شارع به عنوان یک عمل دینی و حکم شرعی است. بنابراین اعلام آمادگی زن به عنوان امری مستحب در قانون دین مطرح می شود و از زنان خواسته می شود که نه تنها با پوشش و رفتار و کرشمه ی خویش شوهر را به عمل جنسی فرا خوانند بلکه به گفتار و به صراحت و روشنی اعلام آمادگی کرده و خود را در اختیار شوهر قرار دهد.

پیامبر (ص) در بیان اعلام آمادگی جنسی زن می فرماید: علیها ان تطیب باطیب طیبها و تلبس احسن ثیابها و تزین باحسن زینتها و تعرض نفسها علیه غدوه و عیشه و اکثر من ذلک حقوق ها؛ بر زن به عنوان یک واجب ( یا حکم استحبابی ) شرعی است که از خوشبو ترین عطرها استفاده کند و زیباترین جامه ها و لباس ها را بر تن کند و خود را به نیکوترین وجه آرایش کند و بیاراید و بامدادان و شامگاهان خود را بر شوهر عرضه کند و اعلام آمادگی نماید. این از حقوق شوهر می باشد و حقوق شوهر بیش از این چیزی است که گفته شد.

تاکید آن حضرت بر عرضه کردن در دو وقت به معنای مخالف با حکم سه وقت قرآن نیست از این رو تنها از باب نمونه مواردی را مطرح می سازد و از بیان بسیاری از موارد و مصادیق خود داری می ورزد و در یک کلمه می افزاید که حقوق شوهر بیش از آن چه گفته شده می باشد تا زن خود با توجه به شرایط شوهر و علاقه مندی وی اقدام کند و از هر چیزی که بیانگر آمادگی جنسی است خودداری نورزد و موجبات تحریک جنسی شوهر را فراهم آورد تا نیازی به دیگری پیدا نکند و در دام وسوسه های شیطانی نیافتد.

چنان که گفته شد و آمارها نیز نشان می دهد بسیاری از اختلافات میان زن و شوهر از این ناحیه است. شما زنانی را دیده اید که خود را برای عروسی و مهمانی آرایش می کنند و جامه های بسیار زیبا و آرایش بسیار نیکو می کنند و از همه روش های خودنمایی بهره می گیرند ولی همین که به خانه می آیند آرایش را با توجیه بد بودن در نزد فرزندان به این شکل می شویند و جامه های زیبا را از تن خارج می کنند و به شکلی معمولی در خانه می گردند. مردی که در بیرون با چنین زنانی حتی لحظه ای و گذرا مواجه شود سپس در خانه با شکلی دیگر رو به رو گردد در درون خویش احساس کمبود می کنند و به شکل مطلوب ارضا نمی شود.

آماده باش دایمی

یکی از حقوق مردان بر زنان به عنوان حسن تبعل آن است که زن خود را همواره در حوزه مسایل جنسی آماده نشان دهد و ابراز کند مگر در مواردی که دین منع و از آن بازداشته است. البته در همان موارد خاص نیز به اشکال دیگر خود را درمعرض بهره برداری جنسی قرار دهد و زمنیه های استمتاع را فراهم آورد به گونه ای مرد هیچ احساس کمبود و نیاز جنسی نکند. این آماده باش هر چند که در آیه ۵۷ سوره نور نیز بیان شده است ولی در روایات به شکلی مشخص بیان و خواسته شده است. در بسیاری از روایات بر این نکته تاکید شده که زن می بایست همواره درحالت آماده باش دایم جنسی باشد.

در روایت است که زنی از پیامبر (ص) درباره حقوق شوهر پرسید. آن حضرت فرمود: و لا تمنعه نفسها و ان کانت علی ظهر قتب ؛ بر زن است که خود را از شوهرش باز ندارد و بگذارد تا وی از او کام گیرد حتی اگر بر روی کوهان شتر باشد.

در این روایت بدترین حالت را تجسم کرده است که در جریان سفر و آن هم در روی شتر و بار کجاوه اگر مردی از زن خویش بخواهد که از وی کام گیرد می بایست خود را آماده کند و از آن بازندارد.

در حقیقت آماده باش دایمی جنسی برای جلوگیری از هر گونه احساس نیاز امری است که می بایست زن به عنوان حق شوهر بشناسد و از آن کوتاهی نکند. از این روست که گفته اند یافتن شوهر آسان تر از حفظ آن است؛ زیرا مردان با دیدن غزایز جنسی ایشان تحریک می شود و احساس نیاز می کنند و اگر این نیاز برآورده نشود به راه های دیگر ارضا می شود که یا گناه است و یا با عقد موقت و دایم با زن دیگری برآورده می شود.

تاکید آیات و  روایات بر خودنمایی و آراستگی زنان برای شوهران از این روست که مردان با دیدن عواطف و احساسات جنسی ایشان برانگیخته می شود. از این روست که زن می بایست خود را در حالت آماده باش قرار دهد تا شوهر وی به زنی دیگر گرایش نیابد و استمتاع نجوید.

مسایل جنسی در حوزه خانواده هم در حوزه تشکیل و هم بقایی آن نقش اساسی دارد. تفکر این که این امور در زمانی کاسته می شود و تا تقلیل می یابد و یا از میان می رود تفکر نادرست و دور از واقع و حقیقتی است . مردان بر خلاف زنان دارای تمایلات جنسی قوی ای هستند و همواره در آن ها وجود دارد. شاید یکی از علل و حکمت ها تعدد زوجات و عقد موقت مساله گرایش های شدید جنسی مردان باشد که هر گز فروکش نمی کند و زنان گاه به عللی نمی توانند آن را برآورده سازند و مشکلات خانوادگی را سبب می شود. خانه زمانی آرامش می یابد که مرد از نظر جنسی ارضا شود و نیازهای جنسی او برآورده شود.

اگر این تمایلات جنسی در خانه بر آورده نشود به اشکال مختلف در جامعه خود را نشان می دهد و فساد و تباهی اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.

از این روست که زن می بایست پروانه وار دور و بر شوهر بچرخد و همه گونه وسایل آرامش روحی وروانی و جنسی وی را برآورده سازد. امام باقر (ع) می فرماید: هر زنی که یک لیوان آب به شوهرش بدهدا از یک سال روزه داری و شب زنده داری برایش برتر است . ( وسایل الشیعه ج ۱۴ ص ۱۲۳)

اصولا جهاد نفس و جهاد اکبر و اصغر زن در زندگی خانوادگی و در شوهر داری و حسن التبعل وی می باشد . زنان اگر بخواهند ثوابی کسب کنند نیازی نیست که شب زنده داری کنند و برای نماز شب بر خیزند و یا روزهای بلند و گرم را روزه بگیرند و یا برای جنگ و جهاد در راه خدا به جبهه بروند. برای به دست آوردن پاداش اخروی همه این امور تنها شوهرداری کنند. از این روست که یک لیوان آب به شوهر دادان برابر با ثواب و پاداش یک سال شب زنده داری و روزه داری می باشد.

امام باقر (ع) هم چنین می فرماید: زن برای رضا و خشنودی خدا تنها رضایت شوهر را اصل قرار دهد. با این کار است که رضایت و خشنودی خدا را نیز به دست می آورد و اگر شوهر خشمگین شود خشم الهی را به دنبال خواهد داشت.

زنان می بایست به هر شکلی شده رضایت شوهر را به دست آورند. از این روست که شوهر در اندیشه و تصویر اسلامی چون پروردگار صاحب حق و مالک شمرده شده است و از جایگاه بلندی برخوردار می باشد . زن برای به دست آوردن رضایت و خشنودی خدا نمی بایست نمازها ی بسیار و یا طولانی بخواند و یا روزه های مستحبی بگیرد. همین کار را می تواند با رضایت شوهر به دست آورد و از پاداش آن بهره مند گردد. از این روست که در اسلام جز نماز های واجب و آن هم در خانه از آنان خواسته نشده است و حتی نهی شده است که زنی نمازش را طولانی کند و شوهر را سرکار بگذارد و خود را در کنار شوهر ننشاند و عشوه نکند و روزه های مستحب حتی بی اذن شوهر باطل و گناه است و نمازهای مستحبی از استحباب خارج می شود.

به هر حال جهاد و دین داری زن در شوهرداری وی خلاصه می شود . از این روست که امیر مومنان علی (ع) می فرماید: جهاد زن آن است که خود را بیاراید و زیبایی خویش را آشکار کند و برای شوهرش آراستگی نماید. ( نهج البلاغه کلمات قصار شماره ۱۳۶)

این ها تنها نمونه هایی کوچک از روش های نیک شوهرداری است و حتی اگر این کوچک ترین و مصادیق مطرح شده مراعات گردد بسیاری از خانه از وضعیت کنونی بیرون و آرامش در خانه ها حکمفرما می شود ولی مساله این است که حتی در همین اندازه مسایل رعایت نمی شود و طلاق و جدایی در جامعه افزایش می یابد. به سخن پیامبر(ص) این ها که گفته شده بخشی از حقوق شوهران است و حق شوهر بیش از این چیزهایی است که بیان شده است .