نور و ظلمت نفس از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، انسان ها در قیامت به دو دسته اصلی دارندگان و فاقدان نور تقسیم می شوند؛ یعنی کسانی که از خود نور دارند و کسانی که نور نداشته و گرفتار ظلمت هستند. البته درجه نور و ظلمت انسان بسیار متفاوت است تا جایی که برخی از مردمان در ظلمات سه گانه ای قرار می گیرند که دستان خویش را نیز نمی توانند ببیند.

از نظر قرآن، هر کسی نور و ظلمت خویش را در دنیا کسب می کند و به آخرت می برد. در حقیقت نور و ظلمت از ملکات نفس انسانی است که در قیامت بروز و ظهور می کند. پس کسی که نور ندارد در فضایی تاریک و ظلمانی قرار می گیرد و کسی که با خود نور داشته باشد به همان اندازه و درجه نورانیت نفس،‌ در فضای نورانی در قیامت قرار می گیرد؛ چرا که بهشت و دوزخ هر کسی سازه نفس او و ملکاتی است که در دنیا به دست آورده و با خود به صحنه قیامت و آخرت آورده است.

نورانیت نفس با اعمال عبادی

از نظر قرآن، خدا نور و ظلمت را پس از خلق زمین و آسمان،‌ جعل کرده است.(انعام،‌ آیه ۱) نور هر چیزی از الله است که موجب ظهور آنان در هستی می شود.(نور، آیه ۳۵) از آن جایی که الله نامی برای همه نام های الهی است. این بدان معناست که هر نامی ظهوری دارد که به شکل خلق و مخلوق در هستی به ظهور رسیده است. بنابراین، هر گاه برای نامی ظهوری نباشد، خلقی برای آن نام در هستی نیست و هم چنان در هویت ذات الهی باقی خواهد بود.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، انسان ظهور نام الله است. به این معنا که همه هستی در یک کفه ظهورات الله قرار می گیرد و انسان به تنهایی در یک کفه دیگر. از این روست که انسان را همان عالم اصغری گفته اند که برابر با عالم اکبر است.

البته الله به شکل اجمال در انسان ظهور دارد. بنابراین به ظهور تفصیلی نیازمند تلاشی از سوی انسان است. از نظر قرآن، این تلاش اگر در چارچوب عبودیت و بندگی خدا و بر اساس آموزه ها و هدایت های تکوینی(طه، آیه ۵۰) و هدایت تشریعی مطابق آن با آن(روم، آیه ۳۰) انجام گیرد(بقره، آیه ۲۱)، انسان به تمامیت نورانیت الله می رسد(بقره، آیه ۱۳۸) و خود نور مطلق می شود که هستی را روشن می سازد(حدید، آیه ۱۲) و در مقام خلافت (بقره، آیات ۳۰ و ۳۱) و مظهریت در ربوبیت و پروردگاری(آل عمران، آیه ۷۹) جهان آفرین و جهان پرور خواهد بود که البته این معنا در آخرت به شکل اساسی ظهور تمام می یابد.(واقعه، آیات ۸۸ و ۸۹)

پس از نظر قرآن، در جایی که نور الله نیست، چیزی ظهور نمی یابد، بلکه در عدم ظهور باقی می ماند؛ چنان که نفس انسانی که بر اساس عبودیت در صراط مستقیم نور اسلام و ایمان و قرآن، قرار نگرفته باشد، نوری نخواهد داشت و در ظلمت خود باقی می ماند؛ زیرا بروز و ظهوری برای نور اجمالی در دنیا با ایمان و عمل صالح نبوده است تا در قیامت ظهور عینی یابد. از همین روست که خدا درباره منافقان نقل می کند که آنان در آخرت از مومنان می خواهند تا از نور نفس خویش به آنان نیز بدهند تا آنان نیز نورانی شوند، اما چنین چیزی شدنی و ممکن نیست؛ زیرا کسب نور با اعمال عبادی در دنیا به دست می آید و آخرت تنها زمان بروز و ظهور تمام همان نورانیت اکتسابی در دنیا است. از آن جایی که در قیامت بساط دنیا برچیده شده و دنیایی نیست؛ چرا که زمین و آسمان دنیا با همه عظمت و کهشکان ها و غیر آنها به زمین و آسمان اخروی و قیامتی تبدیل شده (ابراهیم، آیه ۴۸) رجوع و بازگشت به دنیا و کسب نور در آن جا، دیگر معنایی ندارد.(حدید، آیه ۱۳)

نورانیت نفس با نور ایمان و قرآن

بنابراین،‌ آموزه های قرآنی به این مهم توجه و التفات می دهد که هر کسی به شکل اجمالی به سبب دارایی فطری و برخورداری از صفات و اسمای الهی(بقره، آیه ۳۱) از نورانیت آن بهره مند است، اما ظهور و بروز آن نور الهی در تمامیت آن بستگی به اعمال عبادی دارد که این نور اجمالی را به شکل تفصیلی اظهار می کند.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، کافران و مشرکان، این نور الهی اجمالی را با گناه و فجور زنده به گور کرده و مومنان آن را با تقوای الهی و عمل بر اساس آموزه های دستوری قران، به شکل تفصیلی اظهار می کنند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)

البته منافقان به ظاهر با مومنان هستند و همان اعمال عبادی را انجام می دهند، ولی چون ایمان نداشته و نیت آنان با عمل ایشان یکی نیست، نتیجه ای از عمل خویش نمی گیرند؛ زیرا آنان نیز در حقیقت جزو جرگه کافران هستند.(حدید، آیات ۱۳ و ۱۴)

از نظر قرآن، نوری که موجب بروز و ظهور تفصیلی صفات نوری الله در انسان می شود، همان بهره گیری از نور ایمان و قرآن است؛ چرا که نور قرآن(نساء، آیه ۱۷۴) و ایمان(شوری، آیه ۵۲)، نوری بسیار قوی است که وقتی با قالب اعمال صالح عبادی خودنمایی می کند، جزو ملکات نفسانی انسان می شود و انسان را دارنده نوری تفصیلی کمال و تمام می کند که نه تنها خودش ظاهر بلکه موجب ظهور چیزهای دیگر در قالب مخلوق آن نور می شود. از این روست که سازه های اخروی مومنان در قیامت، برخاسته از نور ملکات نفسانی آنان است که ظهور یافته است.

خدا به صراحت در قرآن می فرماید که پیروی از اسلام و پیامبر اکرم(ص) و عمل در چارچوب حلال و حرام، معروف و منکر ، طیبات و خبائث آن، موجب می شود تا بر اساس این تابعیت ، از نوری پیروی و تبعیت کنند که با پیامبر(ص) نازل شده است. این نور قرآن و ایمان است که موجب اظهار نورانیت اجمالی به شکل تفصیلی می شود.(اعراف، آیه ۱۵۷)

کسی که تابع نور پیامبر(ص) یعنی همان قرآن باشد و تحت ولایت و سرپرستی آن قرار گیرد، خدا ایشان را از ظلمات بیرون آورده و در نور کامل تمام قرار می دهد. در حالی که تابعیت از ولایت شیطان و طاغوت موجب می شود تا همان نور فطری خویش را دفن و دسیسه کرده و از نور اجمال به سوی ظلمات تفصیلی بیرون برده شوند.(بقره، آیه ۲۵۷)

در حقیقت این پیروی از راه سالم اسلام و رضوان الله است که انسان را در صراط مستقیم به سوی نور هدایت می کند و آن نور مطلق را در انسان ظهور می بخشد.(مائده، آیه ۱۶) خدا و پیامبر(ص) با این اسلام و کتاب آسمانی قرآن که ساختار اساسی آن نور است، مردم را از ظلمات تفصیلی به نورانیت تفصیلی سوق می دهند(ابراهیم، آیه ۱)؛ چنان که پیامبران پیشین چون حضرت موسی(ع) با نورانیت تورات الهی و آسمانی خویش(انعام، آیه ۹۱) در زمان خود، قوم خویش یعنی یهودیان را از ظلمات به سوی نور الهی سوق داده بود.(ابراهیم، آیه ۵)

از نظر قرآن، کسی که به اسلام و قرآن و پیامبر(ص) ایمان آورده باشد،‌ از نورانیت الهی برای خروج از ظلمات تفصیلی بهره مند می شود؛ زیرا خدا خود مسئولیت اخراج و راندن او از ظلمات به سوی نور را به عهده می گیرد و فرشتگان را مامور می سازد تا با صلوات خویش این ماموریت را به انجام رسانند.(احزاب، آیه ۴۳)

باید توجه داشت که آیات قرآنی، هر کدام بینات و دلایل نورانی و روشنی هستند که می توانند ظلمات تفصیلی را بر دارند و انسان را به سوی نور بیرون برند و نورانی کنند.(حدید، آیه ۹)

بنابراین، بر هر انسانی است که تا به خدا و رسول الله(ص) و نور قرآن که با آن حضرت(ص) است ایمان آورده و از آن بهره مند شوند.(تغابن، آیه ۸) کسانی که این گونه عمل کنند و در همین چارچوب اعمال صالح را به جا آورند می توانند به چنین رستگاری بزرگ برسند و از نورانیت تفصیلی در دنیا و آخرت سود برند.(طلاق، آیه ۱۱)

از نظر قرآن،‌ سرزمین آخرت به نور الهی ، شروق می یابد و روشن می شود.(زمر، آیه ۶۹) در آن جاست که هر کسی اگر نوری با خود از ایمان و قرآن و اسلام داشته باشد، می تواند از ظلمات آخرت در امان ماند.(حدید، آیات ۱۲ تا ۱۴)

اما کسی که در دنیا به زنده به گور کردن نفس و نورانیت اجمالی آن پرداخته و با فجور آن را دفن و دسیسه کرده، نوری ندارد و در همان ظلمات باقی می ماند.(همان؛ بقره، آیه ۱)

خدا به کافران هشدار می دهد که ایشان با کفر و تکذیب پیامبر(ص) نه تنها می خواهند نور الهی تشریعی را خاموش و اطفاء‌ کنند(توبه، آیه ۳۲؛ صف، آیه ۸)، بلکه نور فطرت خویش را نیز دسیسه می کنند(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)؛ زیرا دسیسه به معنای پایین کشیدن فتیله چراغ در حد دفن و زنده به گور کردن آن است که دیگر نوری جز اندک ندارد.

از نظر قرآن، مومنان به سبب بهره مندی از نور ایمان و قرآن به شکل تفصیل و کامل، در حالی در آخرت وارد می شوند که نور ایمان ایشان است که خود و محیط آنان را نورانی کرده است. البته آنان خواهان آن هستند که از همه صفات الهی در تمامیت آن بهره مند باشد و هر صفتی نوری به تمام کمال برای آنان باشد تا بتوانند با آن صفات در تمامیت آن بهشتی کامل تمام را ایجاد کنند. از این روست که خواهان تمامیت نور در خود می شوند که به معنای تمامیت یابی اسماء‌ و صفات الهی در خویش است که توانایی آنان را نیز به تمامیت می رساند و خود ظهور تمام الله می شوند و از رنگ و صبغه گیری (بقره، آیه ۱۳۸) به جایگاه متالهین می رسند که تمام صفات الهی را در تمامیت خویش ظهور داده اند.(تحریم، آیه ۸)

ظلمات نفس انسانی از نظر قرآن

چنان که گفته شد، نورانیت به شکل اجمالی در هر نفس انسانی جعل شده است. این نورانیت نیاز به آن دارد که ظهوری کامل و تمام بیابد که با اعمال عبادی بر اساس نور ایمان و قرآن به دست می آید.

اما اگر کسی بر خلاف آن عمل و رفتار کند، گرفتار ظلمات می شود که روی هم انباشته شده و انسان را از خود نیز بیگانه می کند به طوری که انسان نمی تواند خودش را بشناسد و بیابد.

از نظر قرآن، کافران در دنیا به جای آن که دنبال آب باشند، دنبال سراب هستند. آنان در سرابی قرار می گیرند که در دشت و بیابانی بدون کوه و تپه از شدت عطش به این سو و آن سو حیران می روند. اینان در دنیا گمان می کنند با مال و فرزند و مانند آنها می توانند از تشنگی و عطش حقیقی رها شوند، در حالی که این ها سرابی بیش نیست. آب حقیقی در اعمال عبادی صالح است که با نور ایمان و اسلام و قرآن برای آنان فراهم می آید.

خدا به کافران هشدار می دهد که رفتن به سوی سراب موجب می شود تا زمانی که به آن برسند خود را دست خالی بیابند و آبی در آن جا نیابند، در حالی که می بایست پاسخگوی خدا در باره مدت عمری باشند که صرف امور باطل و پوچ و بیهوده کرده و در نهایتی چیزی دست آنان را نگرفته است.(نور، آیه ۳۹)

از نظر قرآن، کسی که دنبال هواهای نفسانی و دنیاپرستی می رود و اسلام و قرآن را کنار می گذارد، مانند کسی است که در ظلمات عمیق و ژرفای دریا گرفتار آمده است. کسی که در حال غرق شدن است و موج روی موج آمده که دو ظلمت اساسی را برای او شکل می دهد و بالای آن نیز ابر سیاهی که نور خورشید را نیز از او سلب می کند، به طوری که وقتی دستش را بیرون می آورد از شدت تاریکی و ظلمت نمی تواند دستهای خویش را ببیند چه رسد که از وضعیت پیرامون خویش آگاه شود. این گونه است که ترس روی ترس تلنبار می شود و وحشت او را در بر می گیرد. (نور، آیه ۴۰)

این دو ظلمت نخست عمیق همان نادیده گرفتن نورانیت اجمالی فطری و الهامی است که عمق و ژرفای وجودش را در بر گرفته است. کسی که به فطرت و الهام پاسخ نمی دهد،‌ در دو موج عظیم قرار می گیرد. ظلمت سوم را با نادیده گرفتن نورانیت ظاهری و تشریعی ایجاد می کند که از سوی آسمان به او می تابد؛ اما او با دو موج پیشین امکان استفاده از نور آسمان تشریع را از خود سلب کرده است. این گونه است که امواج ظلمانی از درون و برون بر او هجوم می آورد و دچار از خود بیگانگی می کند. کسی که نور باطنی و اجمالی را دسیسه و غرق کرده است، نمی تواند از نور ظاهری و تفصیلی بهره مند شوند؛ زیرا متقی به نور باطنی فطری است که می تواند از نور ظاهری تشریعی بهره مند شود.(بقره، آیات ۲ و ۳)

خدا به مردمان هشدار می دهد که کسی در دنیا نوری را کسب نکند و با خود به آخرت نیاورد، خدا در قیامت برای نوری قرار نمی دهد؛ چنان که کسی نور فطرت خویش را با تقوای الهی فطری روشن نکند خدا او را از نور هدایت تشریعی بهره مند نخواهد کرد.(نور، آیه ۴۰)

پس هر کسی نوری می خواهد می بایست آن را با نور فطری و باطنی و نور تشریعی ایمان و قرآن به دست آورد،‌ وگرنه آخرت نوری نخواهد داشت و خدا نیز برایش نوری را قرار نمی دهد و جعل نمی کند.(همان؛ حدید، آیات ۱۲و ۱۳)

به هر حال، از آموزه های وحیانی قرآن به دست می آید که هر انسانی به شکل اجمالی همه صفات و اسماء‌ الهی را دارد که خود نوری است که ظاهر و مظهر است؛ یعنی خودش را روشن و دیگر چیزها را نیز روشن می سازد؛ زیرا ذات صفات الهی نورانیت است.(نور، آیه ۳۵) این نور با نورانیت ایمان و قرآن و عمل صالح بروز و ظهور تفصیلی می یابد و تشدید می شود؛ چنان که با کفر و نفاق از دست می رود و تضعیف می شود.