نماز و اطعام دو نماد رهایی از دوزخ

samamosدر نگرش قرآن همه انسان ها در زیان و خسران هستند؛ زیرا دوزخ، آدمی را احاطه کرده و تنها راه رهایی انسان از خسران ابدی و فراق دوزخی، ایمان و عمل صالح در دو عرصه شخصی و اجتماعی است. به این معنا که خود، مومن و نیکوکار باشد و دیگران را به ایمان و نیکوکاری بخواند و در این راه فعالانه مشارکت داشته باشد و تبلیغ و توصیه کند و دستگیر دیگران باشد تا از محاصره دوزخ و خسران و فراق راهایی یابد.

اما قرآن، هنگامی که از رهاشدگان از دوزخ و گرفتاران در آن گزارشی ارایه می دهد، از زبان آنان می گوید که آنها عامل خوشبختی و بدبختی خود را نماز و اطعام می دانند. این دو، مهمترین مصادیق و نمادهای ایمان و نیکوکاری در دو عرصه شخصی اجتماعی است. نویسنده برای تبیین این معنا به تحلیل قرآن مراجعه کرده تا حکمت و جایگاه این دو نماد را در زندگی بشر ارائه دهد.

انسان گرفتار در دنیا

انسان موجودی است که در دنیا ماموریتی از خداوند برعهده او گذاشته شده است. این ماموریت همان چیزی است که در آیه ۳۰ سوره بقره از آن به خلافت الهی تعبیر شده است، اما از آن جایی که رسیدن به این مقام در شکل کامل و تمام آن به سادگی مقدور نیست، انسان می بایست راهی سخت و دشوار را در دوزخ دنیا بپیماید و با دو دشمن درونی و بیرونی مبارزه کند.

البته همان گونه که برای انسان، دو دشمن درونی و بیرونی وجود دارد، خداوند دو یار مهربان درونی و بیرونی نیز برای او قرار داده است تا دستگیر او باشند و در صراط مستقیم خدایی و خلیفه شدن او را یاری رسانند. در برابر دشمن درونی هواهای نفسانی، عقل را به عنوان یار و رهبر قرارداده و در برابر دشمن بیرونی وسوسه های شیطانی، پیامبران را فرستاده است.

پس اگر انسان بتواند از عقل و وحی بهره برد، می تواند در صراط مستقیم قرار گیرد و از طریق عبودیت (ذاریات، آیه ۵۶) خود را متخلق به اخلاق الهی کند که به شکل تعلیم و آموزش اسمی در انسان وجود دارد. (بقره، آیه ۳۱) با متخلق شدن به اخلاقی الهی، انسان در مقام خلیفه الهی می تواند رهایی خود و دیگران را تجربه کند و دوزخ دنیا به بهشت رضوان الهی تبدیل گردد و انسان در آرامش و آسایشی قرار گیرد که آرزو و آرمان دیرین اوست.

خداوند در آیاتی چند به وضعیت بحرانی انسان در دنیا اشاره می کند و وضعیت عمومی بشر را خسران و زیان ارزیابی می نماید. (عصر، آیه ۲) تنها راه رهایی انسان از این دوزخ دنیوی که او را احاطه کرده و همه به ناچار از درون آن می گذرند (مریم، آیات ۷۰ و ۷۱) این است که پیرو عقل و وحی باشند و از صراط مستقیم از درون این آتش دنیوی بگذرند و خود را سرگرم آرایه های حیات دنیوی نکنند و از زر و سیم برای خود آتشی درست نکنند که درون و پشت و پهلویشان را بسوزاند و ایشان را در قعر دوزخ برد و خود هیزم دوزخیان گردند. (توبه، آیه ۳۵؛ بقره، آیه ۲۴؛ آل عمران، آیه ۱۹؛ تحریم، آیه ۶)

خداوند به انسان ها در آیات قرآنی از جمله همین آیات هشدار می دهد که در گذر از زندگی دنیوی و دوزخ آن، انتخاب درستی داشته باشند و در مسیر عبودیت که همان صراط و پل رهایی بخش است عبور کنند و به راست و چپ متمایل نشوند؛ زیرا هرگونه افراط و تفریطی از این راه به معنای سقوط در دوزخ است. اما بسیاری از مردم سرگرم همین آرایه های دنیوی چون مال می شوند و به جای آن که به درستی از آن به عنوان ابزار بهره برند به آن اصالت بخشیده و خود را سرگرم لهو و لعب با آن می کنند و در اندیشه جمع کردن و شمارش آن می افتند. (کهف، آیات۷ و ۲۸ و ۴۶؛ اعراف، آیه۳۲؛ یونس، آیه ۸۸، نحل، آیه۸؛ حدید، آیه۲۰ و آیات دیگر)

این گونه است که همین زینت ها و طیبات، وجه غیر الهی خود را نشان می دهد و برای انسان دوزخی آتشین می شود و از خدا و خدایی شدن دور می سازد و در همین دنیا مستقیم به درون دوزخ سوزان می افتد. از این رو خداوند کافران را از کسانی معرفی می کند که در همین دنیا در درون آتش هستند و دوزخ کاملا آنان را احاطه کرده است؛ زیرا ایشان با افراط و تفریط، از صراط و پل عبوری از روی دوزخ، به درون آن افتاده اند. (توبه، آیه۴۹، عنکبوت آیه۵۴)

به هرحال، وضعیت انسان، وضعیت بس خطرناکی در دنیاست؛ زیرا با انتخاب درست و نادرست خود می تواند سعادت یا شقاوت ابدی را برای خود رقم بزند. (بلد، آیه۱۰، انسان، آیه۳) همه دراین دوزخ دنیایی گرفتار هستیم و اگر کسی آن را خانه خود قرار دهد، درآخرت نیز در این دوزخ می ماند، ولی اگر از صراط مستقیم و پل آن بگذرد، می تواند ضمن بهره گیری از مواهب دنیا و طیبات و آرایه های آن (اعراف، آیه۳۲) در چارچوب عقل و وحی، نه تنها خود را رهایی بخشد بلکه دستگیر دیگران شود و وارد بهشت رضوان گردد و جاودانه در آسایش و آرامش ابدی بی هیچ خوف و حزنی از گذشته و آینده اش باشد. (بقره، آیات ۳۸ و ۶۲)

رهایی با ایمان و عمل صالح

این صراط مستقیم و پل عبور از دوزخ، دارای دو بال اصلی است که انسان با بهره گیری از آن می تواند به دور از هرگونه افراط و تفریطی به سلامت از دوزخ بگذرد و به دارالسلام و خانه سلامت درآید. (انعام، آیه ۱۲۷؛ یونس، آیه۲۵)

انسان برای اینکه در این راه حرکت کند نیازمند توشه ای است که انرژی و سوخت حرکتی او را فراهم آورد. این سوخت که همان فطرت و عقل است، موجب می شود تا انسان صفات الهی سرشته در ذات خود را بشناسد، و آن را به کار گیرد و از هرگونه عامل سقوط در ورطه دوزخ دنیا دوری کند. این دوری کردن همان تقوای الهی است.

انسان برای اینکه صفات الهی را در خود بروز دهد و پر پرواز بیابد، می بایست به دو بال ایمان و عمل صالح خود توجه کند. این دو بال ایمان و عمل صالح است که او را برای پرواز در مسیر صراط مستقیم آماده می کند. از این رو خداوند در آیاتی از جمله آیه۱۰ سوره فاطر از ایمان و عمل صالح به عنوان پرهای پرواز آدمی و صعود سخن به میان می آورد. بنابراین، هر انسانی لازم است با بهره گیری از سوخت فطرت و الهامات تقوایی آن، درمسیری که عقل و قلب سلیم مشخص می کند و وحی، آن را تبیین و روشن می نماید، با دو بال ایمان و عمل، پرواز کند و از دوزخ دنیا بگذرد و به دارالاسلام وارد شود. (انعام، آیه ۱۲۷؛ یونس، آیه۲۵)

مسئولیت های اجتماعی انسان

آموزه های قرآنی برخلاف بسیاری از شرایع وادیان، مسئولیت انسان را به گونه ای تعریف می کند که فراتر از مسئولیت های فردی و شخصی است. به این معنا که وقتی دراسلام سخن از مسئولیت انسان و تکالیف او به میان می آید، اختصاص به مسئولیت انسان دربرابر خود ندارد، بلکه انسان همان گونه که در برابر خود مسئول است در برابر دیگران بلکه همه هستی نیز مسئولیت دارد زیرا خداوند انسان را به عنوان خلیفه انتخاب کرده و می بایست این مسئولیت را به درستی بشناسد و به عهده گیرد. (بقره، آیه ۳۰)

براین اساس خداوند در تبیین رهایی از خسران و زیانی که انسان در دنیا گرفتار آن است، ضمن بیان لزوم ایمان و عمل صالح، دستگیری دیگران را نیز به عنوان عامل رهایی معرفی می کند. بنابراین، انسان تنها با زهدورزی و ایمان و عمل صالح نمی تواند رهایی از خسران را برای خود تضمین کند، بلکه لازم است افزون بر آن به کمک دیگران بشتابد و دیگران را به ایمان و عمل صالح دعوت و توصیه کند. (سوره عصر)

از آیات دیگر قرآن نیز این معنا به دست می آید که انسان تنها با مسئولیت دوگانه شخصی و اجتماعی می تواند از خسران رهایی یابد. پس کسی نمی تواند مدعی شود که تنها با تزکیه نفس خود می تواند از خسران نجات پیدا کند. از این روست که اسلام را دین اجتماعی دانسته اند؛ زیرا به همان اندازه که انسان در برابرخود مسئولیت دارد به همان اندازه نیز در برابر دیگران مسئول است.

مشارکت درعرصه اجتماعی

با نگاهی به آیات قرآنی می توان این مسئولیت و نقش اجتماعی را دراشکال گوناگون به دست آورد. به سخن دیگر، غیر از کلیاتی که بیان شده، خداوند درشکل احکام نیز این مسئولیت ها را به تفصیل تبیین کرده است. از جمله درآیه ۲ سوره مائده به مومنان فرمان می دهد که در همه عرصه های اجتماعی حضور فعال داشته باشند.

مومنان می بایست درکارهای خیر و نیک با یکدیگر معاونت کنند و از هرگونه کارهای زشت و نابهنجار جلوگیری به عمل آورند.

آنان ضمن اینکه خود این گونه رفتار می کنند باید دیگران را نیز به کارهای پسندیده دعوت کرده و از کارهای زشت بازدارند. (توبه، آیه ۷۱، آل عمران، آیه ۱۱۴).

این مشارکت درکارهای اجتماعی خوب و پسندیده ازکارهای عبادی مانند نماز آغاز تا درعرصه های جهادی و نظامی و اقتصادی و سیاسی ادامه می یابد.

از این رو خداوند خواهان حضور جمعی مومنان درنماز جماعت (بقره، آیه۴۳؛ آل عمران، آیه ۴۳؛ توبه، آیه ۱۱۲ و آیات دیگر) و نماز جمعه (سوره جمعه) می شود.

خداوند در آیه ۶۲ سوره نور خواهان مشارکت فعال مومنان درعرصه های اجتماعی می شود. مومنان می بایست درهمه عرصه های اجتماعی مشارکت فعال داشته و مسئولیت پذیر باشند. این مشارکت می تواند درمساله همفکری و مشورت باشد (آل عمران، آیه ۱۵۹) یا درعمل اجتماعی دیگری چون حضور در میادین نبرد و جهاد جلوه گر شود. (انفال، آیه ۷۲ و آیات دیگر)

کمک به دیگران و دستگیری ناتوانان و مستضعفان و کودکان و زنان و پیرزنان، از دیگر امور اجتماعی است که خداوند بر آن تأکید کرده و حتی خواهان آن است که برای نجات ایشان از هرگونه ظلم در برابر ظالمان و مستکبران بایستند و به جهاد و مقاتله قیام کنند. (نساء، آیه ۷۵)

هر انسانی موظف است که مسئولیت های اجتماعی و نقش های آن را به درستی بپذیرد و بدان وفادار باشد و عمل نماید. بر مؤمنان است که همواره حضور جدی و فعالی در عرصه اجتماعی داشته باشند و برای اجرای عدالت و وادار کردن مسئولان و طبقات مدیریتی کشور به آن در جامعه حضور جدی داشته باشند. (حدید، آیه ۲۵)

تقدم امور اجتماعی بر امور شخصی

از برخی آیات قرآنی به دست می آید که گاه امور اجتماعی حساس مانند جهاد و بیعت و انتخابات حتی بر امور شخصی مقدم است و هرگاه رهبری جامعه به امر اجتماعی مهمی فراخواند بر مردم است تا فعالانه در آن عرصه وارد شوند و کارهای شخصی خود را رها کنند. هرگونه تخلف از مشارکت و حضور در امر اجتماعی جایز نیست و هر کسی می بایست به طور مشخص از رهبری جواز عدم حضور و مشارکت را کسب کند. این بدان معناست که مشارکت در امر اجتماعی، مهم و تقدم آن بر امور شخصی امری قطعی است و هرگاه درباره موردی شک و تردیدی مطرح شد می بایست اصل را بر حضور و مشارکت قرار داد.

خداوند در آیه ۶۲ سوره نور می فرماید: انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله و اذا کانوا معه علی امر جامع لم یذهبوا حتی یستأذنوه ان الذین یستأذنونک اولئک الذین یؤمنون بالله و رسوله فاذا استاذنوک لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم واستغفر لهم الله ان الله غفور رحیم؛ جز این نیست که مؤمنان کسانی اند که به خدا و پیامبرش گرویده اند و هنگامی که با او بر سر کاری اجتماع کردند، تا از وی کسب اجازه نکنند نمی روند. در حقیقت، کسانی که از تو کسب اجازه می کنند آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس چون برای برخی از کارهایشان از تو اجازه خواستند، به هر کس از آنان که خواستی اجازه ده و برایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است.

بنابراین، به حکم اولویت امور اجتماعی بر امور شخصی و تقدم خواسته های رهبری بر خواسته های شخصی لازم است تا مؤمنان در امور اجتماعی جامعه اسلامی مشارکت فعال داشته باشند و کارهای خود را کنار بگذارند و به کارهای اجتماعی بپردازند. کسانی که با بهانه جمع آوری محصولات، آموزش و تدریس در حوزه و دانشگاه، مشکلات خانوادگی، ترس و خوف همسر و فرزندان، از فعالیت های مهم اجتماعی مانند حضور در جبهه خودداری می کنند یا هنگام نماز جمعه و برپایی اجتماع هفتگی سیاسی عبادی به خرید و فروش می پردازند، جزو متخلفین حساب می شوند و خداوند ایشان را به سبب عدم تقدیم فعالیت های اجتماعی بر شخصی مؤاخذه، سرزنش و توبیخ می کند. (سوره جمعه؛ توبه، آیات ۹۳ و ۱۲۰)

نماز و اطعام دو نماد مهم

چنان که گفته شد تنها راه رهایی از خسران و دوزخ، ایمان و عمل صالح است. نمادهای مهمی که قرآن برای ایمان و عمل صالح بیان کرده نماز و اطعام است. نماز بهترین و زیباترین حالت عبادی و تزکیه نفس است. از این رو ستون دین و مرز اسلام و کفر معرفی شده است.

با نگاهی به آثار نماز در زندگی مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی بشر می توان دریافت که چرا خداوند نماز را مهم بیان می کند و آن را نماد رهایی بخش بشر از دوزخ فراق و سوز می داند. در آیات قرآنی به بیش از هشتاد اثر بسیار مهم نماز پرداخته شده که هر یک به تنهایی به معنای همه چیز است.

خداوند هنگامی که از وضعیت دوزخیان گزارش می کند، در بیان علت ورود به دوزخ آنان می گویند که اهل نماز نبودند. (مدثر، آیات۴۲ و ۴۳)

خداوند در کنار نماز، به مسئله اطعام به عنوان نماد دیگر رهایی اشاره می کند که مرتبط با امر اجتماعی است. به این معنا که انسان با دو کار شخصی و اجتماعی نماز و اطعام می تواند خود را از خسران و دوزخ رهایی بخشد. خداوند در سوره مدثر گزارش می کند که وقتی از دوزخیان پرسیدند: ما سلککم فی سقر؛ چه چیز شما را در آتش سقر درآورد؟» می گویند: «لم نک من المصلین، از نمازگزاران نبودیم، و لم نک نطعم المسکین؛ و بینوایان را غذا نمی دادیم.» (مدثر، آیات ۴۱ تا ۴۳)

نماز، برترین نماد در ایمان و خداپرستی است چنان که اطعام و غذادادن به بینوایان و ناتوانان مهم ترین و بهترین نماد برای کارهای اجتماعی در قبال جامعه است. البته عبادت چهره های مختلفی به خود می گیرد که جنبه های فردی و اجتماعی نیز از جمله آنهاست. به این معنا که کارهایی چون زکات و نیکوکاری و احسان و انفاق خود جلوه ای از عبادت است، چنان که کارهایی چون نماز و روزه و خواندن قرآن و حج و مانند آن نیز جلوه ای دیگر از عبادت می باشد. اما دو چهره مهم ایمان و عمل صالح یعنی عبودیت و بندگی را می بایست در نماز و اطعام دید. از این رو خداوند همواره بر نماز و اطعام تأکید می کند و در آیاتی از جمله سوره انسان به مسئله اطعام اهل بیت(ع) اشاره کرده و می گوید که ایشان با اطعام خود توانستند محبوبیت خداوند را کسب کرده و در مقام رضا قرارگیرند و از بهشت رضوان الهی سود بزند.

مؤمنان کسانی هستند که نماز می خوانند و اطعام می دهند و دیگران را به این دو عمل تشویق و ترغیب می کنند. (معارج، آیات۲۰ و ۲۱؛ فجر، آیات۱۶ تا ۱۸ و آیات دیگر) در حالی که کافران از این دو عمل به شدت پرهیز کره و حتی از آن باز می دارند. (حاقه، آیه۳۴؛ ماعون، آیات۲ تا ۷ و آیات دیگر)

از نظر قرآن بهترین جلوه های شخصی و اجتماعی عبادت را می بایست در نماز و اطعام جست. از این رو پیامبران (هود، آیه۶۹؛ ذاریات، آیات۲۴ تا ۲۷) و ابرار (سوره انسان و آیات دیگر) و اهل بهشت که اصحاب یمین هستند (بلد، آیات۱۴ تا ۱۸) دارای این صفت مهم نمازگزاری و اطعام کنندگی بودند.

بنابراین لازم است که انسان برای شناخت اهل تقوا و مؤمنان و نیکوکاران، به این دو نماد توجه کند و آن را از اسباب شناسایی انسان های خوب از بد بداند و به کار گیرد. به این معنا که انسان خوب اهل نماز و اطعام است در حالی انسان بدکار از این دو نه تنها گریزان است بلکه دیگران را نیز به ترک نماز و اطعام تشویق می کند. بنابراین، باید برای این که در مسیر عبودیت باشیم باید همواره بر عناصر مهمی چون نماز و اطعام توجه داشته و خود بدان، عام و دیگران را نیز بدان تشویق کنیم، چنان که اسوه های بشریت از پیامبران و امامان(ع) این گونه بودند و خداوند از نماز بسیار ایشان و اطعام آنان به بینوایان و بلکه حتی دشمنان کافر و اسیر، خبر می دهد.